انسانها در مدت زندگی خود تلاش زیادی برای تغییر شرایط زندگی شان انجام میدهند. اما بیشتر آنها نتیجه قابل توجهی کسب نمیکنند.
این به آن دلیل نیست که آنها استعداد یا توانایی یا شانس کمتری دارند بلکه به این دلیل است که تلاش آنها برای تغییر شرایط زندگی منجر به تغییر ذهن شان نمیشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.57 از 56 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز
همیشه قدرت ذهن محکمترین و قویترین چیزی بوده که من بارها اون رو احساس کردم و فهمیدم که واقعاً درسته و قدرت ذهن واقعاً وجود داره،
وقتی که از این رابطهای ناراحت هستیم و دوستش نداریم اما مدام دربارش صحبت میکنیم تا به دیگران بگیم که ما از اون انسان ناراحتیم و یا توی این رابطه دوست نداریم باشیم و ادامه بدیم،
این همه افکار و احساس با قدرت ذهن است که مرور میشه و ما رو در اون شرایط ناخوشایند قرار میده که دوست نداریم تجربش کنیم،دوست نداریم دوباره در اون شرایط قرار بگیریم و از سمت اون آدم پیامی دریافت کنیم اما انقدر تکرارش میکنیم که با قدرت ذهن دوباره در اون شرایط خودمون رو قرار میدیم،
پس یکی از تغبیرات بزرگ ذهنی میتونه تکرار نکردن موضوعی باشه که ما رو ناراحت کرده و یا رابطهای که ما رو اذیت کرده باشه،ادامه ندادن اون افکار و مرور نکردنشون میتونه خیلی کمک کننده این تغییر ذهنی باشه که ما بتونیم موفق از توش بیرون بیایم،
مثلاً وقتی که یه غذایی رو دوست نداریم بخوریم خیلی راحت و ساده به کسی که اون غذا رو تهیه کرده میگیم نه من میلی به خوردن این غذا ندارم شاید هم یک دسته از انسانها اگه غذایی رو دوست نداشته باشند به اندازه کم فقط بخورند ،و حتی تشکر هم کنم در کنار بروند, اما عدهای هم هستند که خشمگین میشن و همه جا رو به هم میریزن خودشان و ذهنشان رو درگیر میکنند که چرا این غذا رو درست کردی تو که میتونستی من این غذا رو دوست ندارم پس چرا اینجوری داری ز من پذیرایی میکنی،
این مثال میتونه درباره ارتباطهای بین آدمها هم پیش بیاد یکی هست که به راحتی میگه نه و اون رابطه رو تموم میکنه و کنار میکشه و آرامش درونی خودش رو دچار مشکل نمیکنه،از طرفی یکی دیگه از آدمها میتونه توی اون شرایط بمونه تحمل کنه و کمی هم سختی رو به جون بخره و دست و پنجه نرم کنه تا بتونه حس خودشو خوب کنه،همان دسته سوم آدمیه که بیش از حد واکنش نشون میده و برای فرد مقابل توضیح زیادی میده که چرا این رفتارو با من داشتی و منو ناراحت کردی،و بارها این افکار را مرور میکنه و خودشو در اون شرایط دوست نداشتنی قرار میده،
اینجاست که باید باشیم و فکر چارهای کنیم چرا من توی این رایط گیر کردم من جز کدوم دسته از این آدما هستم چه جوری میتونم به خودم کمک کنم و از یک رابطه ناسالم بیرون بیام،
بله فهمیدم جوابش عشق به خودم و دوست داشتن و آرامش درونی منه تغییر شرایط ذهنی من و مرور نکردن افکاری که منو اذیت میکنند،حرف نزدن درباره چیزهایی که احساس خشم کینه نگرانی و نفرت رو در من ایجاد میکنند،
فقط تصمیم میگیرم که رها کنم رها کنم و رها کنم،
من هم حق انتخاب دارم و دوست دارم در شرایطی که باب میلم هست زندگی کنم و همیشه شاد باشم و لبخند بزنم آرامش داشته باشم و در سلامتی زندگی کنم و لذت ببرم،
پس نباید هر روز باشم افکار منفی رو مرور کنم درسته که چندین ساله این کارو انجام نمیدم اما گاهی شیطون منو گول میزنه،به تصورات آدمها راجع به خودم توی ذهنشون کاری ندارم و برام هم مهم نیست اما چرا انقدر بهش فکر میکنم که خودم را از پا در بیارم و این تنها راه حلی نداره جز رها کردن و ترک یک آدم با انرژی منفی،
امروز هم دوباره فهمیدم که دنیای من زیباست زمانی که زیبا فکر میکنم باورهای خوبی دارم و خودم مسئول همه یط زندگیم هستم و میپذیرم که من خالق زندگیم هستم اگر به خوبیها و زیباییها فکر کنم،
و این افکار من هستند که خالق لحظههای زندگیم در ثانیه و دقیقهها هستند پس به گذشته برنمیگردمو یادی هم از خاطرات یک ب بودن یا نبودن نمیکنم پس در لحظه زندگی میکنم و لذت میبرم،و سپاسگزارم برای تمام نعمتهای زیبایی که دارم حال خوبم احساس آرامشی که امروز میکنم همه لطف خداوند بوده که شامل حال من شده که امروز با احساس خوب به زندگیم ادامه بدم،
باتشکر ازشما
باسلام خدمت شما استاد عزیز
من به قدرت تغییر ذهن خود ایمان دارم،
قدرت ذهن یکی از مهم ترین تصمیم های بود که من در زندگیم گرفتم که باید حتما قدرت ذهنم رو بشناسم، پس تصمیم گرفتم کتاب هایی درباره ی قدرت ذهن و نیروی خیال و کتاب های با اسمامی مختلف رو تهیه کنم و بخونم،در خوندن و درک همه ی این کتاب های خوب که من سال ها پیش از آشنا شدن با سایت انجام میدادم حس کردم خیلی تاثیر بسار زیادی در زندگی میزاره و با قدرت ذهن تا حدودی اشنا شدم،
اما از زمانی که از نتایج چند ساله ی خودم از سایت و اگاهی و تجربه های دوستان و خودم و شما استاد عزیز میبینم و در نوشته ها میخونم باور کردم و به قدرت ذهنم ایمان اوردم، و من با ذهن قدرتمند خودم همه ی احساس خوب رو طی این چند سال جذب کردم با توجه به خوبی ها و فقط انجام ندادن گله و شکایت و خشم و کینه و حس بد،
از زمانی که با سایت آشنا شدم یتونم به اطمینان بگم که تاثیر قدرت ذهن من طی این سالها خیلی در زندگی من تاثیر داشته همیشه به چیزهای خوبی که فکر میکردم پس از مدتی برای من اتفاق میافتده ،
مثلاً مادربزرگ من که او را بسیار دوست میدارم ولی گاهی در شرایطی قرار گرفتهام که برای حال بد او دلسوزی کرده باشم اما بعد خودم گفتم که اگر او نمیخواهد که تغییر کند و ذهن خودش را تغییر بدهد من نیز از دستم کاری بر نمیآید و فقط خودم رو همهدار انرژی منفی او خواهم کرد،خیلی دوست دارم که به انسانهای اطراف خودم آگاهیهای ذهنم رو بدم و به اونها کمک کنم اما احساس میکنم که اول از همه خود اون فرد باید به خود و تصمیم به تغییر بگیره که به نظرم تغییرات و باورها خیلی سخته ،
من با قدرت ذهنم همیشه آرامش دارم حال خوبی رو هر روز تجربه میکنم من با قدرت ذهنم سلامتی کامل رو به دست آوردم و دیگه با خوردن غذاها ناراحتی معده نمیگیرم من با قدرت ذهنم لبخند بیشتری میزنم و احساس شادی درونی واقعی میکنم منو قدرت ذهنم نشون نمیدهم به انسانهایی که هم عقیده من نیستند اما اگر گاهی این اشتباه رو انجام بدم آگاهانه به مسیرم برمیگردم مثلاً همین واکنش دادنم به شرایط مادربزرگم از سر دلسوزی بود و نمیدانستم که من در تغییر حال او هیچ نقشی ندارم تنها حال خودم رو بد میکنم پس با آگاهی سریع تصمیم گرفتم که واکنش ندادم را انتخاب کنم،
من چون خودم مدتها پیش تصمیم به تغییر ردن گرفته بودم و میخواستم که انسان بهتری بشم به نظرم تغییر کردن در زندگی من یک معجزه بود و خیلی راحت در این مسیری که قرار گرفتم جذب اون شدم و کم کم تغییرات من شروع شد پس من برای تغییرات خودم سختی نکشیدم فقط اراده کردم و از خداوند خواستم که انسان بهتری بشم که افکار و نگرش بهتری درباره زندگی و خودم و قدرت ذهنم دارم و این گونه هم شد،
مثلاً خاله عزیزم که مدتهاست دوست داره تغییر کنه من اونو با این سایت یک سال پیش آشنا کردم اید یک یا دو قسمت از فایلهای خوب زندگی با طعم خدا رو گوش داده باشه اما فکر میکنم که نمیخواد اراده کنه و واقعاً تغییر کنه پس من وظیفه خودم رو انجام دادم و سایت رو به اون معرفی کردم شروع و حرکتش با خودش است و این به اراده و خواستن قلبی اون انسان بستگی داره،
به نظر من علت تداوم در زندگی خودم میتونه این باشه که فکار و باورها و نگرشهای خوبی رو به جای نگرشهای قبلی که داشتم قرار دادم مثلاً هر روز که بیدار میشدم از دیگران انتظار داشتم و امروزه هر روز که بیدار میشم برای زنده بودن و حال خوب و آرامشم پاسگزاری میکنم مثلاً در گذشته از این ناراحت بودم که تنها هستم اما امروزه با قدرت ذهنم ز تنهایی خودم لذت میبرم و خودم رو دوست دارم و برای جسم و روح خودم ارزش قائل میشوم مثلاً از دیگران توقع زیادی داشتم و یا نگران ین بودم که دیگران درباره من چه فکری میکنند و این بسیار برای من آزاردهنده بود اما امروزه با قدرت ذهنم هیچ اهمیتی به نظر دیگران درباره خودم نمیدم و اون کاری رو میکنم که احساس خوب و رضایتمندی در اون هست،همه اینها شاید مادی نباشند اما تغییراتی هستند که با قدرت ذهنم تونستم به دست بیارم و برای من بسیار ارزشمند هستند،برای همین تداوم داشت شرایطی که در اون هستم یعنی دامه داشتن و تغییر کردنم و مصمم بودنم در این دورهها و در این مسیر،
از زمانی که من تصمیم گرفتم و تغییر کردم احساس میکنم که اطرافیان من هم بر اساس افکار و نگرش من با من در ارتباط هستند مثلاً در گذشته از روابط خودم با پدر یا مادرم ناراحت بودم و دوست داشتم با من بهتر از اینها رفتار کند و جملات و کلمات زیبایی به کار ببرند اما از زمانی که خودم تصمیم به تغییر گرفتم روابط من خود به خود بهتر و زیباتر شد،
بنظر من یک فرد متناسب و لاغر که ذهن خودش روی ناخودآگاه تنظیم شده هیچ تلاش و یا سختی و یا رنجی برای لاغر بودن نمیکشه من به شخصه یک فرد متناسب و لاغر بوده و هستم و هیچ کار خاصی در این زمینه انجام نمیدم که اصلاً به چاقی فکر نمیکنم و میتونم که هرچی میخورم چاق نمیشم و این باور منه و باور دارم که با قدرت ذهن همه کارمیشه کرد حتی لاغرشد،حتی سلامت بود،
من شاید به اشتباه خیلی واکنش ه انسانهای دور و برم نشان میدهم مثلاً روز پیش که مادربزرگم از درد و رنج و بیماریهای خودش میگفت با احساس دلسوزی به اون گوش میکردم و واکنش نشون میدادم اما بعد از اشتباه خودم پشیمون شده بودم که با این همه آگاهی چرا کنش به انرژیهای منفی میدهم،اما این اشتباه کردن باعث ناامیدی من نمیشه بلکه بیشتر مصمم میشم که به خودم قول بدم که دیگه این اشتباه رو تکرار نکنم و به انسانهایی که همهدار هم انرژی و یا هم عقیده با من نیستند واکنش ندهم،زیرا که دلسوزی برای آنها هیچ درمانی نیست و نه تنها حال اون رو خوب نمیکنه بلکه حال من رو بد میکنه و من را در مدار پایینتری قرار میده،
پس من میتونم بگم که به این درک رسیدم که هرکس در آرامش مهربانی عشق و محبت انتخاب کنه که زندگی رو با افکاری خوب و با کیفیت و قدرت ذهن خودش در اختیار بگیره زندگی رو سخت نگیره و نگرشهای بنیادین خودش رو در مسیر و جهت درستی هدایت کنه میتونه زندگی پر از احساس خوب و تجربه رو و لذت بردن و رسیدن به خواستهها رو تجربه کنه و لذت ببره،
در نهایت ممنونم از این فایل بسیار خوب شما که تمام جوابهای سوالهایی که توی ذهنم بود را دریافت کردم و با خوندن این فایل فهمیدم که هیچ چیز مهمتر از احساس و قدرت ذهن من نیست و من به تغییر قدرت ذهن خودم ایمان دارم امروز هم میخوام بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما