0

من به قدرت کلام خود ایمان دارم (قدم ۱۵)

قدرت کلام
اندازه متن

برای تحقق آرزوهایتان باید از همه توانایی‌های خود در یک جهت استفاده کنید.

اگر در ذهن خود بر تحقق آرزوهایتان پافشاری می‌کنید اما با قدرت کلام‌تان درباره شرایط و احساسات مخالف خواسته هایتان صحبت کنید تحقق آرزوهایتان را با مشکل مواجه خواهید کرد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 44 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42699

44 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

44 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ ۰۹:۲۹
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,366 کلمه

      به نام خدای نور، مهربان بی نهایت و فراتر از انتظار 💫

      درود و مهر تقدیم استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🦋

      ★☆گام پانزدهم : من به قدرت کلام خود ایمان دارم★☆

      یکی از حوزه های تخصصی که من در دانشگاه در مقاطع تحصیلات تکمیلی خونده م، تجزیه و تحلیل کلام هست که از شاخه های زبانشناسی کاربردی محسوب میشه.
      این حوزه، بصورت تخصصی -کلام- اونچه بصورت اختصاصی بهش discourse میگن، رو به این صورت تعریف میکنه:
      ★زبان ِ استفاده شده برای هر نوع ارتباطی: درون فردی، بین فردی، فرم نوشتاری، گفتاری و افکاری هست، سیستم افکار و دانشی که تجربه ی ما با دنیای درونی و دنیای پیرامون مون رو ، ایجاد میکنه.

      چند نکته ی مهم در این تعریف قابل توجه هست:
      ☆کلام، لزوما گفتاری یا نوشتاری نیست، هر نوع گفتگوی درونی و فکری نیز کلام محسوب میشه : پس اونچه ما به عنوان inner talk یا خودگویی بصورت همیشگی در درونمون داریم نیز ، از دیدگاه زبانشناسی -کلام- هست.

      ☆کلام، سیستم افکار و دانش ما هست. پس ریشه ی تمام انچه در طول روز میگیم، چه با دیگران چه با درون خودمون، از این سیستم فکری که کلام هست، وجود داره. بنابراین: با تغییر سیستم فکری مون، کلام مون طبیعتا و خود به خود تغییر میکنه. در نتیجه لازم نیست خودمون رو برای این تغییر به اجبار و فشار وادار کنیم و مدام در این وسواس باشیم که: چی بگیم، چی نگیم، چی مثبته چی منفی، چطوری بگیم چطوری نگیم. کافیه تغییر رو در سطح و لایه ی فکری مون ایجاد کنیم: خود به خود کلام مون متاثر میشه.

      ☆کلام، زبان ِ استفاده شده برای ارتباطات درون فردی ست. بنابراین اونچه که مدام داریم در ذهن مون مرور میکنیم هم کلامه! پس اینکه من نوعی، تلاش کنم در بیرون خودم، در آنچه به زبان میارم، سعی کنم مثبت باشم، و واژه های منفی به کار نبرم، اما در درونم در افکار و خودگویی هام منفی باشم، جز اضطراب بیشتر و ناامیدی بیشتر ، هیچ برام نداره! چرا که وقتی از درون و از همون سیستم فکری که ریشه و بیس کلام ما رو تشکیل میشه، مثبت نباشم، احساس و انرژی مثبت ندارم. از طرفی در بیرون یعنی در انچه به زبان با دیگران میگم، تلاش و وسواس به خرج میدم تا مثبت باشم و توقع تغییر در من ایجاد میشه. اما تغییری نمی بینم چون لایه ی فکری و دانشی من مثبت نیست. و وقتی ریشه ، آفت زده باشه، محصول هم آفت زده ست. پس تکرار و وسواس کلمات مثبت بدون داشتن فکر و احساس مثبت نتیجه دلخواه نداره. نهایتا من نوعی دچار این اضطراب میشم که: من که همش مثبت حرف میزنم و کلمه منفی به کار نمی برم، پس چرا تغییر دلخواهی در زندگی و شرایطم نمی بینم!

      پس ما به جای اینکه تلاش کنیم در سطح انچه بصورت فیزیکی در ارتباط با دیگران، وسواس مثبت گویی به خرج بدیم، تلاش کنیم سیستم فکر مون رو مثبت کنیم. من به شخصه از وقتی در دوره ها هستم، کاملا متوجه میشم که چقدر در کلامم تغییر ایجاد شده، چون در فکرم تغییرات اساسی ایجاد شده. و جالبه که کاملا ناخوداگاه این تغییر ایجاد شده و من ناخوداگاه بدون تلاش، و وسواس ، جمله ها و کلماتی که به کار می برم ، مثبت هستن. و اینو از فیدبک همکاران و داتشجویانم که بیشترین ارتباط اجتماعی رو در طول روز باهاشون دارم، متوجه شدم که جدیدن خیلی زیاد میگن چقدر شما تکیه کلام قشنگ و مثبت و منحصر به فردی داری، چقدر دعاهات قشنگه!
      و من هربار که این فیدبک ها رو می شنوم، از صمیم دل خدا رو شکر میگم که به این مسیر هدایت شدم و دارم این چنین تغییرات رو تجربه میکنم.

      اوایل که وارد دوره ها شده بودم، در دوره ی طلایی رسیدن به آرزوها، یاد گرفته بودم که نباید شکوه و شکایت کنم، و این مورد همون اوایل ش یکم برام وسواسی شده بود. و همیشه ذره بین دستم بود و مراقب بودم که چی میگم و چی فکر میکنم، حتی نسبت به اونچه اطرافیان می گفتن حساس شده بودم و توجه میکردم که اگر یه نفر داره شکوه شکایت میکنه، سریع ذهن من الارمش روشن میشد که: ببین ! ببین! داره شکوه شکایت میکنه ها، چقدر ناشکره !! اما بعد از مدتی فهمیدم همین الارم ذهن من خودش نوعی شکوه شکایته! و مچ ذهنم رو گرفتم. پس تلاش کردم تا تمرکزم رو کاملا بردارم، و بارها به خودم گوشزد کردم که : هر کسی اختیار افکار و کلامش رو داره. دوست داره شکوه شکایت کنه، تو اگه هنر داری خودت شکوه شکایت نکن.
      از اون به بعد محور تمرکزم بیشتر از قبل چرخید سمت دنیای درونم. و الان خیلی راحت تر از قبل می تونم مچ منفی باف رو بگیرم و ساکتش کنم وقتی که شروع به حرف زدن میکنه. مخصوصا وقتی که واکنش فکری ناخوداگاهی در ذهنم جریان پیدا میکنه. و یک فکر ناخوداگاه در ذهنم مرور میشه. هفته ی پیش یکی از همکاران خانم، درباره همسرش حرف میزد که پزشکه، و دوره ی زیبایی دیده میخواد در مطبش، بخش زیبایی باز کنه. و میگفت که بیاین مطب همسرم ژل و بوتاکس تزریق کنین یکم دم عیدی به خودتون برسید!
      هر کدوم از خانمها یه عکس العمل نشون داد. یکی گفت: چقدر تخفیف میده!
      یکی دیگه گفت وای چقدر خوب من میخوام بوتاکس کنم!
      یکی دیگه گفت: ادرس مطب همسرت رو بده من برم ویزیت شم.
      و خلاصه هر کسی یه چیزی میگفت.
      و اما ذهن آلوده ی من چی میگفت…..؟!
      در تمام مدت که خانمها مشغول صحبت در این مورد بودن، من در این اندیشه، حیرت زده بودم که:
      این خانم چقدر راحت داره از خانمهای دیگه دعوت میکنه بیاید پیش همسر من کار زیبایی صورت انجام بدین!! چرا هیچ حساسیتی نداره؟! به همین صراحت و راحتی، پذیرفته که همسرش تمام روز با خانمها سر و کار داشته باشه! اونم خانمهایی که قصد کار زیبایی دارن! و مدام باید چشمش توی صورت بقیه متمرکز باشه! و تازه توی ذهنم دلسوزی هم میکردم برای این خانم…!
      و وقتی متوجه فکر های مسموم خودم شدم، واقعا خحل شدم از اینهمه فکر منفی! اما در عین حال خوشحال شدم که یک الگوی نادرست و منفی دیگه در فکرم ریشه یابی کردم. و همون موقع یاد یکی از جمله های استاد افتادم که گفتن: زن پاک برای مرد پاک.
      و اون خانم رو در ذهنم بسیار بابت اعتماد و پاکیش تحسین کردم و گفتم این خانم یکی از متعهد ترین و بااخلاق ترین خانمهایی هست که در تمام عمرم دیدم. پس همسرش هم حتما همینطوره و آدم متعهد و جنتلمنی هست.
      و سعی کردم روی این باور منفی جدید پیدا شده، بسیار کار کنم و ریشه کن ش کنم.
      و اونجا بود که فهمیدم چقدر گفتگوهای درونی ما ، مهم، و گاها نهان هستن! و براحتی در سکوت ما رو منحرف میکنن از مسیر. و من چقدر باید بیشتر از بیرون به درونم توجه کنم و مسلط باشم.
      اهمیت این موضوع زمانی پررنگ میشه، که بپذیریم، جهان و خدا، زبان رو نه بلدن نه اهمیت میدن، برخلاف اونچه که همیشه به ما یاد داده بودن با خدا باید عربی حرف زد، زبان دین ما و کتاب ما عربیه، اما چقدر زندگی و ارتباط با خدا قشنگ و آسون و دلبرانه ست وقتی که به این اگاهی میرسیم که خدا در احساس ماست. و من وقتی خوشحال و راضی باشم در واقع دارم با خدا ارتباط درست برقرار میکنم و مثبت و شاد باهاش حرف میزنم. و وقتی ناراضی و غمگین باشم دارم با خدا و جهان هوشمند هستی، حرفهای منفی میزنم و ارتباط مون نادرسته.
      پس به راحتی ِ یک احساس، یا یک فکر که درون ما میجوشه با خدا ارتباط برقرار میکنیم. بنابراین حتی لازم نیست به زبان هی تکرار کنیم خدایا شکرت! همینکه در فکر و احساس و شادی مون احساس رضایت و شادی داشته باشیم، در واقع در تمام اون لحظه ها داریم با خدا حرف میزنیم. داریم از -کلام- استفاده می کنیم.

      خدایا بابت آگاهی های ارزشمند و این گنج های بی همانند و روشنی بخش سپاسگزارم 💫
      استاد عزیزم، چراغ روشن راهم، بابت هدایت و راهبری درست ما به سمت راه راستی و خوشبختی سپاسگزارم 🦋
      الهی سایه تون برقرار و همیشه نور و مهر در قلب تون مواج. 💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید