0

من به قدرت کلام خود ایمان دارم (قدم ۱۵)

قدرت کلام
اندازه متن

برای تحقق آرزوهایتان باید از همه توانایی‌های خود در یک جهت استفاده کنید.

اگر در ذهن خود بر تحقق آرزوهایتان پافشاری می‌کنید اما با قدرت کلام‌تان درباره شرایط و احساسات مخالف خواسته هایتان صحبت کنید تحقق آرزوهایتان را با مشکل مواجه خواهید کرد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 44 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42699

44 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

44 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۵ ۱۶:۴۵
      مدت عضویت: 1443 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 598 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      سال های زیادی از عمرم بز این باور بودم که باید حتما هنگام عبادت و نماز با خدای خودم حرف بزنم ،همه میگفتن این همه با دیگران صبحت میکنی بعد ی وند دیقه هم خوب برو نماز بخون و سر وقت با خدای خودت حرف بزن،

      همیشه برای من از بچگی تا سه سال پیش سوال بود مگه حرف زدن با خدا وقت یا زمان داره؟ 

      یا وقتی فقط نماز میخونیم با خدا حرف میزنیم؟

      حالا گیرم که نماز بخونیم چرا با زبان عربی از خدا دعا و حرف میکنیم؟

      اینا سوال های بودن که سال ها از هیچ کس نمیپرسیدم چون میدونستم جوابی برای گفتن ندارن و یا واکنش خوبی نمیدن،

      حرف زدن در ذهنم شروع شد ، و از خود خدا سوالم رو پرسیدم،و با ذهنم به این فکر کردم که اصلا قدررت کلام در چیست که همه جا میشنوم میگن مراقب افکارت باش که گفتارت میشود،

      بعد از این ناراحتی های دیگه ای برام بوجود اومده بود دیگه بزرگتر شده بودم و درک بهتری از زندگی داشتم،شرایط مادی این که درس بخونم دانشگاه و شغل و خیلی چیزهای که اون زمان هیچ کدوم به میل من انجام نشد و بهش نرسیدم،

      رفته رفته میدیدم دنیا روی پول و ثروت میچرخه دیگه کم کم همه‌چیز شده بود مادیات و هر کس  در معاشرت باهات میگفت حقوقت چقدره؟

      خسته شدم دیگه دوست نداشتم از تکرارس بودن روز هام و این که همش صبر میکنم ولی خانواده که اهمیتی نمیده،

      همه اینا ها گفت‌وگو های ذهنم ، در گذشته بودن،

      کی پس منم اونطوری که می‌خوام برای خودم خرج مسکنم مستقل میشم تفریح میکنم مگر چند بار به دنیا میام چند بار جون میشم و زندگی میکنم، همه کلام ذهنیم درونم بود،

      دیگه کم کم از اینا احساس بدی داشتم احساس تنهایی داشتم انگار هیچ کس رو ندارم و توی تنهای ذهنی خودم گیر کرده بودم، از جمع های شلوغ بدم میومد از خلوت و سکوت حوصلمسر میرفت ،از دیگران زود عصبی میشدم دلم میگرفت، تا حدی که با دیگران میخواستم حرف بزنم اشک های من جلو تر از کلام من سرازیر میشدن،،،،

      تا این که

      یروز 

      توسط عمه ی مهربان و عزیزم ی روز وقتی دید چقدر در احساس بدی هستم با این سایت خوب اشنا شدم و هدایت من از اون روز شروع شد ،

      با اولین فایل دنیای من تغییر کرد دیگه حس خوب داشتم وقتی میومدم توی سایت، دیگه تمرین هام رو به موقع و هر روز انجام می‌دادم و تا الان میتونم بگم باور من هم اینه که من به قدرت کلام خودم دیگه ایمان دارم،

      اینجا بود که رسیدم 

      به همه چیز های خوبی که اول از درونم شروع شد و بعد در زندگیم شکل پیدا کرد و تجربه‌ کردم،

      خواسته هام رو داشتم تجربه میکردم، وقتی درونم درست شد وقتی در ذهنم کلامی خوب و ثدرت مند از دنیای جدیدم داشتم،

      دیگه اینان اوردم با ذهنم و قدرت کلام خودم میتونم خارق زندگی باشم که می‌خواستم ،

      و الان می‌دونم چه کلامی رو باید در زندگی استفاده کنم چی بگم و بهش فکر کنم، 

      و از همه مهم تر این بودم سلامتی رو کامل بدست لوردم ارامش و شادی روحی که داشته و اسنا بخاطر این بود یا  گرفتم  به چه چیز های توجه کنم و چقدر کلام من قدرت داره پس همیشه در احساس خوب و بهترین کلام همسو با رفتارم‌، امروز هم سعی میکنم اگر گاهی انسانه دیگه یادش میره، اگه گاهی یادم رفت و کلامی منفی داشتم ، سریع اگاه بشم و باز ادامه بدم به مسیر خوب زندگیم با کمک خداوند و همیشه همان گذارشگر خوبی باشم روی زمین که زیبایی هارا در ذهن و زندگی و حرف زدن با دیگران گذراش میکند و من هم به قدرت کلام خودم اینان دارم،

      باتشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ ۱۲:۳۵
      مدت عضویت: 1443 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 941 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز ،

      باور و نگرش من درباره قدرت کلام اینگونه بوده که فکر می‌کردم اگر زیبا صحبت کنم اما دیگران با من نامناسب حرف بزنن هیچ تاثیری نداره و حتماً باید فرد مقابل من هم درست صحبت کنه و از کلام خوبی برخوردار باشه،

      و خوب این یک باور اشتباه بود که همیشه سعی داشتم که اول طرف مقابلم تغییر کنه تا من هم در واکنش به اون تغییر کنم و در مسیر درستی قرار بگیرم،چون که تغییر هر انسانی از خود اون شروع می‌شود،

      و من آگاهی که درباره قدرت کلام از گذشته داشتم این بوده که انچه بگوییم به خودمان جذب می‌کنیم مثلاً شنیده بودم که فردی با یک انسان دیگر کینه داشته و یا در حق او بدی کرده است و اون با نفرین کردن در حق اون حال خودش را بد کرده و می‌شنیدم که میگن نفرین خودش را به خودش جذب کرده است،

      یا مثلاً می‌گفتن که اگر برای کسی دعا کنیم و از خدا بخواهیم ن به زندگی خودمان برمی‌گردد و نتیجه‌اش را با اتفاق‌های خوب می‌بینیم، 

      مثلاً من در زندگی خودم بارها تصمیم به تغییر کردن گرفته بودم کتاب‌هایی رو خونده بودم اما به آخر نرسیده بود و نصف نیمه رهایشان کرده بودم اما از زمانی که واقعاً تصمیم گرفتم به شکل واقعی در زندگی خودم تجربه کردم و با این سایت خوب آشنا شدم،

      و احساس می‌کنم که همزمانی من و به حد نصاب رسیدن پارامترهای ذهنم باعث شدن که در سایت خوب شما بمونم و این جالب است که بدانید من همزمان که از خواب بیدار می‌شم و وارد سایت می‌شم فایل جدید را دریافت می‌کنم و  برای خواندن و نوشتن اقدام می‌کنم و احساس می‌کنم که همزمان با شما پیش میرم،

      گاهی اوقات فکر می‌کنم انسان‌هایی که با آنها هم کلام می‌شوم یعنی کلامی که گفت و گوی من را با دیگران تشکیل می‌دهد ممکن است چون اون آگاهی من رو ندارن در کلامشان حس بدی به من منتقل کنند اما من باید در ذهن خودم کلماتی مناسب و جملات خوب را انتخاب کنم که گوش بدم و یا بیان کنم،

       ،مثلاً  اگر یک فرد متناسب رو می‌بینم که در مسیر لاغری با ذهن قرار دارد به او می‌گویم ایول تو بسیار پیشرفت کرده‌ای برای تو خوشحالم سعی می‌کنم که گفتگوی مناسبی با دیگران داشته باشم و این احساس خوبی رو به من منتقل می‌کنه زیرا فرد مقابل با خوشحالی از من تشکر می‌کنه این حال خوبی رو درون من ایجاد می‌کنه،

      اما گاهی هم در زندگی شده که از چیزی عصبی یا ناراحت باشم یا از فردی پیش مادرم شاکی باشم و یا حرف ناخوشایندی بزنم اما بعدش سعی می‌کنم با آگاهی به مسیر خودم برگردم و در اون لحظه با خودم می‌گویم که باز به  یاد بیار واکنش ندادن را،

      من در مواقعی که خسته می‌شوم عصبانی یا از رفتار یک انسانی که نشان دهنده باورهای اوست گاهی از کلماتی ناخوشایند استفاده می‌کنم و با خودم در ذهنم این کلمات را تکرار می‌کنم و می‌گویم این فرد چرا انقدر دچار شک و تردید بی ایمانی درباره جهان هستی و خدای خودش است، سعی می‌کنم که در ذهن خودم کلمات خوبی به کار ببرم و باز به مسیر خوب خودم برگردم،

      مثلاً اینکه شما گفته بودید بدون عجله دوست داشتین که ماشین مورد علاقه‌تان را به دست بیارین خوب اما من هم دوست دارم که در زمانی که اشتیاق و ذوقش را دارم به خواسته‌های کوچکم برسم،

      اما شاید از نظر من کوچک هستند ولی بزرگ به نظر می‌رسند وقتی که احساس من با انجام یه کار ساده هم تغییر پیدا می‌کنه و روز خوبی رو برای من می‌سازه مثلاً من دوست داشتم که  یک هنر موسیقی در زندگیم بلد باشم و از زمانی که سعی کردم با کلمات و احساس خوبی برای رسیدن به موسیقی مورد علاقه‌ام استفاده کنم خیلی زود به اون خواسته رسیدم و این به من ثابت کرد که کلمات مثبت بهتر نتیجه می‌دهند،

      یا مثلاً موقعهایی که ناپرهیزی می‌کنم و یا نوشابه و یا غذای فست فودی می‌خورم که فردای اون روز یکم اذیت میشم،سعی می‌کنم که با قدرت کلام ذهنی ام باز اون حال خوب رو به خودم برگردونم و از قدرت کلام ذهنی استفاده کنم برای حال خوب و سلامتی داشتن جسمم و این به من ثابت شده و من در زندگیم بارها این تجربه رو داشتم که وقتی استرس دارم باید ذهن خودم رو رها کنم و از کلمات مثبتی در ذهنم درباره جسم خودم حرف بزنم ،

      مثلاً در اون لحظه میگم من می‌تونم که الان خوب میشم

      من می‌تونم که اتفاقات خوب در راه هستند

      من قوی هستم

      من قدرت ذهن بالایی دارم

      و دوست دارم که همیشه درباره خودم با اطمینان صحبت کنم مثلاً دوست دارم در کلام خودم و رفتارم یکی باشم و وقتی که می‌گویم من ایمان دارم واقعاً نشان بدم که فرد با ایمانی هستم،

      دوست دارم از کلماتی  استفاده کنم مثل من زیبا هستم تا خودم رو بیشتر زیبا ببینم من مهربان هستم تا بیشتر با خودم و دیگران مهربان باشم من قوی هستم تا بیشتر در انجام کارها اراده کنم و تنبلی رو کنار بگذارم من باهوش هستم من با ایمان هستم من آگاه هستم من به قدرت کلمات ایمان دارم، 

      زمانی که سعی می‌کنم احساس کنم باران رحمت و نعمت خداوند را در زندگی خودم بی‌نهایت نعمت‌های خداوند را در زندگی ام احساس میکنم ،باران نعمت‌های الهی در زندگی من بی‌شمار هستند سلامتی من آگاهی ذهنم قدرت کلمات و هر چیزی که از جهان هستی می‌خواهم می‌توانم با افکاری درست و در مسیر و مداری خوب به دست بیارم،

      من الان که چشم‌های خودم رو بستم خودم را در حال دریافت نعمت‌های الهی و باران رحمت او تصور می‌کنم خیلی احساس خوب و شیرین است زمانی که انسان هیچ خواسته‌ای ندارد و فقط سپاسگزار و قدردان و راضی از باران نعمت‌های الهی خودش در زندگی ارامش را تجربه می‌کند،

      خدایا سپاسگزارم 

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید