برای تحقق آرزوهایتان باید از همه تواناییهای خود در یک جهت استفاده کنید.
اگر در ذهن خود بر تحقق آرزوهایتان پافشاری میکنید اما با قدرت کلامتان درباره شرایط و احساسات مخالف خواسته هایتان صحبت کنید تحقق آرزوهایتان را با مشکل مواجه خواهید کرد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربان
1.من تا حدود همین دو سال پیش هیچ اطلاعاتی راجع به قدرت کلام نداشتم؛همیشه پدرم میگفت که باید راجع به خودتون و شرایط تون درست صحبت کنین ولی خب این چیزی بود که من همیشه در یک سطح اخلاقی بهش نگاه میکردم؛مثلا اینکه از لحاظ اخلاقی درست نیست که آدم راجع به شرایط زندگیش جلوی دیگران(تازه برام مهم بود که جلوی دیگران نباشه)حرف بد بزنه و خودش رو خراب کنه و خب غافل ازینکه نمیدونستم که خودم و دید خودم نسبت به خودم و زندگیم از همه چی مهم تره …تا اینکه من کتاب هایی در این زمینه خوندم و متوجه عیوب گفتاری خودم شدم و شروع به تغییر کردم
2.مثال دقیقی یادم نمیاد؛حالا شاید در ادامه ی متنی که مینویسم یه مورد خاصی به ذهنم برسه…ولی من کسایی رو میشناسم که همیشه از کمبود شانس شون و اینکه هیچوقت خوش شانس نبودن و هرچی بدبختیه سر راه اونا میاد،مثلا خیلی میگن ما دم رودخونه هم بریم خشک میشه،یا ما آب هم میخوریم چاق میشیم!بعد جالبه که واقعا توی زندگی شون میشه مشاهده کرد که چقدر زندگی شون بر اساس گفتارشونه…الان یه موردی یادم میاد که از زبان یه نفر دیگه شنیدم (ینی من خود اون شخص رو نمیشناسم):یه آقایی بوده که از زمانی که همه یادشون میاد عاشق ماشین سوناتا سفید بوده ؛بعد خب خونواده شون وضع مالی خوبی نداشتن و همیشه همه بهش میخندیدن میگفتن حالا تو که شرایط مامان بابات اینه حداقل توقع تو بیار پایین،یه پرایدی چیزی…ولی اون همیشه به همه میگفته که من عاشق سوناتا سفیدم و حتما میخرمش …تا اینکه توی سن حدودن 24 یا 25 سالگی سوناتا سفید صفر میخره و همه انگشت به دهن مونده بودن که فلانی آخرش همون ماشینی که همیشه حرفش رو میزد خرید!و خب این برای من خیلی جالب بود و از مواردی بود که خودش خیلی در تغییر دادن کلامم بهم کمک کرد…
3.اگه درباره ی الانم بخام بنویسم که باید بگم:من واقعا بهترین نوع گفتگو رو چه ذهنی(که مهم ترین بخش گفتگوهامه)چه در حالت عادی و فیزیکی دارم!من هم دقیقن مثل شما زمانی بود که زوری میخاستم حرف های مثبت بزنم ولی بعد مدتی متوجه شدم که من احساسم با حرفی که میزنم یکی نیست و فهمیدم که فایده ای نداره …ولی بعد از تغییر افکار و احساساتم به صورت خود به خودی یا توی حالت خودکار تمامی گفتگوهام بار مثبت داره و تابع جریان انرژی مثبته…تا این لحظه نزدیک یکسال و خرده ای میشه که تقریبن هیچ کلمه ی منفی ای راجع به خودم استفاده نکردم نه توی ذهنم نه توی حالت عادی؛جاهایی بوده که لغزش داشتم ولی تقریبن میتونم بگم 80% مسیر رو خوب اومدم ازین نظر شکرخدا
4.مثلا یکی از چیزایی که در گفتگوهای ذهنیم خیلی به خود میگفتم و یادآوری میکردم این بود که انگار چند نفر توی ذهن من داشتن درباره ی من حرف میزدن و موضوع گفتگو این بود که شیرین خیلی آدم آروم و ریلکسیه…نه که فقط اون موقع حتی همین الانم این موردیه که همیشه به خودم میگم و دقیقن شبیه چیزی هستم که توی مکالماتم درباره ی خودم میگم…
5.من همیشه تمرکز دارم روی اصلاحات بیشتر ،ینی تا متوجه میشم جایی اشتباه کردم و نباید چیزی رو میگفتم سریعا اصلاحش میکنم و توی این مسیر کاملا تعهد دارم که باید درست و کامل انجامش بدم!
6.فقط و فقط شکرگزاری ازینکه خدا چقدر همیشه و همیشه به من لطف داشته که منو در مسیر لطف و رحمت و فراوانی و عشق و همه چیزای خوب جهان قرار داده…یه حس وصف ناپذیر که فقط میتونم به خاطرش بگم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم