تا حالا شده حس کنی توی زندگی روی یک تردمیل بیپایان میدَوی؟ 🏃♂️💭
تلاش میکنی، کلاس میری، کتاب میخونی، کلی انرژی میذاری، اما هنوز انگار سر جای اولت هستی. ⏳
انگار یک ترمز دستی نامرئی هست که نمیذاره اونطوری که لایقت هست رشد کنی و از زندگی لذت ببری. 🧱✨
خیلیها فکر میکنن مشکل از اقتصاد، شانس یا نبودِ مهارته، اما حقیقت اینه که ریشه بیشتر چالشهای ما در یک نقطه پنهانه: عزتنفس. 🌱💛
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.63 از 79 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام خدای مهربونم
خدایا شکرت که منو ارزشمند خلق کردی
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من برای بهبود شرایط زندگیم باید احساس ارزشمندی کنم
ما احساس ارزشمندی رو به محیط اطراف و والدین مرتبط میدونیم
درزندگی ما خیلی افراد هستن که همه به اونا احترام میزارن ولی خودشون احساس ارزشمندی نمیکنن
مادرم در تمام فامیل بهش احترام میزارن و باهاش مشورت میکنن ولی خودش برای خودش ارزش قاعل نیست و همیشه میگه من که بنده بد خدا هستم و انتظار هر چیزی روداره به خاطر این که بنده بد باید هی امتحان بشه و همش در حال جواب پس دادن به خدا باشه
این که دیگران چقد برای من ارزش قاعل باشن مهم نیست یعنی هیچ بهبود کیفیتی در زندگی من ایجاد نمکنه تنها چیزی که میتونه زندگی منو بهبود ببخشه اینه که من چقد برای خودم ارزش قاعلم
ایا من ارزش نعمتهای الهی رو دارم
ایا من ارزش پیشرفت و بهبود زندگی رو دارم
ایا من ارزش خوشحالی و شادی و ارامش و تناسب رو دارم
فقط اگر من این ارزشها رو برای خودم قاعل باشم زندگیم برا اساس این ارزشمندی ارتقا پیدا میکنه وبهتر میشه
وقتی کودکیم این احساس ارزشمندی فقط به خاطر انسان بودن ماست ولی با بزرگ شدنمون و یادگیری از والدین و اطرافیان این معیار متفاوت میشه این که من فرزند خوبی باشم و به حرف اونا گوش کنم میشم ارزشمند و یا وقتی میرم مدرسه درس بخونم باعث افتخار والدینم بشم و یا بعد که ازدواج کردم همسر خوبی باشم و هر چی اون بگه بگم چشم
خلاصه معیار انسانیت تبدیل میشه به معیار رقابت برای خوب بودن و درس خون بودن و غیره و از اون جایی که همیشه هستن افرادی که از لحاظ اون معیار ها ازمابالاتر باشن پس همیشه این احساس ارزشمندی ما دچار اختلال میشه
این احساس بی ارزشی مانعی برای رسیدن به خواسته هامونه
از یک طرف دوست داریم به خواسته هامون برسیم و از طرفی هم خودمون رو لایق رسیدن به این خواسته نمیدونیم درصورتی که احساس ارزشمندی همان نیروی پاک و بی نهایت خداست که چنان قدرتی و عظمتی داره که به محض بیدار کردن و فراخوان اون چنان دگرگونی در زندگی ما ایجاد میکنه که هر دلیل منطقی توان مقابله با ان رو نداره
دراین لحظه همه برچسب ها رو غیر از انسان بودن از روی خودم بر میدارم و خداوند روبه عنوان حمایت کننده و هدایت کننده و حامی درر زندگی خودم پیدا میکنم
اگر از کودکی به بعد چیزی در مورد خدا نمیشنیدیم و با همون جنبه انسانیت به یکدیگر نگاه میکردیم نه معیار های مدرک و پول و زیبایی و غیره هیچ وقت این قدر احساس بی ارزشی نمیداشتیم
همیشه میشنیدم که خدا از رگ گردن به من نزدیک تره ولی این رو فقط در هنگام اشتباهی که میکردم به یاد داشتم نه در موقع رسیدن به خواسته هام و همیشه این نزدیکی رو جوری میدیدم که انگار خدا منتظره که کوچکترین اشتباه منو پاسخ بده ولی در مورد خواسته هام این طور نبود
ولی نشانه این که من باور کنم که خدا نزدیکمه حال خوب دلمه
این که من با خدا هستم و خدا بامن هست خیلی متفاوته
همه ادم ها مدام در تلاشن که با خدا باشن و همیشه برای اثبات این حرف با دیگران در جنگ و دیگران رو میخوان توجیح کنن که من بر حقم و تو اشتباه میگی و روش ما شمارو با خدا میکنه
ولی مشکل اصلی ما همین ارتباط با خداست همش میگفتم خدایا چکار کنم که بتونم مثل اون ادمهای با خدایی باشم که شندیده بودم ولی هرکار میکردم باز کار دیگه ای میگفتن که من دیگه نمیتونستم اونو انجام بدم و یا حسم خوب نبود از انجام اون کار و در نهایت چون دقیقا مثل اونا که میگفتن نمیتونستم عمل کنم احساس میکردم بنده بدی هستم و احساس بی ارزشی میکردم و در پی این احساس خودم رو لایق چیز های خوب نمیدیدم
احساس ارزشمندی درونی است و هر فرد باید برای خودش ارزش قاعل بشه
این که من از وقتی در این دوره ها هستم برای ورودی هام ارزش قاعل باشم
این که برای زمانم ارزش قاعلی باشم
برای گوشم با شنیدن خوبی ها
برای چشمم با دیدن فقط زیبایی ها
ارزش قاعل باشم پس من انسان ارزشمندی هستم
چند شب پیش رفته بودم خونه خواهرم و مادرم اونجا بود میخواست شروع به ناله و گله و شکایت کنه که گفتم خوابم میاد و هندزفری رو گذاشتم وفایل گوش کردم و مادرم هم دید که من خوابیدم خوابید و وقتی بیدار شد گفت چه خوب شد که خوابیدم حالم خوب شد
وقتی من برای خودم ارزش قاعل شدم و با احترام به مادرم گفتم که خوابم میاد از صبح سر کارم هم خودم حالم بد نشد و ورودی منفی پیدا نکردم و هم اون حالش بد شد
پس وقتی من انسان ارزشمندی باشم و این احساس رو داشته باشم علاوه بر خودم میتونم باعث حال خوب دیگران هم بشم
احساس ارزشمندی یعنی من ثبات شخصیتی داشته باشم و هر چیزی حالمو بد نکنه
با احترام برای بقیه بتونم حالم رو خوب نگه دارم و شاد باشم و ارام باشم
احساس ارزشمندی به میزان رضایت خودم از عملکردم بستگی داره هر چی بیشتر از عملکردم راضی باشم احساس ارزشمندی من بیشتره
مهم نیست که دیگران چه کارهایی انجام میدن مهم اینه که من از حالت نرمال خارج نشم و اگر اینطور شد من مقصرم و معذرت خواهی میکنم
باید از درون ارام باشیم و بتونیم خودمون رو کنترل کنیم نه این که به زور با احساس خشم و تنفر درونی لبخند به لب داشته باشیم
رفتارهایی که به این ارامش خدشه وارد میکنه رو انجام ندیم
ورودی که به این ارامش و کنترل خدشه وارد میکنه رو نداشته باشیم
با دیگران تبادل نظر داشته باشیم و راهی رو انتخاب کنیم که نه به ما خدشه وارد کنه و نه باعث ازاردیگران بشه
بهبود عملکرد و زندگی من شامل من تنهانیست شامل من و پیرامونم و وسایلم هست
راه دیگه این که تو بحث ها شرکت نکینم وهمیشه بگیم حق باشماست
نیاز نیست بحث کنیم تا بگیم ارزشمندیم
من ارزشمندم و برای اثبات این نیاز نیست خودم رو به اب و اتیش بزنم تا به دیگران ثابت کنم
من در گذشته همش دنبال این بودم که ارزشمندی رو از همدل بودن و غصه خوردن برای دیگران و درگیر مساعل و مشکلات بقیه شدن و این که اونا بشینن درد دل کنن و من بهشون گوش بدم و تازه حالم رو بد کنم ولی نمیتونستم کاری براشون بکنم و فکر میکردم که کوچکترین کاری که از دستم بر میاد همینه ولی این کار باعث سنگین شدن مشکلات خودم هم میشد و حالم رو بد میکرد
این که من برای دیگران هر کار میخوان بکنم مثل خونه تکونی و مثل بچه داری و خیلی کارهای دیگه واین که بگن طاهره چقد خوبه که تو همه این کارها کمک میکنه فکر میکردم ارزشمندم ولی میشد روزی که نمیتونستم برای کمک برم و یا از وقتی سر کار رفتم دیگه فرصت این کار رو نداشتم و شدم بی ارزش ولی از وقتی برای خودم ارزش قاعل شدم
برای زمانم که چطور بگذره
برای حالم که بیشتر خوب باشه
برای ورودی هام که بیشتر از این سایته
برای نگرشم و تغییر اون
جالبه که هم خودم حالم بهتره و احساس ارزشمندی میکنم وهم دیگران نسبت به گذشته (که داعم در تلاش بودم و همش از خودم مایه میزاشتم) بیشتر ارزش قاعل هستن و وقتی من خودم رو ارزشمند بدونم وباور کنم که من انسانم و مخلوق خدا و خداوند منو ارزشمند خلق کرد دیگران هم این حس رو متقابلا درک میکنن
وقتی در مقابل دیگران و بحث ها سکوت میکنم
وقتی باهاشون بحث نمیکنم
وقتی دنبال ورودی های مثبت هستم
دیگران هم بیشتر بهم احترام میزارن و برام ارزش قاعلن
پس من ارزشمندم و لایق بهترین ها از جانب خداوند هستم
من ارزشمندم و خداوند مرا ارزشمند خلق کرد و من میخوام از این نیروی بسیار قوی برای رسیدن به خواسته هایم استفاده کنم
خداوندا بی نهایت شکر که مرا با این قدرت بسیار بالا خلق کردی
در پناه خدا باشید