تا حالا شده حس کنی توی زندگی روی یک تردمیل بیپایان میدَوی؟ 🏃♂️💭
تلاش میکنی، کلاس میری، کتاب میخونی، کلی انرژی میذاری، اما هنوز انگار سر جای اولت هستی. ⏳
انگار یک ترمز دستی نامرئی هست که نمیذاره اونطوری که لایقت هست رشد کنی و از زندگی لذت ببری. 🧱✨
خیلیها فکر میکنن مشکل از اقتصاد، شانس یا نبودِ مهارته، اما حقیقت اینه که ریشه بیشتر چالشهای ما در یک نقطه پنهانه: عزتنفس. 🌱💛
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.63 از 79 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز
منم اوایل اشتباه در کرده بودم که ارزش معمولاً یعنی خودخواه باشم لج کنم یا با دیگران رک و راست حرف بزنم حتی اگه ناراحت شدن،
اما بعد کم کم درک کردم که درست نیست که انسانیت خودم رو زیر سوال ببرم خودم با وجدانم که فکر کردم دیدم اینکه به من حس ارزشمندی نمیده پس باید چیکار کنم که احساس کنم که ارزشمند هستم،
بعد کم کم بررسی کردم رفتار روزانه شخصی خودم را دیدم که توی خونه با مادرم با پدرم چه جوری رفتار میکنم چه جوری حرف میزنم دیدم چیزهایی که من رو ناراحت میکنه حرفها یا عصبانیت که از سمت دیگران دریافت میکنم درسی میشن برای اینکه من درست واکنش نشون بدم به نظر یا انتخاب دیگران احترام بزارم و ارزش قائل بشم و درست رفتار کنم حتی سعی کردم در رفتار و حرف زدن خودم انتخاب کنم که با ارزش صحبت کنم با محبت با لحن زیبا عشق و مهربانی با پدر و مادرم و برادرم حرف بزنم،
بعد دیدم کم کم برام عادت شد که این روند زندگی رو پیش گرفتم دیگه وقتی که کسی از من چیزی درخواست میکرد اگر راحت بودم و میدیدم که اون فرد هم راحته اون را انجام میدادم ولی سعی نمیکردم که تغییر خودم رو به کسی ثابت کنم،یا بگم من از تو انسان مهمتر یا ارزشمندتری هستم چون به این باور داشتم که همه ما مخلوق خداوند هستیم و همین یعنی که همه انسانها ارزشمند هستند فقط در شرایط و جایگاههای مختلفی با قدرت خلق زندگیشون قرار دارند،
اگه کسی مغازه دار یا کاسب محلمونه قرار نیست بهش بیاحترامی کنیم اون هم یکسانه ارزشمنده،
اگر در سالهای تحصیلیون معلمی رو دوست نداشتیم یا نمره کمی رو از درسی میگرفتیم قرار نیست که ارزشمندی اونو زیر سوال ببریم اون هم یک انسان ارزشمند،
یا مثالهایی مثل اینکه به من نشون داد که هر چقدر برای خودم ارزش قائل هستم تواضع فروتنی خودم رو باید بالاتر ببرم و برای انسانیت بیشتر ارزش قائل بشم تا نظر شخصی و لجبازی خودم،
بعد کم کم دیدم که اینجوری آرامش بهتری دارم و در طول روز هر کاری رو که دوست دارم انجام میدم و ممکنه اون کاری رو که انجام میدم هیچ منفعت یا ضرری برای دیگران نداشته باشه، فقط حال منو خوب میکنه،
مثلاً اینکه من هر روز عادت کردم بیام توی سایتو فایل گوش بدم یا بخونم یا تمرینات خودم را انجام بدم به دیگران هیچ مربوط نمیشه یادم،یا رفتار و زندگی اونها هیچ تغییری رو ایجاد نمیکنه این من هستم که عادت کردم و برای احساس خودم ارزش قائل شدم و تصمیمم این بوده که هر روز تمرینات خودم رو انجام بدم،
ارزشمندی احساس خیلی خوبیست وقتی که رزشمند هستی و حس میکنی که خداوند نزدیک و تو رو دوست داره و تو برای اون در جایگاهی ارزشمندی قرار گرفتی خود به خود کیفیت زندگیت بهتر میشه،
حتی با حیوانات بهتر رفتار میکنی خود به خود یباتر حرف میزنی و از خداوند با احساس بهتری درخواست میکنی صبر میکنی و میدونی که خداوند هرگز خواسته تو رو فراموش نمیکنه فقط باید همزمانی بوجود بیاره،
بعد از اینکه من ترک کردم احساس ارزشمندی چیه همیدم که چقدر احساس ارزشمندی میتونه با آرامش من در ارتباط باشه،
وقتی کارهایی رو که حس میکردم من رو ارزشمند نشون میده درون خودم انجام میدادم و یک سری تمرینهای ذهنی رو برای خودم قرار دادم بیشتر آرامش پیدا کردم و بهتر احساس کردم که آره من هم ارزشمند هستم،
مثلاً یکی از این کارها این بود که اگر گاهی کلافه میشم یا همینطور که زندگی میکنم حسهایی سراغ من میاد که دست خودم نیست حس بدی پیدا میکنم یا هر چیزی که تحت کنترل شرایط قرار میگیره، سریع به یاد بیارم آگاهیهای خودم رو و با آرامش واکنش نشون بدم،عصبانی نشم چون عصبانیت یکی از کارهاییه که ارزش انسان را پایین میاره و کیفیت زندگی رو هم پایین میاره،
کم کم طرز برخوردم رو با زندگی و دیگران درک کردم همیشه فکر میکردم برای راحتی خودم رک و پوست کنده ظر شخصیم رو به دیگران میگم حتی اگر ناراحت شن به من مربوط نمیشه،
ولی خوب همیشه دوست دارم که زهایی رو تجربه کنم که هدفها و خواستهها و آرزوهای من هستند ولی در طول زندگی سعی میکنم همیشه احساس خوبی داشته باشم و احترام بزارم اول از همه به خودم و بعد دیگران،
خیلی مهمه احساس ارزشمندی و من هر روز سعی میکنم که این تمرین رو انجام بدم تا هر روز بهتر و بهتر از دیروز احساس ارزشمندی کنم و الان هم میتونم خیلی آرامش خوبی رو احساس کنم،
و خدا را شکر میکنم برای اینکه دوباره فرصت شد تو ن دورهها رو بخونم و تمرین کنم و به یاد بیارم که همه ما انسانهای ارزشمندی هستیم فقط باید به هم عشق بورزیم،
سپاسگزارم از خدایی که تمام زیباییها نعمتها و احساسات خوب رو ر جهان هستی قرار داده برای انسانهایی که آگاه هستند میبینند و میخواهند که تغییر کنند و با ایمان و توکل همه چیز به دست خداوند امکان پذیره فقط کافیست با حال دل خوبتون از اون درخواست کنین ،خداوند نزدیک است،
باتشکر ازشما
باسلام خدمت شما استاد عزیز
من هم همیشه در زندگیم افرادی رو دیدم که سر این اعتقادات خود با هم بحث و جنگ گاهی وقتها میکنند اینقدر بحث اونها جدی میشه و بالا میره که دیگه کم کم احساس میکنم همدیگه بیاحترامی میکنند و میخواهند به هم بفهمانند که من انسان با خدایی هستم و به خدا از تو نزدیکتر هستند و تو آنگونه که باید با ایمان نیستی ،
در صورتی که فکر اشتباهی میکنند که افکار و دیدگاهشان را به هم تحمیل میکنند و این اشتباه است که همه باید مثل ما فکر کنند و با ما هم عقیده باشند و همانطور که ما خدا رو شناختیم او را ستایش کنند و احساس نزدیک بودن به خدا داشته باشند،
چه انسانهایی دیدم اطراف خودم که حتی به هم سر این موضوع توهین کردهاند که تو در جهنم خواهی رفت که این کارها رو مثلاً نماز یا روزه خودت را جدی نمیگیری و یا نزدیک به اعمالی که خدا گفته برای اینکه نشان بدهیم به من نزدیک هستید انجام بدین انجام نمیدهی پس برای سبک شمردن اعمال تو به خداوند نزدیک نیستی و از درگاه او رانده شدی،
آخه یکی نیست به این بنده خوب بگه عزیز من تو برو عبادت ایمان و شناخت خدای خودت را در مسیری که هستی داشته باش چرا به انسانهای دیگه کار داری،
خوب میدونین دست خودشون نیست این افراد یک عمر از بچگی شنیدند که کارهایی باید انجام داد که به خداوند نزدیکتر بود برای این تغییر دیدگاه و باور در کسی بسیار کار سختی است و باید خود فرد بخواهد تا تغییر کند،
اما من از زمانی که یاد گرفتم اعتقادات خودم رو در ذهنم نگه دارم و جایی بروز ندم و بحث نکنم و هم کلام انسانهایی نباشم که مثلاً با خدا هستند اما آگاهی و شناخت ذهنی من را ندارند نمیگم بی ایمان هستنند ولی اون درک و شناخت منو ندارند و فهمیدم با واکنش ندادن من خیلی احساس آرامش بیشتری میکنم،
و ارزشمند بودن انسانها رو هم به انجام اعمالشان وابسته کردیم و این نشون میده که چه انسان ارزشمندی است که در وقتش اون کارهایی را انجام میده که نشون میده اون با خدا هست و یا در رفتارش در کارش ،
ولی من نمیدانستم که احساس ارزشمندی خودم رو پایین میارم زمانی که وارد بحث با انسانهایی میشم که شاید ملاک رفتارشون چیزهای دیگری است هم عقیده و هم نظر من نیستند،من در اون صورت میبایست آرامش درونی خودم را حفظ کنم و ملاک ارزشمندی خودم رو اینکه با رفتاری خوب مواجه بشم با افکار و عقیده دیگران نشان بدم،نه با تندخوی یا بعضی رفتارهایی که به دیگران به او بفهمونم که من برای خودم ارزش قائلم و اهمیت نمیدم به افکار تو دیدگاه تو یا عقاید توو حتی اینکه درباره من چه نگرشی داری من اهمیتی نمیدم که ایا فرد مقابل من ناراحت شد یا نه ،
این ارزشمندی به حساب نمیاد زمانی که فهمیدم ارزش خودم رو اون زمانی میتونم درک کنم و احساس کنم که همیشه در حال آرامش باشم همیشه حس خوبی داشته باشم
من از زمانی که یاد گرفتم انسان متفاوتی باشم که انتخاب میکند آرامش را مهربانی را دوست داشته شدن و دوست داشتن دیگران را احترام گذاشتند و ارزش قائل شدن برای خودش و دیگران،فهمیدم که ارزشمند بودن به رفتار درونی و ثبات شخصیتی من است نه پایین آوردن فردی دیگر تحقیرش کردن یا تو سرش زدن و یا فهوندن بهش که تو برای من اهمیتی نداری و عددی نیستی،
خوب من در اون صورت ارزش خودم رو پایین میارم همدار پایینی همسو با همان انسان میشوم و در دیدگاه و نظر من باید همه انسانها ارزشمند باشند وقتی که من خودم را ارزشمند میدانم زیرا همه ما انسان هستیم و این ماهیت ماست که ارزش مارو تابین میکنه،و ما برای خداوند همه ارزشمند هستیم ،
مثلاً زمانی که با دوستم حرف میزدم و یک بحثی بین ما شکل گرفت که باعث شد من هم مانند اون واکنش بدم و رفتار بدی رو نشون بدم ارزش خودم رو پایین آوردم زمانی که محلش ندادم و از اون قهر کردم و فکر کردم که دیگه بهت ثابت میکنم که من دیگه برای اون هیچ اهمیتی قائل نیستم و فقط به خودم ارزش میدهم اما وقتی که اون حرفها رو زدم و اون جوابها رو گفتم شخصیت خودم رو کم کردم ،
برای همین بر اساس آگاهی و درکم از این فال خوب نظر من این است که از این به بعد تصمیم گرفتم ارزشمند بودن خودم رو با احترام گذاشتن به خودم و دیگران نشان بدم و همیشه در احساس آرامش باشم،
پس انتخاب کردم که امروز خودم را هم از این آگاهی استفاده مناسبی داشته باشم و در طول روز و همیشه سعی کنم به اتفاقات و افکار و نظر ادم ها احترام بگذارم و یک شخصیت مشخصی داشته باشم تا احساس ارزشمندی با خودم از درون خودم داشته باشم و در نهایت خودم را دوست داشته باشم تا بتوانم دیگران رو دوست داشته باشم و برای پیشرفت خودم در این مسیر خوب همیشه خواهم ماند و همیشه احساس میکنم خداوند نزدیک من است و هیچ حسی بالاتر و با ارزشتر از این نیست که خداوند را نزدیک خودمون احساس کنیم،خدایا شکرت
باتشکرازشما