0

لاغر شدن حق شماست؛ اما مراقب تأثیر اطرافیان باشید!

تاثیر اطرافیان در لاغری
اندازه متن

یه بار وسط یه رژیم سخت بودم که یکی از فامیل با یه جعبه شیرینی اومد خونه‌مون. همون لحظه که جعبه رو دیدم، حس کردم الان می‌خورم و رژیم رو کنار می‌ذارم؛ و دقیقاً همین کار رو کردم. اون روز فکر می‌کردم مشکل از اراده‌ی منه. امروز می‌دونم تاثیر اطرافیان در لاغری خیلی بیشتر از چیزیه که فکرش رو می‌کنیم.

شاید فکر کنی اضافه‌وزنت فقط به خاطر خوردن‌های شبانه یا کم‌تحرکیه. ولی چاق شدن هم مثل خیلی چیزهای دیگه یاد گرفتنیه و ما بخش بزرگی از این یادگیری رو از اطرافیانمون داشتیم. برای همین اگه بخوایم لاغر بشیم، رژیم گرفتن کافی نیست؛ باید محیط ذهنی و اجتماعی‌مون رو هم بشناسیم.

من نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. توی این مقاله تعریف می‌کنم اطرافیان چطور بی‌صدا روی ذهن و رفتار غذایی ما اثر می‌ذارن، چرا «ثابت کردن به دیگران» یه تله‌ست و چطور می‌شه با آگاهی از این اثر رها شد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.

تاثیر اطرافیان در لاغری

👥 تاثیر اطرافیان در لاغری؛ عامل پنهان ولی قوی

وقتی تصمیم می‌گیریم وزن کم کنیم، اولین چیزی که به ذهنمون می‌رسه رژیم و باشگاهه. بعدش شاید به ژن و سوخت‌وساز فکر کنیم. ولی یه عامل مهم هست که خیلی وقت‌ها دیده نمی‌شه و بی‌صدا ذهن و رفتار ما رو هدایت می‌کنه: آدم‌های اطرافمون.

یه صحنه‌ی آشنا رو تصور کن: دو سه روزه که تصمیم گرفتی رژیم بگیری و توی یه جمعی نشستی که همه عاشق غذان. وسط حرف‌ها یکی با ذوق از قورمه‌سبزی جاافتاده‌ی مادرش تعریف می‌کنه. همین کافیه که برنامه‌ات به هم بریزه؛ نه چون بی‌اراده‌ای، بلکه چون حرف‌ها و انتخاب‌های اطرافیان، ذهن تو رو هم تغذیه می‌کنن.

پس فقط محتویات یخچال و سفره‌ی مهمونی نیست که وسوسه‌ات می‌کنه؛ حرف‌ها، باورها و سبک زندگی آدم‌هایی که دورت هستن هم روی تو اثر دارن. اگه دنبال لاغری ماندگاری، باید ببینی توی چه محیطی زندگی می‌کنی و یاد بگیری آگاهانه با این اثر روبه‌رو بشی.

🗣️ جمله‌هایی که از اطرافیان یاد گرفتیم

ذهن ما توی جمع خیلی سریع یاد می‌گیره، ولی این یادگیری همیشه به نفع ما نیست. اگه با آدم‌هایی باشی که پرخوری براشون عادیه یا از لاغر شدن ناامیدن، بی‌سروصدا نگاه تو هم مثل اون‌ها می‌شه. ذهنت یاد می‌گیره پرخوری کاریه که «همه» می‌کنن و چاقی یه ویژگی خانوادگیه، نه چیزی که بشه تغییرش داد.

من این رو با تمام وجود تجربه کردم. جمله‌هایی که توی خانواده می‌شنیدم، کم‌کم شدن صدای درونی خودم. معروف‌ترینش این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو به همه می‌گفتم تا نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، ولی ته دلم هنوز امیدوار بودم. مادرم که همیشه درگیر لاغری بود، به من توصیه می‌کرد رنگ تیره بپوشم که لاغرتر نشون بدم، و از اون طرف سر سفره اصرار می‌کرد بیشتر بخورم.

توی مدرسه هم دوست‌هام رو بین بچه‌های چاق انتخاب کرده بودم؛ کسایی که بیشتر وقتمون به حرف زدن درباره‌ی غذا می‌گذشت. هیچ‌کدوم از این‌ها از سر بدخواهی نبود، ولی همه‌شون با هم یه برنامه‌ی ذهنی ساختن که سال‌ها همراهم بود.

جمله‌هایی مثل «من که چیزی نمی‌خورم، با آب خوردن هم چاق می‌شم»، «ژن من چاقه، کاریش نمی‌شه کرد» یا «رژیم خوب وجود نداره، همه‌شون الکی‌ان»، فقط جمله نیستن. از راه شنیدن وارد ذهن می‌شن و از راه تکرار تثبیت می‌شن. کم‌کم به جایی می‌رسی که حتی قبل از شروع، ته دلت باور نداری که بشه لاغر شد.

ولی می‌تونی دایره‌ی اثر این جمله‌ها رو کوچیک کنی. لازم نیست آدم‌ها رو از زندگیت حذف کنی؛ فقط کافیه آگاه باشی چه حرف‌هایی وارد ذهنت می‌شن. آدم‌هایی رو پیدا کن که نگاه متفاوتی دارن و به تغییر باور دارن؛ حتی اگه فقط توی یه گروه آنلاین باشن.

تله اجتماعی چاقی

🪤 تله‌ی اجتماعی چاقی

اثر اطرافیان فقط توی خونه و خانواده نیست؛ محیط کار، جمع‌های دوستانه و مهمونی‌های خانوادگی هم می‌تونن یا کمکت کنن یا جلوی راهت رو بگیرن. فرض کن تصمیم گرفتی دیگه از روی احساس نخوری. حالت خوبه و انگیزه داری، ولی توی مهمونی یکی با یه لبخند شیرینی تعارفت می‌کنه و می‌گه: «مگه تو رژیم نیستی؟!»

همین یه جمله‌ی ساده می‌تونه ذهنت رو به هم بریزه: «بخورم؟ نخورم؟ نه بگم زشته؟ فقط یه شیرینیه!» و قبل از اینکه بفهمی، شیرینی خورده شده و ته دلت حس باخت داری. من توی مهمونی‌ها همیشه حس می‌کردم همه دارن غذا خوردنم رو نگاه می‌کنن. و همیشه یه بهونه هم آماده داشتم: «حیفه امشب رژیم بگیرم، امشب می‌خورم، از فردا.»

یه حرف یه فامیل جلوی چند نفر یا یه نصیحت ناخواسته درباره‌ی وزنم، همیشه به جای انگیزه، عذاب وجدان می‌آورد. و عذاب وجدان هم همیشه من رو به خوردن بیشتر می‌کشوند. اطرافیان شاید نیت بدی نداشته باشن، ولی ناخواسته ما رو به همون رفتارهای قبلی برمی‌گردونن.

ذهن آدم حرف‌ها و باورهای اطرافیان رو جذب می‌کنه، چه بخوای چه نخوای. برای همین باید حواست به چیزهایی که ذهنت می‌شنوه باشه. وقتی آگاه باشی، می‌تونی تصمیم بگیری حرف کی رو جدی بگیری و حرف کی رو از یه گوش بشنوی و از گوش دیگه بیرون کنی.

🍰 با تعارف‌های مهمونی چی کار کنیم؟

تعارف و رودربایستی بخشی از فرهنگ ماست و قرار نیست باهاش بجنگیم. ولی می‌شه نگاهمون بهش رو عوض کرد. من سال‌ها فکر می‌کردم یا باید همه‌چیز رو قبول کنم، یا باید جلوی همه با سختی «نه» بگم و بعد کلی خجالت بکشم. برای همین همیشه گزینه‌ی اول رو انتخاب می‌کردم.

امروز فهمیدم یه راه سوم هم هست: اینکه بدون عذاب وجدان و بدون نگرانی از نگاه بقیه، به اندازه‌ای که دلم می‌خواد بردارم. اگه میلی به یه چیزی دارم، با لذت و آروم می‌خورمش. اگه ندارم، با یه لبخند می‌گم «دستتون درد نکنه، الان سیرم». هیچ‌کدوم از این دو تا دیگه برام امتحان نیستن.

دوست‌های متناسبم دقیقاً همین‌طوری بودن. توی مهمونی‌ها همون غذاهایی رو که من «چاق‌کننده» می‌دونستم بدون نگرانی می‌خوردن و وقتی سیر می‌شدن دست می‌کشیدن؛ بدون اینکه کسی بهشون چیزی بگه یا خودشون رو توجیه کنن. فرق اون‌ها با من این نبود که اطرافیانشون کمتر تعارف می‌کردن؛ فرق در این بود که تعارف‌ها رو یه دستور ندیدن.

البته هنوز هم توی جمع‌ها بیشتر از وقتی که تنهام می‌خورم. این رو صادقانه می‌گم، چون مسیر لاغری با ذهن به معنی بی‌نقص بودن نیست. ولی دیگه بعدش خودم رو سرزنش نمی‌کنم و قول «فردا هیچی نمی‌خورم» نمی‌دم. قبول می‌کنم انتخاب خودم بوده و دفعه‌ی بعد سعی می‌کنم آگاه‌تر باشم.

🔬 پژوهش: چاقی هم سرایت می‌کنه

پژوهشی گسترده که در مجله‌ی پزشکی نیوانگلند منتشر شد بررسی کرد چاقی چطور توی شبکه‌های اجتماعی پخش می‌شه. نتیجه‌اش جالب بود: اگه یکی از دوست‌های نزدیک کسی چاق بشه، احتمال چاق شدن خود اون آدم هم به شکل قابل‌توجهی بالا می‌ره؛ حدود ۵۷ درصد.

این یعنی چاقی فقط به غذا مربوط نیست؛ رابطه‌ها و فکرهایی که بین آدم‌ها رد و بدل می‌شه هم توش نقش دارن. اگه دنبال لاغری با ذهنی، باید از اثر اطرافیان آگاه باشی، چون این اثر بیشتر در سطح ناخودآگاه شکل می‌گیره.

🏆 وقتی لاغری می‌شه وسیله‌ی ثابت کردن

«می‌خوام به همه ثابت کنم که می‌تونم لاغر بشم!» این جمله در نگاه اول پر از انگیزه‌ست؛ انگار کسی که سال‌ها مسخره شده، حالا می‌خواد جواب همه رو بده. ولی پشتش یه تله‌ی ذهنی خطرناک هست.

من خودم این تله رو تجربه کردم. قبل از خواستگاری، خانواده‌ی همسرم که همه متناسب بودن، شرط گذاشتن که یه کم وزن کم کنم. به پیشنهاد یه دوست متناسب، یه رژیم و ورزش سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم و دو سه هفته بعد از موافقتشون، به حالت قبل برگشتم؛ ولی دیگه خانواده‌ی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄

اون موقع لاغر شدنم برای ثابت کردن به دیگران بود و همین که ثابت شد، دلیلش هم تموم شد. تصمیم‌های من برای لاغر شدن همیشه از بیرون میومد: یه متلک، یه مهمونی که نزدیک بود یا یه لباس که اندازه‌ام نبود. هیچ‌وقت از درون خودم نبود. برای همین با گذشتن اون موقعیت، انگیزه‌ام هم تموم می‌شد.

وقتی هدفت از لاغری ثابت کردن چیزی به دیگرانه، ذهن دیگه برای خودت کار نمی‌کنه؛ منتظره ببینه بقیه چی می‌گن. هر نگاه و هر جمله‌ی اطرافیان می‌شه نشونه‌ی درست یا غلط بودن مسیرت. ولی بیرون از تو همیشه در حال تغییره؛ یکی امروز می‌گه «آفرین لاغر شدی» و فردا می‌گه «صورتت خیلی لاغر شده‌ها!». این بالا و پایین‌ها ذهن رو دچار شک و ترس می‌کنن و آخرش به همون پرخوری و همون حس شکست برمی‌گردونن.

پس با خودت صادق باش: داری برای ثابت کردن لاغر می‌شی یا برای آروم شدن خودت؟ من سال‌ها می‌گفتم «باید لاغر بشم». وقتی این «باید» رو با «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم» عوض کردم، دلیلم برای اولین بار از درون خودم اومد.

قانون سکوت در مسیر لاغری

🤫 قانون سکوت؛ محافظ ذهن در مسیر لاغری

در مسیر آموزش ذهن برای لاغری، سکوت مثل یه محافظه. دلیلش ساده‌ست: ذهنی که تازه داره تغییر می‌کنه، هنوز آسیب‌پذیره. وقتی درباره‌ی برنامه‌ات با همه حرف می‌زنی، در ذهنت رو باز می‌کنی تا دیگران نظر بدن، شک کنن، طعنه بزنن یا ناامیدت کنن.

ذهنی که در سکوت تمرین می‌کنه، عمیق‌تر یاد می‌گیره. اثر اطرافیان رو نمی‌شه با بحث کردن و دفاع کردن کم کرد؛ با حفظ تمرکز می‌شه.

اگه اطرافیان خبردار شدن چی؟

شاید بگی: «من قبلاً با کلی ذوق به همه گفتم دارم روی ذهنم کار می‌کنم. حالا چی کار کنم؟» اشکالی نداره. می‌تونی ادامه‌ی مسیرت رو آروم و بی‌سروصدا طی کنی. اگه کسی پرسید، یه جواب ساده بده؛ مثل «فعلاً دارم آروم پیش می‌رم» یا «الان بیشتر درگیر کارهای دیگه‌ام». ذهن اطرافیان هم مثل ذهن خودت، از موضوعی که براش جذاب نباشه زود می‌گذره. این‌طوری تمرکزت رو پس می‌گیری.

فقط برای خودت لاغر شو

ذهن وقتی خوب کار می‌کنه که بدونه داره کاری رو برای خودش انجام می‌ده. اگه هدفت از لاغری این باشه که یه فامیل ببینه تو لاغر شدی یا یه دوست قدیمی توی اینستاگرام غافلگیر بشه، انگیزه‌ات رو به بیرون وصل کردی. ولی وقتی برای خودت، برای آرامش ذهنت و راحتی بدنت مسیر رو طی کنی، دیگه مهم نیست بقیه چی می‌گن.

درسته که من مردم و حرف دیگران روی ذهن من خیلی کمتر از خانم‌ها فشار میاره، ولی خوندن نوشته‌ها و جواب دادن به سؤال‌های هزاران خانمی که از برنامه‌هام استفاده کردن، باعث شده تا حدودی بفهمم حرف‌های اطرافیان چقدر می‌تونه سنگین باشه. برای همین یاد گرفتن این مهارت برای خیلی از اعضای سایت از هر رژیمی مهم‌تره.

🧹 ذهنت رو از برنامه‌های قدیمی پاک کن

همه‌ی چیزهایی که توی این مقاله گفتیم، از جمله‌های خانواده تا تله‌ی ثابت کردن، برنامه‌هایی هستن که توی ذهن جا خوش کردن. ولی می‌شه این برنامه‌ها رو شناخت و عوضشون کرد. اولین قدم من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم؛ نه خانواده، نه فامیل و نه هیچ‌کس دیگه. با همین نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.

دوره‌ی پاکسازی چاقی ذهن برای همین ساخته شده؛ کمک می‌کنه باورهای محدودکننده‌ات رو بشناسی، با اثر اطرافیان آگاهانه برخورد کنی و بدون زور و استرس، ذهنت رو با لاغری هماهنگ کنی.

✍️ تمرین: فهرست صداهای اطرافت

همون‌قدر که دست به غذا بودن ما رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر می‌کنه. یه برگه بردار و این‌ها رو بنویس:

  1. پنج جمله‌ای که زیاد از اطرافیانت درباره‌ی وزن، غذا یا لاغری می‌شنوی رو بنویس.
  2. جلوی هر کدوم بنویس این جمله بهت قدرت می‌ده یا دلسردت می‌کنه.
  3. برای هر جمله‌ی دلسردکننده، یه جمله‌ی واقعی بنویس که بخوای به جاش باور کنی.
  4. سه نفر یا گروهی که هر روز باهاشون در ارتباطی رو بنویس و ببین کدومشون مسیرت رو راحت‌تر می‌کنن و کدوم سخت‌تر.
  5. بنویس دلیل اصلیت برای لاغر شدن از درون خودت میاد یا از ثابت کردن به کسی.

📝 برام بنویس

کدوم جمله‌ی اطرافیانت بیشتر از همه توی ذهنت مونده؟ تاثیر اطرافیان در لاغری رو تو بیشتر توی خانواده دیدی، محیط کار یا مهمونی‌ها؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، یکی از جمله‌های جایگزینت رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

تاثیر اطرافیان در لاغری چقدره؟

خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم. حرف‌ها، باورها و عادت‌های غذایی اطرافیان بی‌صدا وارد ذهن ما می‌شن و پژوهش‌ها هم نشون دادن چاقی توی شبکه‌های دوستی پخش می‌شه.

باید از اطرافیانم دوری کنم؟

نه لزوماً. کافیه آگاه باشی چه جمله‌هایی وارد ذهنت می‌شن، دایره‌ی اثرشون رو کوچیک کنی و آدم‌هایی با نگاه متفاوت هم اطرافت داشته باشی.

چرا لاغر شدن برای ثابت کردن به دیگران دوام نداره؟

چون انگیزه‌ای که از بیرون میاد، با گذشتن اون موقعیت یا عوض شدن نظر دیگران تموم می‌شه. دلیل درونی خیلی ماندگارتره.

چرا بهتره درباره‌ی برنامه‌ام سکوت کنم؟

چون ذهنی که تازه داره تغییر می‌کنه آسیب‌پذیره و نظرها، شک‌ها و طعنه‌های دیگران می‌تونن تمرکزش رو به هم بزنن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 34 رای

https://tanasobefekri.net/?p=10880
24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهه رضائی
      ۱۴۰۴/۰۳/۱۱ ۱۱:۰۸
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 3405 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,307 کلمه

      یه مدت پیش. برای پسرم دنبال تست های شخصیت شناسی و خودشناسی توی یوتیوب میگشتم . یدفعه به یک فیلمی برخوردم که موضوع جالبی داشت و دقیقا همین چیزی بود که شما فرمودید استاد عطارروشن .

      فیلم  آزمایشی رو نشون میداد که بهش میگفتن تست  “ اَش ”  (Asch ) .

      توی اون آزمایش یه تعداد آدم ها با هم در یک گروه قرار میگرفتند . از این افراد فقط یک نفر غریبه بود و بقیه با هم آشنا بودند و با برنامه ریزی قبلی اومده بودن توی این گروه .

       آزمایش اینجوری بود که به اون ها تصاویر خط هایی رو نشون میدادن که اندازه هاشون با هم متفاوت بود .بعد یک خط رو نشون می کردند. و از افراد گروه می‌خواستن که تشخیص بدن کدوم خط با خط مقیاس هم اندازه هست. هدف شون این بود که ببینن آیا افراد تحت تأثیر نظر جمع قرار می‌گیرن یا نه.

      تو این آزمایش، افرادی که با هم آشنا بودن، عمداً جواب های نادرست می‌دادن تا ببینن آیا فرد جدید هم تحت تأثیر قرار می‌گیره یا نه. اوایل فرد غریبه جواب های درست میداد ولی بعد از چند بار تکرار ، افراد غریبه هم تحت تأثیر فشار گروه قرار می‌گرفتن و همون جواب اشتباه گروه رو انتخاب می‌کردن . این آزمایش تاثیر نظرات اجتماعی و اصطلاحا همرنگ شدن با جماعت رو بر رفتار فرد نشون میداد .

      نتیجه این آزمایش ها این بود بود که افراد تحت تاثیر نظرات و رفتار گروه ، نظرات یا رفتارهای خودشون را تغییر میدن . تو خیلی از موقعیت‌های اجتماعی و کاری و حرفه‌ای ، حتی زندگی روزمره هم این تاثیر گروه و جمع بر رفتار فرد رو اثبات کردن .

      دقیقا همین چیزی که شما فرمودید استاد عطار روشن .

      احسنت به شما که اینقدر با علم روز هماهنگ هستید .

      خیلی اوقات همه ماهایی که اینجاییم و ده ها بار تلاش کردیم و تحت تأثیر حرف و نظرات منفی دور و بری هامون ، تلاش مون رو رها کردیم ، نا امید شدیم ، به خودمون و زمین و زمان بد و بیراه گفتیم . اما هیچکدوم راه به جایی نبرد و ما موندیم و چاقی مون و راهی که به اجبار باید توی اون پیش میرفتیم . 

      حالا ، با جواب دادن به سوال های شاید بهتر میزان این تاثیر رو تشخیص بدیم تا بتونیم براش راه حل مناسبی پیدا کنیم 

      • آخرین تصمیمی که درباره لاغری گرفتی چی بود؟ آگاهانه بود یا ناآگاهانه؟ 

      یکسال پیش بود . به علت بوی نامطبوع عفونتی که در مشامم حس میکردم و فکر میکردم بعلت چرک کردن سینوس هام باشه به پزشک مراجعه کردم . با معاینه ایشون مشخص شد منشا این بوی بد ، عفونت نیست ، بلکه بدلیل التهاب بینی ، سلول های بویایی تحت فشار قرار می‌گیرند و پیام های اشتباه به مغز می‌فرستند !!! راه حل چی بود ؟ رژیم کم کردن گلوکز ! با کم کردن گلوکز هم التهاب کل بدنم حل شد و هم کاهش وزن خیلی زیادی داشتم  . البته چون بدستور پزشک اینکار رو کردم میشه گفت ناآگاهانه بود و تصمیم خودم نبود ، اجبار برای درمان بود ، چون الان که رژیم رو رها کردم احساس میکنم وزنم تا حدی برگشته و اگر مسیر درستی برای کاهش وزنم بود باید همون لاغری و تناسب رو حفظ میکردم. 

      • تا حالا شده تصمیمی بگیری که بعداً بفهمی از روی ترس یا عادت بوده ؟

      بله . خیلی زیاد .چه توی کل زندگیم چه توی اضافه وزنم و چه خورد و خوراکم و …تصمیماتی گرفتم و کارهایی انجام دادم که بعدها از انجام شون پشیمون شدم . حالا که با آگاهی های این سایت دارم ذهنم رو بازسازی می کنم  هم میزان ترسم خیلی کمتر شده و هم دارم تغییر عادت های قدیمی و ایجاد عادت های جدید رو یاد میگیرم .

      • اگه بخوای همین امروز یه تصمیم آگاهانه بگیری برای لاغر شدن، اون تصمیم چیه؟

      اینکه به طور کل تمام توصیه هایی که در زمینه لاغری و کاهش وزن می‌شنوم و دیگران بهم دیکته می‌کنند رو کنار بزارم و با آموزش های جدیدی که با تناسب فکری یاد میگیرم پیش برم . رژیم هایی مختلف و ورزش های با فشار زیاد رو کنار گذاشتم . در عوض غذایم رو با آگاهی و لذت و بدون ترس از خوراکی ها میخورم . ضمنا برای فعالین بدنی داشتن هم هر شب با همسرم پیاده روی میکنیم . این پیاده روی و فعالیت ، هم حس اجبار و سختی ورزش رو نداره ، هم احساس انتخاب و آزادی و سبکبالی بهم میده ، هم یک فرصت خلوت دونفره به من و همسرم میده که خارج از خونه و با هم وقت بگذرونیم .

      ۲- یه لیست کوچیک بنویس از ۵ جمله‌ای که زیاد از اطرافیانت می‌شنوی درباره لاغری یا چاقی.

       _ رژیم رو ول کردی دوباره چاق شدی ، آره ؟

      _ تو استخون بندی ات درشته ،رژیم هم بگیری ، هرکاری هم کنی ترکه ای و لاغر نمیشی !

      _ اصلا توی این سن و سال آدم دیگه چاق میشه دیگه !

      _ زندگی دو روزه بابا ، بیا بخور غم هاتو بده پایین !

      _ بیا برو عمل کن راحت بشی ، یدفعه واسه همیشه !

      آیا این جمله بهم قدرت می‌ده یا منو دلسرد می‌کنه؟

      اگه بخوام ذهن لاغری داشته باشم، باید به جاش چی بشنوم یا باور کنم؟

      برای خودم هم خیلی عجیبه که اخیرا که این جمله ها یا مشابه شون رو می‌شنوم یا تعجب میکنم و یا گاهی هم خنده ام میگیره . وقتی توی مهمانی هستم که مخصوصا خانم ها توی کشیدن غذا خودداری میکنن یا از ظرفی که بهشون تعارف میشه و با حسرت نگاهش میکنن و چیزی برنمیدارن یا ممنوعیت های رژیم شون رو میگن و ..خودم رو میبینم که با بشقابی که از غذاهای دلخواهم کشیدم و با لذت و آگاهی تمام میخورم و در دلم شکرگزارم از انرژی تمام مواد غذایی که وارد بدنم میشه و سپاسگزارم از تمام کسانی که در آماده سازی و تهیه این غذا نقش داشتند و در آخر هم که پیام سیری بدنم رو می‌شنوم بلافاصله از خوردن دست برمیدارم و خدا رو بابت این روزی که بهم عنایت کرد شکر میکنم .

      ۳- یک فهرست از ۳ فرد یا گروهی که می‌تونی به‌طور روزانه باهاشون ارتباط داشته باشی و حس مثبت یا منفی در مسیر لاغری بهت می‌دن، بنویس.

      افرادی که بخوام ازشون نام ببرم اول خود شما هستید جناب استاد عطار روشن که بی نهایت بخاطر این اطلاعات و آگاهی های روزانه ازتون سپاسگزارم .توی گروه دورهمی لاغری که هر روز با سایر دوستان مطالب ارائه شده در سایت رو با هم تبادل نظر میکنیم و از وجود همدیگه و دلگرمی که به هم میدیم برای ادامه مسیر پرانرژی تر و مصمم تز میشیم .

      آیا این افراد باعث می‌شن که مسیر لاغری‌ام رو راحت‌تر و موثرتر طی کنم؟

      آیا به جایی رسیدم که بتونم حرف‌های غیرمفید رو از دیگران فیلتر کنم؟

      بله بله ، حتما . اصلا بودن در محیط سایت تناسب فکری و کسب اطلاعات و آگاهی های فوق العاده ای که هر روز کسب میکنم ، انجام تمرینات و نوشتن نظر در انتهای هر بخش ، باعث میشه فکرم منو به جاهایی از ذهنم ببره و مطالبی رو عنوان کنه بنویسم که خدا رو شاهد میگیرم خودم از خیلی هاشون خبر نداشتم و موقع نوشتن باهاشون مواجه شدم . خوندن مقاله های جدید و گنجینه رایگان که خودش یک دنیای دیگه رو برام رقم زده .اینقدر مطلب برای خوندن و یاد گرفتن هست که دوره هایی که خریدم رو گذاشتم چند روز دیگه شروع کنم .با آگاهی هایی که کسب کردم حتی بعضی مطالب که راجع به تغذیه و سلامتی در خیلی سایت های معتبر پزشکی هم میخونم رو دیگه باور ندارم . ابن فیلترینگ جدید ذهنی ،تنها فیلترینگی هست که عاشقشم …خخخخ

       و نه تنها سعی نمیکنم مانعش بشم بلکه هر فیلترشکن از نوع باورهای قدیمی و فکرهای غلط و عملکردهای اشتباه گذشته هم که میخوان وارد ذهنم بشن رو خودم میشکنم و دور میندارم … خخخخ

      استاد عطار روشن ، براتون بهترین ها رو آرزو میکنم که باعث و بانی شروع این مسیر جدید ذهنی و زندگی ما شما هستید . سپاسگزارم . 

      برقرار باشید .

      یا حق .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید