یه بار وسط یه رژیم سخت بودم که یکی از فامیل با یه جعبه شیرینی اومد خونهمون. همون لحظه که جعبه رو دیدم، حس کردم الان میخورم و رژیم رو کنار میذارم؛ و دقیقاً همین کار رو کردم. اون روز فکر میکردم مشکل از ارادهی منه. امروز میدونم تاثیر اطرافیان در لاغری خیلی بیشتر از چیزیه که فکرش رو میکنیم.
شاید فکر کنی اضافهوزنت فقط به خاطر خوردنهای شبانه یا کمتحرکیه. ولی چاق شدن هم مثل خیلی چیزهای دیگه یاد گرفتنیه و ما بخش بزرگی از این یادگیری رو از اطرافیانمون داشتیم. برای همین اگه بخوایم لاغر بشیم، رژیم گرفتن کافی نیست؛ باید محیط ذهنی و اجتماعیمون رو هم بشناسیم.
من نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. توی این مقاله تعریف میکنم اطرافیان چطور بیصدا روی ذهن و رفتار غذایی ما اثر میذارن، چرا «ثابت کردن به دیگران» یه تلهست و چطور میشه با آگاهی از این اثر رها شد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:

👥 تاثیر اطرافیان در لاغری؛ عامل پنهان ولی قوی
وقتی تصمیم میگیریم وزن کم کنیم، اولین چیزی که به ذهنمون میرسه رژیم و باشگاهه. بعدش شاید به ژن و سوختوساز فکر کنیم. ولی یه عامل مهم هست که خیلی وقتها دیده نمیشه و بیصدا ذهن و رفتار ما رو هدایت میکنه: آدمهای اطرافمون.
یه صحنهی آشنا رو تصور کن: دو سه روزه که تصمیم گرفتی رژیم بگیری و توی یه جمعی نشستی که همه عاشق غذان. وسط حرفها یکی با ذوق از قورمهسبزی جاافتادهی مادرش تعریف میکنه. همین کافیه که برنامهات به هم بریزه؛ نه چون بیارادهای، بلکه چون حرفها و انتخابهای اطرافیان، ذهن تو رو هم تغذیه میکنن.
پس فقط محتویات یخچال و سفرهی مهمونی نیست که وسوسهات میکنه؛ حرفها، باورها و سبک زندگی آدمهایی که دورت هستن هم روی تو اثر دارن. اگه دنبال لاغری ماندگاری، باید ببینی توی چه محیطی زندگی میکنی و یاد بگیری آگاهانه با این اثر روبهرو بشی.
🗣️ جملههایی که از اطرافیان یاد گرفتیم
ذهن ما توی جمع خیلی سریع یاد میگیره، ولی این یادگیری همیشه به نفع ما نیست. اگه با آدمهایی باشی که پرخوری براشون عادیه یا از لاغر شدن ناامیدن، بیسروصدا نگاه تو هم مثل اونها میشه. ذهنت یاد میگیره پرخوری کاریه که «همه» میکنن و چاقی یه ویژگی خانوادگیه، نه چیزی که بشه تغییرش داد.
من این رو با تمام وجود تجربه کردم. جملههایی که توی خانواده میشنیدم، کمکم شدن صدای درونی خودم. معروفترینش این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو به همه میگفتم تا نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، ولی ته دلم هنوز امیدوار بودم. مادرم که همیشه درگیر لاغری بود، به من توصیه میکرد رنگ تیره بپوشم که لاغرتر نشون بدم، و از اون طرف سر سفره اصرار میکرد بیشتر بخورم.
توی مدرسه هم دوستهام رو بین بچههای چاق انتخاب کرده بودم؛ کسایی که بیشتر وقتمون به حرف زدن دربارهی غذا میگذشت. هیچکدوم از اینها از سر بدخواهی نبود، ولی همهشون با هم یه برنامهی ذهنی ساختن که سالها همراهم بود.
جملههایی مثل «من که چیزی نمیخورم، با آب خوردن هم چاق میشم»، «ژن من چاقه، کاریش نمیشه کرد» یا «رژیم خوب وجود نداره، همهشون الکیان»، فقط جمله نیستن. از راه شنیدن وارد ذهن میشن و از راه تکرار تثبیت میشن. کمکم به جایی میرسی که حتی قبل از شروع، ته دلت باور نداری که بشه لاغر شد.
ولی میتونی دایرهی اثر این جملهها رو کوچیک کنی. لازم نیست آدمها رو از زندگیت حذف کنی؛ فقط کافیه آگاه باشی چه حرفهایی وارد ذهنت میشن. آدمهایی رو پیدا کن که نگاه متفاوتی دارن و به تغییر باور دارن؛ حتی اگه فقط توی یه گروه آنلاین باشن.

🪤 تلهی اجتماعی چاقی
اثر اطرافیان فقط توی خونه و خانواده نیست؛ محیط کار، جمعهای دوستانه و مهمونیهای خانوادگی هم میتونن یا کمکت کنن یا جلوی راهت رو بگیرن. فرض کن تصمیم گرفتی دیگه از روی احساس نخوری. حالت خوبه و انگیزه داری، ولی توی مهمونی یکی با یه لبخند شیرینی تعارفت میکنه و میگه: «مگه تو رژیم نیستی؟!»
همین یه جملهی ساده میتونه ذهنت رو به هم بریزه: «بخورم؟ نخورم؟ نه بگم زشته؟ فقط یه شیرینیه!» و قبل از اینکه بفهمی، شیرینی خورده شده و ته دلت حس باخت داری. من توی مهمونیها همیشه حس میکردم همه دارن غذا خوردنم رو نگاه میکنن. و همیشه یه بهونه هم آماده داشتم: «حیفه امشب رژیم بگیرم، امشب میخورم، از فردا.»
یه حرف یه فامیل جلوی چند نفر یا یه نصیحت ناخواسته دربارهی وزنم، همیشه به جای انگیزه، عذاب وجدان میآورد. و عذاب وجدان هم همیشه من رو به خوردن بیشتر میکشوند. اطرافیان شاید نیت بدی نداشته باشن، ولی ناخواسته ما رو به همون رفتارهای قبلی برمیگردونن.
ذهن آدم حرفها و باورهای اطرافیان رو جذب میکنه، چه بخوای چه نخوای. برای همین باید حواست به چیزهایی که ذهنت میشنوه باشه. وقتی آگاه باشی، میتونی تصمیم بگیری حرف کی رو جدی بگیری و حرف کی رو از یه گوش بشنوی و از گوش دیگه بیرون کنی.
🍰 با تعارفهای مهمونی چی کار کنیم؟
تعارف و رودربایستی بخشی از فرهنگ ماست و قرار نیست باهاش بجنگیم. ولی میشه نگاهمون بهش رو عوض کرد. من سالها فکر میکردم یا باید همهچیز رو قبول کنم، یا باید جلوی همه با سختی «نه» بگم و بعد کلی خجالت بکشم. برای همین همیشه گزینهی اول رو انتخاب میکردم.
امروز فهمیدم یه راه سوم هم هست: اینکه بدون عذاب وجدان و بدون نگرانی از نگاه بقیه، به اندازهای که دلم میخواد بردارم. اگه میلی به یه چیزی دارم، با لذت و آروم میخورمش. اگه ندارم، با یه لبخند میگم «دستتون درد نکنه، الان سیرم». هیچکدوم از این دو تا دیگه برام امتحان نیستن.
دوستهای متناسبم دقیقاً همینطوری بودن. توی مهمونیها همون غذاهایی رو که من «چاقکننده» میدونستم بدون نگرانی میخوردن و وقتی سیر میشدن دست میکشیدن؛ بدون اینکه کسی بهشون چیزی بگه یا خودشون رو توجیه کنن. فرق اونها با من این نبود که اطرافیانشون کمتر تعارف میکردن؛ فرق در این بود که تعارفها رو یه دستور ندیدن.
البته هنوز هم توی جمعها بیشتر از وقتی که تنهام میخورم. این رو صادقانه میگم، چون مسیر لاغری با ذهن به معنی بینقص بودن نیست. ولی دیگه بعدش خودم رو سرزنش نمیکنم و قول «فردا هیچی نمیخورم» نمیدم. قبول میکنم انتخاب خودم بوده و دفعهی بعد سعی میکنم آگاهتر باشم.
🔬 پژوهش: چاقی هم سرایت میکنه
پژوهشی گسترده که در مجلهی پزشکی نیوانگلند منتشر شد بررسی کرد چاقی چطور توی شبکههای اجتماعی پخش میشه. نتیجهاش جالب بود: اگه یکی از دوستهای نزدیک کسی چاق بشه، احتمال چاق شدن خود اون آدم هم به شکل قابلتوجهی بالا میره؛ حدود ۵۷ درصد.
این یعنی چاقی فقط به غذا مربوط نیست؛ رابطهها و فکرهایی که بین آدمها رد و بدل میشه هم توش نقش دارن. اگه دنبال لاغری با ذهنی، باید از اثر اطرافیان آگاه باشی، چون این اثر بیشتر در سطح ناخودآگاه شکل میگیره.
🏆 وقتی لاغری میشه وسیلهی ثابت کردن
«میخوام به همه ثابت کنم که میتونم لاغر بشم!» این جمله در نگاه اول پر از انگیزهست؛ انگار کسی که سالها مسخره شده، حالا میخواد جواب همه رو بده. ولی پشتش یه تلهی ذهنی خطرناک هست.
من خودم این تله رو تجربه کردم. قبل از خواستگاری، خانوادهی همسرم که همه متناسب بودن، شرط گذاشتن که یه کم وزن کم کنم. به پیشنهاد یه دوست متناسب، یه رژیم و ورزش سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم و دو سه هفته بعد از موافقتشون، به حالت قبل برگشتم؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄
اون موقع لاغر شدنم برای ثابت کردن به دیگران بود و همین که ثابت شد، دلیلش هم تموم شد. تصمیمهای من برای لاغر شدن همیشه از بیرون میومد: یه متلک، یه مهمونی که نزدیک بود یا یه لباس که اندازهام نبود. هیچوقت از درون خودم نبود. برای همین با گذشتن اون موقعیت، انگیزهام هم تموم میشد.
وقتی هدفت از لاغری ثابت کردن چیزی به دیگرانه، ذهن دیگه برای خودت کار نمیکنه؛ منتظره ببینه بقیه چی میگن. هر نگاه و هر جملهی اطرافیان میشه نشونهی درست یا غلط بودن مسیرت. ولی بیرون از تو همیشه در حال تغییره؛ یکی امروز میگه «آفرین لاغر شدی» و فردا میگه «صورتت خیلی لاغر شدهها!». این بالا و پایینها ذهن رو دچار شک و ترس میکنن و آخرش به همون پرخوری و همون حس شکست برمیگردونن.
پس با خودت صادق باش: داری برای ثابت کردن لاغر میشی یا برای آروم شدن خودت؟ من سالها میگفتم «باید لاغر بشم». وقتی این «باید» رو با «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم» عوض کردم، دلیلم برای اولین بار از درون خودم اومد.

🤫 قانون سکوت؛ محافظ ذهن در مسیر لاغری
در مسیر آموزش ذهن برای لاغری، سکوت مثل یه محافظه. دلیلش سادهست: ذهنی که تازه داره تغییر میکنه، هنوز آسیبپذیره. وقتی دربارهی برنامهات با همه حرف میزنی، در ذهنت رو باز میکنی تا دیگران نظر بدن، شک کنن، طعنه بزنن یا ناامیدت کنن.
ذهنی که در سکوت تمرین میکنه، عمیقتر یاد میگیره. اثر اطرافیان رو نمیشه با بحث کردن و دفاع کردن کم کرد؛ با حفظ تمرکز میشه.
اگه اطرافیان خبردار شدن چی؟
شاید بگی: «من قبلاً با کلی ذوق به همه گفتم دارم روی ذهنم کار میکنم. حالا چی کار کنم؟» اشکالی نداره. میتونی ادامهی مسیرت رو آروم و بیسروصدا طی کنی. اگه کسی پرسید، یه جواب ساده بده؛ مثل «فعلاً دارم آروم پیش میرم» یا «الان بیشتر درگیر کارهای دیگهام». ذهن اطرافیان هم مثل ذهن خودت، از موضوعی که براش جذاب نباشه زود میگذره. اینطوری تمرکزت رو پس میگیری.
فقط برای خودت لاغر شو
ذهن وقتی خوب کار میکنه که بدونه داره کاری رو برای خودش انجام میده. اگه هدفت از لاغری این باشه که یه فامیل ببینه تو لاغر شدی یا یه دوست قدیمی توی اینستاگرام غافلگیر بشه، انگیزهات رو به بیرون وصل کردی. ولی وقتی برای خودت، برای آرامش ذهنت و راحتی بدنت مسیر رو طی کنی، دیگه مهم نیست بقیه چی میگن.
درسته که من مردم و حرف دیگران روی ذهن من خیلی کمتر از خانمها فشار میاره، ولی خوندن نوشتهها و جواب دادن به سؤالهای هزاران خانمی که از برنامههام استفاده کردن، باعث شده تا حدودی بفهمم حرفهای اطرافیان چقدر میتونه سنگین باشه. برای همین یاد گرفتن این مهارت برای خیلی از اعضای سایت از هر رژیمی مهمتره.
🧹 ذهنت رو از برنامههای قدیمی پاک کن
همهی چیزهایی که توی این مقاله گفتیم، از جملههای خانواده تا تلهی ثابت کردن، برنامههایی هستن که توی ذهن جا خوش کردن. ولی میشه این برنامهها رو شناخت و عوضشون کرد. اولین قدم من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم؛ نه خانواده، نه فامیل و نه هیچکس دیگه. با همین نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
دورهی پاکسازی چاقی ذهن برای همین ساخته شده؛ کمک میکنه باورهای محدودکنندهات رو بشناسی، با اثر اطرافیان آگاهانه برخورد کنی و بدون زور و استرس، ذهنت رو با لاغری هماهنگ کنی.
✍️ تمرین: فهرست صداهای اطرافت
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- پنج جملهای که زیاد از اطرافیانت دربارهی وزن، غذا یا لاغری میشنوی رو بنویس.
- جلوی هر کدوم بنویس این جمله بهت قدرت میده یا دلسردت میکنه.
- برای هر جملهی دلسردکننده، یه جملهی واقعی بنویس که بخوای به جاش باور کنی.
- سه نفر یا گروهی که هر روز باهاشون در ارتباطی رو بنویس و ببین کدومشون مسیرت رو راحتتر میکنن و کدوم سختتر.
- بنویس دلیل اصلیت برای لاغر شدن از درون خودت میاد یا از ثابت کردن به کسی.
📝 برام بنویس
کدوم جملهی اطرافیانت بیشتر از همه توی ذهنت مونده؟ تاثیر اطرافیان در لاغری رو تو بیشتر توی خانواده دیدی، محیط کار یا مهمونیها؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، یکی از جملههای جایگزینت رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تاثیر اطرافیان در لاغری چقدره؟
خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم. حرفها، باورها و عادتهای غذایی اطرافیان بیصدا وارد ذهن ما میشن و پژوهشها هم نشون دادن چاقی توی شبکههای دوستی پخش میشه.
باید از اطرافیانم دوری کنم؟
نه لزوماً. کافیه آگاه باشی چه جملههایی وارد ذهنت میشن، دایرهی اثرشون رو کوچیک کنی و آدمهایی با نگاه متفاوت هم اطرافت داشته باشی.
چرا لاغر شدن برای ثابت کردن به دیگران دوام نداره؟
چون انگیزهای که از بیرون میاد، با گذشتن اون موقعیت یا عوض شدن نظر دیگران تموم میشه. دلیل درونی خیلی ماندگارتره.
چرا بهتره دربارهی برنامهام سکوت کنم؟
چون ذهنی که تازه داره تغییر میکنه آسیبپذیره و نظرها، شکها و طعنههای دیگران میتونن تمرکزش رو به هم بزنن.
امتیاز 4.26 از 34 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام مادرگذشته وقتی شروع میکردیم به رژیم گرفتن اطرافیان مامیدونستن وقتی رژیم رهامیکردیم چقدرحرف ها بماگفته میشد تواراده نداری تونمیتونی جلوی شکمتوبگیری توهمینجورچاق میمونی چقدرحال ماازشنیدن این حرفها بدمیشد انگیزه روازدست میدادیم دوباره ازقبل چاقترمیشدیم چاقی همیشه ازخوردن وکم تحرکی بوجودنمیادحرف هاونگرش های اطرافیان خیلی تاثیرگذاربود اگرتوجمع فامیلی یامهمانی ها کم میخوردیم میگفتن رزیمی بابا ول کن یک شبه بخورهیچی نمیشه ماهم تحت تاثیرحرفهاشون میخوردیم چقدرعذاب وجدان میگرفتیم فکرکردن بخوردن ازخوردخوردنه عذاب اورتربودمابافکردن فرمول چاقی روتوقیت میکردیم توجمع چشم مابه غذاها میفتادهی وسوسه میشدیم یارژیم رورهامیکردیم بیشترمیخوردیم وزن مابرمیگشت وچاقترمیشدیم چون توجمع همه دارن ازاون غذاها میخورن شیرینی وشکلات ومیوه ماهم وسوسه میشدیم میخوردیم وبماگفته بودن چاقی ارث هست وکم تحرکی بودن هستم ماهم بهانه داشتیم براخوردن ها رژیم ها جواب گوی ناخوداگاهای مانبودولی درروش ذهنی دیگه نیازنیست کسی متوجه بشه نه ترس ازخوردنه نه چیزی هرمقدارمیخوریم وروزبه روزشاهداب شدن چربیها هستیم هرکسی میبینه میپرسه علت لاغری روما جوابی ندلریم بایک لبخندمیگیم کاری نکردیم وازحرف ها راحتیم باارامش اموزش ها رودنبال میکنیم وتمرینات روحل میکنم من وقتی روش ذهنی روشروع کردم اصلا همچین نگرشی نداشتم وندارم به کسی اثبات کنم میتونم لاغربشم یاچرابمن حرفی زده شده بوده من دوست دارم لاغری رویادبگیرم ومتناسب بشم تاروزی زنده هستم متتاسب بودن من چه سودوزیانی برااطرافیان داره من همیشه ارزوی پوشیدن لباس دلخواهموداشتم ازشردردزانوراحت بشم ازافکارمزاحم خلاص بشم ارامش داشته باشم وراحت زندگی کنم اصلا ازنگاه کردن خودم توایینه هیچ نگرش منفی نمیادسراغم خداروشکرمیکنم تاهمینجا رسیدم وتونستم کلی چربی ها اب بشه ومن اندامم خوب بشه وحس وحالم عالی بشه براخودم زندگی میکنم نه دیگران
نشان های دریافت شده
یه مدت پیش. برای پسرم دنبال تست های شخصیت شناسی و خودشناسی توی یوتیوب میگشتم . یدفعه به یک فیلمی برخوردم که موضوع جالبی داشت و دقیقا همین چیزی بود که شما فرمودید استاد عطارروشن .
فیلم آزمایشی رو نشون میداد که بهش میگفتن تست “ اَش ” (Asch ) .
توی اون آزمایش یه تعداد آدم ها با هم در یک گروه قرار میگرفتند . از این افراد فقط یک نفر غریبه بود و بقیه با هم آشنا بودند و با برنامه ریزی قبلی اومده بودن توی این گروه .
آزمایش اینجوری بود که به اون ها تصاویر خط هایی رو نشون میدادن که اندازه هاشون با هم متفاوت بود .بعد یک خط رو نشون می کردند. و از افراد گروه میخواستن که تشخیص بدن کدوم خط با خط مقیاس هم اندازه هست. هدف شون این بود که ببینن آیا افراد تحت تأثیر نظر جمع قرار میگیرن یا نه.
تو این آزمایش، افرادی که با هم آشنا بودن، عمداً جواب های نادرست میدادن تا ببینن آیا فرد جدید هم تحت تأثیر قرار میگیره یا نه. اوایل فرد غریبه جواب های درست میداد ولی بعد از چند بار تکرار ، افراد غریبه هم تحت تأثیر فشار گروه قرار میگرفتن و همون جواب اشتباه گروه رو انتخاب میکردن . این آزمایش تاثیر نظرات اجتماعی و اصطلاحا همرنگ شدن با جماعت رو بر رفتار فرد نشون میداد .
نتیجه این آزمایش ها این بود بود که افراد تحت تاثیر نظرات و رفتار گروه ، نظرات یا رفتارهای خودشون را تغییر میدن . تو خیلی از موقعیتهای اجتماعی و کاری و حرفهای ، حتی زندگی روزمره هم این تاثیر گروه و جمع بر رفتار فرد رو اثبات کردن .
دقیقا همین چیزی که شما فرمودید استاد عطار روشن .
احسنت به شما که اینقدر با علم روز هماهنگ هستید .
خیلی اوقات همه ماهایی که اینجاییم و ده ها بار تلاش کردیم و تحت تأثیر حرف و نظرات منفی دور و بری هامون ، تلاش مون رو رها کردیم ، نا امید شدیم ، به خودمون و زمین و زمان بد و بیراه گفتیم . اما هیچکدوم راه به جایی نبرد و ما موندیم و چاقی مون و راهی که به اجبار باید توی اون پیش میرفتیم .
حالا ، با جواب دادن به سوال های شاید بهتر میزان این تاثیر رو تشخیص بدیم تا بتونیم براش راه حل مناسبی پیدا کنیم
یکسال پیش بود . به علت بوی نامطبوع عفونتی که در مشامم حس میکردم و فکر میکردم بعلت چرک کردن سینوس هام باشه به پزشک مراجعه کردم . با معاینه ایشون مشخص شد منشا این بوی بد ، عفونت نیست ، بلکه بدلیل التهاب بینی ، سلول های بویایی تحت فشار قرار میگیرند و پیام های اشتباه به مغز میفرستند !!! راه حل چی بود ؟ رژیم کم کردن گلوکز ! با کم کردن گلوکز هم التهاب کل بدنم حل شد و هم کاهش وزن خیلی زیادی داشتم . البته چون بدستور پزشک اینکار رو کردم میشه گفت ناآگاهانه بود و تصمیم خودم نبود ، اجبار برای درمان بود ، چون الان که رژیم رو رها کردم احساس میکنم وزنم تا حدی برگشته و اگر مسیر درستی برای کاهش وزنم بود باید همون لاغری و تناسب رو حفظ میکردم.
بله . خیلی زیاد .چه توی کل زندگیم چه توی اضافه وزنم و چه خورد و خوراکم و …تصمیماتی گرفتم و کارهایی انجام دادم که بعدها از انجام شون پشیمون شدم . حالا که با آگاهی های این سایت دارم ذهنم رو بازسازی می کنم هم میزان ترسم خیلی کمتر شده و هم دارم تغییر عادت های قدیمی و ایجاد عادت های جدید رو یاد میگیرم .
اینکه به طور کل تمام توصیه هایی که در زمینه لاغری و کاهش وزن میشنوم و دیگران بهم دیکته میکنند رو کنار بزارم و با آموزش های جدیدی که با تناسب فکری یاد میگیرم پیش برم . رژیم هایی مختلف و ورزش های با فشار زیاد رو کنار گذاشتم . در عوض غذایم رو با آگاهی و لذت و بدون ترس از خوراکی ها میخورم . ضمنا برای فعالین بدنی داشتن هم هر شب با همسرم پیاده روی میکنیم . این پیاده روی و فعالیت ، هم حس اجبار و سختی ورزش رو نداره ، هم احساس انتخاب و آزادی و سبکبالی بهم میده ، هم یک فرصت خلوت دونفره به من و همسرم میده که خارج از خونه و با هم وقت بگذرونیم .
۲- یه لیست کوچیک بنویس از ۵ جملهای که زیاد از اطرافیانت میشنوی درباره لاغری یا چاقی.
_ رژیم رو ول کردی دوباره چاق شدی ، آره ؟
_ تو استخون بندی ات درشته ،رژیم هم بگیری ، هرکاری هم کنی ترکه ای و لاغر نمیشی !
_ اصلا توی این سن و سال آدم دیگه چاق میشه دیگه !
_ زندگی دو روزه بابا ، بیا بخور غم هاتو بده پایین !
_ بیا برو عمل کن راحت بشی ، یدفعه واسه همیشه !
آیا این جمله بهم قدرت میده یا منو دلسرد میکنه؟
اگه بخوام ذهن لاغری داشته باشم، باید به جاش چی بشنوم یا باور کنم؟
برای خودم هم خیلی عجیبه که اخیرا که این جمله ها یا مشابه شون رو میشنوم یا تعجب میکنم و یا گاهی هم خنده ام میگیره . وقتی توی مهمانی هستم که مخصوصا خانم ها توی کشیدن غذا خودداری میکنن یا از ظرفی که بهشون تعارف میشه و با حسرت نگاهش میکنن و چیزی برنمیدارن یا ممنوعیت های رژیم شون رو میگن و ..خودم رو میبینم که با بشقابی که از غذاهای دلخواهم کشیدم و با لذت و آگاهی تمام میخورم و در دلم شکرگزارم از انرژی تمام مواد غذایی که وارد بدنم میشه و سپاسگزارم از تمام کسانی که در آماده سازی و تهیه این غذا نقش داشتند و در آخر هم که پیام سیری بدنم رو میشنوم بلافاصله از خوردن دست برمیدارم و خدا رو بابت این روزی که بهم عنایت کرد شکر میکنم .
۳- یک فهرست از ۳ فرد یا گروهی که میتونی بهطور روزانه باهاشون ارتباط داشته باشی و حس مثبت یا منفی در مسیر لاغری بهت میدن، بنویس.
افرادی که بخوام ازشون نام ببرم اول خود شما هستید جناب استاد عطار روشن که بی نهایت بخاطر این اطلاعات و آگاهی های روزانه ازتون سپاسگزارم .توی گروه دورهمی لاغری که هر روز با سایر دوستان مطالب ارائه شده در سایت رو با هم تبادل نظر میکنیم و از وجود همدیگه و دلگرمی که به هم میدیم برای ادامه مسیر پرانرژی تر و مصمم تز میشیم .
آیا این افراد باعث میشن که مسیر لاغریام رو راحتتر و موثرتر طی کنم؟
آیا به جایی رسیدم که بتونم حرفهای غیرمفید رو از دیگران فیلتر کنم؟
بله بله ، حتما . اصلا بودن در محیط سایت تناسب فکری و کسب اطلاعات و آگاهی های فوق العاده ای که هر روز کسب میکنم ، انجام تمرینات و نوشتن نظر در انتهای هر بخش ، باعث میشه فکرم منو به جاهایی از ذهنم ببره و مطالبی رو عنوان کنه بنویسم که خدا رو شاهد میگیرم خودم از خیلی هاشون خبر نداشتم و موقع نوشتن باهاشون مواجه شدم . خوندن مقاله های جدید و گنجینه رایگان که خودش یک دنیای دیگه رو برام رقم زده .اینقدر مطلب برای خوندن و یاد گرفتن هست که دوره هایی که خریدم رو گذاشتم چند روز دیگه شروع کنم .با آگاهی هایی که کسب کردم حتی بعضی مطالب که راجع به تغذیه و سلامتی در خیلی سایت های معتبر پزشکی هم میخونم رو دیگه باور ندارم . ابن فیلترینگ جدید ذهنی ،تنها فیلترینگی هست که عاشقشم …خخخخ
و نه تنها سعی نمیکنم مانعش بشم بلکه هر فیلترشکن از نوع باورهای قدیمی و فکرهای غلط و عملکردهای اشتباه گذشته هم که میخوان وارد ذهنم بشن رو خودم میشکنم و دور میندارم … خخخخ
استاد عطار روشن ، براتون بهترین ها رو آرزو میکنم که باعث و بانی شروع این مسیر جدید ذهنی و زندگی ما شما هستید . سپاسگزارم .
برقرار باشید .
یا حق .
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیرم
من دیروز رفتم نون بگیرم جفت نانوایی ی جگرکی بود که شاگردش سرکار دیر آمد بود وقتی شاگردش رسید بهش گفت چرا دور اومدی تو فقط میخوری و می خوابی ببین چقدر چاق شدی و حدود نیم ساعت اونجا ایستاده بود و همین جملات را تکرار می کرد و شاگرد هیچی نمی گفت با دیدن این صحنه یاد حرف های استاد افتادم که میگفت که اطرافیان چه تاثیری در ذهنیت و چاقی ما دارند یا مثلا نوه ی خودم کلاس پنجم دبستان هست وقتی داره غذا میخوره پدرش یا عموش بهش میگن این همه نخور داری هر روز چاق تر میشی من میگم اینقدر بهش نگین ولی گوش نمیکنند
اطراف من زیاد در مورد چاقی و لاغری و انواع رژیم ها حرف میزنند وقتی درباری چاقی حرف میزند سعی می کنم توجه کمتری به حرف هاشون داشته باشم یا به بهانه های مختلف بیرون میرم همیشه حرف هایشون را پنج قسمت میکنم واز ۳تاش خوب برداشت میکنم
حرفهای اطرافیان خواسته یا ناخواسته تاثیر زیادی بر زندگی ما دارند من سعی میکنم بیشتر به افراد لاغر زندگیم توجه کنم و بیشتر تایم فضای مجازیم رو تو سایت و گروه لاغری با ذهن باشم که تاثیر زیادی در لاغری و ذهنیت من دارند
بهترین تصمیمی که گرفتم شرکت در دوری لاغری با ذهن هست که از نظرخودم تصمیم بسیار عالی گرفتم چون هم آرامش روحی و روانی و ذهنی پیدا کردم وهم احساس و حال بسیار خوبی دارم
با تشکر از استاد بزرگوار و دوستان عزیزم
نشان های دریافت شده
باسلام به استادوهم مسیران گرامی
بارها تصمیمات قبلی امان برای لاغری ازروی فشار ویا ترس عدم سلامتی ودرماندگی بوده که البته دوام نداشته چون اقدامی درجهت اینکه من ازلحاظ ذهنی به این نقطه برسم که برای بدنم وخودم ارزش قائلم وبدون فشار وتحمل سختی میخواهم متناسب بشم ورفتارجدید غذایی رودرپیش بگیرم واگرهم محدودیت ومنعی برای خودم ایجادمیکنم بااین نگرش که من ارزشمندم وبدون درگیری های ذهنی باعشق درست فکرمیکنم ویاد میگیرم درست رفتارکنم
۲- یه لیست کوچیک بنویس از ۵ جملهای که زیاد از اطرافیانت میشنوی درباره لاغری یا چاقی. بعد بنویس:
آیا این جمله بهم قدرت میده یا منو دلسرد میکنه؟
ما نمی تونیم لاغربشیم واراده نداریم
آبم بخوریم چاق میشیم
ماژنتیک چاقیم لامصب دست خودمون نیست که
هیچی مثل خوردن حال نمیده
دنیا چه ارزشی داره بخور بره بابا گور پدر رژیم
واین جملات سمی است که بارها میشنیدم ومرا نیز تحت تاثیرقرار میداد والحمدالله حالا دوباره وهم اکنون آموختم که سعی کنم اصلا دراین جمعها نباشم ویادگرفته ام که اگر اجبارا حضوردارم بحث رو خیلی زیرکانه عوض کنم وبه سمت دیگری ببرم
که متاسفانه این روزگار کارمن مرتب همینه که جو وبحث روعوض کنم اگرچه به ناگاه ناخواسته میبینم که گاهی اوقات وسط بحثم ولی تلنگری به خود میزنم ویا میبینم پیامکی از همسرجانم میاید که اکبر چی کارداری میکنی چی میگی وخداروشکربلافاصله دست میکشم اگرچه بابت همان چنددقیقه ام بعدش ساعتها خود رو سرزنش میکنم ولی خب اتفاقی است که افتاده بلافاصله خودم را جمع میکنم ودرس میگیرم
اگه بخوام ذهن لاغری داشته باشم، باید به جاش چی بشنوم یا باور کنم؟
۳- یک فهرست از ۳ فرد یا گروهی که میتونی بهطور روزانه باهاشون ارتباط داشته باشی و حس مثبت یا منفی در مسیر لاغری بهت میدن،
خدارو شکر فضای امن ۴ نفره خانواده عزیزم که همگی درجهت تناسب وجملات انرژی بخش حرکت میکنیم حتی پسر ۱۱ساله ام که کاملا متناسب ذهنی فکری ورفتاری میباشد
وسایت تناسب فکری دنیای کوچک وامن من
واخیرا گروه بینظیر ودوستان عالیم دردورهمی لاغری
بجز بانو م ن که اذیت میکنه 😁
اینها برای من کافی است
خدایا شکرت
سلام استاد
لاغر شدن در ما فقط از طریق نخوردن غذا و یا ورزش کردن نیست بلکه تاثیر حرف دیگران درلاغری ما بسیار مهم است .
ما برای اینکه لاغر شویم باید دراین مسیر نگرش خود را تغییر دهیم تا تحت تاثیر نگرش اشتباه مسیر اشتباه را دوباره طی نکنیم .
تاثیر اطرافیان در لاغری؛ عامل پنهان ولی قدرتمند در بدن ما است وقتی ما در گروهی هستیم قطعا تحت تاثیر جمع فکر و رفتار می کنیم و نمی توانیم خواسته ی خود را در جمع جداگانه انجام و یا به جمع تحمیل کنیم
ذهن دوست داره در جمع ها شرکت کند و برای رقابت نیز تلاش میکنه آموزش در جمع محرک قدرتمند برای ذهن است و در جمع تفکرات و ایده های زیادی خلق می شود که بعضی از آنها در زندگی کاربردی است
تاثیر دیگران حتما نباید در خانواده باشد . محیط کار . دوستان . همسایه ها . محیط زندگی . فضای مجازی . اینترنت و….می تواند باشد
گاهی مواقع حرف دیگران چنان برما تاثیر می گذارد که مسیر درست را رها کرده و به دنبال حرف دیگران می رویم پس ما باید ابتدا در ذهن فرمولهای اشتباه را شناسایی کرده و آنها را تغییر دهیم تا تاثیر تغییر رفتار خود را در ذهن ببینیم
من باید در این مسیر زیاد حرف نزنم و شعار ندهم بلکه عمل کنم آن هم با تغییر الگوهای ذهنی تا در مسیر درست قرار گیرم .
من نباید تحت تاثیر حرف دیگران دلسرد و یا تشویق شوم بلکه من باید به احساس خودم توجه کنم که در این مسیر شاد هستم آیا من به زور و اجبار کاری را انجام می دهم یا از روی رغبت و داشتن احساس خوب بهترین عامل محرک من در این مسیر است .
آخرین تصمیم من برای لاغری آگاهانه بود چون من از این مسیر تصمیم گرفتم لاغر بشوم
۵ جمله ار از دیگران در مورد چاقی میشنوی و من را دلسرد نمیکنه
من نمی توانم به راحتی لاغر شوم
من ارثی چاقم
من باید ورزش کنم و حسش نیست و زود خسته می شوم
من اگر لاغر شوم صورتم زشت میشه
من بر ای لاغری باید سختی بکشم
حالا من این ۵ باور را آگاهانه در ذهنم تغییر می دهم
من به راحتی می توانم لاغر شوم حتی از چاقی هم زودتر
من هرگز ارثی چاق نبودم چون خواهر و برادر لاغر دارم و این فرمول را نقض می شود
من بدون ورزش کردن با احساس خوب لاغر می شوم
من خداراشکر مقداری از اضافه وزن خود را از دست دادم و صورتم خوشگلتر شده
من در این مسیر اصلا سختی نمی کشم چون دقیقا خوردن من مثل یک فرد متناسبه و هر چه را دوست داشته باشم می خورم
خداراشکر من در طول روز بیشتر دراین سایت هستم و رفتار دیگران را فیلتر گرفتم و کاری به دیگران ندارم چون من الان در مسیر درست هستم .
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
ایا اطرافیان روی من وهدفم ثاثیر میزارن ؟
همسر من از مسیر بی اطلاع هست ایشون که مسیر و کار روی لاغری ذهن اصلا پذیرش نداره اگه بهش گفته بود واقعا بی چاره میشدم جون ایشون فردی هستن که تلاش فیزیکی برای کسب کار در امد براش اهمیت زیادی داره وهمه دست اودرش همین موضوع میدونه نتیجه براش بسیاراهمیت داره و حتما شاید تا حالا میلیون بار ازمن سوال داشت که جی شد وپس کو نتیجه وارامش حتما نداشتم
ولی یی اشتباه بزرگ کنارش انجام دادم اطلاع داشتن فرزندانم هست چون تحت فشار زیادی بودم که باید دو عمل معده و مفصل زانومان انجام بدم همه دست در دست هم به اجبار میخواست من از این وضعیت نجات بدن و با فشاراوردن من محبور به این کار کن من از عمل فراری بودم وفتی تسلیم شدم ودیکه راهی دیکه برام نمونده بود از خداوند وحضرت حصرت زهرا (ص) کمک خواستم وفتی ازهدایت خدایی عزیزم خودم تواین سایت دیدم اول نگفتم ولی آنها هی فشار میاوردن که من دکتر ببرن باید همون زمان بازم مقاومت میکردم بازم نمی کفتم یی سه ماهی توبخش رایگان کارکردم ولی تحمل تمام شد بهشون گفتم که من تومسیر قرار گرفتم توضیح دادم
اول که بازم همه جبهه گرفتن و سختر شد که تواهم گرفتم آخه کی با ذهن لاعر شده که شما بخواهی با ذهن لاغر بشی اکه حالا بود این صحبت اصلا انجام نمیدادم جرا چون زمانی که کمی خسته شدم بارها این فکر میآمد اگه از این مسیر موفق نشم چی کی میخواد جواب بجه رو بده ومودر قضاوت قرار گرفتم وکمی کاربرام واقعا سخت شد
اکه کمک خدایی عزیزم نبود حتما من لیز میخوردم حالا تومسیر نبودم به شکر خدایی عزیزم از این مرحله خیلی زمان هست عبور کردم
بعضی جاها اطلاع داشتن بچه کمک کرده وفتی با دختر بزرگم صحبت دارم اون بعضی زمان من تشویق میکنه دخترم دومی میکه همین که دارای تلاش میکنی برای لاغری خوبه هرکسی به روشی که فابل قبول هست موفق به لاغری میشه خودش عالی هست تا بی خیال شدن هیچ کاریی نکردن
دخترم سوم چون هنوز ازواج نکرده تو خونه من هست اول بسیار جبهه میکرفت وفتی تلاش واستمرار دید کم کم راضی شد وفتی من دوره ورد به سرزمین لاغرها خریدم یادم هست اولین کاره بزرگم بود چون تا اپن زمان من حتی صد هراز تومان از ایتنرنت خرید نداشتم وفتی موضوع فهمیدم اول براش تعحب داشت که کسی کمک کرده دوره خریدم و تازه تعحبش بیشتر شد که من دورهام یی جا خریدم نه مرحلهای انکار قبول کرد که به مسیرم اطمینان دارم و شک ندارم که با این مسیر به لاغری ختم میشه دست از مخالفت کشید همراهی بهتر برام انجام میده پسرم که تلاشم میدید مبینه اول اصلا دوست نداره از مسیر بهش،چیزی بگم ولی تشویق میکنه که ادامه بدم پس من با استمرار داشتنم وعشق به مسیرم کمی بجه هام همراهم شدن و شرایط،اطرافم بهتر شد
یی موضوع رو باید یادآور بشم من واقعا از مسیرم زیاد براشون صحبت می کردم چرا که آنها بیان از این لذت بهره ببرن لاغر بشن و هم لذت که من می برم آنها هم تحربه کنن این موضوع از عشق مادریم زیادگفتم انها رو اذیت می کرد و به شکلی داشتم به اجبار آنها هم مسیر خودم می کردم چندین ماه هست که من سکوت کردم دیکه کمترصحبت میکنم اگهسوالی بشه کهگمک کننده هست اون زمان صحبت میکنم با صحبت با بچه ها درحقیقت برای خودم مانع تراشی میکردم آنها هم مخالفت می کردن ی روز به خودم گفتم اجازه بدم اول کنکاملا نتیجه بگیرم روی منتاثیراش بزاره انها بین اگه خواست خودش اقدام کنن
حالا به شکر خدای عزیزم وضعیت اطرافم بیشتر همراه هست تا مخالفت
امروز داشتم فایل صبحگاهی گوش میکردم همسر در باز کرد من سریع صداشو خاموش کردم وکلی تودلم از کارم خندهام گرفت
چارهای نیست اطلاع نداشته باشه من توارامش بهتری تو مسیرم هستم
توخونه من فرد لاغر متناسب که هیج برنامه نپاشته باسه ولی لاغر باسه نیست همسرم بخاطر دیابت لاغرهست بچه ها از طریقهای مختلف که خودش قبول داران وزن کم کردن پس نمیتوان اونوالکپیی واقعی فرد متناسب باشن تو اطرافم دورتر من فرد لاغر ومتناسب هست ولی من باهاشون خیلی در ارتباط نیستم وخیلی دوست داشتم شرایط برام مهیا میشد که این دیدن بیشترداشته باشم تو هفته گذشته ایده خدایی عزیزم کمک کرفتم برای زمانی که نیاز به تفریح دارم به دخترم گفتم که برام فیلیمو رو تو گوشیم نصب کنه برای چند برنامه شادی که داره ازانها استفاده کنم د
این کار باعثشد من چندفیلم ازاین بزنامه بکیرم وتازه با هرنکاه به هرفیلم تحقیق بهتری برام ساخته من فیلم مبینم ولی وسط فیلم دارمرفتار هنرپیشه لاغر دربرخورد با مواد غذایی بر رسی میکنم جابتر با این که زبان انگلیسی اصلا خوب نیست این فیلم به زبان اصلی هست
پس من کل توحه میزارم به برخورد این افراد با چطور خوردن خودم هواسم نیود وفتی به خودمامد دیدم دارم می کردم که این افراد تو این فیلم اصلا خودرونش به شکل فبل من دارن هرچیزی که مصرف کردن تا اخر فیلم بیشتر مایعات بود اون به تکرار زیاد ی جا غذا خوردن تو بشقاب کوچک حجم کم اندازه کوچک کوچک بود من در واقع ازفیلم جیز زیادی دستگیرم نشدولی گلی در باره افراد لاغر اطلاع خوب دریافت کردم پس چون نیاز داشتم خدایی عزیزم کمک کرد که ازنگاه تفریح وارد بشم ولی شد تحقیق برای من که شرایطش ندارم تو محیط اطرافم این تحقیق راحت اسون انجام بدم
خدایی عزیزم اطرافم آورد خونه من توگوشی من که نیازم ند اشته باشم از دیگران درخواست کنم منتواین محیط،ببرون من بهتر این افراد بینم جون این توبخش خودم کم میدونستم که من امکان تحقیق روی این افرد ندارن راهاش، کردم خدایی عزیزم ارامش با شرایط،من برام مهیا کرد
توسایت وفتی هستم اول ازنظرات عالی شما استاد بهره بی نهایت می برم که با مطالب عالی اشکال من به شکل راحت اسون برطرف میکنید
کارهای که بااینمسیر بهش عمل کردم متوحه میشم کجاش هنوز اشکال داره چه خوب که به هربخش دورهام تا اندازه توانم بهشون عمل کرد اشکالی که دارم برام واضح میشه برای برطرف کردن وراحتر تومسبر به پیش رفتم از تونبی نهایت تشکر وسپاس کزارهستم
جند تا دوست نازیین دارم که از دیدکاهشون ونظرات استفاده میکنم چون انها افردای موفق دیدم بعضی نوشته برای من ایده و الهام هست که متوجه میشم که جرا دارم ازدیدن گاه این دوستان استفاده میکنم
السا خانم دوست نازنینم کار بلد خوب من و بانوی بهار دختر مهربان دوست داشتنی سحر خانم مهربان دوست هم سنم که چندوقتی هست ازش خبری ندارم امیدوارم که بازم تو سایت بیان و خیلی افراد دیکه شهربانو خانم دوست عزیزم که در روزهای اول وردم با من سریع ارتباط برقرار کردن به من انکیزه دادن ازشون تشکر دارم سحر دخترم خانم با انگیزه وجوان خیلی ها هستن اکه دوستی از یاد رفت از شون غذر میخوام وفتی به پاسخ دوستان تو دیدگاهم فکر میکنم تعدادشون واقعا زیاد هست فهمیه خانم لاله خانم عزبزم دوستان جوان زیادی با من ارتباط داشتن که خیلی خوشحال هستم که سنم مانع این ارتباط خوب نشد ذهن و ارتباط باهش اصلا سن درنظر نداره
من از نظرات این دوستان استفاده کردم کمک خوبی به من کرد که نگاهم اطرافم که دوستان داخل سایت هست هیج ارتباط نزدیک رو در رو باهشون ندارم بهتردرک کنم و متوجه بشم چاقی فرهنگ نامه غلطی هست که ما افراد چاق تو ذهن خودمون ساختیم و باید این فرهنک نامه غلط کلا از ذهنم رفتار گفتار عمل کرد پاک کنیم تا ازاطلاعات بی نظیر خدای مهربان به شکل عالی بی نظیر بهر ببریم امیدوارم که من خودم اولین نفری باشم که به انچه گفتم به شکل واقعی عمل کنم امین
خدا پشت وپناهتون يا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام خانم صالحه عزیزم😊🥰
بسیار از خواندن دیدگاهتون لذت بردم
واقعا ازتون ممنونم که واضح توضیح دادین
راستش من همش لیز میخوردم از مسیر
اما الان ها میبینم مسیر واقعا درسته
وقتی گفتین به خداتوکل و حضرت زهرا توسل کردین فهمیدم که حتماحتما این مسیر باید درست باشه چون اونا کسی رو به اشتباه جایی نمیفرستن🥲
برای احترام به خودم ولذت از زندگیم و شکر گذار حقیقی بودن این مسیر رو پیش میگیرم و از شما میخوام برام دعاکنید که منم بتونم شگفتی ساز و قهرمان زنگی خودم بشم🥰
امید وارم که موفق و سربلند باشید و لبخند روی لبهاتون باشه
بازم تشکر میکنم بابت دیدگاهتون که بهم انگیزه دادکه مطمئن تر از قبل شروع کنم
نشان های دریافت شده
سلام دوست نازینم یکتا
ازاینکه نوشته من برای شما حس خوبی ایحاد کرد شاد شدن چه اسم زیبای دارید یکتا امیدتون به خدای یکتا بی همتا باشه
موفق سربلند پیروز باشید ازدوره دورد به ضمیر ناخداکاه خودتون بهرمند کنید سوالهای که داره بشه تمرین هر روزتون کمک کننده هست من دارام هر روز انجامش میدم با حس خوب با اشتیاق و علاقه انشالله برای شما هم به این شکل و بهتر بیشتر از من کمک کننده باشه
امین
شجاعت وتصمیم خودتون برای لاغری با تهیه دوره عملی کنید
موفق لاغر متناسب باشید انشالله
خدا پشت و پناهت یا حق حق نگه دارتون
به نام خدای مهربان و بخشنده
سلام به استاد و دوستان هم مسیر
بازهم آگاهی جدید که دیگران چه تأثیری روی ما می ذارن ؟دیگران در هر صورت روی ما تأثیر میذارن وما باید مواظب این تله باشیم وقتی چاقیم میگن چقدر چاقی وقتی لاغر میشیم میگن وای چقدر لاغر شدی زشت شدی بسه دیگه در هر دو صورت تأثیر منفی میذارن ،پس نباید به حرف دیگران لاغر بشیم سعی کنیم با خودمون به صلح برسیم بخاطر بدنی که از ما دور شده چقدر فاصله بینمون افتاده ،باهاش آشتی کنیم ازش بخواهیم که مارو همراهی کنه تا بهتروآسون تر بتونیم این مسیر رو ادامه بدیم وبا کسانی که در مورد قانون جذب آگاهی ندارن چیزی نگیم چون اون ها اطلاعات در این مورد ندارن وبحث بااون ها بی فایده است ضرر به خودمون می رسونیم .من خودم فقط با برادرم که با موضوع قانون جذب آشنایی داره با اون هر از گاهی حرف می زنیم اون هم چون درک و آگاهی داره حرفها مو تأیید می کنه وتشویقم می کنه که ادامه بدم ولی به بقیه نگفتم .برای خودمون هدف گذاری کنیم بگیم واقعا برای چیه که می خوایم لاغر بشیم با خودمون حرف بزنیم بنویسیم با خودمون رو راست باشیم ولایه ی پنهان اینکه می خوایم لاغر بشیم به خاطر دیگران که خودمون رو به اون ها ثابت کنیم رو بکشیم بیرون چون مغز برای دیگران انرژی تولید نمی کنه فقط به خاطر خودمون با ما همکاری می کنه وانرژی تولید میکنه من هم اولش چون آگاهی کافی نداشتم ومثل روش های قبلی فقط می خواستم خودم ثابت کنم ورها بشم ولی اشتباه می کردم دست و پا می زدم و بعد ها بیشتر جلو رفتم وآروم شدم و دیدم اینطوری از هدفم دورتر میشم با خودم آشتی کردم دیگه ازبدنم بدم نیومد چون دیگه فهمیده بودم که مسؤل چاقی خودم هستم ومن بودم که این بدنم رو این شکلی کردم پس می تونم با آموزش لاغری ذهنی آگاهانه خودم رو متناسب کنم به شرطی که فقط ادامه بدم من به این راه ایمان دارم.من به خودم گفتم از بدنم معذرت خواهی کردم که چه ضربه های زدم به تمام اعضای بدنم پاهام که این وزنو تحمل می کرد معدم که چقدر ازش کار می کشیدم بهش استراحت نمی دادم تک تک اعضای بدنمون تحت تأثیر چاقی و اضافه وزن ما بودن وقتی یاد آوری می کنم به خودم می فهمم چی کار کردم با خودم، بیشتر به خودم میام وبابدنم دوست تر میشم دیگه هدف از لاغری میشه فقط خودم به خاطر سلامتیم عشق به خودم که می خوام متناسب بشم آدم ها که هیچ وقت راضی نمیشن مهم خودمونیم سلامتی خودمون .
پس دوستان برای عشق و دوستی بابدنتون متناسب بشید
.پس لاغر شدن بخاطر خودمون آسونترین کار دنیاست. .ممنون از استاد که هر لحظه مارو آگاه می کنن و یک مسیر به هدف نزدیکتر خیر دنیا وآخرت نصیبتون .
در پناه خدا پیش به سوی موفقیت .
سلام استاد
درمورد لاغر شدن با ذهن نباید با کسی صحبت کنیم . دقیقا درسته چون ما سالیان سال از روشهای مختلف مثل انواع رژیمها – باشگاه رفتن – پیاده روی – استخر – دمنوش – قرص های لاغری – لوازم لاغر کننده و…استفاده کردیم و دراین مسیرها با سختی و مشقت تنها توانستیم 5الی 10کیلو لاغر شویم و بعد از محدودیت و عصبانیت ان مسیررا رها کردیم و دوباره با افکار چاقی وزن ما برگشت کرده و حالا به همه بگوییم من از روشی استفاده میکنم که هیچ یک از کارهای قبل را با سختی انجام نمیدهم و کم کم فقط با تغییر فرمولها ذهنی لاغر میشوم و همه منتظر نتیجه هستند و هی ازما سوال میپرسند پس چی شد و با این کارها عجله و استرس که آفت جوانه این مسیر است را به نهال ما وارد میکنند و چون ما عجله داریم نشانه ها را دریافت نمیکنیم و از مسیر لیز خورده و رها میکنیم
. اگر خود من از طرف خداوند به این سایت هدایت نشده بودم و صحبتهای استاد را گوش نداده بودم و هرکسی این حرف را به من میزد که بیا روشی برای لاغری پیدا کردم که نه ورزش – نه رژیم دارد و فقط با گوش دادن فایلها لاغر میشوی به یقین من هم باور نمیکردم چون هنوز باورهای من تغییر نکرده بود پس نمیشود از دیگران توقع داشت که حرفهای مارا باورکنند ما هرگز نباید خود را به دیگران ثابت کنیم و با انها بحث کنیم ما فقط میتوانیم ذهن و افکار خودمان را تغییر بدهیم و هرگز نمیتوانیم نگرش و افکاردیگران را نسبت به هرموضوعی تغییر بدهیم تا خود فرد به ان درک و تجربه نرسد هیچ فایده ای ندارد
لاغر شدن حق من است و من خودم با تغییر افکار و نگرش خودم نسبت به خودم و خداوند دراین مسیر هستم و کاری به لاغر شدن و نشدن دیگران نباید داشته باشم و باید از نتایج و نشانه های خودم احساس رضایت داشته باشم
دقیقا روزهای اولی که من درمنزل و درحضور همسرم فایل گوش میدادم میگفت اینها الکی است ول کن هیچ کس با گوش دادن چیزی به جایی نرسیده دقیقا درست میگفت ما باید گوش دادن را به عمل تبدیل کنیم و درزندگی روزمره این تمرینات را بکار بگیریم تا با چشم نیز این تغییرات افکاررا مشاهده کنیم ولی ابتدا این را نمیدانستیم و فکر میکردم من با فایل گوش دادن لاغر میشوم . درحالی که بعدها انجام تمرینات را نیز یاد گرفتم چون که من از طرف خداوند هدایت شده بودم که این فایلها را بشنوم و از احساس یاس و ناامیدی بیرون بیام و شکرگزار خداوند باشم .و وقتی دیدم همسرم اینها را قبول نداره دیگر درحضور او فایل گوش ندادم و درخانواده با هیچ کس درمورد این روش توضیح ندادم و بعد از یکسال من 20 کیلو کم کردم و با نتایج این روش به همه ثابت کردم حرفهای استاد دقیقا درسته و خیلی ها گفتند این روش را به ما هم یاد بده و جالبه از کل افرادی که درطایفه و خانواده چاق بودند و همگی اطلاع دارند ازاین روش هیچ کس مثل من این مسیررا خدارا شکر ادامه نداد چون از طرف خداوند هدایت نشده بودند به این مسیر و هنوز با فرمولهای ذهن چاق زندگی میکنند و جالبه وقتی بهشون میگم چرا ادامه ندادید خواهرهایم میگویند نمیدونم چرا وقتی میخواهم گوش بدهم خواب میروم ولی اگر همین افراد ساعتها درگروه های مجازی باشند خواب نمیروند و این نشانه یعنی هنوز به اندازه ی کافی این مسیر را درک نکرده و هدایت نشدند
لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیا است و ما نباید دراین مسیر سختی بکشیم فقط باورها و اعتقادات قبلی ذهن را تغییر بدهیم و با افکار متناسب شدن و بکارگیری تمرینات درست درزندگی روزمره مسیر را ادامه بدهیم .
پس به لطف خدای بزرگ من هرروز متعهد میشوم که فایلها را گوش بدهم تا به ذهن خودم یاداوری کنم من درچه مسیری هستم و هرروز به آگاهیهای من دراین مسیر اضافه شود و فایلها تکراری و خسته کننده نباشد .
بنام خداوند زیبا و عزیزم،
سلام به استاد گرامی آقای عطار روشن،
خدا قوت ،وسلام خدمت اعضای سایت تناسب فکری،
این قسمت نشانه امروز من بود،
البته بنده خودم را متناسب ، میدانم،
وبیشتر بحث های تغییر شخصیت وباور هارا دنبال میکنم ،
اما درسی که این قسمت برایم داشت این بود که کمتر از برنامه واهداف خودمان با اطرافیان صحبت کنیم،
واین فضای فکری آرام و مناسب را برای خودمان فراهم کنیم ،که در آرامش برروی خودمان تمرکز کنیم ، واین طور بهتر نتیجه میگیریم ،
تبریک به استاد عزیزم که با لشکر یک نفره شأن خیلی خوب سایت را مدیریت میکنند ،حتی ابشن هایی در سایت خودمان هست ،که در بعضی سایت ها نیست ،
مثل امکان نوشتن با حروف بزرگ ،
یا ذخیره متن ،وتکمیل آن در تایم دیگر،
ونمایش تعداد کلمه ی هر کامنت،
مرسی استاد جان دستت سلامت باشه
بنام خدای مهربان،
سلام خدمت استاد گرامی وهمه همراهان سایت تناسب فکری،
این متن زیبا وگویا نشانه حالم را بهتر کن امروز بنده بود،
که بازبانی ساده یک اصل مهم را یاد آوری فرمود ،وان هم تمرکز روی.خودمان خواسته های خودمان است ،نه بخاطر دیگران واثبات به آنها ،از محتوای مفید وهدایتی از طرف خداوند متعال استفاده کنیم ،ولازم نیست هر تصمیمی که در زندگی وتغییر روش زندگی مان میگیریم را با دیگران درمیان ،بگذاریم، وبرای خودمان استرس و فشار توجه دیگران.وسوال وجواب های باربط یا بی ربط دیگران را از خودمان فراهم کنیم ،بلکه ،در آرامش به نتایج مطلوب بااستفاده از راه کارهایی خدایی دست پیدا کنیم، برای همین منظور بوده ،
که حضرت محمد تنها به غار حرا رفته و روی شخصیت خودش کار کرده و خود را به مقام بزرگ محمد امین رساند،
همه مان در پناه الله شاد ،سلامت وثروتمند باشیم ،