یه بار وسط یه رژیم سخت بودم که یکی از فامیل با یه جعبه شیرینی اومد خونهمون. همون لحظه که جعبه رو دیدم، حس کردم الان میخورم و رژیم رو کنار میذارم؛ و دقیقاً همین کار رو کردم. اون روز فکر میکردم مشکل از ارادهی منه. امروز میدونم تاثیر اطرافیان در لاغری خیلی بیشتر از چیزیه که فکرش رو میکنیم.
شاید فکر کنی اضافهوزنت فقط به خاطر خوردنهای شبانه یا کمتحرکیه. ولی چاق شدن هم مثل خیلی چیزهای دیگه یاد گرفتنیه و ما بخش بزرگی از این یادگیری رو از اطرافیانمون داشتیم. برای همین اگه بخوایم لاغر بشیم، رژیم گرفتن کافی نیست؛ باید محیط ذهنی و اجتماعیمون رو هم بشناسیم.
من نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. توی این مقاله تعریف میکنم اطرافیان چطور بیصدا روی ذهن و رفتار غذایی ما اثر میذارن، چرا «ثابت کردن به دیگران» یه تلهست و چطور میشه با آگاهی از این اثر رها شد. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:

👥 تاثیر اطرافیان در لاغری؛ عامل پنهان ولی قوی
وقتی تصمیم میگیریم وزن کم کنیم، اولین چیزی که به ذهنمون میرسه رژیم و باشگاهه. بعدش شاید به ژن و سوختوساز فکر کنیم. ولی یه عامل مهم هست که خیلی وقتها دیده نمیشه و بیصدا ذهن و رفتار ما رو هدایت میکنه: آدمهای اطرافمون.
یه صحنهی آشنا رو تصور کن: دو سه روزه که تصمیم گرفتی رژیم بگیری و توی یه جمعی نشستی که همه عاشق غذان. وسط حرفها یکی با ذوق از قورمهسبزی جاافتادهی مادرش تعریف میکنه. همین کافیه که برنامهات به هم بریزه؛ نه چون بیارادهای، بلکه چون حرفها و انتخابهای اطرافیان، ذهن تو رو هم تغذیه میکنن.
پس فقط محتویات یخچال و سفرهی مهمونی نیست که وسوسهات میکنه؛ حرفها، باورها و سبک زندگی آدمهایی که دورت هستن هم روی تو اثر دارن. اگه دنبال لاغری ماندگاری، باید ببینی توی چه محیطی زندگی میکنی و یاد بگیری آگاهانه با این اثر روبهرو بشی.
🗣️ جملههایی که از اطرافیان یاد گرفتیم
ذهن ما توی جمع خیلی سریع یاد میگیره، ولی این یادگیری همیشه به نفع ما نیست. اگه با آدمهایی باشی که پرخوری براشون عادیه یا از لاغر شدن ناامیدن، بیسروصدا نگاه تو هم مثل اونها میشه. ذهنت یاد میگیره پرخوری کاریه که «همه» میکنن و چاقی یه ویژگی خانوادگیه، نه چیزی که بشه تغییرش داد.
من این رو با تمام وجود تجربه کردم. جملههایی که توی خانواده میشنیدم، کمکم شدن صدای درونی خودم. معروفترینش این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو به همه میگفتم تا نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، ولی ته دلم هنوز امیدوار بودم. مادرم که همیشه درگیر لاغری بود، به من توصیه میکرد رنگ تیره بپوشم که لاغرتر نشون بدم، و از اون طرف سر سفره اصرار میکرد بیشتر بخورم.
توی مدرسه هم دوستهام رو بین بچههای چاق انتخاب کرده بودم؛ کسایی که بیشتر وقتمون به حرف زدن دربارهی غذا میگذشت. هیچکدوم از اینها از سر بدخواهی نبود، ولی همهشون با هم یه برنامهی ذهنی ساختن که سالها همراهم بود.
جملههایی مثل «من که چیزی نمیخورم، با آب خوردن هم چاق میشم»، «ژن من چاقه، کاریش نمیشه کرد» یا «رژیم خوب وجود نداره، همهشون الکیان»، فقط جمله نیستن. از راه شنیدن وارد ذهن میشن و از راه تکرار تثبیت میشن. کمکم به جایی میرسی که حتی قبل از شروع، ته دلت باور نداری که بشه لاغر شد.
ولی میتونی دایرهی اثر این جملهها رو کوچیک کنی. لازم نیست آدمها رو از زندگیت حذف کنی؛ فقط کافیه آگاه باشی چه حرفهایی وارد ذهنت میشن. آدمهایی رو پیدا کن که نگاه متفاوتی دارن و به تغییر باور دارن؛ حتی اگه فقط توی یه گروه آنلاین باشن.

🪤 تلهی اجتماعی چاقی
اثر اطرافیان فقط توی خونه و خانواده نیست؛ محیط کار، جمعهای دوستانه و مهمونیهای خانوادگی هم میتونن یا کمکت کنن یا جلوی راهت رو بگیرن. فرض کن تصمیم گرفتی دیگه از روی احساس نخوری. حالت خوبه و انگیزه داری، ولی توی مهمونی یکی با یه لبخند شیرینی تعارفت میکنه و میگه: «مگه تو رژیم نیستی؟!»
همین یه جملهی ساده میتونه ذهنت رو به هم بریزه: «بخورم؟ نخورم؟ نه بگم زشته؟ فقط یه شیرینیه!» و قبل از اینکه بفهمی، شیرینی خورده شده و ته دلت حس باخت داری. من توی مهمونیها همیشه حس میکردم همه دارن غذا خوردنم رو نگاه میکنن. و همیشه یه بهونه هم آماده داشتم: «حیفه امشب رژیم بگیرم، امشب میخورم، از فردا.»
یه حرف یه فامیل جلوی چند نفر یا یه نصیحت ناخواسته دربارهی وزنم، همیشه به جای انگیزه، عذاب وجدان میآورد. و عذاب وجدان هم همیشه من رو به خوردن بیشتر میکشوند. اطرافیان شاید نیت بدی نداشته باشن، ولی ناخواسته ما رو به همون رفتارهای قبلی برمیگردونن.
ذهن آدم حرفها و باورهای اطرافیان رو جذب میکنه، چه بخوای چه نخوای. برای همین باید حواست به چیزهایی که ذهنت میشنوه باشه. وقتی آگاه باشی، میتونی تصمیم بگیری حرف کی رو جدی بگیری و حرف کی رو از یه گوش بشنوی و از گوش دیگه بیرون کنی.
🍰 با تعارفهای مهمونی چی کار کنیم؟
تعارف و رودربایستی بخشی از فرهنگ ماست و قرار نیست باهاش بجنگیم. ولی میشه نگاهمون بهش رو عوض کرد. من سالها فکر میکردم یا باید همهچیز رو قبول کنم، یا باید جلوی همه با سختی «نه» بگم و بعد کلی خجالت بکشم. برای همین همیشه گزینهی اول رو انتخاب میکردم.
امروز فهمیدم یه راه سوم هم هست: اینکه بدون عذاب وجدان و بدون نگرانی از نگاه بقیه، به اندازهای که دلم میخواد بردارم. اگه میلی به یه چیزی دارم، با لذت و آروم میخورمش. اگه ندارم، با یه لبخند میگم «دستتون درد نکنه، الان سیرم». هیچکدوم از این دو تا دیگه برام امتحان نیستن.
دوستهای متناسبم دقیقاً همینطوری بودن. توی مهمونیها همون غذاهایی رو که من «چاقکننده» میدونستم بدون نگرانی میخوردن و وقتی سیر میشدن دست میکشیدن؛ بدون اینکه کسی بهشون چیزی بگه یا خودشون رو توجیه کنن. فرق اونها با من این نبود که اطرافیانشون کمتر تعارف میکردن؛ فرق در این بود که تعارفها رو یه دستور ندیدن.
البته هنوز هم توی جمعها بیشتر از وقتی که تنهام میخورم. این رو صادقانه میگم، چون مسیر لاغری با ذهن به معنی بینقص بودن نیست. ولی دیگه بعدش خودم رو سرزنش نمیکنم و قول «فردا هیچی نمیخورم» نمیدم. قبول میکنم انتخاب خودم بوده و دفعهی بعد سعی میکنم آگاهتر باشم.
🔬 پژوهش: چاقی هم سرایت میکنه
پژوهشی گسترده که در مجلهی پزشکی نیوانگلند منتشر شد بررسی کرد چاقی چطور توی شبکههای اجتماعی پخش میشه. نتیجهاش جالب بود: اگه یکی از دوستهای نزدیک کسی چاق بشه، احتمال چاق شدن خود اون آدم هم به شکل قابلتوجهی بالا میره؛ حدود ۵۷ درصد.
این یعنی چاقی فقط به غذا مربوط نیست؛ رابطهها و فکرهایی که بین آدمها رد و بدل میشه هم توش نقش دارن. اگه دنبال لاغری با ذهنی، باید از اثر اطرافیان آگاه باشی، چون این اثر بیشتر در سطح ناخودآگاه شکل میگیره.
🏆 وقتی لاغری میشه وسیلهی ثابت کردن
«میخوام به همه ثابت کنم که میتونم لاغر بشم!» این جمله در نگاه اول پر از انگیزهست؛ انگار کسی که سالها مسخره شده، حالا میخواد جواب همه رو بده. ولی پشتش یه تلهی ذهنی خطرناک هست.
من خودم این تله رو تجربه کردم. قبل از خواستگاری، خانوادهی همسرم که همه متناسب بودن، شرط گذاشتن که یه کم وزن کم کنم. به پیشنهاد یه دوست متناسب، یه رژیم و ورزش سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم و دو سه هفته بعد از موافقتشون، به حالت قبل برگشتم؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄
اون موقع لاغر شدنم برای ثابت کردن به دیگران بود و همین که ثابت شد، دلیلش هم تموم شد. تصمیمهای من برای لاغر شدن همیشه از بیرون میومد: یه متلک، یه مهمونی که نزدیک بود یا یه لباس که اندازهام نبود. هیچوقت از درون خودم نبود. برای همین با گذشتن اون موقعیت، انگیزهام هم تموم میشد.
وقتی هدفت از لاغری ثابت کردن چیزی به دیگرانه، ذهن دیگه برای خودت کار نمیکنه؛ منتظره ببینه بقیه چی میگن. هر نگاه و هر جملهی اطرافیان میشه نشونهی درست یا غلط بودن مسیرت. ولی بیرون از تو همیشه در حال تغییره؛ یکی امروز میگه «آفرین لاغر شدی» و فردا میگه «صورتت خیلی لاغر شدهها!». این بالا و پایینها ذهن رو دچار شک و ترس میکنن و آخرش به همون پرخوری و همون حس شکست برمیگردونن.
پس با خودت صادق باش: داری برای ثابت کردن لاغر میشی یا برای آروم شدن خودت؟ من سالها میگفتم «باید لاغر بشم». وقتی این «باید» رو با «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم» عوض کردم، دلیلم برای اولین بار از درون خودم اومد.

🤫 قانون سکوت؛ محافظ ذهن در مسیر لاغری
در مسیر آموزش ذهن برای لاغری، سکوت مثل یه محافظه. دلیلش سادهست: ذهنی که تازه داره تغییر میکنه، هنوز آسیبپذیره. وقتی دربارهی برنامهات با همه حرف میزنی، در ذهنت رو باز میکنی تا دیگران نظر بدن، شک کنن، طعنه بزنن یا ناامیدت کنن.
ذهنی که در سکوت تمرین میکنه، عمیقتر یاد میگیره. اثر اطرافیان رو نمیشه با بحث کردن و دفاع کردن کم کرد؛ با حفظ تمرکز میشه.
اگه اطرافیان خبردار شدن چی؟
شاید بگی: «من قبلاً با کلی ذوق به همه گفتم دارم روی ذهنم کار میکنم. حالا چی کار کنم؟» اشکالی نداره. میتونی ادامهی مسیرت رو آروم و بیسروصدا طی کنی. اگه کسی پرسید، یه جواب ساده بده؛ مثل «فعلاً دارم آروم پیش میرم» یا «الان بیشتر درگیر کارهای دیگهام». ذهن اطرافیان هم مثل ذهن خودت، از موضوعی که براش جذاب نباشه زود میگذره. اینطوری تمرکزت رو پس میگیری.
فقط برای خودت لاغر شو
ذهن وقتی خوب کار میکنه که بدونه داره کاری رو برای خودش انجام میده. اگه هدفت از لاغری این باشه که یه فامیل ببینه تو لاغر شدی یا یه دوست قدیمی توی اینستاگرام غافلگیر بشه، انگیزهات رو به بیرون وصل کردی. ولی وقتی برای خودت، برای آرامش ذهنت و راحتی بدنت مسیر رو طی کنی، دیگه مهم نیست بقیه چی میگن.
درسته که من مردم و حرف دیگران روی ذهن من خیلی کمتر از خانمها فشار میاره، ولی خوندن نوشتهها و جواب دادن به سؤالهای هزاران خانمی که از برنامههام استفاده کردن، باعث شده تا حدودی بفهمم حرفهای اطرافیان چقدر میتونه سنگین باشه. برای همین یاد گرفتن این مهارت برای خیلی از اعضای سایت از هر رژیمی مهمتره.
🧹 ذهنت رو از برنامههای قدیمی پاک کن
همهی چیزهایی که توی این مقاله گفتیم، از جملههای خانواده تا تلهی ثابت کردن، برنامههایی هستن که توی ذهن جا خوش کردن. ولی میشه این برنامهها رو شناخت و عوضشون کرد. اولین قدم من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم؛ نه خانواده، نه فامیل و نه هیچکس دیگه. با همین نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم.
دورهی پاکسازی چاقی ذهن برای همین ساخته شده؛ کمک میکنه باورهای محدودکنندهات رو بشناسی، با اثر اطرافیان آگاهانه برخورد کنی و بدون زور و استرس، ذهنت رو با لاغری هماهنگ کنی.
✍️ تمرین: فهرست صداهای اطرافت
همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. یه برگه بردار و اینها رو بنویس:
- پنج جملهای که زیاد از اطرافیانت دربارهی وزن، غذا یا لاغری میشنوی رو بنویس.
- جلوی هر کدوم بنویس این جمله بهت قدرت میده یا دلسردت میکنه.
- برای هر جملهی دلسردکننده، یه جملهی واقعی بنویس که بخوای به جاش باور کنی.
- سه نفر یا گروهی که هر روز باهاشون در ارتباطی رو بنویس و ببین کدومشون مسیرت رو راحتتر میکنن و کدوم سختتر.
- بنویس دلیل اصلیت برای لاغر شدن از درون خودت میاد یا از ثابت کردن به کسی.
📝 برام بنویس
کدوم جملهی اطرافیانت بیشتر از همه توی ذهنت مونده؟ تاثیر اطرافیان در لاغری رو تو بیشتر توی خانواده دیدی، محیط کار یا مهمونیها؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، یکی از جملههای جایگزینت رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تاثیر اطرافیان در لاغری چقدره؟
خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم. حرفها، باورها و عادتهای غذایی اطرافیان بیصدا وارد ذهن ما میشن و پژوهشها هم نشون دادن چاقی توی شبکههای دوستی پخش میشه.
باید از اطرافیانم دوری کنم؟
نه لزوماً. کافیه آگاه باشی چه جملههایی وارد ذهنت میشن، دایرهی اثرشون رو کوچیک کنی و آدمهایی با نگاه متفاوت هم اطرافت داشته باشی.
چرا لاغر شدن برای ثابت کردن به دیگران دوام نداره؟
چون انگیزهای که از بیرون میاد، با گذشتن اون موقعیت یا عوض شدن نظر دیگران تموم میشه. دلیل درونی خیلی ماندگارتره.
چرا بهتره دربارهی برنامهام سکوت کنم؟
چون ذهنی که تازه داره تغییر میکنه آسیبپذیره و نظرها، شکها و طعنههای دیگران میتونن تمرکزش رو به هم بزنن.
امتیاز 4.26 از 34 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
ایا اطرافیان روی من وهدفم ثاثیر میزارن ؟
همسر من از مسیر بی اطلاع هست ایشون که مسیر و کار روی لاغری ذهن اصلا پذیرش نداره اگه بهش گفته بود واقعا بی چاره میشدم جون ایشون فردی هستن که تلاش فیزیکی برای کسب کار در امد براش اهمیت زیادی داره وهمه دست اودرش همین موضوع میدونه نتیجه براش بسیاراهمیت داره و حتما شاید تا حالا میلیون بار ازمن سوال داشت که جی شد وپس کو نتیجه وارامش حتما نداشتم
ولی یی اشتباه بزرگ کنارش انجام دادم اطلاع داشتن فرزندانم هست چون تحت فشار زیادی بودم که باید دو عمل معده و مفصل زانومان انجام بدم همه دست در دست هم به اجبار میخواست من از این وضعیت نجات بدن و با فشاراوردن من محبور به این کار کن من از عمل فراری بودم وفتی تسلیم شدم ودیکه راهی دیکه برام نمونده بود از خداوند وحضرت حصرت زهرا (ص) کمک خواستم وفتی ازهدایت خدایی عزیزم خودم تواین سایت دیدم اول نگفتم ولی آنها هی فشار میاوردن که من دکتر ببرن باید همون زمان بازم مقاومت میکردم بازم نمی کفتم یی سه ماهی توبخش رایگان کارکردم ولی تحمل تمام شد بهشون گفتم که من تومسیر قرار گرفتم توضیح دادم
اول که بازم همه جبهه گرفتن و سختر شد که تواهم گرفتم آخه کی با ذهن لاعر شده که شما بخواهی با ذهن لاغر بشی اکه حالا بود این صحبت اصلا انجام نمیدادم جرا چون زمانی که کمی خسته شدم بارها این فکر میآمد اگه از این مسیر موفق نشم چی کی میخواد جواب بجه رو بده ومودر قضاوت قرار گرفتم وکمی کاربرام واقعا سخت شد
اکه کمک خدایی عزیزم نبود حتما من لیز میخوردم حالا تومسیر نبودم به شکر خدایی عزیزم از این مرحله خیلی زمان هست عبور کردم
بعضی جاها اطلاع داشتن بچه کمک کرده وفتی با دختر بزرگم صحبت دارم اون بعضی زمان من تشویق میکنه دخترم دومی میکه همین که دارای تلاش میکنی برای لاغری خوبه هرکسی به روشی که فابل قبول هست موفق به لاغری میشه خودش عالی هست تا بی خیال شدن هیچ کاریی نکردن
دخترم سوم چون هنوز ازواج نکرده تو خونه من هست اول بسیار جبهه میکرفت وفتی تلاش واستمرار دید کم کم راضی شد وفتی من دوره ورد به سرزمین لاغرها خریدم یادم هست اولین کاره بزرگم بود چون تا اپن زمان من حتی صد هراز تومان از ایتنرنت خرید نداشتم وفتی موضوع فهمیدم اول براش تعحب داشت که کسی کمک کرده دوره خریدم و تازه تعحبش بیشتر شد که من دورهام یی جا خریدم نه مرحلهای انکار قبول کرد که به مسیرم اطمینان دارم و شک ندارم که با این مسیر به لاغری ختم میشه دست از مخالفت کشید همراهی بهتر برام انجام میده پسرم که تلاشم میدید مبینه اول اصلا دوست نداره از مسیر بهش،چیزی بگم ولی تشویق میکنه که ادامه بدم پس من با استمرار داشتنم وعشق به مسیرم کمی بجه هام همراهم شدن و شرایط،اطرافم بهتر شد
یی موضوع رو باید یادآور بشم من واقعا از مسیرم زیاد براشون صحبت می کردم چرا که آنها بیان از این لذت بهره ببرن لاغر بشن و هم لذت که من می برم آنها هم تحربه کنن این موضوع از عشق مادریم زیادگفتم انها رو اذیت می کرد و به شکلی داشتم به اجبار آنها هم مسیر خودم می کردم چندین ماه هست که من سکوت کردم دیکه کمترصحبت میکنم اگهسوالی بشه کهگمک کننده هست اون زمان صحبت میکنم با صحبت با بچه ها درحقیقت برای خودم مانع تراشی میکردم آنها هم مخالفت می کردن ی روز به خودم گفتم اجازه بدم اول کنکاملا نتیجه بگیرم روی منتاثیراش بزاره انها بین اگه خواست خودش اقدام کنن
حالا به شکر خدای عزیزم وضعیت اطرافم بیشتر همراه هست تا مخالفت
امروز داشتم فایل صبحگاهی گوش میکردم همسر در باز کرد من سریع صداشو خاموش کردم وکلی تودلم از کارم خندهام گرفت
چارهای نیست اطلاع نداشته باشه من توارامش بهتری تو مسیرم هستم
توخونه من فرد لاغر متناسب که هیج برنامه نپاشته باسه ولی لاغر باسه نیست همسرم بخاطر دیابت لاغرهست بچه ها از طریقهای مختلف که خودش قبول داران وزن کم کردن پس نمیتوان اونوالکپیی واقعی فرد متناسب باشن تو اطرافم دورتر من فرد لاغر ومتناسب هست ولی من باهاشون خیلی در ارتباط نیستم وخیلی دوست داشتم شرایط برام مهیا میشد که این دیدن بیشترداشته باشم تو هفته گذشته ایده خدایی عزیزم کمک کرفتم برای زمانی که نیاز به تفریح دارم به دخترم گفتم که برام فیلیمو رو تو گوشیم نصب کنه برای چند برنامه شادی که داره ازانها استفاده کنم د
این کار باعثشد من چندفیلم ازاین بزنامه بکیرم وتازه با هرنکاه به هرفیلم تحقیق بهتری برام ساخته من فیلم مبینم ولی وسط فیلم دارمرفتار هنرپیشه لاغر دربرخورد با مواد غذایی بر رسی میکنم جابتر با این که زبان انگلیسی اصلا خوب نیست این فیلم به زبان اصلی هست
پس من کل توحه میزارم به برخورد این افراد با چطور خوردن خودم هواسم نیود وفتی به خودمامد دیدم دارم می کردم که این افراد تو این فیلم اصلا خودرونش به شکل فبل من دارن هرچیزی که مصرف کردن تا اخر فیلم بیشتر مایعات بود اون به تکرار زیاد ی جا غذا خوردن تو بشقاب کوچک حجم کم اندازه کوچک کوچک بود من در واقع ازفیلم جیز زیادی دستگیرم نشدولی گلی در باره افراد لاغر اطلاع خوب دریافت کردم پس چون نیاز داشتم خدایی عزیزم کمک کرد که ازنگاه تفریح وارد بشم ولی شد تحقیق برای من که شرایطش ندارم تو محیط اطرافم این تحقیق راحت اسون انجام بدم
خدایی عزیزم اطرافم آورد خونه من توگوشی من که نیازم ند اشته باشم از دیگران درخواست کنم منتواین محیط،ببرون من بهتر این افراد بینم جون این توبخش خودم کم میدونستم که من امکان تحقیق روی این افرد ندارن راهاش، کردم خدایی عزیزم ارامش با شرایط،من برام مهیا کرد
توسایت وفتی هستم اول ازنظرات عالی شما استاد بهره بی نهایت می برم که با مطالب عالی اشکال من به شکل راحت اسون برطرف میکنید
کارهای که بااینمسیر بهش عمل کردم متوحه میشم کجاش هنوز اشکال داره چه خوب که به هربخش دورهام تا اندازه توانم بهشون عمل کرد اشکالی که دارم برام واضح میشه برای برطرف کردن وراحتر تومسبر به پیش رفتم از تونبی نهایت تشکر وسپاس کزارهستم
جند تا دوست نازیین دارم که از دیدکاهشون ونظرات استفاده میکنم چون انها افردای موفق دیدم بعضی نوشته برای من ایده و الهام هست که متوجه میشم که جرا دارم ازدیدن گاه این دوستان استفاده میکنم
السا خانم دوست نازنینم کار بلد خوب من و بانوی بهار دختر مهربان دوست داشتنی سحر خانم مهربان دوست هم سنم که چندوقتی هست ازش خبری ندارم امیدوارم که بازم تو سایت بیان و خیلی افراد دیکه شهربانو خانم دوست عزیزم که در روزهای اول وردم با من سریع ارتباط برقرار کردن به من انکیزه دادن ازشون تشکر دارم سحر دخترم خانم با انگیزه وجوان خیلی ها هستن اکه دوستی از یاد رفت از شون غذر میخوام وفتی به پاسخ دوستان تو دیدگاهم فکر میکنم تعدادشون واقعا زیاد هست فهمیه خانم لاله خانم عزبزم دوستان جوان زیادی با من ارتباط داشتن که خیلی خوشحال هستم که سنم مانع این ارتباط خوب نشد ذهن و ارتباط باهش اصلا سن درنظر نداره
من از نظرات این دوستان استفاده کردم کمک خوبی به من کرد که نگاهم اطرافم که دوستان داخل سایت هست هیج ارتباط نزدیک رو در رو باهشون ندارم بهتردرک کنم و متوجه بشم چاقی فرهنگ نامه غلطی هست که ما افراد چاق تو ذهن خودمون ساختیم و باید این فرهنک نامه غلط کلا از ذهنم رفتار گفتار عمل کرد پاک کنیم تا ازاطلاعات بی نظیر خدای مهربان به شکل عالی بی نظیر بهر ببریم امیدوارم که من خودم اولین نفری باشم که به انچه گفتم به شکل واقعی عمل کنم امین
خدا پشت وپناهتون يا حق حق نگه دارتون