اوایل مسیرم، یه روز جلوی آینه ایستادم و سعی کردم به خودم بگم «من لاغرم». همون لحظه یه صدا از درونم گفت: «تو لاغر بشو نیستی.» راستش خندهام گرفت؛ چون حق داشت. با بیشتر از ۱۳۰ کیلو وزن، این جمله بیشتر شبیه یه شوخی بود تا یه باور. همون روز فهمیدم تکرار کردن یه جمله با زور، کاری از پیش نمیبره و باید راه دیگهای پیدا کنم. اون راه برای من تصویرسازی ذهنی برای لاغری بود.
خیلیها برای کاهش وزن سراغ رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین میرن و بعد از مدتی خسته و ناامید میشن. من هم سالها همین مسیر رو رفتم. توی این مقاله تعریف میکنم تصویرسازی ذهنی چه فرقی با تلقین سطحی داره، پژوهشها دربارهاش چی میگن و چطور میتونی درست انجامش بدی. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:

🧩 فرق تلقین سطحی با تصویرسازی ذهنی
بیا صادق باشیم. وقتی جلوی آینه میایستی، شکمت رو میبینی و با لبخند میگی «من لاغرم»، واقعاً چه حسی بهت دست میده؟ اگه ته دلت خندهات بگیره یا حس کنی داری به خودت دروغ میگی، این همون اثر محدود و گاهی حتی مخرب تلقین سطحیه.
تلقین سطحی یعنی تکرار بیاحساس جملههایی که با واقعیت الان بدن و احساس درونت جور نیستن. در این حالت ذهن منطقی سریع وارد صحنه میشه و میگه: «نه عزیزم، هنوز هم اون شلوار جین دکمهاش بسته نمیشه!» نتیجهاش اینه که به جای اینکه حالت بهتر بشه، اعتمادبهنفست ضربه میخوره و حس میکنی دوباره شکست خوردی.
ولی در تصویرسازی ذهنی، قرار نیست با واقعیت بجنگی. قراره خودت رو در وزن دلخواهت تصور کنی و اون حالت رو با همهی وجودت حس کنی: لباسهای موردعلاقهات اندازهات هستن، سبک توی خیابون قدم میزنی و از دیدن تصویرت توی شیشهی مغازهها لذت میبری. فرقش رو حس کردی؟ در تلقین فقط حرف میزنی، ولی در تصویرسازی ذهنی اون حالت رو زندگی میکنی.
برای ذهن، فرق زیادی بین یه تجربهی واقعی و یه تجربهی ذهنی واضح وجود نداره. وقتی با همهی وجودت توی یه تصویر حاضر میشی، ذهن اون رو مثل یه تجربهی واقعی ثبت میکنه. و ذهن ناخودآگاه دقیقاً با همین تجربهها برنامهریزی میشه.
من خودم این رو تجربه کردم. وقتی دیدم جملهی «من لاغرم» جواب نمیده، شروع کردم هر روز چند دقیقه چشمهام رو ببندم و خودم رو توی بدن دلخواهم ببینم؛ با لباسهایی که همیشه آرزوشون رو داشتم، حتی همون رنگهای زرشکی و سبزی که دوست داشتم ولی سالها به جاشون رنگ تیره پوشیده بودم. این تمرین ساده کمکم ذهنم رو با یه تصویر جدید آشنا کرد.
🧪 پژوهشها دربارهی تصویرسازی ذهنی چی میگن؟
بعدها که برای درک بیشتر لاغری با ذهن مطالعه میکردم، به پژوهشهایی رسیدم که همین تجربه رو تایید میکرد. یکی از معروفترینهاش رو دانشگاه پلیموث و دانشگاه فناوری کوئینزلند انجام دادن. در این پژوهش، ۱۴۱ نفر که اضافهوزن داشتن به دو گروه تقسیم شدن: یه گروه آموزش تصویرسازی ذهنی دیدن و گروه دیگه فقط مشاورهی معمولی گرفتن.
بعد از شش ماه، گروه تصویرسازی ذهنی بهطور میانگین حدود ۴ کیلو وزن کم کرده بودن، در حالی که گروه مشاورهی معمولی کمتر از یک کیلو کم کرده بودن. دور کمر گروه اول هم حدود ۷ سانتیمتر کمتر شده بود، در مقابل حدود ۳ سانتیمتر در گروه دوم.
نکتهی جالبتر این بود که بعد از یک سال این فاصله نهتنها حفظ شد، بلکه بیشتر هم شد. گروه تصویرسازی ذهنی بهطور میانگین حدود ۶.۴ کیلو کم کرده بودن و گروه دیگه کمتر از یک کیلو. یعنی تغییری که از ذهن شروع شده بود، ماندگارتر بود.
این پژوهش نشون میده تصویرسازی ذهنی برای لاغری میتونه حتی بدون توصیههای خاص دربارهی رژیم و ورزش اثر بذاره؛ چون انگیزهی درونی رو تقویت میکنه و رفتارها رو از درون تغییر میده. برای من این دقیقاً همون چیزی بود که سالها کم داشتم. انگیزههای من همیشه از بیرون میومد؛ یه حرف ناراحتکننده یا یه مهمونی که نزدیک بود. برای همین با گذشتن اون موقعیت، انگیزهام هم تموم میشد.

🔍 تصویرسازی ذهنی برای لاغری چطور کار میکنه؟
تصویرسازی ذهنی یعنی با قدرت تخیل، یه نسخه از خودت رو در ذهنت بسازی که متناسبه، سبکه و از بدنش راضیه. مثلاً تصور کنی لباس موردعلاقهات اندازهته، یا توی یه مهمونی خانوادگی با خیال راحت کنار بقیه نشستی و دیگه حس نمیکنی همه دارن غذا خوردنت رو نگاه میکنن.
این تصورها فقط رویاپردازی نیستن؛ پایهی برنامهریزی ذهن ناخودآگاهن. وقتی تصویرسازی ذهنی بهطور منظم و همراه با احساس خوب انجام بشه، ذهن ناخودآگاه کمکم اون حالت رو بهعنوان واقعیت جدید میپذیره و رفتارها هم آرومآروم با همون تصویر هماهنگ میشن.
ولی یه نکتهی مهم هست: فقط تصور کردن کافی نیست. باید در لحظهی تصویرسازی حضور کامل داشته باشی. یعنی فقط خودت رو لاغر نبینی، بلکه حس کنی همین حالا توی اون حالت هستی: سبک، آزاد و راحت. فرق تصویرسازی ذهنی با تکرار طوطیوار جملههای مثبت دقیقاً همینه؛ اینجا پای احساس در میونه و احساس، زبان ذهن ناخودآگاهه.
🧠 تصویر جسم در ذهن ذخیره شده
من اسم این رو گذاشتم «نقشهی جسم در ذهن». بدن ما به شکل تصویرهایی در ذهن ذخیره شده. وقتی سالها خودت رو چاق دیدی و چاق تصور کردی، ذهن همون نقشه رو نگه میداره. برای همین هر بار با رژیم چند کیلو کم میکردم، دیر یا زود به حالت قبل برمیگشتم؛ چون نقشهی ذهنیام عوض نشده بود.
تصویرسازی ذهنی یعنی آرومآروم این نقشه رو عوض کنی. وقتی ذهن تصویر جدیدی از بدنت داشته باشه، دیگه برای برگردوندن تو به حالت قبل تلاش نمیکنه.
🎯 ذهن باور کنه، رفتار هم تغییر میکنه
همهچیز از یه جملهی ساده شروع میشه: «بدن من انعکاس باورهای ذهنی منه.» شاید عجیب به نظر برسه، ولی وقتی هر روز در ذهنت لباس دلخواهت رو میپوشی، توی آینه خودت رو متناسب میبینی و حس سبکی میکنی، ذهنت با این تجربه آشنا میشه و کمکم اون رو بخشی از خودش میدونه.
یه پژوهش جالب که در Harvard Gazette منتشر شده نشون داد کسایی که فقط حرکتهای ورزشی رو در ذهنشون تصور کرده بودن، بعد از چند هفته پیشرفت واقعی داشتن؛ بدون اینکه حتی یه وزنه برداشته باشن.
حالا تصور کن اگه تصویرسازی ذهنی برای لاغری رو جدی بگیری، چه اتفاقی برای اشتها، ولع خوردن و رفتار غذاییت میافته. ذهن مرکز فرماندهیه؛ وقتی ذهن تغییر کنه، رفتارها هم دنبالش میان.
من با همین تمرینهای ذهنی، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. البته هنوز هم گاهی لغزش دارم و مسیر برام بینقص نیست، ولی دیگه نقشهی ذهنیم من رو به اون ۱۳۵ کیلوی قدیمی برنمیگردونه.

❓ سؤال یکی از کاربرها: این دروغ گفتن به خود نیست؟
شما میگی برای لاغر شدن، تلقین دروغ اثر منفی داره. پس چطور وقتی کسی چاقه باید بگه من لاغرم و به وزن دلخواهم رسیدم؟ این که خودش دروغه!
سؤال خیلی خوبیه و اتفاقاً یکی از رایجترین سؤالهای کسانیه که تازه با تصویرسازی ذهنی آشنا میشن. من خودم هم دقیقاً با همین سؤال روبهرو شدم؛ همون روزی که جلوی آینه گفتم «من لاغرم» و ذهنم بهم خندید.
وقتی جلوی آینه ایستادی و داری شکمت رو نگاه میکنی، گفتن «من لاغرم» بیشتر شبیه یه شوخی تلخه. ذهنت سریع میپره وسط و میگه: «چیچی لاغری؟ برو بابا!» این واکنش کاملاً طبیعیه؛ چون توی حالت هوشیاری روزمره، ذهن منطقی فعاله و هر چیزی رو که میشنوه، تحلیل و قضاوت میکنه. اگه جملهای دروغ به نظر بیاد، احساس بد میسازه و همون احساس بد، به جای کمک کردن، تو رو بیشتر توی همون وضعیت نگه میداره.
راهحل دو بخش داره. اول اینکه تصویرسازی رو وقتی انجام بدی که ذهنت آروم و نیمهریلکسه؛ مثل لحظههای قبل از خواب یا وقتی داری رویاپردازی میکنی. توی این حالت، ذهن منطقی کمتر قضاوت میکنه.
دوم و مهمتر اینکه به جای جملهای که ذهن قبولش نمیکنه، جملهای بگی که درسته. من به جای «من لاغرم» به ذهنم جواب دادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جمله دروغ نبود، پس ذهنم باهاش نجنگید. و بعد با همین آرامش، توی تصویرسازی خودم رو در بدن دلخواهم میدیدم.
راز اصلی «حضور ذهنی در وضعیت دلخواهه». یعنی اونقدر توی تصویر ذهنیت غرق بشی و با حس سبک شدن و راحت بودن یکی بشی که برای اون چند دقیقه، دیگه به فاصلهی الانت با اون تصویر فکر نکنی. خلاصهاش اینه که جملهها مهم نیستن؛ احساسی که از اون تصویر پیدا میکنی مهمه.
✍️ تمرین: حضور ذهنی در تصویر دلخواه
این تمرین رو روزی یه بار، ترجیحاً قبل از خواب، انجام بده. زمانش سه تا پنج دقیقهست و فقط به یه جای آروم نیاز داره.
- آروم شو و چشمهات رو ببند. چند نفس آروم بکش و بذار فکرهای روزت کنار برن. لازم نیست هیچ فکری رو به زور بیرون کنی؛ فقط بهشون توجه نکن.
- یه نسخه از خودت رو تصور کن که به وزن دلخواهش رسیده. با لباسی که همیشه دوست داشتی بپوشی. ببین چطور راه میره، چطور میخنده و چطور نفس میکشه.
- از بیرون نگاهش نکن؛ برو توی اون تصویر. حس کن لباس دلخواهت چطور روی بدنت نشسته و پاهات موقع راه رفتن چقدر سبکن. خودت رو در یه موقعیت آشنا ببین؛ مثلاً یه مهمونی خانوادگی که با خیال راحت کنار بقیه نشستی.
- فقط روی یه چیز تمرکز کن: حس بودن در اون لحظه. نه آینده، نه گذشته. چند لحظه همین حس رو نگه دار.
- آروم چشمهات رو باز کن. بعد یه جمله دربارهی حسی که داشتی توی دفترت بنویس. همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه.
یادت باشه: فقط تصویر نساز، توی تصویر زندگی کن. اگه روزهای اول ذهنت مقاومت کرد یا وسط تمرین فکرت پرت شد، خودت رو سرزنش نکن. ذهن با تکرار یاد میگیره و هر بار که این تمرین رو انجام بدی، اون تصویر برای ذهنت آشناتر میشه.
📝 برام بنویس
تا حالا جملههای تأکیدی مثل «من لاغرم» رو امتحان کردی؟ ذهنت چه جوابی بهت داد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین تصویرسازی ذهنی برای لاغری رو انجام دادی، بنویس توی تصویرت چه لباسی پوشیده بودی و کجا بودی. شاید خوندنش به یه نفر دیگه هم کمک کنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تصویرسازی ذهنی برای لاغری چیه؟
یعنی خودت رو در ذهنت با وزن دلخواهت تصور کنی و اون حالت رو با همهی وجودت حس کنی. ذهن ناخودآگاه این تجربهها رو ثبت میکنه و رفتارها کمکم با همون تصویر هماهنگ میشن.
تصویرسازی ذهنی با تلقین چه فرقی داره؟
در تلقین سطحی فقط جمله تکرار میکنی و اگه ذهن قبولش نکنه، مقاومت میکنه. در تصویرسازی ذهنی اون حالت رو تجربه و حس میکنی و ذهن باهاش نمیجنگه.
آیا پژوهشی دربارهی اثر تصویرسازی ذهنی هست؟
بله. در پژوهش دانشگاه پلیموث و دانشگاه فناوری کوئینزلند، گروهی که تصویرسازی ذهنی یاد گرفته بودن بعد از یک سال بهطور میانگین حدود ۶ کیلو بیشتر از گروه مشاورهی معمولی وزن کم کردن.
اگه ذهنم بگه دارم دروغ میگم چیکار کنم؟
به جای جملهای که ذهن قبولش نمیکنه، جملهی درستی بگو؛ مثل «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم». بعد تصویرسازی رو وقتی انجام بده که ذهنت آرومه، مثل قبل از خواب.
امتیاز 4.25 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام به استاد بزرگوار و همراهان گرامی
میخوام یه دایتانی رو تعریف کنم
یادمه خونه سازمانی یک خوابه زندگی میکردیم و عاشق این بودم واسه پسرم اتاق خواب درست کنم
یه روز رفتم خونه یکی از دوستان که دو خوابه بود
ازش خواستم اجازه بده کل خونه رو ببینم
وقتی برگشتم خونه هر روز نیم ساعت بیشتر رو تخت دراز میکشیدم و اون خونه رو میچیدم
از پسرم که هنوز شش سالش بود خواهش میکردم بیا باهم در مورد اتاقت فکر کنیم و صحبت کنیم
هر روز این کار رو تکرار میکردم تا اینکه یه روز همسرم اومد گفت باید بریم خونه دو خوابه
من سریع وسایلها رو جمع کردم و اسباب کشی کردم
اینقدر سریع خونه رو چیدم که وقتی دوستم اومد کمکم کنه دید خونه چیده شده
با تعجب گفت چطور همه چی رو تونستی سر جاش بزاری
خیلی زمان میبره تا بدونی کدوم وسایل رو کجا بزاری
با لبخند گفتم من خیلی وقته تو ذهنم این خونه رو چیده بودم و جای تک تک وسایل رو مشخص کرده بودم
واقعا قدرت ذهن تاثیر گذاره به شرطی که واقعا اون رویا رو زندگی کنی
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد وهم مسیران عزیز
تعجب میکنم واقعا وقتی بعضی از فایلها رو میخونم ومیبینم که چقدر عالی و شگفت انگیز موضوعی مهم ومرتبط با تناسب رو استاد بخوبی وکامل وموشکافانه بررسی کرده و بسیار کاربردی وراهگشاست اما فقط بازخوردش ۱۲ دیدگاه درسایت
میباشد وتا آنجا که حضورذهن دارم دردورهمی تلگرام هم کسی به آن نپرداخته بود در حالیکه موضوعی است که این روزگاران در مسیر موفقیت خیلی به آن میپردازند و فکرمیکنم با طبع و سرشت بانوان عزیز هم خیلی همخوانی دارد وآن موضوع تصویرسازی ذهنی است
که استاد خیلی به سادگی وقابل درک وفهم اون رو توضیح دادند وتفاوت تلقینهای سطحی وبدور از واقعیت وتوهمی وبدون احساس رو با تصویر سازی صحیح و تخیل اصولی همراه بااحساس عمیق رو بیان کردند وچقدر دلنشین
واینکه جملات تاکیدی عاری ازاحساس که طوطی وار فقط تکرار بشوند موثر نیستند وتاکید چندباره بر تصویر سازی و حضور عمیق ذهن دروضعیت دلخواه همراه با واکنش احساسی درهمان لحظه را تصویرسازی درست واصولی میخوانند
ونکته مهم اینکه درتصویر سازیهایمان خود را از دید یک ناظر بیرونی نبینید بلکه خودرا باتمام احساستان درآن وضعیت دلخواه قرار دهید
باتوجه به اینکه این روزها خیلی جملات و مراقبه ها و تصویرسازی ها وتخیل ها ی بی احساس بدون کاربردی در همه جا الی ماشااله موجود است که همگی تلقینهای سطحی است که اصلا ذهن ناخودآگاه آنها را نمیپذیرد
ودرانتها یک تمرین عالی باعنوان حضور ذهنی درتصویر سازی ذهنی برای لاغری ارائه داده اند که خیلی عالی وجالب است
سپاس از شما
نشان های دریافت شده
سلام همانطورما تونستیم طبق الگوی مغزی چاق بشیم همانطورمیتونیم متناسب بشیم قبلا بااستفاده ازبرنامه رژیمی وورزش کردن بودالان بااستفاده از اموزش ها تکراروتمرین ذهن ناخوداگاه تاسال چاقی رویادگرفته بودوطبق اون پیش میرفت بااینکه مارژیم میگرفتیم ولی طبق الگوی ذهنی چاق بجای متناسب شدن بسمت چاقترشدن پیش میرفتیم ورزش وعرق ریختن هم نمیتونست مارومتناسب کنه الان میبینم پزشکی میره باشگاه روتردمیل شیرینی روحدف کرده وشیویدروغذاهاش میریزه واونوعامل لاغری میدونه ولی ایناهمش مقطعی هست دایم نیست روش ذهنی اون الگوی اشتباه ذهن روپاک میکنه والگوی جدیدجایگزین میکنه وذهن مایادمیگیره چاقی ارث نیست چاقی توبشقاب ویاحسرت خوردن اندام افرادمتناسب نیست چاقی ازذهن شروع میشه ماقبلا جلوایینه میرفتیم تاچشم به شکم میفتادچقدرحرص میخوردیم چرااب نمیشه ولی درروش دهنی یادگرفتیم تصویرسازی کنیم یک جسم سالم ومتناسب براذهن متناسب بسازیم خودتصویرسازی خیلی کمک میکنه به متناسب شدن وچقدرارامش میده من خودم هرموقع تصویرسازی توهرکاری کردم موفق شدم الانم انجام میدم براتناسب اندام وزودمنوبه هدفم میرسونه خودموتواون اندام متناسب تصورمیکنم خدایاشکرت
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من تصور ساز در هر کاری که دوست دارید به آن برسید کمک زیادی می کند من خودم یک چیزی را که خیلی در زندگی لازم داشتم عکس را گرفتم و توی گوشیم نگهداری می کردم و هر روز نگاش میکردم یک سال طول کشید ولی در آخر ان را خریدم اگر بتوانیم درست انجام بدهیم حتما موفق می شویم من خودم جملات تاکید را میخوانم ولی همیشه تصور سازی بهتر است من وقتی خودم را در لباسی که دوست دارم تصور میکنم که دارم با دوستان به پیاده روی میرم خیلی خوشحال هستم یا در حال خرید کردن احساس خوبی پیدا میکنم با تشکر از استاد عزیز و دوستان امیدوارم همه موفق شوم
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز، تمرین تین فایل خیلی عالی بود و لطفا فایل صوتیش را تهیه کنید. من حتی برای چندلحظه هم انجامش دادم حس عالی گرفتم واقعا تصویر سازی ذهنی عالی هست خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام به همهی هممسیران تو این نوشته، دربارهی یک تفاوت مهم حرف زدم؛ تلقین سطحی در برابر تصویرسازی ذهنی عمیق.
تصویر ذهنی یعنی چیزی که دلت میخواد باشی، اما شاید هنوز ازش فاصله داری…ذهن ما سالها با تجربهها و زخمهایی شکل گرفته و منطق فعلیمون، پر از باورهاییه که قبلاً ساخته شده.برای همینه که وقتی میگیم «من لاغرم»، ولی ته دلمون حس شرم یا دروغ داریم، یعنی هنوز داریم تلقین میکنیم، نه زندگی.
اما تصویرسازی ذهنی واقعی یعنی شروع به زندگی کردن اون نسخهای که آرزوشو داری.یعنی از خودت بپرسی:
این تصویر یکشبه ساخته نمیشه.من سالها جور دیگهای حس کردم و زندگی کردم و همین باعث شده ذهنم واقعیتی بسازه که حالا میخوام آرومآروم تغییرش بدم.
برای همین تصمیم گرفتم لاغری رو در لحظهی حال زندگی کنم. این یعنی:
من دارم به نسخهای از خودم تبدیل میشم که باور داشتم دستنیافتنیه، اما حالا با ایمان و عشق داره ساخته میشه
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی …
پاسخ من به سوال آخر این مقاله مثبت هست
و اما یک توضیح مختصر …من حتما باید روی تصویر سازی به روشی که توضیح دادید زیاد کار کنم … فعلا تصویر سازیم با مشگل مواجهه چه برسه بخوام برم داخلش و از نظاره کردن خارج بشم و برم در قالب تصویری که می بینم … فعلا اولین قدم اینه فایل صوتی این متن آموزشی رو تهیه و تنظیم کنم بفرستم بچه ها هم بشنون ….
حتما مستحظر هستید که من بارها سناریو های متعددی از نسخه دوم خودم نوشتم و فرستادم …. استعداد خوبی در اینکار دارم اما اینکه در نقش و تصویر داخل بشم و احساسم رو چاشنی اینکار کنم فعلا نمی تونم …
مدتی است به این فکر می کنم که برم سراغ هنرمندان ماکت ساز همونایی که ماکت شهدای جنگ رو عین خودشون ساختن و در نمایشگاه گذاشتن وقتی نگاهشون می کنی با شکل واقعیشون تفاوتی ندارن درخواست ساخت ماکت متناسب خودمو بدم بذارم گوشه پذیرایی و هر چند روز لباسای اندامی و زیبا تنش کنم و تماشا کنم این چقدر می تونه به یک تصویر سازی با کیفیت کمک کنه چون میشه لمسش کرد و کلی براش ذوق کرد
استاد می تونی توی این کار کمکم کنی ؟
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم
چقدر نوشته خوب و عالی بود و کمک کننده بود من هم در تصویر سازی احساس میکنم خوب نتونستم اجرا کنم وتوی این زمینه باید بیشتر تمرکز کنم وخیلی دوست دارم تا بیشتر در این باره صحبت کنید و راهکارهای عملی برای بهتر تجسم کردن رو آموزش بدید
بله من خیلی دوست دارم فایل صوتی درباره نحوه تجسم ارائه کنید
سپاس فراوان از استاد عزیزم
سلام خدای مهربونم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
تصویر سازی ذهنی با تلقین فرق میکنه
تصویر سازی ذهنی یعنی تو اون ارزوتو با تمام وجودت تصور کنی و احساسش کنی و فرق میکنه با چند جمله تاکیدی که میگی
مثلا من جلو اینه خودم رو ببینم و هی به خودم بگم من لاغرم درصورتی که دارم اندامم رو میبینم که هنوز به صورت دلخواهم لاغر نشده
ولی تجسم خیلی درجه بالاتری داره در دوره ورود به ناخوداگاه خیلی خوب اونو تجربه کردم من وقتی تجسم میکنم اصلا انگار تو این دنیا نیستم خیلی سبکم و چه خوب خدا این قدرت رو در ما انسانها گذاشته که لحظاتی که در تجسم هستم دوست دارم تموم نشه و همیشه در اون سرزمین باشم سرزمینی که هیچ چیز در اون غیر ممکن نیست و هر چی دلم بخواد میتونم بایک اشاره داشته باشم چقد زیباست
استاد عزیزم من تمرینو انجام دادم و از شوق فراوان در اندامی که بودم و پوشیدن لباس دلخواهم اشک شوق بر چشمانم ظاهر شد واشک ریختم نه از ناراحتی از اشتیاق بودن دراون اندام
من تصور کردم که در سایز 36 هستم صبح از خواب بیدار شدم مانتو شماره یک رو پوشیدم و نشستم روی دو زانو مثل وقتی بچه بودم و زانوهامو بغل کردم چقد عالی اصلا شکم نداشتم که مانع بغل کردن پاهام بشه جورابمو پوشیدم مانتومو که پوشیدم از شوق جلوی اینه اشک ریختم بازوهامو ببین چقد لاغر شده تازه استین مانتو شماره یک هم برام ازاده بعد رفتم از پله ها پایین پاهام سبک و بدون درد بود دیگه نیاز نبود نرده ها رو بگیرم نشستم پشت ماشین و رفتم اداره وقتی از ماشین اومدم پایین رفتم نگهبانی و خودم رو جلوی شیشه در که دیدم چقد ذوق کردم طاهره ببین چقد خوشتیپی افرین و بعد از نگهبانی تا اتاقم با خدایم صحبت کردم خدایا شکرت چقد خوب شدم چقد سبکم اصلا در راه رفتن اذیت نیستم جلو شیشه بزرگ در وروی ایستادم و خودم رو انداز برانداز کردم چقد لاغر وخوشتیپم چه ذوقی میکنم وای با خودم عشق میکنم من عاشق خودم با این اندام شدم اره من عاشق خودم هستم وقتی رفتم تو اتاقم چقد راحت نشستم مثل یک نواری بودم که روی صندلی فرم گرفته بود و اصلا هیچ اندام اضافه ای نداشتم چه این تصورو تجسم اشک در چشمانم جاری کرد و حالم خیلی خوب شد خدایا شکرت
خدایا شکرت که با اون شلوار لی و شومیز سفیدم یک تیپ خاص دارم من دوست دارم خاص باشم نه معمولی و میتونم و هستم چه حس خوبیه نمیتونم دقیق بیان کنم خدایا شکرت بابت این قدرت بی نظیر
استاد ممنونم که با این فایل زیبا منو بردین به عالمی که دوستش دارم و عاشقشم برای چند لحظه نفهمیدم کجا هستم و از همه چیز جز لاغری فراموش کردم من دراین دنیا لذت بردم
درپناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
سلام. طاهره خانم عزیز واقعا از بیانتون لذت بردم اونقدر خوب نوشتین که منم میتونستم تصورش کن. مطمعن باشین به زودی همین حالو در واقعیت تجربه خواهید کرد و من به شما تبریک میگم
سلام لیلا جان ممنون از پیامتون بهم دلگرمی و اشتیاق برای ادامه دادن میده
به امید روزی که همه ما در این سرزمین به تناسب و خوشبختی دست پیدا کنیم
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم
لذت تحسم باید ساخت مثل ساختمانی که ازپی ساخته میشه
وفتی ذهن مملو از افکار هست صحبت ونحوایی ذهنی بی حد دائم درحال تکرار شدن به پیش میره وزن هم داره دیده میشه حلوی اینه وفتی قرار بگیرید حتما اولین نکاه حس خراب و نگاه با تنفرکینه همراه خواهد بود تو اون زمان اصلا امکان ساخت این تصویر نیست اکه باشه حسی دورتش نیست یی دورغین هست که ذهن امکان پزیزش رونداره
وفتی من خودم وارد سایت شدم تو همجین شرایط و حتی خیلی بیشتر قرارداشتم ازهدایت حمایتی که خدایی عزیزم برام امکانش ایجاد کرده بود بسیار هیجان وشور شوق عحبی و حال حس بی نهایت خوبی داشتم به شکر خدایی عزیزم بخش خیلی زیادش همین زمان دارم
من با هر دوره لایه به لایه هربار هربخش کم کردم تا این زمان قادر هستم که خودم تو هرتحسم با تمام ابعادش بینم شاید برای افراد دیگه این امکان خیلی راحتر ایحاد بشه برای من نه نیاز من طی کردن مرتب وآموزش دیدن تکرار و تمرین وحس عالی بهش دادن وبرام این تجسم واقعی رو ساخت که حالا وفتی خواسته یا ناخواسته تو تجسم میبینم اپن لحظه تمام سلول به سلولم از بودن تو تحسم لذت میخوره مچشه باهش حرکت میکنه راه میره میدوی پله بالا پایین میره باهش کارهای انجام میده که واقعی هست و این تمرین لذت بخش هست بعضی زمان وفتی ازتجسم خارح میشه مبینم ازخواب شیرنی بیدار شدم نیازم بستن چشم و بازم برکشت به همون خواب حس میکنم و بودن توداین فضا بازم درخواست میکنه پس این تجسم واقعی من هست که یی تفریح شیرنی مسیر تناسب فکری من ساخته دوست دارم هی نعداش و محیطش جنبه های دیگه اون بازم حس کنم و تونکاه من این بخش،نیاز به کسترش داره نا جسم تحربه بهتری از لاغری تو جسم و مسیرتناسب بسازه
وفتی کلمه بسازه میگم ازش لذت میبرم من سازنده این تحسم توبخش جاقی بودم ولی اصلا بلد نبودم به چه شکل این کار انحام دادم
من سعی کردم با هربرنامه این ساخته خودمکم توان کنم نشد که نشد
من خونه با آجرهای سیمان وبتون که همش از مواد چاقی دورنش بودم ساختم و انتظارم ساختمان لاغری بود وفتی آهن در پنجره کچ دیوار لوله همه بخش این خونه پر شده ازچاقی ساختمان بیرونی اون حتما وحتما جاقی هست با بیل کلنک به جون این خونه بیفتی که آز خارج اون تغیبر بدید کار نشدتی همه ساله زندگی من بود وچقدر شاد وخوشحال هستم که من لاغری خودم ساختم آجر به آجر اول خودم همین آجرها ساختم بود ازش استفاده کردم نه از کسی خریدم و نه از کسی تو ساختنش کمک گرفتم فقط فقط اول از خدایی خودم کمک گرفتم اپن کمک بی نهایت که من تو مسیر درست هدایت کرد و کارشناس عالی چون شما استاد برای من قرار داد وبعد اشتیاق بی حد توخودم ایحاد کرد وبعد من خودم لایق این شرایط،دیدم اینها ارام ارام بدون کمترین عجله ساخته شد اون من من عجول که به عجله معرف بودم و در من ارامش بی نظیر ساخته شد وفتی به این ساخته از دورن و بیرون نگاه میکنم کیف میکنم که با گمک بی نهایت شکل مدل خداوند و راهنمایی بی نظیر شما استاد ساختم و به این ساخته می نازم حسی عالی باهش دارم درست هنوز متناسب نشدم ولی تماش تو هرسلول به سلول وحودم ذخیره شدم دارم
تومسبر هستم ودارم باقی مونده زمان رسیدن با حس خوب عالی طی میکنم
من مسافر لاغری شدم ساکم بستم از شهر چاقی باجسم چاقم اول خودم خارح کردم بود بد راه روشن دیدم با تمام وحودم خواستم که تو این راه باشم یاد گرفتم که اصلا این مسبر چه چیزی نیاز داره بد از یاد گرفته خودم تو جنبه مختلف میشه استفاده کرد بارها اشتباه انحام دادم اویل بی حد ناراحت میشدم حتی برای ترک و کم رنگ شدن کلی باوره وبهانه که داشتم بی حد اشک ریختم تمام سلولهای وجودم ازاین بار تخیله کردم ولی بد یاد کرفتم به حای تنبه حس بد به اشتباه خندیدم حسم خوب کردم و حالا دارم هی به شکر خدایی عزیزم ازهرجیزی،که خودم ساختم بهر میبرم لاغر میشم و چه کیفی داره که این بار از هرجیزی که ساختم کیف کنم واز ساختن لاغری وجودم اول داخلی که واقعا زمان کار میره کیف کنم و بد بیرونی لذت کاملش میکنه بازم کیف ببرم و بشه تناسب فکری و ذهنی وحسمی و همه بازام بیشتر روحی این بخش بی نهایت اهمیت داره
من یادگرفتم لذت بردن روحم از مسیر کاری که داری انجام میدم بی نهایت مهم هست ارام ارام بهش دادم که اونم ازمسیرم کیف کنه روح اگه لذت ازمسبرنبره کاری نصفه نشدنی هست که امکان نداره درست کامل باشه من با این شرایط هست که میگم ساختم چون براش زمان ودقت درنظر نگرفتم
اویل نخواهم دورغ بگم چرا براش،زمان کوتاه مدت قرار میدادم ولی یاد گرفتم ساختن این همه چیزی که من خرابش کردم حتما وحتما به زمان بلند مدت نیاز داره من حسابی خراب کاری کرده بودن و چون دوست داشتم به شکل خوبش کامل این ترمیم انحام بدم این زمان و عجله به مرور خط،زدم که بهترین شکل بسازم وحالا که شما میگم تازه بخش بخش کاری که انجام دادم برام شیرین گوار میشه که اره استاد راست گفتید منانجام دادم بازم یی بخش دیگه شما باز میگند من بارم تایید میکنم اره استاد شما درست گفتید من انجام دادم وبازم بخشی که شما میگید مبینم من هنوز اون انجام ندادم این بخش شروع میکنم به انجام دادن که تو مرحله بدی حرفی برای گفتن و تایید داشته باشم الکی فقط، سرم تکون ندم تایید کنم این تایید تو وجودم اول بینم و بد بگم
خدایا برای هر کلمه به کلمه این نوشته و کار و کمک بی حد خودت فقط خودت صورت گرفته جقدر شاکر باشم اصلا جوابگو نیست نیست نیست بی نهایت بی نهایت وبی نهایت ازت سپاس گزار ممنوع هستم با جمله نمیشه این بخش پوشش داد این بخش نیاز مسیر تناسب فکری هست بال پرواز مسیر از جاقی به لاغری هست اصلا بال وبزگترین بال پرواز 🪶 ✈️ ✈️ خدایا شکرت که من از سرزمین چاقی اول بیرون امدم اول روی زمین راه رفتم و بعضی زمان هوا و زمانی پرواز کردم بعد پرواز کاملتری برزگتری رو انحام دادم و سرزمین لاغری خودم آره خودم ساکن این سرزمین دیدم
من خودم و خودم و خودم ازاین سرزمین رفته بودم بی نهایت بهانه داشتم که چرا رفتم جایگاه اصلی من بود و من نداسته و ناخواسته خودم ازش بیرون کردم و حالا ارزش واقعی سرزمین بهش پی بردم خدایا شکرت چه حس خوشگلی برام بازم ساختی ازت تشکر میکنم که حال دلم خوبتر کردی
خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگه دارتون