تا حالا شده آرزو کنی کاش یه روانشناس همیشه همراهت بود؟
کسی که حرفهات رو میفهمید، دلیل پرخوریهاتو درک میکرد و بدون قضاوت، کمکت میکرد راهت رو پیدا کنی؟
حالا تصور کن که اون روانشناس خودِ تو باشی! 🤯
روانشناس کاهش وزن بودن یعنی:
شناختن ذهن و احساساتت، برای اینکه بتونی بدون رژیم و اجبار، واقعاً لاغر بشی و لاغر بمونی.
این مقاله یه سفر ذهنیه؛ سفری که نشون میده چطور با خودت رفیق بشی و نقش روانشناس درونی رو بهعهده بگیری.
آمادهای که لاغری رو از درون شروع کنی؟ 💫

چرا باید خودت روانشناس کاهش وزن باشی؟ 🧠
تا وقتا وقتی اضافهوزن داشتم، تقریباً همیشه نگاهم به بیرون بود.
هر بار که از دیدن عدد ترازو ناامید میشدم، فوری دنبال یه راه نجات بیرونی میگشتم…
🔹 یه رژیم جادویی که قول بده تو یه ماه چند کیلو آب شه
🔹 یه مربی باانگیزه که با زور و تشویق منو وادار کنه ورزش کنم
🔹 یه دکتر تغذیه یا مشاور که برام نسخهی لاغری بنویسه و بگه دقیقاً چی بخورم و چی نخورم
تو ذهنم اینطور جا افتاده بود که “یه نفر باید بیاد منو نجات بده!”
اما واقعیت این بود که هیچکدوم از این نسخهها موندگار نبودن.
همیشه بعد از مدتی برمیگشتم سر خونه اول، با اضافهوزنی که بیشتر از قبل شده بود و اعتماد بهنفسی که کمتر شده بود.
📌 دلیلش چی بود؟
اینکه همهی اون راهحلها، از بیرون من میاومدن.
من فقط مثل یه اجراکننده بودم؛ یکی میگفت چی کار کن، منم انجام میدادم، بیاینکه بفهمم پشت پردهی رفتارها و انتخابهام چی میگذره.
هیچوقت به این فکر نکرده بودم که ریشهی چاقیهام توی ذهنمه، نه توی بشقاب غذا.
و همینجا بود که مفهوم لاغری با ذهن آرومآروم توی ذهنم جوانه زد…
انگار یه چراغ توی ذهنم روشن شد 💡
با خودم گفتم:
تا کی میخوام برای هر قدمی در مسیر لاغری، منتظر تأیید یا فرمان دیگران باشم؟
تا کی میخوام رو رفتار خودم کنترلی نداشته باشم و فقط دستورات بیرونی رو اجرا کنم؟
اون لحظه، لحظهی ورود من به دنیای لاغری با ذهن بود…
جایی که فهمیدم برای تغییر واقعی، باید برگردم سراغ ریشهها؛
ریشههایی که تو ذهنم بودن، نه توی ظرف غذام!
بر اساس نقش خودآگاهی ذهنی در لاغری با ذهن در منابع علمی، زمانی که فرد شروع به شناسایی احساسات و واکنشهای ذهنی خودش میکنه، رابطهاش با غذا از یک نیاز احساسی به انتخابی آگاهانه تبدیل میشه.
من اگه بخوام ریشهها رو تغییر بدم، باید اول از همه تبدیل بشم به روانشناس کاهش وزن خودم.
یعنی کسی که:
🔹 افکار خودش رو زیر ذرهبین میبره
🔹 دلیل رفتارهاش رو درک میکنه
🔹 برای احساساتش راهحل آگاهانه پیدا میکنه
🔹 و مهمتر از همه، مسئولیت ذهنش رو بهجای دیگران بهعهده میگیره 🧠🪞
از اون روز به بعد، دیگه فقط به روش های لاغری فکر نمیکردم…
به شناخت ذهنم فکر میکردم. به تغییر فرمولهایی که از درون منو به سمت چاقی سوق میدادن.
و این یعنی دقیقاً مسیری که به لاغری با ذهن ختم میشه.
به اینکه چه باورهایی باعث میشن من پرخوری کنم، چرا در برابر تغییر مقاومت دارم، چرا از شکست میترسم؟
و این شد نقطه شروعی برای ساختن یه منِ جدید…
منِ آگاه، منِ مسئول، منِ روانشناس کاهش وزن. 🌱✨ و شاید مهمتر از همه: منِ در مسیر لاغری با ذهن…
قدم اول: مسئولیت احساساتت رو بپذیر 😌
همهچی از یه احساس شروع میشه…
از یه استرس کوچیک، یه خستگی ذهنی یا یه ناراحتی عاطفی.
منم مثل خیلیها، اولین کاری که میکردم این بود که میرفتم سر یخچال. 🍰😔
اما وقتی تصمیم گرفتم نقش روانشناس کاهش وزن رو برای خودم بازی کنم، اولین نسخهای که برای خودم پیچیدم این بود:
«بفهم چرا ناراحتی و به جای خاموش کردنش با غذا، سعی کن درکش کنی.»
شروع کردم به ثبت احساسات روزانه، به اینکه هر بار که وسوسه میشدم بخورم، از خودم بپرسم:
«الان واقعاً گرسنهای؟ یا ناراحتی؟»
این سؤال ساده، نقطهی عطف مسیر من بود.
چون با مرور زمان فهمیدم بیشتر خوردنهام، فرار از احساسات بود، نه پاسخ به نیاز بدنم. 🤯
قدم دوم: مسئولیت رابطهات با دیگران 💬
یکی از چیزهایی که شدیداً روی چاقی من تأثیر داشت، تنشهای عاطفی بود.
بیشتر اوقات با همسرم درگیر بودم، و بعد از هر بحث یا دلخوری، پناه میبردم به خوردن.
🍕💔
قبلاً فکر میکردم چون اون رفتار بدی داره، من حق دارم خودمو با شیرینی یا فستفود دلداری بدم.
ولی وقتی تصمیم گرفتم روانشناس کاهش وزن خودم بشم، یاد گرفتم یه روانشناس نمیگه:
«تقصیر دیگرانه»
بلکه میگه:
«تو فقط مسئول واکنشهای خودتی!»
شروع کردم تمرین واکنش ندادن.
🌬️ یه نفس عمیق
🔇 یه سکوت آگاهانه
💬 یه پاسخ نرم به جای بحث
این کارا نهتنها حال رابطهم رو بهتر کرد، بلکه باعث شد کمتر سراغ غذا رفتن برای تخلیه احساسات برم.
قدم سوم: مسئولیت چاقیات رو بپذیر 🎯
واقعاً سختترین مرحله همین بود…
سالها عادت کرده بودم برای چاقیم دنبال مقصر بگردم:
🧓 والدینی که عادتهای غذایی اشتباه رو به من یاد دادن
📺 تبلیغاتی که فستفود رو قشنگ جلوه میداد
⚖️ ژنتیکی که همیشه وزنمو بالا نگه میداشت
اما یه روانشناس کاهش وزن واقعی، دنبال بهونه نیست… دنبال ریشه ذهنی چاقی میگرده.
پذیرفتن اینکه خودم مسئول وزنم هستم، اولش مثل خوردن یه داروی تلخ بود.
ولی بعدش شد نقطهی رهایی من.
این جمله برام جادویی شد:
«من چاق نیستم چون فلانی اینطور گفت یا اون کار رو کرد… من چاقم چون ذهنم چاق فکر میکنه!» 💣

چطور فرمول ذهنی چاقی رو کشف کنی؟ 🔍
از وقتی بالاخره با خودم کنار اومدم که باید نقش روانشناس کاهش وزن خودم رو بازی کنم، اولین چیزی که سراغش رفتم، ذهنم بود…
نه یخچال، نه ترازو، نه رژیم جدید — فقط خودِ ذهنم.
🎯 هدفم مشخص بود: کشف فرمولهای پنهانیای که سالها ناخودآگاه رفتارهای من رو کنترل کرده بودن.
فرمولهایی که تا اون موقع، بدون اینکه بدونم، هر روز ازشون پیروی میکردم.
مثلاً:
🔸 هر وقت ناراحت بودم، میرفتم سراغ نون و پنیر یا شکلات. یعنی غم رو با لقمههای چرب و شیرین قورت میدادم…
🔸 شبها وقتی حس تنهایی بهم چنگ میزد، یه بستنی یا چیپر میخریدم تا پر کنه اون خلأ رو.
🔸 موقع استرس کاری، اولین چیزی که به ذهنم میرسید چیپس و پفک بود؛ چون ذهنم یاد گرفته بود: فشار روانی = خوردن فوری برای آرامش.
و وقتی همهی اینها رو کنار هم گذاشتم، یه فرمول آشنا جلوی چشمم ظاهر شد:
“احساس منفی = خوردن برای تسکین” 💭➕🍫
این یعنی ذهنم، سالها باور کرده بود که برای فرار از احساس بد، باید غذا بخوره.
درواقع ذهن من، بهجای حل مسئله، یاد گرفته بود با خوردن حواسش رو پرت کنه!
و عجیبتر اینکه این الگوها مثل برنامهای اتوماتیک، توی ناخودآگاهم بارها و بارها تکرار شده بودن بدون اینکه حتی لحظهای متوجهش باشم. 😳
اما حالا دیگه من اون آدم سابق نبودم.
🌱 من کسی بودم که تصمیم گرفته بود مسیر لاغری با ذهن رو انتخاب کنه؛
کسی که پذیرفته بود روانشناس کاهش وزن خودش باشه و ذهنش رو بشناسه، نه فقط بدنش رو تغییر بده.
بهعنوان یه روانشناس کاهش وزن برای خودم، حالا مسئولیت جدیدی داشتم:
کشف، شناسایی و بازنویسی فرمولهای ذهنیای که باعث چاقی شده بودن.
مثل یه کارآگاه ذهنی، نشستم سر سفرهی فکرهام.
📘 شروع کردم به ثبت لحظاتی که هوس خوردن داشتم، بدون اینکه گرسنه باشم.
📌 هر بار که وسوسه سراغم میاومد، بهجای اینکه سریع سراغ غذا برم، از خودم میپرسیدم:
- الان واقعاً گرسنهای؟
- یا یه احساسی داری که داره ازت کمک میخواد؟
- اگه روانشناس کاهش وزن بودی، چه نسخهای برای خودت میپیچیدی؟ 📝
و این پرسشها، کمکم فرمولهای قدیمی ذهنم رو زیر و رو کرد.
فهمیدم لاغری واقعی، از غذا نخوردن نمیاد… از شناخت ذهن میاد.
یعنی همون جایی که مسیر لاغری با ذهن ازش شروع میشه.
و چه حس خوبی بود…
اینکه برای اولین بار، بهجای اینکه کنترل زندگیمو بسپرم دست دیگران، فرمان ذهنم رو خودم دست بگیرم.

خودت رو به عنوان روانشناس کاهش وزن باور کن ✨
تا اینجا، قدمبهقدم خودم رو برای یه نقش جدید آماده کرده بودم…
اما حالا وقتش بود که این نقش رو به رسمیت بشناسم.
یعنی خودم رو نه بهعنوان فردی که فقط وزن کم میکنه، بلکه بهعنوان کسی ببینم که ذهن خودش رو میشناسه، تحلیل میکنه و تغییر میده.
🔍 از این به بعد، وقتی وسوسه میشدم غذا بخورم، بهجای اینکه بگم “نمیخورم چون چاق میشم”، با خودم میگفتم:
«الان روانشناس کاهش وزن من چی میگه؟»
«واقعاً گرسنهای؟ یا چیزی درونت فریاد کمک داره؟»
اینطوری دیگه غذا تبدیل نمیشد به ابزار سرکوب احساسات، بلکه خودم تبدیل شدم به شنوندهی خوب درونم. 👂💗
هر بار که یه الگوی ذهنی رو اصلاح میکردم، احساس میکردم یه پله از ذهن چاق فاصله گرفتم و به ذهنی سبکتر نزدیکتر شدم.
📘 شروع کردم به نوشتن تجربههام، کشف فرمولها، و تمرینهای ساده ذهنی.
به خودم گفتم:
«تو روانشناس کاهش وزن خودتی. هیچکس بهتر از تو نمیتونه راه درست رو پیدا کنه.»
و این باور، قدرتمندترین نیروی من شد. ⚡
روانشناس کاهش وزن بودن یعنی دیدن فراتر از وزن ⚖️🪞
خیلی زود متوجه شدم که موضوع فقط دربارهی غذا و وزن نیست…
موضوع اینه که من با خودم چهطور حرف میزنم؟
با چه چیزهایی خودم رو آرام میکنم؟
چه زمانی میخوام فرار کنم و چه زمانی حاضر میشم با احساساتم روبهرو بشم؟
👤 روانشناس کاهش وزن شدن یعنی اینکه:
- بتونی بدون قضاوت، خودت رو ببینی
- به جای سرزنش، گفتوگوی درونی رو به سمت آرامش ببری
- افکار رو فقط باور نکنی، بلکه زیر ذرهبین آگاهی قرار بدی
- به جای واکنشهای اتوماتیک، رفتار آگاهانه رو انتخاب کنی
💬 دیگه از خودم نمیپرسیدم «چطور لاغر شم؟»
بلکه میپرسیدم:
«چطور سبکتر فکر کنم؟ چطور آرامتر احساس کنم؟»
و این شد رمز اصلی تغییر!
💬 جمعبندی: روانشناس کاهش وزن شدن، یعنی شروعی برای زندگی متفاوت
وقتی تو این مسیر قدم بذاری، میفهمی که لاغری واقعی از ذهن شروع میشه…
از اون لحظهای که دیگه دنبال نسخه بیرونی نیستی،
بلکه با عشق و پذیرش، خودت رو راهنمایی میکنی. 🌱
📌 روانشناس کاهش وزن یعنی:
- کسی که مسئولیت ذهن و جسمش رو میپذیره
- کسی که تمرین میکنه احساساتش رو بشناسه
- کسی که تغییر رو از درون خودش شروع میکنه، نه از رژیمهای بیرونی
✨ اگر این مقاله برات مفید بود، بدون که این فقط یه شروعه…
میتونی همین حالا قلم و کاغذ برداری، تجربههای ذهنیت رو بنویسی، احساساتت رو بررسی کنی و روانشناس درونی خودت رو به صحنه بیاری.
🎁 دعوت دوستانه از طرف یک روانشناس کاهش وزن:
اگه میخوای این مسیر رو اصولیتر، عمیقتر و با راهنمایی کامل طی کنی،
دورهی آموزشی «روانشناس لاغری خود باشیم»
دقیقاً برای همین ساخته شده.
🧭 جایی که یاد میگیری چطور ذهن خودت رو تربیت کنی تا رفتارهای لاغرکننده، بخشی از وجودت بشن.
در پایان، فراموش نکن:
تو قویترین روانشناس زندگی خودتی. فقط کافیه باورش کنی. ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 19 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
روانشناس لاغری خود باشیم
من دقیقا هر مسله ای که برام پیش بیاد دوست دارم از مشاور کمک بگیرم و باهاش صحبت کنم و ازش راهنمایی بخام
برای دخترم چندین بار از مشاور کمک گرفتم چون دختر من خیلی ناصبوره
و چندتا راهکار بهم داد ولی همه ی اون چیزهایی که بهم میگفت رو نمیتونستم عملی کنم چون مقصر خودم بودم
من باید تو خودم جست و جو میکردم
ما به دنبال هر آن چه که باشیم رو میتونیم تو خودمون تو درون مون پیدا کنیم
من خودم و باید تغییر میدادم که دخترم تغییر کنه
مشکل از خود من بود به خودم من ربط داشت
هر آنچه که ما به دنبالش هستم در ما وجود داره و ما باید از درون خود کنکاش کنیم
همه چی بستگی به خود فرد داره
همانطور که فرمودید ما نمیتوانیم پیش روانشناس به راحتی صحبت کنیم و خیلی چیزها رو نمیتونیم بگیم
چون در هر مسایلی ما باید خودمون رو جست و جو کنیم و با خودمون به توافق برسیم
من در موضوع لاغری هر وقت که سوالی برام پیش میاد یا به مشکل چیزی برمیخورم یا ناراحت میشم از عملکردم
با خودم میگم برم به استاد بگم که من اینجور عمل کردم من اینجور رفتاری رو از خودم دارم خب استاد چه کاری از دستش برمیاد اخه استاد جوابی نداره بده بهم
من باید این مسأله رو در خودم حلش کنم چون به خودم ربط داره استاد بیاد چیکار کنه
استاد که نمیتونه جلوی رفتار منو بگیره
و یه جورایی قبول نمیکنم که بخام حرفام رو به استاد بزنم
چون میدونم جواب همه ی اینا در درون خودم هس
و من باید روی خودم کار کنم و در خود جست و جو کنم
و اصلا در این مورد با استاد سوالی نمی پرسم که من اینجور رفتار کردم چیکار باید کنم لطفا مرا راهنمایی کنید چون در تمام فایل ها همه چی توضیح داده شده و الان این ما هستیم که برای درست عمل کردن باید اقدام کنیم و هر سوالی که برام پیش بیاد هم باید خودم در خودم جوابش رو پیدا کنم
این فکر در ذهن من مرور میشه که برو به استاد بگو که چرا اینجا اینجوری شد چرا اونجا اینجوری شد؟ ولی من قبول نمیکنم چون میدونم سوالی که می پرسم به خودم ربط داره به من بستگی داره همه چی کامله توضیحات همه چی من برم سوال کنم چی بگم ؟ من خودم باید این مسأله رو حل کنم
ما باید روانشناس خودمون در هر جنبه ای از زندگی باشیم🤲😍🌹
نشان های دریافت شده
سلام من خودم بخاطرکسالت یکم دورشده بودم ودوباره برگشتم به اموزش هارودنبال کردن وطبق گفته استادهرچه بیشترتواین فضاباشیم عملکردذهن بهترمیشه ومن الان دیگه تایم ورودبه سایت بیشترکردم دیدم بخاطردورشدن انگارذهنم یکم ازفضا دورشده بیشترباید اموزش ببینه من هنوز یه جاهایی تامیام چیزی بخورم یه صداتودهن میگه چراخوردی زیادنبودولی من چون لاعری رودارم یادمیگیرم میدونم این صداقدیمی هست مربوط به اون ذهن چاق من هست ونبایدتوجه کنم من طبق نوشت های باورساز یادگرفتم بعدخوردن بایدتوجه کنیم به احساس ما درواقع احساس بزرگترین نقش درروش ذهنی دارهدوری کردن اخباروافکارمنفی چقدرحال ماروخوب میکنه وهمین خودش یک عامل شادی ونشاط میشه توزندگی وارتباط کم کردن باادما خودش دورشدن از مسایل ومشکلات هست من کلا خیلی بهم میریختم ولی تصمیم گرفتم دوربشم ازاینجوررفتارها میبینم هم خودم ارامم هم زندگیم پرا شادی میشه رابطم باهمسروفرزندبهترشده من یه مدت عصبی وکلافه همین باعث کسل شدن من شده بود وخدلروشکرروش دهنی توهمه جنبه های زندگی تاثیرمیزاره هم متناسب شدن رویادمیگیریم هم درست زندگی کردن رو تشکرمیکنم ازاستادبخاطراین اگاهایی دراختیارماقرار دادن
نشان های دریافت شده
سلام ما اززمانی که باسایت اشناشدیم عضوشدیم هدف فقط گوش دادن وحل تمرین نباشه اصلش اجراانچه که استادتوفایل هامیگن مهمترین رکن لاغری باذهنه این روش زیادوقت نمیخوادماهرزمانی که بیکاربودیم باحس وحال خوب میایم فایل هاروگوش میدیم خیلی افکارورفتارماتغییرکرده مثل قبل نمیخوریم حتی رفتارمامثل قبل نیست قبلا مغزما پرشده بودافکارچاقی ولی الان تغییرکرده خداروشکراین همه فایل درسایت هست وما باخیال راحت هرکدوم بخوایم پلی میکنیم دراین فایل روانشناسان خودت باش یعنی ما به عامل بیرون وابسته نیستیم وخودمون میتونیم حلال مشکلات خودباشیم توهرزمینه
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
روان شناس لاغری خودت باش
به راستی که همین طور هست لاغری و تغییرات زندگی همش برمیگرده به روح و روان و ذهن خودمون یعنی تغییر باید از خودمون شروع بشه از درون خودمون و هیچ عوامل بیرونی دخالتی ندارن گر چه من خودم تا قبل ورود به سایت تناسب فکری چاقی و مشکلات زندگی و وضع اقتصادی را همش عوامل بیرونی را مقصر میدونستم اما خدا را شکر از وقتی که دارم این فایل ها را گوش میکنم متوجه شدم که مقصر خودم هستم خودم باعث چاقی خودم شدم آنقدر در ذهن من ترس از مواد غذایی ترس از خوردن ترس از چاقتر شدن ترس از بی پولی و خیلی چیزهای دیگه که من را تبدیل به این آدم کرد که هم چاق باشم و دیگر مشکلات زندگی هر چی در افکار من میگذشت در ذهن ذخیره میشد و جسم هم نتیجه را نشان میداد در چاق شدن ما جسم هیچ کاری نداره اون فقط نتیجه افکار و رفتار ما را نشان میده من از وقتی که دارم تو سایت فعالیت میکنم کاری به جسمم نداشتم مثل گذشته که همش مشار روی جسم بود دیگه الان اینجوری نیست من فقط روی افکارم کار کردم اما جسم من لاغر شد این حقیقت لاغری با ذهن هست در دیگر جنبه های زندگی هم تغییرات خیلی کوچک هست باید دقت کنم تا این تغییرات ریز را ببینم مثلا من این ماه پول دستی از کسی نگرفتم در صورتی که هر ماه میگرفتم این خودش جای شکرش خیلی باقی هست البته من به دلایلی که در کامنتا قبلی گفتم نیاز به آرامش بیرونی بیشتری دارم که متاسفانه ندارم تعجب نکنید گفتم بیرونی منظورم فضای آرومی هست برای گوش دادن و نوشتن که من ۳۰درصد اون فضا را دارم به نظرم این یک مانع است اما از طرفی که خودم خیلی مشتاقم که ادامه و استمرار داشته باشم تا حالا به باریکی موی سر رسیده اما قطع نشده کا امیدوارم یه خانه ی ویلایی بزرگ داشته باشم و بتوانم بهتر کار کنم و ایمان دارم که این اتفاق خواهد افتاد من ادامه خواهم داد تا تغییرات هر روز بزرگ و بزرگتر شوند و یک روان شناس خوب برای خودم باشم .
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
اولین جرقه آگاهی از قدرت ذهن در سال نود یا نود و یک در من ایجاد شد . وقتی که مدیرعامل شرکتی که توش مشغول به کار بودم یه کتاب به من داد تا مطالعه کنم . کتاب جادوی فکر بزرگ نوشته دکتر د. شوارتز ترجمه ژینا بخت آور . به جرات می تونم بگم و بارها هم گفتم که اون کتاب نقطه ی عطفی بزرگ در زندگی من بود جوری که من رو در مسیر مثبتی قرار داد و از من آدمی ساخت که قبل از خواندن اون کتاب نبودم . هم زمان با آگاهی هایی که از خواندن اون کتاب به دست آوردم تفاوت های فاحشی در رفتار و گفتارم اتفاق افتاد که از نظر خودم بی نهایت ارزشمنده و همیشه میگم که من با آزاده سی ساله اصلا قابل قیاس نیستم . در حال حاضر که دارم این متن رو می نویسم به یک باور خیلی مهم رسیدم و اونم اینه که تا ظرفیت پذیرش یک آگاهی جدید در وجودم ایجاد نشه اتفاق خاصی برای راهنمایی های جدید برام نمیفته . یادمه سال نود و نه که در دوره لاغری با ذهن شخص دیگری شرکت کردم به واسطه یکی از هنرجوهای اون دوره در گروهی عضو شدم که خانمی در اون گروه هنرجوی دوره شما بود و من اسم شما رو از اون خانم شنیدم . اما پیگیرش نشدم ، در این لحظه و با آگاهی که الان پیدا کردم متوجه میشم که اون زمان به هر دلیلی ظرفیت پذیرش آگاهی های جدید در من نبود ، برای خودم خیلی جالبه ، من در گذشته عموما خیلی از کارها رو نیمه کاره رها می کردم . در حال حاضر حدود بیست روزه که با اشتیاق سایت شما رو هر روز دنبال میکنم . قبل از خواندن و گوش کردن فایل ۱۲ قدم تا لاغری ، یک فایل از فایل های حالمو خوب کن رو می خونم و می بینم . اصلا جوری هستم که اگر این کار رو نکنم انگار یه چیزی کمه و از این بابت خیلی خوشحالم و آرامش دارم . به قدرت ذهن صد در صد ایمان دارم چون هر وقت که داده های درستی بهش دادم نتایج فوق العاده ای رو برام رقم زده و ایمان دارم با ادامه این مسیر نتایج فوق العاده ای در تمام جنبه های زندگیم نمایان میشه . خدای مهربانم سپاسگزارم که دقیقاً به موقع دستم رو میگیری . بی نهایت ازت سپاسگزارم 🥲
نشان های دریافت شده
سلام برخدایی بخشنده ومهربان
سلام براستاد وهمه عاشقان دامایی جدید
من اگاهی این فایل رو چند روز بودکه درپی اون بودم به شکر خدفایل
هرچقدرچاقی باشی هیچی نیست
امروز تو این فابل حال خوب کن قرار داشت
من آموزش دیدم که حواسم بدم به اطرافم که محبت دریافت کنم من یاد گرفتم که محبت بی اندازه رو به دیگران بدم. من یاد گرفتم که خودم خیلی اهمیت ندارم این تو ذهنم جا شد چون در پی بودن با دیگران برای رضایت دیگران بارها وبارها از خودم گذشتم از عشق که آرایشگری بود گذاشتم که به مهمانی که گاه بی وفت تو منزل من آمد شد داشتن و هیچ براشون زمان اهمیت نداشت که شاید اون طرف این زمان امکان پذیری رو نداره آمدن شد این افراد باعث از دست دادنها من شد وکم کم این به عادت شدن شرایط موندم خودم روکناری کشیدم انتظاربی ثمره رو به خودم هدیه دادم گفتم بیاد امکان برام ایجاد بشه یعنی من تبدیل شد که من نه لایقت ندارم و که شرایط برام ایجاد خواهد شد منتظر موندم ولی هیچ اتفاقی سازندهای نیافتاد ومن روز به روز به عفب تر رفتم پیش رفتم نه جلوتر رفتن با این کاره من تو این همه سال اون پیش رفت که دوست داشتم نتواستم بهش برسم حتی امکان مقایسه خودم رو با دیگران هم گرفتم چون تو نگاه این کاره رو همگناه می دیدم که دارم کنکاش تو زندگی دیگران دارم واین گناه هست پس چه پشرفت رو ازکجاد قرار بود وارد زندگی من بشه هیچ توجه به افرادمتناسب نداشتم این اشکال داشت نباید نگاه به خوردن دیگران داشتم جون با این کاره اون طرف دچار ناراحتی خواهد شد پس تو جه به فرد متناسب. روهم نداشتم هرچی دارم به عفب برکشت میکنم پیبنم که چقدرعمیق اشتباهات عمیق بزرگ بود چالهای کنده بودم که هیج راه فراری ازش نداشتم وبرای رهایش رژیهای پشت رژیم انکار درخونه هم خراب کردم که اگه بشه ازاون طرف به بیرن برم خوب من موندم چاه هیچ راهی زمانیکه خودم پیدا کردم چون به قدری فشار به من واردشده عمق مشکلات خودش نشون داد حتی به جای فرار شروع کردم به خوردن بی اندازه که این مشکل کم رنکش کنم یا باهش خودم رو ارام کنم یی چندسالی هم تواین شرایط قرار گرفتمکه بخور شاید احساست بهتر بشه بخور شاید کمک کننده باشه ولی نبودعمق مشکلات رو بیشتر می کردم وشد سال فبل یی ۱۱ ماهی بازم تو یی رژیم با پوشش ذهن قرار گرفتم تو افکارم که تومسیر درست هستم ولی اون اشتباه بود
درمانده نگران و با کلی احساس پاشیده از هم رو به خداوند کردم از خودش خواستم که نجاتم بوده که و ارامش بهم بده و هدایت شامل حالم شد چندروز بود که داشتم دنبال یی راهکار می کشتم برای حل یی مسئله ولی از روز گذشته کل مسیر وهدفم رو به شکل خوب تو هر تمرین انجام دادم کلی زمان برای کل تمرین گذاشتم یی لایهای از مشکلات رو کشف کردم که تونگاه داشتم بازم همون کمک رو انجام میدادن اما بازم به شکلی دیگه دریافتمکه چون نیاز به این کمک رو ددارم چرا دوست دارم به دیگران کمک کنم شاید تو نگاه اول شاید خوب هست ولی اگه بشه فرا ازوخودم وتوجه نکردن به خودم اون کلایی مشکل هست که بهش رسیدم که من دارم خودم کلی زمان می زارم کلی وفت برای تحیلی میزارم ولی با توجه به اطرافم برای هل مشکلاتشون همه کار کرده رو کم رنگ می کنم وداون نتیجه رو برام به عفب می اندازه من دریافتم هیچ توجه نباید تو بخش مشکل داشته باشم جون به این شکل من ذهنم ترمیم شده خودن رو در اختیار دیگران قرارمیدم بجای نجات خودم باید همه ابعاد مسیر رو شناسایی کنم روان شناسی رو بلد باشم که بتوانم به خودم کمک کنم همین که یاد گرفتم چطور چه زمان میشه با چه کاری مشکل این زمان رو حل کنه خودش شاهکار هست
یی مشکلی برام اینجا شد که تونگاه کمی داشت مراحل به بالا میرفتمومنکل هواسم ازاون بخش بیرون کشیدم سریع امدم دفتردسپاگزاریم را بیرون اوردم شروع به سپا گزاریی نه از سر اجباراز سر تشکر که همه زمان تو این شرایط نیستم به شکل عجبی سکوت خوبی تو محیط ایجاد شد وآرامش از دست رفته به شکلی خیلی ارم به منزلم برکشت کرد وخودم تو نگاه گفتم دو تا بخش منفی رو فرد داشت به اوج میرسبد با ورد سپاگزاری از خداوند قدرت و انرژی خداوند تو منزل حاکم شد چون از انرژ ی بسیار قویتر از بخش متقیر بود چنان سکوت ور چنان قدرت رو به کمک گرفتم که دوبخش منفی هیج کاری ارزش ساخته نبود این تمرین رو برای باره اول بود که با ایده رو به اجرا گذاشتم ابن مسیر فقط کمکش لاغر شدن تنها نیست این مسیر یی روشتاسی که خودم برای خودم روان شناسی میکنم هر زمان دیگه نیاز نداره بره پیش روان شناس که از اون فرد کمک دریافت کنم در اثر یاد گیری وتحلیل واستمرار داشتن دردمن که توانی زیادی رو رقم زده بخاطر همین خیلی بازم امروز از اون روزهای بااحساس عالی هست که دلم همین حس رو برای همه روزهاداشته باشم شادی زیادی با احساس خوب هستم دارم ولی بعضی روزها مقدارش کم میشه که اون روز درپی علت هستم که چرا کم شده و با برگشت حس خوبم ارامش رو به بهتر شدن پیش میره که تو مسیر هستم
خدا پشت و پنا هتون یا حق حق نگه دارتون