هر روز جهان در حال گسترش است و این خواست و اراده خداوند است که جهان مادی در تمام ابعاد خودش گستردهتر شود.
بسیاری از انسانها از گسترش جهان مادی بهره چندانی نمیبرند اما در مقابل با گسترش دنیای ذهن شان از مزایای قدرت آن مند میشوند.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.43 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد عزیز و گرامی و همه دوستان ساکن دنیای کوچک تناسب فکری
در درجه اول از شما استاد عزیز تشکر میکنم که این دنیای کوچک و زیبا را برای خودتان خلق کردید و در درجه دوم درهای آنرا باز گذاشتید تا دوستانی که با شما همفکر هستند وارد این دنیا شوند و از بودن در آن لذت ببرند
من از تجربه مشابهی که داشتم برایتان بگویم
چند هفته پیش پدر شوهر دخترم و برادرش به خانه ما آمدند
بعد از احوالپرسی و ردو بدل کردن اخبار خانوادگی سر صحبت از اوضاع و احوال ایران باز شد
ناگفته نماند که این صحبت را همسر من شروع کرد
او با من در این موارد نمیتواند حرف بزند یعنی من به او گفتم که هیچ علاقه ای به شنیدن اتفاقات ناگوار و یا اینکه سیاستمداران ایرانی چکار میکنند و یا چه حرفی میزنند ندارم
برای همین فکر میکنم اون وقتی کس دیگری را پیدا میکند که به او اجازه حرف زدن که همه آنها منفی و استرس دار هست میدهند دلی از عزا در می آورد
خلاصه صحبت ها از مطالبی بود که من از شنیدنش حالم بد میشد
چند بار مسیر صحبت را عوض کردم اما طولی نکشید که دوباره حرفها به همان مسیر نادرست و بیخود کشانده شد
واقعا احساس بدی در من بوجود آمده بود پیش خودم میگفتم چکار کنم آیا خودم را کنار بکشم و به اطاق دیگر بروم با اینکار ممکن بود به آنها که سالی یکبار می دیدمشان بر بخورد ولی گفتم این ریسک را میکنم چون این من هستم که انتخاب میکنم چه ورودی هایی را به ذهنم بدهم و این حرفها که حالم را بد میکند اجازه ورود به ذهنم را ندارند
یکبار پیش خودم گفتم خدا کنه تلفنم زنگ بزنه تا به این بهانه از آنجا خارج شوم ولی این اتفاق نیافتاد
من یک ببخشید گفتم و از جمع آنها بیرون رفتم
بعد از چند دقیقه که برگشتم پدر شوهر دخترم گفت مثل اینکه تو علاقه ای به این صحبتها نداری
من گفتم نه راستش را بخواهید نه تنها این موضوعات را دنبال نمیکنم و حتی اخبار گوش نمیدهم بلکه شنیدن این حرفها حالم را بد میکند
این موضوعات منفی جز اینکه ذهن ما را آشفته کرده و احساس ترس و ناامنی در ما ایجاد کند کار دیگری نمیکند چون ما نمیتوانیم تغییری در این شرایط ایجاد کنیم و فقط خودمان را آزار میدهیم