هر روز جهان در حال گسترش است و این خواست و اراده خداوند است که جهان مادی در تمام ابعاد خودش گستردهتر شود.
بسیاری از انسانها از گسترش جهان مادی بهره چندانی نمیبرند اما در مقابل با گسترش دنیای ذهن شان از مزایای قدرت آن مند میشوند.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.43 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
این فایل بیشتر حرف دل من بود
واقعا ی جا ندارر م تو دورو ورم ک برم حرف بزنم دلم باز بشه تمام اطرافیانم از مشکلاتشون دم میزندد و میریم خونه مادرشوهر از نداری ودین ونماز اینکارو بکنید ایمو نکنیده
میرم خونه مامانم از اخبار حمله اینو دولت
وافعا استاد من تو جمع هامو حس خفگی بهم دس میده از اونجایی ک هفته یبار خونه مامانم ی بار خونه مادرشوهر
وخونه خودمم نگم همسرم کوهی از فاصله رو بینمون حس میکنم کتفیه همسرم خونه باشه همش کنترل تلوزیون دستشه از این اخبار از این فیلم مزخرف ب اون فیلم
امان از حرفهاش همش منو مقصر بدبختی هاش میدونه و تجربه هاش
فک کن دیروز اونقدر سقفم پر شد ک رفتاری رو از خودم نشون دادم ک الان ک بهش فک میکنم باکرم نمیشه ک من بودم اون کار گردم
من نمیتونم واقعا دوکلمه با همسرم حرف بزنم هیم ن حرف رو عوص میکنم هی هی
اما باز نهایتش میبرم
نمیدومم چیکار کنم
نمیدونم تو این جمع ها چیکار کنم کاون حرفها رو نشنوم
چرا وقتی زیبایی هس خوبی هس جور دیگه نمیبینیم
من ندیدم همسرم یبار خودشو مقصر بدونه ندیدم یبار شک کنه همش منو مقصر تموم زنگیش میدونه مم خب قبل من چی چرا اون موقع حالت خوب نیود
کوهی از فاصله بین ما دو تاست
همسر من انسان خوب زحمتکش و خانواوه دوست هس ولی نمیدونم دوسال زندگی من اینه دوسال
خستم واقعا خستم
استاد عزیز خوشحال میشم راهنمایی کنید منو
ممنونم از این فایل چن واقعا من احساس بدبخنی میکردم از این جمع ها ادمها
بخصوص ک پور شوهر پن باع داره و همسرم حتما هر جمعه میبره مارو اونجا و این بحثها ب شدت زیاده جوری ک زیبایی اون باغ ک بهشته اصلا ب چشم نمیاد
دیدم دیگرانم چنین تجربه ای دارن فقط من نیستم
حالامن خیلی سعی میکنم تمرکزم ببرم جای دیگه اما باز در رابطه با همسرم گاهی واقعا نمیتونم نمیکشم
دارم رو خودم کار میکنم انتظار نداشته باشم واز این حرفها
اما اگه راهنمایی هس خوشحال میشم بشنوم
واقعا زنی زیباست این ماییم ک زهر مارش میکنیم ی پیشنهاد میدم ی چیزی باشه تو سایت ک مابیایم بگیم باورهای تو مهمونی هارو و تجربه مونوبگیم چیکار میکنیم تو این جمعها بنظرم خیلی کمکم کننده هس واقعا
ممنون و سپاس از شما استاد عزیز