0

چاقی و افسردگی در نوجوانان

چاقی و افسردگی
اندازه متن

اگر نوجوانی در خانه‌تان دارید که هر روز با بی‌حوصلگی، اضطراب، یا اضافه‌وزن دست‌وپنجه نرم می‌کند، بدانید که تنها نیستید.

چاقی و افسردگی دو تا از شایع‌ترین بحران‌هایی هستند که این روزها نوجوانان کشور ما با آن‌ها روبه‌رو هستند.

دو دشمن خاموش که نه فقط سلامت جسم، بلکه روح و روان فرزندمان را نشانه گرفته‌اند.

اما واقعاً این دو چه ربطی به هم دارند؟

آیا چاقی می‌تواند باعث افسردگی شود؟ یا افسردگی باعث چاقی؟

در این مقاله می‌خواهیم از نگاه علمی، ذهنی و حتی خانوادگی به این موضوع بپردازیم و ببینیم چطور می‌توان این چرخه‌ی تلخ را تغییر داد.

🧠 چاقی فقط چربی نیست، فشار روانی هم هست

تعریف ساده‌ی چاقی اینه: تجمع بیش از حد چربی در بدن. اما واقعیتش؟ توی دنیای نوجوان‌ها، چاقی فقط چربی نیست؛ یه ترکیب پیچیده‌ست از نگاه‌های سنگین هم‌کلاسی‌ها، لباس‌هایی که دیگه اندازه نمی‌شن، عکس‌هایی که پاک می‌شن چون “خیلی بده توش افتادم” و اون صدای توی ذهن که مدام تکرار می‌کنه: «تو خوب نیستی…»

اینجاست که چاقی و افسردگی با هم وارد صحنه می‌شن، مثل دو هم‌دست قدیمی.

وقتی یک نوجوان اضافه‌وزن داره، بیشتر از سایر هم‌سن‌وسال‌های متناسبش، درگیر احساس شرمندگی، طردشدگی، اضطراب و ناامیدی میشه.

📚 مطالعات علمی بارها نشون دادن که چاقی در نوجوانان، رابطه‌ی مستقیمی با اختلالات روان‌شناختی از جمله افسردگی داره.

در یک پژوهش مهم، نوجوانان چاق نسبت به همسالان با وزن نرمال، تا ۳ برابر بیشتر در معرض علائم افسردگی بودن. چرا؟ چون اون‌ها دائماً زیر ذره‌بین قضاوت، تمسخر یا حتی دلسوزی‌های آزاردهنده هستن.

مطالعه صورت گرفته درباره “چاقی و افسردگی در کودکان و نوجوانان“ به بررسی ارتباط میان چاقی و اختلالات روانی مانند اضطراب و افسردگی در کودکان و نوجوانان می‌پردازد. در این مطالعه، پژوهشگران به تحلیل داده‌های مربوط به بیش از ۲۰۰۰ کودک و نوجوان پرداخته‌اند و نتایج به‌طور واضح نشان می‌دهند که چاقی با افزایش خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی مرتبط است.

نکات اصلی مقاله:

  1. افزایش خطر اختلالات روانی: نوجوانان چاق به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از همسالان خود با وزن نرمال، در معرض ابتلا به اضطراب و افسردگی قرار دارند. این وضعیت در دختران نوجوان با چاقی بیشتر از پسران دیده می‌شود.
  2. علت‌های روان‌شناختی: یکی از دلایل عمده این اختلالات روانی، فشارهای اجتماعی است که شامل تمسخر، قضاوت‌های منفی، و حتی دلسوزی‌های آزاردهنده به‌خاطر اضافه‌وزن است. این فشارهای روانی می‌توانند منجر به احساسات منفی و اضطراب و در نهایت چاقی و افسردگی شوند.
  3. تأثیرات طولانی‌مدت: اختلالات روانی در نوجوانان چاق می‌توانند بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی آن‌ها تأثیر منفی بگذارند و به مشکلات در زندگی اجتماعی و تحصیلی منجر شوند.
  4. اهمیت مداخلات روان‌شناختی: پژوهشگران توصیه می‌کنند که علاوه بر درمان‌های جسمی برای چاقی، نیاز به حمایت‌های روانی و درمان‌های تخصصی برای کاهش علائم چاقی و افسردگی در این گروه از نوجوانان نیز ضروری است.

چاقی در نوجوانان نه‌تنها تأثیرات جسمی بلکه اثرات روانی جدی به‌دنبال دارد. چاقی و افسردگی باید به‌طور همزمان با راه حل های ذهنی و جسمی مورد توجه قرار گیرند تا نوجوانان بتوانند به‌طور مؤثری با چالش‌های خود مقابله کنند و به سلامت روان و جسمی دست یابند.

چاقی برای خیلی از نوجوان‌ها، فقط یه موضوع فیزیکی نیست؛ بلکه یه حمله‌ی تمام‌عیار به عزت‌نفسه.

حس می‌کنن بدنشون باعث شده که از بقیه عقب بمونن، تو مهمونی‌ها تو چشم نباشن، یا حتی توی روابط دوستانه طرد بشن.

این احساسات کم‌کم مثل تار عنکبوت، ذهنشون رو می‌گیره و چیزی به اسم افسردگی توی وجودشون ریشه می‌دونه.

✳️ وقتی از چاقی و افسردگی نوجوانان حرف می‌زنیم، باید بدونیم این فقط درباره‌ی خوردن زیاد یا کم‌تحرکی نیست؛ این یه زنجیره‌ی پیچیده‌ست که از باورهای ذهنی، تجربه‌های اجتماعی، فشارهای بیرونی و درونی تغذیه می‌کنه.

و تا زمانی که فقط به عدد روی ترازو نگاه می‌کنیم، اصل ماجرا یعنی زخم‌های روانی ناشی از چاقی و افسردگی، بی‌درمان باقی می‌مونه.

چاقی و افسردگی

🔍 چرا چاقی به افسردگی ختم می‌شود؟

وقتی درباره‌ی نوجوانان چاق صحبت می‌کنیم، باید خیلی فراتر از ظاهر قضیه رو ببینیم. چاقی فقط یعنی خوردن بیشتر یا تحرک کمتر؟ نه دقیقاً.

در واقع، چاقی و افسردگی توی نوجوان‌ها یک چرخه‌ی دردناک می‌سازن که هر کدوم، عامل و معلول اون یکی می‌شن.

✅ تحقیقات نشون می‌ده که نوجوانان چاق، به‌طور قابل توجهی بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب، احساس طردشدگی و اختلال در روابط اجتماعی قرار دارن.

وقتی یک نوجوان دائم از طرف اطرافیان بابت ظاهرش قضاوت می‌شه، حس بی‌ارزشی بهش دست می‌ده. وقتی لباس‌های دلخواهش اندازه نیست یا توی جمع حس می‌کنه “اضافیه”، عزت‌نفسش ترک برمی‌داره.

اینجا دقیقاً جاییه که افسردگی مثل یه غبار پنهان، کم‌کم ذهنش رو می‌پوشونه و فرد در نوجوانی گرفتار چاقی و افسردگی می شه.

📉 نوجوانی که خودش رو با بقیه مقایسه می‌کنه و همیشه بازنده‌ست، ممکنه کم‌کم دست از تلاش برداره. نه فقط برای کاهش وزن، بلکه حتی برای موفقیت، ارتباط، یا لذت بردن از زندگی. این بی‌انگیزگی یکی از نشانه‌های افسردگیه.

حالا این نکته رو داشته باش: خود افسردگی هم ممکنه باعث پرخوری و کم‌تحرکی بشه. یعنی کسی که افسرده‌ست، ممکنه برای فرار از ناراحتی، سراغ خوردن‌های هیجانی یا پنهانی بره.

و این یعنی وزنش بیشتر می‌شه… و دوباره احساس بدتر… و دوباره خوردن… و دوباره چاقی… و دوباره افسردگی.

🎢 یه چرخه‌ی باطل تمام‌عیار!

پس اگه نوجوانی درگیر اضافه‌وزنه، خیلی مهمه فقط به برنامه‌ی غذایی نگاه نکنیم.

بلکه باید ذهن، احساسات، باورها، تجربه‌های اجتماعی و فشارهای درونی اون نوجوان رو هم ببینیم.

🔑 راه حل رهایی از چاقی و افسردگی چیه؟ آموزش. آگاهی. تغییر زاویه‌ی دید.

وقتی خانواده‌ها و خود نوجوان‌ها یاد بگیرن که چاقی فقط یک “مسئله‌ی فیزیکی” نیست، می‌تونن برای درمان، هم ذهن و هم جسم رو درگیر کنن. مخصوصاً اگر بدونن ذهن، نقش اول ماجرای چاقی و افسردگی رو بازی می‌کنه.

افسردگی و چاقی در نوجوانان

🍔 ریشه‌ی چاقی نوجوانان از کجاست؟

شاید تلخ باشه، اما حقیقتیه که باید باهاش روبه‌رو بشیم:

در بیشتر مواقع، چاقی نوجوانان، آینه‌ایه از الگوهای ذهنی و رفتاری پدر و مادرشونه.

نه اینکه والدین بخوان بچه‌شون چاق بشه! ولی وقتی خودمون هنوز درگیر پرخوری، رژیم‌های ناکارآمد، یا ذهنیت «همیشه گرسنه» هستیم، چطور انتظار داریم فرزندمون مسیر متفاوتی رو بره؟

🔁 بچه‌ها از حرف‌هامون یاد نمی‌گیرن، از رفتارمون یاد می‌گیرن.

اگه ما جلوی بچه‌هامون بگیم “دیگه نباید شیرینی بخوری”، ولی خودمون شب‌ها یواشکی سر یخچال بریم، یا هر بار که چای می خورم یه تکه شیرینی هم باهش می خوریم، بچه‌هامون دقیقاً همون مسیر رو می‌رن.

اگر ما همیشه درباره‌ی اضافه‌وزن‌مون ناله می‌کنیم، ولی هیچ‌وقت واقعاً ذهنمون رو برای تغییر آماده نمی‌کنیم، اون‌ها هم همون سردرگمی رو به ارث می‌برن.

🧠 اما نکته‌ی کلیدی اینجاست: ذهن قابل برنامه‌ریزیه.

وقتی پدر یا مادری بتونه ذهن خودش رو برای تناسب و آرامش بازسازی کنه، نه فقط خودش از چرخه‌ی چاقی بیرون میاد، بلکه فرزندش هم مثل یک آینه‌ی کوچک، شروع به بازتاب این تغییرات می‌کنه.

📊 گزارش‌هایی که از شرکت‌کنندگان دوره‌های لاغری ذهنی دریافت شده، نشون می‌ده:

✨ والدینی که بدون فشار و زور، فقط با تغییر رفتار خودشون، عادت‌های غذایی‌شون رو اصلاح کردن، شاهد تغییر کاملاً ناخودآگاه در سبک خوردن و زندگی بچه‌هاشون بودن.

یعنی بدون «بچه‌جون رژیم بگیر!» بدون «اگه چاق بمونی، هیچ‌کس دوستت نداره!» فقط با تغییر واقعی در ذهن و رفتار خودشون، فرزندشون هم به سمت تناسب کشیده شده.

🧩 راز این اتفاق ساده‌ست ولی مهم: انرژی ذهن والدین، فضای روانی خونه رو شکل می‌ده.

وقتی ذهن مادر یا پدر، آرام، آگاه و متناسب بشه، دیگه خبری از درگیری‌های همیشگی سر غذا نیست. دیگه غذا، دشمن نیست. خوردن، گناه نیست.

در نتیجه، کودک یا نوجوان هم نه با زور، بلکه با درک و الگو، وارد مسیر جدید می‌شه.

🎯 پس اگه فرزندی داری که اضافه‌وزن داره و نگران آینده‌ش یا گرفتار شدنش به چاقی و افسردگی هستی، اول به خودت نگاه کن.

نه برای سرزنش! بلکه برای آغاز یه تغییر بزرگ. چون وقتی تو شروع کنی، اونم دنبالت میاد… بدون اینکه بخوای دستش رو بکشی.

چاقی و افسردگی نوجوانان

😔 وقتی چاقی، فرزندتان را از جمع دوستان دور می‌کند

نوجوانی که احساس می‌کند «با بقیه فرق دارد» فقط درگیر اضافه‌وزن نیست، بلکه دارد با درد نادیده‌گرفته‌شدن، قضاوت‌شدن و طرد اجتماعی هم دست‌وپنجه نرم می‌کند. این همان نقطه‌ای‌ست که چاقی و افسردگی دست به دست هم می‌دهند و نوجوان را از دنیای رنگارنگ دوستی‌ها و هیجانات زندگی نوجوانی بیرون می‌کشند.

🚫 دیگر خبری از فوتبال با بچه‌ها نیست…

🚫 دیگر سر و صدای خنده در مهمانی‌ها شنیده نمی‌شود…

🚫 و دفتر خاطرات پر می‌شود از جملاتی مثل «هیچ‌کس دوستم نداره» یا «کاش لاغر بودم…».

به زبان ساده‌تر، این اتفاقات رخ می‌دهد:

کم‌تحرکی بیشتر می‌شود: نوجوانی که از جمع‌ها فاصله می‌گیرد، تحرک طبیعی روزانه‌اش را از دست می‌دهد. این یعنی کالری بیشتر و تحرک کمتر، و این یعنی ادامه‌ی چرخه‌ی چاقی.

ارتباطات اجتماعی کمتر می‌شود: نداشتن دوستان نزدیک، یعنی نبود حس تعلق. و حس تعلق یکی از نیازهای بنیادین روان انسان‌هاست. وقتی این نیاز برآورده نشود، افسردگی پنهانی و بی‌صدایی شروع به ریشه دواندن می‌کند.

حس بی‌ارزشی بیشتر می‌شود: هر بار که نوجوان خودش را با دیگران مقایسه می‌کند، و خودش را بازنده‌ی این مقایسه می‌بیند، عزت‌نفسش آب می‌رود. و این حس بی‌ارزشی، بنزینی‌ست برای شعله‌ورتر شدن آتش افسردگی.

و چرخه‌ی چاقی و افسردگی شدت می‌گیرد: هر چه نوجوان افسرده‌تر می‌شود، بیشتر در اتاقش می‌ماند، کمتر تحرک دارد، بیشتر غذا می‌خورد و کمتر می‌خندد. و این دور باطل، بدون دخالت ذهن‌آگاه والدین، گاهی تا سال‌ها ادامه پیدا می‌کند.

😡 گاهی هم این فشار روانی به شکل دیگری خودش را نشان می‌دهد:

واکنش نوجوان ممکن است پرخاشگری، خشم، تمایل به گوشه‌نشینی، یا حتی حسادت به هم‌کلاسی‌های متناسب باشد. چون در ذهنش، دیگران لایق شادی‌اند و خودش نه. و این‌جاست که چاقی دیگر فقط یک موضوع فیزیکی نیست، بلکه به‌طور مستقیم با افسردگی نوجوان گره می‌خورد.

🧠 راه‌حل چیست؟

اولین و مهم‌ترین قدم، درک عمیق این پیوند میان چاقی و افسردگی است.

و بعد از آن، شروع تغییر ذهنی، نه فقط برای نوجوان، بلکه برای والدین. چون ذهن یک نوجوان در حال رشد، به آرامی از ذهن والدین الگو می‌گیرد. تغییر شما، می‌تواند نجات او باشد.

🧩 کلید حل ماجرا؛ نقش والدین در درمان چاقی ذهنی

اینجا یک حقیقت مهم را باید بپذیریم:

🔑 والدینی که باورها، عادت‌ها و الگوهای ذهنی چاق‌کننده‌ی خودشان را اصلاح می‌کنند، بیشترین شانس را دارند که فرزند متناسب، سالم و شادابی تربیت کنند.

بله، درست شنیدید: «چاقی ذهنی» فقط برای بچه‌ها نیست. این ذهن پدر و مادرهاست که اغلب منبع پنهان اضافه‌وزن فرزندشان است. چون فرزندان بیشتر از آن‌که به حرف‌های ما گوش بدهند، رفتارهای ما را تماشا و تکرار می‌کنند.

📺 اگر مادر هنگام غذا خوردن، دائم در حال شمردن کالری‌ها و غر زدن بابت چاقی‌اش باشد…

📺 اگر پدر با هر اضافه‌وزن، احساس شکست کند و رژیم‌های سخت را یکی پس از دیگری شروع کند…

📺 اگر خانواده‌ای از خوردن لذت نبرد و همیشه با اضطراب و احساس گناه غذا بخورد…

📌 نتیجه‌اش می‌شود ذهن نوجوانی که از بدن خودش می‌ترسد، با غذا رابطه‌ی احساسی و پرتنش دارد، و هر بار که به آینه نگاه می‌کند، حس ناکافی بودن به سراغش می‌آید. این یعنی چاقی ذهنی، حتی اگر هنوز چربی‌های جسمی ظاهر نشده باشند.

🌱 اما حالا تصور کنید:

شما به‌عنوان پدر یا مادر، یاد بگیرید با غذای خودتان صلح کنید.

به بدنتان احترام بگذارید.

از خوردن با آگاهی لذت ببرید، بدون افراط یا سرزنش.

حرکت را تبدیل به بخشی از زندگی شاد و نه مجازاتِ کالری کنید.

🪞 این تصویر در ذهن فرزندتان ثبت می‌شود. و کم‌کم، بدون فشار، بدون رژیم، بدون شمردن لقمه‌ها، او هم الگوی رفتاری شما را دنبال می‌کند. این یعنی آغاز درمان چاقی ذهنی از ریشه.

🧠 چاقی ذهنی یک مفهوم ساده است اما اثرگذار: یعنی قبل از تغییر جسم، باید ذهن را برای تناسب آماده کرد.

و چه‌کسی بهتر از والدین می‌تواند این تغییر را آغاز کند؟

💬 شاید فرزندتان هنوز آمادگی تغییر نداشته باشد، اما شما می‌توانید با اصلاح ذهن خود، بذر تناسب را در وجود او بکارید.

🎓 یک تصمیم برای خودت، یک هدیه برای فرزندت

اگر تا این‌جای مقاله را خواندی، احتمالاً تو هم مثل بسیاری از پدر و مادرها نگران سلامت جسم و روان فرزندت هستی. اما خبر خوب این است: لازم نیست برای تغییر او را تحت فشار بگذاری؛ کافی‌ست خودت شروع کنی.

در دوره‌های ذهنی «تناسب فکری»، ما یاد می‌گیریم:

✨ چطور ذهنمان را از باورهای چاق‌کننده پاکسازی کنیم

✨ چطور بدون رژیم و محرومیت، با ذهنی سالم و آرام به سمت تناسب برویم

✨ و مهم‌تر از همه، چطور الگوی جذاب و الهام‌بخشی برای فرزندانمان باشیم

این دوره‌ها فقط درباره‌ی کاهش وزن نیستند؛ درباره‌ی احیای رابطه با خود، غذا و بدن هستند. درباره‌ی تبدیل شدن به پدر و مادری که کودک‌شان را با عشق، آگاهی و آزادی از چرخه‌ی چاقی ذهنی نجات می‌دهد.

📌 شاید باورت نشود، اما بارها دیده‌ایم که با تغییر ذهن مادر یا پدر، فرزندان هم بی‌هیچ اجبار و نصیحتی از طرف والدین، تغییر کرده‌اند.

پس اگر آماده‌ای که اولین قدم را برداری، همین حالا به دوره‌های ما سر بزن و مسیر جدیدی را آغاز کن.

نه فقط برای خودت، بلکه برای آینده‌ی کسی که از همه بیشتر دوستش داری 💛

🌱 جمع‌بندی؛ از ذهن شروع کن، از جسم نتیجه بگیر

چاقی و افسردگی در نوجوانان، دو روی یک سکه‌اند. برای درمان پایدار، فقط وزن را هدف نگیر؛ به باورها، احساسات، رفتارها و الگوسازی ذهنی توجه کن.

اگر می‌خواهی فرزندت متناسب و شاداب باشد، اول باید خودت به این مسیر قدم بگذاری.

❗ با آموزش ذهن برای تناسب، فقط ظاهر را تغییر نمی‌دهیم، بلکه احساس ارزشمندی، رضایت از خود، و رابطه‌ی درست با غذا را هم می‌سازیم.

✍️ حالا نوبت توئه!

اگر نوجوانی در خانه دارید، دوست داریم نظر شما رو بدونیم:

  • چه تجربه‌هایی در مواجهه با چاقی یا افسردگی فرزندتون داشتید؟
  • چه کارهایی به نظرتون مؤثر بودن یا برعکس، اوضاع رو بدتر کردن؟
  • آیا تا حالا سعی کردید ذهن خودتون رو تغییر بدید تا به فرزندتون کمک کنید؟

نظرتون رو با ما و بقیه خواننده‌ها به اشتراک بذارید 👇
همین پایین، در بخش دیدگاه‌ها بنویسید. شاید فقط چند جمله از شما، الهام‌بخش والدین دیگه‌ای باشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.59 از 32 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=9960
13 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۵ ۰۸:۱۹
      مدت عضویت: 1859 روز
      امتیاز کاربر: 35201 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 543 کلمه

      به نام خدا 

      با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز و دوستان همراهم .

      نمیدونم واقعا از کجا باید شروع کنم از خودم یا فرزندم .

      بذارید از خودم بگم 

      منم در دوران نوجوانی چاق بودم یادمه هیکلم از بقیه دوستام خیلی بزرگتر بود و خجالت می کشیدم چون هیکل درشتی داشتم به نسبت دارای سینه های بزرگی هم بودم و خجالت درمورد اون باعث شد که من خودم رو خم کنم و پشتم دچار گوژ بشه که از خجالتم دیده نشه .

      توی ورزش کم می آوردم و توی مسابقات بازنده بودم .

      برای دختران شاید به مراتب سخت تر باشه چون همیشه دختران رو به ظرافت و لطافت می شناسن ولی وقتی چاقی تموم ظرافت های دخترانه رو از دست میدی .

      پوشیدن لباس گشاد و تیره باعث میشه شادی زندگی رو در دوران نوجوانی خاک کنی .

      همیشه از خودت و هیکلت خجالت بکشی و یک گوشه کز کنی .

      واقعا سخت گذشت .

      حالا دوست دارم از فرزندانم بگم .

      چقدر که من متاثر و غمگینم بخاطر افکاری که من یادشون دادم .

      دقیقا دو روز پیش وارد سرزمین لاغرها شدم و یک دلیلش هم پسرم بود .

      از وقتی به لطف خدا با لاغری با ذهن آشنا شدم متوجه رفتارهای چاق کننده پسرم میشم ،افکار و ذهنیات چاقی بسیار منو غمگین می کنه .

      توی تمام این مدت سعی کردم هرچی یاد دارم بهش یاد بدم ولی نمیشه .

      برای همین اومدم دقیق و کامل خودمو درست کنم به امید اینکه به لطف خدا پسرم رو هم نجات بدم .

      رفتارم با پسرم بسیار زشت و با تحقیر هست .

      هر وقت پرخوری می کنه باهش دعوا می کنم گاهی حرفهای بدی بهش می زنم که خیلی ناراحتم می کنه .

      پسرم عاشق فوتبال هست ولی متاسفانه اضافه وزنش باعث میشه همیشه توی دویدن جا بمونه و نفس نفس بزنه .

      با اینکه عاشق فوتباله ولی با اکراه میره کلاس چون خودش می دونه که وزنش مانع دویدن میشه .

      منم خیلی بد رفتار می کنم همش بهش میگم چون اضافه وزن داری نمی تونی بدوی .

       وای من چقدر بدم .

      نمیدونم با اینکه الان میدونم مشکل کجاست ولی چرا اونو به خاطر خوردن سرزنش میکنم ،با اینکه درست پسرم آینه ای از خودمه .

      میدونید مشکل اینه که چون من از چاقی بدم میاد و سعی می کنم ازش فاصله بگیرم ،بعد پسرم دقیقا با همون رفتارها جلوی من حاضر است منو عصبی می کنه .

      پسر من مشکل دیگه ای هم بخاطر اضافه وزن داره که من نمی تونم اینجا راجب بهش صحبت کنم .😔😔

      توی خیلی از فایل ها دیدم که استاد شما فرمودید اگه من تغییر کنم اطرافیان تغییر می کنن و من چون اینو توی رفتارها انجام دادم و نتجه اش رو دیدم چندین برابر باورش دارم و می دونم درسته پس به امید خدا و لطف شما با تغییر رفتارهای درستم اول اینکه بعد از ۲۵ سال آرزو، رفتار درست غذایی ولاغری ماندگار رو تجربه کنم و پسرم هم به سلامتی کامل دست پیدا کنه و شادی رو همه با هم جشن بگیریم .

      استاد عزیز و گرامی نوشتن و یاد آوری غم گذشته و مشکلات امروز قلبم رو بدرد میاره 

      کاش میشد بدون یادآوری خاطرات بد آموزش رو یاد می گرفتیم .

      از لطف شما بسیار سپاسگزارم. 🙏🌼

      مطمئنم با لطف خداوند و در کنار شما بهترین تجربه رو خواهم داشت .

      منتظر باشید که من بنویسم خودم و پسرم با هم متناسب شدیم .

      در پناه حق باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۶ ۰۶:۳۲
      مدت عضویت: 1859 روز
      امتیاز کاربر: 35201 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      به نام خدا 

      با عرض سلام و ادب خدمت شما استاد عزیزو بزرگوارم .

      بسیار از لطف و مهربانی شما سپاسگزارم .

      چندین بار پاسخ  شما رو خوندم و اونو با جون دل قبول دارم .

      کاملا درست می فرمایید اینکه تمام تغییراتی که ما در زندگی انجام میدیم فقط بخاطر نارضایتی و رنج و دردی هست که از اون موضوع داریم و گرنه اگر از چیزی ناراحت نباشیم دلیلی برای تغییر نداریم .

      گذشته های تلخ ما و پیامدهای ناگوار اون باید ما رو برای بهتر شدن ترغیب کنه .

      باید یاد بگیرم هرچه بکارم همونو برداشت می کنم .

      از نوشته های زیبای شما یاد گرفتم که زندگی منم مثل تاریخ میمونه باید گذشته اش برام آموزنده باشه اینکه اشتباهات گذشته رو  تکرار نکنم .

      متاسفانه فکر می کنم یاد گرفتم از گذشته ام فرار کنم تا حال بهتری داشته باشم ،

      به این موضوع توجه نکردم که  گاهی مرور اونها به من کمک می کنم زندگی بهتری رو تجربه کنم .

      درباره ی پسرم تمام سعی و تلاش خودم رو می کنم از نوشته شما عکسی گرفتم و هر روز اونو می خونم تا فراموش نکنم .

      خودمو بخاطر اشتباهاتم می بخشم و زندگی خودم و پسرم و همه ی اطرافیانم رو با لطف خداوند و کمک شما با ساختن خودم زیباتر می کنم .

      تغییر اول از من شروع میشه .

      در پناه حق باشید 🙏🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا