0

چاقی ارثی است یا عادت‌ی؟ پاسخ علمی و شگفت‌انگیز! (گام ۲۰)

چاقی ارثی
اندازه متن

😔 خیلی از آدم‌ها مخصوصاً وقتی سال‌ها با اضافه‌وزن دست‌و‌پنجه نرم کردن، خودشون رو قانع می‌کنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژن‌هاست. چون خیلی از پزشکا و محقق‌ها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیق‌تر می‌شه.

ولی اینجا یه نکته‌ی ظریف وجود داره…

وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، می‌تونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:

🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایده‌ای نداره!»

و همینجاست که آدم دست از حرکت می‌کشه…

❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟

اگه از بیشتر آدمایی که اضافه‌وزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث می‌گن:

«چاقی ارثی است!» 😐🧬

چاقی ارثی است

راستش منم همین‌طور فکر می‌کردم…

تا سی‌و‌پنج سال از زندگی‌مو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی می‌خواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:

🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدری‌ش همه چاقن! به عموهاش رفته!»

و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.

انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی‌ من. مهرِ ارثی بودن!

📉 از همون روزایی که کم‌کم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:

🚫 «بی‌خود تلاش نکن! تو لاغر نمی‌شی. چاقی‌ت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»

و خب… چه انگیزه‌ای می‌مونه وقتی ذهنت دائم تکرار می‌کنه که «تو چاره‌ای نداری»؟

🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه

«چاقی ارثی است» شاید یه جمله‌ی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محقق‌ها.

باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه می‌کنی، توی گوشت زمزمه می‌کنه:

🗣️ «تو تقصیری نداری، ژن‌هات اینجورین!»

اما چیزی که خیلی‌ها نمی‌دونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث می‌شه ذهنمون این باور رو بسازه که:

«من نمی‌تونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»

و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن می‌کنه… 😞

✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟

بذار راحت بگم:

✅ شاید ژن‌ها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگ‌ترین دشمن لاغریته.

وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگی‌تو تغییر بدی، و مهم‌تر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،

اون وقته که معجزه شروع می‌شه ✨

🌱 من تونستم بعد از سال‌ها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.

تو هم می‌تونی. حتی اگه همیشه فکر می‌کردی “چاقی ارثی است!” 💪

چاقی ارثی

👨‍👩‍👧‍👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصه‌ای که از بچگی برام نوشته شد

قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:

🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»

از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یه‌صدا می‌گفتن:

چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬

و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکس‌های قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!

حتی بعضی وقتا که منو نمی‌شناختن، ولی تا می‌فهمیدن فامیلم چیه، می‌گفتن:

🕵️‍♂️ «حدس زدم باید از عطارروشن‌ها باشی! ماشالا همه‌تون درشت و تپلی هستین!»

و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته می‌شد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل می‌گرفت…

🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی می‌شه…

یواش‌یواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.

دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشن‌ها”.

اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف می‌شد!

📌 اون‌قدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کم‌کم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.

و می‌دونی چی می‌شه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا می‌افته؟

📌 اون فرمول، تبدیل می‌شه به “واقعیت زندگی‌مون”.

🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!

باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانواده‌م چاق بودن.

پس هیچ‌وقت از خودم نپرسیدم:

«آیا می‌تونم لاغر باشم؟»

چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:

❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»

و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایده‌ای داره؟

وقتی انتظار ذهنی‌ات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟

🌀 انتظار ذهنی قوی‌تر از هر رژیم و ورزشیه

📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…

بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمی‌گردونه به همون نقطه قبلی.

✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سال‌ها باهاش زندگی کردی:

“چاقی ارثی است.”

اما خبر خوب اینه که فرمول‌های ذهنی قابل بازنویسی هستن!

تو می‌تونی فرمول ذهنی‌ات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمی‌شی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.

🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم می‌تونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟

اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت می‌گم:

👁️ رنگ چشم‌هام،

💇‍♀️ رنگ موهام،

👃 فرم بینی یا شکل صورتم…

اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.

اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…

آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟

🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگی‌مون شکل گرفتن.

🧠 ما شبیه خانواده‌مون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!

تو هر خانواده‌ای یه سبک زندگی وجود داره…

👂 حرف‌هایی که زیاد گفته می‌شه،

🍽️ غذاهایی که همیشه هست،

💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون می‌خونه‌ن.

برای من هم همینطور بود…

وقتی شروع کردم با دنیای «فرمول‌های ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر می‌کردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.

🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده

یادمه یکی از پررنگ‌ترین و ریشه‌دارترین فرمول‌هایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:

📢 «چاقی ارثی است!»

این جمله اون‌قدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.

هر وقت کسی می‌گفت چرا چاقی؟

🗣️ فوری جواب می‌اومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»

اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمول‌های ذهنی‌م رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…

مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاق‌تر شدن داشته باشه!

💡 راه حل چی بود؟

برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر کنم، و یه جمله‌ی تازه رو جایگزینش کنم:

🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»

با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کم‌کم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…

و این شد نقطه شروع تغییر من ✨

✨ حالا نوبت توئه…

👣 اگه سال‌هاست با این باور زندگی می‌کنی که «چاقی‌ت ارثیه»،

یه بار برای همیشه از خودت بپرس:

«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»

شروع کن به نوشتن فرمول‌های ذهنی‌ات… ممکنه یکی‌شون همون جمله‌ای باشه که سال‌ها مانع تغییرت شده!

ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطاف‌پذیره… و تو می‌تونی با قدرت آگاهی، فرمول‌های تازه‌ای بسازی 💫

🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن

یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستان‌های موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونسته‌اند رویای لاغری‌شان را به واقعیت تبدیل کنند.

وقتی می‌بینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کم‌کم باور می‌کند:

من هم می‌توانم!

من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫

✍️ تمرین آموزشی 📖

فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، می‌تواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.

پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:

  1. ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
  2. سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
  3. بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.

سوالات تمرینی:

  • نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
  • در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیده‌اید یا با دیگران درباره آن صحبت کرده‌اید؟
  • چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
  • به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
  • اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کرده‌اید، افرادی را پیدا کنید که در خانواده‌شان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
  • مثالی درباره نگرش انسان‌ها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.

حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.33 از 106 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12916
211 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۳ ۱۹:۱۵
      مدت عضویت: 713 روز
      امتیاز کاربر: 25820 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 895 کلمه
      • میلیون ها بار این جمله رو شنیدم که میگفتیم ما خانوادگی شبیه هم هستیم خانوادگی چاقیم و خانوادگی رفتار ها و عادت های غذایی اشتباه داريم و هزار بار شنیدم که گفتن ما نمیدونیم واقعا علت اینکه هممون چاقیم چیه و اینکه لاغر بشو نیستیم هزار بار از خواهر و برادر های بزرگترم شنیدم که ما لاغر بشو نیستیم  میدونستم چاقی حاصل ارث نیست و مربوط به عادت هاست اما فک میکردم سوخت و سازم پایینه و حتما از نظر ژنتیکی بدن های ما با بقیه متفاوت هست که همگی خانوادگی چاق هستیم همیشه میخواستم بدونم چی توی زندگی ما هست چی درکوکی ما بوده چه تجربیاتی داشتم که الان چاقم چون مطمئن بودم چنین مشکلی رو که کل خانواده رو درگیر کرده امکان نداره الگوهای اشتباهی در خانواده نداشته باشیم همیشه این موضوع برام مبهم بود که این چیه خدا رو شکر دارم پاسخم رو میگیرم و هر روز بیشتر درباره ی خودم میفهمم.
      • جزو تفریحاتمون بود تا دور هم جمع می شدیم چاقی رو به بحث میگذاشتیم و هر کس نظرشو میگفت و چقدر نظر ها و باور های غلطی طی این سالها با همین جمع های خاله زنکی برای خودمون ساختیم حتی خانوادگی با هم مسابقه گذاشتیم در رژیم و ورزش و کلی جایزه ی خفن هم گذاشتیم که قرار شد به برنده بدیم و همه کلی وزن کم کردیم اما کاملا برگشت و تک تکمون چاق تر شدیم.همگی با هم کتو گرفتیم رفتیم پیش دکتر دکتر رژیم کتو نوشت گفت اضافه وزن شما زیاده اینطور نمیشه باید کتو بگیرین باز این بار هم کلی وزن کم کردیم خواهرم به عنپان لاغر ترین فرد خانواده بعد از کتو به ۹۴ کیلو رسید قبلا۸۷ بود فک کنم من که همونم و چندین ساله روی ۹۸ هستم و این چند سالو همش تو رژیم و مراعات بودم که حدااقل اضافه نشم کلی ورزش کردم که اضافه نشم فقط….
      • من این کار رو نکردم من تمام عمرم با این موضوع در جنگ بودم شاید جلوی بقیه که علت چاقیمو میپرسیدن میگغتم ما خانوادگی چاقیم و ارثمون هست و یه جورایی خوشحالمیشدم که بقیه هم تایید میکردن چون بار مسئولیتی روی دوش من نبود چیزی نبود که دست من باشه و تقصیری نداشتم  اما اما همیشه تنهایی اعتراف میکردم که علت چاقی در رفتار ها ولع ها و خوردن های بی مورد و وعده های غذایی حجیم و اضافی هست همیشه میگفتم وقتی به جسم احترام نزاری و همه چیو بریزی توش خب معلومه این شکلی میشه و همه ی اینا رو میدونستم اما هرگز نتونستم جلوشو بگیرم نتونستم فرمول های ذهنی و ماهیتشون رو بفهمم این محتوی به این دلیل بی نظیره که همه چیز واضح و شفاف و روشن تست ریشه ای داره میپردازه به مسئله چاقی و راهکار میده من دوسش دارم
      • نگرش من باعث شد که با این که کلی تلاش میکردم و حواسم به خوراکم بود و حتی کلی پیاده روی به مدت چندین ماه پشت سر هم میرفتم اما چون پیاده روی من ۳۵ دقیقه بود فک میکردم تاثیری نداره و حتی یک گرم هم کم نکردم نگرش چاقی ارثیه تمام تلاش های من رو دود میکرد و مثل کارگر بی مزد بود و اخر سر من می موندم با کلی سرزنش های خودم خودخوری عدم اعتماد بنفس و….. 😪
      • خواهر زاده دارم که پدرو مادر چاق هستن اما سه فرزند متناسب و یک فرزند چاق دارن
      • برادرم دو پسر داره یکی به خانواده ما رفته و توپر و چاقتره و یکی معتقدند به خانواده مادری رفته و هر چی میخوره اما چاق نمیشه ارث مادری اش است.
      • کلا دور بر ما هیچ فردی رو نمیبینم که از فامیلامون باشه و اینقدر چاق باشن همشون بسیار لاغرن چه خانواده ی پدری و چت خانواده مادری
      • خانواده ای داریم کت بسیار از لحاظ ژنتیکی به خانواده ی ما نزدیکن یعنی مادرشون خاله ام هست و پدرشو برادر ناتنی ام هست و این ها فرزندانی دارند که از لاغری رنج میبرن هر کاری میکنند چاق نمیشن حتی یک گرم و به شدت میخواهند کمی چاق بشن اما دریغ از یه ذره گوشت…. 😁 همیشه به شوخی میگن کاش ندا از شما بکنه بده به ما…
      • کلا آدما میخوان شبیه اطرافیان باشن و ازاونا جدا نیفتن من که اینطورم… همیشه معتقد بودم شبیه خانواده ام هستم از هر لحاظ اخلاق رفتار قیافه منش هر وقت میخواستم چیزی بگم میگفتم ما خانوادگی فلانیم…  این یعنی من کورکورانه شبیه خانواده ام هستیم این باور خیلی مخربه اگر بلایی بیماری سر خانواده بیاد تو هم میترسی که به اون دچار نشی و هر چیزی کلا الان که فک میکنم تفاوت های خیلی زیادی بین ما هست واقعا ما هر کدوم انسان متفاوتی هستیم با دیدگاه های متفاوت ولی ما دوست داشتیم فقط شباهت ها رو ببینیم و با خانواده باشیم نه جدا از اونها….
      • حالا این داستان چاقی و لاغری هم به همین شکله وقتی معتقدی شبیه خانواده ات هستی با خودت میگی خانواده ام چاقن و  فلان مریضی رو داره پس دور از انتظار نیست که من چاق باشم و کنارش هم این بیماری رو بگیرم می گردی دنبال نشانه هاش  و میترسی بعد مراعات و پیشگیری و  بعد اون به سر آدم میاد.
      • میخوام از تغییراتم بگم من خیلی شمرده تر شده غذا خوردنم لذت میبرم به محض سیری دیگه نمیخورم عالیه خیلی بابت تغییراتم خوشحالم حس میکنم کم کم تغییرات جسمی هم قراره در من شروع بشه من یک اسفند 1403 شروع کردم دوره رو خیلی خوشحالم بابت شروعش از هر روز امیدوار تر و پیگیر ترم ممنونم عالیه

      با تشکر از استاد عزیز

      نرگس 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۵ ۰۱:۵۳
      مدت عضویت: 713 روز
      امتیاز کاربر: 25820 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      چاقی اصلا ارثی نیست این چه ارثی هست که خواهر من تا ۱۸ سالگی از لاغری رنج میبرد و به خاطرش مسخره میشد بعد از اون شروع کرد به چاقی این چه ژنی هست بعد ۱۸ سالگی خودشو نشون میده چرا قبلا نشون نمیده . 

      و اینکه برادر من متناسب هست نشون میده ارثی نیست ما تو کل فامیلمون ادمایی نداریم که خانوادگی چاق باشن شاید یکی دونفر چاق باشن اما نه این که خانوادگی رنج ببرن از این مسئله حالا چطور تو این فامیل فقط ما و خواهرام این ارث رو داریم مگه بدن ما چه فرقی با بقیه داره . این نشون میده که عادت های بدی در ما وجود دارن کا بقیه ندارن . و همه از همدیگه یاد گرفتیم .

      این لفظ چاقی ارثی رو من خیلی نشنیدم تو خانواده و هیچ وقت باورش نداشتم اما وقتی کسی این جمله رو به من میگفت خوشحال می شدم چون مسئولیت رو از دوش من بر نی داشت و من که کنترلی روش نداشتم پس گناهی هم نداشتم یه جورایی یه کم دلم خوش میشد . 

      اما به جاش تا دلتون بخواد من شنیدم که ما خانوادگی استعداد چاقی داریم و همه شبیه هم هستیم به خصوص بین ابجیام . این سایتو به همشون معرفی کردم امیدوارم بیان و استفاده کنن. 

      چاقی من دقیقا از زمانی شروع شد که من فک میکردم کاملا شبیه خواهرام هستم در تمام زمینه ها و کور کورانه من این باور رو تا الان که ۳۱ سالم هست داشتم خوشبختانه راحت شدم بابا هیچ کس شبیه دیگری نیست . خب شروع چاقی از همون باور بود و هر روز وقتی ازدواج کردم گفتم من شبیه خواهرام باید چاقتر بشم انتطار چاقی داشتم . بعدم که حاملگی و این داستانا خب اونجا خواهرام کلی اضافه وزن پیدا میکردن خب منن باید مث اونا می بودم و تا ابد ادامه داشت اونا ۱۰۰ رو رد کرده بودن و من از ترس این که سه رقمی نشم یکی دوسال بود که هی رعایت میکردم . 

      خواهر زاده هام لاغرن کلا تو فامیل ما اکثرا متناسب هستن و چاقترین هاشون توی خانواده ما هستن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۴ ۱۲:۱۲
      مدت عضویت: 713 روز
      امتیاز کاربر: 25820 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      من این جمله رو فقط چند بار شنیدم ولی تا دلتون بخواد من شنیدم که ما خواهرا همه چاقیم هممون تپلیم .حتی وقتی پیش دکتر میرفتیم واسه رژیم گرفتن همه میرفتیم ههمون هم این جمله رو میگفتیم .  دوتا از خواهرام تا سن ۱۸ سالگی خیلی لاغر بودن ولی از اونجا به بعد چاق شدن . و حتی خواهر بزرگم فقط یه کم پر بوده اما همیشه مسخره اش میکردن داخل خانواده خواهر برادرای کوچیکتر و میگفتن تو چاقی و … 

      خلاصه بگم من تا قبل از اشنایی با این مسائل تصور میکردم که خیلی در همه ی زمینه ها شبیه خانواده ام باید باشم و باور داشتم که ما همه شبیه هم هستیم . و جالبتر از اون تازه فهمیدم اصلا اینطور نیست قرار نیست همه شبیه هم باشن چقدر این باور در همه ی زمینه ها پررنگ هست به حدی که ما فک میکردیم با فک و فامیل و …. خیلی فرق داریم از هر لحاظ و خیلی ارتباط نمیگیریم باهاشون . الان میفهمم دلیلش چاقی و نبود اعتماد بنفس هست ما همه دور هم چاقیم و اینطور راحتیم که فقط با خودمون در ارتباط باشیم و دیگران رو نبینیم 

      تا دلتون بخواد ما توی صحبت های خاله زنکی خودمون وقتی میشینیم مدام این حرفا رو میزنیم و راجع به چاقی حرف میزنیم مینالیم و هیچ کدوم هیچ راهکاری براش نداریم انگار که دست ما نیست . هی می نشستیم و درباره اش حرف میزدیم میگفتیم از فردا شروع میکنیم و فلان کار رو میکنیم حالا شروع هم میکردیم ولی نتیجه رو همه میدونن تا چند روز انجام میدادیم بعدش یکی یکی ول می کردیم .

      با بقیه افراد فامیل مقایسه می کردیم می دیدیم بابا همه لاغرن ما چرا اخه چاقیم می گفتیم عادت های غذایی و زیاد خوردن و فلان و … می دونستیم مشکل عادت هامون هست اما نمی دونستیم چطور عوضش کنیم الان می دونم که برداشتن یک عادت و جایگزین کردن عادت درست چقدر آرام ارام صورت می گیره و چقدر نیاز به صبر و امید داره .

      من ذهنیت شبیه بودن به خانواده ام رو داشتم ما همه مث هم دیگه هستیم این جمله برای من خیلی تکرار شده و تمام زندگیم طوری انتظار  داشتم از خودم که مث همونا باشم من اگر جور دیگه ای رفتار می کردم با انتظاراتم هم خوانی نداشت . در نتیجه من هرگز سعی نکردم پا فراتر بزارم و خودمو خلاص کنم از این جمله ما همه شبیه هم هستیم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم