😔 خیلی از آدمها مخصوصاً وقتی سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن، خودشون رو قانع میکنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژنهاست. چون خیلی از پزشکا و محققها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیقتر میشه.
ولی اینجا یه نکتهی ظریف وجود داره…
وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، میتونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:
🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایدهای نداره!»
و همینجاست که آدم دست از حرکت میکشه…
❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟
اگه از بیشتر آدمایی که اضافهوزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث میگن:
«چاقی ارثی است!» 😐🧬

راستش منم همینطور فکر میکردم…
تا سیوپنج سال از زندگیمو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی میخواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:
🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدریش همه چاقن! به عموهاش رفته!»
و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.
انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی من. مهرِ ارثی بودن!
📉 از همون روزایی که کمکم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:
🚫 «بیخود تلاش نکن! تو لاغر نمیشی. چاقیت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»
و خب… چه انگیزهای میمونه وقتی ذهنت دائم تکرار میکنه که «تو چارهای نداری»؟
🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه
«چاقی ارثی است» شاید یه جملهی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محققها.
باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه میکنی، توی گوشت زمزمه میکنه:
🗣️ «تو تقصیری نداری، ژنهات اینجورین!»
اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث میشه ذهنمون این باور رو بسازه که:
«من نمیتونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»
و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنه… 😞
✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟
بذار راحت بگم:
✅ شاید ژنها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگترین دشمن لاغریته.
وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگیتو تغییر بدی، و مهمتر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،
اون وقته که معجزه شروع میشه ✨
🌱 من تونستم بعد از سالها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.
تو هم میتونی. حتی اگه همیشه فکر میکردی “چاقی ارثی است!” 💪

👨👩👧👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصهای که از بچگی برام نوشته شد
قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:
🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»
از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یهصدا میگفتن:
چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬
و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکسهای قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!
حتی بعضی وقتا که منو نمیشناختن، ولی تا میفهمیدن فامیلم چیه، میگفتن:
🕵️♂️ «حدس زدم باید از عطارروشنها باشی! ماشالا همهتون درشت و تپلی هستین!»
و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته میشد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل میگرفت…
🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی میشه…
یواشیواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.
دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشنها”.
اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف میشد!
📌 اونقدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کمکم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.
و میدونی چی میشه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا میافته؟
📌 اون فرمول، تبدیل میشه به “واقعیت زندگیمون”.
🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!
باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانوادهم چاق بودن.
پس هیچوقت از خودم نپرسیدم:
«آیا میتونم لاغر باشم؟»
چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:
❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»
و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟
وقتی انتظار ذهنیات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟
🌀 انتظار ذهنی قویتر از هر رژیم و ورزشیه
📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…
بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمیگردونه به همون نقطه قبلی.
✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سالها باهاش زندگی کردی:
“چاقی ارثی است.”
اما خبر خوب اینه که فرمولهای ذهنی قابل بازنویسی هستن!
تو میتونی فرمول ذهنیات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمیشی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.
🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم میتونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟
اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت میگم:
👁️ رنگ چشمهام،
💇♀️ رنگ موهام،
👃 فرم بینی یا شکل صورتم…
اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.
اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…
آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟
🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگیمون شکل گرفتن.
🧠 ما شبیه خانوادهمون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!
تو هر خانوادهای یه سبک زندگی وجود داره…
👂 حرفهایی که زیاد گفته میشه،
🍽️ غذاهایی که همیشه هست،
💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون میخونهن.
برای من هم همینطور بود…
وقتی شروع کردم با دنیای «فرمولهای ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.
🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده
یادمه یکی از پررنگترین و ریشهدارترین فرمولهایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:
📢 «چاقی ارثی است!»
این جمله اونقدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.
هر وقت کسی میگفت چرا چاقی؟
🗣️ فوری جواب میاومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»
اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمولهای ذهنیم رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…
مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاقتر شدن داشته باشه!
💡 راه حل چی بود؟
برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کمرنگ و کمرنگتر کنم، و یه جملهی تازه رو جایگزینش کنم:
🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»
با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کمکم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…
و این شد نقطه شروع تغییر من ✨
✨ حالا نوبت توئه…
👣 اگه سالهاست با این باور زندگی میکنی که «چاقیت ارثیه»،
یه بار برای همیشه از خودت بپرس:
«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»
شروع کن به نوشتن فرمولهای ذهنیات… ممکنه یکیشون همون جملهای باشه که سالها مانع تغییرت شده!
ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطافپذیره… و تو میتونی با قدرت آگاهی، فرمولهای تازهای بسازی 💫



🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن
یکی از بهترین راهها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستانهای موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونستهاند رویای لاغریشان را به واقعیت تبدیل کنند.
وقتی میبینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کمکم باور میکند:
من هم میتوانم!
من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، میتواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.
پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:
- ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
- بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
سوالات تمرینی:
- نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
- در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
- چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
- به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
- اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
- مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.36 از 99 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام.
سوال اول:
درک نمیکنم این ژن چاقی از کجا اومده؟ خاصیتش چیه و چرا بعضیا دارن بعضیا ندارن؟ الکی و شانسی و بی دلیل نمیشه که…ازونجایی که خیلی از منطق های چاقی اشبتاه بودن و خرافات از آب دراومدن، نمیتونم وجود ژن چاقی رو باور کنم.
درضمن طبق تحقیقاتی که کردم، اگه فرضا ژن چاقی تو بدن کسی باشه، غیرفعاله و وقتی وفعال میشه که یه سری شرایط دیگه مثل بی تحرکی و غذای زیاد خوردن و غیره فراهم بشن. خب اینجور باشه که ژن چاقی خودبخود بی خاصیته دیگه!
در کنار این من از کودکی تپل بودم بعدش بزرگتر و متناسب شدم. بعدش باز چاق شدم. پس ژن تناسب دارم.
سوال دوم:
تا دلت بخواد جمله چاقی بهم به ارث رسیده رو شنیدم. با اینکه خیلی از خاطرات و شنیده های کودکی رو یادم نمیاد اما اونقدر مامانم جمله ی تو به خانواده بابات رفتی اونا به چاقی معروف بودن رو تکرار کرد که کاملا یادمه. یعنی وقتی استاد میگه باورها و شنیده ها چاقی رو بوجود اوردن، من نمیتونم بگم نه! چون تمام حرفایی که در طول عمرم شنیدم همین چاقی بخاطر ارث و بی تحرکی و زیاد غذا خوردن هست. اگه اینا رو یکبار هم نشنیده بودم و چاق میبودم اونوقت به حرفای استاد شک میکردم.
سوال سوم:
هیچوقت کار به توجیه کلامی نرسید اپا تو ذهن قشنگ توجیه شده بودم همینی که هست و قرار نیست لاغر بشم. عملا چاقی هویتم بود.
سوال چهارم:
صدر درصد نگرش چاقی ارثی هست در انتظار چاقی نقش داشت. بس که تکرار شده بود،ذهنم عملا تسلیم شده بود. عمیقا باور داشتم چاق میمونم و چاق تر میشم. حتی یادمه عملم هم چاق کننده تر میشد. مثلا میگفتم دیگه آب از سرم گذشته پس بذا بیشتر بخورم. ورزش؟ ولش کن بابا!
سوال پنجم:
خانواده دوتا خاله هام
خانواده یکی از آشناها
این دوتا مورد پدر مادر جفتشون چاق اما بچه ها متناسب. مثال خیلی خالصیه.
بقیه یکی از والدین چاق و تو بچه ها هم چاق و لاغر دیده میشه.
شنیدم میگن ژن چاقی میتونه پنهان باشه یعنی تو بدن پدر و مادر نباشه و از یکی از افراد نسل قبلشون به من به ارث رسیده باشه! دنبال نقض کردن این جمله ام چون عجیبه ولی در حال حاضر نمیتونم نقضش کنم. موضوع ژن چاقی عمیقه و باید حالا حالاها درموردش تحقیق کنم. ولی خب استاد که فامیلشون معروف به داشتن ژن چاقی بودن یا همه ی بچه های متناسب شده ی شگفتی سازان هم باور داشتن چاقی بخاطر ژنه بهشون منتقل شده ولی متناسب شدن. این واقعیت هاست که وجود و تاثیرگذاری ژن چاقی رو برام بی اعتبار میکنه.
سوال ششم:
این سوال رو متوجه نشدم و نمیدونم دقیقا چیو باید توضیح بدم.
تو پیام قبلی نتونستم ادامه حرفمو تایپ کنم. کامنت گذاشتن با گوشی خیلی مشکل داره.
تحقیقات نشون داد محیط و سبک زندگی، تغذیه و ورزش و خواب و استرس و عوامل روانی اجتماعی کمک میکنن ژن چاقی فعال بشه.
درصورتی که نقض تمام این موارد رو دیدیم و بی اعتبار شدن. بنابراین حتی اگه من ژن چاقی هم داشته باشم، هیچ کاری از دستش برنمیاد و بدنم متناسب میمونه.
یه دلیل دیگه هم برای نبودن ژن چاقی به ذهنم میرسه. مگه تمام عوامل چاقی رو با مثال نقضش بی اعتبار نکردیم؟ اگه تمام پردم دنیا چاق میبودن، میتونستیم بگیم ژنچاقی وجود داره اما مثال نقضش وجود داره! آدمای متناسب!
چه چرت وپرتایی سر هم کردن به خوردمون دادن!
ژن چاقی داشتن خیلی موضوع پیچیده ایه و تا باورم درست بشه طول میکشه. فک کن هر چی تحقیق میکردم و میخوندم نمیتونستم درست برداشت کنم. با خودم میگفتم بفرما ژن چاقی وجود داره! بفرما اونایی که متناسبن شانسی ژن تناسب نصیبشون شده.
حالا که دوباره تحقیقارو خوندم فهمیدم من اشتباه برداشت میکردم بس که ذهنم عمیق باور ارثی بودن و محکوم بودن به چاقی رو عمیق قبول کرده بود.
مثال استاد که میگفت باورها مثل عینک رنگی قرمز هستن؛ دنیا رو قرمز میبینی. درصورتی که واقعیت اجسام قرمز نیستن.
حالا بریم سراغ تحقیقاتم ببینیم درمورد ژن چاقی چی گفته که بهم فهموند با وجود ژن چاقی باز هم باید متتناسب باشیم!
ژن چاقی = استعداد یا تمایلیعنی بدن یه نفر ممکنه به طور طبیعی انرژی رو راحتتر ذخیره کنه یا اشتهاش کمی بیشتر باشه. این فقط یه قابلیت هست، نه حکم نهایی.محیط و سبک زندگی = عامل اجراییاینکه این استعداد فعال بشه یا نه، بستگی داره به:تغذیه (چی میخوری و چقدر)فعالیت بدنی (تحرک و ورزش)خواب و استرسعوامل روانی و اجتماعی
سلام به استاد گرانمایه
چاقی ارثی
نگرش شما در باره چاقی ارثی چیست؟
در خانواده من کسی چاق نیست فقط من چاق هستم ولی در مسیر لاغری با ذهن هستم که امیدوارم بزودی آثار لاغری رو در خودم ببینم
چاقی من بعداز ازدواج صورت گرفت و اون هم بخاطر الگوهای غذایی غلط وباورهای نادرست
قبلا از آشنایی با این مسیر منم فکر میکردم که چاقی ارثی است اما اکنون دریافتم که اینطور نیست
در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیده اید یا با دیگران در باره آن صحبت کرده اید؟
این باور نادرست در سطح جامعه بسیار رواج دارد میشه گفت تقریبا همه جا صحبت از چاقی ارثی هست
چقدر گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید
همانطور که در بالا گفتم در خانواده خودم کسی چاق نیست ولی مطرح کردن این موضوع در جامعه بسیار رواج دارد. آنچنان که من هم باور داشتم چاقی ارثی است
به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
قبلا چون اطلاع نداشتم باور داشتم که چاقی ارثی هست
اکنون که آگاهی صحیح در باره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کرده اید ،افرادی را در خانواده شان چاق هستند اما خودشان لاغرند
خانواده همسرم :مادر شوهرم و تمامی خواهرانم چاق هستن اما پدر شوهرم و پسران این خانواده متناسب هستند
مثالی در باره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید وشرح دهید
چیزی که خیلی ها میگن همین مطلب است آنچنان هم محکم ابراز میکنند که آدم باورش میشه
از وقتی با این مسیر آشنا شدم خیلی دید م باز شده و این باورهای اشتباه رو دارم میشناسم
چقدر هم این باورها واقعا موثر هستند
نشان های دریافت شده
بنام پرودگار جهانیان
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی
چاقی ارثی نیست بلکه عادتی هست
الانکه دارم این فایلها رو دوباره مرور میکنم واقعا ایمان من به لاغری با ذهن بیشتر میشه و مطمئنم ک این راه درست ترینه
و تکرار تک حرفهای استاد کاملا درسته و در قلبم نفوذ میکنه
متاسفانه منم باور کردم ک چاقی ارثی هست و این باور اول اینکه امید به لاغرشدن منو نابود میکرد دوم اینکه باعث میشد کلا بیخیال لاغری بشم
این باور اشتباه رو تا حد زیادی در خودم اصلاح کردم
معنی کلمه ارث یعنی صفاتی ک از والدین در موقع تولد همراه من بوده و من قادر به عوض کردنشون نیستم
مثل رنگ چشم رنگ طبیعی مو رنگ پوست و…
اما من وقتی ب دنیا اومدم خیلی ضعیف و لاغر بودم و بعد از ازدواج چاق شدم و بارها چند کیلویی از وزنم رو کم کردم پس چاقی نمیتونه ارثی باشه چون من میتونم تغییرش بدم
و این صفات باید در خانواده در تمام فرزندان مشاهده بشه اما خانواده های زیادی رو میشناسم ک پدر و مادر متناسب و فرزند چاق دارن یا برعکس یا یکی از فرزندان چاق و دیگری لاغره پس ارثی نیست
چاقی در اثر افکار و نگرش اشتباه فرد و رفتار نادرست و عادتهای نادرست ب وجود میاد
و میشه با تغییر نگرش و تفکر رفتار درست و عادتهای درست رو جایگزین کرد و جسم هم خودش درست میشه
من یادمه قبلا ک متناسب بودم خیلی سبک بودم اصلا غذا ها برام مهم نبودن و هیچ فکری در مورد غذا ها نداشتم به زبان بدنم توجه میکردم و عادتهای نادرستی نداشتم
اما بعد ازدواج نگرش من تغییر کرد انتظار چاق شدن داشتم یادمه ک همه چیز رو با ولع زیادی میخوردم
قبل ازدواج روزی ۳ وعده میخوردم اونم در حد نیاز بعد ازدواج روزی ۵ وعده اونم وقتی نیاز نداشتم و سیر بودم
تازه ب غیر تفریحاتی ک با همسرم میرفتم بیرون و اونجا هم انواع بستنی پفک پیتزا و…. رو میخوردیم
زندگی با خانواده همسرم و دور بودن از خانواده و دوستانم تا حد زیادی برام سخت بود و احساس غم رو هم باعث چاقی میدونستم تنهایی و استرسی ک داشتم تنها پناهم شد غذا خوردن و همش در حال خوردن یه چیزی بودم
من به آسانی جاده چاقی رو طی کردم خودم مسئول چاقیم هستم و با پیمودن جاده لاغری هم میتونم دوباره برگردم ب تناسبم
با هر لقمه ک میخوردم انتظار چاقی داشتم هر بار ک جلو آیینه بودم تنفر داشتم شکست های پی در پی رژیم و ورزش ها همگی منو از لاغری دور و دور تر کردن
جاده زیبای تناسب اندام برعکس جاده چاقی هست
من میدونم ک میشه لاغرشد و موند میدونم ک من توانایی هستم بدنم توانایی لاغر شدن رو داره میدونم ک چاقی من بخاطر ارث یا غم و افسردگی نبود میدونم ک ازدواج باعث چاقیم نبود غذا ها باعث چاقیم نبودن
پشت همه ی این بهونه ها افکار من بود باورهای غلطی ک از بقیه گرفته بودم
خدای مهربان عالم و حکیم منو ب اینجا هدایت کرد
جایی ک خودمو شناختم افکارم رو شناختم دلیل رفتارم رو درک کردم و فهمیدم چی درسته و چی غلط فهمیدم ک کدوم مسیر اشتباهه و فایده ای نداره و کدوم مسیر درسته و باید ادامه بدم استاد عطار روشن مثل خورشید قلب من رو روشن و گرم کردن و یادم آوردن ک چرا در گذشته لاغر بودم چرا درست رفتار میکردم و از همه مهمتر چرا چاق شدم
من دیگه از سردر گمی در اومدم و ب سمت تناسب حرکت میکنم