😔 خیلی از آدمها مخصوصاً وقتی سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن، خودشون رو قانع میکنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژنهاست. چون خیلی از پزشکا و محققها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیقتر میشه.
ولی اینجا یه نکتهی ظریف وجود داره…
وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، میتونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:
🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایدهای نداره!»
و همینجاست که آدم دست از حرکت میکشه…
❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟
اگه از بیشتر آدمایی که اضافهوزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث میگن:
«چاقی ارثی است!» 😐🧬

راستش منم همینطور فکر میکردم…
تا سیوپنج سال از زندگیمو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی میخواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:
🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدریش همه چاقن! به عموهاش رفته!»
و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.
انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی من. مهرِ ارثی بودن!
📉 از همون روزایی که کمکم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:
🚫 «بیخود تلاش نکن! تو لاغر نمیشی. چاقیت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»
و خب… چه انگیزهای میمونه وقتی ذهنت دائم تکرار میکنه که «تو چارهای نداری»؟
🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه
«چاقی ارثی است» شاید یه جملهی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محققها.
باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه میکنی، توی گوشت زمزمه میکنه:
🗣️ «تو تقصیری نداری، ژنهات اینجورین!»
اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث میشه ذهنمون این باور رو بسازه که:
«من نمیتونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»
و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنه… 😞
✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟
بذار راحت بگم:
✅ شاید ژنها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگترین دشمن لاغریته.
وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگیتو تغییر بدی، و مهمتر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،
اون وقته که معجزه شروع میشه ✨
🌱 من تونستم بعد از سالها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.
تو هم میتونی. حتی اگه همیشه فکر میکردی “چاقی ارثی است!” 💪

👨👩👧👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصهای که از بچگی برام نوشته شد
قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:
🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»
از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یهصدا میگفتن:
چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬
و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکسهای قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!
حتی بعضی وقتا که منو نمیشناختن، ولی تا میفهمیدن فامیلم چیه، میگفتن:
🕵️♂️ «حدس زدم باید از عطارروشنها باشی! ماشالا همهتون درشت و تپلی هستین!»
و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته میشد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل میگرفت…
🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی میشه…
یواشیواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.
دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشنها”.
اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف میشد!
📌 اونقدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کمکم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.
و میدونی چی میشه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا میافته؟
📌 اون فرمول، تبدیل میشه به “واقعیت زندگیمون”.
🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!
باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانوادهم چاق بودن.
پس هیچوقت از خودم نپرسیدم:
«آیا میتونم لاغر باشم؟»
چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:
❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»
و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟
وقتی انتظار ذهنیات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟
🌀 انتظار ذهنی قویتر از هر رژیم و ورزشیه
📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…
بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمیگردونه به همون نقطه قبلی.
✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سالها باهاش زندگی کردی:
“چاقی ارثی است.”
اما خبر خوب اینه که فرمولهای ذهنی قابل بازنویسی هستن!
تو میتونی فرمول ذهنیات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمیشی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.
🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم میتونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟
اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت میگم:
👁️ رنگ چشمهام،
💇♀️ رنگ موهام،
👃 فرم بینی یا شکل صورتم…
اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.
اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…
آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟
🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگیمون شکل گرفتن.
🧠 ما شبیه خانوادهمون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!
تو هر خانوادهای یه سبک زندگی وجود داره…
👂 حرفهایی که زیاد گفته میشه،
🍽️ غذاهایی که همیشه هست،
💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون میخونهن.
برای من هم همینطور بود…
وقتی شروع کردم با دنیای «فرمولهای ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.
🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده
یادمه یکی از پررنگترین و ریشهدارترین فرمولهایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:
📢 «چاقی ارثی است!»
این جمله اونقدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.
هر وقت کسی میگفت چرا چاقی؟
🗣️ فوری جواب میاومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»
اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمولهای ذهنیم رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…
مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاقتر شدن داشته باشه!
💡 راه حل چی بود؟
برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کمرنگ و کمرنگتر کنم، و یه جملهی تازه رو جایگزینش کنم:
🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»
با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کمکم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…
و این شد نقطه شروع تغییر من ✨
✨ حالا نوبت توئه…
👣 اگه سالهاست با این باور زندگی میکنی که «چاقیت ارثیه»،
یه بار برای همیشه از خودت بپرس:
«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»
شروع کن به نوشتن فرمولهای ذهنیات… ممکنه یکیشون همون جملهای باشه که سالها مانع تغییرت شده!
ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطافپذیره… و تو میتونی با قدرت آگاهی، فرمولهای تازهای بسازی 💫



🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن
یکی از بهترین راهها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستانهای موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونستهاند رویای لاغریشان را به واقعیت تبدیل کنند.
وقتی میبینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کمکم باور میکند:
من هم میتوانم!
من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، میتواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.
پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:
- ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
- بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
سوالات تمرینی:
- نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
- در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
- چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
- به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
- اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
- مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.33 از 106 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام دوستان خوب و استاد مهربانم
نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
چیز های که من با گوش دادن به این فایل ها توی این مدت متوجه شدم ما همونجور که وقتی به دنیا میاین متناسبیم و بر اساس رفتار خانواده فرم تغزیه ما شک میگیره و اگر خانواده پر خور باشن چاق اگر متناسب خور لاغر ولی باز هم میشه رفتار غذایی متفاوت خانواده باشه و با تغییر متفاوت از اون ها شد فهمیدم که اصلا چاقی مثل خصوصیات اخلاقی و دستاورد های انسان در زندگیش کاملا اکتسابیه و همونجور که تو متفاوت از خانوادت میتونی باشی متفاوت از قبل خودت میتونی باشی و قرار نیست چاقی تو همیشگی و مثل رنگ چشمو نوع مو و.. ژنتیکی باشه و نتونی تغییرش بدی
@در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
خیلی خاله من خانوادش چاقه و میبینم همشون چه جوری میخورن و رفتار غذاییشونو از بچگی دیدم و جالب این که نوه این خانواده یک دختر نوجوان کاملا متناسب هست و فکر میکنم مادرش ینی عروس خالم که متناسب بود از اول و تغییری نکرد رفتار غذایی خودشو به دخترش یه جورایی انتقال داده نه ارثیه خودش و میتونس دختر رفتار غذا پدرشو تاثیر بگیره ولی اینطور نشد
چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
حالا جالب اینه ما خانوادمون اصلا چاق نیستن تو دوره های مثل بارداری مادرمو خواهرام دیدم یکم چاقو لاغر شن ولی نه خیلی پدرمم همیشه متناسب بود و رژیم و رفتار غذاییش همیشه متفاوت بقیه بود کم میخورد ریزه خواری ممیکرد تا دو ساعت قبل غذا چیزی نمیخورد میگفت اشتهامو میگیره و همیشه عادت داشت شامو به موقع بخوره ولی همه چی میخوره عاشق دنبه و چربی گوشته عاشق کره مربا و کله پاچس چاییشو صبا شیرین میکنه و همیشه با چایی قندو یا شیرینی میخوره ولی کاملا به اندازه و خودشو از هیچی محروم نمیکنه ولی مادر من همیشه تو قیدو بند چی بخورم چی نخورم بود و این تاثیرو رو منم گذاشت و باعث ترس من از چاقی شد خودش نسبت به سنش کاملا متناسبه ولی من با این ترس بزرگ شدم و همیشه میخورد میگفت نباید میخوردم میخورد میگفت زیاد خورم قدنم چربیم میره بالا همیشه ام فشارش پایینه و اکثرا بیحال ولی پدرم ماشالا اکثرا سر حاله
اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
در گفته بالا نوه خالم
مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
مثلا خواهر زادم پسریه که از بچگی ماشالا قد بلند و خیلی لاغره و همش خواهرم در تلاشه که چاقش کنه و نمیشه ولی به نظر من اندامش نرماله حالا خواهرم خودش همیشه استرس چاقی داره و چاقو لاغر میشه ولی خواهر زادم با این که همه چی میخوره خیلی خیلی زیادم میخوره اصلا چاق نمیشه اصلا به چاقی فکر نمیکنه ولی مادر پدرش همش در استرسو تلاش لاغری باشگاه رژیم میان مسافرت میگن اخ زیاد خوردم اخ نباید میخوردم اخ برم رو ترازو تهران الان ۲ کیلو اضاف کرد باید کلی بزم باشگاه و این حسو ام رو من انتقال دادن قبل ورود به سایت باعثت چاقی ۱۲ کیلو من شدن اروم تو ۵ سال ولی من از وقتی ازدواج کردمو از تفکرات خانوادم جدا و وارد این سایت شدم دارم متفاوت فک میکنم قبلا افکار اونا رو من تاثیر میزاشت میگفتم وای نکنه منم ۲ کیلو الان جاق شدم اصلا از مسافرتو خوردنی ها لذت نمیبردم ولی بعد ورود به سایت هر وقت میبینمشون از افکار و ازاری که به خودشون میزنن خندم میگیره باهاشونم صحبت میکنم که انقدر اسیب نزنن ولی چون ذهنیتی به این داستان ندارن قبول تدارن وحتی به منم غر میزنن که لاغر شو حالا دیروز که همکارم گفت لاغر شدی یه مدتی ام هست خانوادمو ندیدم منتظرم وقتی تاثیرشو به وضوح روم گذاشت و همه ازم بپرسن چی کار کردی منم بگم فقط سیم پیچی های ذهنمو عوص کردم 😅
خداحافظی با زندانِ ژنتیک: چاقی یک تقدیر نیست، یک عادت است!** 🔓💪
**به نام ایزد منان، ایزدی که بخشنده است و مهربان، و بزرگترین و قدرتمندترینِ عالم هستی.** 🌟
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و نازنین و همهی دوستانِ هممسیرم در سایتِ دوستداشتنیِ “تناسب فکری”. 😍
امروز میخوام دلنوشتهای رو با شما در میون بذارم که شاید برای خیلیهاتون آشنا باشه. یه اعترافِ صادقانه از اعماقِ قلبم. میخوام دربارهی یک غولِ پوشالی حرف بزنم که سالها بود مثل سایه دنبالِ من بود و اجازه نمیداد رنگِ آزادی و تناسب رو ببینم. غولی به اسمِ «چاقی ارثی». 👹
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها در ذهنم میچرخید و منو بیشتر درگیر میکرد، این بود که هم از طرف خانوادهی مادری و هم از طرف خانوادهی پدری، آدمهای چاق زیاد میدیدم. این موضوع کمکم باعث شده بود یک باور عجیب و سنگین در ذهنم شکل بگیره؛ باوری که میگفت: «خب طبیعیه، منم باید مثل اونا چاق باشم.» 😔 در حالی که واقعاً از چاقی متنفر بودم و هیچوقت دلم نمیخواست با این وضعیت کنار بیام، اما باز هم چون دور و برم پر از این صحنهها بود، ناخودآگاه چاقی رو به عنوان یک چیز پذیرفته بودم. انگار ذهنم به من میگفت چون پدر و مادر و فامیلهام چاق هستن، پس من هم باید همین مسیر رو ادامه بدم و راه دیگهای وجود نداره. این فکر خیلی منو خسته کرده بود، چون از یک طرف با چاقی مخالف بودم و ازش بدم میاومد، ولی از طرف دیگه، همین تصویرِ تکراریِ خانواده باعث شده بود اون رو به نوعی قبول کنم. الان بهتر میفهمم که دیدنِ چاقی در خانواده، به معنی محکوم بودن من به چاقی نیست. من میتونم نگاه، باور و عادتهام رو عوض کنم و فقط چون در یک خانوادهی چاق بزرگ شدم، لازم نیست خودم هم همون مسیر رو ادامه بدم. 🌸✨
**آن زندانِ نامرئی به اسمِ “ژنها”** 🧬⛓️
تا همین چند وقت پیش، دنیایِ من تویِ یه دایرهی بسته میچرخید. وقتی کسی ازم میپرسید: «چرا رژیم نمیگیری؟» یا «چرا وزنت کم نمیشه؟»، من خیلی شیک و با اطمینانِ کامل میگفتم: «آخه بابا، ارثیه! ما تو خانواده کلاً چاقیم! از طرفِ پدری، از طرفِ مادری، اصلاً ژنتیکِ ما همینه، میفهمی؟ ژنتیک!» 😅
اون موقعها فکر میکردم دارم یه حقیقتِ علمیِ غیرقابلانکار رو بیان میکنم. فکر میکردم خودم رو توجیه کردم. اما راستش رو بخواهید، من داشتم برای خودم «زندان» میساختم. با هر بار گفتنِ این جمله، یک قفلِ جدید به پایِ باورهایِ خودم میزدم. وقتی میگفتم چاقی ارثیه، یعنی «من هیچ کارهام! من محکومم! من قربانیِ دیانایِ خودم هستم!» 😔
این بزرگترین خیانتی بود که به خودم میکردم. چرا؟ چون وقتی میپذیری که چاقی ارثیه، دیگه تلاشت رو میکنی برای «تحمل کردنِ چاقی» نه «رسیدن به تناسب اندام». هر بار که میرفتم روی ترازو و میدیدم عددِ لعنتی تکون نخورده، با خودم میگفتم: «خب، دیدی؟ تقصیرِ تو نیست، ژنهات اجازه نمیدن!» و اینطوری با خیالِ راحت، به خوردن و سبکِ زندگیِ غلطم ادامه میدادم. این بزرگترین دروغی بود که سیستمِ رژیم و باورهایِ محدودکننده بهم یاد داده بودن تا منو همیشه در حالتِ «توجیه» نگه دارن. 🚫
**تلاش برای لاغری یا تلاش برای فرار؟** 🏃♀️💨
خندهداره که یادم میافته چقدر انرژی صرف میکردم تا بقیه رو قانع کنم که «من دست خودم نیستم!». هر وقت کسی میگفت: «فلانی، یه فکری به حالِ خودت بکن!»، سپرِ دفاعیام رو میگرفتم جلوی صورتم: «میدونی خانوادهی ما چطوریان؟ ژنتیکِ ما چاقه!». 🛡️
انگار یه برچسبِ «ارثی» روی پیشونیام چسبونده بودم تا کسی بهم گیر نده. ولی در واقع، این برچسب برای این بود که خودم، از ترسِ شکست، دست به هیچ تغییرِ واقعی نزنم. چون اگر قبول میکردم چاقی ارثیه، دیگه لازم نبود بابتِ پرخوریهام یا بیتحرکیهام خودم رو سرزنش کنم. این یه راهِ فرارِ عالی بود! 🤫
**نوری که در تاریکی درخشید: چاقی عادته، نه ژن!** 💡🌈
اما همهچیز عوض شد. وقتی شروع کردم به گوش دادنِ آموزشهای شما استادِ عزیزم، انگار یهو برقِ اتاق روشن شد. 💡 وقتی گفتید «چاقی عادته»، تمامِ اون کاخِ آرزوهایِ ارثیِ من فرو ریخت! 💥
فهمیدم ژنتیک فقط یک «زمینه» است، نه یک «سرنوشتِ محتوم». ژنتیکِ ما مثلِ یک کارتِ بازیه؛ ممکنه دستِ من کارتهایِ مربوط به چاقی داشته باشه، اما این «طرزِ بازیِ» منه که تعیین میکنه میبرم یا میبازم! وقتی از نزدیک نگاه کردم، دیدم چقدر آدمهایی دور و برم هستن که خانوادهشون همگی چاقن، اما خودشون، با سبکِ زندگی و باورهایِ متفاوتشون، کاملاً متناسب و خوشتیپن. 💃🕺
مثلاً همین دخترخالهی خودم! تمامِ اعضایِ خانوادهی خالهام به طورِ ژنتیکی مستعدِ چاقیان، اما اون؟ اون کاملاً متناسبه. چرا؟ چون اون مثلِ بقیه، باورِ «من ارثی چاقم» رو نپذیرفت. اون سبکِ زندگیِ متفاوتی رو انتخاب کرد. اون درگیرِ باورهایِ محدودکنندهی بقیه نشد. این مثال، تیرِ خلاصی بود به تمامِ بهانههایِ من! 🎯
**باورِ جدید: من معمارِ بدنِ خودم هستم** 🏗️✨
الان دیگه میدونم که چاقیِ من، نه تو دهنِ بابام بود، نه تو خونِ مادرم؛ چاقیِ من در «عادتهایِ ذهنی» و «باورهایِ روزانهی» خودم بود. من بودم که با افکارم، با اضطرابهام، با سبکِ خوردنم و با اون ترازوهایِ لعنتی، به بدنم فرمانِ «ذخیرهسازیِ چربی» میدادم. 🧠 فرمانِ مغزِ من بود که باعثِ چاقی میشد، نه ژنهایِ اجدادم!
این آگاهی، قدرتِ فوقالعادهای بهم داده. دیگه وقتی به وزنم نگاه میکنم، به خودم نمیگم «آه، این ژنها دستبردار نیستن!»؛ بلکه به خودم میگم: «خب، چه عادتِ فکریِ جدیدی رو باید جایگزین کنم تا بدنم به سمتِ تناسب حرکت کنه؟» 🌸
این تغییرِ دیدگاه، یعنی تولدِ دوبارهی من. یعنی فهمیدم که من قربانی نیستم. من پادشاهِ قلمروِ وجودیِ خودم هستم. منم که تعیین میکنم بدنم چطوری باشه. این باورِ جدید که «چاقی یک عادتِ ذهنیه»، بهترین خبرِ عمرم بود. چون اگر عادت باشه، پس «قابلِ تغییر» هم هست! و این دقیقاً همون چیزیه که من سالها دنبالش میگشتم: آزادی. 🗝️💖
#### **ادامه دادن و استمرار: رازِ نهایی** 🌊🍃
استاد عزیز، یاد گرفتم که این مسیر، مسیرِ یکشبه نیست. نباید انتظار داشته باشم با دو تا فکرِ مثبت، ژنهایِ خیالیام ناپدید بشن! باید صبور باشم. باید استمرار داشته باشم. باید هر روز، باورهایِ غلط رو با باورهایِ درست شخم بزنم. مثلِ کشاورزی که زمینِ سفت رو آماده میکنه، من هم دارم زمینِ ذهنم رو برای کاشتنِ بذرهایِ تناسبِ اندام آماده میکنم. 🌱
دیگه نه به ارث فکر میکنم، نه به ژنتیک، نه به حرفِ بقیه. فقط به یک چیز فکر میکنم: «امروز چه قدمِ کوچکی برای اصلاحِ عادتِ ذهنیام بردارم؟» و این یعنی پایانِ دورانِ توجیه و شروعِ دورانِ تغییر. 🚀
خدایا شکرت برای این آگاهی! شکرت برای این استادِ عزیز که چشمهایِ منو به رویِ حقیقت باز کرد. من دیگه اون آدمِ سابق نیستم. من دیگه قربانیِ ژنها نیستم. من کسیام که انتخاب میکنه چطور زندگی کنه و چه شکلی باشه. 💪✨
استادِ عزیزم، از صمیمِ قلب ازتون ممنونم. این مسیر، بهترین سرمایهگذاریِ زندگیِ منه و قول میدم تا رسیدن به تناسبِ همیشگی، با قدرت و استمرار ادامه بدم. 💖🙏
**دوستدارِ شما و همراهِ همیشگیِ مسیرِ تناسبِ فکری.** 🥰🌟
فرانک یونیک ⭐🤗😍💕
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن _چاقی ارثی است یا عادتی؟(گام ۲۰)
تمام کسانی که چاق هستند و با چاقی دست و پنجه نرم می کنند و همیشه اضافه وزن داشتند که چاقیشان ارثی است و همیشه فکر می کنند که ژن چاقی دارند و لاغر بشو نيستند و این برایشان یک باور عمیق شده است
زمانی که یک باور یک سد ذهنی بشود می تواند مانند یک دیوار نامرئی عمل کند و جلوی راهمان را بگیرد چون باور می تواند در همه کارهایمان جلوی راهمان را بگیرد که هر چقدر تلاش کنیم فایدهای نداشته باشد و در اینجا هستش که دست از حرکت برمیداریم
اگر از کسانی که چاق هستند سوال بشه که چاقی ارثی است بدون هیچ معطلی جواب خواهند داد که چاقی ارثی است
من خودم خیلی تلاش کرده بودم که لاغر شوم اما هر کسی که مرا می دید می گفت که چرا اینقدر به خودت عذاب می دهی تو ژن چاقی داری و چاقی تو ارثی هستش هر چقدر تلاش کنی فایدهای ندارد تو لاغر بشو نيستی
من از بدو تولدم تا سن ۵۶ سالگیم با چاقی دست و پنجه نرم کرده بودم من از همون بچگی خیلی تپل بودم و همه می گفتند که تو شبیه عمو و عمه ام هستم چون پدر و مادرم چاق نبودند اما عمو و عمه ام چاق بودند و به من می گفتند که شبیه اونها شدم
من خودم هم خیلی بشدت عقیده داشتم که چاقی من ارثی هستش چون هر چقدر تلاش می کردم نمی توانستم لاغر شوم و چون همه می گفتند که چاقیم ارثی هستش من هم باور کرده بودم که چاقیم ارثی است و من لاغر بشو نیستم حالا که چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و زمانی که صحبتهای استادم را در مورد چاقی ارثی نيستش گوش کردم و توانستم قبول کنم که چاقی من ارثی نيستش و این ما هستیم که وقتی نمی توانیم کاری را انجام دهیم می خواهیم برای خودمان مقصر بسازیم که بخاطر این من نمی توانم اون کار را انجام دهم و چون با تمام تلاشهایی که انجام می دادیم و لاغر نمی شدیم می گفتیم که من تلاش می کنم که لاغر شوم اما چون ژن چاقی دارم و چاقیم ارثی است من لاغر نمی شوم
ما باید در گفتن کلاممان خیلی دقت کنیم چون کلامی که بر زبانمان جاری می شود خیلی قدرت دارد و می تواند به باورمان تبدیل شود
من قبل از آشناییم با این سایت تناسب فکری همیشه فکر می کردم که چاقی ارثی هستش اما حالا که در این مسیر زیبا هستم با بدست آوردن آگاهیهای زیادی به این باور رسیده ام که چاقی هیچ ربطی با ارثی بودن ندارد چون ارث قبل از بدنیا آمدنمان می تواند رنگ چشم، رنگ پوست، رنگ موهایمان باشد
ما با عادتهای اشتباه و نادرستی که در خوردن داشتیم به این چاقی رسیده بودیم من قبلا بشدت ریزه خواری میکردم موقع پختن غذاها ناخنک می زدم زمانی که سیر بودم بخاطر عادتی که داشتم وعده های غذایم را می خوردم اون هم در حد سیری و فشار شکمی. و هر کسی که غذایش باقی می ماند من آن را می خوردم
یادم است که یک روز با پسرم نشسته بودیم و داشتیم غذا می خوردیم پسرم سیر شده بود و نمی خورد اما من همچنان داشتم می خوردم و یک لحظه پسرم گفت که مامان سیر نشدی و متوجه شدم که من بدون توجه به سیریم همینطور داشتم می خوردم
زمانی که مهمانی می رفتیم من هر چیزی که تعارف می کردند من نه نمی گفتم و هر چیزی که بود برمیداشتم و می خوردم چون فکر می کردم که زشته من نخورم و من اصلا کلمه میل ندارم را بلد نبودم و من با کمال میل هر چیزی که جلویم می گذاشتند من می خوردم
من بخاطر اینکه غذا اسراف نشه هر چیزی که اضافه میآمد من می خوردم و به این فکر نمی کردم که دارم به خودم و جسمم بی احترامی می کنم
من خیلی عادتهای نادرستی داشتم که آنها را انجام می دادم همیشه تو یخچال دنبال چیزی می گشتم تا بخورم اگر غذایی می پختم یا چیزی سرخ می کردم حتما ناخنک می زدم و نصفش را همان جا می خوردم وقتی نان خيس می کردم از آن می خوردم و…..و من در این کارها استاد شده بودم و هر روز تکرارشان می کردم و حالا متوجه شد ام که چاقی ارثی نيستش بلکه چاقی یاد گرفتنی است و عادتی هستش
و حالا من چند سال است که در این مسیر زیبا هستم و دارم با آموزشهایی که استادمان یاد می دهد به راهم ادامه می دهم و خیلی خوب دارم درست عمل می کنم اگر یک روز اشتباه کنم زود متوجه می شوم و دوباره به مسیرم برمیگردم
حالا که در این مسیر زیبا هستم از همه چیز لذّت می برم از خوردنم که به اندازه نیاز بدنم است بخاطر گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و بدون هیچ استرسی نوشتن در باره خودم چون در این جا خیلی راحت حرفهای دلمان را میزنیم و این به ما آرامش می دهد و من از زمانی که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام دارم از همه چیز لذّت می برم و به آرامش درونی رسیده ام خدایا شکرت
حالا باید فرمولهای اثر گذار چاقی ارثی است را می توانیم با چاقیمان ارثی نیست بلکه عادتی هستش عوض کنیم ما حالا در این مسیر می خواهیم ذهن ناخودآگاهمان را دوباره کد نویسی کنیم و چاقیمان را تغییر دهیم و به سمت درستی هدایتش کنیم و به وزن ایده آل خودمان برسیم
ما باید اول باور اشتباه خودمان را شناسایی کنیم و این باور که چاقیمان ارثی هستش را با باور صحیح که چاقیم ارثی نیست و همه مسئولیت برعهده خودم هستش را جایگزین کنم و من باید این باور را به خودم اثبات کنم و همیشه دلیلهای زیادی پیدا کنم که برای ذهن ناخودآگاهم جا بیفتد
من چون از بدو تولدم چاق بودم این باور که چاقی من ارثی هستش در من خیلی پررنگتر بود و حالا من چند سال است که در این مسیر زیبا هستم آرام آرام پذیرفتم که چاقی ارثی نيستش و همیشه دنبال نمونه هایی میگردم که به خودم ثابت کنم که چاقی ارثی نيستش بلکه عادتهای نادرست روزانه مان است که به آنها عمل می کنیم و حالا می توانیم آنها را تغییر دهیم و یاد بگیرم که چطور می توانیم با استفاده کردن از آموزشهای استاد گرامی فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه بکنیم آن هم با استمرار داشتن و تکرار کردن و ادامه دادن در این مسیر زیبای لاغری با ذهن امکان دارد و بس.
من در چاقی به استادی رسیده بودم و به عادتهای خودم تبدیل کرده بودم و حالا چند سال است که دارم فرمولهای اشتباهم را یکی یکی شناسایی می کنم و می خواهم به طبیعت خودم که لاغری و متناسب شدن هستش برگردم چون لاغر شدن آسان ترین و بهترین و سالمترین و زیباترین کار دنیا است خدایا شکرت یا حق
به نام آنچه درجان وروان است توانایی ده هرناتوان است
گام 20/۱۰۰
چاقی ارثی است یا عادتی؟
🟣نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
تمام افراد چاق بجز کسایی که مثل من در حال حرکت در مسیر لاغری با ذهن هستن دلایل زیادی رو دارن برای اینکه بگن ما به این دلیل چاق هستیم و لاغر نمیشم
این دلایل از روز اولی که بدنیا اومدیم به طور پیش فرض در ذهن ما نبودن
به مرور زمان با شنیدن حرف های به طورخودآگاه و ناخودآگاه در ذهن ما ثبت شدن
حتی قبل از اینکه جسم ما شروع کنه به چاق شدن باور های چاقی در ذهن ما به ثبت رسیدن
رایج ترین این باور تا که در همه جای دنیا علت چاقی معرفی میشن :
چاقی ارثی و ژنتیکیه
کم تحرکی موجب چاقی میشه
خوردن فست فود و غذای چرب موجب چاقی میشه و…
اکثرا باور دارن که چاقی ارثیه
من خودم همین باور رو داشتم
چون هم پدرم تقریبا اضافه وزن داره هم مادرم
در بچگی بار ها از دیگران و مادرم شنیدم چاقی ارثیه
حتی بار ها شنیدم که کاملا شبیه مادرم هستم
درسته بچه بودم خیلی لاغر بودم اما شنیدن بارها این حرف که شبیه مادرم هستم و دلایلی که مادرم برای چاقی خودش میآورد ذهنیت من رو تغییر داد
یادمه کلاس سوم که بودم ی دوستی داشتم خیلی تپلی بود اون زمان فرق بین آدم چاق و لاغر رو نمیدونستم اصلا ذهنیتی در مورد چاقی نداشتم
بار ها ازش شنیدم که من داشم میرقصیدم یدفعه تیروئیدم جابه جا شد باعث شد چاق بشم
شاید این اولین باوری بود که در ذهن من در مورد علت چاقی ثبت شده
ولی من سال ها با این باور که چاقی ارثیه زندگی کردم و هربار که سعی داشتم لاغر بشم ذهنم میگفت که بعدش چی به فرض که لاغر شدی چاقی تو از ژنتیکه نمیتونی لاغر بشی و بمونی
و شاید تکرار همین باور باعث میشد که هر بار تلاش میکردم به آرزوی لاغری خودم برسم من رو ناامید میکرد و دست از تلاش برنمیداشتم
من بشدت باور کرده بودم چاقی ارثیه و نمونه های زیادی دیده بودم
حتی باور کرده بودم لاغری هم ارثیه
مثلاً دختر داییم که لاغر بود مامانم میگفت که به مامانش رفته لاغره
🟣در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
در این سال هایی که درگیر اضافه وزن بودم خودم دلایل زیادی برای چاق بودنم داشتم و هربار کسی بهم میگفت چرا چاقی و چرا لاغر نمیشی یا چرا تلاشی برای لاغر شدن نمیکنی من ازون دلایل نام میبردم مثلا میگفتم من چاقیم ارثیه هر چقدر هم تلاش کنم لاغر نمیشم یا میگفتم من استخوان بندیم درشته به پدرم رفتم برای همین هیکلم چاق نشون داده میشه
یا حتی زمانی که داشتم برای لاغر شدنم تلاش میکردم ورزش میکردم رژیم میگرفتم همزمان با تلاشم باور داشتم که من سرنوشتم چاقیه منو خدا اینجور خلق کرده تقدیر رو که نمیشه عوض کرد
و مرور این افکار به تدریج باعث میشد که من از تلاش کردن و ادامه دادن خسته بشم و رها کنم
بار ها از افراد چاق دلایل مختلفی شنیدم که بخاطر خوردن دارو یا فلان مواد غذایی چاق شدن
و بیشتر از همه شنیدم که چاقی خودشون رو گردن ارث و ژنتیک انداختن
زمانی این فکر در ذهن من و خیلی های دیگه تثبیت شد که نمونه هایی دیدم
حتی متوجه شدم که افراد لاغر هم لاغری خودشون رو ارثی میدونن
مثلاً وقتی خانمی رو اتفاقی جایی تو خیابون یا هرجایی دیگه ای میدیدم که چاقه و بچشم کنارش میدیدم که اونم چاقه برام اثبات میشد که چاقی ارثیه
🟣چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
اون زمانی که هنوز به سایت و موضوع لاغری با ذهن آشنا نشده بودم دلایل مختلفی داشتم برای چاق بودنم و لاغر نشدنم
دلایل طی چند سال در ذهن من بعد دیدن نمونه ها و باور کردن حرفای دیگران در ذهنم ثبت شده بود
هربار که مصمم تصمیم می گرفتم که باید برای لاغر شدنم کاری کنم مرور افکار و دلیل های چاق بودنم بیشتر از قبل در ذهنم مرور میشدن تا من رو از تصمیم خودم منصرف کنن و موفق هم میشدم
مهمترین دلیل من برای لاغر نشدن این بود که ژنتیک من چاقیه و من هم نمیتونم ژنتیک رو تغییر بدم که لاغر بشم اصلا امکان نداره
هربار که کسی در مورد وضعیت جسمی و چاقی من حرفی میزد نظری میداد یا میگفت چرا براش نمیکنی میگفتم من خیلی تلاش کردم ولی چه کنم که چاقی من ارثیه از ژنتیکمه هرچه تلاش کنم بی فایدس
🟣به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
من سال ها درگیر چاقی و اضافه وزن بودم
از اول که چاق نبودم حتی یادمه بچه بچه که بودم هیچ تصوری فکری در مورد چاقی نداشتم اصلا نمیدونستم چیه
افکار و باور های چاقی به مرور در ذهن من شکل گرفتن
من بشدت باور داشتم که چاقی بخاطر ژنتیکه و ارثیه
مرور این فکر اشتباه تاثیرات مخربی داشت
وقتی من در تلاش بودم که لاغر بشم این فکر در ذهنم مرور میشد و باعث میشد که تلاش کردن خسته بشم چون باور داشتم چاقی من ارثیه و نمیشه ازش فرار کرد پس چه فایده ای داره که برای لاغر شدن تلاش کنم و خودم رو خسته کنم وقتی نتیجه نهایی چیزی جز چاقی نیست
و مرور این فکر باعث میشد من همیشه از خودم انتظار چاقی و چاقی بیشتر داشته باشم
🟣اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
در تمام مدتی که باور داشتم چاقی ارثیه مدام بدنبال دلایلی بودم که به خودم و یا دیگران این دلیلو اثبات کنم
مثلاً میگفتم نگاه فلانی چه لاغره بچشم عین خودش لاغره خوشبحالش حتما چاقی و لاغری ارثیه
الان میخوام به خودم و به ذهنم اثبات کنم که موضوع چاقی و لاغری به هیچ وجه ارثی نیست
خانواده عموی من پنج تا بچه دارن
دو تای این بچه ها لاغرن بقیع همه چاقن
اگه ارثیه پس چرا همه لاغر نیستن با همه چاق ؟
یا مثلا داییم اضافه وزن داره اما زنداییم و بچه هاش همیشه لاغرن
تا جایی که میدانم بیشتر ژنی که در بچه وجود داره از پدر میرسه
پس چرا بچه ها چاق نشدن؟
اصلا اگر ارثیه چرا همه دایی هام چاق نیستن یا همشون لاغر نیستن؟
خیلی وقته که برای من اثبات شده چاقی هیچ دلیلی جز مرور افکار و باور های ثبت شده در ذهنمون نداره
خدایا شکرت 🪻💜
سلام.
سوال اول:
درک نمیکنم این ژن چاقی از کجا اومده؟ خاصیتش چیه و چرا بعضیا دارن بعضیا ندارن؟ الکی و شانسی و بی دلیل نمیشه که…ازونجایی که خیلی از منطق های چاقی اشبتاه بودن و خرافات از آب دراومدن، نمیتونم وجود ژن چاقی رو باور کنم.
درضمن طبق تحقیقاتی که کردم، اگه فرضا ژن چاقی تو بدن کسی باشه، غیرفعاله و وقتی وفعال میشه که یه سری شرایط دیگه مثل بی تحرکی و غذای زیاد خوردن و غیره فراهم بشن. خب اینجور باشه که ژن چاقی خودبخود بی خاصیته دیگه!
در کنار این من از کودکی تپل بودم بعدش بزرگتر و متناسب شدم. بعدش باز چاق شدم. پس ژن تناسب دارم.
سوال دوم:
تا دلت بخواد جمله چاقی بهم به ارث رسیده رو شنیدم. با اینکه خیلی از خاطرات و شنیده های کودکی رو یادم نمیاد اما اونقدر مامانم جمله ی تو به خانواده بابات رفتی اونا به چاقی معروف بودن رو تکرار کرد که کاملا یادمه. یعنی وقتی استاد میگه باورها و شنیده ها چاقی رو بوجود اوردن، من نمیتونم بگم نه! چون تمام حرفایی که در طول عمرم شنیدم همین چاقی بخاطر ارث و بی تحرکی و زیاد غذا خوردن هست. اگه اینا رو یکبار هم نشنیده بودم و چاق میبودم اونوقت به حرفای استاد شک میکردم.
سوال سوم:
هیچوقت کار به توجیه کلامی نرسید اپا تو ذهن قشنگ توجیه شده بودم همینی که هست و قرار نیست لاغر بشم. عملا چاقی هویتم بود.
سوال چهارم:
صدر درصد نگرش چاقی ارثی هست در انتظار چاقی نقش داشت. بس که تکرار شده بود،ذهنم عملا تسلیم شده بود. عمیقا باور داشتم چاق میمونم و چاق تر میشم. حتی یادمه عملم هم چاق کننده تر میشد. مثلا میگفتم دیگه آب از سرم گذشته پس بذا بیشتر بخورم. ورزش؟ ولش کن بابا!
سوال پنجم:
خانواده دوتا خاله هام
خانواده یکی از آشناها
این دوتا مورد پدر مادر جفتشون چاق اما بچه ها متناسب. مثال خیلی خالصیه.
بقیه یکی از والدین چاق و تو بچه ها هم چاق و لاغر دیده میشه.
شنیدم میگن ژن چاقی میتونه پنهان باشه یعنی تو بدن پدر و مادر نباشه و از یکی از افراد نسل قبلشون به من به ارث رسیده باشه! دنبال نقض کردن این جمله ام چون عجیبه ولی در حال حاضر نمیتونم نقضش کنم. موضوع ژن چاقی عمیقه و باید حالا حالاها درموردش تحقیق کنم. ولی خب استاد که فامیلشون معروف به داشتن ژن چاقی بودن یا همه ی بچه های متناسب شده ی شگفتی سازان هم باور داشتن چاقی بخاطر ژنه بهشون منتقل شده ولی متناسب شدن. این واقعیت هاست که وجود و تاثیرگذاری ژن چاقی رو برام بی اعتبار میکنه.
سوال ششم:
این سوال رو متوجه نشدم و نمیدونم دقیقا چیو باید توضیح بدم.
تو پیام قبلی نتونستم ادامه حرفمو تایپ کنم. کامنت گذاشتن با گوشی خیلی مشکل داره.
تحقیقات نشون داد محیط و سبک زندگی، تغذیه و ورزش و خواب و استرس و عوامل روانی اجتماعی کمک میکنن ژن چاقی فعال بشه.
درصورتی که نقض تمام این موارد رو دیدیم و بی اعتبار شدن. بنابراین حتی اگه من ژن چاقی هم داشته باشم، هیچ کاری از دستش برنمیاد و بدنم متناسب میمونه.
یه دلیل دیگه هم برای نبودن ژن چاقی به ذهنم میرسه. مگه تمام عوامل چاقی رو با مثال نقضش بی اعتبار نکردیم؟ اگه تمام پردم دنیا چاق میبودن، میتونستیم بگیم ژنچاقی وجود داره اما مثال نقضش وجود داره! آدمای متناسب!
چه چرت وپرتایی سر هم کردن به خوردمون دادن!
ژن چاقی داشتن خیلی موضوع پیچیده ایه و تا باورم درست بشه طول میکشه. فک کن هر چی تحقیق میکردم و میخوندم نمیتونستم درست برداشت کنم. با خودم میگفتم بفرما ژن چاقی وجود داره! بفرما اونایی که متناسبن شانسی ژن تناسب نصیبشون شده.
حالا که دوباره تحقیقارو خوندم فهمیدم من اشتباه برداشت میکردم بس که ذهنم عمیق باور ارثی بودن و محکوم بودن به چاقی رو عمیق قبول کرده بود.
مثال استاد که میگفت باورها مثل عینک رنگی قرمز هستن؛ دنیا رو قرمز میبینی. درصورتی که واقعیت اجسام قرمز نیستن.
حالا بریم سراغ تحقیقاتم ببینیم درمورد ژن چاقی چی گفته که بهم فهموند با وجود ژن چاقی باز هم باید متتناسب باشیم!
ژن چاقی = استعداد یا تمایلیعنی بدن یه نفر ممکنه به طور طبیعی انرژی رو راحتتر ذخیره کنه یا اشتهاش کمی بیشتر باشه. این فقط یه قابلیت هست، نه حکم نهایی.محیط و سبک زندگی = عامل اجراییاینکه این استعداد فعال بشه یا نه، بستگی داره به:تغذیه (چی میخوری و چقدر)فعالیت بدنی (تحرک و ورزش)خواب و استرسعوامل روانی و اجتماعی
سلام به استاد گرانمایه
چاقی ارثی
نگرش شما در باره چاقی ارثی چیست؟
در خانواده من کسی چاق نیست فقط من چاق هستم ولی در مسیر لاغری با ذهن هستم که امیدوارم بزودی آثار لاغری رو در خودم ببینم
چاقی من بعداز ازدواج صورت گرفت و اون هم بخاطر الگوهای غذایی غلط وباورهای نادرست
قبلا از آشنایی با این مسیر منم فکر میکردم که چاقی ارثی است اما اکنون دریافتم که اینطور نیست
در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیده اید یا با دیگران در باره آن صحبت کرده اید؟
این باور نادرست در سطح جامعه بسیار رواج دارد میشه گفت تقریبا همه جا صحبت از چاقی ارثی هست
چقدر گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید
همانطور که در بالا گفتم در خانواده خودم کسی چاق نیست ولی مطرح کردن این موضوع در جامعه بسیار رواج دارد. آنچنان که من هم باور داشتم چاقی ارثی است
به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
قبلا چون اطلاع نداشتم باور داشتم که چاقی ارثی هست
اکنون که آگاهی صحیح در باره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کرده اید ،افرادی را در خانواده شان چاق هستند اما خودشان لاغرند
خانواده همسرم :مادر شوهرم و تمامی خواهرانم چاق هستن اما پدر شوهرم و پسران این خانواده متناسب هستند
مثالی در باره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید وشرح دهید
چیزی که خیلی ها میگن همین مطلب است آنچنان هم محکم ابراز میکنند که آدم باورش میشه
از وقتی با این مسیر آشنا شدم خیلی دید م باز شده و این باورهای اشتباه رو دارم میشناسم
چقدر هم این باورها واقعا موثر هستند
نشان های دریافت شده
بنام پرودگار جهانیان
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی
چاقی ارثی نیست بلکه عادتی هست
الانکه دارم این فایلها رو دوباره مرور میکنم واقعا ایمان من به لاغری با ذهن بیشتر میشه و مطمئنم ک این راه درست ترینه
و تکرار تک حرفهای استاد کاملا درسته و در قلبم نفوذ میکنه
متاسفانه منم باور کردم ک چاقی ارثی هست و این باور اول اینکه امید به لاغرشدن منو نابود میکرد دوم اینکه باعث میشد کلا بیخیال لاغری بشم
این باور اشتباه رو تا حد زیادی در خودم اصلاح کردم
معنی کلمه ارث یعنی صفاتی ک از والدین در موقع تولد همراه من بوده و من قادر به عوض کردنشون نیستم
مثل رنگ چشم رنگ طبیعی مو رنگ پوست و…
اما من وقتی ب دنیا اومدم خیلی ضعیف و لاغر بودم و بعد از ازدواج چاق شدم و بارها چند کیلویی از وزنم رو کم کردم پس چاقی نمیتونه ارثی باشه چون من میتونم تغییرش بدم
و این صفات باید در خانواده در تمام فرزندان مشاهده بشه اما خانواده های زیادی رو میشناسم ک پدر و مادر متناسب و فرزند چاق دارن یا برعکس یا یکی از فرزندان چاق و دیگری لاغره پس ارثی نیست
چاقی در اثر افکار و نگرش اشتباه فرد و رفتار نادرست و عادتهای نادرست ب وجود میاد
و میشه با تغییر نگرش و تفکر رفتار درست و عادتهای درست رو جایگزین کرد و جسم هم خودش درست میشه
من یادمه قبلا ک متناسب بودم خیلی سبک بودم اصلا غذا ها برام مهم نبودن و هیچ فکری در مورد غذا ها نداشتم به زبان بدنم توجه میکردم و عادتهای نادرستی نداشتم
اما بعد ازدواج نگرش من تغییر کرد انتظار چاق شدن داشتم یادمه ک همه چیز رو با ولع زیادی میخوردم
قبل ازدواج روزی ۳ وعده میخوردم اونم در حد نیاز بعد ازدواج روزی ۵ وعده اونم وقتی نیاز نداشتم و سیر بودم
تازه ب غیر تفریحاتی ک با همسرم میرفتم بیرون و اونجا هم انواع بستنی پفک پیتزا و…. رو میخوردیم
زندگی با خانواده همسرم و دور بودن از خانواده و دوستانم تا حد زیادی برام سخت بود و احساس غم رو هم باعث چاقی میدونستم تنهایی و استرسی ک داشتم تنها پناهم شد غذا خوردن و همش در حال خوردن یه چیزی بودم
من به آسانی جاده چاقی رو طی کردم خودم مسئول چاقیم هستم و با پیمودن جاده لاغری هم میتونم دوباره برگردم ب تناسبم
با هر لقمه ک میخوردم انتظار چاقی داشتم هر بار ک جلو آیینه بودم تنفر داشتم شکست های پی در پی رژیم و ورزش ها همگی منو از لاغری دور و دور تر کردن
جاده زیبای تناسب اندام برعکس جاده چاقی هست
من میدونم ک میشه لاغرشد و موند میدونم ک من توانایی هستم بدنم توانایی لاغر شدن رو داره میدونم ک چاقی من بخاطر ارث یا غم و افسردگی نبود میدونم ک ازدواج باعث چاقیم نبود غذا ها باعث چاقیم نبودن
پشت همه ی این بهونه ها افکار من بود باورهای غلطی ک از بقیه گرفته بودم
خدای مهربان عالم و حکیم منو ب اینجا هدایت کرد
جایی ک خودمو شناختم افکارم رو شناختم دلیل رفتارم رو درک کردم و فهمیدم چی درسته و چی غلط فهمیدم ک کدوم مسیر اشتباهه و فایده ای نداره و کدوم مسیر درسته و باید ادامه بدم استاد عطار روشن مثل خورشید قلب من رو روشن و گرم کردن و یادم آوردن ک چرا در گذشته لاغر بودم چرا درست رفتار میکردم و از همه مهمتر چرا چاق شدم
من دیگه از سردر گمی در اومدم و ب سمت تناسب حرکت میکنم