0

چاقی ارثی است یا عادت‌ی؟ پاسخ علمی و شگفت‌انگیز! (گام ۲۰)

چاقی ارثی
اندازه متن

😔 خیلی از آدم‌ها مخصوصاً وقتی سال‌ها با اضافه‌وزن دست‌و‌پنجه نرم کردن، خودشون رو قانع می‌کنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژن‌هاست. چون خیلی از پزشکا و محقق‌ها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیق‌تر می‌شه.

ولی اینجا یه نکته‌ی ظریف وجود داره…

وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، می‌تونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:

🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایده‌ای نداره!»

و همینجاست که آدم دست از حرکت می‌کشه…

❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟

اگه از بیشتر آدمایی که اضافه‌وزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث می‌گن:

«چاقی ارثی است!» 😐🧬

چاقی ارثی است

راستش منم همین‌طور فکر می‌کردم…

تا سی‌و‌پنج سال از زندگی‌مو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی می‌خواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:

🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدری‌ش همه چاقن! به عموهاش رفته!»

و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.

انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی‌ من. مهرِ ارثی بودن!

📉 از همون روزایی که کم‌کم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:

🚫 «بی‌خود تلاش نکن! تو لاغر نمی‌شی. چاقی‌ت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»

و خب… چه انگیزه‌ای می‌مونه وقتی ذهنت دائم تکرار می‌کنه که «تو چاره‌ای نداری»؟

🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه

«چاقی ارثی است» شاید یه جمله‌ی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محقق‌ها.

باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه می‌کنی، توی گوشت زمزمه می‌کنه:

🗣️ «تو تقصیری نداری، ژن‌هات اینجورین!»

اما چیزی که خیلی‌ها نمی‌دونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث می‌شه ذهنمون این باور رو بسازه که:

«من نمی‌تونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»

و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن می‌کنه… 😞

✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟

بذار راحت بگم:

✅ شاید ژن‌ها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگ‌ترین دشمن لاغریته.

وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگی‌تو تغییر بدی، و مهم‌تر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،

اون وقته که معجزه شروع می‌شه ✨

🌱 من تونستم بعد از سال‌ها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.

تو هم می‌تونی. حتی اگه همیشه فکر می‌کردی “چاقی ارثی است!” 💪

چاقی ارثی

👨‍👩‍👧‍👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصه‌ای که از بچگی برام نوشته شد

قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:

🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»

از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یه‌صدا می‌گفتن:

چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬

و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکس‌های قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!

حتی بعضی وقتا که منو نمی‌شناختن، ولی تا می‌فهمیدن فامیلم چیه، می‌گفتن:

🕵️‍♂️ «حدس زدم باید از عطارروشن‌ها باشی! ماشالا همه‌تون درشت و تپلی هستین!»

و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته می‌شد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل می‌گرفت…

🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی می‌شه…

یواش‌یواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.

دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشن‌ها”.

اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف می‌شد!

📌 اون‌قدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کم‌کم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.

و می‌دونی چی می‌شه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا می‌افته؟

📌 اون فرمول، تبدیل می‌شه به “واقعیت زندگی‌مون”.

🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!

باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانواده‌م چاق بودن.

پس هیچ‌وقت از خودم نپرسیدم:

«آیا می‌تونم لاغر باشم؟»

چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:

❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»

و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایده‌ای داره؟

وقتی انتظار ذهنی‌ات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟

🌀 انتظار ذهنی قوی‌تر از هر رژیم و ورزشیه

📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…

بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمی‌گردونه به همون نقطه قبلی.

✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سال‌ها باهاش زندگی کردی:

“چاقی ارثی است.”

اما خبر خوب اینه که فرمول‌های ذهنی قابل بازنویسی هستن!

تو می‌تونی فرمول ذهنی‌ات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمی‌شی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.

🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم می‌تونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟

اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت می‌گم:

👁️ رنگ چشم‌هام،

💇‍♀️ رنگ موهام،

👃 فرم بینی یا شکل صورتم…

اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.

اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…

آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟

🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگی‌مون شکل گرفتن.

🧠 ما شبیه خانواده‌مون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!

تو هر خانواده‌ای یه سبک زندگی وجود داره…

👂 حرف‌هایی که زیاد گفته می‌شه،

🍽️ غذاهایی که همیشه هست،

💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون می‌خونه‌ن.

برای من هم همینطور بود…

وقتی شروع کردم با دنیای «فرمول‌های ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر می‌کردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.

🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده

یادمه یکی از پررنگ‌ترین و ریشه‌دارترین فرمول‌هایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:

📢 «چاقی ارثی است!»

این جمله اون‌قدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.

هر وقت کسی می‌گفت چرا چاقی؟

🗣️ فوری جواب می‌اومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»

اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمول‌های ذهنی‌م رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…

مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاق‌تر شدن داشته باشه!

💡 راه حل چی بود؟

برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر کنم، و یه جمله‌ی تازه رو جایگزینش کنم:

🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»

با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کم‌کم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…

و این شد نقطه شروع تغییر من ✨

✨ حالا نوبت توئه…

👣 اگه سال‌هاست با این باور زندگی می‌کنی که «چاقی‌ت ارثیه»،

یه بار برای همیشه از خودت بپرس:

«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»

شروع کن به نوشتن فرمول‌های ذهنی‌ات… ممکنه یکی‌شون همون جمله‌ای باشه که سال‌ها مانع تغییرت شده!

ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطاف‌پذیره… و تو می‌تونی با قدرت آگاهی، فرمول‌های تازه‌ای بسازی 💫

🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن

یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستان‌های موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونسته‌اند رویای لاغری‌شان را به واقعیت تبدیل کنند.

وقتی می‌بینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کم‌کم باور می‌کند:

من هم می‌توانم!

من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫

✍️ تمرین آموزشی 📖

فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، می‌تواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.

پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:

  1. ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
  2. سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
  3. بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.

سوالات تمرینی:

  • نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
  • در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیده‌اید یا با دیگران درباره آن صحبت کرده‌اید؟
  • چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
  • به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
  • اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کرده‌اید، افرادی را پیدا کنید که در خانواده‌شان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
  • مثالی درباره نگرش انسان‌ها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.

حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.33 از 106 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12916
211 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۵/۳۰ ۱۴:۲۴
      مدت عضویت: 2305 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه

      من هم خواهری دارم که بعد ازدواج روند چاقیش سرعت گرفت و وقتی به خونمون می اومد و از چاقیش می نالید مادرم میگفت تو شبیه فلان عمه ات هستی .

      البته قیافش وهمینطور یه سری خصوصیاتش شبیه اون عمه هست واز بس بهش گفته شد اون پذیرفت و با چاقیش کم وبیش کنار اومد .

      بعد مدتی که منم اجرای یه سری فرمولهای ذهنیم درمورد چاقی بعد کنکور سراسری شکل گرفت و من از حالت متناسب بودن خارج شدم و به سمت چاق شدن پیش میرفتم و مادرم مرتب میگفت تو هم شبیه فلان عمه ات هستی وخیلی هم دلایل می آورد که این کارت شبیه عمه ات هست و همش می گفت بچه های من هیچکدوم به من نرفتند .

      و خواهر بزرگترم قدش از من کوتاه تر بود و شبیه یکی از عمه های چاق قدکوتاه تر بود ولی من قدم بلند تر بودم ولی از لحاظ قیافه ربطی به عمه ام نداشتم اما شکل چاقیم چون هر دو قد بلند بودیم وقتی قدبلندا چاق میشن یه جورایی انگار استخوان بندیشون درشت باشه  به نظر میان و من از این نظر شبیه عمه ام بودم .

      بعد خیلی فکر کردم که اصلا چرا عمه ام هیچکدوم از بچه هاش شبیه خودش نیست و یک دونه دخترش شبیه پدرش هست اما دوتاپسراش نه شبیه پدرشون هستند نه شبیه مادرشان ونه خانواده پدری ومادریشان .

      یا یه برادر وخواهرم نه تنها شبیه پدر ومادرم نیستند بلکه حتی شبیه هیچکدوم از ایل وتبار ما نیستند .

      اونجا بود که اصلا ژنتیک پیشم اهمیت خودش رو از دست داد.

      یا پدر ومادر چاقی میشناختم که بچه متناسب اندام هم داشتند و همینطور استاد رو تو ذهنم آوردم که اگه واقعا چاقیش ارثی بود پس چرا الان متناسبه. ارث که نباید تغییر بکنه و …

      و کم کم این باور ارثی بودن هم در ذهنم شکسته شد و من تونستم وزن زیادی رو از دست بدهم و…

      یا  در مورد ازدواج و وضعیت مالی  هم  همینطوره میگن طرف شانس آورد وکاسبیش گرفت یا شانس آورد و با دختر یاپسر همه چی تمام ازدواج کرد اما بعد مدتی می بینیم که طرف ورشکست شد یا زندگیشون پاشید .

      اگه زندگی روی اصل شانس و ارث پیش بره دیگه نباید تغییر کنه پس چرا موردهایی میبینیم که تغییر کردند .

      پس واقعیت اینه ما با کانون توجهاتمون زندگیمون رو خلق میکنیم و شانس و ارث و… وجود نداره .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۵/۰۲ ۱۸:۳۵
      مدت عضویت: 2305 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 372 کلمه

      به نام خدا

      درهمسایگی ما هم خانواده ای بود که پدرخانواده لاغر ومادر کمی اضافه وزن ولی یک فرزند اضافه وزن بسیاربالا و مابقی برادرها لاغربودن .

      علیرغم اینکه این برادر همش کارش روی تراکتور وزمین کشاورزی بود اما بسیار چاق بود واین نشون میده که چاقی عادتی هست . 

      یا دریک خانواده ای پدرچاق ومادر هم چاق ولی فرزندان متناسب بودن واین هم نشون میده چاق شدن عادتی هست .

      ومن هم از وقتی یه کم بزرگتر شدم و خودم روشناختم متوجه شدم خیلی شبیه پدرم هست چون یه روز که عکس جوانی پدرم رو بادقت نگاه کردم متوجه شدم چقدرمن شبیه اش هستم و اون اون موقع متناسب بود و گاها میشد که جایی میرفتم که آشنایی بسیاردور باهم داشتند ومدتی منو ندیده بودن میگقتن تو دختر فلانی هستی . و من میگفتم آره . میگفتن ازچشم وابروت مشخصه .

      یا آرایشگاه میرفتم بهم میگفتن چقدر موهات لخته ویا ابروهات پرپشته ومن میگفتم شبیه پدرم هستم وبه پدرم رفتم .

      اونجا بود که احساس میکنم رفته رفته  سرعت چاقی من شدت گرفت و حتی رفتارهای پدرم روهم گرفته بودم اینکه تندتند غذا میخوردم . تو کارها فرزبودم وسرعتی . 

      ومادرم میگفت شبیه عمه هات هستی اونها یه دقیقه نمیتونن گشنگی روتحمل کن و خدا نکنه شکمشون یه کم نصفه بشه آدم رو میخورن .

      البته مادرم هم یواش یواش شکم آورد .

      از اون روزها که میگذره وبادلایل زیاد به خودم اثبات کردم که دلیلی نداره من چون فرم چشم وابروم شبیه پدرمه چاقیم شبیه اون باشه .

      الان یه خواهرم وبرادرم اصلا شبیه نه پدرومادرم هستن نه کل فامیل پدری ومادری . پس شبیه کی هستن . از کره مریخ اومدن . اونجا بود متوجه شدم ژنتیک هم درقیافه اثر نداره .

      یا یه عموم یه دختر وپسر داره هردو چشم آبی ولی مدل چشم وابرو و رنگ مو وابروشان باهم کاملا فرق داره تازه شبیه عموم وزنموم هم نیستن وازاین قبیل مثال .

      من چاقی رو یادگرفتم و باهاش زندگی کردم ‌وکم کم رفتارهای چاقی و بعد عادتهای چاقی درمن شکل گرفت .

      اکه چاقی ارثی بود چرا استاد وکلی دوستان شگفت انگیز متناسب شدن . 

      چرا کلی ازبچه هاعلیرغم داشتن پدرومادر چاق متناسبن .

      وزمانی که این باور شکسته شد روند لاغرشدن منم سرعت گرفت وهر روزه بازم حواسم هست کلی نمونه پیدا کنم وبراش باورپذیرترش کنم واین مسیر همچنان ادامه دارد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۳/۰۱ ۲۱:۳۲
      مدت عضویت: 2305 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 229 کلمه

      سلام

      با اینکه من روند چاقیم از یه سن خاصی اوج گرفت ولی منم به شدت مورد تهاجم این باورغلط قرارگرفتم که تو شبیه عمه ات هستی قدبلند وهیکلی .

      الان پیش خودم فکرمیکنم میگم چطور من تا قبل از اون سن شبیه عمه نبودم وبعد اون سن شدم . چرا من ساده لوحانه همه چی رو باور کردم .

      آنقدر این جمله رو بهم گفتن که بااینکه عمه ام عینکی بود ومن عینکی نبودم بعد چند سال منم عینکی شدم . 

      کافی بودیه حرکت اشتباهی ازم سربزنه مثلا پام بخوره به میز . انگارمیخاستن مچ بگیرن سریع میگفتن شبیه عمه ات هستی اونهم اینجوریه وجلوی چشمش رو نمیبینه .

      الان که بهشون  میگم کلن منکر میشن .

      حالا بااینهمه دلایل محکمشون من چقدر بایستی تلاش میکردم تا این باور رومنتفی کنم .

      اومدم بررسی کردم تو خونه عمه ام دوتا بچه هاش کوتاه قد هستن ومتناسب ویکی بچه اش لاغرهست .

      چرا بچه هاش شبیه اش نیستن و من ژنتیکم شبیه اونهاست .

      وقتی این روبارها وبارها گفتم کم کم روند لاغریم سرعت گرفت .واین باور قدیمیم تخریب شد و آرامش یافتم .

      من چاق شدن رو آموختم بعدش بایستی باتمرین وتکرار لاغرشدن رو بیاموزم . 

      وقتی اوایل دوره تصاویر استاد ودوستان شگفت انگیز رو میدیدم که تونستن به رویای متناسب شدنشون برسن برام پذیرش اینکه چاقی ارثی نیست و آموختنی هست ومن آموختمش راحت شد و مانع ذهنی که داشتم شکسته شد و درمسیر متناسب شدن قرار گرفتم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۸ ۱۳:۴۳
      مدت عضویت: 2305 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام و درود برمشتاقان تناسب اندام

      از روزی که آموزشها رو مستمرا دنبال میکنم  در ذهنم روی گذشته ام  بیشتر متمرکز میشم دقیق تر علت های چاقیم رو شناسایی میکنم .

      منم تا ۲۶. ۲۷ سالگی متناسب بودم و به خاطر یه سری فرمولهای ذهنی چاق شدم . ابتدا خواهر بزرگترم که بعد از ازدواج  اضافه وزن  پیدا کرد و بعد از اون سال مرتب وزنش بیشتر و بیشتر میشد و مادرم بهش میگفت تو تا لنگ ظهر میخابی و تحرک نداری چاق شدی بعدش که خواهرم صحبت زود بیدار میشد و فعالیت کاریش بیشتر شد بهش میگفت تو به عمه هات رفتی شکم و پهلو و… و خواهرم همش حسادت منو میکرد میگفت خوش به حالت هرچی میخوری و متناسبی.

      مادرم میگفت اون چون صبح زود پا میشه میره سرکار و فعالیت کاریش داره متناسب .

      تا اینکه این باور در منم شکل گرفت که خواهرم چون تحرک نداره و شبیه عمه هامه چاقه .یادم میاد موقع خوردن غذا مرتب بهش می گفتم یه کم کمتر بخور . و اونم همچنان باب میلش  میخورد .

      کم کم منم چاق شدم . تا اینکه یه روز به خودم اومدم دیدم ۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و مرتب همکارم بهم میگفت   حالم بد میشد تا اینکه مادرم گفت چاقیتون  ارثیه و به عمه هات رفتین . ومنم مثل باقی دوستان باورم شده بود و کم کم در محیط همکارهای چاق قرارگرفتم و اونها هم می گفتند چون ما غذای خوب نمیخوریم چاق شدیم و یه همکارم که به چاقی عشق میورزید و مرتب قرص چاقی میخورد که زیباتر باشه . منم چند باری قرص  چاقی خوردم تا صورتم پر بشه .

      دیگه کم کم پیاده روی و رژیم رو اضافه کردم وزنم اومد پایین و وقتی کنارگذاشتمش مجددا ۱۰ کیلو بیشتر شدم و خسته شده بودم و حرف مادرم رو پذیرفتم که من به عمه هم رفتم و چاقم .

      اما الان که فهمیدم چقدر افکار و باورهای اشتباه رو وارد ذهنم کردم که اگه چاقی ارثی بود هیچکدوم از عمه هام بچه هاشون چاق نیستند پس چطور من و خواهرم به اونها رفتیم .

      و اگه تحرک نقش داره من چطور چندین سال متناسب بودم با اینکه  کارم پشت میز نشینی هست و کلی همکار دارم که اونها هم کارشون شبیه منه و متناسبن.

      پس با شکوندن باور ارثی چاقی و خیلی باورهای غلط دیگه   به خودم دوباره فرصت شاد بودن و درست کردن افکار و باورهای لاغرکننده با آموزش و تمرین و تکرار دوباره مثل قبل متناسب میشم .

      فقط یه سوالی ذهنم رو مشغول کرده واینکه چرا استاد با اینکه پسرعمویش رو دید و اون تو وضع چاقی بودند و راهش  رو ازش خواستند سایت خودش رو معرفی نکرد ؟  

      علیرغم اینکه استاد خودشون قبلا چاق بودند و عوارضی چاقی رو میدانستند؟ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم