😔 خیلی از آدمها مخصوصاً وقتی سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن، خودشون رو قانع میکنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژنهاست. چون خیلی از پزشکا و محققها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیقتر میشه.
ولی اینجا یه نکتهی ظریف وجود داره…
وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، میتونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:
🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایدهای نداره!»
و همینجاست که آدم دست از حرکت میکشه…
در این جلسه میآموزیم:
❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟
اگه از بیشتر آدمایی که اضافهوزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث میگن:
«چاقی ارثی است!» 😐🧬

راستش منم همینطور فکر میکردم…
تا سیوپنج سال از زندگیمو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی میخواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:
🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدریش همه چاقن! به عموهاش رفته!»
و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.
انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی من. مهرِ ارثی بودن!
📉 از همون روزایی که کمکم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:
🚫 «بیخود تلاش نکن! تو لاغر نمیشی. چاقیت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»
و خب… چه انگیزهای میمونه وقتی ذهنت دائم تکرار میکنه که «تو چارهای نداری»؟
🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه
«چاقی ارثی است» شاید یه جملهی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محققها.
باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه میکنی، توی گوشت زمزمه میکنه:
🗣️ «تو تقصیری نداری، ژنهات اینجورین!»
اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث میشه ذهنمون این باور رو بسازه که:
«من نمیتونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»
و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنه… 😞
✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟
بذار راحت بگم:
✅ شاید ژنها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگترین دشمن لاغریته.
وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگیتو تغییر بدی، و مهمتر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،
اون وقته که معجزه شروع میشه ✨
🌱 من تونستم بعد از سالها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.
تو هم میتونی. حتی اگه همیشه فکر میکردی “چاقی ارثی است!” 💪

👨👩👧👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصهای که از بچگی برام نوشته شد
قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:
🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»
از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یهصدا میگفتن:
چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬
و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکسهای قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!
حتی بعضی وقتا که منو نمیشناختن، ولی تا میفهمیدن فامیلم چیه، میگفتن:
🕵️♂️ «حدس زدم باید از عطارروشنها باشی! ماشالا همهتون درشت و تپلی هستین!»
و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته میشد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل میگرفت…
🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی میشه…
یواشیواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.
دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشنها”.
اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف میشد!
📌 اونقدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کمکم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.
و میدونی چی میشه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا میافته؟
📌 اون فرمول، تبدیل میشه به “واقعیت زندگیمون”.
🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!
باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانوادهم چاق بودن.
پس هیچوقت از خودم نپرسیدم:
«آیا میتونم لاغر باشم؟»
چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:
❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»
و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟
وقتی انتظار ذهنیات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟
🌀 انتظار ذهنی قویتر از هر رژیم و ورزشیه
📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…
بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمیگردونه به همون نقطه قبلی.
✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سالها باهاش زندگی کردی:
“چاقی ارثی است.”
اما خبر خوب اینه که فرمولهای ذهنی قابل بازنویسی هستن!
تو میتونی فرمول ذهنیات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمیشی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.
🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم میتونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟
اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت میگم:
👁️ رنگ چشمهام،
💇♀️ رنگ موهام،
👃 فرم بینی یا شکل صورتم…
اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.
اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…
آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟
🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگیمون شکل گرفتن.
🧠 ما شبیه خانوادهمون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!
تو هر خانوادهای یه سبک زندگی وجود داره…
👂 حرفهایی که زیاد گفته میشه،
🍽️ غذاهایی که همیشه هست،
💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون میخونهن.
برای من هم همینطور بود…
وقتی شروع کردم با دنیای «فرمولهای ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.
🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده
یادمه یکی از پررنگترین و ریشهدارترین فرمولهایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:
📢 «چاقی ارثی است!»
این جمله اونقدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.
هر وقت کسی میگفت چرا چاقی؟
🗣️ فوری جواب میاومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»
اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمولهای ذهنیم رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…
مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاقتر شدن داشته باشه!
💡 راه حل چی بود؟
برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کمرنگ و کمرنگتر کنم، و یه جملهی تازه رو جایگزینش کنم:
🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»
با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کمکم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…
و این شد نقطه شروع تغییر من ✨
✨ حالا نوبت توئه…
👣 اگه سالهاست با این باور زندگی میکنی که «چاقیت ارثیه»،
یه بار برای همیشه از خودت بپرس:
«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»
شروع کن به نوشتن فرمولهای ذهنیات… ممکنه یکیشون همون جملهای باشه که سالها مانع تغییرت شده!
ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطافپذیره… و تو میتونی با قدرت آگاهی، فرمولهای تازهای بسازی 💫



🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن
یکی از بهترین راهها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستانهای موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونستهاند رویای لاغریشان را به واقعیت تبدیل کنند.
وقتی میبینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کمکم باور میکند:
من هم میتوانم!
من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، میتواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.
پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:
- ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
- بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
سوالات تمرینی:
- نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
- در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
- چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
- به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
- اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
- مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.33 از 106 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
من هم این ارثی بودن و خیلی شنیده بودم الان فکر می کنم می بینم مثلا بابام که خیلی متناسب بود خدا رحمتش کنه ، مادرم که جدیدا اون هم چند سالی هست گه چاق شده . خالم اینا داییم مادر بزرگم هیچ کدوم چاق نیستن ولی یادمه مامانم همش می گفت ماها پاهامون چاق تره بالا تنه مون کوچیک . گاهی هم به من می گفت تو پاهات به عمه هات رفته … منم خیلی عمه هام و ندیدم چون همیشه خارج بودن به غیر از یکیشون اونم یه خپرده تپلی بود . حالا پدربزرگم از طرف پدری خیلی متناسب بود ولی مادربزرگم و یادم نیست چون خیلی کوچیک بودم فوت کردن . در هر صورت اینها رو شنیده بودم من از بچگی و این پاهام برای من یه باور ریشه دار شده بود الان هم خیلی کار کردم روی این مسله ولی هنوزم فکر می کنم اونطوری که باید نیستن از بس مامانم همیشه اینها رو گفته بود دامن کوتاه نپوش و جورابت کلفت باشه پاهات اینجور من احساس خوبی نداشتم البته الان خیلی بهتر شدم یه سری چیزهایی که اون موقع نتونستم بپوشم و الان می پوشم .اون موقع تو خونه هم نمی پوشیدم یه چیزهایی و …
یا مثلا ایران استخر می رفتم زیاد راحت نبودم …
پس الان دیگه می دونیم که هر موضوعی بعد از تولد در زندگی ما مشخص می شود هیچ ارتباطی به ارث و ژنتیک ندارد.
باید باور چاقی ارثی است و با باور چاقی عادتی است جایگزین کنیم دلیل بیاریم مثل همین فامیل شما تو بستنی فروشی. همه این باورها کد نویسی شده در ذهن و ذهن بر اساس اون کدها دستور می ده و همه ناخوداگاه هستش .
خیلی هیجان زده ام برای محصول جدید شناسایی باورها انشالله آگاهی های بیشتری نصیبمون می شه ممنون استاد گرامی.
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر عزیزان
این فرمولها که در ذهن من بسیار بود حالا یکی جدیدش و بگم که مامانم همش می گفت تو به عمه هات رفتی پاهات چاقه به اونها رفتی این طوری اونطوری همش اینا رو می گفت نه ما هممون بالا تنه هامون لاغره و از این حرفهای بی خودی حالا اون موقع که هم که من لاغر بودم و دختر بچه ولی اینها کم کم فرمول شدن توی ذهنم من
حالا این مثالی که زدین از فامیلتون یک نصف شب با این همه بستنی و باقلوا . من همسرم خیلی دیر می خوابه همیشه ولی متناسب هستش ولی عادت هم داره شب دیر می خورد شام چون اولا که اومده بودیم اینجا به رسم ایران ولی من اینجا کم کم عادتش دادم زودتر غذا بخوره چون من زود می خوابم شبا عادت ندارم تا دیروقت بیدار بمونم ولی حالا ممکنه که دیر وقت بستنی چیزی بخوره یا پاپ کورن درست کنه
یادمه که ما می رفتیم سینما همسرم همیشه عادت داشت پاپ کورن و یه نوشابه بزرگ البته ما هم می خوردیم نوشابه ولی من همش فکرم این بود وای الان اینو می خورم اینجا هم نشستم و فیلم می بینم چاق می شم ولی می دیدم اون با لذت می خوره و نگاه می کنه ولی من هیچ وقت نتونستم با لذت بخورم حالا ممکنه همون وقت خوردن لذت بردم ولی بعدش همیشه استرس چاقی و از این حرفها
پس اضافه وزن ما به خاطر عادتها و باورهای اشتباه که در ذهنمون داریم که به صورت ناخوداگاه اونها رو تکرار می کنیم
نشان های دریافت شده
اول از همه اینو بگم که امروز شیطونه داشت گولم می زد که نرم پیاده روی همش می گفت تو سرت گیج میره خستهای نمی خواد بری ولی من بلند شدم و رفتم به حرفش گوش ندادم و حرکتی همسو با متناسب شدن انجام دادم!
و اینکه این باورهای چاقی من هم خیلی داشتم و یکی از اونها این بود که مامانم همیشه از بچگی به من می گفت پاهات چاقه البته من همیشه متناسب بودم حالا این چند ساله است که اینجوری شدم و این دیگه یکی از فرمولهای بود که من باور کرده بودم و همیشه فکر می کردم پاهای من خیلی زشت و چاقه حالا که به مامانم می گم می گه اخه می خواستم چیز کوتاه نپوشی خوب می گفتی نه بده مثلا کوتاه بپوشی یا این یا اون نه اینکه بی خودی برچسب بچسبونی !
خلاصه خیلی از این فرمولهای این مدلی و الان دیگه باور ندارم که نه اینطوری نیست و خیلی از این باورها و به باورهای جدید تبدیل کردم
و این ارثی هم همینطور!