😔 خیلی از آدمها مخصوصاً وقتی سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن، خودشون رو قانع میکنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژنهاست. چون خیلی از پزشکا و محققها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیقتر میشه.
ولی اینجا یه نکتهی ظریف وجود داره…
وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، میتونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:
🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایدهای نداره!»
و همینجاست که آدم دست از حرکت میکشه…
در این جلسه میآموزیم:
❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟
اگه از بیشتر آدمایی که اضافهوزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث میگن:
«چاقی ارثی است!» 😐🧬

راستش منم همینطور فکر میکردم…
تا سیوپنج سال از زندگیمو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی میخواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:
🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدریش همه چاقن! به عموهاش رفته!»
و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.
انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی من. مهرِ ارثی بودن!
📉 از همون روزایی که کمکم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:
🚫 «بیخود تلاش نکن! تو لاغر نمیشی. چاقیت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»
و خب… چه انگیزهای میمونه وقتی ذهنت دائم تکرار میکنه که «تو چارهای نداری»؟
🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه
«چاقی ارثی است» شاید یه جملهی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محققها.
باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه میکنی، توی گوشت زمزمه میکنه:
🗣️ «تو تقصیری نداری، ژنهات اینجورین!»
اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث میشه ذهنمون این باور رو بسازه که:
«من نمیتونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»
و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنه… 😞
✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟
بذار راحت بگم:
✅ شاید ژنها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگترین دشمن لاغریته.
وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگیتو تغییر بدی، و مهمتر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،
اون وقته که معجزه شروع میشه ✨
🌱 من تونستم بعد از سالها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.
تو هم میتونی. حتی اگه همیشه فکر میکردی “چاقی ارثی است!” 💪

👨👩👧👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصهای که از بچگی برام نوشته شد
قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:
🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»
از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یهصدا میگفتن:
چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬
و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکسهای قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!
حتی بعضی وقتا که منو نمیشناختن، ولی تا میفهمیدن فامیلم چیه، میگفتن:
🕵️♂️ «حدس زدم باید از عطارروشنها باشی! ماشالا همهتون درشت و تپلی هستین!»
و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته میشد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل میگرفت…
🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی میشه…
یواشیواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.
دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشنها”.
اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف میشد!
📌 اونقدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کمکم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.
و میدونی چی میشه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا میافته؟
📌 اون فرمول، تبدیل میشه به “واقعیت زندگیمون”.
🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!
باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانوادهم چاق بودن.
پس هیچوقت از خودم نپرسیدم:
«آیا میتونم لاغر باشم؟»
چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:
❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»
و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟
وقتی انتظار ذهنیات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟
🌀 انتظار ذهنی قویتر از هر رژیم و ورزشیه
📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…
بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمیگردونه به همون نقطه قبلی.
✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سالها باهاش زندگی کردی:
“چاقی ارثی است.”
اما خبر خوب اینه که فرمولهای ذهنی قابل بازنویسی هستن!
تو میتونی فرمول ذهنیات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمیشی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.
🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم میتونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟
اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت میگم:
👁️ رنگ چشمهام،
💇♀️ رنگ موهام،
👃 فرم بینی یا شکل صورتم…
اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.
اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…
آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟
🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگیمون شکل گرفتن.
🧠 ما شبیه خانوادهمون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!
تو هر خانوادهای یه سبک زندگی وجود داره…
👂 حرفهایی که زیاد گفته میشه،
🍽️ غذاهایی که همیشه هست،
💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون میخونهن.
برای من هم همینطور بود…
وقتی شروع کردم با دنیای «فرمولهای ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.
🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده
یادمه یکی از پررنگترین و ریشهدارترین فرمولهایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:
📢 «چاقی ارثی است!»
این جمله اونقدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.
هر وقت کسی میگفت چرا چاقی؟
🗣️ فوری جواب میاومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»
اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمولهای ذهنیم رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…
مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاقتر شدن داشته باشه!
💡 راه حل چی بود؟
برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کمرنگ و کمرنگتر کنم، و یه جملهی تازه رو جایگزینش کنم:
🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»
با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کمکم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…
و این شد نقطه شروع تغییر من ✨
✨ حالا نوبت توئه…
👣 اگه سالهاست با این باور زندگی میکنی که «چاقیت ارثیه»،
یه بار برای همیشه از خودت بپرس:
«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»
شروع کن به نوشتن فرمولهای ذهنیات… ممکنه یکیشون همون جملهای باشه که سالها مانع تغییرت شده!
ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطافپذیره… و تو میتونی با قدرت آگاهی، فرمولهای تازهای بسازی 💫



🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن
یکی از بهترین راهها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستانهای موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونستهاند رویای لاغریشان را به واقعیت تبدیل کنند.
وقتی میبینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کمکم باور میکند:
من هم میتوانم!
من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، میتواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.
پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:
- ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
- بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
سوالات تمرینی:
- نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
- در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
- چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
- به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
- اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
- مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.33 از 106 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️
سلام
مسیر لاغری من : گام 20 : چاقی ارثی است یا عادتی ؟
تمرین آموزشی ✍️
در گذشته به شدت عقیده داشتم که چاقی ارثی است چون بارها در خانواده از از زبان اطرافیان شنیده بودم که چاقی ما ارثیه و هر کاری هم بکنیم لاغر نمیشیم و با دیدن الگو های فراوان این موضوع کاملا برام جا افتاده بود و زمانی هم که به این مسیر زیبا هدایت شدم مدت زمان زیادی طول کشید تا تونستم با این مسأله کنار بیام که چاقی ارثی نیست یادمه اون زمان که بچه بودم یکی از خواهرام با اینکه اون زمان کاملا متناسب بود ولی از همون سن پایین همیشه در حال رژیم گرفتن و لقمه شماری بود و صبحانه و ناهار شو سر ساعت میخورد و شام اصلا و به هیچ عنوان نمیخورد اون زمان با اینکه بچه بودم و خیلی هم لاغر بودم به تقلید از خواهرم تصمیم گرفتم که برای یه هفته مثل اون غذا بخورم و موقع غذا خوردن شروع کردم به لقمه شماری خوب یادمه که اصلا حس خوبی بهم نداد و احساس میکردم که سیر نمیشم به خواهرم گفتم خیلی سخته آدم اصلا سیر نمیشه تو چه طوری تحمل میکنی بهم گفت روز اول چون هنوز معده ت عادت نداره به اندازه هر روزت که غذا می خوردی بخور از روز بعد هر روز یه لقمه از غذا تو کم کن تا حجم غذا ت کم بشه به همین طریق کم کم معده ت هم کوچیک و جمع و جور میشه تو هم به این روش غذا خوردن عادت می کنی و دیگه اذیت نمیشی ولی من اصلا خوشم نمی یومد و به روز دوم نکشیده رها کردم و دیگه ادامه ندادم و همیشه این سوال تو ذهنم بود که خواهرم که لاغر پس چرا این قدر خودشو اذیت میکنه و یه بار که این سوال و ازش پرسیدم گفت چونکه ما چاقی تو خون مونه پس باید همیشه مواظب غذا خوردن مون باشیم و این جمله خواهرم اون زمان که من ابتدایی بودم تو ذهنم موند و من آنچنان باور کردم که تا قبل از هدایتم به این مسیر در مورد اضافه وزنم به همه میگفتم که چاقی ما ارثیه ما آبم بخوریم چاق میشیم الان می فهمم که قدرت کلام در زندگی ما خیلی تاثیر پذیر هستش و الان خیلی مراقب حرف زدنم با دیگران هستم چون کلمات واقعا قدرتمند و تاثیرگذار و تاثیر پذیر هستن.
یکی دیگه از خواهرام از همون اول چاق بود ولی اون زیاد اهل رژیم و کالری شماری نبود اون بیشتر اهل باشگاه رفتن و ورزش کردن بود ولی هیچ وقتم لاغر نشد و و یادم مادرم همیشه می گفت چاقی ما ارثیه ما هر کاریم بکنیم لاغر بشو نیستیم و من که از همه کوچکتر بودم همه این رفتار و اعمال و حرفا رو میدیدم و می شنیدم گذشت تا اینکه همه مون ازدواج کردیم و بعد از ازدواج همه برادر و خواهرام چاق و دارای اضافه وزن شدیم و کاملا برامون طبیعی بود چون انتظار مون از جسم مون چیزی جز داشتن اضافه وزن نبود که اگه چاق نبودیم برامون غیر طبیعی بود و هر وقت دور هم جمع میشدیم در مورد چاقی و مشکلاتش با هم حرف میزدیم و با نشان دادن الگو حرفای همدیگر و تایید میکردیم
تا اینکه من به این مسیر زیبا هدایت شدم و اونقدر هیجان زده بودم که درباره این روش با همه صحبت میکردم و این روش و به خواهرام معرفی و تشویق شون کردم که از این روش استفاده کنن اولش مقاومت میکردن یکی شون قبول کرد ولی چون من تازه یه ماه بود که با این روش آشنا شده بودم و هنوز چاق بودم قبول نکرد.
بعد از یه ماه ماجرایی پیش اومد رفتیم خونه همین خواهرم که اهل رژیم بود
بعد از اینکه جا به جا شدیم و کمی استراحت کردی خواهرم با خنده بهم گفت تو که هنوزم چاقی چرا کاری واسه وضعیت اضافه وزنت انجام نمی دی ولی خوش یکمی جمع و جور شده بود ازش پرسیدم چیکار کرده گفت من یک قطره تازه خریدم که یادم نیست اسمش چی بود باید قبل از وعده های غذایی بخوری یکمی تلخ هست ولی ارزش شو داره چون لاغر میشی شبا هم شام نمیخورم و با اینکه این خواهرم بچه شیر خوار داشت ولی باز از این کارا میکرد بهش گفتم این کار و نکن واسه بچه ات ضرر نداشته باشه گفت نه از عطاری سوال کردم گفته این قطره هیچ ضرری ندارد تازه شیر تم زیاد میکنه و من شروع کردم با ذوق و شوق از این روش براش تعریف کردم من از روش لاغری با ذهن صحبت میکردم اون در مورد قطره ای که داشت استفاده میکرد انصافا لاغرم شده بود ولی من هنوز چاق بودم و زیادم در مورد این روش نمی دونستم ولی همونیم که یاد گرفته بودم با هیجان در موردش توضیح میدادم و خواهرم با تمسخر و خنده بهم گفت ول کن بابا اینا همه چرت و پرته تو اگه دو ماه داری استفاده می کنی چرا پس تکون نخوردی و هنوز چاقی هر چی بهش توضیح دادم که بابا تو این روش نیاید زمان تعیین کنی .. چون خودم هم هنوز چاق بودم قانع نشد و با تمسخر و شوخی بهم گفت حالا هر وقت تو لاغر شدی ما هم استفاده میکنیم یادمه که اون روز صبحانه کله پاچه داشتن و من با لذت به اندازه نیاز بدنم خوردم و خواهرم با خنده میگفت حتما الان با خودت میگی این کله پاچه منو چاق نمیکنه و با همسرش کلی سر به سرم گذاشتن و من گفتم مهم اینه که من الان با اینکه چاقم جرات کردم بدون ترس و با لذت از این کله پاچه بخورم و نوش جون کنم ولی تو حتی جرات نداری مزه شو نگاه کنی ، واقعا هم خواهرم جرات نکرد حتی مزه شو نگاه کنه
گذشت تا اینکه عید شد و اونا اومدن خونه ما و فکر کنم چهار ماهی از زمانی که همدیگر و دیده بودیم و از زمان آشنایی من با این روش شش ماهی گذشته بود و من حدود ده کیلو کاهش وزن داشتم و کلی لاغر شده بودم و زمانی که من و دید شوکه شد و گفت چه قدر لاغر شدی نه انگار این روش جواب میده و از من سوال کرد که چه جوریه ؟ و من بهش توضیح دادم و الان اونم داره از این روش استفاده میکنه و کلی لاغر شده و هم من و هم اون دوتا خواهرم سه تایی مون در مسیر هستیم و لاغر شدیم
و این باور ارثی بودن چاقی اونقدر قدرتمند هستش که اشخاص چاق با داشتن همین یک باور به تنهایی سال های زیادی از عمر شونو با چاقی و اضافه وزن سپری میکنن و در مرداب مشکلات چاقی دست و پا میزنند و آخرم غرق میشن
من اشخاص باسواد زیادی رو دیدم که اتفاقا خود شونو خیلی باکلاس و هم چی بلد و دانا می دونن ولی تا یک فرد چاق و میبینند خیلی زود چاقی اون فرد و به ارث و ژنتیک اون نسبت میدن و هیچ علمی در مورد این موضوع ندارن و سریع واسش نسخه رژیم و ورزش و داشتن فعالیت زیاد و کم خوری میپیچند
اگه من در گذشته به شدت عقیده داشتم که چاقی ارثی و ژنتیکی هست ولی در این مسیر با کسب آگاهی های ارزشمند این باور مخرب در من شکسته شد الان باور دارم که چاقی من به خاطر عادتهای نادرست غذایی که داشتم بوده مثلاً من عادت داشتم که وقتی بعد از ظهر از خواب بیدار میشدم حتما باید چای مو با چیزهای شیرین میخوردم ، و یا سر وعده های اصلی غذایی اگه سیرم بودم طبق عادت می نشستم و در حد سیری و فشار شکمی میخوردم ، همیشه باقی مونده غذای بچه هامون میخوردم ، بلافاصله بعد از غذا چای ، میوه ، تنقلات و یا هر چیزی که بهم تعارف میشد میخوردم ، اصلا بلد نبودم از کلمه میل ندارم استفاده کنم ، همیشه در کنار بچههام برای خوردن خوراکی حتی اگه سیر بودم شریک میشدم ، موقع خرید در فروشگاه اضافه از نیاز مون خرید میکردم که بیشترم خواکی های مورد علاقه خودم بود( چیپس و پفک و بیسکوئیت و شکلات و شیرینی ،تنقلات و نوشیدنی…) بود ، مواد غذایی که در یخچال چند روز می موند و کسی نمی خورد من میخوردم به خیال اینکه دارم فداکاری میکنم و جلوی اسراف شدن شونو میگیرم در حالی که داشتم با انجام این کارها به خودم و جسمم بی احترامی میکردم و خیلی عادتهای نادرست دیگه که الان حضور ذهن ندارم و بی شک و صد درصد علت چاقی و اضافه وزن من داشتن این عادات و رفتار غذایی نادرست بود که در خانوده یاد گرفته بودم و به درستی به آموزشام عمل کرده بودم و هر روز به طور مستمر تکرار کرده بودم نه ارث و ژنتیک پس چاقی یاد گرفتنی و عادتی است نه ژنتیکی و الان در مسیر درست دارم لاغری و آموزش میبینم و تا حدود قابل قبولی یاد گرفتم و دارم درست عمل میکنم
لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست و چاق شدن سخت ترین کار دنیاست 🌹
ممنون استاد به خاطر زحمات بیدریغ تون 🙏🌹
به نام خدایی که در این نزدیکیست
سلام_ گام بیستم : چاقی من ارثی است یا عادتی ؟
من از زمانی که یادم میاد تا به امروز همه اعضای خانواده من چاق هستند ومن از بچگی چاقی رو به خوبی آموزش دیدم وبا همه ی زیر و بم اون به خوبی آشنا هستم وتمام نکات چاقی رو بلدم و بارها و بارها از زبون عزیزانم شنیدم که چاقی در خانواده ما ارثیه ومنم کاملا این موضوع رو قبول داشتم و حتی اون زمان هایی هم که متناسب بودم بازم وقتی با اقوام مون در مورد چاقی و اضافه وزن مون صحبت می کردیم کاملاً این موضوع رو تایید میکردم و پذیرش این باور قوی ودیدن الگو های متعدد باعث شد که بعد از ازدواج به شدت چاق شوم و برام خیلی طبیعی بود واصلا تعجب نمی کردم که چرا این اتفاق برام افتاده و دیگران هم که منو میدیدن تعجب نمیکردن و میگفتن چاقی تو قوم و خویش ما طبیعه تازه بچه دار بشی اضافه وزنت بیشتر میشه و همین طور هم بود یعنی منی که قبل از ازدواج ۶۰ کیلو بودم بعد از ازدواج و زایمان به مرز ۹۰ کیلو هم رسیدم و همیشه از این ارثی که سراسر بیماری و رنج و عذاب بود و بهم رسیده بود ناراحت بودم و از دیدن اندام افراد متناسب همیشه حسرت می خوردم غافل از اینکه من هم روزی همون اندامو داشتم (ولی از دست دادن شو به خاطر داشتن باور قدرتمند چاقی من ارثیه ) خیلی طبیعی میدونستم چون هزاران بار در خانواده و از زبان عزیزانم شنیده بودم که بچه های ما فقط تا زمان مجردی لاغر هستند و همه شون بعد از ازدواج چاق میشوند و این باور مخرب برای من آنچنان سند محکمی بود که وقتی به این مسیر زیبا هدایت شدم وشنیدم که استاد میگفتند که چاقی ارثی نیست نمی تونستم بپذیرم وچندین بار تو اینترنت سرچ کردم و دیدم که نه چاقی ارثی نیست بلکه ما تحت تاثیر افکار اعضای خانواده رفتارهای چاق کننده رو آموزش میبینیم و جسم مون شبیه جسم اونا میشه . و ، وقتی که این موضوع رو فهمیدم از خوشحالی تو پوستم نمیگنجیدم همون موقع استاد یه فایل گذاشته بودن و در اون از مون خواسته بودند که باورهای غلط ذهنی مونو پیدا کنیم و با آوردن دلیل و الگو باورهای صحیح رو جایگزین باورهای غلط در ذهن مون کنیم و من همون جا متوجه شدم که چاقی من ارثی نیست و اضافه وزن من بخاطر تاثیر فرمول هاییه که در ذهنم کد نویسی شده و باعث شده که من رفتار های چاق کننده از خودم نشون بدم و طبق باور قوی چاقی در خانواده ما ارثیه چاق شدن برام خیلی عادی و طبیعی بوده و تکرار و تمرین هر روزه رفتار های چاق کننده من برام تبدیل به عادت های غذایی نادرست و اشتباه شده و من دچار اضافه وزن و چاقی شدم و این نتیجه افکاری بوده که از سالها پیش در ذهن من نقش بسته و حالا من باید باور غلط و اشتباه چاقی من ارثی است رو با پیدا کردن الگو از ذهنم برای همیشه پاک کنم و به خودم یاد آوری کنم که چاقی من عادتی بوده و ارثی و ژنتیکی نیست مثلاً من قبلاً عادت داشتم که هر روز بعد از ناهار میخوابیدم و بعد از اینکه از خواب بیدار می شدم باید حتماً چای با شیرینی و کیک و شکلات یا هر چیز شیرین میخوردم._ ویا همیشه اضافه غذای بچه ها
مو چون اموزش دیده بودم که اگه غذا تا آخر خورده بشه صواب داره حتی اگر سیر شده بودم میخوردم . و یا غذا رو در حد سنگینی و فشار شکم میخوردم .ویا اگه بستنی و تنقلات داشتیم حتی اگر سیر بودم بازم با حجم زیاد میخوردم و خیلی عادتهای نادرست دیگه که انجام میدادم و هر روز تکرار میکردم و چون قبول داشتم که چاقیم ارثیه توجهی به رفتار های نادرستم نداشتم و زمان هایی که از روش های مختلف برای لاغرشدن استفاده میکردم چون تغییری در افکار های چاق کننده ذهنم انجام نمی دادم دوباره بعد از تموم شدن مدت استفاده از اون روشها چاقیم برگشت پذیر بود .پس اگه چاقی من ارثی بوده چرا بعد از هدایتم به این مسیر تا الان با آموزش هایی که دیدم کلی از افکار چاق کننده ذهنم تغییر کردند و با تکرار و تمرین افکارم کمکم رفتار ها و عادتهای نادرست غذاییم عوض شدند و روز به روز کاهش وزن و سایزم بیشتر میشه و دیگه اضافه وزنم بر نگشته واین خودش محکم ترین دلیل برای رد این باور غلط و نادرسته ارثی بودن چاقیه وثابت میکنه که چون عادتهای نادرست غذاییم تغییر کردند جسم من هم تغییر کرده وقتی به خودم نگاه میکنم به شجاعت خودم با این همه تغییرات لبخند میزنم . من کلی تغییر کردم دیگه غذاها و خوراکی ها در ذهنم مفهوم تفریح و لذت و سرگرمی رو ندارن و از اونا فقط برای رفع نیاز بدنم استفاده میکنم واین کار برای من عبادت و بندگی خدا رو بجای آوردنه چیزی که چن وقته که دارم تجربه میکنم واین شیرین ترین شیرینیه که میچشم و لذت میبرم .
(چاقی من ارثی است ، یک فرمول بسیار قدرتمند که خودش به تنهایی مانع لاغرشدن افراد چاق میشود) پس خیلی ساده باعث چاق شدن بیشتر افراد چاق میشه و زمانی که باوری چه غلط و چه صحیح در ذهن ایجاد شود سرانجام به واقعیت وجود ما تبدیل میشه.
پس من هر انچه که از والدینم به عنوان ژنتیک مثل رنگ مو ، رنگ چشم ، رنگ پوست ، شکل ظاهری وانواع ویژگی های جسمی تا زمان تولدم صورت گرفته و همیشه همراه منه میشه گفت این ویژگی ها رو از خانوادم به ارث بردم ولی هر موضوعی که بعد از تولد در زندگی من به وجود بیاد هیچ ارتباطی با ارث و ژنتیک نداره مثل چاقی که در هنگام تولد همراه من نبوده و من به مرور تحت تاثیر عوامل بیرونی در زندگیم به دست آوردم . پس چاقی من ارثی و ژنتیکی نیست و اگه جسم و اندام من شبیه اعضای خانواده و اقواممه بخاطر اینه که من تحت تاثیر آموزش های اونا بودم و اگه لاغر نمیشدم بخاطر این بوده که من لاغرشدن رو بلد نبودم باورهای بسیار قوی و محکمی برای چاق شدن داشتم که اونا رو با جان و دل پذیرفته بودم و ایمان قلبی داشتم که که صحیح و درستند در نتیجه روزبه روز به صورت عادی و طبیعی چاق و چاقتر میشدم ولی الان در مسیر لاغری ذهنی دارم لاغرشدن رو هم آموزش میبینم وهمون طور که چاقی رو آموزش دیدم و به خوبی یاد گرفتم لاغر شدن رو هم با کمک آموزش های استاد به خوبی یاد میگیرم ودر زندگیم تبدیل به عمل میکنم تا با تغییر افکار و رفتار های قبلیم جسمم تغییر کنه . ومن ایمان دارم که در این مسیر با صبر و شکیبایی متناسب میشم .
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای استاد گرامی که بی دریغ ما رو به سمت متناسب شدن که آرزوی همه ماست هدایت میکنن و همچنین آرزوی بهترین ها برای همه.