0

مهمترین راز موفقیت (گام ۶)

راز موفقیت
اندازه متن

سال های زیادی است که با تمرکز بالا اصول موفقیت را در جستجوی راز موفقیت دنبال می کنم.

کتاب های زیادی را مطالعه کردم و دوره های مختلفی از اساتید مطرح را شرکت کردم و به لطف خدا زندگی و شرایط فعلی من با چند سال قبل (سال ۹۳) در تمام جنبه های زندگی اصلا قابل مقایسه نیست.

در جستجوی راز موفقیت

همه ما به موفقیت افراد مشهور و ثروتمند جهان نگاه می‌کنیم و آرزو داریم که به جایگاه آن‌ها برسیم. اما راز موفقیت آن‌ها چیست؟ چه عواملی باعث شده که آن‌ها به اوج موفقیت برسند؟

تغییر در جنبه های مختلف زندگی من، نتیجه اشتیاق و استمرار در یادگیری و مهمتر از آن بکارگیری اصولی است که بعنوان اصول موفقیت معرفی شده اند.

راز موفقیت یک مفهوم پیچیده است که عوامل مختلفی در آن دخیل هستند. هیچ فرمول جادویی برای موفقیت وجود ندارد، اما با مطالعه زندگی و رفتار افراد موفق، می‌توان به یک الگوهای مشترک دست یافت. این الگو می‌توانند به عنوان مهمترین راز موفقیت برای رسیدن به شرایط دلخواه مورد استفاده قرار گیرند.

راز موفقیت

زندگی افراد موفق بسیاری را مطالعه کردم و مستندهای متعدد درباره راز موفقیت افراد ثروتمند و شاخص در هر صنفی را تماشا کردم.

چیزی که همیشه برای من بعنوان سوال باقی می ماند این بود که چرا افراد موفق به اصولی که من یادگرفته ام و در زندگی خودم به کار می گیرم اشاره ای نمی کنند؟!

هیچ کدام از حرف هایی که در کتابها خوانده و در سمینارها شنیده بودم را از زبان افراد موفق و ثروتمند نمی شنیدم و این برای من سوال بزرگی ایجاد کرده بود که افراد موفق چطور موفق شده اند؟ خیلی دوست داشتم راز موفقیت آنها را بدانم.

آنها هیچ کتاب موفقیتی نخوانده اند و از هیچ دوره آموزشی برای یادگیری اصول موفقیت استفاده نکرده اند. حتی به شکل عجیبی از قانون راز و مسائل مربوط به آن اطلاع نداشتند.

به دنیال کشف قانونی بودم که سبب موفقیت افراد شده است، بدون اینکه تلاش برای یادگیری اصول موفقیت داشته باشند.

اشتیاقم برای کشف راز موفقیت آنها زمانی بیشتر شد که با افراد زیادی مواجه شدم که علیرغم مطالعه و پیگیری چندین ساله اصول موفقیت، تغییر خاص و چشمگیری در زندگی آنها رخ نداده بود.!

تصمیم گرفتم یادگیری قوانین و اصول موفقیت را متوقف کنم و به دنبال کشف قانونی باشم که سبب موفقیت بسیاری از افراد شده است.

ظاهرا به این راز موفقیت در آموزشها اشاره نشده بود چون اگر در مورد آن صحبت شده بود، من باید حتما آن را می دانستم و شرایط زندگی بسیار متفاوتی با شرایط فعلی را تجربه می کردم.

راز موفقیت دوست من

مواجه شدن با خبر موفقیت دوستی قدیمی مرا به فکر فرو برد که چه چیزی باعث موفقیت او شده است، چون کاملا او را می شناختم و با او دوستی قدیمی داشتم و همچنین اطلاع داشتم که پیگیر مطالعه کتب موفقیت و شرکت در دوره های آموزشی نیست.

آگاهی از گذشته این فرد و اطلاع از موفقیتی که کسب کرده بود مرا به فکر فرو برد که چه عاملی در او سبب موفقیتش شده است.

خاطراتی که با او داشتم را مرور کردم و به طرز شگفت انگیزی راز موفقیت او برای من آشکار شد.

 به محض اینکه این آگاهی را کسب کردم در ذهنم زندگی افراد موفق بسیاری که مطالعه کرده بودم مرور شد و به وضوح دیدم که همه آنها از این قانون مشترک استفاده کرده اند و سپی به وضوح برای من روشن شد که تغییراتی که در این چند ساله در زندگی من ایجاد شده است تنها به دلیل به کارگیری این اصل مهم و تاثیرگذار است که در آموزش های اصول موفقیت چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

بنابراین احساس کردم باید این آگاهی رابا شما دوستان خوبم به اشتراک بگذارم تا دوستانی که تصمیم گرفته اند خالق زندگی خود باشند و شرایط متفاوتی در زندگی را تجربه کنند از این اصل مهم آگاهی پیدا کنند و آن را در زندگی روزمره خود به کار گیرند که مطمئم باور کردن این اصل شگفت انگیز و به کارگیری آن در زندگی تغییرات شگرفی در موفقیت دوستانم ایجاد خواهد کرد.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.07 از 73 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14250
58 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار محمد فرح
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۴ ۱۶:۳۴
      مدت عضویت: 493 روز
      امتیاز کاربر: 5580 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان

      سلام و درود فراوان خدمت استاد عطارروشن عزیز و همه دوستان خوبم

      خدا رو شکر بابت این فایل ارزشمند و پندآموز

      چه قدر خوشحال شدم وقتی آخر داستان رو متوجه شدم که آقا علی مدیر کارخانه شده و به رویای خودش دست پیدا کرده و چه قدر خدا رو شکر کردم به خاطر وجود انسانهای زیبایی مثل آقا علی که صادقانه با تمام تلاشش سعی کرد بهترین خودش رو به نمایش بذاره، از کار کم نذاره و بدون گله و شکایت به خاطر کمبود امکانات، احساس خودش رو خوب نگه داره، و باز هم کار خودش رو به بهترین شکل توی هر قسمت و بخشی که هست انجام بده

      تو زندگی ما هم تضادهایی به وجود میاد که اگر چه ظاهرش تلخ و نا امید کنندس ولی اگه کنترل ذهن داشته باشیم، اگه به جای اینکه حالمون رو بد کنیم که چرا این تضاد به وجود اومد، با احساس خوب فکر کنیم که نتیجه پایانی چی میشه و یا اون میوه آخر کار میتونه شیرین و لذت بخش باشه،

       (به قول استاد عباسمنش) ممنتوم مثبتِ خودمون رو حفظ می‌کنیم و کار درست و صحیحِ خودمون رو انجام میدیم. 

      به بهترین شکل ممکن اونم با استمرار بالا

      خدا رو شکر

      استاد عزیز از شما به خاطر این فایل و تعریف این داستان آموزنده سپاسگزارم.

      در پناه خداوند مهربان شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۱۲/۲۴ ۱۳:۲۴
      مدت عضویت: 1053 روز
      امتیاز کاربر: 6650 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست. 

      هر حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند،این مصداق این فایل هست چون با عشق و حال خوب آموزش داده شده.کاش بشه هر روز این آموزش رو تکرار کرد تا احساس خوب ایجاد کنه.اگر قراره بیکار باشی باید ی بیکار خوب و با حال خوب باشیم،یعنی باید بهترین خودمون باشیم.این فایل منو برد به روزهای اوج کاریم توی شغل قبلیم و همینطور روزهای اول کاریم توی شغل فعلیم. سه سال پیش که وارد شغل فعلیم شدم،ی فروشنده ی ساده بودم که احساس می‌کردم چقدر پرستیژ کاریم پایینه ولی به مرور زمان،خودمو قانع کردم باید احساس خوبی نسبت به کارم داشته باشم‌.خیلی ها اصلا از وجود من خوشحال نبودن،با اینکه آزاری به کسی نمیرسوندم،با کسی مراوده ی خاصی نداشتم ولی ی سری آدم بودن که بودن من براشون دردناک بود،خودم فکر میکنم چون مسلط بودم به کار و خوب یاد گرفته بودم که چیکار کنم،و این بهشون احساس ترس میداد از بودن من.ولی با اینکه هیچ شناختی از این قانون نداشتم، با عشق کارمو انجام میدادم،حدود ۴ ماه بعد به خاطر دلایل شخصی که همکارام با من در ذهنشون داشتن،منو  معرفی کردن برای تعدیل نیرو،هیچ وقت یادم نمیره،همکارای آقایی که داشتم همه شون ابراز تاسف میکردن برای من که چرا شما رو باید تعدیل کنن،چرا باید نیروی خوبی مثه شما رو تعدیل کنن؟؟ولی خدا شاهده،به خاطر ایمانی که بخدا داشتم و حرفه‌ای خوی و آموزش‌های خوبی که دیده بودم در جواب میگفتم قطعا حکمتی داره،قطعا جای بهتری قراره کار کنم.حدود سه ماه از تعدیل نیروی من گذشت بعد دوباره بهم پیشنهاد کار دادن توی محیط قبلی ولی ی قسمت دیگه برای فروش،اولش خیلی حال نکردم ولی به خودم گفتم من چون این محیط رو دوست دارم میرم و مطمئن هستم جایگاه بهتری نصیبم میشه.بله استاد من با عشق و با حال خوب بدگشتم توی محیط کار قبلیم.نگاههای سنگین دیگران برام اصلا مهم نبود و با اینکه میل باطنیم نبود با این دیدگاه کارمو انجام میدادم که مدیرم انسان شریفیه ،حقوقم و بیمه م داره برام رد میشه،هر روز با شور و حال خوب سرکار میرفتم،مدیر واحدمون ی شناخت نسبی بهم داشت و گاهی بهم سر میزد و می‌گفت این کاری که به شما دادن در شان و شخصیتت نیست ولی من میخندیدم میگفتم خدا رو شکر،قرار نیست اینجوری بمونه،نمیدونم چجوری بنویسم که اصل مطلب رو ادا کنم ولی مدیر واحد شد دستی از دستای خدا و من هر روز از خدا درخواست میکردم منو به ی قسمت بهتر هدایت کنه و نمیدونم چطوری اینجوری شد که من به واسطه ی خدا و بعد هم دست خدا به جایگاهی که دوسش داشتم رسیدم،بدون درد و بدون ذره ای فکر کردن،چون تا میومد توی ذهنم که چطور قراره من به چیزی که میخوام برسم،در جا به خودم میگفتم خدا میدونه،خدا خودش درست میکنه،به خدا میگفتم تو خدایی تو میدونی پس من ازت میخوام حال منو خوب کنی،عجیب بود برام ولی شد،بعد از گدشت این مرحله از خدا خواستم منو به جایگاه بهتری برسونه،خیلی جالبه،من فقط با عشق کارمو انجام دادم.من هرکاری که مدیر واحد ازم میخواست رو بدون زور زدن و غر زدن و گنده کردن اون کار با عشق انجامش دادم و حدود دو هفته پیش توی ده نفر خانمی که توی محیط کارم هستن من به عنوان پرسنل نمونه معرفی شدم و تنها کسی جلوی پای من بلند شد و برام کف زد با عشق،مدیر واحدم بود و این کار ایشون برام ی دنیا ارزش داشت،من اول از خدا تشکر میکنم و بعد هم با تمام احترام برای مدیرم از خدا تشکر میکنم.الهی شکر.خدایا ازت ممنونم که داری بهترین اتفاقات زندگیم رو رقم میزنیم.الهی شکر

      این احساس خوبی که من دارم نتیجه ی عشق و علاقه ای هست که نسبت به کارم دارم.ی چند وقتیه توی خونه غذاهای خوشمزه نمیشه،علتش هم نبود عشق و علاقه به اشپزیه،این ی مثال ساده ست برای اینکه به خودم ثابت کنم تا زمانی که عشق در انجام هرکاری،نباشه عاقبت و نتیجه ی انجام اون کار جز احساس بد و ترس و دلهره نداره.پس اگه قراره توی هر پست و مقامی که هستم چه خونه چه محل کار باید صد خودمو بذارم.پس برای اینکه به نتیجه دلخواهم برسم باید هر روز به انجام کارهام عشق بورزم تا انرژی ها تبدیل به احساس خوب و نتیجه خوب بشن.خداوند هیچ کاری رو بدون جواب نمیذاره،قبلا تصورم این بود نسبت به دیگران خدا هیچ کاری رو بی جواب نمیذاره ولی با شنیدن این حرفها متوجه شدم که هر لحظه و هر کاری رو با جواب خداوند تحویلم میده،حتی برای کوچکترین رفتارها و حرفها خداوند پاسخگو هست.مثلا در مورد غذا خوردن،وقتی بدون فکر و از سر عادت‌های اشتباه،زیاد خوردن غذا اتفاق بیفته،ناخودآگاه چاقی کم کم میاد سراغ آدم و بعد شکایت میکنیم که چرا چاق شدیم.اینا رو خودمون ساختیم با عشق این چربی ها تلمبار شده توی بدنمون و برای از بین رفتن همیشگی شون هم باید به بدنمون عشق بورزیم تا ناخودآگاه لاغری و خوش اندامی برامون اتفاق بیفته.خدایا ازت ممنونم برای این آگاهی ها.من امروز بیشتر از قبل برای کارم عشق و علاقه صرف کردم.وقتی موقع فروش با لحن خوب حرف بزنم،هم خودم حالم خوبه،هم طرف مقابلم حالش خوب میشه و همینکه من توی کارم پیشرفت خواهم کرد.الهی شکر.

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۹ ۰۳:۵۴
      مدت عضویت: 2299 روز
      امتیاز کاربر: 20790 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 623 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      وقت بخیر عزیزان 

      واقعا همینطوره من الان که تو خونه هستم با عشق آشپزی می کنم حتی وقتی که خیلی خسته ام خیلی دوست دارم و هر بار هم که با بی حوصلهگی یه کاری رو شروع می کنم هی میاد تو ذهنم که نه من باید با عشق انجام بدم و سعی می کنم بیشترکارام همینطور باشه البته قبلا خیلی عجله می کردم .

      مثلا هفته پیش من هم کاچی درست کردم هم اش رشته مامانم مهمون داشتن و براشون بردم انقدر عالی شده بود که همه تعریف کردن .

      وقتی قبلا هم سرکار می رفتم چون کارم و خیلی دوست داشتم و با عشق کارم و انجام می دادم و همیشه منیجرم ازم تعریف می کرد می گفت دستهای جادویی داری خیلی تند تند نسخه ها رو می پیچی .

      اینجا چون بسته های دارو توی داروخانه ها بزرگه و باید قرص ها رو بشمریم و شربت ها و اندازه کنیم و کارهایی که در این بین با کامپیوتر برای دقیق تر بودن اجرا می شد .

      و من واقعا دوست داشتم و لذت می بردم .

      حالا که الان تو خونه اممثلا یه موقع که می رفتم پلوی دخترم براش خرید می کردم غذا درست می کردم همیشه هم می گفتم بگو دوستات بیان و دور هم بودیم تمیز می کردم همه کار و دوست داشتم .

      و خلاصه الان هم تو خونه ام کارهایی و یاد گرفتم که این چند وقته انجام می دم که اصلا پیش زمینه قبلی نداشتم مثل نقاشی کردن با تکسچر و خیاطی ولی خوب توی خونه خودم یاد گرفتم خیلی پیشرفت کردم و خودم می دونم. 

      حالا امروز مامانم برگشته می گه که منم همه این کارا وبلد بودم ولی مجانی کار می کردم هیشگی پول نمی داد بهم …تو هم مثل منی آشپزی می کنی وبقیه چیزها 

      من مثلا هر وقت آش و کاچی درست کنم به همسایه ها و دوستان می دم . ولی من ایمان دارم به خدا که  من هم به زودی می تونم بیزنسی داشته باشم و از این راه درآمدی داشته باشم حتما همینطوره و می دونم که خدا هرگز دیر نمی کند ولی به کسی نمی گم راجبش چون انرژی منفی می دن امروز همش مامانم بهم می خندید یعنی نه بابا تو نمی تونی در صورتیکه من یه ماه خیاطی یاد گرفته بودم خودم بلوز و شلوار دوختم دو دست و مدل خیلی ساده نبود و خود مامانم هم تعجب کرده بود . پس حتما همینطوره به زودی مشتریان میاد و کارهای منو می خرن سفارش می دن .

      من برای خودم کار می کنم مثلا امروز رفتم پارچه خریدم که یه پیراهن بدوزم و دارم دنبال مدل مناسب می گردم . کم کم وقتی کاری و شروع می کنی ایده هاش میاد به ذهنت . 

      جهان به اندازه لیاقتی که نشون بدی و برات کارها و نشون می ده . مثلا مامانم فیستایم کرد بعد از ظهری من گفتم دیگه باید برم کار دارم می گفت اش درست کردنم کاره . خوب اره کاره اپیاز داغ کردم سیر داغ درست کردم .البته داشتم روی ذهنم کار می کردم هی می گفت اخه چیکار داری وقتی حوصله اش سر می ره هی اینا و می گه وا نقاشی می کنی مگه کاره …

      وای نمی دونم انرژیت باید بالا باشه و یه وقتها این انرژی ها و می گیرن از آدم .

      با انگیزه از خواب بیدار شی و پرانرژی باشی جهان باید شرایطت رو تغییر بده از یه شکلی به شکل دیگه و امکان نداره خداوند انرژی شما و هدر بده .واقعا همینطوره .منم ریز ریز دارم نتیجه می گیرم .

      با حرف زدن جهان پاسخ نمی ده با عمل جهان و وادار می کنه به واکنش چون سطحمون بالاتر بردی شادی و پرانرژی و به شکل ثروت و شغل و مقام وارد زندگیت می شه .

      خداوند مسیول تغییر انرژیه واقعا همینه . خدایا شکرت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ ۱۲:۱۷
      مدت عضویت: 577 روز
      امتیاز کاربر: 13336 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام ودورد بر استاد عزیزم که با این فایل کلی انرژی مارو بالا برد سپاسگزارم 

      به نظرم تعهد داشتن نسبت به خودم اولین رمز موفقیت هست وقتی خودم رو باور کنم و به خودم ایمان بیارم ودر نهایت مسولیت خودم رو از هر لحاظ بپذیرم بعدش میتونم بهترین خودم باشم تو تمام موارد زندگی 

      تمام افراد موفق کسانی بودن که اول خودشون باور کردن واز کوچکترین چیزا شروع کردن و هرگز گله و شکایت نکردن و ادامه دادن وهمین استمرار داشتن در هرکاری که انجام میدی لزومه موفقیت هست 

      مهم نیست که چیکاره ای مهم نیست که در چه شرایطی هستی مهم اینه که بخاهی و شروع به تغییر کنی وجا نزنی خسته نشی به تلاشی که داری می‌کنی افتخار کنی ایمان داشته باشی کار شیک وبا کلاس داشتن لزومه موفقیت نیست مهم بهترین بودن در اون کاری هست که داریم انجام میدیم شاید یه خانوم فقط یه خانه دار باشه ولی تو همون کارش یه همسر موفق یه مادر موفق باشه و مسولیت پذیر بودن خودش می‌تونه رمز موفقیت باشه یا یه خانوم بیرون از محیط خونه کار کنه اونجا بهترین خودش باشه هیچ تفاوتی در سمت داشتن یا نداشتن نداره وقتی یه فردی بهترین خودش باشه حتما جهان هستی بهش پاسخ مثبت میده وتلاش اون فرد نتیجه میده 

      من یادمه زندکی یکی از فوتبالیست های مطرح رو خوندم وبه این که رویا های زیادی در سرش بوده و داعم به رویا هاش فکر می‌کرده واین که از صفر وبا کوچیکترین کارها شروع می‌کنه و هرگز خسته نمیشه و با رویا ی رسیدن به هدفش زندگی می‌کرده چطور خدای مهربان باهاش همسو میشه و به آرزوهاش میرسه حتی میکفت که قبل از رفتن به زمین بازی با توپ صحبت میکنم با ذهنم ازش میخام که بره تو دروازه یعنی قدرت ذهن رو باور داشت بهش عمل می‌کرد حال خوب واحساس خوب و انرژی خوب داشتن در هر زمینه ای که باشه جواب میده همون انرژی خوبی که به اطرافت پخش می‌کنی همون اولین نفر به خودت بر میگرده 

      حالا در مورد همین لاغری هم همینطور هست مثلا داشتن یه دفترچه زیبا و شیک ونوشتن خیلی شیک تنها نمیتونه رمز موفقیت باشه باید تعهد به خودم داشته باشم باید به نوشته هام عمل کنم عالم بی عمل نباشم باید باور کنم باید استمرار کنم نباید عجله کنم ایراد بگیرم غر بزنم وخسته بشم فقط افرادی میتونن به هدفشون و موفقیت واقعی برسن که صبر کننن تلاش کننن باور کننن و به باور های جدیدشون عمل کننن وحتما نتیجه صد در صدی خوا هند گرفت من بر این باور هستم که فقط خودم میتونم به چیزی که میخام‌برسم دیگران هیچ نقشی در حال خوب یا بد من ندارن باید خودم تغییر کنم ودر کارم استمرار کنم تا به نتیجه نهایی و دلخواهم برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 4 5 6