0

عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن

عوارض روش‌ های اشتباه کاهش وزن
اندازه متن

نوجوون بودم که یه دستگاه درازنشست رو امتحان کردم؛ از همون‌هایی که تبلیغش بین برنامه‌های تلویزیون پخش می‌شد و قول می‌داد شکمت رو صاف کنه. نتیجه؟ نه‌تنها شکمم کوچیک نشد، بلکه یه کمردرد هم به یادگار برام موند. اون روز نمی‌دونستم، ولی این اولین تجربه‌ی من از عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن بود.

اگه فکر می‌کنی چاق بودن سخته، باید بدونی چاق شدنِ همراه با تلاش‌های اشتباه برای لاغری، سخت‌تره. به گذشته‌ات نگاه کن: چند بار رژیم گرفتی؟ چند بار با برنامه‌های سنگین ورزشی کلنجار رفتی؟ چند تا قرص یا دمنوش امتحان کردی؟ نتیجه چی شد؟ لاغر شدی، یا وزنت برگشت و کلی دردسر دیگه هم بهش اضافه شد؟

من نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. توی این مقاله از تجربه‌ی خودم و پژوهش‌هایی که خوندم تعریف می‌کنم این روش‌ها چه آسیب‌هایی به جسم و ذهن می‌زنن و چرا ریشه‌ی ماجرا جای دیگه‌ست. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن. فقط یادت باشه این مقاله جای مشورت با پزشک نیست؛ اگه الان با عارضه‌ای درگیری، حتماً با پزشکت صحبت کن.

عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن

⚠️ چرا روش‌های اشتباه گاهی از خود چاقی آسیب‌زننده‌ترن؟

تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی آخرش حس کنی حالت بدتر شده؟ نه‌تنها وزن کم نکردی، بلکه کلی دردسر جدید هم به زندگیت اضافه شده. این تجربه برای خیلی از کسایی که دنبال لاغری بودن آشناست.

خیلی‌ها با نیت خوب ولی از راه اشتباه، گرسنگی کشیدن، حذف وعده‌ها، دویدن بی‌وقفه یا خوردن قرص‌های مشکوک رو امتحان می‌کنن، به این امید که یه میان‌بر به لاغری پیدا کردن. ولی آخر این راه به جای تناسب، معمولاً یه بدن خسته و یه ذهن ناامیده.

وقتی جسم و ذهن با هم آسیب ببینن، هر چقدر هم سایز کم کرده باشیم، باز احساس رضایت نداریم. چون ذهن هنوز در حالت اضطرار و ترسه. من بعد از هر رژیم که چند کیلو کم می‌کردم، یه حس دروغین بهم دست می‌داد که انگار کاملاً لاغر شدم، و همزمان یه ترس دائمی که نکنه برگرده. و همیشه برمی‌گشت.

برای همین قبل از اینکه دنبال راه‌های سریع ولی پرخطر بریم، بهتره یه قدم عقب‌تر بذاریم و اول بفهمیم چرا می‌خوایم لاغر بشیم. لاغری‌ای که با ذهن و آگاهی همراه نباشه، فقط یه بازی تکراریه که هر بار یه جای دیگه از جسم و روان رو خسته‌تر می‌کنه.

عوارض رژیم‌های سخت

🥗 آسیب‌های رژیم‌های سخت و غیراصولی

وقتی حرف از لاغری می‌شه، خیلی‌ها مستقیم می‌رن سراغ رژیم‌هایی که با وعده‌هایی مثل «پنج کیلو در یه هفته» آدم رو جذب می‌کنن. من هم بارها همین کار رو کردم. اولین رژیمم رو حدود ۸۵ کیلو شروع کردم و هر بار پنج تا ده کیلو کم می‌کردم، ولی بعد بیشتر از قبل برمی‌گشت؛ تا جایی که حدود ۳۳ سالگی به ۱۳۵ کیلو رسیدم.

خیلی از این رژیم‌ها بر اساس حذف یه دسته از غذاها یا خوردن خیلی کم طراحی شدن. کسایی که این رژیم‌ها رو تجربه کردن، از چیزهایی مثل ریزش مو، بی‌حالی، به هم ریختن گوارش، زودرنجی و بی‌حوصلگی گله دارن. من خودم اون سال‌ها از صبح تا شب به غذا فکر می‌کردم؛ حتی صبحونه‌ی فردا رو از شب قبل برنامه‌ریزی می‌کردم.

بر اساس مطالعه‌ای در مجله‌ی انجمن پزشکی آمریکا (JAMA)، رژیم‌های خیلی کم‌کالری می‌تونن عوارض جدی جسمی داشته باشن و نباید بدون نظر پزشک انجام بشن.

ولی برای من بزرگ‌ترین آسیب رژیم‌ها روی ذهنم بود. هر رژیم یه پیام رو توی ذهنم محکم‌تر می‌کرد: «بدن تو مشکل داره و باید با زور درستش کنی.» و هر بار که رژیم تموم می‌شد، با ولع بیشتری سراغ غذا می‌رفتم. یادمه یه بار وسط یه رژیم سخت، یکی از فامیل یه جعبه شیرینی آورد. همون لحظه که دیدمش حس کردم الان می‌خورم و رژیم رو کنار می‌ذارم؛ و دقیقاً همین کار رو کردم.

اگه یکی از این عوارض رو تجربه کردی، این یه هشداره که مسیرت رو دوباره نگاه کنی. لاغری به هر قیمتی، شاید یه مدت ظاهر رو تغییر بده، ولی سلامت و آرامش رو ازت می‌گیره.

ورزش برای لاغری و آسیب‌های ورزش سنگین

🏋️ ورزش‌های سنگین؛ لاغری یا آسیب؟

ورزش عالیه؛ ولی نه هر ورزشی و نه با هر نیتی. خیلی‌ها وقتی تصمیم به لاغری می‌گیرن، یکهو می‌رن سراغ سنگین‌ترین برنامه‌ها، انگار اگه تا مرز از پا افتادن عرق نریزن لاغر نمی‌شن. این طرز فکر یکی از آسیب‌زننده‌ترین روش‌های اشتباهه.

وقتی بدن بدون آمادگی وارد برنامه‌ی سنگین می‌شه، دردهای عضلانی، آسیب به زانو و کمر و مچ، و حتی آسیب به ستون فقرات می‌تونه پیش بیاد. در مقاله‌ای در مجله‌ی فیزیوتراپی ورزشی هم تأکید شده که تمرین‌های پرفشار بدون آمادگی و بدون برنامه‌ی تخصصی، خطر آسیب‌های جدی رو بالا می‌بره.

من خودم توی مدرسه نمی‌تونستم توی بسکتبال بپرم و بعد از پنج دقیقه نفسم می‌گرفت. بعدها هم هر بار تصمیم می‌گرفتم باشگاه برم، شروعش رو طوری تنظیم می‌کردم که به تعطیلات نخوره؛ انگار از قبل می‌دونستم دووم نمیارم. و دووم هم نمی‌آوردم.

یه بار قبل از خواستگاری، چون خانواده‌ی همسرم شرط گذاشته بودن یه کم وزن کم کنم، به پیشنهاد یه دوست متناسب یه رژیم و ورزش سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم و دو سه هفته بعد از موافقتشون، دوباره به حالت قبل برگشتم. ولی دیگه خانواده‌ی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄

اگه هدف لاغریه، بدن نباید قربانی بشه. ورزشی که از روی ترس و اجبار باشه، دوام نداره؛ ولی حرکتی که از لذت بیاد، مثل قدم زدن توی پارک یا بازی با دوست‌ها، خیلی راحت‌تر جزئی از زندگی می‌شه.

قرص‌های چربی‌سوز و عوارض آن

💊 قرص‌های چربی‌سوز؛ بازی با سلامتی

داروها و قرص‌های لاغری یکی از محبوب‌ترین و در عین حال پرخطرترین روش‌ها هستن. چرا محبوبن؟ چون به ظاهر ساده‌ان: بخور، هیچ کاری نکن و وزن کم کن! ولی پشت این وعده، کلی دردسر هست.

من خودم سال‌ها قرص چربی‌سوز خوردم و دمنوش‌های بدمزه امتحان کردم، حتی با دل‌درد و حالت تهوع کنار اومدم به امید یه نتیجه. ولی تنها نتیجه‌اش این بود که گوارشم به هم ریخت و چربی‌ها همچنان سر جاشون بودن.

کسایی که این قرص‌ها رو مصرف کردن، معمولاً از تپش قلب، بی‌قراری، بی‌خوابی و مشکلات گوارشی گله دارن. مطالعه‌ای در مجله‌ی چاقی و سندرم متابولیک هم نشون داده مصرف خودسرانه‌ی داروهای لاغری می‌تونه به مشکلات جدی منجر بشه. برای همین هیچ دارویی رو بدون تجویز پزشک مصرف نکن.

از نگاه ذهنی هم یه آسیب پنهان دارن: ذهن یاد می‌گیره که کنترل وزن دست یه قرصه، نه دست خودش. وقتی قرص قطع بشه، ذهن هیچ برنامه‌ی تازه‌ای نداره و همه‌چیز سریع به حالت قبل برمی‌گرده.

عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن و جراحی

🏥 جراحی‌های لاغری؛ میان‌بری که هزینه داره

در نگاه اول، جراحی‌هایی مثل بای‌پس معده، اسلیو یا حلقه‌گذاری شبیه یه میان‌بر جذاب به نظر میان. ولی این روش‌ها از سنگین‌ترین و پرهزینه‌ترین راه‌ها هستن؛ هم از نظر مالی و هم از نظر سلامتی.

کسایی که این جراحی‌ها رو انجام دادن، ممکنه با تهوع، مشکلات گوارشی، کمبود ویتامین‌ها و ضعف و خستگی روبه‌رو بشن. بر اساس مقاله‌ای در مجله‌ی جراحی چاقی، بخش قابل‌توجهی از کسایی که بای‌پس معده انجام دادن، در سال‌های بعد با کمبود ویتامین‌ها و مواد معدنی و گاهی مشکلات روحی روبه‌رو شدن.

البته تصمیم درباره‌ی جراحی یه تصمیم پزشکیه و باید با پزشک گرفته بشه. حرف من اینه که جراحی به ذهن دست نمی‌زنه. اگه باورها و عادت‌های ذهنی همون قبلی‌ها بمونن، ذهن راه‌های دیگه‌ای برای برگردوندن شرایط آشنا پیدا می‌کنه.

جالبه بدونی وقتی من با لاغری با ذهن حدود ۳۰ کیلو کم کردم، بعضی از اطرافیانم ازم پرسیدن عمل معده انجام دادم یا نه. انگار براشون باورکردنی نبود که بدون تیغ جراحی، رژیم یا قرص هم میشه این تغییر رو تجربه کرد.

😔 آسیب‌های روحی؛ عوارضی که کمتر دیده می‌شن

آسیب‌های روحی روش‌های اشتباه معمولاً نادیده گرفته می‌شن، ولی اثرشون از همه ماندگارتره. من همه‌شون رو تجربه کردم:

  • ناامیدی بعد از هر شکست: بعد از هر رژیمی که خراب می‌شد، بزرگ‌ترین حسرتم این بود که «ای کاش نخورده بودم» یا «ای کاش اون مهمونی نرفته بودم». و بعد کل برنامه رو کنار می‌ذاشتم.
  • از دست رفتن اعتمادبه‌نفس: هر شکست یه دلیل تازه بود برای اینکه به خودم بگم «تو لاغر بشو نیستی».
  • همه یا هیچ: با یه وعده پرخوری کل برنامه رو کنار می‌ذاشتم؛ برای من یا همه‌چیز بود یا هیچ‌چیز.
  • چرخه‌ی عذاب وجدان و پرخوری: بعد از هر پرخوری قول می‌دادم «فردا به جبران امروز هیچی نمی‌خورم»، ولی فردا یادم می‌رفت و یه صدا می‌گفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.»

این‌ها نشون می‌دن که برای لاغری، حال ذهن از هر چیزی مهم‌تره. اگه حس می‌کنی ناامیدی یا حال بدت مدت‌هاست ادامه داره، کمک گرفتن از یه متخصص رو جدی بگیر.

🤔 چرا سراغ روش‌های اشتباه می‌ریم؟

اگه این روش‌ها این‌قدر دردسر دارن، چرا باز هم سراغشون می‌ریم؟ وقتی به گذشته‌ی خودم نگاه می‌کنم، چند تا دلیل تکراری پیدا می‌کنم.

اول اینکه تصمیم‌های من برای لاغر شدن همیشه از بیرون میومد؛ یه متلک، یه نصیحت ناخواسته توی مهمونی، یا یه لباس که دیگه اندازه‌ام نبود. وقتی تصمیم از یه حس بد و ناگهانی بیاد، آدم دنبال سریع‌ترین راه می‌گرده، نه درست‌ترین راه. و سریع‌ترین راه‌ها معمولاً همون‌هایی هستن که بیشترین آسیب رو دارن.

دوم اینکه از تکرار شکست‌ها خسته بودم و هر وعده‌ی تازه‌ای رو با امید باور می‌کردم. یه بار یه کفش پیاده‌روی خریدم که تبلیغش می‌گفت کفی قوس‌دارش باعث لاغری می‌شه. امروز که بهش فکر می‌کنم خنده‌ام می‌گیره، ولی اون روز واقعاً بهش امید داشتم. صنعت لاغری دقیقاً از همین خستگی استفاده می‌کنه.

سوم اینکه همیشه شروع رو عقب می‌انداختم و برای همین هر بار با یه شروع سخت و ناگهانی جبرانش می‌کردم. رژیم‌هام همیشه از شنبه شروع می‌شد. توی مهمونی‌ها به خودم می‌گفتم «حیفه امشب رژیم بگیرم، امشب می‌خورم، از فردا». یا وقتی با دوستام بیرون بودم می‌گفتم «الان که نمی‌تونم برنامه‌ام رو دنبال کنم». هر بار هم که بالاخره شروع می‌کردم، می‌خواستم همه‌ی عقب‌افتادگی‌ها رو یکجا جبران کنم؛ با سخت‌ترین رژیم و سنگین‌ترین ورزش.

همه‌ی این دلیل‌ها یه ریشه‌ی مشترک دارن: من از روی ترس، خجالت و عجله تصمیم می‌گرفتم، نه از روی آگاهی. و تصمیمی که از ترس بیاد، معمولاً به روشی می‌رسه که آسیبش از سودش بیشتره.

🧠 ریشه کجاست؟ ذهنی که چاقی رو یاد گرفته

یکی از پنهان‌ترین عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن اینه که ذهن رو به شکست عادت می‌دن. هر بار که با زور رژیم یا ورزش سنگین چند کیلو کم می‌کنیم و بعد برمی‌گردیم، ذهن یاد می‌گیره که «لاغری موقتیه و چاقی همیشگی».

ذهن ما به‌طور خودکار به سمت رفتارهایی می‌ره که بهشون عادت کرده. وقتی ذهن به چاقی عادت کرده باشه، تصمیم‌ها رو در همون جهت می‌گیره. من از نوجوونی بعد از تموم کردن هر کاری، از مشق گرفتن تا برگشتن از مدرسه، یه صدا توی ذهنم می‌شنیدم که می‌گفت برو یه چیزی بخور. هیچ رژیمی این صدا رو ساکت نکرد؛ فقط مدتی نادیده‌اش گرفتم.

تا وقتی این الگوهای ذهنی تغییر نکنن، هیچ رژیم یا ورزشی نمی‌تونه تغییر ماندگار ایجاد کنه. برای همین برای تغییر واقعی باید اول همین الگوها رو بشناسیم و کم‌کم عوضشون کنیم.

✅ راه‌حل: آموزش ذهن برای لاغری

لاغری با ذهن یعنی بازنویسی دستورهای ذهنی که روی خوردن، حرکت و احساس ما نسبت به خودمون اثر می‌ذارن. همون‌طور که راه رفتن یا رانندگی رو یاد گرفتیم، می‌تونیم متناسب بودن رو هم یاد بگیریم.

اولین قدم من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز غذاها، متابولیسم و ژنتیک از فهرست مقصرهای من خط خوردن. بعد کم‌کم «باید لاغر بشم» رو با «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم» عوض کردم. وقتی ذهنم مسخره‌ام می‌کرد و می‌گفت «تو لاغر بشو نیستی»، جواب می‌دادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم و وقتی به اندازه‌ی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر می‌ذاره.»

این مسیر نه گرسنگی کشیدن داره، نه تیغ جراحی و نه قرص. هنوز هم گاهی لغزش دارم، ولی دیگه لغزش برام دلیل رها کردن نیست. اگه دوست داری این مسیر رو منظم و قدم‌به‌قدم بری، دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.

✍️ تمرین: کارنامه‌ی روش‌هات رو بنویس

همون‌قدر که دست به غذا بودن ما رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر می‌کنه. یه برگه بردار و این‌ها رو بنویس:

  1. همه‌ی روش‌هایی که برای لاغری امتحان کردی رو فهرست کن؛ رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، دستگاه یا هر چیز دیگه.
  2. جلوی هر کدوم بنویس چه آسیبی برات داشت؛ چه جسمی، مثل دل‌درد یا کمردرد، چه روحی، مثل ناامیدی یا عذاب وجدان.
  3. بنویس هر کدوم چقدر نتیجه داد و اون نتیجه چقدر موند.
  4. آخر سر بنویس از این کارنامه چه الگوی تکراری‌ای توی تصمیم‌هات می‌بینی.

همین که الگوی تکراری رو کشف کنی، قدم اول رو برداشتی. دفعه‌ی بعد که یه تبلیغ وسوسه‌کننده دیدی، این برگه رو یه بار دیگه بخون.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من یه روش لاغری رو امتحان کردی که به جای لاغری، یه دردسر تازه برات درست کرد؟ تجربه‌ات از عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن چی بوده؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، الگوی تکراری‌ای که توی کارنامه‌ات پیدا کردی رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه قبل از روش بعدی یه کم بیشتر فکر کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

مهم‌ترین عوارض روش‌های اشتباه کاهش وزن چیه؟

آسیب‌های جسمی مثل مشکلات گوارشی، آسیب‌های ورزشی و عوارض قرص‌ها، و آسیب‌های روحی مثل ناامیدی، از دست رفتن اعتمادبه‌نفس و چرخه‌ی عذاب وجدان و پرخوری.

چرا بعد از رژیم‌های سخت وزنم برمی‌گرده؟

چون رژیم فقط رفتار رو برای مدتی تغییر می‌ده و به باورها و عادت‌های ذهنی کاری نداره. وقتی رژیم تموم بشه، ذهن همون الگوهای قبلی رو ادامه می‌ده.

قرص‌های چربی‌سوز خطرناکن؟

مصرف خودسرانه‌ی داروهای لاغری می‌تونه عوارض جدی داشته باشه. هیچ دارویی رو بدون تجویز پزشک مصرف نکن.

روش ذهنی چه فرقی با این روش‌ها داره؟

روش ذهنی به جای زور آوردن به بدن، باورها و عادت‌هایی رو تغییر می‌ده که رفتار غذایی ما رو می‌سازن. برای همین گرسنگی، دارو یا جراحی نداره و تغییرش ماندگارتره.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 28 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11293
16 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهه رضائی
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ ۰۹:۳۰
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 3405 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,658 کلمه

      تا حالا چند بار رژیم گرفتید و بعدش با حس ناامیدی، عصبانیت یا پرخوری عصبی مواجه شدید ؟

       تجربه خود درباره عوارض روش های اشتباه کاهش وزن را بنویسید .

      وقتی تو تنهایی هام فکر می‌کنم که تا بحال چقدر برای لاغری و کاهش وزن تلاش کردم ، چه کارهای قمر در عقربی انجام دادم ، چقدر هزینه کردم ، چقدر وقت گذاشتم ، و با وجود شادی های ناپایدار و کوتاه مدتی که از کاهش وزنم داشتم هنوز در نقطه ای ایستادم که فرقی با نقطه صفر ندارم ، دلم به حال خودم و جسم و بدن بیچاره ام واقعا میسوزه .

      سالها قبل که برای اولین بارهایی بود که با رژیم گرفتن آشنا شده بودم ، بنا به فراخور دستور متخصص تغذیه یا پزشک یا حتی آدمی که فکر می‌کردم معتمد من هست و حرفای همه شون رو هم بی چون و چرا قبول می‌کردم کارهای عجیب و غریبی برای تشویق خودم به لاغری انجام می‌دادم.  یادمه یکبار طبق دستور رژیم ، سفره ام رو از بقیه جدا کردم . ولی در حالیکه داشتم سالاد بدون سس و یک تکه گوشت آب پز شده ی خشک و بیمزه و بدون ادویه و نمک ام رو طبق رژیم ام می‌خوردم ، بوی دل انگیز قورمه سبزی و پلوی تازه بقیه اهل خونه ، مثل کارتون تام و جری میومد و دور دماغم گره می‌خورد و منو تا بی نهایت ها می‌برد . اینجا یکی از جاهایی بود که واقعا تخیلم به دادم رسید و با تلفیق بوی اشتها آور همون غذایی که بقیه سر سفره ی دیگه هی میخوردند و حالا کتلت بود یا زرشک پلو با کره یا خورشت قیمه با هل و گلاب ، منم با هر لقمه ای که از غذای کوفتی خودم می‌خوردم فکر میکردم اینی هم که در دهان منه همون غذاست و سعی می‌کردم ازش همون اندازه لذت ببرم . بعد از مدتی به خودم گفتم خوب مگه آزار داری ؟ چه کاریه آخه ؟ این مدل غذا خوردن تو ، دقیقا مثل مالیدن نون پشت شیشه ای هست که توش عسله و تو با فکر شیرین بودن لقمه اونو میخوری ؟ این چه مدل رژیمی یه دیگه ؟ این بود که بعد یه مدت رهاش کردم و از موقعیت “ وصف العیش ، نصف العیش ” با خوردن مجدد اون غذاها ، خودم رو به “کل العیش” مهمون کردم .

       تو رژیم بعدی قرار شد هر بار احساس گرسنگی کردم و خواستم چیزی بخورم برم جلوی آینه بایستم ، به هیکل غیر نامتقارن و نامتناسب ام نگاه کنم و تا میتونم بهش بد و بیراه بگم و آنچه فحش بلدم نثارش کنم تا از خودش خجالت بکشه و اگر میخواد به آرزوی همیشگی اش که لاغری و تناسب هست برسه چیزی نخوره و شکم گنده و اراده ی سست اش رو محکم نگه داره ! خدا شاهده که تنها نتیجه اش شب ها با گریه از احساس ضعف و گرسنگی خوابیدن و بدنبال اون پیش آمدن حالت های عصبی و خشم های کنترل نشده ای بود که اگه اول رژیم فقط “ یه آدم چاق ” بودم در آخر رژیم تبدیل شدم به “ یه آدم چاق  بداخلاق و حقیر و بدون اعتماد نفس ” !!! 

       تو رژیم دیگه ای گرفتم دستور داشتم هر روز صبح خودم رو وزن کنم و توی برگه ی گزارش هفتگی ام بنویسم . وزن اضافه یا عدم تغییر وزن در مراجعه بعدی به دکتر غیر از حق ویزیت پرداختی جریمه نقدی هم داشت . سر هفته که به دکتر مراجعه می‌کردم وضعیت خنده دار و واقعا اسفناکی که همگی باهاش مواجه می‌شدیم دیدنی بود . هر کسی وارد مطب میشد کنار میز دکتر با یک جعبه نسبتا بزرگ مواجه میشد که پر بود از ساعت و کمربند و خودکار و گل سر و دسته کلید و … !!! یه خورده اونطرف تر هم شخص دیگه ای رو گوشه ی اتاق میدیدی که تند تند در حال پوشیدن کفش و لباس و آماده شدن برای رفتن بود ! دیدن این صحنه بار اول باعث میشد از احساس خطر و ناامنی که توی اتاق حس میشد اصلا روی صندلی ننشینی و به فکر فرار باشی ! خخخخ  …. ولی بعد که نوبت خودت میشد و به دستور دکتر باید میرفتی روی ترازو ، وقتی روی ترازو تفاوت عددترازو رو ، با آخرین وزن نوشته شده ی خودت روی برگه ات مشاهده میکردی و می‌دیدی اضافه داری ، تو هم شروع میکردی به درآوردن کفش و لباس های اضافی که فکر میکردی اضافه وزنت مربوط به اونهاست . اینکار به کمربند و ساعت و خودکار و … گاهی دستبند و گردنبند و سنجاق سر و کارت پول هم می‌رسید ! و اون جعبه بزرگ هم مربوط به کسانی بود که توی عجله ای که برای آماده شدن و پوشیدن لباسها و بیرون رفتن از مطب بخاطر اومدن مراجع بعدی داشتند این وسایل رو جا گذاشته بودند !!! آخر سر هم با کلی جریمه نقدی و خالی شدن جیبم و استرس و حرف خوردن از دکتر و بقیه مراجعین این رژیم ام هم رفت رو هوا !

      رژیم بعدی پا رو فراتر گذاشت و همون روزی که وارد مطب شدم من و بقیه مراجعین رو به کلاسی هدایت کردند که بعد از کلی صحبت های انگیزشی تک تک باید جلو میرفتیم ، روی قرآنی که روی میز بود دست می‌گذاشتیم و قسم به خدا و پیغمبر میخوردیم که یه هیچ وجه خارج از رژیم چیزی نخوریم ! یعنی با برگه رژیم وحشتناکی که بیشتر به اعتصاب غذا شبیه بود تا رژیم لاغری ! از مطب بیرون اومدیم ، بعد از مدتی بخاطر ترس از اینکه قسم مون رو نشکنیم ، اون رژیم رو انجام دادیم . احساس عذاب و شکنجه ای که خود رژیم و نخوردن هاش به جسم فلک زده ی ما وارد می‌کرد اینقدر زیاد بود که وقتی رژیم رو ول کردم دیگه به گناه شکستن قسم و آتش جهنم و قعر درک فکر نکردم . و در آخر دیگه  فقط “ یه آدم با وزن زیاد” نبودم ، احساس “ یک کافر ملحد قسم شکن با وزن زیاد ” رو داشتم ، و مدتها عذاب وجدان رهایم نمی‌کرد.  غافل از اینکه خدای بزرگ و مهربانی که خودش ما رو با مهر آفریده و عاشق تک تک ماست به هیچ وجه راضی به کوچکترین احساس ناراحتی در ما نیست و این آزار و اذیتی که نسبت به خودمون روا داشتیم و آسیبی که به خودمون زدیم بیشتر خدا رو دل آزرده و غمگین و غصه دار ما بنده هاش می‌کرد تا شکستن قسم کورکورانه و بدون توجهی که فقط بعنوان یکی دیگه از روش های لاغری سریع ازش استفاده کردیم . 

      از روش های من درآوردی دیگه ای که میتونم برای رژیم و نخوردن نام ببرم انداختن کش پول یا کش ماست دور مچ دستم به توصیه دکتر بود . هر زمان از موارد رژیم ام تخطی می‌کردم باید کش رو محکم میکشیدم و روی مچ دستم رهاش می‌کردم تا درد شدید ناشی از این تنبیه شخصی ، جلوی خطای بعدی و ناخنک زدن یا خوردن بدون ملاحظه ام رو بگیره . اینقدر اینکار رو تکرار کردم که مچ دستم کبود و رگ هام متورم شده بود و وقتی هفته ی بعد به مطب متخصص لاغری رفتم کلی تشویق و تبریک و احسنت گرفتم بخاطر این دقت و قدرت و جلوی خودم رو گرفتن و رعایت موردی که دکتر ازش بعنوان  “ داشتن دیسیپلین و انضباط شخصی !!! ” ازش نام می‌برد . آخر سر هم نه بخاطر چاقی ، بلکه بخاطر اینکه اینقدر مچ دستم اونقدر درد گرفته بود و حساس شده بود که حتی وضو هم نمیتونستم بگیرم ، پس این روش رژیم هم رها کردم .

      دیگه نگم از قرص ها و دمنوش های لاغری که گوارش بیچاره ام رو به هم ریخته بودند ، یا گلاب به روتون ، بیرون روی های شدید و مداوم داشتم ، یا سفت و سخت شدن روده هام ، که در هر دو حالت هم دل دردهای مداوم و کم شدن ویتامینها و مواد معدنی و آب بدنم تنها دستاورد این روش لاغری بود .

      بستن انواع و اقسام ویبره و کمربند لاغری هم روش دیگه ای بود که امتحان اش کردم . یادمه یک نوع کمربند پهن و سنگینی بود که توی آب می انداختیم تا بجوشه ، و همونطور داغ داغ از بقیه میخواستیم روی شکم مون ببندن و با اون سوزش شدید پوست نازنین بدن مون  اصلا به التماس و التجا ما برای باز کردنش هم توجهی نکنن ! خدایا ، ما رو بخاطر این خطاهای فاحش و دردناک مون ببخش و از ما درگذر .

      ماساژ های موضعی لاغری و عوارض و درد و کبودی های ناشی از اون رو که مدتها بعدش نمیتونستم کمرم رو راست کنم و دولادولا راه میرفتم هم ناگفته بماند .

      ورزش های شدید وو دویدن های ساعت‌ها روی تردمیل وو دمبل زدن های بی وقفه وو دراز نشست های های بیشمار وو بالا پایین رفتن از اون دستگاه پله نوردی “استپر” وو پارو زدن های مجازی روی دستگاه قایق وو …سایر روشها که از انجام دادن همه شون هم نهایتا خسته شدم و الان هم برای یادگیری روش صحیح ودرست آموزش یادگیری لاغری با ذهن به لطف خدا به سایت تناسب فکری هدایت شدم .

      چه احساسی بعد از شکست در رژیم‌ها داشتید؟

      دقیقا خود احساس شکست ! از بین بردن اعتماد به نفس ، نا امیدی ، سرخوردگی و احساس کمبود و سرزندگی خود و از بین رفتن عزت نفس و خودباوری .

      آیا فکر می‌کنید ذهن شما هنوز هم به الگوی چاقی عادت کرده؟

      قبلا نقش این الگوی چاقی را بسیار پررنگ تر و موثرتر از الان در ذهنم داشتم ، نتایجی که در پایان هر رژیم بدست آوردم یا بهتر بگویم بدست نیاوردم ، خود گویای این حقیقت است ولی الان باحضور هر روز در سایت تناسب فکری و آموزش های روزانه ، مطالعه ، تمرین ، نوشتن ، و استمرار در یادگیری ، هم در کم رنگ کردن این الگوها و هم خوشبختانه ساخت الگوهای جدید تناسب در ذهنم به موفقیت هایی دست پیدا کرده ام .

      جناب استاد عطار روشن ، از خداوند برایتان بهترین برکات و دستاوردها را در زندگی تان خواستارم ، بینهایت از شما بخاطر ارائه این آگاهی ها سپاسگزارم .

      برقرار باشید .

      یا حق .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید