تا حالا برات پیش اومده جلوی آینه بایستی، شکمتو بدی تو، نفسو حبس کنی، سعی کنی خودتو لاغر «تصور» کنی… ولی صدای یه فکر توی سرت بگه: «تو هیچوقت لاغر نمیشی»؟
اگه آره، بهت تبریک میگم! چون هم وارد دنیای تصویر ذهنی لاغری شدی، و هم جواب سوال بزرگت رو پیدا کردی: چرا هنوز لاغر نشدی؟

🎭 چرا لاغر شدن برای بعضیا راحت، و برای بعضیا کابوسه؟
حتماً شنیدی یا شاید خودت گفتی:
«من هر کاری که بگی کردم، رژیم، ورزش، دمنوش، حتی نفس کشیدن خاص! ولی لاغر نشدم!»
در عوض، یه سری آدم هستن که اصلاً درگیر نیستن، نه کالری میشمرن، نه از غذاها میترسن، نه دم به دقیقه خودشون و وزن می کنند ولی همیشه متناسب میمونن!
خب واقعاً فرقشون چیه؟
ژنتیک؟ سبک زندگی؟ برنامه ورزشی از ناسا؟ یا شاید یه ارادهی فرازمینی؟
نه دوست عزیز
فرق اصلیشون، توی «تصویر ذهنی لاغری» شونه.
آدمای لاغر، حتی اگر هیچ وقت بهش فکر هم نکنن، توی ناخودآگاهشون، خودشون رو لاغر میبینن.
ذهنشون پر از تصویرهاییه که در اون، اونها دارن راحت لباس میپوشن، سبک راه میرن، با انرژی غذا میخورن و بدون عذاب وجدان از زندگی لذت میبرن.
این یعنی چی؟
یعنی «تصویر ذهنی لاغری» در وجودشون نهادینه شده.
مثل یه نقش همیشگی روی پردهی ذهنشون، که دائم در حال پخش شدنه.
حتی اگه یه روز پرخوری کنن، ناخودآگاه تمایل دارن دوباره برگردن به اون تصویر اصلی ذهنشون: یه آدم متناسب.
اما از اون طرف…
کسی که اضافه وزن داره، هر چقدر هم تلاش کنه، هر چقدر هم رژیم بگیره، تا وقتی که تصویر ذهنیش هنوز «چاق» باشه، بدنش دائم تلاش میکنه با اون تصویر هماهنگ بمونه.
مثلاً ممکنه یه نفر ۱۰ کیلو وزن کم کنه، ولی هنوز وقتی توی آینه نگاه میکنه، خودش رو همون آدم قبلی ببینه.
ذهنش باور نکرده که تغییر کرده.
و ذهن، همیشه دنبال «هماهنگی با تصویر ذهنی» میگرده. نه با واقعیت بیرونی.
🧠 تصویر ذهنی، مثل فرماندهست.
بدن فقط اجراکنندهست.
تا وقتی فرمانده نگه «تو چاقی»، حتی اگر به زور فرمان موقتی «رژیم بگیر» رو هم بده، بالاخره یه روز فرمان برمیگرده به حالت اصلی خودش.
حالا بیا یه سؤال جدی از خودت بپرس:
تصویر ذهنی تو، لاغره؟ یا چاقه؟
وقتی چشماتو میبندی و خودت رو تصور میکنی، چی میبینی؟
اگه هنوز تصویر ذهنیت تو رو چاق نشون میده، وقتشه رو اون تصویر کار کنی. چون تا وقتی تصویر عوض نشه، تغییر واقعی اتفاق نمیافته.
✍️ توی دورهی «لاغری با ذهن» ما دقیقاً همینو یاد میگیریم:
چطور «تصویر ذهنی لاغری» بسازیم، چطور نگهش داریم، و چطور بذاریم ذهن، به جای مقاومت، با ما همکاری کنه.

🖼 تصویر ذهنی لاغری یعنی چی دقیقاً؟
تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا هرچی رژیم میگیری، آخرش باز هم برمیگردی به نقطهی اول؟
یا چرا حتی وقتی وزن کم میکنی، باز هم حس چاق بودن رهات نمیکنه؟
اینجا ما با یه مفهوم کلیدی روبهرو هستیم:
🎯 «تصویر ذهنی چاق»
تصویر ذهنی چاق، یعنی تو در اعماق ناخودآگاهت، خودتو یه آدم چاق میبینی.
حتی اگه عدد ترازو کم بشه، حتی اگه دیگران بگن “چقدر لاغر شدی!”، تو هنوز با چشم ذهن، خودتو همون آدمی میبینی که سالها با چاقی، نارضایتی، و سایز بزرگتر زندگی کرده.
و دقیقاً همین تصویر ذهنی، داره زندگی فعلیت رو کارگردانی میکنه.
🧠 ذهن ما مثل یه کارگردان تماموقت عمل میکنه؛
فقط کافیه سناریو رو بدی دستش…
اگه توی این سناریو نوشته باشه:
«من همیشه چاقم، غذا خوردن برام گناهه، لباس قشنگ به تنم زشت میشه، و لاغر شدن برای من سخته»
ذهنت هم بازیگرهاشو انتخاب میکنه، دکور رو میچینه، لوکیشن میسازه و هر روز همون فیلمو پخش میکنه!
نتیجه؟
حتی اگه خودتو توی باشگاه خسته کنی، یا از غذای موردعلاقهات بزنی، ذهنت همیشه یه راهی پیدا میکنه که همهچی رو به تصویر اصلی برگردونه: تصویر ذهنی چاق!
مثلاً:
- بعد یه مدت رژیم، یههو پرخوریهای شبانه شروع میشن.
- با یه شکست عاطفی، دوباره برمیگردی به غذا برای آروم شدن.
- یا حتی ناخودآگاه لباسهای گشاد انتخاب میکنی تا سایز بدنتو بپوشونی.
همه اینا یعنی ذهن، داره تلاش میکنه با تصویر ذهنی چاقت هماهنگ بمونه.
⚠️ خبر بد اینه که…
تا وقتی این تصویر تغییر نکنه، تغییر جسم هم یا موقته، یا با رنج همراهه، یا اصلاً اتفاق نمیافته.
✅ اما خبر خوب اینه که…
تصویر ذهنی قابل تغییره.
تو میتونی کمکم، با آگاهی، با تمرین، و با تکنیکهای ذهنی، اون نقش قدیمی رو از صحنهی ذهنت حذف کنی و جای اونو بدی به یه تصویر تازه:
تصویر یک آدم متناسب، راضی، آزاد و سبک.
🔍 پس اگه میخوای بدونی چرا هنوز اون شکمی که دوستش نداری، باهات خداحافظی نکرده، یه نگاهی بنداز به تصویر ذهنیت…
آیا وقتش نرسیده سناریوی ذهنیتو عوض کنی؟
🌀 ما توی دوره «لاغری با ذهن» دقیقاً روی همین تصویر ذهنی چاق کار میکنیم. چون میدونیم تا وقتی تصویر ذهنی تغییر نکنه، نتیجه هم واقعی، پایدار و عمیق نخواهد بود.

✨ چطور تصویر ذهنی لاغری بسازیم؟
بذار یه چیزی رو خیلی شفاف بگیم:
👁️🗨️ تا وقتی تصویر ذهنیت چاقه، جسمت هم دیر یا زود برمیگرده به همون حالت آشنا.
اما خبر خوب اینه که ساختن تصویر ذهنی لاغری اصلاً کار غیرممکنی نیست. نه جادو میخواد، نه ژن خاص. فقط آگاهی، تمرین، و یه کوچولو صبوری. بیا با هم سه قدم مهمش رو مرور کنیم:
✅ ۱. اول باورها رو شخم بزن!
تصویر ذهنی لاغری روی خاک حاصلخیز باورهای مثبت رشد میکنه.
اگه ذهنتو پر کردی از این جملهها:
- «من هر کاری کنم، آخرش چاق میشم»
- «لاغر بودن مال بقیهست، نه من»
- «ارثیه، دیگه نمیشه کاریش کرد»
بدون که اینا شدن ستونهای محکم تصویر ذهنی چاقی تو.
پس قدم اول اینه که این باورها رو بیاری زیر نور آفتاب آگاهی… بررسیشون کنی… و آرومآروم، جایگزینشون کنی با باورهایی که بدنتو به سمت لاغری واقعی هدایت میکنن.
🧠 مثلا بهجای “من همیشه چاق میمونم”، بگو:
“من میتونم تصویر ذهنیم رو تغییر بدم و متناسب بشم.”
🎬 ۲. تجسم کن، اما واقعی و حسی!
ساختن تصویر ذهنی لاغری بدون تجسم، مثل درستکردن پیتزا بدون پنیر میمونه!
هر روز فقط ۵ دقیقه.
چشمهاتو ببند و خودتو ببین:
- با لباسی که همیشه آرزوشو داشتی، اما فکر میکردی «به من نمیاد»
- در حال راه رفتن تو خیابون، با حس سبکی و انرژی
- در یه مهمونی، بدون فکرِ «این لباس شکممو میزنه بیرون؟»
اما نکتهی طلایی اینجاست: تجسم باید حسی باشه.
یعنی حس لاغر بودن، حس آزادی، حس اعتماد بهنفس رو واقعاً توی بدنت بیاری.
مغز تو فرق خیال و واقعیت رو نمیفهمه.
هرچی بیشتر تصویر ذهنی لاغری رو بهش نشون بدی، اونم بیشتر باورش میکنه… و میگه:
«باشه! پس بذار بقیه قسمتها رو هم باهاش هماهنگ کنم.»
🗣 ۳. با کلماتت تصویر بساز
آیا میدونستی که هر کلمهای که با خودت حرف میزنی، یه رنگ به تصویر ذهنیت میزنه؟
وقتی میگی:
- «من هیچوقت نمیتونم لاغر شم»
- «بدن من خیلی مقاومه»
- «هرچی میخورم، چاق میشم»
انگار داری رنگهای تاریک و سنگین میپاشی رو بوم ذهنیت.
اما اگه شروع کنی به استفاده از واژههای مثبت، روشن و رو به جلو، انگار داری با قلمموی طلا، یه شاهکار جدید خلق میکنی.
🧩 مثلاً:
- بهجای «من چاقم»، بگو: «من دارم تصویر ذهنی لاغریم رو میسازم.»
- بهجای «رژیم گرفتن سخته»، بگو: «من دارم سبک زندگی متناسبم رو یاد میگیرم.»
کلمات تو، مثل مصالح ساختمانی تصویر ذهنی تو هستن.
اگه مواد اولیهات پر از ناامیدی باشه، خروجی هم یه ساختمان متزلزل و خاکستری میشه.
اما اگه کلماتت رو هوشمندانه انتخاب کنی، تصویر ذهنی لاغریت تبدیل میشه به یه تابلوی بینقص از یه زندگی متناسب و رها.
✨ و یادت باشه…
تصویر ذهنی لاغری چیزی نیست که یهشبه بسازی، ولی هر روزی که روش کار کنی، یه آجر جدید میذاری توی ساختمون تناسب ذهنیت.
تو میتونی اون کسی باشی که تصویر ذهنیاش از خودِ متناسبش، انقدر قوی و واضح باشه که هیچ مانعی جلودارش نباشه.
🧠 نقل قولهایی که قدرت تصویرسازی رو ثابت میکنن:
وین دایر: «هرگاه باور کردید، آن را میبینید.»
آلبرت اینشتین: «تصوّر از دانش مهمتر است.»
ناپلئون بناپارت: «تصویر ذهنی، بر دنیا حکومت میکند.»
میبینی؟ از روانشناس تا فیزیکدان تا سیاستمدار، همه یه چیز رو گفتن: ذهن، قبل از بدن تغییر میکنه.
پژوهشی منتشر شده در مجله BMC Public Health (۲۰۱۵) نشان داد که ترکیب «تصویرسازی ذهنی» با «نیتهای اجرایی» بهطور قابلتوجهی به کاهش وزن کمک میکند.
در این مطالعه، افرادی که هر روز خود را در حال رسیدن به اهداف تناسب تصور میکردند، کاهش وزن بیشتری نسبت به گروه کنترل داشتند. این تحقیق نشان میدهد که تصویر ذهنی نقش کلیدی در شکلدهی رفتارهای پایدار کاهش وزن دارد.

⚖️ چرا رژیمها جواب نمیدن؟
چون رژیم گرفتن بدون تصویرسازی ذهنی، مثل اینه که بخوای یه نقاشی فوقالعاده رو بکشی… روی بخار آینه حموم!
شاید لحظهای زیبا بهنظر برسه، ولی فقط کافیه یه فوت بزنه زندگی… همه چی محو میشه!
🔁 خیلیا فکر میکنن با حذف نون، ورزش سنگین، یا شمردن کالری قراره لاغر شن. ولی غافلن از اینکه بدن فقط وقتی تغییر میکنه که اول توی ذهن، تصویر جدیدی از خودت بسازی.
تا وقتی توی ذهنت هنوز خودتو «اون آدم چاق همیشگی» میبینی، تا وقتی هنوز حس میکنی «لاغری مال بقیهست»، یعنی تصویرسازی ذهنیت، هنوز داره نسخهی قدیمیتو پخش میکنه.
و ذهن، مثل یه کارگردان وفادار، همیشه همون فیلمو دوباره و دوباره اجرا میکنه.
🎥 پس اگه میخوای واقعا تغییر کنی، اول باید دوربین ذهنتو بچرخونی به سمت آیندهای که دلت میخواد…
جایی که تو سبک، رها، با لبخند، و بدون وسواس غذا خوردن زندگی میکنی.
تا تصویرسازی ذهنیت تغییر نکنه، هر رژیمی فقط میشه یه ماسک موقتی… که دیر یا زود میافته.
🌱 تجربه موفقها چه فرقی با بقیه دارن؟
افرادی که از دورههای «لاغری با ذهن» استفاده میکنن، یاد میگیرن چطور تصویر ذهنی لاغری بسازن.
اونا خودشون رو در ذهنشون میبینن که توی مهمونی راحت غذا میخورن، احساس گناه نمیکنن، لباسهایی میپوشن که دوست دارن، و به خودشون افتخار میکنن.
در مقابل، افراد چاقی که هنوز درگیر تصویر ذهنی چاقی هستن، فقط خاطرات شکست رو مرور میکنن.
فرقشون فقط در تصویر ذهنیه. نه بدن، نه ژن، نه غذا!
✅ جمعبندی: اول در ذهن لاغر شو، بعد در آینه
تو میتونی همین امشب شروع کنی به ساختن تصویر ذهنی لاغری.
نه رژیم میخواد، نه باشگاه. فقط یک تصمیم:
بخوای خودت رو متفاوت ببینی.
یاد بگیر با ذهنت حرف بزنی. بهش نشون بده که لایق اندام متناسبی هستی. خودتو در لباس موردعلاقهات ببین. زندگیای رو تصور کن که دلت میخواد.
🌟 و یادت نره: وقتی تصویر ذهنی تغییر کنه، جسم مجبوره دنبالش بیاد.
📝 تمرین تصویر ذهنی لاغری: وقتشه بنویسی!
حالا نوبت توئه! اگه میخوای تصویر ذهنی لاغری رو در ذهنت فعال کنی، باید اول بفهمی الآن چه تصویری از خودت داری. با صداقت و بدون سانسور به سوالهای زیر جواب بده. حتی اگه یه کلمهست، بنویس. مغز عاشق نوشتنه!
- الآن خودتو چطور میبینی؟ اگه یه دوربین مخفی از تو وجود داشت، چه تصویری ضبط میکرد؟
- وقتی جلوی آینه وایمیستی، چه افکاری تو سرت میاد؟ صادق باش!
- آیا تا حالا سعی کردی خودتو به شکل یه آدم متناسب تصور کنی؟ چه حسی داشتی؟
- اگه قرار باشه یه فیلم از نسخه لاغر خودت بسازی، چه صحنههایی توش میذاری؟ پیادهروی؟ لباس مورد علاقهات؟ لبخند؟
- چه باورهایی مثل آجر جلوی تصویر ذهنی لاغری تو رو گرفتن؟ بنویس و بعدش یکیش رو آگاهانه خراب کن!
🧠 یادت باشه: نوشتن، اولین قدم جدی برای ساختن تصویر ذهنی لاغریه. یه دفتر کوچیک برای «تصویرسازی ذهنی لاغری» درست کن و هر روز توش چیزی بنویس.
دوست داری جوابهاتو با ما هم به اشتراک بذاری؟ توی بخش دیدگاهها بنویس و با بقیه همراه شو!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با سلامی به زیبایی تناسب اندام به همسفران خوبم و استاد گرامی
من قبل از اینکه وارد سایت تناسب فکری بشم تصویر ذهنی بسیار چاقی از خودم داشتم.
از خودم بدم میومد وقتی جلوی آینه میایستادم حس عذاب آوری داشتم یدن لباسهام از رنگ لباسهام از سایز اونها عذاب میکشیدم بعد از یه مدتی که با سایت آشنا شدم کم کم وارد رنامههای سایت شدم من کم کم تونستم تصویری ذهنی چاق خودم رو عوض کنم نمیگم که الان تصویر بسیار عالی از خودم دارم ولی تصویری که الان از خودم دارم یه تصویریه که با قبل بسیار متفاوته من خودم رو انسان توانایی میدونم وقتی جلوی آینه میرم آینده ی یک اندام بسیار متناسب رو در ذهنم دارم..
این خیلی خوبه که بدون عذاب وجدان از همه نعمتهای الهی استفاده کنیم
من این حس رو دارم به طور کامل به دستش آوردم البته براش تلاش زیادی هم کردم وارد برنامهها شدم،تمرینهای زیادی انجام دادم باورهای خودم رو تغییر دادم و روی اون باورها کار کردم تا در ذهن من نهادینه شدن.
الان که جلوی آینه میرم میدونم که با اون اندام متناسبی که همیشه توی ذهنم داشتم فاصله چندانی ندارم می دونم که به راحتی میتونم بهش برسم بدون هیچ رنج و عذابی و این منو شادتر میکنه .
من هر روز میتونم تغییراتمو حس کنم. اینا نتیجه تمریناتو باورهاییه که من دارم باورهایی که سعی کردم و اونها رو عوض کردم.
قبلاً که توی وزن کنونی آن بودم از دیدن خودم توی آینه لذت نمیبردم ولی الان خو دمو یک انسان ایدهآل تصور میکنم و این تفاوتیه که تناسب فکری برای من ایجاد کرده.
امیدوارم همتون به این حس زیبا دست پیدا کنید.
در پناه خدا باشید.
نشان های دریافت شده
با سلامی به زیبایی تناسب اندام به همسفران خوبم و استاد گرامی
من من قبل از اینکه وارد سایت تناسب فکری بشم تصویر ذهنی بسیار چاقی از خودم داشتم.
از خودم بدم میومد وقتی جلوی آینه میایستادم حس عذاب آوری داشتم یدن لباسهام از رنگ لباسهام از سایز اونها عذاب میکشیدم بعد از یه مدتی که با سایت آشنا شدم کم کم وارد رنامههای سایت شدم من کم کم تونستم تصویری ذهنی چاق خودم رو عوض کنم نمیگم که الان تصویر بسیار عالی از خودم دارم ولی تصویری که الان از خودم دارم یه تصویریه که با قبل بسیار متفاوته من خودم رو انسان توانایی میدونم وقتی جلوی آینه میرم آینده ی یک اندام بسیار متناسب رو در ذهنم دارم..
این خیلی خوبه که بدون عذاب وجدان از همه نعمتهای الهی استفاده کنیم
من این حس رو دارم به طور کامل به دستش آوردم البته براش تلاش زیادی هم کردم وارد برنامهها شدم،تمرینهای زیادی انجام دادم باورهای خودم رو تغییر دادم و روی اون باورها کار کردم تا در ذهن من نهادینه شدن.
الان که جلوی آینه میرم میدونم که با اون اندام متناسبی که همیشه توی ذهنم داشتم فاصله چندانی ندارم می دونم که به راحتی میتونم بهش برسم بدون هیچ رنج و عذابی و این منو شادتر میکنه .
من هر روز میتونم تغییراتمو حس کنم. اینا نتیجه تمریناتو باورهاییه که من دارم باورهایی که سعی کردم و اونها رو عوض کردم.
قبلاً که توی وزن کنونی آن بودم از دیدن خودم توی آینه لذت نمیبردم ولی الان خو دمو یک انسان ایدهآل تصور میکنم و این تفاوتیه که تناسب فکری برای من ایجاد کرده.
امیدوارم همتون به این حس زیبا دست پیدا کنید.
در پناه خدا باشید.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز
و دوستان گرامی
خداروشکر تو ذهن من لاغر شدن که همیشه با رژیم و هزارتا روش دیگه بهش توجه میکرد دیگه رفته ینی هر جا اسم لاغری و و لاغر شدن میاد ناخوداگاه ذهنم میاد سمت سایت و اینکه باید اول تو ذهنم متناسب بشم بعدش بدنم خود به خود متناسب میشه حتی گفتگوهای ذهنم عوض شده مثلا اگر یه پودری معرفی کنن که لاغر میکنه ذهنم میگه تو که میدونی این پودر لاغری اگرم لاغر کنه موقتی هستش اصل لاغری رو تو سایت تناسب فکری هستش فقط من تصویر های ذهنی چاقیم هنوز پاک نشده کمرنگ شده ولی از بین نرفته حالا اینجا تمرین ها رو میخوام انجام بدم
به این فکر میکنم که شکمم تخت بود چه لباس هایی میتونستم بپوشم و همش سایز شکمم جلو چشام هستش
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و درود خدمت استاد عزیز و گرامیم و دوستان همراهم.
امروز قراره درباره ی تجسم بنویسم ،دربارهی تصویر ذهنی .
یادمه آخرین باری که با کمک دکتر تعذیه به وزن ۵۹ کیلو رسیده بود و خیلی لاغر شده بودم ، از اون لاغری هایی که به من می گفتن خیلی لاغر شدی و بهت نمیاد و من با قد ۶۴ این وزن با کاهش وزن ۱۶ کیلویی یک خورده کم بود و داشتم از فرم خارج می شدم .
اما برای من اصلا شیرین و دوست داشتنی نبود و راضی نبودم و هر روز تلاش می کردم وزنم رو کمتر کنم ،چون خودم رو متناسب نمیدیدم .
خیلی تلاش کردم و کمتر نشد و من هر روز ناراضی تر بودم و یک روز با دست خودم بخاطر نارضایتی که نشد، همه چی رو خراب کردم .
درسته مسیرم سخت و اشتباه بود ولی شده بود .
امروز که این مطلب رو خوندم علت نارضایتی خودم رو متوجه شدم ،درسته ! تصویری که از خودم داشتم چاق بود و این علتی بوده که من، راضی و خوشحال نبودم و فکر می کردم باید لاغر تر بشم تا به شادی و سبکی و خوشحالی برسم .
اون تصویر منه چاق باعث شد دوباره چاق بشم .
بعد از این زمان بود که با تناسب فکری آشنا شدم و بعد از چند سال، در دوره ی ورود به ضمیر ناخودآگاه با تجسم آشنا شدم و اون جا برام یک جهش عالی داشت و تصویر سازی رو خوب یاد گرفتم و حتی در طول روز خودم رو متناسب می دیدم و جالب اینکه این تصویر سازی کمک می کرد که رفتارهای غذاییم کاملا درست باشه .
اما بعد از مدتی و با چالشی در زندگی که ذهنم رو بهم ریخت اون تصویر سازی خراب شد و الان دیگه واقعا نمی تونم به اون خوبی تصویر سازی کنم .
حقیقتا تصویر لاغری که هیچ ،در واقع الان که جلوی آینه میرم فقط شکم و پهلو می بینم و به خودم میگم پس کی متناسب میشم ؟😔
با وجود اینکه تغییرات رفتاری بسیار خوبی داشتم ولی اون نتیجه هنوز رقم نخورده .
دقیقا دارم به این سوال فکر می کنم که چه باورهایی مانع لاغری من شدن ؟
شاید الان اولیش کمی ناامیدی باشه .
اما اشکالی نداره ،از همین حالا دوباره شروع می کنم و حتی شده برای یک ثانیه دوباره از خودم تصویری زیبا می سازم .
باورها رو دوباره پیدا می کنم و از عبارتهای زیبایی درباره ی خودم استفاده می کنم .
دوست دارم دوباره خودم رو در حالت متناسب ببینم، در هر کاری در تناسب باشم .
سبک ،زیبا ،در آرامش .
خودم رو در پارک تصور می کنم که با یک بلوز و شلوار زیبا و اندازه در حال پیاده روی هستم به سبکی باد ، شاد و سرحال .
خودم رو موقع نرمش تصور می کنم ،وقتی که دستم رو به پهلوها می زنم و دیگه پهلویی نیست و دستم دور کمرم حلقه میشه .
چقدر لذت بخشه تصویر تناسب اندام .
الان می خوام برم تصویر زمینه گوشیمو عوض کنم و بانوی زیبا و ورزشکاری رو روی اون بذارم .
هیچ وقت دیر نیست ،دوباره شروع می کنم ،حتی برای چند ثانیه .
خدایا شکرت ،حالم خیلی خوب شد .
استاد عطارروشن بسیار سپاسگزارم. 🙏🌺🌟
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
سلام من همیشه تصویرچاقی توذهنم داشتم چون همیشه بماگفته بودن چاقیت ارثیه وتونمیتونی لاغربشی برالاغرشدن بایدخیلی تلاش کنی کم بخوری بیشترفعالیت کنی شام روساعت ۷بخوری بعدش چیزی نخوری چون چاق میشی صبحانه روزودبخورچربی سوزی توتایم خواصی هست ناهارروقبل سه بخورپایی سبزیادت نره شکلات حتمابخور سرکه سیب بخور ما بااینجورافکارزندگی کردیم تااومدیم غذابخوریم کافی بوددوتالقمه اضاف بخوریم نگرشه ولمون نمیکرد ازجمع ها فراری ازپوشیدن لباس دلخواه محروم بودیم چاقی انگارخوشی روازماگرفته بودهمیشه تو رنج بودیم بی اعتمادبنفس تامیرفتیم جلوایینه هی میگفتیم کی بشه منم لاغربشم شکم وپهلواب بشه بعدش میگفتیم میشه تصمیم میگرفتیم کم بخوریم نون وبرنج روحذف شیرینی حذف ولی بعدچندروزشکست میخوردیم میگفتم نه نمیشه کارمانیست رژیم کالری ازعددترازوچقدرمیترسیدیم چقدرحرص میخوردیم غذارو اهرم لدت مبدونستیم توخوشی وناراحتی میرفتیم سراغ خوردن غذا مسکن موقته ولی التیام بخش نیست ماتغییرات روبایدازذهن ببینیم نه توبشقاب نه باگفتن من انگیزه ندارم وقتی باروش ذهنی اشنا شدیم فهمیدیم لاغرشدن اسان ترین کاردنیاست من بایدیادبگیرم چه موقع گرسنه هستم بخورم اونم نه درحدانفجاردرحدتعادل وقتی سیرم نرم سراغ غذاذهن مابایدیادبگیره رزیم ورزش چاره کارنیست ازغذانترسیم وقتی بابدنمودوست باشیم وباهاش به صلح برسیم چقدرلاغری براماراحته وقتی باذهن یک تصویرسالم ازبدن سالم بسازیم من خودم انجام میدم وخیلی منوبه هدف نزدیک کرده واین کارباد ناخوداگاه من هماهنگ هست وقتی خودنوتویک اندام متناسب بالباس متناسب تصورمیکنم چقدرحس وحالم خوب میشه وقتی دوتالقمه اضاف خوردم به نجوااهمیت نمیدم ذهنم عادت کرده به این نجواهای قدیمی اگرغذاتوبشقاب اضاف اومدنمیخورم براخودم ارزش قایلم بدنم سطل اشغال نیست من انسان بالیاقتم وصاحب ارزش
سلام استاد
کاش کمی تمرین صبر کردن هم بود
کلید شکست من همیشه عجله بود… دنبال نتیجه بودن سریع
واین همیشه کارها را خراب میکنه
ولی افسوس وصد افسوس از این عجله که کارها را خراب میکنه
ولی کاش تمرینی برای صبر وانتظار بود
یدفعه، یه شبه، یهویی لاغرشدن انتظار زیاده ازحدی که از خودم دارم
وصبر نمیکنم حتی به این دوره، از این دوره به اون دوره پریدن… ازاز این رژیم به اون رژیم رفتن
اول کار دنبال آخرکارم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
ای گفتی این صبر نکردن همه چی رو خراب میکنه من فقط فقط با عجله کردن تمام پل هایی که میسازم رو خراب میکنم
ای کاش یزره صبور بودم
نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و مهربونم امشب بعد از مدت ها دوباره اومدم این قسمت سایت و این مطلب فوق العاده رو مطالعه کردم.من متوجه مرور یک سری افکار شدم و علاوه بر ادامه دادن دوره هام اما ایده اومد که بیام این قسمت سایت.
استاد اول از همه بگم که این نوشته ها رو من وقتی اولین بار وارد سایت شدم شروع کردم هر شب مطالعه کردن در واقع وقتی وارد سایت شدم به صورت هدایتی با قسمت های مختلف سایت کم کم آشنا شدم هرر شب هر روز مطالب رو مطالعه میکردم و از خوندن مطالب لذت وافری میبردم و همون روزای اول احساس آرامش فوق العاده و حس خیلییی خوووب در من ایجاد شد و امشب با اومدن دوباره به این قسمت دوباره همون حال و هوای عالی که تو اون روزا برای من مثل دمیدن دوباره روح در بدنم بود برام تداعی شد.و منو از اون ناامیدی و اون تیرگی بیرون کشید.
استاد آشنا شدن با قدرت ذهن در لاغر و متناسب شدن و متناسب موندن برای ما که همه روش ها رو امتحان کردیم یا حداقل چند روش رو به مدت طولانی امتحان کردیم بسیار بسیار ارزشمنده شما فکر کنید در مورد یه مساله که شده بود بزرگترین مشکل زندگیمون و ما تصور میکردیم لاینحل ترین مشکل زندگیمونه و همیشه در یک ناکامی و ناامیدی بدی به سر میبردیم نمیدونمچطور توصیفش کنم اما دقیقا مثل تولد دوباره میمونه اره تولد دوباره!
در واقع من فکر میکنم تمام افرادی که برای لاغری وارد سایت میشن وقتی از قدرت ذهن برای لاغر شدن استفاده میکنن و نتایج خیلی عالی میگیریم تو همه جنبه های زندگیمون تازه ایمانمون به قدرت ذهن اونقدر زیاد میشه که در تمام مسائل دیگه مون با اعتقاد راسخ ازش استفاده میکنیم چون چاقی از نظر ما یه مساله ای بود که حل شدنی نبود حالا که حل میشه میگیم وقتی این مشکل حل شد پس بقیه مسائل که دیگه چیزی نیستن!
خیلییی کلید عالی تو این مقاله ارائه شد که دقیقا مساله رو از ریشه حل میکنه اونم تصویر ذهنی که تو یکی از فایل ها دقیقا جمله تون رو یادمه که فرمودین و این قدرت مغز انسانه که تصاویر رو به واقعیت تبدیل میکنه!
حالا آگاه شدن ما از تصاویر حالِ حاضر ذهنی مون و تغییر این تصاویر ذهنی نیاز به آموزش داره و خدارو شکر که استاد آموزش های دوره های لاغری جوری هستن که در تمام زمینه های دیگه زندگی مون قابل اجرا هستن و این از برکات آموزش های شماست.
خدارو هزاران بار شکر میکنم بابت اون روزی که تسلیم خدا شدم و ازش هدایت خواستم و منو با شما استاد عزیزم آشنا کرد.در واقع دمِ خدا گرم که اییینقدر زیبا هدایت میکنه
خیلی دوستون دارم سایه تون مستدام باشه استاد عزیز و مهربونم🙏🏻🌹
سلام . چه نکته ی خوبی در متن بود .
علت ترس از چاقی دیدن تصاویری چاق از خودمان در ذهنمان است که در ما ایجاد حس ترس می کند .
پس برای رها شدن از این ترس باید بتوانیم تصاویر ذهنی لاغر و متناسب از خودمان در ذهنمان بسازیم .
شاید این تصاویر در ابتدا با تصاویر چاقی با هم در یک جهت نباشند و ذهن آنها را واقعیت بداند ولی ما با استمرار در تصور تصویر لاغری خود می توانیم این تصویر را برای ذهن جایگزین کنیم .
خب تصویر چاق من خیلی دردناک است ولی تصویر لاغری من خیلی شاداب است .
من وقتی که یک شخص متناسب هستم بسیار زیبا و خوش اندام با دستها و پاهای کشیده و کمر باریک و پهلوهای فرو رفته و شکم تخت هستم .
این تصویر را دوست دارم . به من حس زیبایی و نشاط می دهد . این من سبک است .
این من سریع حرکت می کند .
این من از زندگی لذت میبرد .
این من از غذا خوردنش لذت میبرد .
این من غذا را پناه خودش نمیداند .
این من نگرش چاق کننده به غذاها ندارد .
این من نگرش کسب انرژی از غذاها دارد .
او غذا را میخورد که رفع نیاز بدنش شود و به اندامهای بدنش انرژی برساند .
این من از روزش در جهت شادی و آرامش استفاده می کند .
این من مهربان و دوستداشتنی است .
من متناسب خیلی زیباست .
پوستش کشیده و صاف است . جوان است .
این من متناسب لباسهای زیبا را انتخاب میکند . این من متناسب برای تفریح و لذت فعالیت میکند . این من متناسب به خود سختی نمیدهد .
این من متناسب خندان و شاداب است .
این من متناسب پوستش سفید است . موهای پر پشتی دارد .
ذهن من میگوید این تصویر واقعیت ندارد .
من به او میگویم مگر آن تصویر چاق واقعیت داشت که هربار آن را در سر من می کوبیدی .
اکنون هماز تو میخواهم این تصویر زیبا را جایگزین آن تصویر کنی .
تصور کن چه حس خوبی دارد وقتی لباسهای زیبا را به تنت می کنی و با آن لباسها روبروی آیینه می ایستی و خودت را تماشا می کنی . تصور کن چه حس خوب و لذتبخشی به تو دست میدهد وقتی با این اندام زیبا انواع مانتوها را به تن می کنی و از پوشیدن آنها لذت میبری .
تصور کن چقدر زیبایی وقتی که در خیابان با اندام متناسب حرکت میکنی و دیگر از چاقی ات خجالت نمیکشی بلکه سرافراز با قدمهای سنگین حرکت میکنی و بر روی جاده میخرامی .
تصور کن چه لذتی دارد وقتی با این اندام متناسب با دوستانت به تولد دعوت میشوی و تو می رقصی و همه از تو میپرسند چقدر خوب شدی . چیکار کردی؟
تصور کن چقدر لذتبخش است با اندام متناسب با اسکیتهایت در سنگفرش پارک حرکت کنی و کلی از این تفریح و بازی لذت میبری .
این ها همه تصور اندام لاغریست که من و تو شایسته ی آن هستیم . اما ما باید این تصویر را به کمک تکرار در نوشتن حفظ کنیم .
لاغر شدن خیلی زیباست .
من عاشق لاغر شدن هستم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم
امروز برای راحت کردن لاغری تو ذهنم هدایت شدم اینجا دارم چند روزه روی باور لاغری و راحت بودن لاغری کار میکنم .دیروز یک فایلی ازتون گوش دادم
گفتین حال خوب یا بدتون هیچ ربطی به چاقی یا لاغری نداره حال بدتون رو ربط ندین به چاقی اینا دو موضوع جداگانه هست اگه درست فهمیده باشم گفتین حال خوب تو دوره تون هم ربطی به زود لاغر شدن.نداره حال خوب کمکه میکنه تو مسیر باشین .وهی همش نگین استاد من که.مدتهاس حالم خوبه چرا لاغر نمیشم چرا نتایج نمیاد .
کمی جا خوردم راستش منم فکر میکردم که من که حالم خوبه چرا نتایج در جسمم نمیاد .
و حالا اینجا هدایت شدم وبهم یادآوری شد که باید تصاویر ذهنیم عوض بشه باید تصاویر چاقی از ذهنم پاک بشه تصاویر لاغری جایگزین بشه تا لاغر بشیم .
تغییر تصاویر ذهنی هم منوط به تغییر فرمولهای ذهنی چاقی هست اگر فرمول ها عوض بشه رفته رفته تصاویر ذهنی لاغری جایگزین چاقی میشه وبعد این تصاویر در جسم خودشو نشون میده .
یک نکته هم یادم رفت تو اون فایل هم گفتین حال خوب خیلی خوبه و ارزشمند و مهم شاید در جسم اثر نکنه ولی یه آدم لاغر بدحال به چه درد میخوره پس مهم اون حال خوبه هست
خیلی از افراد لاغر هستن که اصلا شاد نیستند و همش افسرده هستن پس حال بد شما هم به چاقیتون ربط نداره یه چیز درونیه
حال خوب لاغری رو راحت میکنه مسیرلاغری رو لذت بخش میکنه