تا حالا برات پیش اومده جلوی آینه بایستی، شکمتو بدی تو، نفسو حبس کنی، سعی کنی خودتو لاغر «تصور» کنی… ولی صدای یه فکر توی سرت بگه: «تو هیچوقت لاغر نمیشی»؟
اگه آره، بهت تبریک میگم! چون هم وارد دنیای تصویر ذهنی لاغری شدی، و هم جواب سوال بزرگت رو پیدا کردی: چرا هنوز لاغر نشدی؟

🎭 چرا لاغر شدن برای بعضیا راحت، و برای بعضیا کابوسه؟
حتماً شنیدی یا شاید خودت گفتی:
«من هر کاری که بگی کردم، رژیم، ورزش، دمنوش، حتی نفس کشیدن خاص! ولی لاغر نشدم!»
در عوض، یه سری آدم هستن که اصلاً درگیر نیستن، نه کالری میشمرن، نه از غذاها میترسن، نه دم به دقیقه خودشون و وزن می کنند ولی همیشه متناسب میمونن!
خب واقعاً فرقشون چیه؟
ژنتیک؟ سبک زندگی؟ برنامه ورزشی از ناسا؟ یا شاید یه ارادهی فرازمینی؟
نه دوست عزیز
فرق اصلیشون، توی «تصویر ذهنی لاغری» شونه.
آدمای لاغر، حتی اگر هیچ وقت بهش فکر هم نکنن، توی ناخودآگاهشون، خودشون رو لاغر میبینن.
ذهنشون پر از تصویرهاییه که در اون، اونها دارن راحت لباس میپوشن، سبک راه میرن، با انرژی غذا میخورن و بدون عذاب وجدان از زندگی لذت میبرن.
این یعنی چی؟
یعنی «تصویر ذهنی لاغری» در وجودشون نهادینه شده.
مثل یه نقش همیشگی روی پردهی ذهنشون، که دائم در حال پخش شدنه.
حتی اگه یه روز پرخوری کنن، ناخودآگاه تمایل دارن دوباره برگردن به اون تصویر اصلی ذهنشون: یه آدم متناسب.
اما از اون طرف…
کسی که اضافه وزن داره، هر چقدر هم تلاش کنه، هر چقدر هم رژیم بگیره، تا وقتی که تصویر ذهنیش هنوز «چاق» باشه، بدنش دائم تلاش میکنه با اون تصویر هماهنگ بمونه.
مثلاً ممکنه یه نفر ۱۰ کیلو وزن کم کنه، ولی هنوز وقتی توی آینه نگاه میکنه، خودش رو همون آدم قبلی ببینه.
ذهنش باور نکرده که تغییر کرده.
و ذهن، همیشه دنبال «هماهنگی با تصویر ذهنی» میگرده. نه با واقعیت بیرونی.
🧠 تصویر ذهنی، مثل فرماندهست.
بدن فقط اجراکنندهست.
تا وقتی فرمانده نگه «تو چاقی»، حتی اگر به زور فرمان موقتی «رژیم بگیر» رو هم بده، بالاخره یه روز فرمان برمیگرده به حالت اصلی خودش.
حالا بیا یه سؤال جدی از خودت بپرس:
تصویر ذهنی تو، لاغره؟ یا چاقه؟
وقتی چشماتو میبندی و خودت رو تصور میکنی، چی میبینی؟
اگه هنوز تصویر ذهنیت تو رو چاق نشون میده، وقتشه رو اون تصویر کار کنی. چون تا وقتی تصویر عوض نشه، تغییر واقعی اتفاق نمیافته.
✍️ توی دورهی «لاغری با ذهن» ما دقیقاً همینو یاد میگیریم:
چطور «تصویر ذهنی لاغری» بسازیم، چطور نگهش داریم، و چطور بذاریم ذهن، به جای مقاومت، با ما همکاری کنه.

🖼 تصویر ذهنی لاغری یعنی چی دقیقاً؟
تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا هرچی رژیم میگیری، آخرش باز هم برمیگردی به نقطهی اول؟
یا چرا حتی وقتی وزن کم میکنی، باز هم حس چاق بودن رهات نمیکنه؟
اینجا ما با یه مفهوم کلیدی روبهرو هستیم:
🎯 «تصویر ذهنی چاق»
تصویر ذهنی چاق، یعنی تو در اعماق ناخودآگاهت، خودتو یه آدم چاق میبینی.
حتی اگه عدد ترازو کم بشه، حتی اگه دیگران بگن “چقدر لاغر شدی!”، تو هنوز با چشم ذهن، خودتو همون آدمی میبینی که سالها با چاقی، نارضایتی، و سایز بزرگتر زندگی کرده.
و دقیقاً همین تصویر ذهنی، داره زندگی فعلیت رو کارگردانی میکنه.
🧠 ذهن ما مثل یه کارگردان تماموقت عمل میکنه؛
فقط کافیه سناریو رو بدی دستش…
اگه توی این سناریو نوشته باشه:
«من همیشه چاقم، غذا خوردن برام گناهه، لباس قشنگ به تنم زشت میشه، و لاغر شدن برای من سخته»
ذهنت هم بازیگرهاشو انتخاب میکنه، دکور رو میچینه، لوکیشن میسازه و هر روز همون فیلمو پخش میکنه!
نتیجه؟
حتی اگه خودتو توی باشگاه خسته کنی، یا از غذای موردعلاقهات بزنی، ذهنت همیشه یه راهی پیدا میکنه که همهچی رو به تصویر اصلی برگردونه: تصویر ذهنی چاق!
مثلاً:
- بعد یه مدت رژیم، یههو پرخوریهای شبانه شروع میشن.
- با یه شکست عاطفی، دوباره برمیگردی به غذا برای آروم شدن.
- یا حتی ناخودآگاه لباسهای گشاد انتخاب میکنی تا سایز بدنتو بپوشونی.
همه اینا یعنی ذهن، داره تلاش میکنه با تصویر ذهنی چاقت هماهنگ بمونه.
⚠️ خبر بد اینه که…
تا وقتی این تصویر تغییر نکنه، تغییر جسم هم یا موقته، یا با رنج همراهه، یا اصلاً اتفاق نمیافته.
✅ اما خبر خوب اینه که…
تصویر ذهنی قابل تغییره.
تو میتونی کمکم، با آگاهی، با تمرین، و با تکنیکهای ذهنی، اون نقش قدیمی رو از صحنهی ذهنت حذف کنی و جای اونو بدی به یه تصویر تازه:
تصویر یک آدم متناسب، راضی، آزاد و سبک.
🔍 پس اگه میخوای بدونی چرا هنوز اون شکمی که دوستش نداری، باهات خداحافظی نکرده، یه نگاهی بنداز به تصویر ذهنیت…
آیا وقتش نرسیده سناریوی ذهنیتو عوض کنی؟
🌀 ما توی دوره «لاغری با ذهن» دقیقاً روی همین تصویر ذهنی چاق کار میکنیم. چون میدونیم تا وقتی تصویر ذهنی تغییر نکنه، نتیجه هم واقعی، پایدار و عمیق نخواهد بود.

✨ چطور تصویر ذهنی لاغری بسازیم؟
بذار یه چیزی رو خیلی شفاف بگیم:
👁️🗨️ تا وقتی تصویر ذهنیت چاقه، جسمت هم دیر یا زود برمیگرده به همون حالت آشنا.
اما خبر خوب اینه که ساختن تصویر ذهنی لاغری اصلاً کار غیرممکنی نیست. نه جادو میخواد، نه ژن خاص. فقط آگاهی، تمرین، و یه کوچولو صبوری. بیا با هم سه قدم مهمش رو مرور کنیم:
✅ ۱. اول باورها رو شخم بزن!
تصویر ذهنی لاغری روی خاک حاصلخیز باورهای مثبت رشد میکنه.
اگه ذهنتو پر کردی از این جملهها:
- «من هر کاری کنم، آخرش چاق میشم»
- «لاغر بودن مال بقیهست، نه من»
- «ارثیه، دیگه نمیشه کاریش کرد»
بدون که اینا شدن ستونهای محکم تصویر ذهنی چاقی تو.
پس قدم اول اینه که این باورها رو بیاری زیر نور آفتاب آگاهی… بررسیشون کنی… و آرومآروم، جایگزینشون کنی با باورهایی که بدنتو به سمت لاغری واقعی هدایت میکنن.
🧠 مثلا بهجای “من همیشه چاق میمونم”، بگو:
“من میتونم تصویر ذهنیم رو تغییر بدم و متناسب بشم.”
🎬 ۲. تجسم کن، اما واقعی و حسی!
ساختن تصویر ذهنی لاغری بدون تجسم، مثل درستکردن پیتزا بدون پنیر میمونه!
هر روز فقط ۵ دقیقه.
چشمهاتو ببند و خودتو ببین:
- با لباسی که همیشه آرزوشو داشتی، اما فکر میکردی «به من نمیاد»
- در حال راه رفتن تو خیابون، با حس سبکی و انرژی
- در یه مهمونی، بدون فکرِ «این لباس شکممو میزنه بیرون؟»
اما نکتهی طلایی اینجاست: تجسم باید حسی باشه.
یعنی حس لاغر بودن، حس آزادی، حس اعتماد بهنفس رو واقعاً توی بدنت بیاری.
مغز تو فرق خیال و واقعیت رو نمیفهمه.
هرچی بیشتر تصویر ذهنی لاغری رو بهش نشون بدی، اونم بیشتر باورش میکنه… و میگه:
«باشه! پس بذار بقیه قسمتها رو هم باهاش هماهنگ کنم.»
🗣 ۳. با کلماتت تصویر بساز
آیا میدونستی که هر کلمهای که با خودت حرف میزنی، یه رنگ به تصویر ذهنیت میزنه؟
وقتی میگی:
- «من هیچوقت نمیتونم لاغر شم»
- «بدن من خیلی مقاومه»
- «هرچی میخورم، چاق میشم»
انگار داری رنگهای تاریک و سنگین میپاشی رو بوم ذهنیت.
اما اگه شروع کنی به استفاده از واژههای مثبت، روشن و رو به جلو، انگار داری با قلمموی طلا، یه شاهکار جدید خلق میکنی.
🧩 مثلاً:
- بهجای «من چاقم»، بگو: «من دارم تصویر ذهنی لاغریم رو میسازم.»
- بهجای «رژیم گرفتن سخته»، بگو: «من دارم سبک زندگی متناسبم رو یاد میگیرم.»
کلمات تو، مثل مصالح ساختمانی تصویر ذهنی تو هستن.
اگه مواد اولیهات پر از ناامیدی باشه، خروجی هم یه ساختمان متزلزل و خاکستری میشه.
اما اگه کلماتت رو هوشمندانه انتخاب کنی، تصویر ذهنی لاغریت تبدیل میشه به یه تابلوی بینقص از یه زندگی متناسب و رها.
✨ و یادت باشه…
تصویر ذهنی لاغری چیزی نیست که یهشبه بسازی، ولی هر روزی که روش کار کنی، یه آجر جدید میذاری توی ساختمون تناسب ذهنیت.
تو میتونی اون کسی باشی که تصویر ذهنیاش از خودِ متناسبش، انقدر قوی و واضح باشه که هیچ مانعی جلودارش نباشه.
🧠 نقل قولهایی که قدرت تصویرسازی رو ثابت میکنن:
وین دایر: «هرگاه باور کردید، آن را میبینید.»
آلبرت اینشتین: «تصوّر از دانش مهمتر است.»
ناپلئون بناپارت: «تصویر ذهنی، بر دنیا حکومت میکند.»
میبینی؟ از روانشناس تا فیزیکدان تا سیاستمدار، همه یه چیز رو گفتن: ذهن، قبل از بدن تغییر میکنه.
پژوهشی منتشر شده در مجله BMC Public Health (۲۰۱۵) نشان داد که ترکیب «تصویرسازی ذهنی» با «نیتهای اجرایی» بهطور قابلتوجهی به کاهش وزن کمک میکند.
در این مطالعه، افرادی که هر روز خود را در حال رسیدن به اهداف تناسب تصور میکردند، کاهش وزن بیشتری نسبت به گروه کنترل داشتند. این تحقیق نشان میدهد که تصویر ذهنی نقش کلیدی در شکلدهی رفتارهای پایدار کاهش وزن دارد.

⚖️ چرا رژیمها جواب نمیدن؟
چون رژیم گرفتن بدون تصویرسازی ذهنی، مثل اینه که بخوای یه نقاشی فوقالعاده رو بکشی… روی بخار آینه حموم!
شاید لحظهای زیبا بهنظر برسه، ولی فقط کافیه یه فوت بزنه زندگی… همه چی محو میشه!
🔁 خیلیا فکر میکنن با حذف نون، ورزش سنگین، یا شمردن کالری قراره لاغر شن. ولی غافلن از اینکه بدن فقط وقتی تغییر میکنه که اول توی ذهن، تصویر جدیدی از خودت بسازی.
تا وقتی توی ذهنت هنوز خودتو «اون آدم چاق همیشگی» میبینی، تا وقتی هنوز حس میکنی «لاغری مال بقیهست»، یعنی تصویرسازی ذهنیت، هنوز داره نسخهی قدیمیتو پخش میکنه.
و ذهن، مثل یه کارگردان وفادار، همیشه همون فیلمو دوباره و دوباره اجرا میکنه.
🎥 پس اگه میخوای واقعا تغییر کنی، اول باید دوربین ذهنتو بچرخونی به سمت آیندهای که دلت میخواد…
جایی که تو سبک، رها، با لبخند، و بدون وسواس غذا خوردن زندگی میکنی.
تا تصویرسازی ذهنیت تغییر نکنه، هر رژیمی فقط میشه یه ماسک موقتی… که دیر یا زود میافته.
🌱 تجربه موفقها چه فرقی با بقیه دارن؟
افرادی که از دورههای «لاغری با ذهن» استفاده میکنن، یاد میگیرن چطور تصویر ذهنی لاغری بسازن.
اونا خودشون رو در ذهنشون میبینن که توی مهمونی راحت غذا میخورن، احساس گناه نمیکنن، لباسهایی میپوشن که دوست دارن، و به خودشون افتخار میکنن.
در مقابل، افراد چاقی که هنوز درگیر تصویر ذهنی چاقی هستن، فقط خاطرات شکست رو مرور میکنن.
فرقشون فقط در تصویر ذهنیه. نه بدن، نه ژن، نه غذا!
✅ جمعبندی: اول در ذهن لاغر شو، بعد در آینه
تو میتونی همین امشب شروع کنی به ساختن تصویر ذهنی لاغری.
نه رژیم میخواد، نه باشگاه. فقط یک تصمیم:
بخوای خودت رو متفاوت ببینی.
یاد بگیر با ذهنت حرف بزنی. بهش نشون بده که لایق اندام متناسبی هستی. خودتو در لباس موردعلاقهات ببین. زندگیای رو تصور کن که دلت میخواد.
🌟 و یادت نره: وقتی تصویر ذهنی تغییر کنه، جسم مجبوره دنبالش بیاد.
📝 تمرین تصویر ذهنی لاغری: وقتشه بنویسی!
حالا نوبت توئه! اگه میخوای تصویر ذهنی لاغری رو در ذهنت فعال کنی، باید اول بفهمی الآن چه تصویری از خودت داری. با صداقت و بدون سانسور به سوالهای زیر جواب بده. حتی اگه یه کلمهست، بنویس. مغز عاشق نوشتنه!
- الآن خودتو چطور میبینی؟ اگه یه دوربین مخفی از تو وجود داشت، چه تصویری ضبط میکرد؟
- وقتی جلوی آینه وایمیستی، چه افکاری تو سرت میاد؟ صادق باش!
- آیا تا حالا سعی کردی خودتو به شکل یه آدم متناسب تصور کنی؟ چه حسی داشتی؟
- اگه قرار باشه یه فیلم از نسخه لاغر خودت بسازی، چه صحنههایی توش میذاری؟ پیادهروی؟ لباس مورد علاقهات؟ لبخند؟
- چه باورهایی مثل آجر جلوی تصویر ذهنی لاغری تو رو گرفتن؟ بنویس و بعدش یکیش رو آگاهانه خراب کن!
🧠 یادت باشه: نوشتن، اولین قدم جدی برای ساختن تصویر ذهنی لاغریه. یه دفتر کوچیک برای «تصویرسازی ذهنی لاغری» درست کن و هر روز توش چیزی بنویس.
دوست داری جوابهاتو با ما هم به اشتراک بذاری؟ توی بخش دیدگاهها بنویس و با بقیه همراه شو!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.60 از 62 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام ما طبق روش ذهنی یادگرفتیم چاقی توذهن ماست نه توبشقاب درواقع همچی ازافکارشروع میشه چون ما ازقبل طبق گفته اطرافیان که چاقی ارث هست وقتی پدرومادرت چاق بودن وقتی سنشون رفت بالا لاغرشدن شماکه بچه اوناهستی مثل اونامیشی یا کم تحرکی خوب نیست عامل چاقیه عه بیماری تیرویدداری اون خودش یجورعامل چاقیه همه اینا خیلی دسته بندی شده تومغزماچاق هابوده وچقدر ازش بعنوان صلاح دفاعی استفاده کردیم وقتی یکی گفت لاغرکن ما چقدرجلوایینه رفتیم هی نگاه کردیم گفتیم کاش راهی بودشکم وپهلووباسن اب میشدلعنتی اب نمیشه یا شکم میدادیم توکه بگیم لاغریم ایناهمش داشتیم ذهنمونوگول میزدیم چقدرحسرت افرادمتناسب روخوردیم خوشبحالشون همچی باخیال راحت میخورن لباس دلخواه تنشون میکنن خیلی راحت توجمع ها حضوردارن ولی ماچاق ها فراری بودیم نه لباس موردعلاقه تنمون میشدنه سلامتی داشتیم نه ارامش نه دوست داشتیم بریم توجمع ها چون خوشمون نمیومدبگن چاقی ولی اززمان اشنایی باروش ذهنی راحت میرم جلوایینه نه حس ناراحتی دارم نه چیزی تازه میگم خداروشکرچقدرازچربیهام اب شد خداخیربده استادروچقدربماها کمک کرده باهمین فایل هاشونقبلا فقط میومدن روجسم کارمیکردن مثل ورزش ورژیم اونم ادامه دارنبودچون ناخوداگاه براش سخت بودولی درروش ذهنی روفکرکارمیشه ویادگرفتیم تصویرسازی کنیم چقدرکمک میکنه تااون تصویرموردعلاقه رودرناخوداگاه تداعی کنیم وجسم ما سمتش بره من خودم تودهنم یک فردی که متناسب هست روخیلی تصورش میکنم ازالفاظی استفاده کنیم باعث پیشرفت مابشه کلمات مثل مصالح ساختمانی دهن ماست نگیم نمیتونیم لاغربشم بگیم من راحت میتونم متناسب بشم مثل یک فردمتناسب رفتارکنم برارزیم اگرتصویرسازی نمیشد مثل نقاشی روبخارحمام زودپاک میشد پس تصویرسازی خیلی مهمه ساختن یک جسم سالم توسط قدرت ذهن اگاهانه غذاخوردن خیلی مهمه درموردچاقی حرف نزدن
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیزم….استاد جانم…استادی که همیشه با حرفاش با اون حرف های از ته دل برخاسته اش به داد دل من میرسه…..
راست میگی استاد. یادتون هست میگفتی هر کی از این دوره لیزر بخوره میره دوباره به روز برمیگرده
من امشب دوباره برگشتم….استاد من لیزر خوردم ولی وقتی خوب نگاه میکنم رفتم تا لاغر بشم و برگردم….مگه نمیگین با نوشتن همه چی درست میشه…من اونقدر توی دوره و توی کامنت ها نوشتم من عاشق لاغریم.من لایق لاغریم.لاغر شدن آسونترین کار دنیاست که رفتم و تو یه مدت کوتاه ۲۰ کیلو وزن کم کردم .تصویرسازی هام نتیجه داد استاد…از ۹۶ کیلو به ۷۶ رسیدم. من باور دارم همه حرفهای شما درسته.درسته رفتم وبا باشگاه ورزشی و رژیم وزن کم کردم ولی بخدا هر چی تو این متن گفتیم درسته. من اول تصویرسازی کردم بعد لاغر شدم. یادمه سالها تو دوره های شما تصویر لاغری ساختن بعد موقع ورزش بخدا همیشه خودم رو بین همکارام با مانتو کوتاه اندامی تصور میکردم که همه دارن میگن چقدر عالی شدی. و بعد اونقدر با اطمینان اون رژیم رو اجرا میکردم که به اینکه چطور میخواد لاغرم کنه فکر نمیکردم چون باور داشتم با اون رژیم لاغری میشم حتما و شدممممممم…..استاد میخوام بگم حتی در رژیم گرفتن هم اول تصویر سازی و باور مهمه بعد از اون رژیم به نتیجه میرسیم…و
حالا شاید خیلیا سوال داشته باشند تو که رفتی و اچرژیم گرفتی و جواب هم گرفتی چرا برگشتی اینجا دوباره ؟
چون قلبا میدونستم حرفهای استاد راسته
مدنیه به اصلاح رژیمی ها دچار استپ وزنی شده بودم .الان مدنیه متوجه شدم وزنم ناخودآکاه تمایل به بالا رفتن داره. رژیم رو سختتر کردم. تموم اون رژیم های که تو ذهنم بود از رژیم شیر تا فست رو اجرا کردم ولی به هفته یکی دو کیلو کم میشدم و باز با یه اتفاق برمیگشت و من یواش یواش در حال زیاد کردن وزن هستم. تا الان ۳ کیلو به بهانه های متعدد از اون بیست کیلو برگشته….و
استادم ….در ذهنم دنبال این بودم که چرا ….چرا با وجود رژیم های با کالری پایین من وزن کم نمیکنم.حتی فست که میگن استپ وزنی رو میشکنه.در جواب ذهنم اسم شما و حرفاتونو فریاد میزد….
دیدی لاغری فقط با ذهنه….تو عدد ۹۶ رو به ذهنت نشون دادی روی ترازو و الان ناخودآگاهت داره همه کار میکنه تو رو به اون عدد برگردونم. از عوارض وزن کشی متعدد….یاد اون فایل زیبای ترازو افتادم….و من الان گرفتار مبارزه ذهنم شدم. بله من هنوز رژیم دارم .هنوز ورزش میکنم ولی کم نمیشم بلکه دارم زیاد هم میشم….ترسیدم….خیلیم ترسیدم….واااااای ترس از چاقی. تصویر ذهنی چاق. جملات منفی و باورهای سمی...اینکه مثل اینکه قسمت من چاقیه.اینا داره منو چاق میکنه. تو تموم مدت رژیم تمرکزم روی لاغری بود وقتی هر هفته یک کیلو کم میکردم باور کرده بودم من لاغر میشم. عمیقاً باور داشتم بالاخره من دارم لاغر میشم.ولی وقتی اسثچتپ کردم و تو یه ماجرایی دو کیلو زیاد شدن واسه اولین بار تو مدت رژیم لاغری و ترس برم داشت.نکنه دوباره چاق شم….چاقی.چاقی .چاقی….تمرکزم رفت روی چاقی. ترس از چاقی. موانع لاغری جلوی وام قرار گرفت.هر روز زدم تو اینترنت و سرچ میکردم چرا استپ کردم. چرا دیگه لاغر نمیشم.رژیم فست چیه. رژیم شیر چیه.چطوری سه کیلو در یه هفته کم کنم.الان که جدیدا سرچ میکردم چرا ناخودآگاه چاق میشم….
به جملاتم دقت کنین….همش تمرکز روی چاقی داره. ترس ازش میباره.بعد میخوای لاغرم بشی…..تو مدت لاغری با اینکه همکاران میگفتن فلانی چرا تو همش در حال خوردنی بعد میگی هی هر هفته لاغرتر میشی….بخدا راست میگفتن.تو رژیم هر دو ساعت و نیم یه وعده غذایی بود.بدون ترس میخوردم چون باور داشتم اون رژیم منو لاغر میکنه و کرد. ۲۰ کیلو در شش ماه….ولی الان رژیم فست دارم چند وقته ۱۶ ساعت چیزی نمیخورم میخوام بعدش یه وعده بخورم میترسم. با استرس و کالری شماری میخورم. بعد به خودم فحش میدم که چرا خوردی.خوب دیوانه از اون بیشتر نخوری .میری که. ولی بخدا دریغ از لاغری بیشتر….بزور دو کیلو اولش کم کردم اونم چون تازه سرچ کرده بودم و بازم یه باوری اومد تو قلبم که این یکی دیگه جواب میده. دو کیلو کم کردم. طی هفته بعدش که اتفاقی برام افتاد تمومش برگشت و باز دنبال روش جدید بودن که سر خودم داد زدم چرا خودتو زدی به اون راه…..تو که میدونی مشکلت کجاست….ذهن ناخودآگاه….
باور چاقی. تصویر ذهنی چاق .ترس از چاق تر شدن.ترس از دیگه لاغر نشدن……همه موانع لاغری اومد تو ذهنم. متن بالا یهو مثل آب خنک ذهن داغ شده مو سرد کرد .
استاد انشالا خدا جایی آرومت کنه که آرومم کردی….از کشمکش خسته شده بودم….
مسیر طولانی ای اومدم.نمیخواستم برگردم خونه اول. گرچه میدونم همینم دستاورد یه سال بودن با شما و بودن در سرزمین لاغرها بوده که الان لاغر شدم.
قسم میخورم از امروز دوباره مثل قبل با شما باشم تا دوباره به مسیر برگردم .با شما همیشه آروم….
استاد کمکم کنید
راه زیادی اومدم.کمکم کنید برنگردم و از اینجا با شما باشم تا به وزن ایده آلم برسم….استاد عزیز و مهربونم… حرفی سخنی راهنمایی ای که میدونم کلی تجربه باهاشه منو مهمون کنین….
نشان های دریافت شده
سلام خدایی بخشنده ومهربان
سلام دوست نارینن نوشته شما و حالت روحی شما برای من یی پیام کار امد داشت
و یی نظر ویی حرغه ذهنی من برای شما
اول باور کنید که توامندی باورکن که شما هم میتوانی وباور کنید که هرکاری بخوایی قادرهستی انجام بدی اکه به خودتون اعتماد داشته باشید یقین با اطمینان قلبی به خدایی عزیز همکنارش باشه
من این تومطلب فایل ۵۵ دوره ورد به سرزمین لاغرها اول اگاهیش رو کسب کردم و بد شاد شدم که من فردی توامند ولایق هستم وقدرت تغییر خوب تو هربخش دارم وتوهمین هفته که بازم با تکرار وتو جه و تمرکز به شکل روز اول که دارم نکته برداری میکنم تمام سوالهای رو با دقت کامل دارم پاسخ میدم هرفایل رو با تمام توجه پاسخ دادم براش وقت خوب همراه با لذت قرارداد رسیدم
که خداوند بین تمام بندگانش مساوات عالی رو قرارداد هیج کمبودی توبخش ما نیست همه با هم مساوی خلق شدیم این کمبود من تو ذهنم ساختم مثل یی حباب تو خالی که هیج واقعیت نداشت رو به ذهنم راه دادم باوراهش کردم هراطلاعاتی که از هر بخش میومد اون کنجندم تو ذهن درست سالم کامل بی نقص خودم خوب چیزه اضافه وارد شده توذهن بی کار نشست کار خودش کرد و با جمع کردن همنون اطلاعات شد همونی که باید بشه ومن تمام مراحلی که شما بهتر ازمن بلد هستید طی،کردم من دجار مشکل کرد به مرور مشکل حادتر شد وکار من سختر شد تمام این بالا پایین آمدن وزن تمام رژیمهای و ورزش های تو منزل ترس ها دل نکراتی استرس که شما گفتید برکشت وزنی سریع به قول شما استوپ وزن من داشتم به شکل خودم داشتم
وفتی کاملا نامیدی به شکل تسلیم کامل رسیدم اراده منیت شخصی خودم واقعا کنار گزاشتم از خدای خودم خواستم خودمتوسایت پیدا کردم با یی کلمه نوشتن که آیا کسی با ذهن لاغر شده آغاز مسیر نورانی من شروع شد واین مدت دست آورهای خوبی رو همدریافت کردم
شما همتوانی دارید شما هم بنده همون خدایی هستید نکاه خالق به هربنده طبق نکاه همون بنده به خودش عمل میکنم
قانون جذب به ان شکل عمل میکنه دنیا وانرژی جهان که همون خدایی عزیز هست به خواسته ودرخواست درست یا بد ما پاسخ میده انرژی خالق برای حواب دادن تفاوت نمیزاره طبق درخواست فرستاده شده جواب میده حالا این درخواست مثبت یا منفی باشه طبق همونی مثبت منفی پاسخ داده میشه برای بخش منفی ۳ سال زمان میزار
که شاید فرد اشتباهش متوحه بشه درخواست خودش تغییر بده درخواست درست بفرسته وخوشبختانه تو بخش مثبت خالق خدایی عزیز مهربان زودتر حواب میده
شما اطمینان بدون شک ویقین مسیر رو هی افزایش بده انشالله که خدایی عزیز که شما به این مسیر هدایت کرده وداره حمایت می کنه که از این مسیر نتیجه خوب هم دریافت خواهید کرد اگه واگه طبق مسیر به پیش برید نخواهبد یی میان بر بزنید
برای لاغری شدن نتیجه زود هنگام که نشانه عجله برای دریافت نتیجه هست همه وهمه به تمام ابعاد ترس های مرورها وکنترال عالی نحوای ذهن دورنش هست
این مطالب تودوره پاک سازی چاقی ذهن کاملا جواب داده شده و طریقه ایحادش به شکل خوب کامل توضیح کار امد داده شده و توانی عالی به من داد که به چه شکل ایحاد میشه وچطور کنترال کنم بهش توحه نکنم ازش عبور کنم
دوست هممسیر شما صالحه
خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگه دارتون دوست
نشان های دریافت شده
تصویر سازی ذهن
من زمانی که خودم رو تو اینه می بینم از خودم بدم میاد سعی میکنم خودم رو تو اینه نبینم وقتی نگام به شکمم میفته خیلی عصبی میشم و میگم دیگه من متناسب نمیشم و ناامید میشم از خودم من گفتم چرا من این روزها پرخوری میکنم
چون تصویر ذهنی من تغییر کرده بود و من چاقتر از قبل شدم
من دیگه چون باشگاه نمیرم چون ورزش نمیکنم و از دوره ها استفاده نمیکردم انتظارم از خودم چاقی بوده
و قبلا که از این روشها استفاده میکردم انتظار داشتم که لاغر شم
و الان چون این کارها رو نمیکنم
چاقتر شدم مادر همسرم رو که برای چکاب کردنش برده بودم درمانگاه
اون موقع که مادر همسرم رفت رو وزنه خودش و وزن کرد و منم ترغیب شدم که خودم و وزن کنم
وقتی رفتم رو وزنه خیلی ناراحت شدم
اون احساس بدی که از خودم داشتم درست از اب در اومده بود
احساس میکردم دارم چاقتر میشم درست بود احساسم
،من چاق شده بودم چون تصویرهای ذهنی من تغییر کرده بود و خدا رو شکر به خودم اومدم و متوجه شدم که باید اموزش ببینم
و هیچ راهی جز اموزش دیدن لاغری با ذهن وجود نداره
توی این مدت که من لیز خوردم و اموزش ها رو دنبال نمی کردم همه چی برگشته بود سر جای اولش
از جمله حال بد عصبانیت دوست نداشتن خودم پرخوری ریزه خواری
ناسلامتی
و با ادامه دادن دوره ها همه ی اینا از بین میره و عکسش اتفاق میفته
از روزی که دوباره دوره رو استارت زدم
خیلی اروم تر شدم اشتیاق تغییر کردن دارم
امید به زندگی بیشتر شده
خودم و بیشتر دوست دارم سلامتیم رو به افزایشه
چون داریم به ذهنمون خوراک خوب میدیم طبیعیه که خوراک خوب دادن به ذهن جوابش سلامتی حال خوب اشتیاق داشتن و ارامش و …..خیلی چیزهای دیگه باشه
و با انجام دادن اینا انتظارمون تغییر میکنه از خودمون و تصویر ذهنی ما هم عوض میشه
و تصویر لاغری در ما شکل میگیره
که ما رو به هدفمون میرسونه
پس برای متناسب شدن اولین چیز اینه که تصویر لاغری در خودمون به وجود بیاریم که با تصویر ذهنیمون مطابقت داشته باشه
من هر روز روزی چند دقیقه خودم و تو لیاس مورد علاقه ام متناسب می بینم
و به خودم افتخار میکنم که در مسیر درست لاغری قرار دارم
🙏🏻اميد به اينكه همه ي افرادي كه در اين دوره ها شركت كردند موفق و به هدفشون كه متناسب شدن هستش برسن
🙏🏻ان شاالله که همگی موفق و پیروز باشن
و شادابی و سربلندی و پیروزی متناسب شدن نوش جان همگی باشه
من آرزومه با عشق برم رستوران کافی شاپ و هرچی دوست دارم سفارش بدم ولی تصویر ذهنی من همیشه من رو از اضافه وزن ترسونده و باعث شده اون لذتی که میخوام رو نتوانم درتفریحاتم ببرم خدا را شکر که این فایل را گوش کردم و خیلی خوشحالم که با شنیدن این فایل آرامش گرفتم،ومیخواهم این آجر تصویر ذهنی ام رو خرابش کنم 😍ممنونم از استاد عزیزم🥰
سلام استاد
تصویر ذهنی دقیقا مهمترین قسمت لاغری با ذهن است چون ذهن بیشتر تصویر سازی میکنه و کم کم به آن سمت جلو میره وفتی من در ذهنم هنوز باور چاق شدن و لاغر نشدن باشه در حالیکه در این مسیر تمرینات را انجام می دهم ولی در ذهنم چاقی را باور دارم هرگز لاغر شدن به الگوی ذهنی در من تبدیل نشده که ذهن به آن سمت برود و من احساس خوبی داشته باشم و با شور و شوق این مسیر را ادامه بدهم
استاد من چند وقت پیش برای دکتر رفتن ناچار وزن شدم دیدم چاقتر شدم احساس من بسیار بد شد باورهای اشتباه قبلی به سرعت در ذهن من مرور شدند که دیدی توبه راحتی دیگر دوستان لاغر نمی شوی با اینکه من ۲۰ کیلو کم شده بودم و جالبه دقیقا رفتارهای ناسالم غذا خوردن در من تکرار می شد و فکر می کردم من اراده ندارم من در مقابل آیینه خود را چاقتر می دیدم شکمم بزرگتر بود و جالبه اصلا برای لاغر شدن رویا پردازی نمی کردم
الان چند روزی است که دوباره شبها قبل از خواب تصویر ذهنی لاغر شدن را در ذهنم مرور می کنم و خودم را در لباسهای متناسب تصور می کنم احساس من بهتر شده و قول دادم به خودم که دیگه در آیینه به شکم خودم نگاه نکنم تا فکر نکنم چاقتر شدم و امروز صبح دقیقا برجستگی شکم من کمتر شده بود و این نشان میده احساس خوب ما بسیار در خوردن سالم ما تاثیر داره و جالبه دقیقا پیغام سیری را به خوبی متوجه می شوم و پرخوری نمی کنم
الان من خودم را یک انسان متناسب و با احساس شاد تصور میکنم و می دانم من با این تصویر حتما به رویای لاغر شدن می رسم
وقتی جلو آیینه می ایستم به خودم میگم تو می توانی متناسب شوی تو در مسیر یاد گرفتن لاغری هستی و اگر اشتباه کردی این جزء یکی از قسمتهای مسیر است که باید تجربه کنی و یاد بگیری تا آن به صورت الگوی درست در ذهنت تثبیت شود
بله من بارها خودم را در مقابل آیینه یک فرد متناسب تصور کردم و چقدر احساس من درآن لحظه خوب و پر انرژی است
من اگر خواستم تصویر لاغری از خودم بسازم و فیلم بگیرم با لباس زیبا و جسمی متناسب است
بعضی از باورها که تو ارثی چاق خواهی بود گاهی مثل اجر در ذهن من جلو من ایستاده ولی من با مقایسه ی اینکه چرا براد و خواهر من لاغر هستند و من چاقم این آجرها را خراب میکنم و نمی گذارم دیواری بشوند برای رشد من در این مسیر و باز این باورهای اشتباه را از ذهنم پاک می کنم . خدایا شکرت
من هر شب قبل از خواب چند دقیقه چشمان خود را می بندم و خود را در جسمی متناسب و با لباسهای زیبا در حال پیاده روی و یا در مهمانی تصور می کنم و چقدر احساسم خوب میشه و خواب بسیار راحت و خوبی دارم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام
من همیشه تو ذهنم تصویر ذهنی چاق داشتم چطوری وقتی فکر میکردم آب هم بخورم چاق میشم تصویر ذهنیم چاقی بود وقتی رژیم های سخت میگرفتم وقتی ورزش های سنگین انجام میدادم وقتی لباس مورو علاقه ام نمینوشتم وقتی تو آینه با جایی میرفتم شکمم را می آدم داخل و میگفتم اگه اینجوری لاغر بودم چی میشد وقتی مجبور بودم سایز بزرگ لباس را بخرم اینها همیشه تصویر چاقی بود اما الان دا رم با آموزش ذهنم تصویر لاغری از خودم میسازم هر روز خودم را یک آدم متناسب با لباس زیبا تو خیابان تو باشگاه و تو خانه تصور میکنم با لباسهای زیبا دیگه به حرف دیگران اهمیت نمیدم همین دیشب یه نفر که همیشه وقتی منو می بینه میگه فلانی چاق شدی بازم تکرار کرد و من فقط لبخند زدم تو آینه خودم را تشویق میکنم یاد گرفتم به قسمتهای چاق بدنم توجه نکنم وقتی سیرم هیچ چیزی دیگه نمیخورم و ذهن من فقط سمت لاغری هست و ادامه خواهم داد تصویر ذهنی لاغری خودم را هر روز .