«صبر کن ببینیم میمونی یا نه.» این جوابی بود که مادرم هر بار بعد از یه رژیم بهم میداد. مادرم خیاط بود و وقتی لباسهام گشاد میشد و ازش میخواستم تنگشون کنه، قبول نمیکرد. اون موقع از این حرف دلخور میشدم، ولی حالا میفهمم که مادرم چیزی رو میدید که من نمیدیدم: من وزن کم کرده بودم، ولی هنوز توی ذهنم همون آدم چاق بودم. یعنی تصویر ذهنی لاغری هنوز توی ذهن من شکل نگرفته بود.
تا حالا برات پیش اومده جلوی آینه بایستی، شکمت رو بدی تو و نفست رو حبس کنی تا خودت رو لاغرتر ببینی، ولی یه صدا توی سرت بگه «تو هیچوقت لاغر نمیشی»؟ اون صدا از تصویریه که سالها از خودت توی ذهنت ساختی. توی این مقاله تعریف میکنم تصویر ذهنی چیه، چرا تا وقتی عوض نشه رژیمها جواب نمیدن و چطور میشه کمکم یه تصویر تازه ساخت. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.
در این جلسه میآموزیم:

🎭 چرا لاغر شدن برای بعضیها راحته و برای بعضیها سخت؟
حتماً این جمله رو شنیدی یا شاید خودت گفتی: «من هر کاری بگی کردم؛ رژیم، ورزش، دمنوش. ولی لاغر نشدم.» از اون طرف، یه سری آدم هستن که نه کالری میشمرن، نه از غذاها میترسن، نه هر روز خودشون رو وزن میکنن، ولی همیشه متناسب میمونن.
من این رو توی مهمونیها خیلی خوب دیدم. دوستهای متناسبم بدون نگرانی هر چی دوست داشتن میخوردن و وقتی سیر میشدن دست میکشیدن. ولی من همون غذاها رو «چاقکننده» میدونستم و باز هم میخوردم، با عذاب وجدان و بیشتر از اونها.
خب فرق ما چی بود؟ ژنتیک؟ اراده؟ برنامهی ورزشی؟ فرق اصلی توی تصویری بود که هر کدوم از ما از خودمون داشتیم. آدمهای متناسب، حتی اگه هیچوقت بهش فکر نکنن، توی ذهن ناخودآگاهشون خودشون رو متناسب میبینن. ذهنشون پر از تصویرهاییه که توش راحت لباس میپوشن، سبک راه میرن و بدون عذاب وجدان غذا میخورن. حتی اگه یه روز زیاد بخورن، ناخودآگاه دوباره برمیگردن به همون تصویر اصلی: یه آدم متناسب.
ولی کسی که اضافهوزن داره، هر چقدر هم رژیم بگیره، تا وقتی تصویر ذهنیش هنوز «چاق» باشه، رفتارهاش دائم تلاش میکنن با اون تصویر هماهنگ بمونن. من خودم این رو بارها تجربه کردم. هر بار با یه رژیم پنج تا ده کیلو کم میکردم، یه حس دروغین بهم دست میداد که انگار کاملاً لاغر شدم و همزمان یه ترس دائمی که نکنه برگرده. و همیشه برمیگشت، حتی بیشتر از قبل.
تصویر ذهنی مثل فرماندهست و رفتارها اجرا میکنن. تا وقتی فرمانده بگه «تو چاقی»، حتی اگه با زور یه رژیم موقتی اجرا بشه، دیر یا زود همهچیز به حالت قبل برمیگرده. حالا یه سؤال جدی از خودت بپرس: وقتی چشمهات رو میبندی و خودت رو تصور میکنی، چی میبینی؟ یه آدم چاق یا یه آدم متناسب؟
🖼 تصویر ذهنی چاق یعنی چی؟
تا حالا شده فکر کنی چرا هر رژیمی میگیری، آخرش برمیگردی به نقطهی اول؟ یا چرا حتی وقتی وزن کم میکنی، حس چاق بودن رهات نمیکنه؟ جواب این سؤالها توی یه مفهوم کلیدیه: تصویر ذهنی چاق.
تصویر ذهنی چاق یعنی تو در عمق ذهن ناخودآگاهت، خودت رو یه آدم چاق میبینی. حتی اگه عدد روی ترازو کم بشه، حتی اگه بقیه بگن «چقدر لاغر شدی»، تو هنوز با چشم ذهنت خودت رو همون آدمی میبینی که سالها با چاقی، نارضایتی و سایزهای بزرگ زندگی کرده.
من سالها موقع خرید لباس فقط سایزهای بزرگ و رنگهای تیره انتخاب میکردم، چون فقط همونها بهم میومدن. این عادت حتی وقتی وزن کم میکردم هم ادامه داشت. یعنی بدنم چند کیلو کم کرده بود، ولی تصویر ذهنیم هنوز داشت لباسهای من رو انتخاب میکرد.
ذهن ما بر اساس سناریویی که بهش دادیم عمل میکنه. اگه توی این سناریو نوشته باشه «من همیشه چاقم، غذا خوردن برام گناهه، لباس قشنگ به من نمیاد و لاغر شدن برام سخته»، ذهن هر روز همین سناریو رو اجرا میکنه. نتیجهاش اینه که حتی اگه خودت رو توی باشگاه خسته کنی یا از غذای موردعلاقهات بگذری، ذهنت یه راهی پیدا میکنه که همهچیز رو به تصویر اصلی برگردونه. مثلاً:
- بعد از یه مدت رژیم، پرخوریهای شبانه شروع میشن.
- با یه اتفاق ناراحتکننده، دوباره برای آروم شدن سراغ غذا میری.
- ناخودآگاه لباسهای گشاد انتخاب میکنی تا بدنت رو بپوشونی.
همهی اینها یعنی ذهن داره تلاش میکنه با تصویر ذهنی چاقت هماهنگ بمونه. تا وقتی این تصویر تغییر نکنه، تغییر جسم یا موقته، یا با رنج همراهه. ولی تصویر ذهنی قابل تغییره و میشه کمکم با آگاهی و تمرین، یه تصویر تازه جاش گذاشت: تصویر یه آدم متناسب، راضی و سبک.

✨ چطور تصویر ذهنی لاغری بسازیم؟
تا وقتی تصویر ذهنیت چاقه، رفتارهات هم دیر یا زود برمیگردن به همون حالت آشنا. ولی ساختن تصویر ذهنی لاغری کار غیرممکنی نیست. نه ژن خاص میخواد، نه ارادهی فوقالعاده؛ فقط آگاهی، تمرین و کمی صبر. سه قدم مهمش رو با هم مرور کنیم.
۱. باورهات رو پیدا کن
تصویر ذهنی روی باورهای ما ساخته شده. اگه ذهنت پر از این جملههاست:
- «من هر کاری کنم، آخرش چاق میشم.»
- «لاغر بودن مال بقیهست، نه من.»
- «ارثیه، دیگه نمیشه کاریش کرد.»
بدون که اینها ستونهای تصویر ذهنی چاقی تو هستن. من سالها جملهی «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم» رو به همه میگفتم. هم بهانهی خوبی بود برای اینکه نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، هم ته دلم هنوز امیدوار بودم.
قدم اول اینه که این باورها رو ببینی، بنویسی و آرومآروم با جملههایی جایگزینشون کنی که هم درست باشن و هم تو رو به سمت لاغری ببرن. اولین قدم خود من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز ژنتیک و متابولیسم از فهرست مقصرهای من خط خوردن.
۲. تجسم کن، ولی با احساس
ساختن تصویر ذهنی لاغری بدون تجسم ممکن نیست. هر روز فقط پنج دقیقه چشمهات رو ببند و خودت رو ببین:
- با لباسی که همیشه دوستش داشتی، ولی فکر میکردی «به من نمیاد».
- در حال راه رفتن توی خیابون، با حس سبکی.
- توی یه مهمونی خانوادگی، بدون اینکه فکر کنی همه دارن غذا خوردنت رو نگاه میکنن.
نکتهی مهم اینه که تجسم باید با احساس همراه باشه؛ یعنی حس آزادی و سبکی رو واقعاً تجربه کنی. من خودم هر روز چند دقیقه چشمهام رو میبستم و خودم رو با همون رنگهای زرشکی و سبزی میدیدم که همیشه دوست داشتم ولی سالها به جاشون تیره پوشیده بودم. برای ذهن، فرق زیادی بین یه تجربهی واقعی و یه تجربهی ذهنی واضح نیست. هر چی بیشتر این تصویر رو بهش نشون بدی، بیشتر باهاش آشنا میشه. اگه میخوای این تمرین رو دقیقتر یاد بگیری، مقالهی تصویرسازی ذهنی برای لاغری رو بخون.
۳. با کلمههات تصویر بساز
هر جملهای که با خودت میگی، روی تصویر ذهنیت اثر میذاره. وقتی میگی «من هیچوقت نمیتونم لاغر بشم»، «بدن من خیلی مقاومه» یا «هر چی میخورم چاق میشم»، داری همون تصویر قدیمی رو پررنگتر میکنی.
ولی اگه جملههات رو عوض کنی، تصویر هم کمکم عوض میشه. مثلاً:
- به جای «من چاقم»، بگو: «دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم.»
- به جای «باید لاغر بشم»، بگو: «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم.»
این دو تا جمله رو خودم سالها تکرار کردم. وقتی با قانون جذب آشنا شدم، فهمیدم کلمهی «باید» برای من یعنی جنگیدن و سختی کشیدن، برای همین جاش رو به «دوست دارم» دادم. و وقتی ذهنم مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی»، جواب میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» این جمله دروغ نبود، پس ذهنم باهاش نجنگید.
تصویر ذهنی لاغری یهشبه ساخته نمیشه، ولی هر روزی که روش کار کنی، یه قدم به اون تصویر نزدیکتر میشی.

⚖️ چرا رژیمها جواب نمیدن؟
رژیم گرفتن بدون تغییر تصویر ذهنی، یه تغییر سطحیه که دوام نداره. خیلیها فکر میکنن با حذف نون، ورزش سنگین یا شمردن کالری لاغر میشن. ولی تا وقتی توی ذهنت هنوز خودت رو «اون آدم چاق همیشگی» میبینی و حس میکنی «لاغری مال بقیهست»، ذهن همون نسخهی قدیمی رو دوباره و دوباره اجرا میکنه.
من این رو قبل از خواستگاری با همهی وجودم تجربه کردم. خانوادهی همسرم که همه متناسب بودن، شرط گذاشتن که کمی وزن کم کنم. به پیشنهاد یه دوست متناسب، یه رژیم و برنامهی ورزشی سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم. وقتی موافقت کردن، ظرف دو سه هفته به حالت قبل برگشتم؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. بدنم چند کیلو کم کرده بود، ولی تصویر ذهنیم حتی یه ذره هم عوض نشده بود.
برای همین، اگه میخوای واقعاً تغییر کنی، اول باید نگاه ذهنت رو به سمت آیندهای بچرخونی که دلت میخواد؛ جایی که سبک، راحت و بدون وسواس غذا زندگی میکنی. تا تصویر ذهنی عوض نشه، هر رژیمی فقط یه تغییر موقته.
🌱 کسایی که موفق میشن چه فرقی دارن؟
کسایی که در دورهی ورود به سرزمین لاغرها روی تصویر ذهنیشون کار میکنن، یاد میگیرن خودشون رو در ذهن ببینن که توی مهمونی راحت غذا میخورن، عذاب وجدان ندارن و لباسهایی میپوشن که دوست دارن. در مقابل، کسی که هنوز درگیر تصویر ذهنی چاقه، فقط خاطرههای شکست رو مرور میکنه.
من با همین تغییر نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. اونقدر تغییرم برای اطرافیانم عجیب بود که بعضیها ازم پرسیدن عمل معده انجام دادم یا نه. ولی تغییر اصلی جایی بود که دیده نمیشد: توی ذهنم.

📝 تمرین: تصویر الانت رو بنویس
اگه میخوای تصویر ذهنی لاغری رو بسازی، اول باید بفهمی الان چه تصویری از خودت داری. همونقدر که دست به غذا بودن ما رو چاق میکنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه. با صداقت به این سؤالها جواب بده:
- الان خودت رو چطور میبینی؟ اگه یه دوربین مخفی از یه روز عادیت فیلم میگرفت، چه تصویری ضبط میکرد؟
- وقتی جلوی آینه میایستی، چه فکرهایی به ذهنت میاد؟ دقیقاً همون جملهها رو بنویس.
- چه باورهایی جلوی ساختن تصویر ذهنی لاغری تو رو گرفتن؟ مثلاً «ارثیه» یا «به من نمیاد».
- اگه قرار بود یه فیلم کوتاه از نسخهی متناسب خودت بسازی، چه صحنههایی توش میذاشتی؟ چه لباسی پوشیده بودی و کجا بودی؟
- یکی از باورهای مرحلهی سوم رو انتخاب کن و یه جملهی جایگزین درست براش بنویس.
یه دفتر کوچیک برای این تمرین درست کن و هر روز توش چند خط بنویس. لازم نیست جملهی جدید رو از اول باور کنی؛ فقط تکرارش کن.
📝 برام بنویس
تا حالا شده وزن کم کنی ولی هنوز توی آینه خودت رو همون آدم قبلی ببینی؟ وقتی چشمهات رو میبندی، خودت رو چطور میبینی؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، صحنهای که از نسخهی متناسب خودت ساختی رو هم بنویس. شاید خوندنش به یه نفر دیگه کمک کنه تصویر ذهنی لاغری خودش رو بسازه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تصویر ذهنی لاغری یعنی چی؟
یعنی تصویری که در ذهن ناخودآگاهت از خودت داری متناسب باشه. آدمهای متناسب خودشون رو اینطوری میبینن و برای همین حتی بعد از پرخوری، رفتارشون به حالت متعادل برمیگرده.
چرا بعد از کم کردن وزن هنوز حس چاقی دارم؟
چون بدنت تغییر کرده ولی تصویر ذهنیت هنوز همون تصویر قدیمیه. تا وقتی این تصویر عوض نشه، ذهن تلاش میکنه تو رو به حالت آشنای قبلی برگردونه.
چطور تصویر ذهنی لاغری بسازم؟
باورهای قدیمیات رو پیدا کن و جملههای درست جاشون بذار، هر روز چند دقیقه با احساس خودت رو در بدن دلخواهت تجسم کن و به جای «باید لاغر بشم» بگو «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم».
چرا رژیمها تصویر ذهنی رو تغییر نمیدن؟
چون رژیم فقط رفتار رو برای مدتی تغییر میده و کاری به تصویری که از خودت داری نداره. وقتی رژیم تموم بشه، همون تصویر قدیمی دوباره رفتارها رو هدایت میکنه.
امتیاز 4.55 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام طبق این مقاله روش ذهنی شاه کلیدلاغری من هیچ وقت فکرنمیکردم روزی یک روش باشه فرشته نجات چاق هاباشه انگارخدای مهربان به ندای دل همه ماچاق هاگوش کرد واین روش خلق شد چراهیچ وقت به فکرکسی نرسید یک ذهن داریم هم میشه چاق شدهم میشه لاغرشد ودراین مقاله گفته شده نگرش چاقی رومیشه به لاغری تغییردادباگفتن عبارتهایی البته اموزش ها واجرای تکنیک شاه کلیداصلی هست من تودوران رژیم افکارچاق کننده داشتم وهمیشه پررنگ بود ولی الان افکارچاق کننده کمرنگ شده وذهنم یادگرفته نگرش لاغری داشته باشه تصویرسازی ذهنی انجام بده باذهن نجنگه باهاش به صلح برسه جواب سوال اول من الان خودمو خوب میبینم هنوزم چاقی دارم ولی چقدرازخودم راضی هستم چون دارم پیشرفت میکنم اصول متناسب شدن رواجرامیکنم اگرخطا هم میکنم مثل گذشته خودموسرزنش نمیکنم میگم من تومسیرم هرروزودارم ذهنمو تربیت میکنم خودم ازوابسته بودن به عادتها کمرنگش کردم چون ذهن وجسم هماهنگ شدلاغری انجام میشه سوال دوم من مدتی چشم ازجسم برداشتم امروزبطوراتفاقی دیدم چقدرخوشحال شدم از سایزکم کردن کوچیک شدن پهلو وچقدرخداروشکرکردم بااینکه خطاهم داشتم ولی محکم ادامه دادم سوال سوم بله همیشه تو تجسم ها ،باید مثل متناسب ها رفتارکنیم وهمین خودش چقدرکمک میکنه به حال خوب داشتن سوال چهار اول لبخند چون دیگه اون حس بدروندارم وحالم خوبه دوم لباس ،بهش افتخارمیکنم چون میتونم لباس دلخواه بپوشم ودیگه حسرت اندام متناسب هارونخورم سوال پنجم نگرش ها میان سراغم کافیه یکم اصاف بخورم ولم نمیکنن ولی من رهاش میکنم میگم توحایگاهی نداری من درست رفتارمیکنم وطبق نیازمیخورم من پیروزمیدانم
سلام و درود بر استاد عطا روشن
سوال اول : خودمو یک خانمی که زیباست ولی شکم آویزون پوست شل و پهلو داره و زیر خط سوتینش قلمبه شده
سوال دو : اینکه چرا اخه میخوری که اینجوری چاق بشی و مجبور بشی لباس گشاد بپوشی
سوال سه : تصور که کردم ولی یهو افکار و اندامم دوباره جلوی چشمم اومده
سوال چهار : صد در صد یه لباس جذب و شیک با کیف و کفش پاشنه بلند شیک موهای سشوار کشیده لخت که داره تو یه فروشگاه فوق العاده شیک با طنازی راه میرم
سوال پنج : اینکه این همه برای لاغری تلاش کردی و احساس کردم که منو واقعا گولم زدن احساس حقارت
و سو استفاده کردن ازم
اینکه که نخوردن آدم رو لاغر نمیکنه و این برای همیشه از ذهنم حذف شده
نشان های دریافت شده
سلام ما طبق روش ذهنی یادگرفتیم چاقی توذهن ماست نه توبشقاب درواقع همچی ازافکارشروع میشه چون ما ازقبل طبق گفته اطرافیان که چاقی ارث هست وقتی پدرومادرت چاق بودن وقتی سنشون رفت بالا لاغرشدن شماکه بچه اوناهستی مثل اونامیشی یا کم تحرکی خوب نیست عامل چاقیه عه بیماری تیرویدداری اون خودش یجورعامل چاقیه همه اینا خیلی دسته بندی شده تومغزماچاق هابوده وچقدر ازش بعنوان صلاح دفاعی استفاده کردیم وقتی یکی گفت لاغرکن ما چقدرجلوایینه رفتیم هی نگاه کردیم گفتیم کاش راهی بودشکم وپهلووباسن اب میشدلعنتی اب نمیشه یا شکم میدادیم توکه بگیم لاغریم ایناهمش داشتیم ذهنمونوگول میزدیم چقدرحسرت افرادمتناسب روخوردیم خوشبحالشون همچی باخیال راحت میخورن لباس دلخواه تنشون میکنن خیلی راحت توجمع ها حضوردارن ولی ماچاق ها فراری بودیم نه لباس موردعلاقه تنمون میشدنه سلامتی داشتیم نه ارامش نه دوست داشتیم بریم توجمع ها چون خوشمون نمیومدبگن چاقی ولی اززمان اشنایی باروش ذهنی راحت میرم جلوایینه نه حس ناراحتی دارم نه چیزی تازه میگم خداروشکرچقدرازچربیهام اب شد خداخیربده استادروچقدربماها کمک کرده باهمین فایل هاشونقبلا فقط میومدن روجسم کارمیکردن مثل ورزش ورژیم اونم ادامه دارنبودچون ناخوداگاه براش سخت بودولی درروش ذهنی روفکرکارمیشه ویادگرفتیم تصویرسازی کنیم چقدرکمک میکنه تااون تصویرموردعلاقه رودرناخوداگاه تداعی کنیم وجسم ما سمتش بره من خودم تودهنم یک فردی که متناسب هست روخیلی تصورش میکنم ازالفاظی استفاده کنیم باعث پیشرفت مابشه کلمات مثل مصالح ساختمانی دهن ماست نگیم نمیتونیم لاغربشم بگیم من راحت میتونم متناسب بشم مثل یک فردمتناسب رفتارکنم برارزیم اگرتصویرسازی نمیشد مثل نقاشی روبخارحمام زودپاک میشد پس تصویرسازی خیلی مهمه ساختن یک جسم سالم توسط قدرت ذهن اگاهانه غذاخوردن خیلی مهمه درموردچاقی حرف نزدن
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیزم….استاد جانم…استادی که همیشه با حرفاش با اون حرف های از ته دل برخاسته اش به داد دل من میرسه…..
راست میگی استاد. یادتون هست میگفتی هر کی از این دوره لیزر بخوره میره دوباره به روز برمیگرده
من امشب دوباره برگشتم….استاد من لیزر خوردم ولی وقتی خوب نگاه میکنم رفتم تا لاغر بشم و برگردم….مگه نمیگین با نوشتن همه چی درست میشه…من اونقدر توی دوره و توی کامنت ها نوشتم من عاشق لاغریم.من لایق لاغریم.لاغر شدن آسونترین کار دنیاست که رفتم و تو یه مدت کوتاه ۲۰ کیلو وزن کم کردم .تصویرسازی هام نتیجه داد استاد…از ۹۶ کیلو به ۷۶ رسیدم. من باور دارم همه حرفهای شما درسته.درسته رفتم وبا باشگاه ورزشی و رژیم وزن کم کردم ولی بخدا هر چی تو این متن گفتیم درسته. من اول تصویرسازی کردم بعد لاغر شدم. یادمه سالها تو دوره های شما تصویر لاغری ساختن بعد موقع ورزش بخدا همیشه خودم رو بین همکارام با مانتو کوتاه اندامی تصور میکردم که همه دارن میگن چقدر عالی شدی. و بعد اونقدر با اطمینان اون رژیم رو اجرا میکردم که به اینکه چطور میخواد لاغرم کنه فکر نمیکردم چون باور داشتم با اون رژیم لاغری میشم حتما و شدممممممم…..استاد میخوام بگم حتی در رژیم گرفتن هم اول تصویر سازی و باور مهمه بعد از اون رژیم به نتیجه میرسیم…و
حالا شاید خیلیا سوال داشته باشند تو که رفتی و اچرژیم گرفتی و جواب هم گرفتی چرا برگشتی اینجا دوباره ؟
چون قلبا میدونستم حرفهای استاد راسته
مدنیه به اصلاح رژیمی ها دچار استپ وزنی شده بودم .الان مدنیه متوجه شدم وزنم ناخودآکاه تمایل به بالا رفتن داره. رژیم رو سختتر کردم. تموم اون رژیم های که تو ذهنم بود از رژیم شیر تا فست رو اجرا کردم ولی به هفته یکی دو کیلو کم میشدم و باز با یه اتفاق برمیگشت و من یواش یواش در حال زیاد کردن وزن هستم. تا الان ۳ کیلو به بهانه های متعدد از اون بیست کیلو برگشته….و
استادم ….در ذهنم دنبال این بودم که چرا ….چرا با وجود رژیم های با کالری پایین من وزن کم نمیکنم.حتی فست که میگن استپ وزنی رو میشکنه.در جواب ذهنم اسم شما و حرفاتونو فریاد میزد….
دیدی لاغری فقط با ذهنه….تو عدد ۹۶ رو به ذهنت نشون دادی روی ترازو و الان ناخودآگاهت داره همه کار میکنه تو رو به اون عدد برگردونم. از عوارض وزن کشی متعدد….یاد اون فایل زیبای ترازو افتادم….و من الان گرفتار مبارزه ذهنم شدم. بله من هنوز رژیم دارم .هنوز ورزش میکنم ولی کم نمیشم بلکه دارم زیاد هم میشم….ترسیدم….خیلیم ترسیدم….واااااای ترس از چاقی. تصویر ذهنی چاق. جملات منفی و باورهای سمی...اینکه مثل اینکه قسمت من چاقیه.اینا داره منو چاق میکنه. تو تموم مدت رژیم تمرکزم روی لاغری بود وقتی هر هفته یک کیلو کم میکردم باور کرده بودم من لاغر میشم. عمیقاً باور داشتم بالاخره من دارم لاغر میشم.ولی وقتی اسثچتپ کردم و تو یه ماجرایی دو کیلو زیاد شدن واسه اولین بار تو مدت رژیم لاغری و ترس برم داشت.نکنه دوباره چاق شم….چاقی.چاقی .چاقی….تمرکزم رفت روی چاقی. ترس از چاقی. موانع لاغری جلوی وام قرار گرفت.هر روز زدم تو اینترنت و سرچ میکردم چرا استپ کردم. چرا دیگه لاغر نمیشم.رژیم فست چیه. رژیم شیر چیه.چطوری سه کیلو در یه هفته کم کنم.الان که جدیدا سرچ میکردم چرا ناخودآگاه چاق میشم….
به جملاتم دقت کنین….همش تمرکز روی چاقی داره. ترس ازش میباره.بعد میخوای لاغرم بشی…..تو مدت لاغری با اینکه همکاران میگفتن فلانی چرا تو همش در حال خوردنی بعد میگی هی هر هفته لاغرتر میشی….بخدا راست میگفتن.تو رژیم هر دو ساعت و نیم یه وعده غذایی بود.بدون ترس میخوردم چون باور داشتم اون رژیم منو لاغر میکنه و کرد. ۲۰ کیلو در شش ماه….ولی الان رژیم فست دارم چند وقته ۱۶ ساعت چیزی نمیخورم میخوام بعدش یه وعده بخورم میترسم. با استرس و کالری شماری میخورم. بعد به خودم فحش میدم که چرا خوردی.خوب دیوانه از اون بیشتر نخوری .میری که. ولی بخدا دریغ از لاغری بیشتر….بزور دو کیلو اولش کم کردم اونم چون تازه سرچ کرده بودم و بازم یه باوری اومد تو قلبم که این یکی دیگه جواب میده. دو کیلو کم کردم. طی هفته بعدش که اتفاقی برام افتاد تمومش برگشت و باز دنبال روش جدید بودن که سر خودم داد زدم چرا خودتو زدی به اون راه…..تو که میدونی مشکلت کجاست….ذهن ناخودآگاه….
باور چاقی. تصویر ذهنی چاق .ترس از چاق تر شدن.ترس از دیگه لاغر نشدن……همه موانع لاغری اومد تو ذهنم. متن بالا یهو مثل آب خنک ذهن داغ شده مو سرد کرد .
استاد انشالا خدا جایی آرومت کنه که آرومم کردی….از کشمکش خسته شده بودم….
مسیر طولانی ای اومدم.نمیخواستم برگردم خونه اول. گرچه میدونم همینم دستاورد یه سال بودن با شما و بودن در سرزمین لاغرها بوده که الان لاغر شدم.
قسم میخورم از امروز دوباره مثل قبل با شما باشم تا دوباره به مسیر برگردم .با شما همیشه آروم….
استاد کمکم کنید
راه زیادی اومدم.کمکم کنید برنگردم و از اینجا با شما باشم تا به وزن ایده آلم برسم….استاد عزیز و مهربونم… حرفی سخنی راهنمایی ای که میدونم کلی تجربه باهاشه منو مهمون کنین….
نشان های دریافت شده
سلام خدایی بخشنده ومهربان
سلام دوست نارینن نوشته شما و حالت روحی شما برای من یی پیام کار امد داشت
و یی نظر ویی حرغه ذهنی من برای شما
اول باور کنید که توامندی باورکن که شما هم میتوانی وباور کنید که هرکاری بخوایی قادرهستی انجام بدی اکه به خودتون اعتماد داشته باشید یقین با اطمینان قلبی به خدایی عزیز همکنارش باشه
من این تومطلب فایل ۵۵ دوره ورد به سرزمین لاغرها اول اگاهیش رو کسب کردم و بد شاد شدم که من فردی توامند ولایق هستم وقدرت تغییر خوب تو هربخش دارم وتوهمین هفته که بازم با تکرار وتو جه و تمرکز به شکل روز اول که دارم نکته برداری میکنم تمام سوالهای رو با دقت کامل دارم پاسخ میدم هرفایل رو با تمام توجه پاسخ دادم براش وقت خوب همراه با لذت قرارداد رسیدم
که خداوند بین تمام بندگانش مساوات عالی رو قرارداد هیج کمبودی توبخش ما نیست همه با هم مساوی خلق شدیم این کمبود من تو ذهنم ساختم مثل یی حباب تو خالی که هیج واقعیت نداشت رو به ذهنم راه دادم باوراهش کردم هراطلاعاتی که از هر بخش میومد اون کنجندم تو ذهن درست سالم کامل بی نقص خودم خوب چیزه اضافه وارد شده توذهن بی کار نشست کار خودش کرد و با جمع کردن همنون اطلاعات شد همونی که باید بشه ومن تمام مراحلی که شما بهتر ازمن بلد هستید طی،کردم من دجار مشکل کرد به مرور مشکل حادتر شد وکار من سختر شد تمام این بالا پایین آمدن وزن تمام رژیمهای و ورزش های تو منزل ترس ها دل نکراتی استرس که شما گفتید برکشت وزنی سریع به قول شما استوپ وزن من داشتم به شکل خودم داشتم
وفتی کاملا نامیدی به شکل تسلیم کامل رسیدم اراده منیت شخصی خودم واقعا کنار گزاشتم از خدای خودم خواستم خودمتوسایت پیدا کردم با یی کلمه نوشتن که آیا کسی با ذهن لاغر شده آغاز مسیر نورانی من شروع شد واین مدت دست آورهای خوبی رو همدریافت کردم
شما همتوانی دارید شما هم بنده همون خدایی هستید نکاه خالق به هربنده طبق نکاه همون بنده به خودش عمل میکنم
قانون جذب به ان شکل عمل میکنه دنیا وانرژی جهان که همون خدایی عزیز هست به خواسته ودرخواست درست یا بد ما پاسخ میده انرژی خالق برای حواب دادن تفاوت نمیزاره طبق درخواست فرستاده شده جواب میده حالا این درخواست مثبت یا منفی باشه طبق همونی مثبت منفی پاسخ داده میشه برای بخش منفی ۳ سال زمان میزار
که شاید فرد اشتباهش متوحه بشه درخواست خودش تغییر بده درخواست درست بفرسته وخوشبختانه تو بخش مثبت خالق خدایی عزیز مهربان زودتر حواب میده
شما اطمینان بدون شک ویقین مسیر رو هی افزایش بده انشالله که خدایی عزیز که شما به این مسیر هدایت کرده وداره حمایت می کنه که از این مسیر نتیجه خوب هم دریافت خواهید کرد اگه واگه طبق مسیر به پیش برید نخواهبد یی میان بر بزنید
برای لاغری شدن نتیجه زود هنگام که نشانه عجله برای دریافت نتیجه هست همه وهمه به تمام ابعاد ترس های مرورها وکنترال عالی نحوای ذهن دورنش هست
این مطالب تودوره پاک سازی چاقی ذهن کاملا جواب داده شده و طریقه ایحادش به شکل خوب کامل توضیح کار امد داده شده و توانی عالی به من داد که به چه شکل ایحاد میشه وچطور کنترال کنم بهش توحه نکنم ازش عبور کنم
دوست هممسیر شما صالحه
خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگه دارتون دوست
نشان های دریافت شده
تصویر سازی ذهن
من زمانی که خودم رو تو اینه می بینم از خودم بدم میاد سعی میکنم خودم رو تو اینه نبینم وقتی نگام به شکمم میفته خیلی عصبی میشم و میگم دیگه من متناسب نمیشم و ناامید میشم از خودم من گفتم چرا من این روزها پرخوری میکنم
چون تصویر ذهنی من تغییر کرده بود و من چاقتر از قبل شدم
من دیگه چون باشگاه نمیرم چون ورزش نمیکنم و از دوره ها استفاده نمیکردم انتظارم از خودم چاقی بوده
و قبلا که از این روشها استفاده میکردم انتظار داشتم که لاغر شم
و الان چون این کارها رو نمیکنم
چاقتر شدم مادر همسرم رو که برای چکاب کردنش برده بودم درمانگاه
اون موقع که مادر همسرم رفت رو وزنه خودش و وزن کرد و منم ترغیب شدم که خودم و وزن کنم
وقتی رفتم رو وزنه خیلی ناراحت شدم
اون احساس بدی که از خودم داشتم درست از اب در اومده بود
احساس میکردم دارم چاقتر میشم درست بود احساسم
،من چاق شده بودم چون تصویرهای ذهنی من تغییر کرده بود و خدا رو شکر به خودم اومدم و متوجه شدم که باید اموزش ببینم
و هیچ راهی جز اموزش دیدن لاغری با ذهن وجود نداره
توی این مدت که من لیز خوردم و اموزش ها رو دنبال نمی کردم همه چی برگشته بود سر جای اولش
از جمله حال بد عصبانیت دوست نداشتن خودم پرخوری ریزه خواری
ناسلامتی
و با ادامه دادن دوره ها همه ی اینا از بین میره و عکسش اتفاق میفته
از روزی که دوباره دوره رو استارت زدم
خیلی اروم تر شدم اشتیاق تغییر کردن دارم
امید به زندگی بیشتر شده
خودم و بیشتر دوست دارم سلامتیم رو به افزایشه
چون داریم به ذهنمون خوراک خوب میدیم طبیعیه که خوراک خوب دادن به ذهن جوابش سلامتی حال خوب اشتیاق داشتن و ارامش و …..خیلی چیزهای دیگه باشه
و با انجام دادن اینا انتظارمون تغییر میکنه از خودمون و تصویر ذهنی ما هم عوض میشه
و تصویر لاغری در ما شکل میگیره
که ما رو به هدفمون میرسونه
پس برای متناسب شدن اولین چیز اینه که تصویر لاغری در خودمون به وجود بیاریم که با تصویر ذهنیمون مطابقت داشته باشه
من هر روز روزی چند دقیقه خودم و تو لیاس مورد علاقه ام متناسب می بینم
و به خودم افتخار میکنم که در مسیر درست لاغری قرار دارم
🙏🏻اميد به اينكه همه ي افرادي كه در اين دوره ها شركت كردند موفق و به هدفشون كه متناسب شدن هستش برسن
🙏🏻ان شاالله که همگی موفق و پیروز باشن
و شادابی و سربلندی و پیروزی متناسب شدن نوش جان همگی باشه
من آرزومه با عشق برم رستوران کافی شاپ و هرچی دوست دارم سفارش بدم ولی تصویر ذهنی من همیشه من رو از اضافه وزن ترسونده و باعث شده اون لذتی که میخوام رو نتوانم درتفریحاتم ببرم خدا را شکر که این فایل را گوش کردم و خیلی خوشحالم که با شنیدن این فایل آرامش گرفتم،ومیخواهم این آجر تصویر ذهنی ام رو خرابش کنم 😍ممنونم از استاد عزیزم🥰
سلام استاد
تصویر ذهنی دقیقا مهمترین قسمت لاغری با ذهن است چون ذهن بیشتر تصویر سازی میکنه و کم کم به آن سمت جلو میره وفتی من در ذهنم هنوز باور چاق شدن و لاغر نشدن باشه در حالیکه در این مسیر تمرینات را انجام می دهم ولی در ذهنم چاقی را باور دارم هرگز لاغر شدن به الگوی ذهنی در من تبدیل نشده که ذهن به آن سمت برود و من احساس خوبی داشته باشم و با شور و شوق این مسیر را ادامه بدهم
استاد من چند وقت پیش برای دکتر رفتن ناچار وزن شدم دیدم چاقتر شدم احساس من بسیار بد شد باورهای اشتباه قبلی به سرعت در ذهن من مرور شدند که دیدی توبه راحتی دیگر دوستان لاغر نمی شوی با اینکه من ۲۰ کیلو کم شده بودم و جالبه دقیقا رفتارهای ناسالم غذا خوردن در من تکرار می شد و فکر می کردم من اراده ندارم من در مقابل آیینه خود را چاقتر می دیدم شکمم بزرگتر بود و جالبه اصلا برای لاغر شدن رویا پردازی نمی کردم
الان چند روزی است که دوباره شبها قبل از خواب تصویر ذهنی لاغر شدن را در ذهنم مرور می کنم و خودم را در لباسهای متناسب تصور می کنم احساس من بهتر شده و قول دادم به خودم که دیگه در آیینه به شکم خودم نگاه نکنم تا فکر نکنم چاقتر شدم و امروز صبح دقیقا برجستگی شکم من کمتر شده بود و این نشان میده احساس خوب ما بسیار در خوردن سالم ما تاثیر داره و جالبه دقیقا پیغام سیری را به خوبی متوجه می شوم و پرخوری نمی کنم
الان من خودم را یک انسان متناسب و با احساس شاد تصور میکنم و می دانم من با این تصویر حتما به رویای لاغر شدن می رسم
وقتی جلو آیینه می ایستم به خودم میگم تو می توانی متناسب شوی تو در مسیر یاد گرفتن لاغری هستی و اگر اشتباه کردی این جزء یکی از قسمتهای مسیر است که باید تجربه کنی و یاد بگیری تا آن به صورت الگوی درست در ذهنت تثبیت شود
بله من بارها خودم را در مقابل آیینه یک فرد متناسب تصور کردم و چقدر احساس من درآن لحظه خوب و پر انرژی است
من اگر خواستم تصویر لاغری از خودم بسازم و فیلم بگیرم با لباس زیبا و جسمی متناسب است
بعضی از باورها که تو ارثی چاق خواهی بود گاهی مثل اجر در ذهن من جلو من ایستاده ولی من با مقایسه ی اینکه چرا براد و خواهر من لاغر هستند و من چاقم این آجرها را خراب میکنم و نمی گذارم دیواری بشوند برای رشد من در این مسیر و باز این باورهای اشتباه را از ذهنم پاک می کنم . خدایا شکرت
من هر شب قبل از خواب چند دقیقه چشمان خود را می بندم و خود را در جسمی متناسب و با لباسهای زیبا در حال پیاده روی و یا در مهمانی تصور می کنم و چقدر احساسم خوب میشه و خواب بسیار راحت و خوبی دارم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام
من همیشه تو ذهنم تصویر ذهنی چاق داشتم چطوری وقتی فکر میکردم آب هم بخورم چاق میشم تصویر ذهنیم چاقی بود وقتی رژیم های سخت میگرفتم وقتی ورزش های سنگین انجام میدادم وقتی لباس مورو علاقه ام نمینوشتم وقتی تو آینه با جایی میرفتم شکمم را می آدم داخل و میگفتم اگه اینجوری لاغر بودم چی میشد وقتی مجبور بودم سایز بزرگ لباس را بخرم اینها همیشه تصویر چاقی بود اما الان دا رم با آموزش ذهنم تصویر لاغری از خودم میسازم هر روز خودم را یک آدم متناسب با لباس زیبا تو خیابان تو باشگاه و تو خانه تصور میکنم با لباسهای زیبا دیگه به حرف دیگران اهمیت نمیدم همین دیشب یه نفر که همیشه وقتی منو می بینه میگه فلانی چاق شدی بازم تکرار کرد و من فقط لبخند زدم تو آینه خودم را تشویق میکنم یاد گرفتم به قسمتهای چاق بدنم توجه نکنم وقتی سیرم هیچ چیزی دیگه نمیخورم و ذهن من فقط سمت لاغری هست و ادامه خواهم داد تصویر ذهنی لاغری خودم را هر روز .
نشان های دریافت شده
با سلامی به زیبایی تناسب اندام به همسفران خوبم و استاد گرامی
من قبل از اینکه وارد سایت تناسب فکری بشم تصویر ذهنی بسیار چاقی از خودم داشتم.
از خودم بدم میومد وقتی جلوی آینه میایستادم حس عذاب آوری داشتم یدن لباسهام از رنگ لباسهام از سایز اونها عذاب میکشیدم بعد از یه مدتی که با سایت آشنا شدم کم کم وارد رنامههای سایت شدم من کم کم تونستم تصویری ذهنی چاق خودم رو عوض کنم نمیگم که الان تصویر بسیار عالی از خودم دارم ولی تصویری که الان از خودم دارم یه تصویریه که با قبل بسیار متفاوته من خودم رو انسان توانایی میدونم وقتی جلوی آینه میرم آینده ی یک اندام بسیار متناسب رو در ذهنم دارم..
این خیلی خوبه که بدون عذاب وجدان از همه نعمتهای الهی استفاده کنیم
من این حس رو دارم به طور کامل به دستش آوردم البته براش تلاش زیادی هم کردم وارد برنامهها شدم،تمرینهای زیادی انجام دادم باورهای خودم رو تغییر دادم و روی اون باورها کار کردم تا در ذهن من نهادینه شدن.
الان که جلوی آینه میرم میدونم که با اون اندام متناسبی که همیشه توی ذهنم داشتم فاصله چندانی ندارم می دونم که به راحتی میتونم بهش برسم بدون هیچ رنج و عذابی و این منو شادتر میکنه .
من هر روز میتونم تغییراتمو حس کنم. اینا نتیجه تمریناتو باورهاییه که من دارم باورهایی که سعی کردم و اونها رو عوض کردم.
قبلاً که توی وزن کنونی آن بودم از دیدن خودم توی آینه لذت نمیبردم ولی الان خو دمو یک انسان ایدهآل تصور میکنم و این تفاوتیه که تناسب فکری برای من ایجاد کرده.
امیدوارم همتون به این حس زیبا دست پیدا کنید.
در پناه خدا باشید.
نشان های دریافت شده
با سلامی به زیبایی تناسب اندام به همسفران خوبم و استاد گرامی
من من قبل از اینکه وارد سایت تناسب فکری بشم تصویر ذهنی بسیار چاقی از خودم داشتم.
از خودم بدم میومد وقتی جلوی آینه میایستادم حس عذاب آوری داشتم یدن لباسهام از رنگ لباسهام از سایز اونها عذاب میکشیدم بعد از یه مدتی که با سایت آشنا شدم کم کم وارد رنامههای سایت شدم من کم کم تونستم تصویری ذهنی چاق خودم رو عوض کنم نمیگم که الان تصویر بسیار عالی از خودم دارم ولی تصویری که الان از خودم دارم یه تصویریه که با قبل بسیار متفاوته من خودم رو انسان توانایی میدونم وقتی جلوی آینه میرم آینده ی یک اندام بسیار متناسب رو در ذهنم دارم..
این خیلی خوبه که بدون عذاب وجدان از همه نعمتهای الهی استفاده کنیم
من این حس رو دارم به طور کامل به دستش آوردم البته براش تلاش زیادی هم کردم وارد برنامهها شدم،تمرینهای زیادی انجام دادم باورهای خودم رو تغییر دادم و روی اون باورها کار کردم تا در ذهن من نهادینه شدن.
الان که جلوی آینه میرم میدونم که با اون اندام متناسبی که همیشه توی ذهنم داشتم فاصله چندانی ندارم می دونم که به راحتی میتونم بهش برسم بدون هیچ رنج و عذابی و این منو شادتر میکنه .
من هر روز میتونم تغییراتمو حس کنم. اینا نتیجه تمریناتو باورهاییه که من دارم باورهایی که سعی کردم و اونها رو عوض کردم.
قبلاً که توی وزن کنونی آن بودم از دیدن خودم توی آینه لذت نمیبردم ولی الان خو دمو یک انسان ایدهآل تصور میکنم و این تفاوتیه که تناسب فکری برای من ایجاد کرده.
امیدوارم همتون به این حس زیبا دست پیدا کنید.
در پناه خدا باشید.