همه ما در زندگی دلمان یک “کلید جادویی” میخواهد که قفل تمام آرزوها و گرههایمان را باز کند و ما را به کلید خوشبختی و موفقیت حقیقی برساند.
سالهاست که در مسیر پرپیچوخم زندگی، با تمام وجود تلاش میکنیم تا این کلید را پیدا کنیم، اما هر چه بیشتر میگردیم، بیشتر خسته میشویم. 🤔
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.46 از 52 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد عطار روشن عزیز
ممنونم از شما به خاطر این فایل بی نظیر
لازم دارم بارها و بارها و بارها این فایل رو گوش بدم
امروز روز ۲۸ ام حضور من در این فضای روحانیه
من به امید صید تناسب اندام اومده بودم
اما قلابم گیر کرد به شاه ماهی
شما حتما میدونی دارم از چی حرف میزنم
میخوام بهتون بگم مسیری که توش قرار گرفتید و ما هم بهش هدایت شدیم ، مسیر الهی هست
خودتون اینو میدونید و خیلیای دیگه هم بهتون گفتن
منم گفتم که یکی به اون انبوه اضافه بشه
این روزا زیاد نمیتونم درباره حالم بگم
نه نا امیدم نه امیدوار صد درصد
نه شکایت میکنم نه شکر میکنم در هر لحظه
فقط میدونم قلبم خسته ست از نشدن ها
پناه آوردم به اینجا
مسکن نمیخوام
شفا میخوام
هر کاری میکنم که به شفا ماوراء الطبیعی در تمام جنبه های زندگیم برسم
از دیشب که فایل فوق العاده قسمت پنجم همسو شدن با اراده خداوند رو دیدم و بعدش خوابیدم ….از خدا خواستم و تعهد دادم زندگی بر اساس اراده شخصی خودم رو متوقف کنم ….
امروز صب بر خلاف همیشه قبل از ساعت ۷ شاید ۶:۳۰ موقع طلوع خورشید بیدار شدم
پرده رو کنار کردم و انقدر آسمون صورتی خوشگلی بود از طلوع خورشید
رفتم توی حیاط دیدم چه باد خوبی میاد
حتی ظاهرا در طول شب باد طوری بوده که گلدونام افتاده بودن
از آسمون عکس و فیلم گرفتم کاش میشد براتون بفرستم
و همون لحظه به خودم گفتم این بیدار شدنم بیخود نبود
وقتای زیادی شده بود صب زود بیدار میشدم ، اما می آمدم توی هال و روی مبل هال به خوابم ادامه میدادم
اما امروز ، انرژی دیگه ای داشتم
من یاد گرفتمتغییرات کوچیک رو ببینم و حواسم باشه از کجا دارن آب میخورن
بعد از این دید و بازدیدم با آسمون و باد و خورشید
آمدم تو و یک چایی درست کردم …ایمیل هامو چک گردم و دیدم شما دیدگاه های دیروزم رو تایید کردید و ازتون خواسته بودم لینک فایل خیمه رو برام بزارید
باز به خودم گفتم اینم نشونه بعدی
منقبلا دنبال این فایل توی سایت گشته بودم ولی پیداش نکرده بودم که ازتون خواستم لینکش رو برام بزارید
و فایل رو دیدم
اونجایی که گفتید خداوند برای آشکار کردن مسیر نیاز به تکون من هم نداره برای تغییر لازم نیست حتی از پشت میزتون تکون هم بخورید فقط بهش اجازه بدید
با همین سه کلمه “ خدایا ایمان دارم”
زمان شاهد كه بهش اجازه دادم
از ديشب بهش قول دادم از جلوي دست و پاش كنار ميرم
موزیک آخر که پلی شد اشگام دیگه اومدن
چون هفت سینمون جلوی چشم بود توی اون لحظه
اینم به رد پام اضافه کنم که امسال اصلا حس هفت سین چیدن نداشتم
همسرم هفت سین ساده ای چید
و من بهش گفتم انشاله سال بعد توی خونه جدیدمون هفت سین مفصل میچینم مثل سالهای قبل
نمیدونم امسال چه تغییراتی در انتظارمه
فقط میدونم و استاد هم در این فایل گفتن ، یه لحظه تصور کن کدوم آرزوهامه که خدا نتونه برام برآورده اش کنه
دوست داشتم رد پام اینجا باشه
با این ایمان که یکروزی میام میخونمش و میگم خودمم باورم نمیشه و میگم کی فکرشو میکرد این همه نعمت به من داده بشه
من بايد لايق بشم
من بايد ظرفم بزرگ بشه
من بايد ايمان واقعي داشته باشم
من بايد خيمه مو جاي درستي بنا كنم
تا بغير الحساب بهم داده بشه
سخن کوتاه که ،من اولین هدیه هام رو از امروز صب از خدا گرفتم
بسیار قدردان شما هستم برای این محفل روحانی
براتون شادی بی پایان از رب میخوام