0

مراحل تغییر شخصیت (گام 26)

تغییر شخصیت
اندازه متن

سال‌ها زندگی من در حسرت و اندوه گذشت و هرگز تصور نمی‌کردم روزی بتوانم با تغییر شخصیت، زندگی ام را تغییر دهم.

به لطف خدا از سال ۱۳۹۳ با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم و امروز در سال 1403 شرایط من در زندگی از هر نظر هیچ شباهنی به چند سال قبل ندارد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 32 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.30 از 145 رای

https://tanasobefekri.net/?p=36878

32 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۲ ۲۱:۱۷
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 22226 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم

      حرفهای استاد عالی بودند اینکه هر کاری بلید مراحل تکاملش را داشته باشد.

      من از وضعیت خودم چندتا مثال می زنم

      اول سال به عنوان مراقب سلامت در مدرسه پذیرفته شدم.

      نه اتاقی داشتم و وسایلم زیاد نبودند اوایل با علاقه کارم را پیش بردم یک اتاق برای بهداشت آماده بود ولی خیلی بهم ریخته بود من شروع کردم به تمییز کردن که چند نفر از دانش آموزانی که ورزش داشتند خیلی مودبانه داوطلب شدند و به من کمک کردند و من هر روز یک چیز به اتاق بهداشت اضافه می کردم .

      خدایا اگر روز اول این اتاق با همین امکانات بهم داده می شد امکان نداشت مثل الان با شوق و ذوق کارم را انجام بدهم یک چیز جالب برای شما بگم که خودم وقتی باهاش روبرو شدم خیلی خوشحال شدم مطمئنم برای شما هم خالی از لطف نیست من قرار بود همین هفته کار معاینه چشم بچه ها را شروع کنم و همش به فکر تابلو علامتها بودم ولی تابلوی کوچکی داشتم و دوست داشتم یک تابلو بزرگتر داشته باشم.

      مستخدم شب قبلش وقتی وسایل اضافه را جمع می کرد متوجه یک تابلو بزرگ می شود و آن را می آورد و روی میز بهداشت می گذارد صبح که آمدم وقتی اون تابلو را دیدم جا خوردم و از خدای مهربانم تشکر کردم خیلی برام جالب بود .

      من برای حفظ قرآن خیلی مسیرهای مختلفی را رفتم اولش به دنبال کدینگ آیات قرآن بودم و همه چیز اماده کردم ولی بعدش جعبه لایتنر حفظ قرآن جلوی مسیرم امد و آن را تهیه کردم و الان در مسیر جدید هستم و آن هم حفظ تصویری هست و آن هم فراهم کردم مطمئنم خدای مهربانم به من راه درست را نشان داد.

      من برای دوختن یک کار گلدوزی همه وسایل را گرفتم ولی پله پله نرفتم و هنوز اونا توی کمدم هستند و من شروع نکردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم