0

مسیر تغییر زندگی

مسیر تغییر زندگی
اندازه متن

سال ها زندگی من در حسرت و اندوه گذشت و هرگز تصور نمی کردم روزی بتوانم زندگی ام را تغییر دهم.

به لطف خدا از سال ۱۳۹۳ با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم و امروز در سال ۱۴۰۱ شرایط من در زندگی از هر نظر هیچ شباهنی به چند سال قبل ندارد.

داستان آشنایی با قانون جذب و شرایط زندگی ام را در فایل های آموزشی مختلف بیان کرده ام اما درباره مسیر تغییر زندگی ام کمتر صحبت کرده ام و موضوع این فایل آموزشی درباره مسیر و اعمالی است که من در طی چند سال گذشته انجام داده ام.

در ابتدای مسیر تغییر زندگی بر اساس آنچه در فیلم راز شنیدم، تصور می کردم به هر چیزی فکر کنم در زندگی من بوجود می آید و می توانم آن شرایط را تجربه کنم.

تصور میکردم قرار است فن و فوت جادوگری را بیاموزم و از این پس می توانم هرآنچه خواستم را با استفاده از این مهارت در زندگی ام ایجاد کنم.

سر از پا نمی شناختم و با اشتیاقی وصف نشدنی در جستجوی رمز و راز جادوگری با قانون جذب بودم.

کتاب های زیادی را مطالعه کردم و دوره های آموزشی مختلفی را گذراندم و شبانه روز در حال نوشتن و انجام تمریناتی بودم که در کتاب ها و دوره ها توصیه شده بود.

منی که در تمام دوران تحصیل در نوشتن تکالیف تنبلی می کردم در سن ۳۲ سالگی عاشق نوشتن و انجام تمرینات شده بودم.

نکات مهم کتاب ها را یادداشت می کردم و جمله های کلیدی اساتید قانون جذب را جمع آوری می کردم.

در طول روز سعی می کردم زمان بیشتری برای رسیدگی به علاقه تازه شکل گرفته در وجودم صرف کنم بنابراین از انجام هرکاری که احساس می کردم زمان را تلف می کند خودداری می کردم تا زمان بیشتری برای یادگیری قانون جذب داشته باشم.

تمام تمرینات نوشتاری، تجسمی و عملی که برای تغییر زندگی در کتاب ها و دوره های آموزشی ارائه شده بود را با اشتیاق انجام می دادم و نگرش من این که دارم قدم به قدم به سمت تحقق زندگی رویایی حرکت می کنم.

فایل های صوتی آموزشی را خلاصه می کردم تا نکات مهم آن را بارها و بارها گوش کنم و نوشته های مهم در کتاب های موفقیت را علامت گذاری می کردم تا در تکرار مطالعه آن کتاب دقت و تمرکز بیشتری بر آن قسمت ها داشته باشم.

من به قصد برآورده کردن آرزوها و بهتر کردن شرایط زندگی قدم در مسیر تغییر گذاشته بودم در حالی که از همان روز اول بدون اینکه متوجه باشم شروع به تغییر شخصیت، عادت ها و علاقمندی هایم کرده بودم.

مدت ها بعد به این درک رسیدم که قانون جذب مجموعه ترفندها یا رازهای مخفی برای ایجاد شرایط دلخواه در زندگی نیست بلکه شامل دستورالعمل هایی است که انجام آنها منجر به تغییرات عظیم در شخصیت و ویژگی های افراد می شود و نتیجه این تغییرات درونی و شخصیتی منجر به خلق شرایط جدید و متفاوت در زندگی می شود.

در ابتدا هرگز این تصور را نداشتم که در مسیر یادگیری قانون جذب این من هستم که باید تغییر کنم بلکه تصور من این بود که با استفاده از این قانون می توانم شانس و اقبال خودم را تغییر داده و اتفاقات خوب در زندگی من خودبخود رخ خواهد داد.

نکته جالب توجه اینکه در صحبت با افراد زیادی که علاقمند به مباحث قانون جذب هستند به این نتیجه رسیدم که آنها هم همین طرز فکر را دارند و تصور می کنند با یادگیری قانون جذب دنیا روی دیگر خود را به آنها نشان خواهد داد یا اینکه با قانون جذب می توانند انرژی های مخفی در دنیای مادی را تحت تاثیر قرار داده و شرایط جدید خودبخود در زندگی آنها ایجاد می شود.

هرچه بیشتر در مسیر تغییر زندگی حرکت کردم درک بهتری از عملکرد سیستم جهان هستی و چگونگی تغییر زندگی پیدا کردم که در این فایل ویدیویی به صورت خلاصه نکات مهمی که در مسیر تغییر کردن باید مدنظر قرار دهید توضیح داده شده است.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 64 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=36878
برچسب ها:
12 نظر در مورد مسیر تغییر زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      1401/10/24 14:13
      مدت عضویت: 88 روز
      امتیاز کاربر: 1565 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      با اشناشدن این فایل ها خیلی احساست خوبی دارم خیلی از تغییرات خوبم لذت میبرم و از خودم و طرز فکرم و افکارم راضی هستم و خوشحالم به شناخت خوبی از خودم و خدا رسیدم و از این جایی که هستم راضیم،

      کاملا درسته این قانون که به هرچی درجهان با برنامه و هدف و فکرکردن میتونیم برسیم و بدست بیاریم خواسته هامون رو،این خیلی جالبه که ما انساس ها در مسیر تحقق اهدافمون هستیم و این هارو کشف میکنیم در جهان هستی،

      و خدا زمینه کشف این خواسته ها و این طعم های خوب رو در ما قرار داده تا تعییر کنیم و با برنامه و هدف زنذگی شادی و با برنامه ریزی پیش ببریم و با لذت و خوشحالی و تجربه ی طعم های خوب،

      باید برای رسیدن به خواسته هامون در داخل ذهن خودمون در راستای خدا فکر کنیم و اطمینان داشته باشیم در مسیر خدا که باشیم میتونیم ،

      در ذهنمون اگر همسو باشیم و به خواسته هامون با احساس خوبی فکر کنیم و بخوایم برای رسیدن به خواسته هامون هم تلاش کنیم مطمئن باشیم میتونیم به اهواف خوبمون برسیم،

      سیستم جهان در این است اصلا ، در جذب اون چیزی که بهش فکر و توجه میکنی و در نهایت اون چیزی رو انسان جدب میکنه که به اون باور داره و به اون توجه میکنه،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/09/22 11:01
      مدت عضویت: 356 روز
      امتیاز کاربر: 4001 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      با سلام  خدمت استاد عزیز و سایر دوستان همراه.

      استاد از این فایل عالی و ارزشپند بسیار ممنون و سپاسگزارم .روند تدریجی تکامل را به من یادآور شد .از اینکه عجله ای در این مسیر الهی نداشته باشم و آهسته و پیوسنه برا رسیدن به اهدافم پیش برم .من که از همون روزهای اول به این سایت اطمینان کردم  و ورزش و رژیم و کلا تمام روش های اینترنتی و دکتر تغذیه ووووو رو کنار گذاشتم پس عجله ام برا چیه ؟!

      منفی باف رو باید از طریق فرشته مهربون خدای عزیزم کنترل کنم و علاوه بر لاغری به اهداف بزرگی که قصد دادم با ماندن و ادامه دادن در این مسیر به دست بیارم .

      من با این فایل متوجه شدم که چه تغییرات قشنگ و زیادی داشتم اعتماد به نفس بالایی پیدا کردم همین اعتماد به نفس باعث شد که جرات کنم تو سایت مطلب بنویسم وقتی استاد میگفت دیدگاه خکدتون رو بنوبسید من همش ته ذهنم این بود که استاد خطاب به دیگران این رو میگه نه من ! کلی طکل کشید تا خودم رو باور کنم و در سایت بنویسم .من که از هیچی در زندگی لذت نمی بردم نه از بچه ، نه همسر ، نه کارم ، نه خانواده ام و انگار هیچی تو این دنیا نداشتم که ذوقش رو داشته باشم اما به لطف خدا الان به این سایت به همسر به بچه ام به خانواده ام کلی تفتخار میکنم و از داشتن اون ها لذت می برم و خدا رو شکر میکنم. اما خودم حس میگنم یعنی دقیق انگار احساسم داره با من حرف میزنه و میگه خیلی مونده تا به اهداف و تغییراتی که تو ذهنت هست برسی و باید با ذوق و شوق ادامه بدی 

      اگه ذوق و شوق نباشه یعنی اطمینان ندادی نکته بسیار مهپی بود گه از این فایل امروز دستم اومد.من باید لبشتر و بیشتر رو خودم کار کنم و اون ذوق و شوق رو از اطمینانی که به این سایت دارم در وجود خودم بیدار کنم.

      استاد بسیار ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/09/22 17:13
        مدت عضویت: 907 روز
        امتیاز کاربر: 18127 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 339 کلمه

        سلام زینب عزیزم

         

        نوشته شما با یادآوری نکته مهمی شروع شد که به نظرم همیشه تکرارش لازم است. ما انسانها در بیشتر کارهایمان عجله داریم و واقعا خیلی برایمان سخت است که در اهداف خود آهسته و پیوسته حرکت کنیم. هر چند هم که میشنویم و برایمان تکرار میشود؛ انگار شیطان در درونمان، دنبال تشویق ما به عجله کردن در کار است. من حدود ۸ هفته پیش از شغلی که داشتم مجبور شدم، آن را ترک کنم چون محیط کارم نامناسب شد. با انکه در طول ۷ هفته گذشته، بیشتر از هر موقع دیگری مصاحبه داشته ام، و کارهایی با درآمدهای خیلی بیشتری از قبل پیدا کرده آم؛ ولی همین که حدود ۵۳ روز است شاغل نیستم، گاهی ذهنم بهم می‌گوید :« ببین هنوزم بیکاری. پس چرا مصاحبه هایت تایید نمیشوند. دیر شده، نزدیک ۶۰ روزه بیکاری، چرا سر کار نرفتی! »

         

        فرشته درون من هم مثل شما، دوست دارد که من در کنار به دست آوردن لاغری و تناسب اندام مورد دلخواهم، من را شاغل کند. من هم مثل شما ادامه میدهم تا به اهدافم برسم. من هم مثل شما میدونم و متوجه تغییرات زیاد خودم شده ام: همین اعتماد به نفس من و شمامهم‌ترین تغییر ماست، چون با جرات و شهامت مینویسیم و از داشتن سلامتی، همسر و فرزند خودمون لذت میبریم. خیلی برایم لذت بخش بود که الان به خانواده ات افتخار میکنی و از داشتن آنها لذت میبری. واقعا خدا را شاکرم که دوستان خوب و شکرگذاری مثل شما هادارم.

         

        چقدر برایم جذاب بود که گفتی احساست باهات حرف میزند و دوست داری با ذوق و شوق اهدافت را ادامه بدهی. من خودم متوجه شدم که گاهی صبحها آن ذوق و شویم برای یافتن شغل در من از بین می‌رود، بنابراین یادآوری تو دوست خوبم؛ خیلی برایم «به موقع » بود. خیلی ممونم که اطمینان خودت را بعد از ذوق و شوق بیان کردی. خیلی بجا بود که من نوشته شما را بخوانم؛ چون واقعا بهش نیاز داشتم. امیدوارم همیشه سلامت، شاد و با ذوق و شوق با اطمینان، به سمت اهدافت پیش بروی.

         

        ممنونم از تو دوست خوبم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/09/23 09:14
          مدت عضویت: 356 روز
          امتیاز کاربر: 4001 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 255 کلمه

          سلام لاله خانم دوست عزیزم .

          از اینکه وقت گذاشنید و دیدگاه من رو خوندید بسیار ممنونم 

          خیلی خوشحال شدم و با پاسخ شما انگیزه ام چند برابر شد.

          من دیروز و البته بیشتر اوقات حوصله نمیکنم برگردم دیدگاه خودم رو بخونم و غلط املایی اون رو بگیرم بعد بفرستم دقیقا با همان حال و هوا که مینویسم با همان حال هم میفرستم 

          با خواندن دیدگاه شما برگشتم دیدگاه خودم رو خوندم دیدم چقدر غلط املایی دارم و کمی به احساس دیروز خودم فکر کردم متوجه شدم که تو این مدت حدود یک سال در سایت من ذوق و شوق کافی رو نداشتم و صرفا برای انجام تمرینات دیدگاه مینوشتم !! 

          پاسخ شما مکمل تصمیم دیروزم بود که می خواستم با ذوق و شوق دوباره شروع کنم  .من متوجه شدم اصلا حوصله نمیکردم اصلا اشنیاقی نداشتم  برگردم و نوشته خودم رو بخونم و اصلاح کنم یا شاید هم از آنجایی که در گذشته همیشه خودم رو دست کم و کمترین همه میدونستم همون احساس نمیگذاشت برگردم و نوشته حودم رو مطالعه کنم .خیلی جالبه الان دارم حس  میکنم و کاملا متوجه شدم که حتی در این سایت هم دیدگاه و نوشته دیگران رو از خودم بالاتر و بهتر میدونستم عجب آگاهی شگفت انگیزی!!!!!

          لاله خانم دوست عزیز و هم مسیرم از ته دل ازت ممنونم و آرزوی بهترین ها رو برای خودت و خانواده ات دارم و به همیاری شما در این مسیر الهی نیاز دارم.

          در پناه تنها منبع انرژی بینهایت این جهان .

          برای اولین بار برگشتم و غلط املایی  نوشته حودم رو اصلاح کردم خیلی برام‌ ارزشمند بود.باز هم ممنونم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 9 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1401/09/23 17:16
            مدت عضویت: 907 روز
            امتیاز کاربر: 18127 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 392 کلمه

            زینب جان 

             

            ممنونم دوست عزیزم از جواب دوستانه و گرم شما. داشتن حوصله و شوق و شور به زندگی همه نشانه هایی از خصوصیات خدواند است که به ما عطا شده است. من وقتی در ایران سالها پیش دانشجو بودم، تمرین‌های خودم را که روی flash drive میریختم را اصلا نگه نمیداشتم و هر دفعه آن فلش را کاملا خالی میکردم و دوباره تکلیف بعدی کامپیوتر را روی آن میریختم.

             

            یک استاد بسیار گرامی داشتم که روزی در حرف‌هایش گفت که :« همیشه همه تکلیف‌های خودتان را نگه دارید تا بعدها برگردید و ببینید، چه فردی بودید و در کدام نقطه شروع بودید؛ و الان چه فردی هستید و به چه پیشرفتیهایی رسیده اید. » همین کلام استاد کامپیوترم باعث شد که من برای بررسی پیشرفت خودم، تکالیفم را نگه دارم. جالب است که من همچنان تکالیف قبلی خودم را در سایت میخوانم؛ قبل از انکه دوباره در حال تکرارکردن فایل و یا دوره ای،  دیدگاهی درج کنم و باورم نمی‌شود که زینب جان؛ از مثلا صد کلمه در تکلیف قبلی، آلان در نوشته های من بالای هزار کلمه وجود دارد که حتی بدون فشاری؛ کلمات به ذهن من میایند.

             

            خیلی خوشحال شدم که دیدگاه من که از قلبم آمد؛ باعث خیر شد و بر قلب شما نشست. این دست کم گرفتن های ما همه ریشه در دوران مهم کودکی ماها دارد که، متاسفانه با انکه همچنان با ماست، ولی با تغییر باورها و افکار ما؛ تغییر میکنند و ما بیشتر خودمون را قبول خواهیم داشت.

             

            برای من هم دیدگاه و هم پاسخ الان شما، هر دو درس‌های  بزرگی در بر داشت؛ چون من در مصاحبه های خودم افراد مصاحبه کننده رابالاتر و بهتر از خودم میدانستم، ولی کل دیروز به خودم آمدم که من هم مثل آنها هستم و شاید هم مهارت من بیشتر از آنها باشد. من دیروز روی افکار و باور خودم کار کردم. به ذوق و شوق خاصی آمدم. تا ساعت ۱۱ شب همچنان داشتم روی تغییر رزومه خودم کارمیکردم و دوست دارم که با یک نگاه جدید و رزومه جدید، شغل جدید و زندگی جدیدی را پیدا کنم.

             

            این تعامل من و شما در دو نقطه مختلف دنیا در یک روز، فقط و فقط و فقط سجده شکرگزاری برای من دارد. از دعاهای بسیار زیبای شما سپاسگزارم. خوشحالم که توسط لطف استاد، امکان پاسخ دادن و ارتباط نوشتاری اینترنتی بین هنرجویان همواره برقرار است.

             

            در پناه حق شاد، متناسب و موفق باشی گلم.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/09/19 18:01
      مدت عضویت: 1250 روز
      امتیاز کاربر: 13763 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 153 کلمه

      سلام دوباره استاد یادم رفت هدفون جدید تون رو تبریک بگم ان شاءالله فایلهای عالی باکیفیت با این هدفون گوش کنید منم خیلی ذوق کردم به سلامتی استفاده کنید مبارکتون باشه منم دوست دارم هدفون عالی داشته باشم ولی باید تکاملی بخرم .

       

       

      منم یادم رفت بگم مثل خانم فروغ خودکار ها دفترها سیاه کردم و تازگی ها همسرم یه اسپیکر خریده بلوتوثی چون اکثر اوقات خونه نیس با صدای بلند فایلها رو گوش میکنم ولذت میبرم چون هندزفری زود خراب میشه وقتی موقع کار تو خونه ازش استفاده میکنم و تازگی ها هم یه هندزفری خریدم ولی خیلی راضی نیستم چون از گوشم میفته ولی گوش دادن با اسپیکر هم برای من و دخترم هم خوبه چون ناخودآگاه میشنوه و همه معلمان دخترم از شخصیت عالی و ارامش وهوش بالا و منظم ومرتب بودن ودرک بالای اون حرف میزنن و خودش هم دوس داره بعضی وقتها گوش کنه اگر کارتون نبینه .

       

      یا حق

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/09/19 16:58
      مدت عضویت: 1250 روز
      امتیاز کاربر: 13763 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 644 کلمه

      سلام به استاد عزیزم

       

      خیلی فایل خوبی بود برای تلنگر زدن به خودمان که هر مسیری رو شروع کردی ادامه بده با شورو ذوق حساب کتاب نکن که چقدر نتیجه گرفتی اگر شرایطش رو داری در مسیر رشد بها پرداخت کن منم مدتی بود به خودم گفته بودم دیگه دوره خریدن کافیه بسه همین دوره هارو خوب کار کن کار نکنی دیگه دوره بی دوره 

       

      منم عاشق تغییر و ادامه دادن در مسیر هستم ولی به خاطر این تصمیم گرفتم دوره ی دیگه نخرم چون قشنگ استفاده نکردم 

       

      استاد شمارو تحسین میکنم به خاطر عشق وذوقتون به تغییر منم هندزفری های زیادی رو خریدم و خراب کردم به اندازه توانائی مالیم وسایل ضروری لباس اینا نخریدم ولی دوره وهندزفری خریدم .

       

       

      چون عاشق این مباحث بودم عاشق رشد عاشق کمال وعاشق تغییر 

       

      ذوق وشوق از اطمینان به نتیجه میاد اگر ذوق وشوق نداری اینو بدون هنوز باور نداری میتونی توهم نتیجه بگیری 

       

      استاد من به نتیجه امیدوارم همیشه ولی خیلی وقتها تمرکز بر نکات منفی وعدم کنترل ذهن منو از مسیر عشق و تغییر دور کرده نه عدم ایمان به راه ونتیجه خیلی سعی کردم حالم رو خوب نگه دارم و ادامه بدم تحت هر شرایطی با انگیزه بی انگیزه ادامه دادم چون عاشق تغییر هستم.

       

       بعد سالها گوش دادم به این درک رسیدم که باید عمل کنم گوش دادن صرف نتایج خیلی رویایی به دنبال نداره نتیجه داره ولی در حد برآورده کردن خواسته نیست

       

       بعد سالها اینو فهمیدم بارها درک کردم که باید عمل کنم ولی وسطها دوباره یادم میرفت ولی چند وقته به اهمیت عمل کردن بیشتر پی بردم .

       

       

      و سعی میکنم انسان عملگرایی باشم گوش دادن و ادامه دادن باعث میشه آدم راحت عملگرا تر باشه هردو مکمل یکدیگر هستن یکی بدون یکی دیگه نتیجه نمیده اگر خوب گوش بدی یاد بگیری عملکرد خیلی بهتری خواهی داشت باید هر چی رو می شنوی بارها گوش بدی تا راحت تو عملکرد تو اثر بگذاره 

       

      منم از اواخر 96با قانون شکر گزاری آشنا شدم وبه صورت تکاملی دوره هارو تهیه کردم ودو سال ونیم هست که تو این سایت هستم و عشق به تغییر منو فعلا تو این سایت نگه داشته چون باور دارم اگر ادامه بدم نتایج اتفاق میفته من به نتیجه ایمان دارم که موندم من عاشق این سایت هستم و فعلا دوست دارم اینجا تکامل خودم رو طی کنم .

       

      من خیلی نتایج گرفتم درین چند سال من اصلا از زندگی هیچ لذتی نبرده بودم من اصلا از برف از آسمان از خورشید از طبیعت از فرزندم از حیوانات از رابطه با همسرم اصلا لذت نبرده بودم من هیچ احساس خاصی به دنیا نداشتم چون غرق در افکار منفی بودم سی ودو سه سال 

       

      ولی حالا از صدای باران صدای پرندگان از دیدن طبیعت از دیدن روز از فرارسیدن شب از خوابیدن از بیدار شدن از غذا دادن به حیوانات از رسیدگی به حیوانات

       

      جالبه من،12ساله عروس شدم خانواده همسرم همیشه اردک ومرغ وخروس داشتن ولی من اصلا هیچ حسی بهشون نداشتم نه از غذا خوردنشون لذت میبردم نه غذا خوردنشون  ولی حالا من عشق میکنم با حیوانات و انرژی مثبت دریافت میکنم .از طبیعت لذت میبرم .

       

      یعنی بدون اغراق بگم تا قبل این مسیرها هیچ چیز منو خوشحال نمی کرد ولی حالا دیدن چیزهای خیلی کوچک خوشحالم میکنه 

       

      بعد چند روز هوای سرد ومه الود و برفی اینجا ازاینکه خورشید درومد من ذوق کردم اینا همش تغییر هست .

       

      خیلی وقتها با خودم میگم تو که به استقلال مالی نرسیدی تواین مدت تو که لاغر نشدی ولی باید این تغییرات عالی رو ببینم توجه کنم تا جهان منو سورپرایز کنه تغییر که رسیدن به پول نیس به لاغری کامل نیس همینکه فهمیدی قانون لاغری چیه قانون ثروت در ذهنه این کلی نتیجه هست اینکه بدون هیچ سختی غذات متعادل تر شده اینکه همسرت خرجتو میده بدون منت بدون اینکه کاری کنی خدا به حساب ت پول می ریزه اینا نتیجه هست اینارو ببین الهام 

      خوا هش میکنم یادت نره 

      با شور و ذوق زندگی کن ولذت ببر 

       

      سپاسگزار باش ذوق کن از هر تغییر کوچکی

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/09/19 15:53
      مدت عضویت: 1191 روز
      امتیاز کاربر: 10521 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,647 کلمه

      به نام خدایی که هر لحظه هادی و حامی من هست 

      سلام و درود 

       

      بارها و بارها در تک تک فایلهای استاد گفتم که استاد شما برای من یه الگو و نمونه ی واقعی در این مسیر هستین اونم نه فقط در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگی من همیشه  به خودم گفتم که چرا خدای استاد عطار روشن و خدای فلانی که در این مسیر درست هست اینقدر بخشنده اینقدر حامی و هادی این افراد هست اما خدای من نباشه و من  بارها به خودم گفتم فرق من و این افراد در باورهای ما هست در افکار ما هست و در اعمال ما هست من  درسته در این مسیر هستم و خیلی وقتها فایلی در این زمینه گوش میدم اما اون کافی نیست من باید تغییر کنم تا  جهان اطراف من و خدای من تغییر کنه و اگر من هنوز در زندگیم  کم و کاستی  دارم و  یا نتیجه ی دلخواهم رو از این مسیر به دست نیاوردم چون هنوز خودم در اون حد رشد و تغییر نداشتم و نتایج هرکس دقیقا اندازه ی تلاشهای اون فرد هست هر وقت خواسته افکار شیطانی بیاد سراغم و بگه بابا ول کن تو در این مسیر به جایی نمیرسی من با خودم حرف زدم گفتم اگر قانون خدا  هست و برای همه جواب میده پس تخلفی در قانون خدا نیست حتما من اندازه ی این افراد که برام الگو هستن تغییر نکردم و بازم از خودم انتظارم رو بردم بالاتر و از خودم خواستم که بیشتر شبیه اون چیزی بشم که بارها در این فایلها  می‌شنوم اما انگار بعضی اوقات فقط شنیدم و حواسم نیست که یه جاهایی قانون رو زیر پا میزارم و انتظار دارم نتایج من هم بزرگ باشه من هم استاد دقیقا کسی  بودم که خیلی عجیب و غریب به این راه هدایت شدم اصلا نمی‌دونستم این مسایل چه هستن اما بارها درخواستش رو به جهان فرستاده بودم که ای کاش جایی باشه من راه و روش درست زندگی کردن رو یاد بگیرم و دقیقا در همون اوضاع من از سال ۹۳ که دیگه بارداری دومم رو پشت سر گذاشته بودم درگیر رژیم سخت و تلاش شدید برای لاغری بودم و آرزو داشتم راحت و بدون درد سر مثل اطرافیان بخورم و زندگی کنم بدون حاشیه  و حتی ورزش ساده (چون این اواخر از ورزشم لذت نمی‌برم و کلی کمر درد و زانو درد هم داشتم )من لاغر بشم که هنوزم بعد از سالها ترک ورزش من اون اشتیاق رو ندارم ورزش کنم چون سالها برای لاغری در باشگاه عرق ریختم به اجبار و زور به عشق لاغری  در هر شرایطی با تعهد ورزش کردم و از وقتی در این مسیر هستم به سمت ورزش نرفتم و انگار به این سبک لاغری رو می‌خوام و دوست دارم .  همچنان از اینکه در سادگی و ارامش دارم لاغر میشم بیشتر لذت میبرم من تقریبا پنج سال آخر قبل از آشنایی ام با سایت  واقعا تخت فشار  روحی و جسمی شدید رژیم کارشناس تغذیه و ورزش منظم و سنگین یک روز در میان با اون هزینه های گزاف بودم که یه شب خیلی عجیب وارد سایت شما شدم و همون شب که خودم تنها  روی مبل داخل داخل حال بیدار بودم و پیج استاد رو دیدم از روی کنجکاوی تک تک فایلها رو دیدم و اون آگاهی ها چنان بر جان  و دلم نشست که  همون شب پیج رو فالو کردم و تا مدتها من منتظر حرفهای استاد از این طریق  بودم .گوشیم رو چک میکردم که شاید استاد وارد اینستا بشه و یه پست جدید یا استوری بزاره و وقتی بعد از چند روز چیزی  میزاشت چنان ذوق میکردم که از این مدل صحبت‌ها می‌شنیدم که نگو و همش حرفهای ایشون رو تایید میکردم و چون تازه بار اولم بود این حرفها رو می‌شنیدم در مورد ذهن وقدرت ذهن و لاغری با ذهن و …..خیلی  اون صحبت‌ها برام هم  جالب بود هم عجیب بود و هم کنجکاو بودم و  همش حس میکردم چقدر راست میگن چقدر این حرفها آشنا هستن و دقیقا همینطور هست که ایشون میگن که از  شدت ذوق بارها به خواهرم و همسرم و اطرافیانم میگفتم و یادم  هست همه میگفتن هیچ کس با فکر کردن لاغر نشده و من رو مسخره میکردن و این رو هم  بگم اوایل آشنایی فقط برای لاغری حرفهای استاد رو دنبال میکردم چون واقعا تمام راه ها رو رفته بودم و دیگه خسته و ناامید بودم و دنبال یه راه جدید بودم و زمانی که حرفهای ایشون رو می‌شنیدم کاملا   حرفهای استاد رو باور داشتم و هر چیزی ایشون میگفتن تقریبا نود در صد حرفهای ایشون رو من هم تجربه کرده بودم و میدونستم که چی میگن و یه اطمینان قلبی به این مسیر  داشتم و اما چون هیچ کس از  اطرافیانم مثل من ذوق نداشت و در ضمن مسخره ام میکردن که بابا تا حالا کسی با این حرفا به جایی نرسیده و ول کن  و‌ گول نخور و …. دیگه به هیچ‌کس هیچی نگفتم و خودم با تمام توانم و اشتیاقم در خالی که دو بچه ی مدرسه ای و کوچک داشتم شروع کردم به گوش دادن فایلها و شبها که اونا خواب بودن  من میرفتم داخل آشپزخونه و موبایل رو  روی صدای کم میزاشتم و گوش میدادم و می‌نوشتم و نه هندزفری داشتم و هیچ وسیله ی دیگه هم  نداشتم حتی دفترهای  من همون سالنامه های بود که به همسرم میدادن و ایشون نمی‌خواست میزاشتم جلوم و تک تک حرفهای استاد رو داخل دفتر می‌نوشتم ( باید بگم تمام حرفا رو بدون هیچ‌ کم‌  و کاستی می‌نوشتم و چقدر از این کار  لذت می‌بردم یعنی متوجه خستگی نمی‌شدم  یعنی هی فایل رو استپ میکردم می‌نوشتم و دوباره پلی میکردم در نظر بگیر د چقدر زمان می‌برده ) و شاید باورتون نشه من حالا دستم نیست چه زمانی فقط میدونم تند و تند خودکار تموم میکردم و دفتر میخواستم و همسرم همیشه می‌گفت یعنی چه بابا مگر چیکار می‌کنی چه خبره این همه دفتر و خودکار و هنوزم دفترها رو دارم حتی کامنتهای عالی  بچه هایی  رو که به من در این مسیر  کمکم میکرد هم می‌نوشتم و من اون زمان روم نبود بیام داخل سایت بنویسم اعتماد به نفس نداشتم اما تک تک تمرینات استاد رو انجام میدادم داخل دفتر می‌نوشتم و چون  قبل از آشنایی با این راه بیکار بودم من بیشتر اوقاتم به بطالت بود هر شب با خواهرام میرفتم بیرون یا پارک میرفتم یا با ماشین دور می‌خوردم و یا میرفتم داخل مجتمع های بزرگ تجاری میگشتم الکی و یا اینکه یادم میاد تلفن های الکی میزدم و ساعتها حرف میزدم و یا با همسرم میرفتم بیرون داخل ماشین مینشستم تا ایشون کارهاش رو انجام بده و اما کنار اینها ورزش منظم هم داشتم اما دیگه  یادم میاد زمانی که متوجه شدم استاد سایت دارن اونم از زبان خودشون  بود که شنیدم و متوجه شدم  چون که یه فایلی گذاشتن در اینستا که فکر کنم لایو بود  و انگار که مخصوص من بودو استاد با من حرف میزد  همون فایلی که استاد  روی تردمیل با لباس قرمز دارن ورزش میکنن  رو میگم که هنوزم در سایت هست و‌چندین بار دیگه هم گوشش دادم  استاد اومد گفت چرا منتظری تا من هر چند روز یک بار بیام اینجا لایو و یا فایلی و چیزی بزارم شما باید خودتون تلاش کنید هر روز فایل گوش بدین و تمرین کنید و اینطور نمیشه و  من همونجا  تازه فهمیدم که انگار استاد جایی دیگه فعالیت داره و  من نمیدونستم سایت و این چیزا چی هست اما به عشق این آگاهی ها رفتم و وارد سایت شدم  و زمانی که دوره های رایگان ایشون رو دیدم و هر کدوم رو که گوش میدادم و می‌نوشتم انکار که این دقیقا همون چیزی بود که سالها منتظر شنیدنش بودم و یه ذوقی میکردم و چنان اشتیاق داشتم و مطابق با آموزشها عمل میکردم که همون اوایل من ورزش و رها کردم و باعث حیرت همه ی اطرافیانم  شده بود چون من پنج یا شش سال یادم نیست مرتب نفر اول در صف اول باشگاه کنار مربی بودم و برای بچه ها حرکات ورزشی کنار مربی انجام میدادم و همسرم باورش نمیشد چون میدونستن چقدر من روی وزنم حساسم و می‌گفت نمیری ؟؟؟ چرا ؟؟ و اون به جای من میترسید که نه اشتباه حتما برو من به حرفهای استاد باور داشتم حتی بعضیا مسخرم میکردن که هر چی فلانی بگه تو اجرا میکنی و بهم تیکه مینداختن اما هیچ کدوم باعث نشد عقب برم بارها خواهرام زنگ میزدن بیا بریم فلان جا میگفتم نه نمیام و میدونستن تا حدودی دارم فایلهای  استاد رو دنبال میکنم اما میگفتن چقدر مسخره مگه میشه اینطور زندگی کنی بشینی و جایی نری اما من تمام تمرکزم روی فایلهای رایگان بود و من  شرایطم طوری بود که نمیتونستم هیچ پولی بابت این دوره ها از همسرم درخواست کنم چون ایشون این راه رو قبول نداشت هر چند بگن اصلا ایشون آدم خسیس  و یا اهل خرج نکردن و …نیستن فقط این راه رو قبول نداشتن اونم به این طریق که کسی بیاد حرف بزنه و بابت این حرف زدن پول بهش بدی  یکم براشون عجیب بود خب منم که شاغل نبودم و میدونستم ایشون راضی نیست با تمام وجودم روی دوره های رایگان استاد کار میکردم و همون اوایل کار نتیجه ی عالی گرفتم  همه هم میگفتن چقدر لاغر شدی و باید بگم اما خودکار ها و سالنامه ها مصرف کردم تا اینکه نمی‌دونم چی شد گفتم به همسرم بگم حداقل یه دوره  ی کوتاه سیزده گام تا سیزده به در  رو از سایت استاد برام بخره و ای کاش همون موقع میگفتم دوره ی ورود به سرزمین لاغرها چند ایشون مقاومتی نکرد و راحت برای من خرید هر چند که دوست نداشت  اما  من گفتم و  خیلی راحت ایشون برام دوره ی کوتاه استاد رو خرید و چنان اشتیاق و ذوق و شوق داشتم و با هیجان ادامه میدادم که سبک زندگیم خوراکم و‌تفکرم عوض شده بود  و باید بگم این جدیت از کار کردن من  روی خودم دقیقا همزمان با شروع کرونا بود که مدارس تعطیل بود همه جا ادم ها  قرنطینه بودن و داخل خونه بودن و کسی بیرون نمی‌رفت یعنی من آبان ۹۸ وارد سایت شدم و زمانی که عاشق این مباحث شدم و خواستم جدی تر دنبال کنم اسفند همون سال فکر کنم کرونا اومد و من شرایطی جوری برام شد که با عشق و با زمان بیشتر و با آزادی بیشتر چون خیلی بیشتر از گذشته داخل خونه بودم و عملا جای خاصی نمی‌رفتم و رفت و آمدی نبود و من فرصت بسیار خوبی پیدا کرده بودم که فقطبشینم و فایل گوش بدم و اما من وارد یه دنیای جدید شده بودم و  میگم فرصت خوبی بود روی خودم کار کنم و کنار فایلهای لاغری استاد فایلها در تغییر زندگی استاد رو هم دنبال میکردم ومیخواستم بدونم‌  جریان چیه و واقعا مشتاق بودم و هنوزم  هستم که بازم هدایتی از خدا خواستم کمک کنه همه چیز رو درک کنم   و در این افکار بودم که همزمان با  استاد توانمندی که در این مسیر بودن خیلی هدایتی  من آشنا شدم و یه دوره ی کامل خودشناسی باقیمت بسیار پایینی چون سایت نداشتن و در تلگرام فایل میزاشتن آشنا شدم و از همسرم خواستم  دوره های ایشون رو که واقعا در مقابل بقیه ی دوره ها قیمت پایین تری داشت  برام بخره و برای من خرید و اتفاقا چند وقت بعد همون پول از جایی که فکرش رو نمی‌کردم به حسابم ریخته شد و برام جالب بود  و  باید بگم من تمام دوران کرونا که افراد خال بد داشتن و استرس داشتن و حتی چاق تر شدن .چون باشگاه  ها بسته شده بودن من دقیقا برعکس همه بودم چون من تازه وارد سایت استاد شده بودم و داشتم روی دوره‌ی سیزده گام و فایلهای رایگان ایشون و بقیه فایلهای تغییر زندگی ایشون کار میکردم و همزمان دوره های خودشناسی استاد دیگه رو هم کار میکردم و متحول شده بودم انگار من دیگه من قبلی نبودم کم کم هندزفری خواستم و اون اوایل فقط  سیمی میخریدم و خدا می‌دونه من چقدر خودکار و سالنامه و هندزفری سیمی  خراب کردم و بعدها که همسرم دید جدی این مباحث رو  دنبال میکنم و همیشه به گوشم هندزفری هست بدون اینکه من چیزی  بگم ایشون  برام هندزفری بلوتوثی  بدون سیم گرفت( چون میدید من چطور و با چه سختی این موبایل با هندزفری سیمی رو حین انجام کارهای منزل با خودم میبرم که فقط فایل گوش کنم یعنی به دستم موبایلم بود و با دست دیگه کار میکردم  )اما چون در این مسیر استمرار داشتم و همیشه حین کارهای منزل و انجام فعالیتهای روزانه  فایل گوش میدام اونها با راه رفتن من   از گوشم خیلی می افتادن و گم میشدن و خراب میشدن و بعد از اون هندز فری گردنی گرفتم با یه برند معمولی که واقعا مشکلم حل شده بود هم سیم نداشت اما حین کارهای خونه از گوشم نمیفتاد و راضی بودم و همیشه جزی از من شده بود  و گردنم بود  اما به خاطر استفاده ی طولانی مدت  یه مقدار باطریش ضعیف شده بود و بردش هم  کم  بود و یکی دو بار هم تعمیر رفته بود چون حین آشپزی و شستن هم همرااه من بودبود و   من فایل گوش میدادم کلی داخل  روغن  و آب رفته بود و خراب شده بود که چند وقت پیش تصمیم گرفتم و  به بهترین موبایل فروشی شهرمون رفتم و به هندزفری بدون سیم و بازم گردنی  که با بلوتوث وصل میشه خریدم و واقعا صدای شفاف و بسیار عالی با برد عالی داره که قیمتش هم به نسبت بسیار بالا بود خریدم و واقعا راضی هستم و  این رو هم  باید بگم چون همسرم پشتکار من رو دیده بود که همیشه دلم میخواست فایلها رو دانلود کنم و با گوشیم  و هندزفری به اونها  گوش بدم اما موبایلم حافظه نداره ایشون برام موبایل با حافظه ی بسیار بالایی خریدن  که واقعا کارم راحت تر شده و بدون هیچ دغدغه ای من فایل دانلود میکنم و گوش میدم و هنوزم بعد از مدتها من در سایت و این مسیر هستم و درحال بهبود شخصیتم و حتی در حال بهبود جسمم و زندگی شخصیم هستم و با عشق و نشاط و استمرار دنبال میکنم و تا حدودی اطرافیانم و همسرم با سبک  زندگی شخصی من آشنا شدند و هر کدوم از ما با سبک خودش اما با عشق در کنار هم زندگی میکنیم ایشون به شدت وابسته تلویزیون و اخبار و فیلم و … هستن اما من مدتها هست حتی یه فیلم کوتاه ندیدم  شاید باورتون نشه حتی هر چیز دیگه مثل فوتبال که میدونم ورودی بد نیست  من ندیدم و نمی‌بینم هم علاقه ندارم و هم اینکه  میگم وقتم رو میشه الکی هدر ندم خب که چی فوتبال ببینم انگار به من ارتباطی نداره و سعی میکنم به جاش  دیدگاه دوستان رو بخونم یا  بشینم فلان فایل رو ببینم و عجیبه  مشغول  هر کاری غیر از این راه باشم انگار دارم وقتم رو هدر میدم خدا رو شکر راضی هستم و باید بگم  از وقتی روی خودم کار میکنم حتی چندین بار از طرف افراد ناشناس  به من پیشنهاد کار هم شده  چون‌ واقعا استقلال مالی رو دوست دارم و خواسته اش رو هم  دارم اما چون بهشون علاقه نداشتم انجام ندادم و یا به شرایط الآنم نخورده انجام ندادم و باید بگم هنوزم نتایج بزرگتر  میخوام هر چقدر جلوتر میرم خواسته هام بیشتر میشه اما جا داره این  رو هم   بگم شاید به نود و پنج درصد خواسته هایی که اوایل این راه داشتم بهشون رسیدم (که فکر کنم به خاطر وقت و حوصله ی عزیزان  نشه اینجا بنویسم ) و رسیدن به خواسته هام باعث شد که من  قانون رو بیشتر درک کردم و تاییدش کنم  و  باعث شده که ایمانم به این راه بیشتر بشه و اتفاقا  یه چیز جالب رو می‌خوام تعریف کنم که شاید هیچ ربطی به این فایل نداشته باشه اما چون کسی در اطرافم نیست که درموردش باهاش حرف بزنم می‌خوام اینجا بنویسم 

      من حدودا  دو هفته یا بیشتر میشه در قسمت پایین کمرم دردی حس میکنم که در حالت دراز کش ندارم اما در حالت نشسته من رو اذیت می‌کنه و اوایل کاری بهش نداشتم اما چون  یکم طولانی شده  این چند روز هست میگم چیکار کنم خدایا کمک کن دردم کمتر بشه و  دکتر که نه دوست دارم نه وقتش و دارم نه خاطره ی خوبی دارم و در ضمن خیلی شدید نیست اما خب حسش میکنم که یه درد جدید در جسم من هست که همینجا هم بگم فکر کنم به خاطر نشستن طولانی مدت بر روی  صندلی  نامناسب برای انجام بعضی از کارهای شخصی که حالم رو خوب می‌کنه  + کلاس زبان مجازی میرم ( که اینم یکی از خواسته های من بود که دوست داشتم زبانم خوب بشه و با یه استاد بسیار نازنین که خودش هم در این مسیر قانون جذب واین حرفها هست  خیلی اتفاقی بدون واسطه و کسی من با ایشون آشنا شدم و دارم زبان. رو یاد میگیرم ) و چون طولانی مدت نشستم ظاهراً صندلی هم مناسب نبوده و  یکم من این درد رو حس میکنم تا اینکه دیروز از خدا خواستم خیلی راحت بدون دکتر رفتن ای کاش هدایتم کنه من به قرص  یا مسکن ضد التهابی بخورم که خوب بشم و نخوام درگیر دکتر و ….بشم و خدا شاهده  دیروز ظهر در مسیر رفتن به باغ( با خانواده ی همسرم) به همسرم گفتم  کاش نسخه ی قدیم که من پیش فلان دکتر برای درد کمر  رفته بودم رو داشتم و قرص‌ها رو میگرفتم و  می‌خوردم و دیگه نیاز به دکتر نداشتم چون درد خفیف بود اما خب ادامه دار با من  بود و یکم من رو اذیت میکرد و به محض رفتن به باغ دیدم خواهر همسرم اومد و همه احوال ایشون رو گرفتن  و من گفتم چی شده گفت چند روز کمر درد دارم و دکتر این مسکن ها رو نوشته بخورم و  از داخل کیفش در آورد نشان من دادو من اون لحظه خوشحال شدم که آه من هم همین مشکل رو دارم و دنبال همچین چیزی میگردم و گفتم اگر خوبه بخورم و گفت آره ببر استفاده کن و این رو هم گفتن بی ضرر ترین مسکن در همین حوزه ی داروهای خودش هست و همونجا من یکی خوردم و به لحظه جرقه ای در ذهنم اومد که من این خواسته روداشتم و از خدا کمک خواستم و خدا هم  این چنین به این شکل بدون اینکه  من بدونم امروز باغ میام  من رو به باغ بیاره و یا اینکه همزمان  ایشون هم بیاد  و این مشکل رو داشته باشه  و قرص مسکن و ضد التهاب رو هم‌ همراهش  داشته باشه و ….من ببینم و همونجا بخورم  و تازه  سریع هم بگه این بی عوارض ترین نوع مسکن در زمینه ی خودش هست  که از چندین پزشک پرسیدم  واقعا باید بگم من از خدا کمک خواستم و خدا هم جوابم رو داد  با نشانه ها دستم رو گرفت و من نمیدونم اما از نظر من جز کار خدا که پاسخ خواسته ی  من رو داده و صدای من رو شنیده ومن رو هدایت کرده چیز دیگه به ذهنم نمی‌رسه و واقعا  از دیروز در دلم غوغایی به پا شده شاید از نظر همه چیزی نباشه و بگن  ای بابا اتفاق خاصی که نیفتاده یا اینکه مردم این همه چیزهای عالی دریافت میکنن تو حالا به این رسیدی من با همین نشانه های به ظاهر کوچک اما بزرگ ذوق میکنم و حالم دگرگون میشه و خدا رو بیشتر از همیشه به خودم نزدیک حس میکنم و آرامش ام و توکلم بیشتر میشه اصلا هر بار منفی باف میگه ببین بچه ها در سایت موفقیت چه نتایج بزرگی دارن تو چی  داری من به خودم میگم حالا هم بگو ولش کردم که چی همین آرامش  ام همین حال خوب  ام همین دریافت آگاهیها و دیدن افراد موفق در هر زمینه ای همین کنترل کانون توجه ام  برای من به دنیا ارزش داره چون کلی آدم در اطراف من هست که واقعا باید بگم از هر لحاظ هیچ‌چیزی کم ندارن اما میبینم که حال روحی و دلشون خوب نیستو تازه حال جسمیشون هم خوب نیست و  میبینم که  اونها آرامش ندارن .و من خودمم در گذشته مثل بقیه بودم و اما من نمی‌خوام دیگه مثل همه و مثل گذشته ی خودم باشم .

       

      اصلا انگار فرد آگاه تری شدم با دید دیگه ای به این دنیا دارم زندگی میکنم که واقعا در گذشته اینطور نبودم یه فروغ کاملا جدید شدم در همین شرایط کنونی ایران که همه جا آشوب و درگیری هست من میبینم افرادی رو در اطرافم که کلی ارتقای شغلی کلی ملک و املاک عالی خریدن و ماشینهای  های آنچنانی چند میلیاردی خریدن  و حتی مهاجرت و … داشتن که بازم قانون رو به خودم یادآوری میکنم و  به خودم میگم هیچ‌کس مسول زندگی من نیست ( نه دولت نه حکومت نه خانواده و …. )فقط خودم مسول هستم  اگر الان هر جایی هستم حق من هست اگر کسی از من بالاتر هست اونم حقش هست اگر کسی از من پایین  تر هست اونم حقش هست و هیچ بی‌عدالتی در کار نیست جهان روی نظم خاصی داره حرکت می‌کنه و ما هم باید حرکت کنیم اگر نکنیم زیر دست و پای جهان له میشیم پس من میگم همین آموزشها باعث میشه من حد اقل حرکتی در زمینه ی رشد فردی و … داشته باشم و اگر حتی به تغبیر کوچک هم داشته باشم بازم حرکت کردم و جهان قطعا  تلاشهای من رو میبینه و من   رو‌ حمایت می‌کنه .من تا حدی که تونستم از درون تغییر کنم شاهد تغییرات جدید در زندگیم بودم دوست دارم اینقدر تغییر کنم که بشم یه فروغ جدید بشم الگوی خیلی‌ها برای رشد و پیشرفت و حرکت ….  یا اینکه حداقل بتونم برای بچه هام در خانواده ی کوچک ام یا اطرافیان نزدیکم  الگویی شایسته باشم (,اما هر چقدر تغییر کنم تا نتایج خوبی نداشته باشم نمیتونم برای هیچ‌کس الگو باشم از خدا می‌خوام کمکم کنه ,)

      استاد از شما سپاسگزارم که همیشه در کنار ما بچه های سایت هستین و امروز با این فایل من هم با مرور خاطراتم که بسیار از این مفصل تر هستن اما نخواستم پر حرفی کنم و بقیه رو اذیت کنم خیلی وارد ریز جزییات نشدم و تا جایی که تونستم نوشتم و بازم مرور شد که کجا بودم والان کجا هستم بازم باعث شد ردپای خدا رو در زندگیم بیشتر حس کنم و از خودم لذت بیشتری ببرم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/09/22 10:44
        مدت عضویت: 356 روز
        امتیاز کاربر: 4001 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        سلام و خدا قوت به دوست موفق و هم مسیرم. از دیدگاه فوق العاده شما لذت بردم از اینکه تجربه خودتون رو به اشتراک گذاشتید ممنونم. با خواندن دیدگاه شما خیلی گریه کردم چون با تمام وجود درک و حسش کردم .خیلی به زندگی من شباهت داشت و واقعا از ته دل و با تمام وجود  بهتون  تبریک میگم و آرزوی موفقیت  و بهترین ها رو براتون دارم. التماس دعا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/09/19 11:06
      مدت عضویت: 553 روز
      امتیاز کاربر: 10924 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندابرای اشتیاق هر روزم در گامهایی که بر میدارم بی نهایت متشکرم

      سلام استاد عزیز و دوستان خوب

      در طی سالیان که زندگی کردم همیشه حسرت تناسب و ارامش درون بعضی رو داشتم و میدونستم که اگر بخوام میتونم تغییر کنم ولی نمیدونستم کدوم مسیر و برم تا به لطف خدا به این مسیر هدایت شدم و برج 5سال 1400با دوره های رایگان استاد اشنا شدم و دیدم برای نظر دادن نیاز به جیمیل است و درست کردم و وارد شدم و شروع کردم چند دوره رو که گوش دادم احساس کردم همون راهی است که میخوام و میتونم در این مسیر زندگیمو تغییر بدم 

      من وقتی کتاب راز رو به اصرار یک فروشنده  خریدم و وارد این راه شدم فهمیدم که این از الطاف خداست که من حالم خوب بشه 

      چون خیلی درگیر حرف مردم و رفتار دیگران و جامعه و دنیا و زمونه بودم و بر طبق اونا حالم بد بود و دوست داشتم زودتر این روزها بگذره و دنیام تموم بشه 

      وقتی وارد دوره های رایگان شدم به یقین  رسیدم که این دوره منو به خوشبختی در زندگیم میرسونه و من با این یقین شروع کردم وقتی استاد ایام عید تخفیف گذاشتن من اون پولو برای مسافرت کنار گذاشته بودم ولی دوره رو تهیه کردم و شوهر م میگفت خب حالا چجوری بریم مسافرت و خیلی جالب بود که چون در این راه با عشق قدم گذاشتم خداوند پول مسافرت منو برام فرستاد و ایام عید رو هم رفتم مسافرت و مسافرت طولانی رفتم که تا حالا در عمرم تجربه نکرده بودم و خیلی حالم خوب بود 

      من میدونم که در این دوره به تناسب دلخواهم و به تغییر زندگیم که همیشه مد نظرم بود میرسم و همیشه برای خودم چه در اداره وچه درخانه در هرزمانی که شد شروع میکنم به گوش دادن و تمرین نوشتم و میدونم وقتی یه چیز رو قبول داشته باشی و بهش ایمان داشته باشی اشتیاق ادامه دادن خود بخود در وجودت شکفته میشه و حس خوب رویش در تو به وجود میاد 

      دیروز مانتو شماره یک که خریدم رو شلوارشو کوتاه کردم و بعد مانتو شلوارم رو اتو کردم و اونقدر ذوق کردم و جلو چشمم اویزون کردم و خودم رو در اون لباس مجسم کردم که تغییر در بند بند جسمم رو احساس کردم و خیلی حالم خوب بود و قابل وصف نیست 

      من هر روز در این دوره تغییر در وجودم رو میبینم و خداوند رو شاکرم که هر روز مشتاق تر و اگاه تر در این مسیر گام بر میدارم 

      من هنوزم به دنبال دوره های دیگه استاد هستم شوهرم میگه تو که لاغر شدی و خیلی تغییر کردی دیگه دوره های دیگه رو میخوای چکار بهش میگم من میدونم که خداوند پولشو برام جور میکنه و میتونم برای اگاهی های جدید دوره های پاکسازی و پیشرفته رو بخرم و ادامه بدم و ایمان دارم و به این دوره اعتماد دارم و میدونم که به تغییراتی که هرگز فکرشو نمیکنم میرسم و به کمال نزدیک میشم 

      خداوندا برای هدایتم به این مسیر وحمایتت در این مسیر بی نهایت سپاس 

      خداوندا برای این که مرا لایق تغییر دانستی و راهش را برایم روشن میکنی بی نهایت سپاس 

      خداوندا در برداشتن گامهایم مرا یاری کن 

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/09/19 18:14
        مدت عضویت: 907 روز
        امتیاز کاربر: 18127 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 300 کلمه

        سلام طاهره جان

         

        خیلی خوشحالم که باز برای دیدگاه تو پاسخی مینویسم. من هم مثل شما خیلی درگیر حرف مردم و رفتار دیگران و جامعه و دنیا و زمانه بودم و واقعا دوست داشتم که روزی این حالت را نداشته باشم. دلیلش هم آن بود که از همان کودکی یادم میاید که پدر ومادر من خیلی دهن بین بودند و همیشه به خاطر حرف مردم زندگی می‌کردند. مادرم همیشه میگفت که وقتی من در یکسالگی شبها گریه میکردم، آو از خجالت آب میشده، چون من یکساله و یا بهتر بگویم که دختر یکساله آش مزاحم خواب همسایه ها بوده است.

         

        واقعا خجالت اور است که مادرم بارها و بارها بچه های همسایه را با من مقایسه می‌کرد و آنها را برتر از من میخواند. الان به جرات میگویم‌که عدم آگاهی والدین، باعث عدم پیشرفت و حتی پسرفت بچه هایی میشود که با خلاقیت ۱۰۰ درصد به دنیا میایند وپدر و مادر با تربیت اشتباه، ان خلاقیت را به مرور از فرزند خود میگیرند.

         

        خیلی برایم جالب بود که شما مانتو سایز کوچک خریدید و خودتون را در آن تصور کردید. من وقتی همسرم دو سال پیش آمد ایران، ازش خواستم که برایم لباس عروس بخرد تا من در سالگرد ازدواجمان بپوشم. البته لباس اندازه من نبود و هنوز هم نیست، ولی من آنقدر ادامه میدهم تا آن لباس سفید عروس را روزی بپوشم و دوباره تناسب اندام سفید رنگ و بدون لکه چاقی را دوباره تجربه کنم.

         

        من هم با همسر شما موافقم، چون شما خیلی لاغر شده اید و تغییرات زبیای شما همواره در نوشته های شماکاملا به چشم میخورد.امیدوارم همیشه مثل سایت جزو مدال آوران فنی در زندگی خود، قدم بردارید و جزو فعالترین نویسندگان زندگی خود مثل سایت باشید، تا آن زندگی را که خودتون دوست دارید تجربه کنید، را زندگی کنید.

         

        در پناه حق سالم، تندرست و شاد باشید دوست خوبم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/09/19 21:05
          مدت عضویت: 553 روز
          امتیاز کاربر: 10924 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 95 کلمه

          سلام عزیز مهربانم 

          به امید به خدا و تلاش خودت به پوشیدن اون لباس زیبا هم میرسی هم مسیر 

          من روزی  رو تصور میکنم  و میبینم که من با مانتو شماره یک که خریدم و تو دوست خوبم با لباس عروس رویاییت در کنار هم عکس میکیربم حتی تصورش هم رعشه در اندامم میاندازه و ذوق میکنم 

          چون عزیزم مسیرمون درسته و با هر سرعتی حرکت کنیم  نهایتش هدفه

          ممنونم که مرا تشویق میکنی و دلگرمم میکنی

          امیدوارم روزی عکس اندامی شدنت رو در شگفتی سازان ببینم 

          و برای تو خواهر عزیز خوشحالی و ارامش و سلامتی ارزو میکنم 

          در پناه خداباشید 

           

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم