سالها زندگی من در حسرت و اندوه گذشت و هرگز تصور نمیکردم روزی بتوانم با تغییر شخصیت، زندگی ام را تغییر دهم.
به لطف خدا از سال ۱۳۹۳ با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم و امروز در سال 1403 شرایط من در زندگی از هر نظر هیچ شباهنی به چند سال قبل ندارد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.30 از 145 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود فراوان
خدایا سپاسگزارم که من رو به گوش دادن به این فایل هدایت کردی
خدایا سپاسگزارم که متناسب با حال و احوالم متناسب با افکار و اهدافم من را خیلی آرام بدون اینکه خودم متوجه بشم به آنچه که نیاز دارم بشنوم هدایت میکنی
خدایا سپاسگزارم .
من نیاز دارم کسی با من حرف بزنه
این جمله چقدر میتونه معنی داشته باشه اگه این جمله رو قبلا درک میکردم قطعا الان خیلی خیلی پبسرفت کرده بودم
این جمله من رو به فکر فرو برد و چند ثانیه به گذشته ام فکر کردم دوست نداشتم ببشتر بهش فکر کنم چون حالم رو بد میکنه اما این چند ثانیه خیلی باعث شد که درک کنم واقعا هدفی در زندگی نداشتم و خودم در اولیت آخر بودم و فکر میکردم با قربانی گردن خودم و از خودگذشتگی خودم و توقع نداشتن و قانع بودن در زندگی آنگونه ای که یاد گرفته بودم خودم رو تا مرز نابودی بردم که خداوند مهربان با درخواست خودم که راخی رو نشونم بده من رو به این سایت هدایت کرد من وقتی به این سایت هدایت شدم از همه لحاط داغو ن بودم و جتی به خودکشی هم فکر کردم اما چون یاد گرفته بودم از خدا به شدت بترسم اینکار رو نمیکردم .
تغییرات بسیار زیادی داشتم و زندگی ام نجات پیدا کرد اما آن نتیجه ای که دوست داشتم هنوز دریافت نکردم چون هنوز هدفم رو مشحص نکردم هنوز خودم در اولویت نبستم هنوز هم دارم به حاشیه اطرافیان توجه میکنم ادعا دارم من تغییر کردم بله تغییرات درونی خودم رو خوب حس کردم اون آشفتگی که داشتم اون قرص های اعصاب رو که میخوردم
راستی من دیگه قرص اعصاب نمیخورم
عجب خودم متوجه نشده بودم در واقع اصلا توجهی به این تغییر نداشتم نمونه ای واضح از اینکه جهان من رو به راحتی هدایت میکنه به سمتی که خودش دوست داره میبره . به سمت توجه بیش از حد به مشکلات اداره به مشکلات اطرافیان که باید حل کنی و این موصوع کلی اعصاب من رو بهم میریخت و با این حالت هر روز در سایت بودم و همون لحظه حالم خوب مبشد ولی بعد که از سایت خارج مبشدم
همون آش و همون کاسه . من با این فایل فهمیدم که ای دل غافل باز هم خودت اولویت نبستی !!!! این مدت زیادی که تو سایت هستی میتونستی خیایییییی بیشتر نتیجه میگرفتی اما چرا استپ کردی؟!
چرا هم استپ فکری داشنی و هم استپ ذهن و جسم ؟!!
همبشه جای سوال داشت چرا من هر روز در سایت هستم اما به هدفم نرسیدم ؟!
و استاد عزیز و مهربان فرمودند
هنوز علاقه به کسب نتیجه نداری .
که این جمله شگفت انگیز تحولی در من ایجاد کرد و هر روز دارم به این جمله فکر میکنم و انگار تازه دارم علاقه به مسیری که هستم رو متوجه مبشم . متوجه شدم بودن من در سایت مانند اینستا گردی من بود و این اوخر دیگ به هیچ وجه علاقه و اشنیاقی نداشتم اما انگار میترسیدم تو سایت نباشم این حالت جز این نبود که باز هم خودم و زندگی ام رو نادیده گرفتم همین جور دارم میرم از این شاخه به اون شاخه پریدن و نتیجه نگرفتن . خودم میدونستم تمرکز ندارم اما نمیدونستم نشات گرفته از چیه ؟! دیدم دارم سعی میکنم اما حال دلم خوب نبست که به لطف خدا با جواب استاد تحولی عظیم در درونم بیدار شده که میخوام از نو شروع کنم و این دفعه با درک این آگاهی یقینا از هر لحاظ جسمی روحی مالی خوشبختی شکوفا میشم .
اسناد عزیز و مهربانم ممنونم
با سلام خدمت استاد عزیز و سایر دوستان همراه.
استاد از این فایل عالی و ارزشپند بسیار ممنون و سپاسگزارم .روند تدریجی تکامل را به من یادآور شد .از اینکه عجله ای در این مسیر الهی نداشته باشم و آهسته و پیوسنه برا رسیدن به اهدافم پیش برم .من که از همون روزهای اول به این سایت اطمینان کردم و ورزش و رژیم و کلا تمام روش های اینترنتی و دکتر تغذیه ووووو رو کنار گذاشتم پس عجله ام برا چیه ؟!
منفی باف رو باید از طریق فرشته مهربون خدای عزیزم کنترل کنم و علاوه بر لاغری به اهداف بزرگی که قصد دادم با ماندن و ادامه دادن در این مسیر به دست بیارم .
من با این فایل متوجه شدم که چه تغییرات قشنگ و زیادی داشتم اعتماد به نفس بالایی پیدا کردم همین اعتماد به نفس باعث شد که جرات کنم تو سایت مطلب بنویسم وقتی استاد میگفت دیدگاه خکدتون رو بنوبسید من همش ته ذهنم این بود که استاد خطاب به دیگران این رو میگه نه من ! کلی طکل کشید تا خودم رو باور کنم و در سایت بنویسم .من که از هیچی در زندگی لذت نمی بردم نه از بچه ، نه همسر ، نه کارم ، نه خانواده ام و انگار هیچی تو این دنیا نداشتم که ذوقش رو داشته باشم اما به لطف خدا الان به این سایت به همسر به بچه ام به خانواده ام کلی تفتخار میکنم و از داشتن اون ها لذت می برم و خدا رو شکر میکنم. اما خودم حس میگنم یعنی دقیق انگار احساسم داره با من حرف میزنه و میگه خیلی مونده تا به اهداف و تغییراتی که تو ذهنت هست برسی و باید با ذوق و شوق ادامه بدی
اگه ذوق و شوق نباشه یعنی اطمینان ندادی نکته بسیار مهپی بود گه از این فایل امروز دستم اومد.من باید لبشتر و بیشتر رو خودم کار کنم و اون ذوق و شوق رو از اطمینانی که به این سایت دارم در وجود خودم بیدار کنم.
استاد بسیار ممنونم