در قسمت قبل درباره راهکارهای رهایی از خودبزرگ بینی توضیح داده شد.
مقایسه نکردن خود با دیگران، تلاش نکردن برای بیشتر داشتن به هر قیمتی، درک کردن ارزش واقعی خود و رها کردن شهرت و اعتبار بعنوان موانع اتصال با قدرت اراده خداوند توضیح داده شد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.22 از 51 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
آنچه برای دیگران بخواهید را خود دریافت میکنیم
آنچه برای دیگران بخواهید را خود دریافت میکنید
پس هر تنچه در ذهن ماست برای خودمون هست ،ما در ذهن خودمون بخ دیگران فکر میکنیم ولی در واقع داریم برای خودمون فکر میکنیم اگر میخوایم که دیگران آرامش و شادی رو تجربه کنن یعنی داریم به آرامش و شادی توجه میکنیم ،اگه برای دیگران ناآرامی و بدبختی بخوایم یعنی داریم خودمون به بدبختی و نا آرامی توجه میکنیم
آنچه در ذهنمون مرور میکنیم برای ماست ،این ابزار با ارزش و قدرتمند ذهن که در اختیار ماست برای ماست میتونیم باهاش به خواسته هامون فکر کنیم یا ناخواسته هامون حتی در واقع وقتی داریم به دیگران فکر میکنیم و یه چیز بد یا چیز خوب براشون میخوایم داریم برای خودمون در خواست میدیم
پس برای دیگران آن چیزی رو بخوایم که برای خودمون میخوایم اینطوری همیشه توجه مون روی خواسته هامونه ،روی مثبت ها و خوبی های دنیاست
چند روز پیش جایی بودم که چند خانوم داشتن در مورد غیبت کردن و اینکه آدم خیلی کشش داره غیبت کنه حرف میزدم و من یادم اومد که هیچ تمایلی به غیبت کردن ندارم نه بخاطر اینکه گناهه ،اینو که سالها پیش هم که غیبت میکردم میدونستم!
الان دوست ندارم غیبت بکنم چون میدونم اینکه راجع به منفی های دیگران حرف بزنم یعنی توجه ام روی ناخواسته هام هست و این یعنی حس بد ودریافت آنچه نمیخوام
پس خیلی در مورد دیگران حرف نمیزنم البته گاهی اینکارو میکنم ولی تا یادم میاد که همسو با اراده شخصی هستم و دارم منفی های دیگران رو نرور میکنم رهاش میکنم
از دیگران انتظار نداشته باش ولی پذیرا باش
این دو تا با هم بسیار متفاوت هستن ،من وقتی از دیگران انتظار دارم پشتش یه عالمه باور اشتباهه ،من وقتی منتظر دیگران هستم یعنی خودم رو ناتوان ،خدای خودم رو ناتوان میدونم
من قبلا همیشه منتظر دیگران بودم ،منتظر کمک از خانواده ام ،منتظر احترام از دیگران ،منتظر توجه و تامین مسائل مالی از طرف همسرم ،منظر کمک برای کارها از طرف بچه هام و یا همسرم ،منتظر خدا بودم که شرایط رو بهتر کنه ،…
من همیشه منتظر بودم ،منتظر یخ رژیم و برنامه ورزشی که منو لاغر کنه
ولی یه روزی توی همین سایت یاد گرفتم که مسئولیت زندگیت رو بپذیر ،اول از پذیرش مسئولیت چاقیم شروع شد و با یادگیگیری و جلو رفتن متوجه شدم که من خودم با انتخابهام ،با باورهام با عملکردم چاق شدم و هیچ عامل بیرونی مثل وراثت ،استعداد یا غذاها منو چاق نکرده پس من خودم هم میتونم با تغییر باورهام و انتخابهام متناسب بشم و با ادامه دادم یاد گرفتم که خودم مسئول زندگیم باشم لز نظر مالی ،سلامتی، آرامش، شادی ،…
همین نقطه پذیرش مسئولیت زندگی، منو به حرکت درآورد،و الهامات الهی رو یکی یکی انجام دادم و اومدم جلو ،کمک دیگران رو پذیرفتم و باید به خودم تاکید کنم که روند دنیا به همین شکله ما همه دستان خدا روی زمین هستیم که به همدیگه کمک میکنیم تا جهان گسترش پیدا کنه، پس کسی که میخواد به من کمک کنه رو به عنوان دست خداوند روی زمین میپذیرم تا عشق و محبت و پیشرفت در جهان گسترش پیدا کنه
ویژگی های اراده خداوند رو در انسانها پیدا کنیم
در همه انسانها ویژگی های اراده خداوند وجود داره و انسانها انتخاب میکنن در بعضی جنبه ها با خداوند همسو باشن و در بعضی موارد هم با اراده شخصی همسو هستن و ما باید یادبگیریم که انسانها رو با خدای درونشون ببینیم
من این تمرین رو وقتی آدمها رو میبینم انجام میدم ،حس میکنم که تو وجود این آدم هم خدا هست ،تو وجود اون آدم هست و اینطوری حس خوبی نسبت به ادمها پیدا میکنم حس برابری رو تجربه میکنم البته این موضوع خیلی نیاز به تمرین داره چون ما همیشه یادگرفتیم در وجود آدمها منفی ها رو ببینیم و به کسی اعتماد نکنیم و کمک دیگران رو نپذیرفتم
در مورد اطرافیانمون این کار کمی سخت تر هست چون ما اونها رو با یکسری خصوصیات میشناسیم ،یکسری آگاهی تو ذهنمون ازشون داریم که بر اساس اونها همیشه فکر میکنیم
ولی ما باید یاد بگیریم و تمرین کنیم که همیشه و در هر موقعیتی،به دنبال ویژگی های اراده خداوند در وجود آدمها باشیم
من هم دارم این موضوع رو تمرین میکنم
من قبلا به صورت ناخودآگاه خیلی وقتا تمرکزم روی مثبت های دیگران بود ،چون اصلا خیلی از منفی ها رو نمیدونستم ،اینطوری بود که رابطه خوبی با همسرم داشتم ،حتی هر وقت ازش ناراحت میشدم افکاری در ذهنم مرور میشد که چقدر خوبی داره و اینطوری دوباره حسم نسبت بهش بهتر میشد و این میشد که من اکثر مواقع با رفتاری عاشقانه و زیبا از ایشون همزمان میشدم و برام این موضوع طبیعی بود و همیشه انتظار یه رابطه خوب رو داشتم
اتفاقا خیلی راحت میتونم دها خصوصیت خوب همسرم و بچه هام رو بگم ولی اگه بخوام خصوصیت بدشون رو بگم خیلی یادم نمیاد چون تمرکزم بیشتر روی خصوصیات خوبشون هست
الان باید بیشتر و بیشتر این موضوع رو تمرین کنم و اینطوری تمرکزم میاد روی مثبتها و با خداوند همسوتر میشم و حس بهتری رو تجربه میکنم و عملکرد بهتری خواهم داشت
به چگونگی تغییر دیگران و یا رسیدن به آرزوهام فکر نکنیم ،فکر کردن به چطوری کار اراده شخصی هست که میخواد ما رو ناامید کنه
ما سعی میکنیم افکار و رفتارمون رو بهبود بدیم و تمرینات گفته شده رو در زندگی روزمره به عمل تبدیل کنیم و خداوند خودش تغییرات بیرونی رو رقم میزنه از هزاران راهی که بلده
خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم