0

دو عامل اصلی تغییر زندگی – ۲ (گام ۹)

خودباوری
اندازه متن

بیشتر شناختی که از خودمان داریم مربوط به ضعف‌ها،‌ ناتوانی‌ها و کمبودهایی است که از مقایسه کردن خود با دیگران در وجود ما ایجاد شده اند.

این در حالی است که برای تجربه موفقیت نیاز به خودباوری داریم و برای این منظور باید توانایی‌ها و مزایای وجود خویش را شناسایی و بر آنها تایید کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 34 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.25 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=46087

34 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

34 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۱۰/۳۰ ۱۵:۱۴
      مدت عضویت: 890 روز
      امتیاز کاربر: 7145 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      بنام خداوند جانم و سلام ودورد بر استاد عطا روشن 

      قسمت دوم این فایل در ادامه فایل قبل در مورد باور داشتن خودم و خدای خودم هست 

      باید بگم که در گذشته یعنی تقریبا از کودکی همه خدایی رو می‌شناختیم و باور کرده بودیم که بسیار عصبانی وتقاص گر هست وبرای کوچکترین رفتار نادرست ما حتما تنبیه می‌شویم ودر آتش جهنم میسوزیم واین باعث شده بود که من خودم رو باور نکنم یعنی همیشه منتظر بودیم که یجوری تنبیه بشیم وب سزای اعمال خودمون برسیم 

      و همیشه نگران رفتارم بودم که کاری کنم که خدا از من. راضی باشه مثلا یادمه وقتی تو یه مقطعی از زندگیم به طور واضح ارثی رو که از پدرم بهم میرسید رو برداشتن وبهم ندادن برای رضای خدا چیزی نگفتم و باور کرده بودم که حتما حکمتی در این کار هست و خدا اینطور صلاح دونسته و اگر ببخشم و ساکت بمونم حتما خدا بیشتر بهم میده واز من رضایت داره در حالی که کاملا باور و افکار اشتباهی بود اون شخص قدرتمند تر شد زندگی بهتری رو برای خودش تشکیل داد و من بودم که آسیب دیدم البته همه این افکار اشتباهی بود که بقول معروف تو کله ما کرده بودن 

      زیادی نخواه در زندگی قناعت کن راضی باش به کم به سختی کشیدن چون خدا افراد فقیر رو بیشتر دوست داره 

      یادمه یه مطلبی بود که قدیما میکفتن و از گفتنش لذت هم می‌بردن که هرکه در این راه مقرب تر است بیشتر سختی باید بکشه والان میفهمم که این بد ترین جمله ای بود که در مورد شناسایی خدا شنید ه بودم 

      وقتی باور ای محدود کننده داشته باشم و به ارزش و لیاقت خودم پی نبرم و باورش نکنم هرگز نمیتونم انسانی شجاع باشم و خودم رو تغییر بدم نگرش من به خودم تا قبل از آشنایی با سایت تناسب ذهنی همین با بود که توانمند نیستم ارزشمند نیستم من نمیتونم من بلد نیستم خدا حتما حکمتی داره برای من که چاق هستم ومن رو چاق آفریده نباید در کار خدا دخالت کنم باید هر شرایطی رو بشینم و تحمل کنم ولی من همیشه برای لاغر شدن تلاش می‌کردم ولی نتیجه نمی‌داد و این باعث میشد که این افکار غلط رو باور کنم چرا ؟چون من راه رو بلد نبودم بیراهه میرفتم و به هدفم نمیرسیدم 

      من حتی با خدای جدیدی در خودم آشنا شدم که نگرش من رو عوض کرد خدای من پدر معنوی من شد همانطور که یه پدر تمام خوشی هاولذتهای دنیوی رو برای بچه اش میخاد وبراش فرقی ندارع که بچه اش چه شکلی باشه دختر باشه یا پسر باشه زشت باشه یا زیبا باشه و فقط دوست داره تمام چیزهای خوب رو براش فراهم کنه و از دیدن خوشبختی و سعادت فرزندش لذت می‌بره 

      خداهم همین حسی رو برای من داره واز خوب زندگی کردن من سلامت بودن من قدرتمند بودن من لذت می‌بره و خوشحال میشه واگر من ازش بخام ودر راستای هدفم درست رفتار کنم و شروع به تغییر کنم ورفتارم و افکارم رو تغییر بدم بطور معجزه وار بهم کمک می‌کنه و لذت می‌بره برای اون موقعیت اجتماعی و سمت داشتن فرقی نمیکنه پیر یا جوون بودن فرقی نمیکنه 

      زمانی که پیغمبر اسلام به رسالت رسید فردی کاملا بیسواد بود که در بیابان گله داری میکرد واصلااز پادشاهان یا ثروتمندان آن زمان نبود ولی برگزیده شد انتخاب شد هدایت شد و سختی هارو تحمل کرد و به پیامبری رسید 

      نگرش خدادبه همه بنده ها یکسان هست 

      ولی نگرش بندها به خداوند متفاوت هست و گروهی که باور نمیکننن به هدایت الهی و گشایش الهی ومعجرات الهی خودشون رو باور نمیکننن هیچوقت لذت شیرین تغییر و کیفیت زندگی بهتر داشتن رو تجربه نمیکننن وبرای همیشه در بد ترین حالت خودشون باقی میمونن و تمام تقصیرات رو هم گردن خالق بی همتا میندازن 

      خداوندا شاکرم که تونستم در جهت خود شناسی و خدا شناسی قدمی بردارم و الان اینجا هستم خودم و خدایم رو باور کردم و شروع به تغییر کردم و ادامه میدهم 

      خدارو شاکرم که با ناجی بزرگی چون استاد عطا روشن آشنا شدم و به آگاهی و بیداری رسیدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم