0

دو عامل اصلی تغییر زندگی – ۲ (گام ۹)

خودباوری
اندازه متن

بیشتر شناختی که از خودمان داریم مربوط به ضعف‌ها،‌ ناتوانی‌ها و کمبودهایی است که از مقایسه کردن خود با دیگران در وجود ما ایجاد شده اند.

این در حالی است که برای تجربه موفقیت نیاز به خودباوری داریم و برای این منظور باید توانایی‌ها و مزایای وجود خویش را شناسایی و بر آنها تایید کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 34 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.25 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=46087

34 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

34 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام رستگار
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ۱۷:۴۶
      مدت عضویت: 2085 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,526 کلمه

      به نام خداوندی که رحمتش تمام هستی را در بر گرفته

      سلام خدمت استاد مهربان وهمیشه شادابم ودیگر دوستانم در مسیر چله تعقیر زندگی

      در جلسه قبل آموختیم برای تعقیر زندگی دو عامل اساسی باید مورد بررسی قرار بگیره واگه ما بتونیم این دو عامل رو تعقیر بدیم قدم در راه تعقیر کل زندگیمون گذاشتیم

      این دوعامل یکی تعقیر نگاهمون نسبت به خداوند بود که بخش مقابلش هم تعقیر نگرش خداوند نسبت به خودمون هست ومورد دوم تعقیر نگرش نسبت به خودمون هست

      در جلسه هشتم به عامل اول یعنی تعقیر نگاهمون به خداوند استاد سخنان گرابهایی فرمودند 

      اینکه ما تا حالا نگاهمون به خداوند نگاه انسانی بوده واین طبیعی چون ما نسبت به قالب وجودی خودمون به خدا نگرش داریم واینکه ما تا حالا نسبت به خداوند احساس خوبی نداشتیم وهمیشه ما رو از عذاب الهی ترسوندن واز بچگی راجب خداوند باورهای اشتباهی در دل ما ایجاد شده ما خداوند رو انتفام جو عصبابی  وقصاوت کننده شناختیم در حالی که در قرآن بارها اومده که خدادند رحیم وبخشنده ومهرباو وبسیار توبه پذیره وففط  جا خداوند خودشون رو معرفی کردنند وگفتند اگر بندگان من راجب من سوال پرسیدند به انها بگو من بسیار نزدیکم واگر ففط به همین یک گفته اکتفا کنیم تمام باورهای غلط ما راجب خداوند از بین می ره خدتوند خودشو سخت گیر عصبانی یا هر نگرشی که ما داریم معرفی نگرده حتی از صفات خودش برای معرفی چیزی نگفته مثلا بگه من مهربان هستم یا من کریم هستیم فقط گفته من نزدیکم این معنی خیلی گستره ای داره نشون می ده من نباید خودمو از خدا جدا بدونم خودمو از خدا دور بدونم نباید با باورهای اشتباه واحساس گناه بین خودم وخدا فاصله ای ببینم باید هر جور که بلدم رابطمو با خدا اصلاح کنم فرقی نمی کنه چه روشی باشه مهم اینکه نسبت به خداوند احساس خوبی داشته باشم  با خداوند راحت وبه زبان خودم صحبت کنم بابت گذشته ام اگه اشتباهی کردم عذرخواهی کنم وباور کنم خداوند بخشنده است وبسیار مهربان ومنو می بخشه واینم بدونم من به عنوان انسان  در حال تجربه در دنیا هستم وخواه نا خواه مرکب خطا واشتباه می شم برای همینم خداوند راه توبه رو باز گذاشتن چون می دونستن من جایزالخطا هستم اما باید ناامید از رحمت خداوند نباشم بدونم هر روزی که شروع می شه فرصتی تازه برای من مهیا شده تا زندگی را زندگی کنم 

      اما جلسه نهم پرداخته شده به بخش دوم عامل اول یعنی نگرش خداوند نسبت به ما

      ما چون همه تقریبا  اموزش مشابه وفرهنگ مشابه داشتیم همه اعتقاد داریم خداوند خیلی نظر خوبی نسبت به ما نداره وهمیشه به ما گفتن فلان کار رو بکنی خدا نارراحت می شه این کار رو کردی دیگه از چشم خدا افتادی چون این گناه رو کردی دیگه  متتطر خشم واوتقام خدا باش وماهم اینا رو باور کردیم وفکر کردیم خداوند خسبسه نمی خواد ما خوشی ببینیم نمی خواد ما شاد باشیم همیشه باید به کم قناعت کنیم همیشه سختی هارو تحمل کنیم تا خدا راضی باشه اگه مشکلی داریم باید تحمل کنیم تا خدا ما رو صابر بدونه وتوی اون دنیا پاداش صبر ما رو بده ومن همیشه شنیدم خداوند گفته ما همواره انسان رو در رنج آفربدیم واین برام این معنی رو داد که من باید رنج وسختی بکشم واین قانون جهانه اگه زیاد بخندم بعدش حتما اتفاق بدی برام می افته ونباید با صدای بلند بخندم که غم رو بیدار نکنم وخیلی از این حرف ها که همه باعث شده من فکر کنم خداوند منو دوست نداره نگرش خوبی بهم نداره چون من هیچ وقت نتونستم اونی باشم که باید

      اما حالا باید نگرشمو اینجوری تعقیر بدم بگم اولا خداوند وقتی گفته من نزدیکم یعنی همیشه باهامه واگه ازم بدش بیاد چطور گفته همیشه همراه منه واینکه خداوند نیازی به نماز وروزه ودعا وعبادت من نداره اونقدر غنی که هر چقدرم ببخشه پر کاهی از داراییش کم نمی شه اگه حتی به چشم انسانی بهش نگاه کنم اون به عنوان بزرگتر من به عنوان صاحب من به عنوان خالق من هرگز دلش نمی خواد من رنج وسختی بکشم اون نبازی به امتحان کردن من نداره نیازی نداره منو اذیت کنه گریمو در بیاره بعد بغلم کنه من از اول اول بغلش بودم واین خودم بودم که با باورهای اشتباه با گوش دادن به حرف کسایی که خودشونم باور درستی از حرف هاشون ندارن خودمو جدا دونستم از خدا اگه خداوند صاحب منه پس محبتش به من مثل محبت من نسبت به دخترمه اگه خداوند بزرگ منه پس اونجوری که من دلم می خواد هر چی دارم رو بدون منت بدون واسطه با عشق در اختیار دخترم بزارم اونم داراییش وجهانش رو همه برای خوشی ولذت من آفریده اونم همه ذوقش به اینکه من ازش بخوام واون برآورده کنه چیزی که از ثروتش کم نمی شه نباید بترسم نباید بگم خدا چی می گه خدا فکرر می کنه من زیاده خواهم چون خودم کیف می کنم وفتی برای دخترم چیزی می خرم واونو خوشحال می کنم حتی یع بارم غصه نمی خورم چرا پولمو دادم به این وسبله اون لحظه خوشحالی اون به همه چی می ارزه پس باید باور کنم خداوند هم همین طوره نگاهش ونگرشش به من به همین زیبایی هست

      عامل دوم نگرش نسبت به خودمون

      ما وفتی در بخش اول یعنی نگرش خداوند نسبت به خودمون ونگرش خودمون نسبت به خداوند تعقیر ایجاد کنیم می بینیم که خودمون هم تعقیر کردیم واون وقته که متوجه می شبم تمام باورهای هایی که نسبت به خودمون داشتیم راجب اینکه ما شانس نداریم ما پارتی نداریم ما تو خانوده فقیری بزرگ شدیم ما نتونستیم سواد ومدرک انچنایی به دست بیاریم ما ارثی بهمون نرسیده ما  شغل خوبی نداریم ما تو کشور خوبی زندگی نمی کنیم وبرای خاطر این چیزهاست که هیچ وقت پیشرفت نکردیم والانم نمی تونیم با وجود این شرایط تعقبری در زندگیمون ایجاد کنیم همه وهمه اشتباه بوده

      اگه خداوند رو عادل بدونیم وباور کنیم که خداوند عادله این باورها با عدل خداوند نمی خونه چون اگه قرار بود موفقیت وشرایط خوب ففط برای عده خاصی که مثلا توی کشور خاصی هستند یا پدرومادر پولدار وباسوادی داشتن باشه این باعدالت خداوند همخوانی نداره

      یه بار توی یکی از فایل ها از استاد شنیدم گفتن خداوند کاری نمی کنه اون دنیا کسی یقه اشو بگیره

      یعنی اگه امکان تعقیر وشرایط خوب فقط برای عده ای از انسان ها باشه عده دیگه که اون شرایط رو ندارند می تونن یقه خدا رو بگیرند وبگن چرا من نداشتم چرا برای من فراهم نبوده

      خداوند به همه انسان ها به یک چشم نگاه می کنه همه رو دوست داره وخواهان خوشبختی وسعادت همه انسان هاست همون جور که مادر همه بچه هاشو به یک چشم دوست داره وفرقی بینشون قاعل نیست خداوند هم جوری جهان رو تنطیم کرده که همه انسان ها فارغ از دین وملیت ورنگ ونژاد بتونن امکان موفقیت ورشد وپیشرفت داشته باشند 

      وباید اینطور برای خودمون منطقی کنیم

      من اگه مدرک خاصی ندارم ودلیل رشد وپیشرفت وشرایط خوب نداشتن خودم رو مدرک می دونم باید بگم خداوند از مدرک بالاتره پس حتی اگه مدک ندارم ولی چون خدا می خواد پس می شه شرایطم تعقیر کنه ونیازی به مدرک گرفتن نیست پس باید قدم در راه تعقیر بگذارم یا اگه فکر می کنم سن من دیگه بالا رفته واز من گذشته باید بگم خدا بالاتره وقدرت خداوند از زمان وسن وسال بیشتر.پس با تکیه به اون می تونم قدم در راه تعقیر شرایطم بزارم

      من بخاطر اینکه زود ازدواج کزدم وبعد ازدواجم هم اومدم یه شهر دیگه ومشغول خانداری وهمسر داری شدم وبعدش بچه داری دیگه شرایطی برام مهیا وشد برم دنبال خواسته هام مثلا دوست داشتم خیلی درس بخونم وحتما دانشگاه برم. حتما شاغل بشم ومستقل باشم وخیلی رویا های دیگه اما الاو که به این سن رسبدم ودیدم به هبچ رویایی نرسیدم همیشه خودمو ناتوان وناکام از هر چیزی دونستم  حتی وقتی توی دوره تمریناتی داشتیم که باید از دست اوردها. موفقیت های خودمون می نوشتیم وافعا من چیزی برای نوشتن نداشتم همیشه سرخورده بودم همه رو مقصر ناکامی خودم می دونسنم وهرجا توی دوره های تعقیر زندگی صحبت سر تعقیر بود من توی دلم می گفتم اخه من که هیچ هنری ندازم هیچ مدرکی ندارم هیچ مهارتی ندارم چطوز تعقیر کنم الان با این سن وسال با این اوضاع جامعه با یه دیپلم چه پیشرفتی برای من هست اما الان می گم خداوندی که من بهش باور دارم وازش شناخت پیدا کردم از همه این شرایط من بالاتر وقوی تره من بهش تکیه می کنم وازش درخواست می کنم وبه زبان خودم باهاش صحبت می کنم ازش می خوام اول از همه بهم آرامش درونی بده که از همه چی مهم تره وبعدش ازش می خوام کمکم کنه شرایطی که درش هستم رو وخودم قبول دارم همه بخاطر باورهای اشتباه خودم بوده رو تعقیر بدم ودر شرایط بهتری ادامه زندگیمو سپری کنم شرط اول تعقیر کردن پذیرش اشتباه خودمه ومن قبول دارم مقصر شرایطم خودم هستم واز منبع فدرت مطلق که خداونده برای تعقیرش کمک می خوام ومطمعنم کمکم می کنه همون طور که روزی خسته وتسلیم از شرایط جسمی ام وناراحت از جاقیم ازش کمک خواستم و گفتم توان رژیم ندارم وتسلیمم وففط این کار از دست تو بر میاد واونم منو به این مسیر سراسر نور هدایت کرد وهر روز داره حمایتم می کنه

      خدای خوب ومهربانم بسیار خوشحالم که با تلاش خودم وحمایت وهدایت تو معبود بی همتایم توانستم قدم در راه تعقیر زندگی بگذارم از تو بسیار بسیار سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم