بیشتر شناختی که از خودمان داریم مربوط به ضعفها، ناتوانیها و کمبودهایی است که از مقایسه کردن خود با دیگران در وجود ما ایجاد شده اند.
این در حالی است که برای تجربه موفقیت نیاز به خودباوری داریم و برای این منظور باید تواناییها و مزایای وجود خویش را شناسایی و بر آنها تایید کنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.25 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خدا
دو عامل تغییر زندگی ۲
من در قسمت اول یه شرح مختصر از شناخت خودم و خداوند که داشتم را بیان کردم
از بچگی همه چی یادمه مو به مو که اطرافیان چقدر مرا مسخره میکردن چون خیلی خجالتی و کم حرف بودم بلد نبودم انگار حرف بزنم فقط خانه داری و درس خواندن را بلد بودم بی زبون بودم هرکی حرفی میزد جوابشو نميتونستم بدم یادمه کوچک بودم بهم میگفتن یه لیوان آب برامون بیار وقتی میآوردم از شانس بدم پام میخورد به چیزی و زمین میخوردم و آب میریخت و چقدر حرف بهم میزدن که تو دست و پا چلفتی هستی و خیلی چیزهای دیگه این یکی از اون تحقیرها بود تا کم کم خودم هم پذیرفته بودم که هیچی بلد نیستم هیچ سر زبونی ندارم حق دارن راست میگن و دیگه هیچی ادامه داشت تا آلان که دیگه دوتا بچه ی بزرگ دارم و میبینم که هنوز اطرافیان نظرشون به من همینه اما من خیلی تغییر کردم خیلی نسبت به اون موقع و جایی که باید حرف بزنم میزنم و جایی که باید فقط نظاره گر باشم همین کار را میکنم .
و اما از همون بچگی همزمان من از خدا گله داشتم که خداوند باعث و بانی اینه که منو مسخره کنن و گرنه اگر رنگ پوست منم سفید بود زیباتر بودم همه دوستم داشتن یا اگر یه خانواده پولدار داشتم و یا اگه هیکل زیبایی داشتم این روزم نبود خدا هم تو کاراش پارتی بازی کرده و خیلی گله های دیگه من تا قبل ورود به سایت هم چنین نگرشی در مورد خداوند داشتم که خدا را شکر با این سایت آشنا شدم و تمام نگرشهای اشتباه هم در مورد خودم و هم خداوند را رد کردم و به جاشون نگرش درست که من بنده خدا هستم و هرچی را ازش بخوام از ته دل بهم میده و هیچ تبعیضی بین منو و بقیه انسانها نیست همه ی انسانها نزد خداوند یکسان هستن و خداوند برای همه ی ما خیرو خوبی میخواد و به همین ترتیب من دارم نگرشم را کم کم نسبت به خداوند تغییر میدم کار ساده ای هم نیست من یک عمر به این نیت به خداوند نگاه کردم ولی میدونم حتما موفق میشم انشاالله