میان خواستن کاهش وزن و محتاج بودن به آن، تفاوت بزرگی وجود دارد.
کسی که با آرامش مسیر را طی میکند 🧘♀️، احتمال بیشتری برای کاهش وزن سریع و پایدار دارد تا کسی که با اضطراب و اجبار پیش میرود 😣.
ذهن، وقتی زیر فشار باشد، در برابر تغییر مقاومت میکند 🧠🛑.
پس اگر بهدنبال رهایی هستید، رفاقت با بدنتان را جایگزین جنگ با آن کنید 🤝💚.
🤔 دوست داری لاغر شی یا محتاج لاغر شدنی؟
شاید اولش بگی: خب چه فرقی داره؟ مهم اینه که میخوام لاغر شم دیگه!
ولی بذار یه چیزی رو روشن بگم: فرقش خیلی مهمه، مخصوصاً واسه ذهن ناخودآگاهت 🧠💥

وقتی فقط دوست داری لاغر شی، یعنی با خیال راحتی، با اعتماد پیش میری. اما وقتی محتاج لاغری باشی، یعنی انگار جونت بهش بستهست!
تو این حالت، بدنت و ذهنت توی استرس دائمی میرن، و اینجاست که دیگه خبری از کاهش وزن سریع و راحت نیست 😰❌
ذهن ناخودآگاهت مثل یه محافظهکار سختگیره! اگه حس کنه که توی خطر یا ترس هستی، همه چی رو نگه میداره، حتی چربیها رو 😅
پس اگه میخوای راه لاغری هموارتر و شیرینتر بشه، اول باید رابطهت با بدنتو درست کنی… با عشق، نه با اجبار ❤️✨
🌱 ویژگیهای کسی که عاشق لاغر شدنه (نه محتاجش!)
دوست داشتنِ لاغری یه حس لطیف و دلگرمکنندهست. انگار یه شوق قشنگ توی دلت میکاره که هر روز بهت میگه:
«بلدی میتونی… یه قدم دیگه، فقط یه قدم!» ✨🚶♀️
کسی که با دلش لاغر شدن رو دوست داره، صبحها رو با اشتیاق شروع میکنه 🌞
نه بهخاطر استرس وزن کم کردن، بلکه چون عاشق یاد گرفتنه، عاشق دیدن خودش توی آیندهای که سبکتر و راضیتره 💃💫
این آدم، وقتش رو پای آموزشها میذاره، نه پای ترازو و حرص و عذاب 😌📚
حواسش هست که چی ذهنشو آشفته میکنه، و تا میتونه از اون چیزا فاصله میگیره. چون خوب میدونه آرامش ذهن، شاهکلید کاهش وزن سریع و پایداره 🧠🔑
حتی اگه هنوز اضافه وزن داشته باشه، ذوق داره؛ چون بالاخره بعد از کلی راه اشتباه، الان تو مسیر درسته. دیگه از جنگیدن با خودش خسته شده، و حالا رفیقِ خودش شده 💚
امیدش به رویای لاغری مثل یه چراغ همیشه روشنه… روشن و گرم و راهنما 🕯️✨ و همین امید، همون چیزیه که مسیر رو قشنگتر و قابلتحملتر میکنه.

🚨 ویژگیهای کسی که محتاج لاغریه (نه عاشقش!)
آدمی که محتاج لاغریه، معمولاً یه اضطراب پنهون همراهشه. همیشه یه گوشه ذهنش داره میپرسه: نکنه لاغر نشم؟ نکنه جواب نگیرم؟ 😟🔁
صبحها با ذوق بیدار نمیشه، بلکه با نگرانی بلند میشه تا ببینه یه ذره وزن کم کرده یا نه… و اگه نکرده باشه؟ روزش خراب میشه 😞⚖️
اونقدر دنبال کاهش وزن سریعه که حاضره هر کاری بکنه، فقط یه کم از فشار چاقی کم شه. اما این فشار ذهنی باعث میشه نتونه درست مسیر رو ببینه یا لذت ببره ⛔🚷
🔄 هر روز با خودش کلنجار میره… تمرینات رو انجام میده نه از روی علاقه، بلکه از روی اجبار. انگار تو دلش میگه: باید اینا رو انجام بدم… شاید یه فرجی بشه! 😩📋
👥 و وقتی کسی ازش نمیپرسه: «تو لاغر شدی؟» دلخور میشه. چون منتظر تایید بیرونیه، نه آرامش درون.
💡 دوستداشتن لاغری یا محتاج بودن به لاغری؟ تفاوتش فقط یک حس نیست!
خیلی وقتا فکر میکنیم همه آدمهایی که میخوان لاغر بشن، توی یه مسیرن… اما حقیقت اینه که نوع نگاه ما به لاغر شدن، تفاوتهای بزرگی در نتایج ایجاد میکنه.
تو این جدول، بهصورت ساده و شفاف تفاوت بین کسی که از روی عشق و آرامش دنبال کاهش وزن میره با کسی که از روی فشار و اضطراب دنبال کاهش وزن سریعه، برات آوردیم.
🔍 اگه تو هم میخوای بدونی الان تو کدوم سمت ایستادی، این جدول رو با دقت بخون و ببین احساساتت بیشتر به کدوم ستون شبیهتره…
| 💚 دوست داشتن لاغری | 🚨 محتاج لاغری بودن |
|---|---|
| شروع روز با انگیزه و اشتیاق 😊 | شروع روز با نگرانی و استرس 😟 |
| تمرینها از روی علاقه و عشق 💖 | تمرینها از روی اجبار و ترس 😣 |
| تمرکز بر یادگیری و رشد ذهنی 🧠✨ | تمرکز بر نتیجه سریع و کاهش وزن فوری ⚖️⏱️ |
| آرامش درونی و احساس خوب 🌸 | اضطراب دائمی و شک و تردید 😰 |
| اعتماد به مسیر و صبر در روند 🛤️ | عجله، ناامیدی و وابستگی به نتیجه 🧨 |
✅ از کدوم طرفی؟ انتخاب با توئه…
🌱 اگر سمت راست هستی (دوستدار لاغر شدن)، تبریک میگم! چون تو در مسیر درست ذهنی هستی، حتی اگه هنوز چاقی، حتی اگه هنوز به وزن ایدهآلت نرسیدی.
چون اون چیزی که باعث تغییر پایدار میشه، نه رژیمهای عجیب و غریب یا ورزشهای طاقتفرساست… بلکه جهتگیری درست ذهنیه.
ولی اگه حس میکنی بیشتر شبیه ستون سمت چپ جدول هستی، نگران نباش… نه اینکه مسیرت غلط باشه، فقط یکمی باید مهربونتر باشی با خودت ❤️
باید بدونی که وقتی از روی نیاز و فشار میخوای لاغر شی، در واقع داری به مغزت پیام «اضطرار» میدی. یعنی مغز تو در حالت هشدار قرار میگیره، نه در حالت همکاری!
و مغز آدم، توی فشار، نهتنها کمک نمیکنه، بلکه ممکنه مقاومت کنه!

🤯 چرا کاهش وزن سریع، گاهی باعث توقف میشه؟
یکی از دلایلی که خیلیها وسط راه لاغری میمونن، دقیقاً همون عجله برای کاهش وزن سریعه!
تصور کن یه راننده باشی که تازه از پارکینگ دراومده، ولی پاتو تا ته گذاشتی روی گاز… چی میشه؟ بله! یا تصادف میکنی، یا موتور میسوزه، یا مجبور میشی بزنی روی ترمز!
ذهن ما هم همینه. وقتی با اضطراب و فشار و استرس سراغ لاغر شدن میری، مغزت حس میکنه در خطره.
و این یعنی ورود به «حالت دفاعی»!
نتیجهش؟ کند شدن روند لاغری، برگشت وزن، و حتی پرخوری عصبی.
✅ یادت باشه:
کاهش وزن سریع، وقتی از روی ترس باشه، نهتنها نتیجه نمیده، بلکه اعتمادبهنفس تو رو هم تخریب میکنه.
اما وقتی آروم و با ذهنی آرام جلو میری، مغزت همراهی میکنه.
اونوقت کاهش وزن، مثل یه دوستی میشه که هر روز باهاش قدم میزنی، نه یه دشمن که باید شکستش بدی!
🌈 مسیر دوستداشتنی لاغری با ذهن؛ راهی به سمت کاهش وزن سریع و پایدار
اگر بتوانی مسیر لاغری را به یک ماجراجویی آرام و لذتبخش تبدیل کنی، دیگر تمرکزت فقط روی رسیدن به هدف نیست، بلکه خود مسیر کاهش وزن سریع هم برایت جذاب و دلنشین میشود.
یعنی چی؟ یعنی:
- هر روز با اشتیاق و ذوق، یک تمرین جدید برای لاغری انجام میدهی 🎧
- به جای جنگیدن با اشتها و مقابله با هوسها، مینشینی و آنها را با آرامش میبینی و میپذیری 🧘♀️
- به جای چک کردن وزن روزانه و نگرانی از عدد روی ترازو، روی احساس خوب و پیشرفت ذهنیات تمرکز میکنی 🌞
با این رویکرد، مغزت کمکم میفهمد که کاهش وزن سریع نه تنها ممکن است، بلکه امن و پایدار است و قرار است با حس خوب و آرامش همراه باشد.
اینگونه، کاهش وزن دیگر یک نبرد خستهکننده نیست، بلکه یک مسیر شاد و دلپذیر میشود که تو با اشتیاق هر روز آن را ادامه میدهی.
✨ دعوت به یک تصمیم جدید و دوستداشتنی
حالا که تا اینجا همراه من بودی، یه خواهش کوچیک ازت دارم:
از امروز، از روی عشق و دوستداشتن، قدم اول رو بردار. نیازی نیست همهچیز بینقص باشه یا همین الان همهچیز عالی بشه.
کافیه فقط یهذره زاویه دیدت رو عوض کنی و با دلی باز شروع کنی.
👈 هرچی کمتر محتاج و عجول باشی، بیشتر دریافت میکنی.
👈 هرچی با عشق و آرامش جلو بری، سریعتر به مقصد میرسی.
اگر دنبال راهی مطمئن و علمی برای کاهش وزن سریع و پایدار هستی، پیشنهاد میکنم حتما در دوره ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنی.
این دوره، قدمبهقدم با آموزشهای کاربردی و تمرینهای ذهنی، مسیر لاغری با ذهن را برایت هموار و جذاب میکند.
یادت باشه، مسیر لاغری با ذهن، مثل یه سفر شیرین و آرامه که هر قدمش میتونه پر از شادی باشه.
پس همین الان تصمیم بگیر که دوستداشتنیتر و باحالتر از قبل این مسیر رو ادامه بدی!
✍️ شرح انجام تمرین:
برای نتیجه گرفتن بهتر و کاهش وزن سریع توصیه میشود ابتدا توضیحات نوشتاری این تمرین را با دقت مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز بالا تماشا نمایید. پس از آن، به سوالات مطرح شده پاسخ دهید و نهایتاً نوشتههای دوستانتان را در بخش نظرات بخوانید تا ذهن شما در فضای لاغر شدن و کاهش وزن سریع قرار گیرد.
❓ سوالات تمرین
- شما دوست دارید لاغر شوید یا محتاج لاغر شدن هستید؟ شرح دهید.
- در سالهای گذشته که برای لاغر شدن اقدام میکردید، دلیل شما بیشتر دوست داشتن لاغری بود یا محتاج بودن به لاغر شدن؟
- چرا روشهای قبلی لاغری باعث میشوند انسان بیشتر محتاج لاغر شدن شود؟ شرح دهید.
- آیا احساس شما در گذشته بر مبنای دوست داشتن لاغری بود یا محتاج بودن؟ شرح دهید.
- از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شدهاید، احساس شما نسبت به لاغری چه تغییراتی داشته است؟ شرح دهید.
- چرا تا وقتی محتاج لاغر شدن باشید، روند کاهش وزن سریع سخت و طولانی خواهد بود؟
- لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند که محتاج بودن را به دوست داشتن لاغری تغییر دهید؟ شرح دهید.
لطفاً پاسخهای خود را در بخش دیدگاهها بنویسید و همچنین نوشتههای دیگر دوستان را مطالعه کنید تا ذهنتان به فضای کاهش وزن سریع و لاغری با ذهن نزدیکتر شود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 75 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء
از وسطاي فايل فكرم رفت پيش مسايل ديگه زندگيم ..دو سه تا مورد ديگه هست كه من نيازمندشونم …و واقعا نميدونم چطور بايد اين نياز رو به علاقه تبديل كنم ..
استاد مثال زدن از چيز هايي كه توي زندگيمون داريم و قبلا فقط يه بار گفتيم خوبه داشته باشيم و ازش رد شديم و الان داريمش…
من توي چند وقت گذشته سه مورد كه فقط يه بار گفتم و ازش رد شدم رو الان دارم …و كاملا درك ميكنم چيزي كه استاد ميگه رو …ولي در مورد مسايل ديگه ام بايد زياد تمرين كنم
اين فايل خيلي عالي بود و من در طول فايل همه اش داشتم خودم رو بررسي ميكردم كه جزء كدوم دسته هستم
به اين نتيجه رسيدم كه قبلا جزء محتاجان لاغري بودم …خيلي هم شديد
ولي الان شايد 10% محتاج باشم و 90% دوستدار لاغري هستم .
خودم رو كه در وزن هاي پايين تصور ميكنم دلم غنج ميزنه …خودم رو دوست دارم . به خودم ميگم چقدر بامزه ميشي توي اون وزن …انگار دارم قربون صدقه بچه ام ميرم …
يه حس خوبي دارم وقتي بهش فكر ميكنم ..امروز كه داشتم توي دفترم درباره لذت هاي تناسب مينوشتم حسم خيلي خوب بود
و درست بعد از نوشتن دفترم فايل رو گوش كردم و ديدم چه همزماني عالي اي بود …
چقدر همه چيز داره خوب پيش ميره ..
.
در سالهاي گذشته فقط براي ديگران ميخواستم لاغر بشم محتاج لاغري بودم و نتيجه اش اين شده كه اون ازم دور شده ..وقتي ميخواستم براي ديگران لاغر بشم و محتاج لاغري بودم ، هميشه استرس داشتم ..رژيم ميگرفتم ولي با دلخوري…ورزش ميكردم ولي با ناراحتي ..هيچ كاري با اشتياق نبود …فقط همون دو هفته اول رو اشتياق داشتم چون ميدونستم توي دو هفته همون لباس هايي كه دارم ميپوشم بهم گشاد ميشن ..بعدش ديگه ناراحتي ها شروع ميشد ..چون داشتم با زور جلوي فرمان هاي مغزيم رو ميگرفتم ..اونا ميگفتن بخور من ميگفتم نه.
با توجه به قانون سوم نيوتن در گام قبل توضيح داديد هر عملي عكس العملي داره .. جسم هر چقدر فشار بگيره همون قدر يا بيشتر رو پس ميده …
جسم منظور هر جسمي و فقط جسم بدن منظور نيست ..
حالا ما هر چقدر داشتيم رژيم ميگرفتيم يه فشار زيادي به ذهن وارد ميكرديم كه نخور..در صورتيكه باور هاي ما قدرت زيادي دارن و فشار خيلي زيادي رو وارد ميكردن در زمان رژيم ..به همين دليل بودش كه بعد از رژيم ما چاقتر ميشديم چون فشاري كه ما وارد ميكرديم براي لاغري خيلي كمتر از فشار باورهاي لاغري ما و عادات غذايي ما بود ..و از اونجايي كه خطا در قانون فيزيك نيست ، قدرت ذهن با فشار ما در دوران رژيم ضريب ميخورد و به ما برميگشت ..هر چقدر فرد چاق باورهاي بيشتري توي سرش جمع كرده باشه از دلايل چاقي ، اين فشار خيلي بيشتر هست بر اون ..و با رها كردن هر روش لاغري اون چاقتر ميشه …
احساس خوبي نداشتم ..استرس داشتم كه زودتر لاغر بشم تا در فلان عروسي زيبا جلوه كنم…استرس داشتم تا عيد لاغر بشم تا بعد از مدتي كه عيد ديدني ميرم همه تعجب كنن و بگن واااي چه خوب شدي…يعني اعتماد به نفس صفر بود ..همه اش احساس لياقت خودم رو وصل ميكردم به چاقي لاغري خودم ..چاق ميشدم خودم رو بي لياقت ميدونستم ..لاغر ميشدم خودم رو با لياقت ميدونستم …كلا خودم از خودم انگار هيچي نداشتم…يادم رفته بود من تكه اي از خداوند هستم ..
.
احساس من در گذشته بر مباني محتاج بودن به لاغر شدن بوده..من يادم نمياد زماني رو كه دوست داشته باشم لاغر بشم ..
چيزي كه الان دارم درك ميكنم از خودم درباره لاغري رو هيچ وقت درك نكرده بودم ..الان از ته دلم لاغري رو دوست دارم ..لاغري خودم رو مثل گمشده اي ميدونم كه هر روز دارم ثانيه شماري ميكنم بهش برسم ..مثل مسافري كه ميدونه بايد توي اتوبوس 12 ساعت بشينه تا به شهر مورد نظرش برسه ..منم توي اين اتوبوس هستم و عجله ندارم براي رسيدن ولي مثل همون مسافر ذوق زده ، خواب به چشم نمياد با ديدن نشانه ها خوشحال ترينم ..
ميبينم ورم بدنم داره كم ميشه خوشحال ترينم .قبلا هم گفتم چاقي من يه جور پف و ورم هست .من ميدونم من آدم پر خوري نيستم ..هله هوله خور بودم كه نيستم ديگه ..و اين چاقيم يه جور ورمه ..و خدا رو شكر دارم ميبينم اين ورمم داره كم ميشه…
احساس شادي دارم كه نميتونم دليليش رو براي بقيه توضيح بدم
من يه ماه پيش حدودا رفتم انگشتر خريدم ..توي يكي از كامنت هامم نوشتم كه چون به اين مسير مطمئن بودم و هستم انگشترم رو يه سايز كوچيك خريدم …سه هفته بعد از خريد انگشتر ، وقتي دستم ميكردم يكم انگشتم رو فشار ميداد و در هفته چهارم بعد از خريد انگشتر ، كاملا اندازه ام شد…دو روز پيش دوباره رفتم براي خريد يه انگشتر ديگه و ايندفعه همون سايزي كه ماه پيش برام كوچيك بود رو خريدم چون ديگه سايز انگشتم همون شده
.
اين احساسات رو براي هيچ كسي نميتونم توصيف كنم غير از اينكه در دلم دعاگوي استاد هستم و به خودم ميبالم كه دارم ادامه ميدم ..
به قول استاد شما فقط ادامه بديد
منم متوجه شدم راز در ادامه دادنه …
.
قانون اين جهان لذت بردنه
مسير لاغري كه محتاج باشيم اين قانون رو نقض ميكنه ..و نقض قانون جهان به منزله نرسيدن هست …ما وقتي قوانين رو زير پا ميزاريم هر چقدر تند بريم به معني دور شدن از هدف هست…مهم نيست چقدر گرسنگي بكشيم مهم نيست چقدر سنگين ورزش كنيم مهم نيست چقدر خودمونو تحقير كنيم بلكه اراده پيدا كنيم (چيزي كه در فايل قبل گفتيد) مهم اينه كه ما داشتيم خلاف قانون عمل ميكرديم ..و مني كه بيست سال دويدم براي لاغري ولي ازش دور تر شدم .
محتاج لاغري بودن فقط وعده شيطانه
ولي دوست داشتن لاغري وعده خداست
خداوند به هر چيزي تواناست و وقتي به اين موضوع ايمان بيارم ديگه نگران نيستم كه كي لاغر ميشم ..ميدونم بلاخره لاغر ميشم ..چون خدا وعده فزوني داده به بنده هايي كه بهش ايمان داشته باشن .
حالا محتاج لاغري بودن كه شيطانيه چرا انقدر سخت پيش ميره و طولاني ميشه ..چون اون از هر مسيري كه ما ميرفتيم وسطاش ما رو نا اميد ميكرد و ميگفت تو بي اراده اي..تو نميتوني لاغر بشي..به قول استاد تو خوب عرق نمي كني…و هزاراتا وصله به ما ميچسبوند..ما هم سرخورده ميشديم و اون مسير رو رها ميكرديم و ميرفتيم سراغ يه مسير ديگه …چه جوري ؟…چاق تر از قبل …
.
الشَّيطانُ يَعِدُكُمُ الفَقرَ وَيَأمُرُكُم بِالفَحشاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَغفِرَةً مِنهُ وَفَضلًا ۗ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ﴿بقره ۲۶۸﴾
شیطان، شما را وعده فقر و تهیدستی میدهد؛ و به فحشا (و زشتیها) امر میکند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما میدهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و (به هر چیز) داناست.
.
لاغري با ذهن اولين كاري كه ميكنه مياد دست شيطون رو ، رو ميكنه
قبلا هم گفتم چرا من به چيزهاي بد ميگم شيطاني و به چيزهاي خوب ميگم خدايي…چون اعتقاد دارم دو نيرو در جهان هست خير و شر ..
هر چي حالت اضطراب و نگراني به من بده ميره در دسته بندي انرژي شر
هر چي حال من رو خوب كنه ميره در دسته بندي انرژي خير
در اين سايت استاد مياد تمام اون انرژي هاي شر رو براي ما پرده گشايي ميكنه …ميگه تا الان شنيديد ژنتيك تاثير گذار هست در چاقي و لاغري ..بريد ببينيد در خانواده شما آيا همه چاق هستيد ؟
ميگه شما ميگيد ماكاروني چاق ميكنه ، بريد افرادي رو پيدا كنيد كه ماكاروني هم ميخورن و لاغرن
ميگه شما معتقديد بي تحركي باعث چاقي ميشه ، خود من اصلا تحرك ندارم و لاغر شدم در صورتيكه قبلا كار فيزيكي داشتم و چاق بودم و همينطور با فايل هاي مختلف داره اين نويد رو ميده كه بيرون از شما هيچ خبري نيست …از خود بطلب هر چي ميخواهي …
بيرون فقط تاريكي و گمراهيه …
.
.مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان
که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد
اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم
وگر من دست خود خستم همو درمان من باشد….مولانا
.
وقتي تمام اين اضطراب ها برداشته ميشه به قول مولانا فضا باز ميشه تا روشني وارد بشه (باز شدن فضا يعني ما از درون به آگاهي ازلي برسيم)
در تمام كامنت ها خوندم كه افراد از حال خوبشون گفتن به محض ورود به اين سايت …اين اتفاق چرا مي افته ..چون پرده از روي حقيقت برداشته ميشه براي همه
..
سپاس استاد اينم يه فايل عالي ديگه
نشان های دریافت شده
سلام استا عطار عزيز
خواسته ام اينه كه لاغر بشم يا نياز دارم كه لاغر بشم
خواسته ام اينه كه ثروتمند بشم يا نياز دارم كه ثروتمند بشم
. به همين ترتيب…
جواب من به دو بخش قبل و بعد از آشنايي با اين سايت تقسيم ميشه….تا قبل از آشنايي با اين سايت نياز من لاغري بود واي الان خواسته من لاغري هست
نكته: بعضي وقتا ما يه چيزي رو ديديم و گفتيم چه خوب ميشه اينو داشت باشم…و اينو گفتيمو رفتيم
و بعد از مدتي اون چيز رو داشتيم
نتيجه: چيزي كه بهش نياز داشته باشيم رو بهش نميرسيم ولي اون چيزي رو بهش ميرسيم كه خواسته اش رو داشته باشيم
نمونه اش براي من دوربين هاي گوپرو بود…چند باري بيرون ديدم وگفتم عهه چه خوبه فيلم گرفتن باهاش …توي طبيعت راه ميري و اين رو ميبندي روي سرت و راه ميري اونم واسه خودش فيلم ميگيره
و ازش رد شدم
تا ديدم همسرم چند ماه پيش خريدش برام در حاليكه من يادم رفته بود
چرا نتيجه نميگيريم از سعي و تلاشمون براي لاغري ؟ چون نياز داريم لاغر بشيم…فقط و فقط دليلش اينه كه اونا نياز دارن به لاغري
اگر در ذهن من نياز داشته باشم كه لاغر بشم كار خيلي سخت ميشه
وقتي نياز داريم به لاغر شدن …در واقع نياز اوليه ما لاغر شدن هست…در اين حالت ما انتظار داريم و لاغر نخواهيم شد…وقتي حرف زدنمون طوريه كه نياز داريم كه لاغر بشيم ، لاغر نخواهيم شد….
من كه بي شمار اين رو تجربه كردم در زندگيم …با هر رژيمي با هر باشگاهي من فرياد ميزدم كه نياز دارم لاغر بشم
و خوب نتيجه اش رو همه ما ميدونيم
من خيلي از كارهام رو منتج كرده بودم به لاغري
انقدر توي ذهنم بافته بودم روياي لاغري رو كه كل بخش هاي زندگيم يه جورايي متوقف شده بود
تا جاييكه خودم وايسادم جلوي خودم و گفتم راهي نداري جز اينكه لاغر بشي…چون زمان همينجوري داره ميگذره و من هم كه تا لاغر نشم كار جدي اي رو شروع نميكنم و قدم جدي اي براي اهدافم برنميدارم..و اين شد كه گشتم و اين سايت رو پيدا كردم
تناسب يك نياز براي يك رابطه خوب
نياز دارم متناسب بشم كه با اعتماد به نفس در جامعه حاضر بشم
استاد من خيلي زياد درباره منيت خونده بودم و اطلاعاتي كسب كرده بودم
هميشه هم سعي داشتم در رفتارم منيت رو بشناسم
چون در چيزهايي كه خونده بودم ميگفتن ما جدا از منيت هستيم ما خود خداييم و تمام حس هايي كه ما در زندگي ميخواهيم بهشون دست پيدا كنيم منيت محسوب ميشم…و زماني ما به شعف دائم ميرسيم كه يك قدم با منيت فاصله بگيريم و بفهميم كه ما منيتمون نيستيم
مثلا منيت من ميخواست كه من لاغر بشم تا اعتماد به نفس داشته باشم
و اين حس اعتماد به نفس، منيت من بود
من با اين آموزش شما كاملا برام روش شد كه من الان بايد يك قدم فاصله بگيرم از اين نيازم كه اعتماد به نفس هست…و بگم اعتماد به نفس خوبه ، ولي نياز من نيست…من بدون اين حسي كه لاغر بشم و اعتماد به نفس داشته باشم ميتونم اعتماد به نفس رو در خودم جستجو كنم …به اين ترتيب كه من اشرف مخلوقاتم و همينجوري كاملم
اين حالت زماني رخ ميده كه من خودم رو از منيت جدا بدونم
در تمام زنديگم من فكر ميكردم من اعتماد به نفس رو ميخوام و ندارمش چرا ؟
چون چاقم
و الان كه فهميدم اين منيت بوده .و .خلع سلاحش كردم
از نيازي كه ربطش ميديم به لاغري بايد بفهميم كه ما نيازمند لاغري هستيم يا اينكه ميگيم نه من دوست دارم يه جور ديگه تجربه كنم
الان باز برميگردم به بحث اعتماد به نفس و لاغري….من دوست دارم لاغر بشم كه در اون حالت يك جنبه ديگه اي از اعتماد به نفس رو هم تجربه كنم
ببينم اعتماد به نفس در قالب لاغري شيرين تر هست يا اعتماد به نفس در قالب اشرف مخلوقات بودن
من ذهنم رو با سوالهاي واقعي خلع سلاح ميكنم
خوب ذهن من خاموش ميشه با اين سوال
من متوجه شدم كه دائما بايد با سوال و جواب هاي منطقي ذهن رو خاموش كنم
و هر بار با يك سوال جديد و بايك جواب جديد سرو كله اش پيدا ميشه
و من بايد قوي تر از قبل باشم
اگر نياز داريم لاغر بشيم داريم كار رو سخت ميكنيم
وقتي بخوام ارداه ام رو نشون بدم بايد خودمو به چالش بكشم ….بعد متوجه شدم كه مگه مريضم خودمو به چالش بكشم
من هم كاملا ميدونم كه آدمي نيستم كه كارها رو بخوام سخت انجام بدم
در كل راحت طلبم
با آموزش هايي كه ديدم هم متوجه شدم جهان بر اساس راحتي و ساده گي هست
واسه همينم يادگيري با روش هاي ذهني برام خيلي راحت تر از روش هاي ديگه هستش
چيزيكه من متوجه شدم از اين مبحث اين بود كه در حال حاضر خودم رو كامل ببينيم…خودم رو ناقص نبينم …و چاقي نبايد مانع از احساس خوبم بشه
من بايد ، نيازم رو به تجربه تبديل كنم نيازم رو به علاقه تبديل كنم
بايد پيدا كنم توي زندگيم كه يه چيزي رو يه بار دوست داشتم يه جا ديدم و گفتم و كه چه خوبه داشته باشمش و رفتم و روش واينستادم …نيازمند نبودم بهش….با پيدا كردن اين اتفاقات در زندگيم ميتونم بفهمم قانون چطور كار ميكنه
درباره با خدا هم اين صدق ميكنه ذهن اول مياد ميگه نيست…ولي بايد اين باور رو تغيير بدم به اينكه علاقه داشته باشم به خدا نه كه بگم خدا باشه فلان مشكلم حل ميشه
من ديروز داشتم با خواهرم درباره شما حرف ميزدم و شما رو بهش معرفي ميكردم
و بهش گفتم ايشون داره به من ياد ميده كه اصلا خدا كيه
چه جوري ميشه باهاش ارتباط برقرار كرد
چه جوري ميشه روي شون خدا نشست
چه جوري ميشه دسترسي داشته باشي به ميداني انرژي بي نهايت خداوند
و به خواهرم گفتم كه من تازه يكماه هست كه دارم خدا رو ميشناسم …طوري كه ساكت شدم…دارم به بي نيازي ميرسم
مثل ظرفي كه آب توش پر ميشه و ديگه جا براي چيزي نيست توش، دارم به اون حالت ميرسم
در صورتيكه من قبلا هي داشتم تلاش ميكردم تا با متد هاي مختلف به اهدافم برسم
ولي الان رسيدم سر خط و فهميدم تلاش هام همه اش از سر نياز بوده
در صورتيكه من اصلا در بيرون از خودم نيازي به چيزي ندارم
خداوند همه چيز رو برام از قبل آماده كرده
من بايد باور كنم كه همه چي دارم
من كاملم
من بايد اجازه بدم به اراده خداوند
من بايد ايمان داشته باشم
من بايد توكل كنم
استاد عطار روشن من يك ماه پيش كه وارد سايت شدم فكر ميكردم بايد اول لاغر بشم بعد برسم به بقيه اهدافم …فكر ميكردم چون چاقي شادي من رو گرفته بنابراين بايد اول اون برطرف بشه تا من شاد تر بشم و انرژيم بيشتر بشه
ولي الان با اين فايل متوجه شدم يكماه پيش من نيازمند لاغري بودم و بقيه كارهام رو موكول كرده بودم به بعد از لاغري
البته كه از همون هفته اول يا دو سه روز اول متوجه شدم يواش يواش استرسم كم و كمتر شد از چاقي و متعجب بودم كه چطور انقدر زود داره تغييرات ذهني در من اتفاق ميوفته
اين فايل شما انقدر آگاهي داشت كه ميتونم هر بار براي هر مشكلي برگردم بهش و مطالبي كه گفتيد رو مطابقت بدم با مشكلم و فرمول اصلي رو جايگزين كنم با چيزي كه ميخوام و خواسته ام هست و استمرار داشته باشم روش و حالم خوب باشه و شاهد اتفاقات شگفت انگيز باشه
استاد عطار عزيز، اينكه هدفتون اينه كه ماهايي كه داريم از اين برنامه هاي شما استفاده ميكنيم در تمام جنبه هاي زندگيمون توانمند بشيم …ميخوام بگم به هدفتون رسيديد و اگر بچه هايي كه اينجا جمع شديم با قلبمون چيزهايي كه ميگيد رو بشنويم در تمام جنبه هاي زندگي موفق خواهيم شد
بي نهايت از اين فايل ارزشمند سپاسگذارم