0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت دوم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

🧠 ذهن ما مثل یک برنامه‌نویس خستگی‌ناپذیره!

همه‌ی ما در ذهن‌مون الگوهایی داریم که حاصل هزاران بار فکر کردن و تکرار شدن هستند.

همین تکرارها باعث می‌شن رفتارهایی در ما شکل بگیره که خودمون هم فکر می‌کنیم «ذات ما» هستن.

👨‍👩‍👧‍👦 مثلاً چرا خیلی از رفتارامون شبیه پدر یا مادرمونه؟ چون از بچگی تحت تأثیرشون بودیم و ذهن‌مون ازشون فرمول ساخته.

بعد از اون، معلم‌ها، مربیان و افرادی که آموزه‌های اجباری به ما منتقل کردن، این فرمول‌سازی رو ادامه دادن…

و ما بدون اینکه خودمون انتخاب کرده باشیم، یاد گرفتیم چطور واکنش نشون بدیم!

🌈 ذهن هر کس دنیای خاص خودش رو داره!

دو برادر رو تصور کن که در یک خونه بزرگ شدن، یک مدرسه رفتن و حتی دوستان مشترک داشتن…

اما آخرش یکی‌شون موفقه، دیگری نه! چرا؟

چون ذهن هر کدوم، برداشت متفاوتی از محیط داشته. 🎭

و این یعنی:

«زندگی ما به آنچه در ذهن‌مون باور کردیم بستگی داره، نه فقط شرایط اطرافمون.»

🚬 سیگار، عصبانیت یا افسردگی؟ فقط یه تکراره!

🔁 بارها شده شنیدیم کسی بگه:

«من آدم عصبی‌ای هستم»، یا «من نمی‌تونم سیگار رو ترک کنم»، یا «من ذاتاً بدشانس‌ام!»

اما واقعیت اینه که اینا فقط رفتارهای تکراری هستن، نه شخصیت اصلی اون فرد.

یک نخ سیگار… هزار بار تکرار می‌شه = اعتیاد

یک بار عصبانیت… هزار بار تکرار می‌شه = باور عصبی بودن

🌀 زندگی ما، مجموعه‌ای از رفتارهای اعتیادگونه ذهنیه

✅ افسردگی، ناامیدی، بدشانسی، اضطراب و… همه‌شون فرمول‌هایی هستن که بارها و بارها در ذهن‌مون تکرار شدن.

وقتی بفهمیم اینا از قبل نوشته نشده و فقط نتیجه‌ی تکرارند، اون‌وقته که حس قدرت در ما زنده می‌شه!

🚀 تغییر فرمول = تغییر زندگی

کافیه فرمول‌هایی که دوست داریم در زندگی‌مون اجرا بشه رو بسازیم، و بارها و بارها تکرارشون کنیم.

فرمول‌هایی مثل:

  • من لایق لاغر شدنم 💃
  • من می‌تونم با ذهنم زندگی‌مو تغییر بدم 🧠
  • من پر از آرامش و اطمینانم 🌿

و بعدش، با عمل کردن روزمره بر اساس این فرمول‌ها، اون‌ها رو به واقعیت ذهن و زندگی‌مون تبدیل کنیم.

🔥 قدرت ذهن محدود به لاغری نیست… همه‌جا باهاته!

همونطور که ذهن می‌تونه تغییرات جسمی ایجاد کنه (مثل کاهش وزن)، می‌تونه شرایط مالی، روابط، احساسات و روحیه‌ت رو هم دگرگون کنه.

اثراتش مثل گرمای آفتاب همه‌جا رو روشن می‌کنه ☀️

و این دقیقاً چیزیه که هنرجوهای دوره “ورود به سرزمین لاغرها” تجربه می‌کنن:

تغییر فرمول ذهن = تغییر جسم = تغییر زندگی 🎯

🎥 این مستند آموزشی، یه روایت شخصیه از من…

داستان واقعیِ من، از تغییر شرایط با فرمول‌سازی‌های ذهنیه.

چیزی که خودم با تمام وجود تجربه کردم و حالا می‌خوام با شما به اشتراک بذارم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 26 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.69 از 48 رای

https://tanasobefekri.net/?p=31001

26 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

26 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار هانیه
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۴ ۲۳:۱۸
      مدت عضویت: 2024 روز
      امتیاز کاربر: 13368 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 542 کلمه

      سلام استاد عزیز

      چقدر خوشحالم این سفر باعث تولید این فایلهای عالی و پر از آگاهی شده و ممنونم که با سخاوت یادگیری هاتون رو با ما به اشتراک می ذارین….درسته، جهان به احساس ما جواب میده و اونچه که ما در کلام به کار می بریم بی تاثیره …. تازه احساس لحظه ای هم مهم نیست، احساس غالب .. یعنی برایند اون چیزی که در طول روز حس می کنیم که میشه برایند احساساتمون و همین مبنای پاسخ جهانه

      پس هرجایی که احساسم بد بشه می تونم بفهمم راه رو اشتباه رفتم و اگه دائم توش بمونم، بیشتر هم حالم بدتر میشه و نتایج منفی از راه میرسه … پس همیشه باید همه تلاشم در زندگی رسیدن به احساس خوب و موندن توی این احساس باشه … دقیقا مثل همین تناسب اندام و شرایط الانِ من که اینقدر توی این مسیر حال و احساسم خوبه و خدا می دونه هربار که شما اینها رو می گین چقدر خوشحال میشم که همه این حالتها رو تو این مسیر دارم و دیگه اون عجله و ناامیدی رو ندارم.

      من وقتی به لاغری فکر می کنم یا دچار استرس و نگرانی میشم یا حس خوب می گیرم از این مسیر .. تو حالت اول که استرس دارم، اگه نتونم حالم رو کنترل کنم نتیجه نمی گیرم چون جهان من رو به سمت اتفاقات اون جنسی و استرس و حال بد هدایت می کنه…اما اگه با حال خوب تو این مسیر باشم و امید داشته باشم که از همین مسیر به نتیجه میرسم و با شوق آموزش ها رو دنبال کنم همونقدر هم حس خوب و مستمر پیدا می کنم و کم کم به نتیجه میرسم . همه چی به افکار ما برمیگرده و این افکارمه که به احساساتم تبدیل میشه … پس من باید کنترل افکارم رو دستم بگیرم تا احساسم رو بتونم مدیریت کنم … کافیه هربار که افکار منفی میاد سراغم مچم رو بگیرم و اجازه ندم احساسم بد بشه … تازه خیلی از این افکار زاییده ذهن خودمونه و توهمه و خودمون بزرگش کردیم . در دنیای واقعی اهمیتی نداره و فقط داریم سناریوچینی منفی می کنیم در ذهنمون

      مهم اینه که به هدفم جوری نگاه کنم که برام قابل دستیابی باشه … اما اگه هدف رو دور و غیر قابل دسترس بدونم برام به راحتی هم محقق نمیشه…مثل تبدیل ماشینم که درسته خواسته م رو اعلام کردم و بهش فکر می کنم اما چون ذهنم میره به “چطور ممکنه؟ ” خب این چند سال نشده که بشه … چون توی ذهنم احتمال رخ دادن و رسیدنم بهش ضعیف تر بوده…اما خدا رو هزااااااااااار بار شکر که درباره لاغری دیگه اینطور نیستم و الان به جایی رسیدم که با فکر کردن به لاغری حس خوب دارم و می دونم که می تونم و میرسم بهش…این بزرگترین تغییر من تو این دوره بوده تا الان

      چقدر تجربه های سفری که تعریف کردین فوق العاده بود … در یه جمع بندی بخوام بگم چی فهمیدم: جوری به مسائل نگاه کنیم که احتمال به وقع پیوستن همه چیز به خوبی بیشتر باشه … اونوقته که نتایج از راه میرسن و ما با حفظ روحیه و جهت دهی افکارمون به سمت مثبت، به جهان حال خوبمون رو می فهمونیم و اون هم به احساسمون جواب درست میده…این عالی بود و من توی سفر تابستون هم یه نمونه تجربه ش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۲ ۱۱:۲۴
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و هم مسیرم 

      استاد بازم میرسیم به بحث کنترل ذهن و تمرکز بر خواسته ها و توجه نکردن و اعراض از ناخواسته ها هر چقدر ما این کارها رو بهتر انجام بدیم در زندگی موفق تر میشیم و خالق زندگی خودمون میشم مثل شما که  تونستید به شرایط نا دلخواه (نرفتن به سفر )توجه نکنید و به هر انچه که دارین توجه کنید و لدت ببریید (مثل بچه ها و همسر و وجود سایت )و بازم با لدت زیاد و حال خوب زندگی زیبا  رو  برای خودتون رقم بزنید و تجربه  کنید در  حالی که در ذهنتون بودن  اون خواسته رو چیز سخت و محالی ندونستید (یه سفر عالی رفتن ) و ناامید نشدین و  طبق قانون جهان شما به یک سفر عالی هدایت شدین .

      چقدر از اون قسمت  ماجرا خوشم اومد که بچه ها مثل ایدا هیچ وقت افکار منفی رو مرور نمیکنن و خیلی راحت خودشون رو با شرایط جدید وفق میدن و به دنبال لذت بردن و حال خوب  در زندگی هستن و سریع حال خودشون رو خوب میکنن  (این همون فطرت انسان هست که با بزرگ شدن انسان  به خاطر  ورودیهای بد و نادرست از ما گرفته میشه )و واقعا این برای ما درس داره من خودم واقعا سعی میکنم اینچنین سبکی برای زندگی داشته باشم دقیقا استاد پسر خودم اینطوره من همیشه میگم  پسرم  الگوی عالی برای من  در زندگی هست پسرم نه ساله هست اما از کوچیکی همین اخلاق رو داره که خودش رو برای نبود هیچ چیز ادیت نمیکنه حتی تا الان ممکنه یکی دوبار  از ما درخواستی   داشته باشه  ولی اگر دید انگار قابل اجرا شدن نیست   و به اون خواسته نمیرسه خیلی سریع خیلی سریع به بهترین شکل  حال خودش رو خوب میکنه به فرض یه وسیله بازی  که  از ما  بخواد و ما نخریم دوبار میگه و بار سوم که دیگه  دید نه انگار خبری نیست یا نقاشیش رو میکشه یا با لگو درستش میکنه و یا با خلاقیت خودش با پارچه و گواش و کاغد و … درستش میکنه و ذوق و ذوق کنان میاره نشونم میده که ببین من دارمش،و من خیلی از این اخلاقش لذت میبرم و یا بارها شده وقتی چیزی رو میخوادو ما میگیم نه فعلا صبر کن  اصلا حالش رو بد نمیکنه و برعکس به بودن و داشتن اون اسباب بازی که در آینده خواهد داشت  اینقدر فکر میکنه  اینقدردر گوگل  سرچ میکنه و قیمتش رو پیدا میکنه و ابعادش رو پیدا میکنه و یا اینکه به بودنش فکر میکنه و … تا خیلی راحت یا خود همون یا نظیرش رو بلخره میخره  اصلا سر و صدا و دعوا و بد اخلاقی نمیکنه دقیقا طبق قانون نادانسته داره عمل میکنه همیشه به خودم میگم بسیار پسرم در صلح هست با همه چیز و همه کس و دوست دارم خودمم  اینچنین زندگی کنم  عین بچه ها با حال خوب و لذت و بدون افکار منفی  و خالق زندگی خودم باشم .

      نمیدونم حالا درسته  اسن رو بگم یا نه ولی استاد اینقدردر  ذهنم رسیدن به  تمام خواسته هام طبیعی هست و میگم این همه آدم دارن به این شکل که من میخوام  زندگی میکنن قطعا منم در اینده ی نزدیک در زمان درستش به راه درست هدایت میشم و اونها رو تجربه میکنم  این که برای خدا کاری نداره و   تا حدود زیادی آدم امیدوار و مثبت اندیشی هستم که بعضی مواقع که اطرافیانم و یا همسرم یه چیزی خلاف خواسته هام و افکار م میگن در دلم میگم نه اینطور که نیست من قراره به تمام  خواسته هام  برسم و از اونها لدت ببرم و اونها حق طبیعی من هستن و برعکس  حرفهای بقیه به نظرم غیر  طبیعی هستن طوری که اگه بخوام  از رسیدن به خواسته هام حرف بزنم  بعضیا بهم میگن تو رویا پردازی تو داخل عالم خودتی و منم هیچی نمیگم اما امیدوارم و میدونم هر کس وارد این مسیر بشه و به قوانین ثابت جهان درست عمل کنه تهش به موفقیت  در تمام جنبه ها و سلامتی و  ثروت و … میرسه نمونه اش،خود شما استاد و استادان بی نظیر دیگه در این زمینه و تمام افراد شگفتی ساز در این مسیر و حتی خودم که زندگی الانم با دو سال پیش خودم قابل مقایسه نیست  و حقیقتا یه چیز دیگه که باید بگم این هست  که اینقدر رسیدن به تناسب دلخواهم برای طبیعی و حتمی هست که دیگه فکر میکنم که به اون صد در صد میرسم و هر روز با قدم برداشتن  در مسیر درست تناسب فکری به اون دارم  نزدیکتر میشم و باید برای رسیدن به بقیه خواسته هام هم  تلاشم کنم .

      و اینکه استاد چقدر ایمان شما  و توکل شما قوی  هست و در عمل اون رو  نشون دادید و فقط به حرف نبود که خداوند حافظ همسر و بچه های شما هست که حتی یک بار هم تماس نگرفتید و گفتین مطمعنم اوضاع اونجا  خوبه و رو به راه  هست و خدا در اوتجا حضور داره و من نباید نگران باشم و اگر شیطان میومد که شما رو از این همه توکل و ایمان  دور کنه با افکار نگران کننده تسلیم اون نشدید و سریع شیطان رو از خودتون دور کردید که قدرت نگیره و این ایمان شما  جای تحسین داره و دقیقا خودم هم دارم با این ایمان و توکل زندگی میکنم من کسی هستم که در گدشته اگر همسرم به تفریح و یا دورهمی دوستانه و یا کاری خارج از شهر و یا داخل شهر میرفت و یک ذره دیر میکرد و یا مدتی میگذشت و نمیومد من  زنگ میزدم و نگران میشدم و  اتفاقا تا حدودی مزاحم همسرم هم میشدم که ایشون شاید ناراحت هم میشدن و یا حتی با دیر کردنهای بیرون از خونه ی  پسرم و یا دخترم هم همین طور  نگران میشدم ولی خدا شاهده این دو ساله که اصلا این طرز فکر رو که ندارم هیچ از این استرس و نگرانی هام دور شدم و  بعضی مواقع حتی اطرافیان خودمم رو که اینقدر نگرانن درک نمیکنم   چون من بسیار ارام تر  شدم و با آرامش بیشتری دارم زندگی میکنم با این فکر که خدا خودش محافظ هسمر و فرزندان و عزیزان من هست و با خیال راحت از زندگیم و از این اگاهی ها که دارم لذت میبرم و زندگی میکنم و حتی بارها شده همسرم میخواسته بیرون بره گفته موبایلم رو نمیشه ببرم حالا چیکار کنم نگران نشی گفتم نیاز نیست نبرش برو به امید خدا هر وقت کارت تموم شد بیا و حتی همسرم بدون موبایل با دوستاش رفته بیرون و من نفهمیدم  ایشون کی برگشت چون غرق در لذت و حال خوب بودم  چون پای خدا رو وسط کشیدم  چون خود خدا  رو   در هر لحظه از زندگیم حامی و هادی  میبینم و بدون  هیچ ترس و نگرانی زندگی میکنم نمیگم صدر صدر اما در مقایل گدشته ام بسیار پیشرفت زیادی داشتم .

      من در مسیر تغییرم ……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرضیه سعیدی
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۲ ۰۰:۲۶
      مدت عضویت: 1926 روز
      امتیاز کاربر: 8744 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام استاد عزیز خدا شکر. که رفتی صفر وخوش بهتون گذشته. 

       ولی این که شما بهش رسیدی. تو این چند سال

       برای ما خیلی مشکل هست. من خیلی به لاغری فکر می کنم. و مطمعن هستم. لاغر میشم 

      ولی در مورد افکار منفی در زندکی  نمیتونم به خودم مسلط باشم

      . خوب بعد از ورد به این دوره خیلی بهتر شدم. ولی کافی نیست   کاش ی چیزی بود که کلان ذهن را از منفی ها پاک می کرد

       خیلی روزها از این افکارم اذیت میشم

      . می دونم که اشتباه می کنم. ولی ساعتها در این افکار می مونم. 

      استاد صبحا که کلان حالم بده.  خدا را شکر. با  ورود به این دوره  بهتر میتونم کنترل کنم  افکلرم را   و ادامه  نمیده م   کاش بتوانم. ذهن آرامی داشته باشم  حتما تو کامنت ها من زیاد این جمله را دیده باشید که من میخواهم به انضباط فکری برسم. را همیشه در کنار متناسب شدنم نوشتم. امیوارمیک روز به این. آرزو م برسم

      این اخلاق بد من به عادت تبدیل شده  مثل عادتی که یک فرد عصبانی دارد هیچکس جز خودم اذیت .    نمیشه. درونم همیشه غمگینه. میخندم. ولی و نشون نمیدم. ولی خووم درگیر هستم ببخشید استاد عزیز که منفی باف شدم.  دارم سعی می کنم این افکار را دور بریزم  ولی فکر می کنم نیاز بیشتری به آموزش دارم  دارم  از فایلهای لاغری. برای این منظور کمک می گیرم. خدارا هزاررران مرتبه شکررر که با سایت تناسب فکری. آشنا شدم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم