0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت چهارم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

✨ داستان من و قانون جذب: از جادو تا واقعیت ذهنی! 🧠💫

تا مدت‌ها بعد از آشنایی با قانون جذب، فکر می‌کردم با یه‌جور جادوی نامرئی طرفم! 😅

همش با خودم می‌گفتم: «اگه یاد بگیرم چطور این جادو رو فعال کنم، زندگی من دگرگون میشه!» 🎩✨

برای همین کلی وقت گذاشتم روی تجسم ذهنی 🧘‍♀️ و تکرار عبارت‌های تاکیدی مثل:

«من ثروتمندم» 💰

«من موفقم» 🏆

«من لاغرم» 🧍‍♀️

باورم این بود که اگه درست تجسم کنم و این عبارت‌ها رو تکرار کنم، حتماً زندگی‌م متحول میشه.

ولی… راستشو بخوای، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد! 🤷‍♀️

ماه‌ها گذشت و من به اون چیزایی که آرزوشو داشتم نرسیدم.

🧩 واقعیت پشت پرده: فرمول ذهنی!

بعداً که شروع کردم به بررسی زندگی آدم‌های موفق، دیدم هیچ‌کدومشون اونطور که تو کتاب‌ها نوشته شده بود از تجسم ذهنی یا جملات تاکیدی استفاده نکرده بودن! 😮

تو گفت‌وگو با چند تا از دوستان موفقم فهمیدم حتی نمی‌دونستن چیزی به اسم «عبارت تاکیدی» وجود داره! 🤔

اینجا بود که برام سؤال شد:

پس اونا چطور موفق شدن؟ راز کارشون چی بود؟

و کم‌کم فهمیدم اون چیزی که واقعاً زندگیمون رو می‌سازه، فرمول‌های ذهنی ماست! 🧠🔧

یعنی اون باورها و افکاری که به‌صورت خودکار رفتار ما رو شکل می‌دن.

🌱 لاغری ذهنی: یه نگاه متفاوت

از همون‌جا بود که موضوع لاغری با ذهن برام مهم شد.

قبلاً فکر می‌کردم قانون جذب یعنی یه ورد بخونم و معجزه بشه! 😅

اما فهمیدم واقعیت چیز دیگه‌ست:

👣 رفتارهای من، نتیجه فرمول‌های ذهنی منه.

و اگه می‌خوام نتیجه زندگی‌م تغییر کنه، باید اول رفتارم و در نهایت شخصیتم رو تغییر بدم!

و این تغییر فقط از راه تغییر فرمول‌های ذهنی ممکنه! 🧠🔁

🎯 پاسخ صدها سؤال من درباره چاقی

فهمیدم چرا چاقم؟ چرا لاغر نمی‌شم؟

چرا نمی‌تونم به رژیم عمل کنم؟

چرا بعد از یه مدت کوتاه دوباره برمی‌گردم سر خونه اول؟

پاسخ همه اینا در یک جمله بود:

رفتارهای من بر اساس فرمول‌های ذهنی چاقی طراحی شدن! 🧠🍩

برای همینه که تو آموزش‌های لاغری با ذهن، این‌قدر تأکید دارم روی عمل کردن به آموزش‌ها، نه فقط گوش دادن بهشون!

🚀 خودم هنوز یه دانش‌آموزم!

هرچند الان از نظر جسمی شرایط خیلی بهتری دارم نسبت به چند سال پیش، اما هنوزم خودمو یه دانش‌آموز لاغری با ذهن می‌دونم! 🎓

چون فرمول‌های چاقی قدیمی هنوز ته ذهنم هستن و گاهی فعال می‌شن 😅 ولی دارم با تکرار و تمرین، فرمول‌های جدید و سالم‌تری رو جایگزینشون می‌کنم. 💪🌟

🧪 تست واقعی: مسافرت و دوستان قدیمی

رفتن به سفر یا بودن با دوستان قدیمی که سال‌هاست می‌شناسم،

برام تبدیل شد به یه آزمون واقعی! 🎒🎯

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 17 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.53 از 49 رای

https://tanasobefekri.net/?p=31016

17 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

17 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۰۲:۱۳
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      من هم همیشه می گفتم بزار حالا از شنبه شروع می کنم رژیم و چقدر از این کارهای بی خودی کردیم . به من هم می گن تو پیتزا می خوری نوشابه می خوری ؟ من قبل از دوره اصلا نوشابه نمی خوردم بیرون می رفتیم از مال همسرم یه ذره انقدر ترس داشتم از نوشابه ولی الان با ساندویچ و غذاهای که بچسبه نوشابه می خورم اما نه با ترس . مثلا قبلا قهوه می خوردم با شیرینی ترس داشتم و رژیم می گرفتم نمی رفتم قهوه بگیرم با شیرینی الان خیلی بیشتر قهوه و شیرینی می گیرم برای صبحونه .

      قبل من حتما باید سر ساعت غذا می خوردم ولی الان مثلا ساعت ۸:۳۰ دیشب شام خوردیم ساعت نداره قبلا من از هفت به بعد چیزی نمی خوردم .

      رفتار ما بدون مبارزه و جنگ درونی باشه آدم تغییر می کنه .من خیلی اون موقع ها از مسافرت می ترسیدم و غذای بیرون .

      الان نه . حالا من هنوز به این حالت نرسیدم میل ندارم و اذیت بشم ولی دیروز خونه مامانم حسابی پیغام سیری و گرفتم .

      اره همسر منم همینطوره امکان نداره یه لقمه هم بتونه بیشتر بخوره ولی من هم تا حدودی نرسیدم ولی نه به طور کامل .

      در مورد غذا حرف نزدن هم خیلی چیز خوبیه .

      همسر من اصلا از غذاها تعریف نمی کنه خوبه هان . ما ها همش بخور بخور می کنیم یعنی همه چی رو به خوردن ربط می دیم 

      اون موقع ها همه چرت بعد از ظهر می زدن بعد عصری چایی با شیرینی می خوردن .

      خیلی خوردم دارم می ترکم ربطی نداد به چاقی . خوب خیلی نکته خوبیه . ولی نمی گه می ترسم چاق بشم.و ربطش نمی ده به چاقی انتظار چاقی نداره .

      توی ذهنش تعریف چاقی نیست خیلی عالیه این حرف‌ها.همه چی ذهنیه از بس ارتباط می ده آدم همه چی رو به چاقی برای همینه که چاق می شه .

      رفتار غذایی باید خود به خود تغییر کنه کنترلی نیست.

      اینو منم داشتم یه روز که قبلا ورزش نمی کردم فکر می کردم چاق می شم . الان نه . ورزش سنگین نمی کنم اصلا اصلا من خدا رو شکر باشگاه نمی رم قبل می رفتم برای زومبا که دیگه تعطیل شد نرفتم حالا باید شروع کنم خودم برقصم توی خونه ایشالله 

      من که باور کردم اینا رو .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم