✨ داستان من و قانون جذب: از جادو تا واقعیت ذهنی! 🧠💫
تا مدتها بعد از آشنایی با قانون جذب، فکر میکردم با یهجور جادوی نامرئی طرفم! 😅
همش با خودم میگفتم: «اگه یاد بگیرم چطور این جادو رو فعال کنم، زندگی من دگرگون میشه!» 🎩✨
برای همین کلی وقت گذاشتم روی تجسم ذهنی 🧘♀️ و تکرار عبارتهای تاکیدی مثل:
«من ثروتمندم» 💰
«من موفقم» 🏆
«من لاغرم» 🧍♀️
باورم این بود که اگه درست تجسم کنم و این عبارتها رو تکرار کنم، حتماً زندگیم متحول میشه.
ولی… راستشو بخوای، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد! 🤷♀️
ماهها گذشت و من به اون چیزایی که آرزوشو داشتم نرسیدم.
🧩 واقعیت پشت پرده: فرمول ذهنی!
بعداً که شروع کردم به بررسی زندگی آدمهای موفق، دیدم هیچکدومشون اونطور که تو کتابها نوشته شده بود از تجسم ذهنی یا جملات تاکیدی استفاده نکرده بودن! 😮
تو گفتوگو با چند تا از دوستان موفقم فهمیدم حتی نمیدونستن چیزی به اسم «عبارت تاکیدی» وجود داره! 🤔
اینجا بود که برام سؤال شد:
پس اونا چطور موفق شدن؟ راز کارشون چی بود؟
و کمکم فهمیدم اون چیزی که واقعاً زندگیمون رو میسازه، فرمولهای ذهنی ماست! 🧠🔧
یعنی اون باورها و افکاری که بهصورت خودکار رفتار ما رو شکل میدن.
🌱 لاغری ذهنی: یه نگاه متفاوت
از همونجا بود که موضوع لاغری با ذهن برام مهم شد.
قبلاً فکر میکردم قانون جذب یعنی یه ورد بخونم و معجزه بشه! 😅
اما فهمیدم واقعیت چیز دیگهست:
👣 رفتارهای من، نتیجه فرمولهای ذهنی منه.
و اگه میخوام نتیجه زندگیم تغییر کنه، باید اول رفتارم و در نهایت شخصیتم رو تغییر بدم!
و این تغییر فقط از راه تغییر فرمولهای ذهنی ممکنه! 🧠🔁
🎯 پاسخ صدها سؤال من درباره چاقی
فهمیدم چرا چاقم؟ چرا لاغر نمیشم؟
چرا نمیتونم به رژیم عمل کنم؟
چرا بعد از یه مدت کوتاه دوباره برمیگردم سر خونه اول؟
پاسخ همه اینا در یک جمله بود:
رفتارهای من بر اساس فرمولهای ذهنی چاقی طراحی شدن! 🧠🍩
برای همینه که تو آموزشهای لاغری با ذهن، اینقدر تأکید دارم روی عمل کردن به آموزشها، نه فقط گوش دادن بهشون!
🚀 خودم هنوز یه دانشآموزم!
هرچند الان از نظر جسمی شرایط خیلی بهتری دارم نسبت به چند سال پیش، اما هنوزم خودمو یه دانشآموز لاغری با ذهن میدونم! 🎓
چون فرمولهای چاقی قدیمی هنوز ته ذهنم هستن و گاهی فعال میشن 😅 ولی دارم با تکرار و تمرین، فرمولهای جدید و سالمتری رو جایگزینشون میکنم. 💪🌟
🧪 تست واقعی: مسافرت و دوستان قدیمی
رفتن به سفر یا بودن با دوستان قدیمی که سالهاست میشناسم،
برام تبدیل شد به یه آزمون واقعی! 🎒🎯
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.53 از 49 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود استاد چندبار پایان فایلم را نوشتم پرید و در نهایت خواستم در ویرایش تکمیلش کنم که باز همان تیکه پرید و ثبت شد 😊شاید باید این اتفاق می افتاد و حکمتی هست به هر حال من نوشتم و در کائنات ثبت شد تمام حرفهای فوق العاده ام
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر عالم و آدم
استفاده از قوانین در عمل (۴)
دقیقا وقتی با مسیر آموزشهای ذهنی آشنا شدم انگار چوب جادوی فرشته مهربون را پیدا کرده بودم انقدر شوق داشتم و سعی داشتم دقیق آنچه گفته میشه را عمل کنم که زود نتیجه بگیرم و هر بار هم که از تصور و تجسم کردنم و یا گفتن عبارت تأکیدی نتیجه فیزیکی و مادی دریافت نمی کردم می گفتم حتما در کار من نقصی هست و بیشتر تلاش می کردم و کم کم متوجه شدم که برای خلق شدن شرایطی که دوست داری باید آماده پذیرای آن شرایط باشی و برای لایق بودن آن باید در ذهنت فرمولهای هماهنگ و توحیدی ایجادشوند و مسئله مهم این بود که بایستی فرمولهای ذهنی خودتو که شخصی هستندو شاید هیچ کس ازشون اطلاع نداشته باشه را شناسایی کنی و این قصه سر دراز دارد !…
شاید به خاط همین خیلی افراد این مسیر را باورش نمی کنند یا مسیر را رها می کنند چون باید از عمق لجن مرداب ،گل نیلوفر برویانی 🌺و طلب کردن فرد و البته هدایت و حمایت و حفاظت خداوند هر لحظه نور امید قلبت میشه گرچه این تغییرات انقدر گسترده و کیفی هستند که قابل به اندازه گیری نیستند ولی چون با چشم دیده نمی شوند و در واقع اون نتیجه نهایی ما نیستند و اصولا ما هم مقایسه گر هستیم و عجول، بارها باعث میشه لیز بخوریم .
همه افراد چاق ذهنشون مملو از افکار چاق کننده هست که برخی از این فرمولها به صورت عمومی در ذهن همه افراد چاق وجود دارند ..ترس از چاق شدن در عید نوروز و ماه رمضان و سفر و تفریح و جشن ها زمانهایی هستند که برای فرد چاق تداعی کننده خوردن بیشتر و البته مساوی با چاقی بیشتر است .همه افراد چاق برای سفر یا تفریح بیشتر به دنبال تنوع مواد خوراکی هستند و بیشتر ذهنشون درگیر این هست که با خوراکی در سفر خوش باشند و سوغاتهای جدید شهر و یا مواد غذایی که مدتی است استفاده نکرده اند را تست کنند.
فردی که رژیم غذاییش طبق زمان و مقدار تعیین شده بوده کاملا تحت برنامه ریزی اون برنامه نویس بوده و کاملا در اسارت و محدودیت شاید در ظاهر به امید نتیجه لاغری داشته رعایت می کرده ولی در اصل ناخودآگاهش خیلی حالش بد بوده وبالاخره این تصمیم را میگیره که خودشو از این بند آزاد کنه و با حرص و ولع بیشتری تلافی روزهای قبل را در آورده و با خودش می گفته بعد از سفر و از شنبه روزی شروع می کنم و در کنارش البته هرچند که خودشو از این برنامه آزاد کرده ولی حتما با ترس می خورده و همش عذاب وجدان می گرفته در حقیقت هیچ لذتی هم نمی برده و همش به فکر وزن و برگشت و نخوری های قبل و ایناش بوده !…تجربه دارم.
و دوستی که در حین استفاده از آموزه های تناسب فکری گول عجله کردن را می خوره و خودشو توجیح می کنه که علاقه به ورزش دارم و در واقع میخواد لاغری را سرعت ببخشه به خاطر انتظاری که در ذهنش از لاغری توسط ورزش داشته وزن کم کرده ولی همون مقدار که با تلاش بیرونی بوده بازگشت داشته و این فرمول ورزش لاغر می کنه به صورت قوی در ذهن افراد چاق وجود داره و خیلی ها در دامش می افتند اما موضوع اینه که روزهای اول باشگاه ذوق داری و سخت تلاش می کنی واما رفته رفته خسته میشی و نمی تونی طبق برنامه عمل کنی و ادامه بدی و رها می کنی و چون انتظارت اینه که ورزش نمی کنم چاق میشم صددرصد چاق میشی هر کاری با لذت لذت لذت و تکرار و استمرار انجام بشه یک نتیجه خوب میده پس اگر من واقعا برای تفریح و لذت میخوام ورزش کنم مثل شنا (نمی دونم شنا برای من آب بازیه لذته اصلا جز ورزش نمی دونم ولی پیاده روی یا باشگاه و کار با دستگاه و غیره در ذهن من ورزشه )باز هم باید خیلی لذت بخش باشه نباید فشار به جسم بیاد که بتونیم ادامه بدهیم چون اگر به جسم هم فشار بیاد دستورات مغز برای ترک این کار صادر میشه خب تجربه من این بود که هفته ای دوروز آموزشی شنا می رفتم و خیلی خیلی لذت میبردم و کودک می شدم انگار اما اواسط ترم حس کردم خیلی به خودم فشار میارم و خودمو خسته می کنم طوری که می رسیدم خونه کوفتگی بدن داشتم و چند ساعت می خوابیدم و در نهایت این فشار باعث شد مغز دستوراتی صادر کنه که نشد ادامه بدم البته هنوزم عاشقشم ولی باید یک کم فرمولهای ذهنم را بررسی کنم و ذهن و جسمم را هماهنگ کنم و دوباره شروع می کنم .
برنامه صحیح برای موفقیت اونی هست که می تونی به صورت کلی بهش عمل کنی نه مقطعی!…
هر چقدر هم کنترل بیرونی داشته باشی طبق برنامه ذهن و انتظارات ذهنیت شرایط خلق می شوند و اما نمی تونی همیشه طبق برنامه پیش بری نگرانی از چاق شدن ترس از خوردن و عذاب وجدان هزاران بار در ذهنت تکرار شده و میشه تا زمانیکه با محتوای آموزش ذهنی آروم آروم اصلاحش کنی .
✨زمانی به صورت پایدار لاغر میشیم که رفتار ما بدون مقاومت و جنگ درونی باشه 💎
🍃🍃🍃
رفتار افراد متناسب که ذهن متناسبی دارند با افراد چاق :👇
وقتی به افراد متناسب اصرار می کنی که بیشتر از نیازشون بخورند یا خوراکی را تست کنند خودبه خودی نمی تونند بخورند یعنی با تصمیم و اراده نیست واقعا جسمشون هم واکنش نشون می ده و اذیت میشه و می گه نه !اصلا نمی تونم بخورم حال تهوع می گیرم.
و این در حالیست که فرد چاق بارها پرخوری می کنه واصلا متوجه نیست این واکنش تهوع یا درد شکم و سنگینی معده فریاد جسمش هست که میگه بسه !تازه فکر می کنه سردیش شده یا مشکل دیگری پیش اومده و به دنبال دوا درمونش هم می گرده که با چای نبات و آبلیمو و سرکه سیب و غیره این درد را ساکت کنه و این هم با تصمیم و اراده نیست خودبه خودی فرمان مغزیش این طور هست .
ذهن فرد متناسب تحت تأثیر مزه یا جمع افراد ، شاید ۱٪خطا داشته باشه اما یک ذهن چاق بالای ۵۰٪خطا داره
یک فرد متناسب فقط خوراکی مورد علاقشو می خوره شاید بین چندین مدل شیرینی یک یا دوتا مدل مورد پسندش باشه اون هم ممکنه در یک ۲۴ساعت میل به خوردنش نداشته باشه یا اصلا نخوره !…و به راحتی ازش بگذره .اما یکفرد چاق طعم شیرینی را دوست داره براش مهم نیست حلوا باشه خرما باشه قند باشه فقط می خوره و خیلی براش مواد غذایی محرک هستند به طوری که از طریق چشم و گوش و بویایی و لامسه تحریک به خوردن میشه و دائم نوک نوک می خوره .
یک فرد متناسب در سفر اولویتش غذا نیست به دنبال تفریح کردنه و خیلی کم در مورد غذا صحبت می کنه و نظرش بر سالم بودن غذا و ساده بودن غذا هست چیزی که دردسر نداشته باشه اگر یک غذایی هم خیلی تعریفی باشه فقط از تعریف اون غذا لذت میبره ولی نمی خوره !…
اما فرد چاق بیشترین صحبتش ختم به خوردن و تنوع مواد غذایی میشه و اگر یه غذایی خیلی تعریفی باشه که هر بار بزاق دهانش ترشح میشه و میلش بیشتر به خوردن میشه اصولا هم دنبال تست غذایی هست که عجیب و غریبتر باشه چون در ذهنش اینه که بیشتر خوش بگذره و خوردن براش تفریح و سرگرمی هست .
در ذهن افراد چاق ،بیماری یعنی خوردن بیشتر و البته شادی هم یعنی خوردن بیشتر، عصبی بودن هم یعنی خوردن بیشتر و عزاداری هم …البته تحرک داشتن و کار کردن هم یعنی خوردن بیشتر🤦♀️
در ذهن من هم این فرمول هست که وقتی بیمار میشی باید بیشتر بخوری که جوون بگیری و زودتر خوب بشی و همین یه مدت پیش دیدم انگار یه ترسی افتاده به جونم هی میگه ضعیف شدی آب پرتقال بگیر جون نداری مغزیجات بخور کم خون شدی فلان بخور !..و این در صورتی است که وقتی بیش از اندازه تو بیماری می خوری یک بار سنگین دیگه هم میزاری روی دوش جسمت از طرفی باید رفع بیماری کنه از طرفی فشار ها و اختلالات ایجاد شده از پرخوری را و چقدر باید انرژی بیشتر برای هضم و جذب و دفع بسوزه !..
این فرمول کار کردی خسته شدی هم که اوووووو…هیچی دقیقا من یه جاروبرقی می زنم میگم خسته شدم 😄بشینم یه چیزی بخورم یا خیلی از کارهای جزئی و معمولی!..اما الآن یاد گرفتم که پاسخ مغز را با ی