🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.15 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خدایی که در این نزدیکیست
با سلام به دوستان هم مسیرم
مسیر لاغری من : گام سی و هفتم : تاثیر مغز در چاقی و راهکار تغییر آن
همه افراد چاق رفتار ها و عادات نادرست غذایی زیادی دارن که انجام و تکرار اونا باعث اضافه وزن و چاقی شون میشه و با این که میدون این رفتار و عادات نادرست و اشتباهند ولی باز اونا رو انجام میدن و بارها و بارها تکرار میکنن چرا ؟ چون ذهن شون مملو از فرمولهای چاق کنند ست و مغز دستورات چاقی رو صادر میکنه و این افراد هم چارهای جز اطاعت و اجرای اون دستورات و ندارن مثلاً من خودم قبل از آشنایی با این مسیر زیبا کلی رفتار ها و عادتهای نادرست داشتم که بعد از انجام شون دچار عذاب وجدان میشدم به عنوان مثال همیشه سر سفره از همه اعضای خونوادم بیشتر میخوردم و با اینکه حجم زیادی غذا وارد بدنم کرده بودم باز اضافه غذای بچه هامو به بهونهی اسراف نشدن میخوردم البته الان میگم بهونه اون موقع واقعا عقیده داشتم که اگر نخورم اسراف میشه و وفکر میکردم که اگه اسراف بشه خدا قهرش میگیره و من گناه کردم و از ترس اسراف شدن میخوردم و این به خاطر حرفهایی بود که از بچگی تو سر مون کرده بودن و منم باور کرده بودم ،و یا همیشه غذا رو در حد سیری و فشار شکم میخوردم و بعدش عرق نعنایی چیزی میخوردم که هضمش کنه یادمه کلی عرقیات مختلف برای لاغری داشتم که قبل و بعد از غذا میخوردم و یا بعد از ناهار همیشه میخوابیدم و بعد از بیدار شدن دوباره کلی چای با کیک و شیرینی و حلوا و شکلات یا هر چیز شیرینی که داشتیم میخوردم و یا هر وقت که بستنی داشتیم زمانی که میخواستم توی ظرف واسه همسرم و بچه هام بریزم تند تند بایک قاشق دیگه همونجا میخوردم و باز حجم زیادی هم توی ظرف برای خودم میریختم و باز کنار بچه هام می خوردم و یا اینکه بعد از وعده اصلی غذا با اینکه سیر سیر بودم باز اگه میوه ای ، آجیلی ، شیرینی …. آورده میشد میل برای خوردن داشتم وکلی عادتها و رفتار های نادرست داشتم که هر روز انجام شون میدادم و بعد زمانی که صحبت از چاقی و لاغری میشد میگفتم بابا ما چاقی تو خون رگ مونه اگه هر کاری هم بکنیم لاغر بشو نیستیم و همیشه خدارو مقصر چاقی و اضافه وزنم میدونستم چون از بچگی بهمون گفته بودن که چاقی مون ارثی و ژنتیکیه و منم خدارو مسبب چاقیم میدونستم و یا از بچگی زیاد شنیده بودم که اگه میخواین از زندگی لذت ببرین باید خوب بخورین یعنی لذت زندگی رو برامون در گرو خوب خوردن تعریف کرده بودن خب منم آموزش دیده بودم یاد گرفته بودم و در زندگیم تبدیل به عمل میکردم و یا از بچگی یاد گرفته بودم که غذای نذری رو باید حتماً خورد چون خوردنش خیلی صواب داره و شفا دهنده ست منم هر زمان که با غذای نذری روبه رو می شدم حتی اگر سیرم بودم باز میخوردم که صواب کرده باشم غافل از اینکه خوردن در زمان سیری خودش گناه محسوب میشه و همه ی اینا به خاطر این بود که ذهنم مملو از افکار و فرمول های چاق کننده بود و وجود این فرمول ها تاثیر بهسزایی در دستورات و فرمان های مغزیم برای چاق شدن داشت ومن بی خبر از همه جا همیشه به دنبال راهی برای خلاصی از چاقی و اضافه وزنم بودم یادمه بچه شیر خواره مو میزاشتم پیش همسرم و می رفتم ساعت ها پیاده روی میکردم و غرق در عرق خسته و کوفته میومدم خونه و شب از شدت کمردرد نمی تونستم بنشینم و بچه مو شیر بدم ولی هیچ اعتراضی نمیکردم و اون رنج و تحمل میکردم چون همیشه همسرم مخالفت میکرد و میگفت تو تازه زایمان کردی و بچه ات کوچیکه نباید خودتو این قدر خسته کنی ومنم چون همسرم چیزی نگه الکی خودمو سر حال نشون میدادم ولی اصلا انگار نه انگار حتی یک گرم هم کم نمیکردم چون داشتم سعی میکردم جسم مو در فشار و سختی بزارم ولی هیچ تلاشی برای برای تغییر افکار و فرمول های ذهنم انجام نمیدادم به خاطر همین هیچ وقت به نتیجه دلخواه نمیترسیدم و یا زمانی که از پودرهای لاغری قرص دمنوش های تلخ و بدمزه استفاده میکردم همین طور تا از زمانی که استفاده میکردم مقداری از وزن و سایزم کم میشد ولی به محض تموم شدن مدت زمان استفاده از از اون روش دوباره به سایز و وزن قبلیم بر میگشتم ولی از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم کلی از افکار و فرمولهای ذهنیم تغییر کرده و مغزم مجوز لاغری مو صادر کرده و فرمان های درست و صحیح لاغری صادر میکنه و من لذت شو میبرم دیگه خوردن برام مساوی با لذت بردن نیست ، در زمان سیری چیزی نمی خورم و در زمان گرسنگی از مواد غذایی استفاده می کنم و به محض دریافت پیغام سیری دست از خوردن می کشم ، دیگه برام فرق نمیکنه که غذا چی باشه و به اونا بر چسب چاق کننده بودن نمی زنم چون غذا برای رفع نیاز بدنه و اگه به اندازه نیاز مصرف بشه دیگه چاق کننده بودن شون معنی نداره و همچنین دیگه ترس از خوردن ندارم ولی هنوز کامل از بین نرفته و فکر میکنم که هنوز نیاز به تمرین و تکرار بیشتری دارم ولی نسبت به قبل خیلی بهتر عمل میکنم ، موقع مواجه با مواد غذایی به اندازه نیاز بدنم میخورم و با خودم میگم خداوند منو آفریده و خوردن جزیی از خلقت منه و من برای زنده ماندن و زندگی کردن نیاز به انرژی دارم و این انرژی رو بدن من از مصرف مواد غذایی بدست میاره پس اگه من به اندازه مصرف کنم دیگه نباید ترسی از خوردن و همچنین بعد از خوردن عذاب وجدان و احساس ناراحتی و پشیمونی داشته باشم چون هیچ کار اشتباهی انجام ندادم الان دیگه خدا رو شکر مغزم خیلی خیلی کم دستورات چاقی صادر میکنه و تقریبا میشه گفت که بیشتر اعمال و رفتار و عادت هام رو به سوی لاغری شده حرص و ولع ام نسبت به مواد غذایی از بین رفته ، میلم به مواد غذایی خیلی کم شده و معمولاً از بقیه افراد خونوادم زودتر سیر میشم ، غذا رو در حد سبکی میخورم و عاشق این حس سبکی بعد از غذا هستم الان که تو مسیرم میفهمم که تاثیر فرمول های ذهنی و دستورات مغزی خیلی بیشتر از تلاشیه که افراد چاق برای لاغری انجام میدن وگرنه با این همه ورزش و رژیم و ورزش های سخت و پیاده روی های طولانی که افراد چاق به عشق لاغر شدن انجام میدن همه شون باید مانکن شده باشند پس چرا افراد چاق هنوز اندر خم یک کوچه گیر کردن پس غیر از این نیست که مشکل از ذهن این افراده نه چیز دیگه من که ایمان دارم که این مسیر درست ترین و صحیح ترین مسیری هستش که خداوند عزیزم منو هدایت کرده و این روش تنها روشیه که تموم افراد چاق اگه مسیرشو درست و با ایمان و اشتیاق طی کنن به مقصد میرسونه پس به فکر به چنگ آوردن لاغری بازور و اجبار نباشیم بلکه به فکر یاد گیری لاغری باشیم که از طریق آموزش لاغری با ذهن به دست میاد
لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم
با تشکر از زحمات استاد گرامی
با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان هم مسیرم
به نام خدا
سلام دوست عزیز از خوندن نوشته شما لذت بردم و خوشحالم براتون بخاطر تغییرات زیبایی که دارین تجربه میکنین راستش اون قسمت های نوشته تون که گفتین باقی مانده غذاها رو برای ماهی ها و سگ ها و پرنده ها کنار میزارید نا خود آگاه اشکم سرازیر شد واقعا سیستم بدن ما افراد چاق با افراد متناسب هیچ فرقی نداره و چه بسا که ما افراد چاق اراده مون در برابر مواد غذایی خیلی قویتر از اوناست فقط چون راه درست لاغری رو بلد نبودیم و ذهن مون پر از فرمول های نادرست چاق کننده بوده این قدر در خوردن زیادهروی میکردیم وگرنه الان که داریم زبان لاغری رو یاد میگیریم میبینیم که ما غذا مون حتی به اندازه یک بچه هم نبوده واین حس سبکی بعد از غذا که داریم تجربه میکنیم چقدر شیرین و دلنشین و لذت بخشه ان شا الله که به زودی همه مون نتیجه دلخواه مونو میگیریم.من مطمئن هستم که با این تغییراتی که در شما ایجاد شده به زودی شگفتی ساز میشید.