🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام به همگی
من این مورد رو بارها و بارها تجربه کردم، چه روزهایی که یواشکی بدترین شکلات ها رو میخوردم فقط و فقط چون ذهنم میگفت : ببین این شکلاته و تو شکلات دوست داری😔 ولی الان بعد از گذشت ۵ ماه از دوره دیگه حتی اگر نوتلا یا شکلات لیند هم جلوم باشه میل ندارم بخورم و اینها همش از معجزه ی دوره ی لاغری با قدرت ذهن هست.
این یه حقیقته که با قدرت ذهن میشه کوه رو هم جابجا کرد فقط باید بلد باشیم قوانین مربوط به ذهنمون رو که در مورد لاغری استاد عطارروشن به بهترین نحو این رو اموزش دادن
نشان های دریافت شده
اول از همه ماه رمضان و به تمامی دوستان تبریک می گم!
من دیگه باور کردم باید در هر زمینهای روی ذهنم کار کنم و همه چی رو مغز دستور می ده و فقط و فقط تنها راه لاغر شدن از همون طریقی که چاق شدیم صورت می گیره !
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست !
و امسال من بدون دلهره ایشالله روزه می گیرم همیشه وقتی به ماه رمضان می رسیدیم دلشوره بعدش و داشتم که چی می شه!
نشان های دریافت شده
سلام.وقت بخیر….
خداروشکر میکنم که جدیدا تغییرات رفتارم نسبت به مواد غذایی خیلی عوض شده .چند شب پیش مهمون داشتیم و شام رو که جمع کردیم ….با اینکه همه شام خورده بودند ولی چون یکی تازه اومده بود و داشت از شام توی آشپزخونه میخورد دیدم دوباره کمکم اونایی که شام خورده بودن هم اومدن و از انواع سالاد ها دوباره میخوردم با اینکه میگفتن سیر هستیم.و این خیلی برای من جالب بود چون هیچکدوم هم متناسب نبودند…من پیش خودم یادم اومد که منم قبلا همین طور بودم و یه چنین رفتارهایی داشتم اما چون الان دیدگاهم عوض شده به نظرم این کار عجیب هست در صورتی که قبلا خیلی عادی بود
و چند شب پیش سفارش ساندویچ داده بودیم همه وقتی اومد ساندویچ ها من احساس سیری داشتم برای همین نخوردم….و گفتم هر وقت گرسنه شدم میخورم
و یکی دو ساعت بعدش که کمی گرسنه شدم خوردم ا
و فکر میکنم که جدیدا دائما رفتارهای اشتباه دیگران رو تشخیص میدم ..نمیدونم چرا رفتارهای اشتباه دیگران رو راحتتر از خودم تشخیص میدم …به نظرتون اینکه دائم و به طور ناخودآگاه هم رفتار های غذایی دیگران رو بررسی میکنم برای خودم هم خوبه استاد!؟؟
نشان های دریافت شده
برای منم سوال شد
هر چند فکر کنم از اونجا که به این موضوع شک دارم اما مطمئنم که توجه به رفتارهای افراد متناسب همسو با تناسبه پس بهتره دومی رو انتخاب کنم.
یادم میاد قبل از ورود به دوره با توجه کردن به پرخوریهای دیگران مدام برا خودم شاهد جمع میکردم که ببین چاق شدنم تفصیر من نیست و اون کار اشتباه بود اما الان وقتی رفتار غذایی متفاوتی نسبت به دیگران چه چاق باشن چه لاغر در پیش میگیرم از همسو شدنم با ارزوی تناسبم لذت میبرم.
نشان های دریافت شده
سلام
بله استاد من هم تمام این حالتها رو تجربه کردم
همیشه درزمان سیری ناراحت میشم ک چرا خوردم ولی دوباره همون کار را مدتی بعد تکرار میکنم واقعا زمانهایی شده ک بااینکه حالم از خودم بهم میخوره ولی باز ادامه میدم ب خوردن وتازه چون عذاب وجدان دارم ک نباید بخورم استرس میگیرم وتندتر میخورم ک احساس کنم کم خوردم وتقریبا خودم وگول میزنم ?♀️
البته الان کمتر از قبل شده ولی هست هنوز
راستش جندروز پیش لباس پوشیدم وخیلی احساس بدی بهم داد چون برام تنگ شده بود ومتاسفانه بر نامیدی من اضافه شده وحسابی ترسیدم
استاد من دوره های رایگان رو ۵تا فایل شو دیدم باید همه فایلها را ببینم؟چون نمیدونستم ک باید از اونهام استفاده کنم
ازتون سپاسگذارم ?
نشان های دریافت شده
شاید ضروری نباشه ولی قدر مسلم استفاده از اونها شانس بزرگیه که از دست دادنش واقعا حیفه
حالا زمانش بسته هر کس میتونه متفاوت باشه.
اما کدوم عاشق طالب لذت بیشتر از دریافت اگاهیهای ناب نیست؟؟
نشان های دریافت شده
سلام. من هم یادم میاد وقتی پدرم سفر میرفت برای من غذای هواپیما می آورد و منم وقتی رفتار بردارم رو میدیدم که هرچی دم دستش بود ? میخورد ? منم میخوردم و اصلا خوردن غذای هواپیما یک فرمول اختصاصی برای لذت بردن بود حتی اگر سیر بودم.
عروسی که فرصت عالی برای بی نهایت خوردن بود و وقتی یادم میاد رفتارمو حالم بد میشه و میگم اخه چجوری من این کارو میکردم آدم عاقل مگه با خودش این کارو میکنه ؟؟
شیرینی هم هروقت داشتیم من یدونه نمیخوردم سه تا چهار تا در روز میخوردم و یهو هم میخوردم بعدش میگفتم ااا چه خبر بود اخه.
موقع رژیم گرفتنم نمیدونم چه قسمتی بود ? بهترین غذاها و شیرینی ها هرروز ما داشتیم میگفتم شانس رو ببین هاا حالا من رژیم گرفتم کم مونده از بهشت غذا بیارن و نتیجه ش اعصاب خوردی بود چون یا نمیخوردم و اعصابم خورد میشد یا میخوردم و عذاب وجدان میگرفتم و باز اعصاب خوردی داشت.
به لطف خدا الان اگر سیر باشم محاله غذا بخورم حتی اگر از بهشت غذا بیارن. وقتی سیر هستم بهترین غذا یا شیرینی و بهترین و خوشمزه ترین خوراکی ها برام تحریک کننده نیستند و مثل این میمونه که مثلا با بهترین ابزار ساختمان سازی مواجه شدم ? همونطور که در مقابل وسایل ساختمانی عالی و باکیفیت من وسوسه ای به خوردن ندارم و اصلا فکرش هم نمیکنم وقتی سیر هستم هم اصلا مواد غذایی فکر خوردن در من ایجاد نمیکنند،خداروشکر.
الان گرسنه بشم به راحتی، به راحتی میتونم چند ساعت صبر کنم و بعد اون چیزی که دوست دارم بخورم. اما قبلا گرسنه میشدم و مثلا ناهار حاضر نبود من با هله هوله خودم رو خفه میکردم بعد دوباره از غذا هم میخوردم و هیچ وقت لذتی که الان داره نداشت. یعنی اصلا لذت نداشت فقط عادت بود به اینکه تا مرز خفگي پرکنم معده مو حالا هرچی هروقت.
خدایا سپاسگزارم که الان رفتار خیلی بهتری دارم و میدونم که میشه بهتر بشم و ادامه میدم تا هرروز رفتارهای بهتری داشته باشم در جهت سپاسگزاری از تو و احترام به جسمم، روحم و ذهنم.
نشان های دریافت شده
با سلام
وقتی این فایل را گوش میدادم یادم اومد که چقدر به خاطر ناآگاهی خودم را سرزنش و اذیت کرده ام و آخرش هم موفق نبودم .اگر من با این روش آشنا نشده بودم و نمی فهمیدم من تقصیری ندارم و فرمان و دستور ذهنم این بوده و من باید طبق دستور اجرا می کردم چه میشد ..دوباره زجر و عذاب و، دوباره اَنگ زدن به خودم که تو بی اراده و بی عُرضه ای ، چرا نمی تونی جلوی شکمت را بگیری ؟ دیگه از شادی خبری نبود ، دیگه از امید خبری نبود و آرزوی لاغری را باید با خودم به گور می بردم .نه لذتی نه تفریحی و نه زندگی .من اَدای زندگی کردن را در می آوردم وگرنه یک زندگی که از صبح تا شب در رنج و عذاب و سرزنش و جنگ باشه ، اون اسمش زندگیه ؟ خدایا شکرت امروز من بدون ممنوعیت و پرهیز و رژیم زندگی می کنم. البته اون خاطرات بد مدتها طول میکشه تا از ذهن من کاملاض بیرون بره .هنوز هم وقتی دستم را طرف بعضی از مواد غذایی می برم انگار برق منو میگیره . به خودم هشدار میدم که نترس .اگر گرسنه ای می تونی بخوری از این ماده غذایی . به خودم میگم هیچ چیز به خودی خود چاق کننده نیست . دارم سعی می کنم برچسب های ذهنی ام را از روی مواد غذایی بردارم .هنوز بعضی چیزها را با ترس می خورم .هنوز گاهی از خوردن بعضی مواد خوراکی امتناع می کنم. هنوز گاهی بعضی خوراکی ها را با برچسب لاغرت می کنه می خورم .اما هر روز دارم سعی می کنم آگاهانه تر زندگی کنم و لاغری را یاد بگیرم .دوست دارم هر روزم بدون ترس باشه . خدا را شکر ذهنم کمتر پیام های اشتباه میده .داره به برنامه ریزی درست عادت می کنه .هر شب خدا را شکر می کنم که یک روز دیگر را با لذت و خوشحال و به طور طبیعی سپری کردم .و میدونم این قایقی که سوار شده ام منو به یک ساحل امن که تناسب اندام است و همه شادیها و لذت ها و آرامش است میرسونه
نشان های دریافت شده
روز ۵۶تکرار
سلام وقت بخیر
اون زمان هاییکه تو دوران رژیم بودم یا حتی بعد از اتمام رژیمم که همیشه مراقب بودم که مبادا چیزیو اضافه نخورم ،همیشه تو اضطراب وترس بودم ،یادمه یه رژیم سخت داشتم ،منم هر جایی میرفتم که کسی شکلات یا پاستیل تعارف میکرد میذاشتم توی کیفم واسه بعد از رژیمم نگه میداشتم،مثلا رژیمم ۹ماه طول میکشید ،بعد از رژیم میخواستم شکلات بخورم دیگه یا سفت شده بود یا تاریخش گذشته بود،یادمه اوایل ازدواجم که فامیل دعوتمون میکردن ومهمونی بخاطر من گرفته شده بود،من حتی جلوی سفره هم نمیرفتم،انقدر دلم میخواست از اون غذاها امتحان کنم،ولم تا صبح تو خواب ضعف میرفت،محال بود دوران رژیمم تقلب کنم،فرقی نمیکرد عروسی بودم،مهمونی بودم یا خونه خودم ،همیشه در حال رعایت بودم،الان میفهمم اون زمان ها که مغزم فرمان به خوردن میداده ،ومن اطاعت نکردم چه به روز بدنم واعصاب و روانم اوردم،بنظر خودم چه خانم با اراده ای بودم ،چقدر سخت رژیم میگیرم،اصلا واسه فامیل مثال زدنی بودم
خوشحالم تو این مسیر هستم ،الان مراقب رفتار خودم هستم
اگر گرسنه باشم غذا میخورم اگر میل نداشته باشم نمیخورم
نشان های دریافت شده
بله همسفر عزیزم منم قبلا خیلی محکم نبودم تو رژیم .و رعایت اون ولی الان هم گاهی همینطور میشم وفکر میکنم آموزش ها رو فراموش کردم وخیلی راحت هستم وبخاطر همین دوباره استرس میگیریم و دوباره میخوردم با اینکه نیازی ندارم یا بخودم میگم تو نیاز داری اشکالی نداره
و خودم میدونم که دروغ میگم به خودم و میخوام خودمو آروم کنم
هر ماه چند روز اینطوری میشم
نشان های دریافت شده
مشکل من قبل از شروع دوره همین بودکه در حالیکه میلی به خوردن نداشتم می خوردم مخصوصا وقتی مشغول تماشای تلویزیون بودم خیلی میخوردم و بعدش که بهم فشارمیومداعصابم بهم می ریخت و می گفتم دیگه تکرار نمی کنم ولی بازم فراموشم می شد روزایی که رژیم می گرفتم باز هم اعصابم بهم ریخته بود چون خیلی چیزایی که دوست داشتم بخورم را نمی تونستم بخورم چون رژیم بودم ولی تنها نتیجه ای که برام داشت اعصابی خراب وبهم ریخته بودو این ادامه داشت تا شروع دوره اوایل باز هم می خوردم واین دفعه خوبیش این بود که دیگه استرس نداشتم و خودمو سرزنش نمی کردم کم کم با آموزش های اصولی این دوره یاد گرفتم بعضی روزا باورش برام سخته که این همه خوراکی اطرافم هست و من میلی ندارم نه اینکه خودمو کنترل کنم نه!! اصلا تمایلی به خوردنش ندارم یا اگه بخورم فقط یه مقدار وبا همون یه مقدار سیر میشم و دیگه میلی ندارم خدایا شکر الان احساسم عالیه وقتی می بینم منم مثل خیلی از افرادمتناسب تونستمم به راحتی با تغییر فرمولای ذهنم لاغری را تاحدودی یاد بگیرم و همچنان دنبال یادگیری بهتر باشم
نشان های دریافت شده
استاد من هم همین مشکل رو داشتم خیلی وقتا می دونستم سیرم ولی باز زیاده روی می کردم وناراحت بودم که چرا نمی تونم خودم رو کنترل کنم ونمی دونستم مشکل از کجاست وشروع می کردم به رژیم وبا تمام سعی وتلاشی که می کردم وزنم رو کم می کردم وهمینکه دست برمی داشتم از رژیم کم کم به روال قبل برمی گشتم بدون اینکه متوجه بشم تا بالاغری باذهن آشنا شدم والان تاحد زیادی می تونم نه بگم به غذاهایی که قبلا خیلی بهشون علاقه داشتم
نشان های دریافت شده
همش اینا رو شنیدیم از بچگی اینو بخور دیگه گیرت نمیاد این خیلی خوشمزه اس از دست می ره…..
و اینکه من هم از دست این رژیم گرفتنها واقعا خسته شده بودم چند سالی بود که دیگه هیچ کاری نمی کردم!
وقتی مثلا می دیدم من چقدر گرسنم می شه ولی شوهرم اصلا مادر شوهرم هم همینطور خیلی هیجان زده نمی شه موقع غذا مثلا من همیشه می گفتم وای چه بویی به به چقدر خوشمزهاس ولی می دیدم ایشون اصلا یه بار هم این حرفا و نمی زنن و همیشه تعجب می کردم البته خیلی متناسب هستن ایشون!
یه بار هم من ندیدم که بگن وای چقدر گرسنمه!
در هر صورت حتما فرمول هاشون درسته و خیلی تفاوت می کنه با مال من!
من مثلا دیروز تونستم مقداری از ناهارم و نخورم با اینکه خیلی هم نکشیده بودم و الان همیشه توی بشقاب کوچیک غذا می خورم !
یه دونه شکلات دیروز می خواستم بخورم یه گاز زدم ولی چون دوست نداشتم ادامه ندادم و مثل قبل بگم حیفه حیفه!
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
چقدر این فایل آموزنده و قشنگ و جالب بود خیلی از گوش دادن به آن لذت بردم و یاد گرفتم که مغز چطور عمل میکند وقتیکه به یاد پرخوری هایم قبل از این دوره می افتم و اینکه چقدر خودم را سرزنش میکردم که چرا آنقدر بی اراده هستم دلم به حال خودم می سوزد ???
خدا را بینهایت سپاسگزارم که الان در این مسیر درست برای متناسب شدن هستم و چقدر چیزهای جدید یاد میگیرم و با به اجرا گذاشتن این اطلاعات در مسیر لاغری با شادی و نشاط و آرامش پیش میروم ??????
نشان های دریافت شده
روز پنجاه و شش تکرار:
دو موضوع خیلی دلچسب که در این فایل بهشون اشاره میشه یکی اینه که این روش قرار نیست همزمان با هیچکدوم از سایر روشها استفاده بشه.
یادمه وقتی میخواستم دوره رو شروع کنم سوال کردم برای سریعتر نتیجه گرفتن میشه همزمان یه رژیم لاغری رو هم دنبال کنم و جواب منفی بود. اون صحنه الانم جلو چشممه چقدر خوشحال شده بودم انگار بار یک عمر مقصر دونستن خودم رو به یکباره زمین گذاشته بودم. مقصر از اون جهت که همیشه فکر میکردم حتما به اندازهی کافی رژیم نگرفتم. احساس میکردم به سبکی یه پر شدم.
حالا میخواستم روشی رو پیش بگیرم که رژیم گرفتن رو ممنوع کرده بود?. تا اون وقت روشی رو سراغ نداشتم که بدون همراهی رژیم جواب بده…
دومین موضوع هم اینه که استاد میگن هر وقت دیدی اوضاع سخت شده ادامه نده چون راه رو غلط رفتی . این روش قراره با لذت همراه باشه نه سختی و رنج.
هنوز هم وقتی این حرفها رو میشنوم خاطرهی اون حس خوشایند در وجودم زنده میشه و دلم مالامال از شادی میشه.
چقدر خوبه که تنها کاری که باید برای لاغر شدن با این روش انجام بدیم اینه که ذهنمون رو برای تناسب تنظیم کنیم و فقط با شادی و خوشحالی به تماشای لاغر شدنمون بپردازیم.
من عاشق روش لاغری ذهنی هستم☺️♥️.