🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بیسروصدا داره تصمیم میگیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!
همین مغزه! 🧠
تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.
ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بیخبریم.
🧠 فرماندهی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی میکشاند؟
تا مدتها فکر میکردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنهام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمیخورم.
اما خیلی وقتها دیدم که همهچیز برعکسه…
🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه میرفتم و بوی نون تازه میاومد، یا تصویر یه فستفود خوشمزه توی اینستاگرام میدیدم،
بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم میگفت:
“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”
“امروز بخور، از فردا رژیم میگیری!”
“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”
وقتی خوب فکر میکردم، میدیدم قبل از اینکه معدهم بخواد، ذهنم خواسته بود.
یه فرماندهی پنهان که دستور خوردن میدادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.
نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامهای که از سالها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

🔁 بهانههایی که مغز برای چاقی میتراشد
ذهن من استاد توجیه کردن بود.
هربار یه دلیل قانعکننده داشت که چرا باید بخورم:
- «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
- «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران میکنی.»
- «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
- «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»
🔸 همه این جملهها از الگوهای ذهنیِ کهنهای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار میکرد، چون مغز، استاد تکراره.
📌 این همونجاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.
🔁 چرخه بیپایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار میکند
شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…
🗓 یه روز با خودت میگی:
«تموم شد! از امروز دیگه جدی میگیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»
با انگیزه میری سراغ رژیم غذایی، لیست مینویسی، مواد سالم میخری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامهریزی دقیق میکنی.
روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.
روز دوم: هنوز انگیزه داری.
روز سوم: کمکم فکرت میره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.
روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت میگه:
«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران میکنی.»
و بعد از خوردن؟ 😞
احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…
و دوباره، همه چی از اول.

🌀 چرا این چرخه تکرار میشود؟
برخلاف چیزی که فکر میکردم، مشکل این نبود که “من بیارادهام” یا “من نمیتونم لاغر شم”.
مشکل، ذهنم بود که آمادهی تغییر نبود. ذهنی که سالها طبق الگوهای چاقی برنامهریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید میدید.
بذار برات مثال بزنم:
😣 وقتی رژیم میگرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” میکردم.
غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل میشد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.
ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونهزدن میکرد:
- «این یکیو بخور، بعدش محکمتر ادامه میدی.»
- «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
- «فقط همین یه بار!»
- «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم میتونی بخوری!»
این مکالمات درونی، همشون نشون میدادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.
حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر میشه.
📌 مغز فکر میکنه:
«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»
و در نتیجه:
- متابولیسم رو کند میکنه
- احساس گرسنگی رو شدیدتر میکنه
- تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا میذاره
- و مقاومت شدیدتر نشون میده
📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم میگیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا میکنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساستر میشه.
و این یعنی رژیم گرفتن بهتنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر میبره.
این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون میده که ما فکر میکنیم داریم درستترین کار ممکن رو انجام میدیم: رژیم گرفتن!

✨ راهحل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا
تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمیمونه.
من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمیام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.
یاد گرفتم:
- با ذهنم حرف بزنم
- صدای بهانهها رو بشناسم
- به جای سرزنش، گفتوگوی ذهنیام رو عوض کنم
- به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
- از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم
🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبهخود عوض میشه.
📌 حالا متوجه میشی که ریشه شکستهای مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.
اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر میده.
📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمیگردن.
💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبهخود به تناسب میرسه.

🔁 انعطافپذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق
🧠 مغز انسان توانایی شگفتانگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی میگن «انعطافپذیری عصبی».
یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت میتونه برنامهی چاقی رو پاک کنه و با برنامهی متناسب جایگزین کنه!
✍️ با تمرینهایی مثل:
- نوشتن گفتوگوی ذهنی
- تصویرسازی ذهنی لاغری
- تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست میخورم» به «من در حال یادگیریام»)
- گوش دادن به فایلهای آموزش ذهنی
مغز کمکم مسیرهای جدید میسازه، مثل جادهای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿
📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل میشه!
✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.
✅ تاثیر مغز در چاقی در آزمایشهای واقعی، قابل مشاهده و اندازهگیریه.
✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمیشه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.
🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری
همونطور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمیشه.
ذهن من از بچگی طوری برنامهریزی شده بود که:
- غذا = پاداش
- پرخوری = خوشی
- رژیم = رنج و محدودیت
- چاقی = اجتنابناپذیر
🔄 این برنامهها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال میشدن.
🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بیحوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» میگشت.
نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.
🎯 دقیقاً همونجا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم میتونه باعث لاغری پایدار بشه…
به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کمکم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.
📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع میشه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.
🔁 تمرینهای کوچک، تغییرات بزرگ
یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همهچی رو یکشبه عوض کنم.
بلکه باید هر روز تمرینهای کوچیک ذهنی رو انجام بدم:
📝 تمرین نوشتاری:
هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا میخوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”
🎧 شنیدن فایلهای آموزشی ذهنی:
هر روز ذهنم رو با پیامهای درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.
📌 با همین تمرینها، آرومآروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل میشه به تأثیر ذهن در تناسب.

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار
خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره میگه:
«من هم میخوام از این مسیر برم… من هم میخوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخهی خستهکنندهی رژیم و پرخوری.»
💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!
سالهاست که بدنمون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهنمون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسهای مسیرمون رو منحرف کنه.
📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیقتر از اون چیزی بود که فکر میکردیم.
🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر میکنه
🌟 این همون نقطهی طلاییه که مسیر من از رژیمهای بینتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.
وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.
✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.
✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمیشه.
✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دستوپا بزنی.
🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی
🎁 به لطف خدا و تجربهی ۳۵ سال چاقی و سالها آموزش ذهنی، دورهای آماده شده به نام:
🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دورهی شگفتانگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:
- یاد میگیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
- چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
- چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
- و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایدهآلت برسی
این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالریشماری.
📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راهحل بیرونی نمیگردی.
💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 73 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
با سلام تاثیر مغز در چاقی منم بارها تلاش کردم از طریق مبارزه کردن با مغزم وافکارم لاغر بشم وبالاخره شکست خوردم تا اینکه بالاخره یاد گرفتم مبارزه کردن با خودم جواب نمیده من اونقدر توانمندم که به هیچ وجه شکست نمیخورم حتی اگه واقعا ندونم چقدر قدرتمندم ومتوجه شدم که اراده وپشتکار در مبارزه بیفایده است چرا من که انسان پر تلاش وبا اراده ای هستم درجهت درست بکار نبندم این توانایی رو برای همینم متوجه شدم که باید آموزش ببینم ویاد بگیرم لاغری ومتناسب شدن امروز که اینجا هستم خیلی باورهای من اصلاح شده وخیلیاشونم هنوز یا کامل اصلاح نشده یا اصلا اصلاح نشده اما با این حال همین باورها هم تونسته من رو از بعضی رفتار های غلط باز داره مثلا من هنوزم در برابر غذای اضافه ای که میپزم هنوز نمیتونم مقاومت کنم اما تا حدی اصلاح شده که من اولا کمتر میخورم درثانی میگذارم گرسنه بشم وحداقل پشت سر هم نمیخورم مثلا جدیدا ساعت ۵ یا ۶ عصر یک وعده غذا میخورم وخیلیم به اندازه میخورم اما چون کمی برنج وخورشت اضافه میاد مثلا یک کفگیر ونصفی با چند ق همش ذهنم بهم میگه برو بخورش و من در ساعت ۹ یا ۱۰ شب یک گرسنگی خفیف حس میکنم البته میدونم که واقعا گرسنه نیستم چون بدنم واکنش نداده و اگه بخوابم دیگه گرسنه نخواهم بود اما با این حال میخورمش خب این نشون میده که من خیلی پیشرفت کردم مثلا بالافصله بعد خوردنم نمیخورم اما هنوز باور های لاغریم تثبیت نشده تا من منع کنه یا مثلا وقتی برای همسرم پاپ کرن درست میکنم خیلی مواقع میل ندارم ولی برای همراهی کردنش میخورم وذهنم میگه چون ساعت ها ندیدمش الان باید کنارش با هم خوش باشیم واین خوش بودن مصادف با خوردن ولی این رفتار درستی نیست چون باورش اشتباه ومن الان خیلی کم میخورم با همسرم حالا من البته یه سوالی هم برام مطرح شد استاد چطور میتونیم شخصی را همراهی کنیم بدون اینکه چیزی در کنارش بخوریم من به طرز عجیبی بدنم اصلا احساس گرسنگی نمیکنه یعنی منظورم واکنش گرسنگی نشون بده شاید یک بار در روز اونم که با وعده غذایی سیر میشم اونم کم اما وقتی که اسنک یا شیرینی یا میوه میخوام بخورم گرسنه نیستم به هیچ وجه البته احساس سبکی میکنم اما تا حالا به یاد ندارم گشنه بوده باشم این مساله رو چطور برای خودم حل کنم یعنی نمبشه که فقط وعده اصلی خورد چه راهکاری استاد برای من دارید؟با تشکر
سلام دوست عزیز
سوالی که در انتهای نوشته خود مطرح کردید در دوره ورود به سرزمین لاغرها توضیح داده شده
نشان های دریافت شده
با سلام استاد حتما مرور میکنم وپیداش میکنم ممنون از شما💐
فایل “تاثیر مغز در چاقی و راهکار تغییر ان “:
چاقی نیازمند یک تغییر عادات رفتاری در کنار تغذیه صحيح و تحرک مناسب است که ما بایدان را درمان کنیم. ما باید سعی کنیم با تمام وجود بر اعتقادات غلطی که داشته ایم غلبه کنیم زیرا علل چاقی ما دقيقاً به همین علت است. ما باید سعی کنیم اطلاعات جدید را به باور و اعتقاد تبدیل نموده و سپس به مرحله ایمان و یقین برسانیم. به مرور زمان، اعتقادات جدید جایگزین رفتار غلط قبلی میشود. ما در طول دوره ، به تدریج روشها ی غلط رفتار ی که منجر به چاقی میشود را از بین میبریم ودر کنار اموزش روشهای صحیح و تلقین احساس و روحیه مناسب در ما ، لاغری در ما شکل میگیرد.
نشان های دریافت شده
اینکه بی اختیار چیزی رو بخوری مشکل اساسی من بود زمانی که هنوز توی دوره شرکت نکرده بودم یه روز موقع صبحانه خوردن به مقدار نونی که باپنیروچایی خورده بودم توجه کرد کلی نون خورده بودم بدون اینکه متوجه باشم خیلی ناراحت شدم که چرا نمی تونم غذاخوردنم رو کنترل کنم؟چون من اصولا خیلی کم نون می خورم حتی اگه غذانونی باشه واین برای مثل یه تلنگر بود که ببین اون چیزی رو که دوست نداری رو بی اختیار زیاد می خوری! ولی الان خوشبختانه باشرکت دراین دوره تاگرسنه نباشم چیزی نمی خورم حتی مزه نمی کنم رفتارم در مهمانی ورستوران هم عالیه بعضی وقتا زیاده روی می کنم اونم از قبل خیلی کمتره،ولی زمانی که برای مدت طولانی گرسنه هستم ومیرم رو صفره کنترل از دست می دم ودرواقع نمی دونم دلیلش چیه؟والان سعی می کنم هروقت احساس گرسنگی می کنم چه چیز کوچولو در حد رفع جزیی گرسنگی نه سیری می خورم تادچاراین حالت نشم یااینکه درحالی که گرسنه هستم دست از غذابرمیدارم .خداروشکر می کنم که من روبه این مسیر زیبا هدایت کرد
سرعت انتقال اطلاعات از مغز بر اندامهای بدن ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت هست . پس این رقم که استاد گفتن نشان میده دستور خوردن در افراد چاق چقدر سریع اتفاق میفته و فرد چاق نمیتونه هیچ تصمیمی در اون لحظه برای نخوردن اون خوراکی و خوردنی بگیره
پس افراد چاق وقتی با غدای خاص رو به رو میشن یا مهمانی و یا رستوران میرن یا شیرینی خاص رو میبینن در حالی که میدونن سیر هستن و نمیخوان غذا ولی نمیتو نه که نخوره چون مغز فرمان داده به تمام قسمتاای بدن که بردار و بخور و به خاطر همین ما بارها این حس رو تجربه کردیم که در حالی که سیریم ما غدا خوردیم و لی بعدش دچار عذاب و جدان شدیم و ناراحت شدیم از خوردنمون چون دلیلش همون سرعت زیاد در دستور دادن مغر ما برای چاقی هست و این به خاطر بودن ذهن ما در مسیر چاقی هست و چاقی رو یاد گرفته و حالا وقتی ما در رزیم هستم و میخواییم بر اساس یه رژیم زندگی میکنیم و دستور خوردن از مغز میاد و ما نمیخورییم باعث میشه بعد از یه مدت ما حالمون بد بشه و افسرده و ناراحت بشیم و همین باعث میشه رژیممون رو ادامه ندیم
و بارها شده افراد متناسب رو دیدیم که با هر عذایی و شیرینی مواجه میشن اصلا انگار نمیبینن و تمایل به خوردن ندارن چرا ؟
چون مغزشون فرمان نداده و نمیخورن و راحت میگدرن اما من که در مسیر چاقی بودم و همش به دنبال خوردن بودم حتی از بدترین فست فودها و چیپس و پفکها هم نمیگزشتم و
و الان هم دقیقا من همین تفاوت ها رو شاید خیلی کمتر از گذشته ام اما آثار رفتارهای گدشته ام رو هنوز دارم در رفتار خودم و دخترم میبینم که اصلا انگار دختر من نمیتونه و نمیبینه که بخوره و یه پفک رو شاید با چندین گاز زدن داخل دهنش بزار ولی من چندین پفک رو با هم داخل دهنم بزارم و یا ….خیلی چیزهای دیگه که این نشون میده ذهن دخترم چاقی رو یاد نگرفته و فرمولهاش درسته
و یا اینکه منم به شدت عاشق کلوچهای سنتی شهرمون هستم و بارها شده بود که من میخریدیم که کم کم بخورم ولی من اون شب خواب نداشتم تا اخرشون رو بخورم و دیگه این اواخر یادم به همسرم میگفتم اصلا نخریم که من نخورم و تنها راه چاره رو در نخر یدن و در خونه نداشتن میدونستم چون به محص دیدن کلوچه من دستور خوردن رو داشتم از مغزم و غافل از اینکه حرص و ولعم بیشتر میشد با نخریدن و نخوردن و اینها همه دستور مغزی در من بودن که بخور کلوچه بخور فست فود بخور پفک و جیپس بخور
پس من ناتوان نبودم در لاغری مغزم لاعری رو بلد نبوده و پر از فرمولهای چاق کننده بوده که من رو هم در مسیر چاقی قرار میداده و من میخواستم با رزیم جلوش رو بگریم خوب معلومه که سخته و اگر هم انجام بدی ولی بعد یه مدت خسته میشی
من خودم بسیار ادم با تعهد و اراده ای بودم در رزیم و ورزش ولی واقعا یه جاهایی خودم رو رها میکردم و یه رفتارهای ناجور نشون میدادم و دوباره شروع میکردم یادم میاد این اواخر که خیلی رزیم میگرفتم و زیر فشار بودم و همیشه عذای بد مزه و خاص میخوردم بعصی روزا رو به خودم مرخص میدادم و چنان میخوردم که به اندازه تمام ماه گدشته که رزیم بودم جبران میشد و با در سفرها و یا در مهمانی ها چنان میخوردم که تلافی رژیم رو در میوردم و دوباره از فردا رزیم
اما در این دورهای لاعری با ذهن اصلا خبری از رژیم و ورزش نیست چون اینها کاری نیستن در تغییر دستورهای مغزی باید آموزش ببینیم لاغری رو و من با اگاهی دادن به مغزم از طریق فایلها و حرفهای استاد دستورها ی متفاوت خوردن رو میگیریم
همین دیشب من سیر بودم و رفتم خونه مامانم و هر چقدر اصرار کرد بیا بخور گفتم نه چون سیرم و حتی در حد یه لقمه هم تست نکردم چون پیام سیری رو گرفته بودم و اصلا دستور خوردنی نبود و خودم بعدا آخر شب فکر کردم و تعجب کردم که دیدی نخوردم و این نشون میده دهنم در مسیر لاغری و آموزش لاغری هست .
پس قدم به قدم باید جلو بریم آهسته
پس اصلا کاری به هیچ روش و راه لاعری نباید داشته باشبم و تمام تمرکز و حواسمون باید روی این دورها و فایلها باشه .
من به دنبال یادگیری لاعری هستم نه تحمیل لاعری و به چنگ زدن برای به دست اوردن لاغری
و من با یادگیری لاغری در تمام جنبهای زندگیم
دارم متحول میشم و این عالیه و با اشتیاق ادامه میدم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز و دوستان پرتلاش
راستش من هر وقت توی یک جمعی بودیم و با غذایی روبرو میشدم حتی اگر سیر بودم حتما بازم می خوردم و چیزی باعث شگفتی من میشد این بود که بعضی از افراد حاضر در اون جمع خیلی راحت از اون خوراکی فوق العاده خوشمزه می گذشتن و می گفتن سیرم یا میل ندارم همیشه فکر میکردم این آدما دارن برای خودشون کلاس میذارن یا می خوان جلب توجه کنن و با دیدن این رفتارشون عصبی میشدم و حالا می بینم در واقع ذهن اونها با فرمول های صحیح پر شده بوده و این عکس العمل اونها کاملا طبیعی بوده و این ذهن من بوده که بخاطر آموزش های غلط مرا به رفتارهای نادرست وادار میکرده…و تازه می فهمم که من چقدر در طول سالهای چاقی فرمول ها و باورهای غلط در ذهنم جا داده بودم و اصلا متوجه نبودم یعنی بلد نبودم و نمیدونستم که خطاها و اشتباهات غذایی من در پرخوری کردن بخاطر فرمول ها و باورهای غلط چاق کننده ای هست که در تمام عمر از جامعه خانواده رسانه ها و…آموخته ام و به جای اینکه این باورها و فرمول های غلط را شناسایی و با فرمول های صحیح جایگزین کنم با خودم و با ذهنم مبارزه میکردم و در جنگ و مبارزهای نابرابر اون که همیشه شکست می خورد و از ادامه ی مبارزه با رژیم های سخت مأیوس می شد من بودم چون در این دوره فهمیدم که با ذهن ناخودآگاه نمیشه مبارزه کرد باید آموزش داد و حالا که به لطف خدای مهربان به این روش راهنمایی شدم خیلی آسون و راحت هر روز فرمول های صحیح را می آموزم و به جای فرمول های غلط در ذهنم جایگزین میکنم بدون اینکه اذیت بشم یا خسته و ناامید بشم از ادامه ی راه…
هر روز فرمول های جدید صحیح را می آموزم و به اونها عمل میکنم و ادامه میدم تا به مقصد عالی متناسب شدن برسم…
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
من الان بعد از طی کردن مسیر حالا میبینم که دیگه فرمانهای مغزم عوضشده وحتی درمواقع گرسنگی مغزم به من فرمان خوردن نمیده وچقدر زیاد از نخوردن لذت میبرم دوره لاغری باذهن سبک زندگی منو عوض کرد یادمه همیشه دکترای تغذیه چه درتلویزیون چه دکترایی که حضوری پیششون رفته بودم بعد از دادن رژیم غذایی یه حرف رو مشترک میزدن باید سبک زندگیتو عوض کنی وبرای من خیلی سخت بود که همیشه رژیم بگیرم ودوست داشتم زودتر از حالت رژیم خارج بشم ولی تواین دوره بدون سختی سبک زندگی من عوض شد ومن الان غذاخوردنم مثل زمانهایی که تورژیم بودم ولی بااین تفاوت که دارم ازش لذت میبرم واصلا درعذاب وسختی نیستم واصلا دوست ندارم که ازاین حالت خارج بشم چون الان این سبک زندگی باعث شادی من شده وبرای من لذت بخشه خدا شکرت که به من این مسیر رانشان دادی مسیر شادی وآرامش
نشان های دریافت شده
با سلام
این فایل درگیری این روزهای منه به لطف خدا با تمرین و استمرار در دوره بعد از چندین ماه نزدیک یکسال حتی (البته یه چندماه ولش کردم)، الان به شکلی عالی ذهنم فقط مواقع گرسنگی نسبت به غذا و مزش واکنش نشون میده به شکلی عالی بسیار خوراکم نسبت به این سالهای طولانی چاقی کم شده دو وعده گاهی سه وعده در روز حتی بیشتر وقتها چیزی به عنوان میان وعده هم نمی خورم در صورتیکه درگیری من با خودم میان وعده هایی بود که می خوردم به قدری عالی واکنش ذهن من مثل یک انسان متناسب شده که باید اعتراف کنم ترسیدم من چرا اینجوری شدم ولی به خودم می گم چون سالها طور دیگه ای رفتار کردی و الان داری درست رفتار می کنی باید به خودت زمان بدی تا ببینی که رفتار صحیح طبیعی. امیدوارم متناسب بشم همین طور که به آرومی دارم وزن کم می کنم و مثل یک انسان متناسب و خوشحال و سالم به زندگیم ادامه بدم.
نشان های دریافت شده
روز 56 ام تکرار :
نمی دونم چرا تا حالا متوجه فوق العاده بودن این فایل نشدم. امشب ، نصف یک ساندویچ رو در حالیکه میدونستم نباید بخورم ، خوردم و همش درگیری بود با خودم که : میخوام بخورم اما نباید بخورم و خلاصه بخش باید بخورم پیروز شد اما حالم یجوری شد که بابا من اینهمه کار کردم چی شد آخهههههه ؟؟؟؟؟؟؟
بعد اومدم فایل های دوره تکرار رو انجام بدم . اولین فایل مون این بود که جواب سوال و مشکل من هستش .
من فهمیدم آروم آروم باید این قدم ها برداشته بشه . من چند روزه احساس سبکی میکنم اما مادرم هی میگه نه تو چاق شدی و… اما من توجهی نمی کنم اینکه اینجا مینویسم برای این هستش که دوستای دیگه هم اگر خوندن کامنت منو ، سعی کنن به حرف های منفی اطرافیان اگر منفی هستش و اذیتشون میکنه اصلا توجهی نکنن حتی اگر عزیزترین فرد زندگی مون باشه .
با آرامش ادامه میدم و هیچ عجله ای ندارم . مگه میشه اینهمه انرژی و اشتیاق من بی نتیجه و بی پاسخ بمونه؟ هررررررررگززززززز
پس با نیروی ایمان و اشتیاق پیش به سوی شروع و تجربه ی هفته ای فوق العاده و سرشار از شادی و آرامش.
نشان های دریافت شده
این ک من وقتی خوراکی میبینم و بی اختیار در حد خفگی میخورم.مقصر این مغز من هست چون خودم لذت خوردن از تنوغ غذاها رو بهش یاد دادم و باعث چاقی من شد و الان هم باید کم کم لاغر شدن را ب ذهنم آموزش بدم تا یاد بگیره همیشه غذا و خوراکی های متنوع وجود داره نعمت های خداوند حد و مرز نداره هر موقع ک نیاز داشته باشه میتونه ب اندازه ی نیازش بخوره .باید ذهن من یاد بگیره ک من اصلا دوست ندارم طعم پرخوری ودل درد و عذاب وجدان رو بچشم.من دوست دارم از ب اندازه خوردن لذت ببرم و طعم شیرین متناسب شدن را بچشم.
خدای من عاشق اون روزهایی هستم ک متناسب بشم و بیشترین لذت رو از زندگی کردن با طعم متناسب شدن را بچشم. خدایا شکرت خدایا شکرت ک هر لحظه هر ثانیه دارم لاغر و لاغرتر میشم
نشان های دریافت شده
سلام بر پروردگار عشق و مهربانی ♥️🌹
سلام بر استاد گرامی♥️🌹♥️🌹🦋🦋
من با این ک این مدت خیلی خوب پیغام سیری را دریافت می کنم ‘باش در مواقعی ک توی جمع هستم یا مهمونی هنوز نتونستم خوب رفتار کنم وی دفعه ب خودم میاد میبینم زیاده روی کردم مثلا تو این هفته ۲ بار این موضوع برام پیش اومد و الان متوجه شدم ک هنوز ذهن من تغییرات ک باید رو انجام نداده نباید بیشتر بهش آموزش بدم
تا زمانی که خودم تنها باشم اصلا میل ندارم ک بخورم ولی وقتی تنوغ غذاها رو میبینم نمیتونم کنترل کنم .
ممنونم استاد از آگاهی های عالی