0

مقصر زندگی شما کیست؟! (گام ۲)

مقصر زندگی شما کیست
اندازه متن

مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادت‌های انسان‌ها می‌باشد.

در هر شرایط و موقعیتی باشید ساده‌ترین و در دسترس‌ترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 69 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.49 از 110 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30960

69 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

69 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۸ ۱۹:۳۹
      مدت عضویت: 784 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 977 کلمه

      سلام بر همه ی کسانی  که خودشون مسئولیت زندگیشون  رو گردن میگیرن و دنبال مقصر بیرونی نیستند

      بنظر من مقصر جلوه دادن دیگران راحتتر ین راه فرار از سلب مسئولیت اشتباه خودمونه

      ده سالم بود پدرم فوت شد و مادر پیر من برایم هم مادر شد هم پدر 

      اونموقع من مدرسه فرزانگان تهران تیزهوشان درس می‌خواندم و با مریم میرزاخانی خدابیامرز هم مدرسه ای بودیم 

      مادر من پیر و بیسواد بود ولی مادری مهربان و شکسته بند معروفی در جنوب تهران بود با حمایت‌های مادرم دانشگاه دولتی قبول شدم و بلافاصله مشغول کار شدم سه جا بعد دانشگاه سر کار میرفتم تا بتونم پول جهازم رو خودم جور کنم و باری از دوش مادر پیرم بردارم 

      خدا رو شکر سال ۱۳۸۱ اونقدر پول درآوردم که تونستم یه خونه بخرم بجای جهاز 

      من یه برادر بزرگتر از خودم هم داشتم که دائم بی‌پدری رو بهونه میکرد درس نخوند و همش دنبال مقصر بود که چرا ما تو خانواده ی فقیری بدنیا آمدیم و پدر نداریم و …الان هم زندگی خوبی نداره چون همش حسرت گذشته رو میخوره و دست از غر زدن بر نمی داره

      ولی من با همون سن کم به فکر ساختن شرایط بهتر برای زندگیم بودم از مادرم همیشه ممنون بودم و ازش انتظار حتی جهاز هم نداشتم بهش میگفتم همین که منو حمایت کردی و فرستادی دانشگاه دولتی درس خوندم ازت ممنونم بقیه شو خودم حل میکنم 

      شرایط زندگیمو خودم تغییر دادم با جرات تمام عاشق پسر دایی م شدم که خیلی اهل نماز بود و این برای من ارزش داشت و باهاش ازدواج موفقی داشتم 

      خیلی زود مادرم رو هم از دست دادم و تنها تر از قبل شدم 

      ولی من تو هر برهه از زندگیم با شجاعت انتخابم همیشه خوشبختی بود 

      آغاز طبیعتگردی های ما با ازدواج ما شروع شد و من تقریبا بیشتر آبشار ها و طبیعت های بکر ایران رو با همسر و فرزندم رفتم دیدم و هنوزم طبیعتگردی های ما ادامه داره عکس جاهایی که رفتم تو پیج شخصی اینستام هست

      و همین شادی های کوچک در زندگی حال مرا خوب میکرد و مرهمی بود برای فراق مادر و پدر

      من فهمیده بودم هیچ کس جز خودم نمیتونه شرایط زندگی منو بهتر کنه 

      همسر من چند سالی میوه فروشی داشت و من فکر تعویض شغل به پوشاک بچگانه رو بهش پیشنهاد دادم

       سالهای اول خودم مسئولیت خرید اجناس مغازه رو بعهده گرفتم و حتی تو مغازه کنار همسرم فروشندگی میکردم تا مغازه جا افتاد و مشتری های ثابت پیدا کرد 

      ما هم زمان میوه فروشی یه سفر بدون دغدغه نداشتیم و اصلا بهمون خوش نمی‌گذشت طفلک همسرم همیشه نگران خرابی های پیاز سیب زمینی و گوجه هاش بود ولی پوشاک که الانیم  خرابی جنس نداره و فروش بسبت بهتری داریم

      تا قبل ورودم به اینجا حال من خیلی به رفتار دیگران گره خورده بود و مدام در تلاطم بودم با یه حرفی چنان غمگین میشدم و روزها و ساعتها اون حرف ناراحت کننده رو برای خودم و دیگران تکرار و مرور میکردم و هی حالم بدتر میشد کلا بعد مادرم زودرنج تر شده بودم 

      ولی با ورودم به اینجا فهمیدم نباید حال من به کسی گره بخوره و من باید انرژیم رو بذارم رو تغییر خودم

      و اینجوری شد که رو افکار خودم مسلط شدم اعتماد بنفس و عزت نفسم بالا رفت و دیگه رفتار دیگران نمیتونه روی من تاثیر بدی بزاره و حال من بیشتر اوقات خوبه و رو فرکانس مثبتم 

      من زندگی شاد و احساس خوب و آرامش رو با تسلط بر ذهنم  ومدیریت احساساتم آگاهانه انتخاب کردم 

      و اینگونه شد که تمام هستی و کائنات از زمین و زمان بر من حال خوب سرازیر کردند و من طعم شیرین خوشبختی رو الان میچشم 

      حتی وقتی میام گروه لاغری تلگرام همه پیامهایی بمن می‌دند که حال من روز به روز خوبتر و عالی تر میشه و کلی دوست پر انرژی آگاه پیدا کردم 

      منم مثل استاد روشن سعی م  بر اینه این ساعتهای خوش زندگیم رو گسترش بدم مثلا بکنم دو ساعت سه ساعت ….هی زیادش کنم 

      من آغوش پسرم و بوییدن تنش برام یه دنیا حال خوب میاره پسر من الان دومتر  رو رد کرده و سایز پاهاش ۴۷ شده ماشاالله هر روز با گیتارش برام آهنگ جدید می‌زنه و منم چند دقیقه ای جلوش می‌رقصم این رقصیدن کار هر روز منه و من تو همون ده دقیقه بسیار لذت میبرم و دقیقا تو لحظه ام 

      دیگه نه حسرت زندگی کسی رو دارم  نه نگران آینده ام و نه استرس و عصبانیت و خشم پنهانی در درون دارم 

      ذهنم سبک شده مخمخه ذهنی ندارم 

      آرامش محض و لذت بخشی دارم که هر روز دارم زندگیش میکنم و این خود خود خوشبختیه 

      من دیگه دنبال پول بیشتر و سرمایه بیشتر تو زندگی نیستم همه چی دارم خونه ماشین شاسی بلند ویلای شمال مغازه سلامتی همسر و پسر خوب

      فقط تنها چیزی که لازم داشتم آرامش بود که بلطف آگاهی های استاد روشن الان زندگیم مملو از آرامش شده 

      دیگه دست از تغییر اطرافیان یا افکار پوسیده و قدیمی برداشتم و همون انرژی رو صرف حال خوب خودم میکنم 

      تغییرات مثبت در جسم و روح خودم 

      جسمم که متناسب شده روحمم دارم جلا میدم مطالعه میکنم شعر های آگاهی بخش رو میخونم 

      دنیای مخرب مجازی رو که جز حال خراب قبلا چیزی عایدم نمی‌کرد و همش دنبال جنگ و سیاست و گرونی و تورم و …بودم رو رها کردم

       و ازش با فالو کردن پیجهای مولانا و شمس و عطار و خیام و دکتر قریشی و مزدافر و حسین اورا ….چیزهای خوبی یاد میگیرم 

      پس اون انگشت اشاره عکس فایل  سه انگشت پایینی بسمت خودمان هست و ما مسئول حال خوب یا بد خودمان هستیم

      هر گلی کنی به سر خود کنی 

      استاد دیدن آیدا کوچولو و لبخند شیرینش اولا منو وسوسه کرد یه دختر بیارم چون من پسر دارم دختر ندارم و دلم ضعف رفت حتما براش اسپند دود کنید  از ترس اینکه نکنه دومی هم پسر بشه تا الان نیاوردم 

      دوما فهمیدم چرا شما همش خنده بر لب و چهره بشاشی دارید دیگه هر کی چنین قند عسلی تو خونه ش داشته باشه مگه می‌تونه از شیرین کاریهاش نخنده و خوشحال نباشه 

      خدا براتون حفظش کنه و تولدش هفت بهمن از الان پیشاپیش مبارک باشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 45 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم