هدفی مقدستر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسانهایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.56 از 84 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

🪷 به نام خدای مهربونم، خیلی ممنونم که منو به مسیر تغییر زندگی هدایت کردی و کمکم میکنی که با آموزش و تلاش خودم، شخصیتم رو رشد بدم و به اون چیزی که دوست دارم برسم. ممنونم که هر روز فرصت تازهای بهم میدی تا بهتر فکر کنم، بهتر زندگی کنم و از مسیر زندگیم لذت ببرم. 🪷
🪷 سلام و درود خدمت استاد عزیزم و دوستان همراه و هممسیرم. 🪷
🪷 قشنگ یادمه زمانی که تصمیم گرفتم یه سری چیزها رو تو زندگین تغییر بدم و شروع کردم به حرکت کردن، خیلی چیزها توی زندگیم تغییر کرد. یادمه همیشه میگفتن خدا میگه از تو حرکت، از من برکت. واقعا هم همینطوره. این موضوع فقط در مورد مسائل مالی نیست، بلکه برای هر چیزی توی زندگی صدق میکنه. وقتی برای چیزی که میخوایم شروع به حرکت میکنیم و قدمی برمیداریم، از همون قدم برداشتن، برکت و اتفاقهای خوب کمکم وارد زندگیمون میشه.
یادمه توی یکی از فایلهای استاد، ایشون توضیح میدادن که ما باید دوره تکاملمون رو بگذرونیم. نمیتونیم انتظار داشته باشیم که یک شبه یه تغییر خیلی بزرگ توی زندگیمون اتفاق بیفته. مثل همین چاقی خودمون که ریزریز و کمکم چاق شدیم، بدون اینکه متوجه بشیم چقدر داریم تغییر میکنیم. بعد یهدفعه توی یه مهمونی بهمون میگن چقدر چاق شدی، یا وقتی لباسهای قدیمی رو میپوشیم متوجه اون تغییرات جسمی میشیم.
تغییرات دیگه هم همینجوری اتفاق میافتن. برای هر تغییر کوچیکی هم نمیتونیم انتظار داشته باشیم که یکشبه یه اتفاق خیلی بزرگ بیفته. زندگی ما به اندازهای تغییر میکنه که خودمون تغییر کرده باشیم. جسممون هم به همین شکل تغییر میکنه و این روند به زمان نیاز داره.
من خودم یادمه یه زمانی شرایط مالیمون اصلا خوب نبود و خیلی دوست داشتم همسرم یه مغازه برای خودش داشته باشه. قشنگ یادمه که حدود بیست سال پیش یه نامه برای خدا نوشتم. چند وقت پیش که داشتم خونه رو مرتب میکردم، اون نامه رو پیدا کردم و وقتی دوباره خوندمش، برام خیلی جالب بود.
توی نامه نوشته بودم: سلام خداجونم، خوبی ،خدا جونم، خیلی دلم میخواد همسرم برای خودش یه مغازه داشته باشه و کارگاه خودش رو راه بندازه. دوست دارم بدون استرس کار کنه و همونجوری که دلش میخواد، هر ساعتی که میخواد بیدار بشه و بره سر کار. این آدم برای من خیلی باارزشه و واقعا دلم میخواد خوشحال باشه.
نامه رو نوشته بودم، امضا کرده بودم و اسمم رو هم پای اون نوشته بودم. بعد از بیست سال، وقتی اون برگه رو پیدا کردم و دوباره خوندمش، برام خیلی لذت بخش بود. چون دیدم چیزی که اون موقع آرزوش رو داشتم، امروز توی زندگیم اتفاق افتاده.
شاید اون موقع نامه رو نوشتم و گذاشتم کنار و دیگه پیگیر این نبودم که کی قراره مغازه بخریم یا چطور این اتفاق بیفته. ولی با لطف خدا و تلاش خودمون، مراحل زندگی رو پشت سر گذاشتیم و به اون چیزی که میخواستیم رسیدیم.
تازه خونهی جدید خریده بودیم که همسرم متوجه شد مغازهای که توش کار میکرد، قراره برای فروش گذاشته بشه. نمیدونستیم فروختن خونه تصمیم درستی هست یا نه، ولی به هر حال خونه رو فروختیم و به خواهرم فروختیم. الان هم من توی همون خونه زندگی میکنم. خواهرم توی یه کشور دیگه زندگی میکنه و بهم گفته تا وقتی که خونه بخری، راحت توی این خونه بشین. من هم خونه رو از خواهرم اجاره کردم و به لطف خدا، مبلغ اجاره همون پول پیشیه که اول بهش دادم و دیگه مبلغ اضافهای بابت اجاره بهش ندادم.
از طرف دیگه، برای همسرم مغازه خریدیم و مغازهش هم رشد کرده. خدا رو شکر، الان با خیال راحت هر روز صبح میره مغازه رو باز میکنه و از کارش لذت میبره. واقعا از اینکه میبینم با آرامش سر کار میره، خوشحال میشم و لذت میبرم.
وقتی به اون نامه بیست سال پیش نگاه میکنم، میبینم که شاید این تکامل و اتفاقها به اون سرعتی که ما انتظار داریم رخ ندن، ولی با گذشت زمان میتونیم نتیجهشون رو توی زندگیمون ببینیم. من واقعا با تمام وجودم باور دارم که هر چیزی که الان هستیم و هر جایی که قرار داریم، نتیجه مسیریه که تا امروز طی کردیم و انتخابهایی که داشتیم هستش.
این موضوع رو برای لاغری خودم هم باور کردم. وقتی به مسیر لاغری خودم نگاه میکنم، شاید از نظر بعضیها مدت زیادی گذشته باشه و بگن تو این همه مدت توی این مسیر بودی و هنوز تغییر زیادی نکردی، ولی من تغییرات بدنم رو میبینم. مثلا همین چند وقت پیش به صورتم نگاه کردم و دیدم غبغبی که قبلا خیلی اذیتم میکرد و بابتش ناراحت بودم، از بین رفته و بدنم داره آرومآروم جمع میشه.
این تغییر برای من خیلی باارزشه، چون مثل سالهای قبل نیست که با رژیم گرفتن، وزنم یهدفعه پایین بیاد و پوستم خیلی چروک بشه یا قیافهام تغییر کنه. این بار دارم ریزریز و آرومآروم تغییر میکنم و خودم از این روند راضی هستم. از طرفی، این تغییرات اونقدر ناگهانی نیستن که توجه دیگران رو جلب کنن و مدام ازم بپرسن چی کار کردی و چطور لاغر شدی. من هم اصلا دوست ندارم درباره این موضوع با دیگران صحبت کنم و برام خیلی ارزشمنده که بتونم توی آرامش به مسیر خودم ادامه بدم.
من فقط برای لاغری تصمیم به تغییر نگرفتم، بلکه دوست دارم شخصیت خودم رو هم تغییر بدم. دلم میخواد به جایی برسم که اگر کسی حرفی زد و ناراحتم کرد، فقط چند دقیقه ذهنم درگیرش بشه و بعد بتونم اون موضوع رو از ذهنم بیرون بندازم و به زندگی خودم ادامه بدم. میخوام با آرامش زندگی کنم و برای رسیدن به این آرامش، تصمیم گرفتم نگرشم رو تغییر بدم.
من وارد مسیر تغییر زندگی شدم و میدونم که با هدایت خدای مهربون و آموزشهای استاد عزیزم، میتونم این تغییرات رو توی خودم ایجاد کنم. مطمئنم که بدنم هم به همین شکل تغییر میکنه و یه روز عکس خودم رو توی شگفتیسازها میبینم.
شاید باورتون نشه، ولی الان بیشتر از اینکه دلم چیزهای دیگه بخواد، دلم اون آرامش و رشد شخصیتی رو میخواد. اینها برای من خیلی باارزشترن. دوست دارم اول حالم خوب باشه، با آرامش زندگی کنم و از خودم و مسیرم راضی باشم. مطمئنم وقتی افکارم رو درست کنم و نگرشم تغییر کنه، تناسب اندام، ثروت و موفقیت هم میتونن به زندگی من وارد بشن چون لایق آرامش سلامتی ، عشق ، ثروت و اندام زیبا هستم.
من دارم یاد میگیرم که برای رسیدن به خواستههام باید حرکت کنم، قدم بردارم و به خودم فرصت بدم تا این مسیر رو طی کنم و از مسیر لذت ببرم.
خدای مهربونم، ازت ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی و کمکم میکنی تا با آموزشهای استاد عزیزم و تلاش خودم، تغییرات خوبی توی زندگیم ایجاد کنم. از استاد عزیزم هم ممنونم که با آموزشهاشون به من کمک میکنن تا افکار و نگرشم رو تغییر بدم و زندگی بهتری برای خودم بسازم. 🪷
🪷 خدایا شکرت 🪷
♡به نام خداوند صاحب قلم♡
سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم
به لطف خدای مهربان انگیزه ی هر روزم را از این سایت و استاد عزیزم میگیرم و با قدرت و احساس فوق العاده عالی در مسیر تجربه کردن و لذت بردن از اتفاقات کوچک و بزرگی هستم که به تازگی یاد گرفته ام برای خودم خلق کنم. به ذهنم اجازه ی نفوذ در اعماق وجود و آگاهی ام را نمیدهم و اگر این اتفاق برای مدتی هرچند کوتاه بیفتد از استاد عزیزم یاد گرفته ام از جملات جادویی من به خدا ایمان دارم و یا تصور گرفتن دست خدا این افکار ذهن را متوقف کنم و در خود آرام بگیرم.
میخواهم تجربه های جدیدی که در این دو سه روز برایم افتاده را با شما به اشتراک بگذارم و انرژی فوق العاده خوبم را اینجا منتشر کنم🫠
دراین مدت که گنج درون خود را به لطف خدا و دست خدا یعنی استاد عطارروشن عزیز یافته ام هر روز چند ساعتی را به مراقبه میگذرانم به مرور که این کار راانجام دادم جسم هوشمندم واکنش های بیشتری را نسبت به این تغییر ارتعاشات میداد مثلا پریدن دست،پا و یا کل بدن ، حس چرخش شدید به دور خودم و … و حس فوق العاده عالی و احساس آرامش بعد از هر مراقبه باعث آرام گرفتن من در وجود خودم میشد. چند شب پیش مثل همیشه پس از مراقبه به خواب رفتم و ساعت ۵صبح از حالت تهوع و حس عجیبی از خواب پریدم و بی دلیل و خیلی عجیب بالا آوردم حال بسیار عجیبی که تاکنون تجربه نکرده بودم و ۲ روز نتوانستم چیزی بخورم اما بسیار خوشحال بودم چون میدانستم اینا نشانه ای از برون ریزی و تغییر ارتعاش و لطف خداست همچنین جوش های عجیبی که میزدم شاید قبلا برای خوب شدن یه جوش ماه هااا حرص میخوردم و وقت میذاشتم اما این روزا چون دلیلش را میدانم جوش هایی که میزنم بعد از ۲ روز ناپدید میشوند و انگار بدنم روز به روز اپدیت تر و آماده تر برای تحمل این سطح جدید از ارتعاش میشه🥰
و حالا بگم از رسیدن به یکی دیگه از خواسته هام که در دوره ی زندگی با طعم خدا نوشتم 😃امرووووز برای شروع یک کسب و کار آنلاین دوره ای را با قیمت باور نکردنی خریدم و مشغول به آموزش هستم حالا اینکه اصلا چجوری این دوره و فکر این شغل برام اومد واقعا معجزه ست و هیییی ایده ها داره برام میباره و از ذوق این همه دسترسی به خدا در تعجبم نمیدونم چجوری توصیف کنم ولی بعدا مفصل تر این کسب و کار و شروعشو به اشتراک میذارم امیدوارمم ایده ای باشه برای کسایی که هنوز گنجشونو پیدا نکرده اند.(در نظر بازی ما بی خبران حیرانند.)
و در آخر نور بر تاریکی پیروز است❤️
نور خدا بدرقه راه تان استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن خلق کردن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد من اولا خجالت میکشیدم بگم که من این موضوع تازه درک کردم الانم خجالت میکشم ولی سعی میکنم نکشم چون من مسئول زندگی خودم هستم هر چه را دارم تجربه میکنم خودم خلق کردم
بعد داشتم فکر میکردم که چرا من آنقدر دیر درک کردم شاید که نه این یه توجیع شاید من نمیخوام بپذیرم این شرایط حق منه
خلاصه داشتم فکر میکردم که من از بچگی یه بچه کاملا ساده بی آلایش قانع کم هزینه ای بودم همیشه مادرم میگه تو خیلی ساده لوح هستی گفتم شاید علت اینکه من دیر درک کردم این باشه
اینارو با خودم میگفتم بعد گفتم نه عزیزم اینا درست ولی دلیل بر دیر درک کردن تو نمیشه تو خوب یاد نگرفتی آگاهیها رو به عمل تبدیل کنی و سعی میکنم که یاد بگیرم که به آگاهیها عمل کنم و دارم روی خودم کار میکنم
استاد این تمرین عملی که گفتید یادم منم گاهی انجام میدم و کمتر از سه دقیقه به نتیجه دلخواهم میرسم برای منم خیلی جالبه خیلی هیجان انگیز که من میتونم با ناخداگاه خودم صحبت کنم ازش کمک بگیرم رضایت اون کمک کردن به من میشه دیگه البته از نظر من
استاد من این موضوع در زمان غیبت خودم در سایت کاملا تجربه کردم من نمیتونستم خوب روی ذهنم کار کنم ذهنم هر جوری که میخواست رفتار میکرد درسته که من از اون شرایط لذت میبردم اذیت نبودم حالا نه به اون معنی که خوش بودم نه احساس بدی نداشتم
من اون زمان خونه دخترم بودم صبح از خواب بیدار میشدم صبحانه حاضر میکردم ناهار و شام درست میکردم کمک دخترم میکردم گاهی هم خونه خودمون کار داشتیم میرفتم انجام میدادم مثلا جاهایی که دامادم زیر سازی رنگ انجام میداد من وقتی خشک میشد سنباده میکشیدم تا سطح صافی به ما بده رنگ بهتر بشینه و زیباتر بشه و اینو گفتم که بگم من از ذهنم استفاده نمیتونستم کنم ذهنم خودش برای من نقشه میکشید چکار کنم
استاد مت این اشتباه تا چند وقت قبل گاهی انجام میدادم که به گذشته فکر میکردم ولی الان چند ماهه که دیگه فکر نمیکنم دیگه گفتم چیزیکه من اونها رو زندگی کردم تموم شده رفته حالا یا خوب یا بد مرور اونها نه تنها به من آسیب میرسونه بلکه باعث میشه من دیرتر خواسته هام و تجربه کنم
و الان هم یاد گرفتم به شرایط فعلی خودم توجه نکنم اون زمان که در حال تعمیرات خونه بودم خیلی این مسئله برام ایجاد میشد من اگر به خودم بودم فردی بسیار آرام بودم اصلا برام اون شرایط سخت نبود چون فکر میکردم دیگران سختشونه منم سختم میشد میگفتم خدا کنه زودتر تموم بشه برم خونم
من یاد گرفتم که زندگی رو زندگی کنم با زندگی مدارا کنم حالا گاهی هم از کوره در میرم ولی خیلی کم
استاد میدونید من این فایل خیلی دوست دارم چون مجموعه این فایل هر پاراگرافی از اون منو به یاد یه فایلی میندازه و برام یادآوری میشه که امروز یه روز جدید بینهایت سپاسگزارم از ایده های ارزشمند و عالی شما خدایا شکرت
خداوند به گذشته من کار نداره خداوند میگه امروز یه روز جدید تو در این روز چی برای من میفرستی و من گاهی اشتباه میکنی به شرایط فعلی خودم توجه میکنم و به گذشته خودم توجه میکنم همون فرکانس میفرستم
خدا هم همه چیز داره براش فرقی نمیکنه تو چی میخوای وقتی براش فرکانس میفرستی یعنی اینکه تو اینو دوست داری خداوند هم پاسخ فرکانس تو رو میده
خداوند مهربان به گذشته من کاری نداره نمیگه تو نماز نخوندی روزه نگرفتی من دیگه نمیذارم آب خوش از گلوت پایین بره امروز یه روز کاملا جدید و من میتونم بهترین فرکانسها رو برای خداوندم بفرستم و خداوند هم بهترین پاسخها رو به من بده
پس بیایم با خیال راحت زندگی کنیم نگران اعمال گذشته خودمون نباشیم خداوند این لحظه تو رو میبینه بهش پاسخ میده
واقعا استاد میپذیرم چون درک میکردم هر شرایطی که دارم حق منه خودم خلقش کردم اولش فکر میکردم که یادم نیست چطور خلقش کردم ولی یکم فکرشو کردم یادم افتاد من بیماری منییر گوشم تجربه کردم خودم خلقش کردم میپذیرم
درسته یادم نیست چه فکری داشتم ولی خوب یادم که فردی گوشش عمل کرده بود من بشدت ترسیدم نگران شدم و این ترس و نگرانی باعث شد من شاید اون بیماری رو نه ولی یه بیماری مربوط به گوشم خلق کردم حالا راضی نیستم تغییرش میدم
استاد برای من یه خبر بینهایت خوبی که امروز صبح در رختخوابم بودم صدایی رو شنیدم صدای کفشهای همسرم که داشت از پله ها میومد بالا رو من شنیدم از تو اتاق من قبلنا من تو آشپزخونه بودم تو پذیرای حرف میزدن متوجه نمیشدم این نتیجه کار کردن روی خودم و نتیجه زحمات شما استاد عزیز و عالیقدرم بینهایت سپاسگزارم
بله واقعا هر چیزی که الان داریم یه روزی آرزو ما بوده شاید بشکل آرزو نبوده فقط ما اونو از خدا خواستیم و بجای اینکه شکر گزار اون باشیم غر میزنیم و گله و شکایت میکنیم
من از اینکه همیشه باید رو فرشی بذارم روی فرشها ناراحتم همیشه غر میزنم میگم ای بابا به همسرم نمیشه اینا رو ندازم دوست ندارم
من برای چیزیکه همون رو فرشیهاست گله و شکایت میکنم من چند سال پیش شاید ۱۵ سال چند تا فرش خریدم که به سلیقه خودم نبود رنگ روشن خریدم و مجبور شدم یعنی اسرار داشتم که الان این فرشها رو خریدیم باید رو فرشی هم بخریم این فرشها زود کثیف میشه فرش رنگ کرمی کلا رنگ روشن
الان همسرم عادت کرده میگه باید رو فرشی باشه روی فرشها و من الان بابت همین رو فرشها خدا رو شکر میکنم که دارم زیباست باعث شده فرشهای من نوو تمیز بمونه
خدایا شکرت
یا همین دخترم که الان غر میزنم میگم حرفم گوش نمیکنه من آرزوم بود که خدا یه بچه دیگه بهم بده تا بچهام تنها نباشه یه همبازی داشته باشه الان گاهی البته غر میزنم
و الان برای وجودش برای سلامتیش برای شغلش برای درس خوندنش برای همه چیز خدایا شکرت
یا ما قبل از اینکه خونه رو تعمیر کنیم اپن داشتیم گفتم بیشتر کارها رو خودمون انجام دادیم مثلا اپن منو همسرم با هم خراب کردیم نخاله هاشو تو گونی ریختیم بعد یه کارگر گرفتیم اونا رو ببره
همسر من از همون اول دید سخته خراب کردنش غر زدن شروعش کرد ای بابا آخه من نمیدونم این تز کی بود که اپن بذارن چه فکری کردن من نمیدونم ارک دیگه چه سیغه ای برای خونه گذاشتین
گفتم عزیزم منم کمکت میکنم خراب کنیم ارک نتونستم ولی اپن بیشترش خودم خراب کردم بهش گفتم یادته اون روزی که اومدیم این خونه رو دیدیم برای خرید
خونه قبلی ما مستعجر بودیم البته کابینت نداشت کلا آشپزخونه نداشت یه قسمتی از پذیرایی رو کرده بودن آشپزخونه بجای اپن هم یه کابینت کاشته بودم کلا فضای آشپزخونه خیلی کم بود حالا یه قسمتم آشپزخونه بشه
گفتم یادته اومدیم اینجارو دیدم عه چه خوب اپن داره عه چقدر قشنگه ارک داره اگر اسمش و درست نوشته باشم بالای اپن میذارن به سقف چسبیده
عه چقدر خوب آشپزخونه بزرگی داره عه چه پذیرایی داره حالا همسرم برای هر چیزی غر میزد طفلک خسته شده بود برعکس شد تا چند وقت پیشش کار بود اون مواقع کار نبود مجبور میشد کار دو ملیونی با ۴۰۰ هزار تومن بزنه و خسته میشد غر میزد من سپاسگزاری نمیکردم ولی همسرم آرام میکردم که به نظر من اینم یه جور سپاسگزاری دیگه نقطه مقابل غر نزدن دیگه
و خیلی خوشحال میشد به من میگفت خوبه تو یادت میاد من اصلا نمیدونم دیشب شام چی خوردم هر کسی که بخواد یادش میاد اون نمیخواست یادش بیاد
و الان که فکر میکنم میبینم هر چی که دارم از همین هنذفری که الان دارم استفاده میکنم از همین گوشی همین کابینت همین رنگ خونه همین گاز همین سینگ هر چیزی حتی این نون
من خودم خواستم خدا ند مهربانم به من هدیه داده خواسته منو محقق کرده پس این خدا جواب میده اگر من ببینم خدایا شکرت که جواب میدی من منتطر و آماده پاسخهای تو هستم خدایا شکرت
و اگر تجربه ای دارم که دوستش ندارم بازم خودم خواستم حالا شاید یادم نیاد کی و چجوری ولی ایمان دارم حتما خودم خواستم و خداوند مهربانم پاسخ درخواست منو داده خدایا برای اونها هم شکر که بازم پاسخ دادی
الان گفتید حسرت خوردن اینجا جا داره از شما نهایت تشکر و قدردانی رو بعمل بیارم چون من دیگه حسرت چیزی رو نمیخورم البته خیلی این حسرت خوردنم کم شده شاید گاهی اتفاقی بیافته باعث حسرت بشه ولی خیلی کم و برای همین میخواستم اینجا در ب ابر خدای مهربان و بخشنده و بزرگوارم از شما استاد عزیزو عالیقدرم کمال تشکر و قدر دانی بجا بیارم که اگر من الان حسرت نمیخورم بخاطر آگاهیهای شما استاد عالیقدرم بینهایت به توان هزار سپاسگزارم
درسته من یه گاز صفحهای خریدم ما تا اونجا که تونستیم هزینه ها رو به حد اقل رسوندیم اینجا اشتباهم کردم یکم گرونتر میخریدم با کیفیت بود الان چند وقت میشه دارم از گاز استفاده میکنم هنوز نمیتونم بلد نیستم روشن کنم تا روشن مسکنی زود خاموش میشه و من اذیت بودم
این گاز چیزیکه من خودم خواستم خودم رفتم فلان مغازه خریدم خودم مسافتی رو طی کردم تا ارزونتر بخرم من گاز ارزونتر خواستم حالا برای همین هم باید باید سپاسگزار خداوندم باشم چون خداوند من هدایت کردبه سمت گاز ارزونتر پس غر نزنم
شاید غر نزنم شاید حرفی نزنم موقع روشن شدن گاز ولی همین ناراحت شدن من همین کلافه شدن من یه جور غر زدن یه جور گله و شکایت کردن و من دیگه ناراحتم نمیشم کلافه هم نمیشم با کمک خدا ند گازم روشن نگه میدارم
واقعا شاید فردا نباشم دلیل خوبی برای یک روز خوب زندگی کردن وقتی فکر میکنم میبینم میتونم به هر دلیل کوچکی حالم بد کنم خوب زندگی نکنم اما یه دلیل میتونه انگیزهای باشه برای خوب زندگی کردن
استاد اینم تجربه کردم که من تصمیم گرفتم بهتر زندگی کنم خداوند منو هدایت کرد به فایلهایی که برام یادآوری بشه چطور باید بهتر زندگی کنم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
تغییر، کلمه ای که تا قبل از شروع ماجراهای هیجانی زندگیم،هیچ باوری نسبت بهش نداشتم،هیچ نگرشی نسبت بهش نداشتم،همیشه اینجوری فکر میکردم تغییر برام سخت باشه،فکر میکردم باید ی اتفاق بزرگ توی زندگیم رخ بده تا بشه اسمش رو بزارم تغییر،یا اینطوری هم میتونم بگم که تغییر کردن برام معنا و مفهومی نداشت،برام ملموس نبود،در کل میتونم بگم تغییر برام سخت و غیر قابل تصور بود تا اینکه با مطالب سایت استاد عباسمنش و عطار روشن آشنا شدم، کم کم خیلی چیزها درون من تغییر کرد،البته که با آموزش صحیح این اتفاقها افتاد و منو به این باور رسوند که میشود.شدنی ست .الان که بر میگردم و گذشته رو نگاه میکنم میبینم خیلی چیزهایی که الان دارم رو قبلا نداشتم و از خدا خواسته و یا ناخواسته درخواست کردم و اون هم بهم داده،حالا ممکنه این نعمتهایی که در حال حاضر دارم باب میلم نباشه ولی ی روزی من از خدا درخواستش کردم و اونم بهم هدیه داده پس جای گلایه و ناشکری نداره چرا که خودم درخواست خریدش رو داده بودم پس اگر الان ازش ناراضی هستم باید درخواست تعویضش رو بدم تا خدا هم در اسرع وقت برام جابه جاش کنه،یادمه چند سال پیش از خونه قبلیم میومدم توی منطقه ی فعلی که هستم به همسرم میگفتم کاش میشد از اون منطقه ای که هستیم ،بیایم اینجا زندگی کنیم،چون منطقه خوش آب و هواست و از طرفی هم سکوت و آرامش خوبی هم داره،اینو من چند بار توی ذهنم مرورش کردم و بعد از دو سه سال بدون اینکه بفهمم چطوری شد؟؟خیلی راحت و ی دفعه ای محل زندگیم رو از تهران به دماوند انتقال دادم،الان که چند ساله از انتقال خونه و زندگیمون به دماوند میگذره دارم با خودم فکر میکنم،من اینجا چیکار دارم،کاش برگردم برم تهران،چون اینجا امکانات اولیه رفاهی رو زیاد نداره و مدام دارم با خودم بحث میکنم کاش بشه برگردم برم نزدیکتر به تهران باشم و همش دارم غرولند میکنم و اتفاقا قبل از شروع کردن به این فایل داشتم به همکارم میگفتم که حوصله زندگی توی این منطقه رو ندارم و شکایت میکردم و وقتی این فایل رو گوش دادم یادم اومد این من بودم که شرایط فعلی رو درخواست کردم پس جای شکایت نداره،باید برای خودم دل انگیزش کنم و از خدا بخوام که منو به ی جای دلخواهم هدایت کنه،الهی شکر.خدایا ازت میخوام که کمکم کنی تا بتونم شرایط دلخوام رو ایجاد کنم و هر آنچه آرزو دارم رو به تحقق برسونم.مثالهای زیادی دارم که الان از داشتن ی سری نعمتهایی که درخواستش رو داده بودم،نارضایتی دارم و باعث شکایت و شکوه و گلایه من هست اما اما اما،امروز به این آگاهی بهتر رسیدم که نباید غر بزنم،نباید حالمو خراب کنم بلکه راهی رو پیدا کنم تا بتونم به آرامش برسم.هر چه هستم از خودم و طرز تفکر و باورهام دارم حالا برای بهتر شدن زندگیم باید طرز تفکرم رو عوض کنم.الهی شکر.
یا حق
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستای نازنینم گام سوم از چهله تغییر زندگی ،نقطه شروع تغییر!من فرزانه هستم بازم خداروشکر میکنم بخاطر دعوتم به این مسیر زیبا،اینکه کنار آدمای خوش قلب و مهربونی هستم که هرروز کلی آگاهی جدید از خوندن نوشته هاشون و هم صحبتی باهاشون میگیرم .در این گام استاد فرمودن تغییر دو دسته اس بیرونی و درونی ولی من با تمام قلبم میگم تغییر بیرونی در صورتی که درونی تغییر نکرده باشی هیچ دوامی نداره تغییر درونی پر از دستاورده مهمترینش احساس خوب و دوست داشتن خود ،وقتی درونی تغییر کنی رفته رفته از بیرونم همه چی قشنگتر میشه همه چی بهتر و بهتر میشه ،همه ما در طول روز درگیر خیلی چیزا میشیم خیلی مهمه که مراقب باشیم و کنترل کنیم خیلی از رفتارامونو ،مثلا صبح از خواب بلند میشی و میخوای سرکار بری میبینی یکی بد رانندگی میکنه و توم عصبی میشی و حتی ممکنه دعوا کنی و بحثت بالا بگیره با اون آدم خب دیگه تهشم میشه کتک کاری و کلانتری رفتن و شکایت و این داستانها و اینجوری کل روزت خراب میشه انرژیت پایین میاد خدا و جامعه و همه رو مقصر میدونی اما این اتفاقات کاملا مقصرش تویی نمیتونی کنترل کنی افکار و رفتارتو ،وقتی آگاه باشی وقتی روزتو با شکر گزاری و حس خوب شروع کنی وقتی برای خودت زمانت و تک تک لحظه های زندگیت ارزش قائل باشی وقتی رانندگی هم میکنی این جور چیزی پیش میاد راه و باز میکنی میگی بیا برو مثل اینکه تو خیلی عجله داری با همین کار ساده جلوی خیلی از اتفاقات رو گرفتی ،این فقط یه مثاله تو طول روز تو هر جنبه زندگی ممکنه خیلی چیزا پیش بیاد تو رابطه ات با خانواده ،با دوستات ،همکارات ،شریک عاطفیت و….فقط کافیه آگاهانه همه چیو ببینی و وقتی روی خودت کار میکنی و درونی تغییر میکنی دیگه اصلا نیاز نیست تو تلاش خاصی کنی ،تغییر درونی هم به مرور زمان شکل میگیره با تغییر باورهای اشتباهت با شکرگزاریاحساس خوب به خودت و زندگیت دوست قشنگم همنجوری که تو تمرین قبلی گفتم واقعا زندگی رو نمیشه پیش بینی کرد از کجا معلوم ما یه ساعت دیگه زنده باشیم پس از تک تک لحظه هات لذت ببر همین الان به نفس کشیدنت توجه کن ،خیلی آروم میشی به ضربان قلبت توجه کن چشماتو ببند و توجه تو بزار رو قلبت،خیلی حس خوبیه هزاران سلول در بدن تو فعالیت میکنن که همه جی منظم و قانونمند کار کنه که تو بتونی زیست کنی روی زمین پس توم تمام تلاش تو بکن به بهترین شکل ممکن خودت زندگی کنی زندگی فقط پول و موقعیت اجتماعی و این چیزا نیست خیلیا هستن پولدارن ولی نمیتونن یه شب راحت بخوابن خودتو با هیچکس مقایسه نکن جز خودت از داشته هات لذت ببر ،آدما سلیقه ها و علاقمندی هاشون باهم فرق داره سبک زندگی همه یجور نیس به سبکی متناسب زندگی خودت خوشحال باش ،ممنونم که وقت گذاشتین و نوشته منو خوندین براتون بهترینا رو آرزو میکنم مهربونا♥️♥️♥️
سلام و درود به همه عزیزان
حرف های شما استاد عزیز خیلی برام آرامش و لذت بخش است ممنونم ازتون
من واقعا اینو بارها تجربه کردم که وقتی احساس خوب داشته باشم همیش اتفاق های خوب برام پیش میاد حتی همون روز چیزای برام پیش میاید که اصلا تصور نمیکردم چیزا رو بدست میارم که خیلی وقت آرزو داشتم این واقعا خیلی برام لذت بخش است اما بعضی روزا که ناراحتم حس میکنم دنیا منم به آخر رسیده فکر میکنم این روز دگه هیچ تمام نمیشه
اما خداوند خیلی کریم و مهربان است که ما رو به همه آرزو هامون میرسونه
خدایا سپاسگزارم
سلام بر استاد عزیز و دوستان گرامی
در حال حاضر فقط متن این گام رو خواندم و هنوز فایل رو گوش ندادم میخوام از اتفاقات جالب براتون بگم که فقط با حال خوب داشتن ایجاد شد .تو کامنت قبلی گفتم که خیاطی میکنم و خیلی سخت مشتری میگرفتم دیروز با احساس عالی رفتم مدرسه دنبال دخترم و تا دوستانم میخواستند راجع به مسائل ناراحت کننده صحبت کنند موصوع رو عوض میکردم همونجا دوتا سفارش گرفتم اومدم خونه و همچنان حالم خوب بود مدتی قبل تصمیم گرفتم کار ساخت شکلات انجام بدم و یه سری جاها سر زدم و نمونه بردم اما فقط یکیشون ۶تا شکلات سفارش داد حدود ۲ماه پیش و دیگه خبری نبود دیروز در کمال ناباوری باهام تماس گرفتن که ۹تا از همون شکلات به علاوه ی ۱۰تا موچی و همچنین شکلات برای ولنتاین میخوان
انقدر سرعت اتفاقات زیاده که باور نکردنیه خدارو شکر
و من بدون کمترین تقلایی دارم اتفاقات عالی در زندگیم ایجاد میکنم فقط با همین یک کار و اون هم لذت بردن از زندگی و دیدن زیبایی ها
ممنون استاد جان که انقدر روان و راحت همه چیز رو توضیح میدید 🙏🏻
به نام خالق زیبایی ها
سلام خدمت استاد عطارروشن عزیز و دوستداشتنی
صبح زیباتون بخیر و شادی باشه
چه قدر خوشحالم میتوانم شما رو ببینم، صدای گرم شما رو بشنوم و از آموزش های بینظیر شما استفاده کنم.
خدایا شکرت
استاد این فایلتون خیلی عالی بود که به صورت لایو برامون تهیه کردید.
مطمئن هستم با دیدن این فایل و این لایو زیباتون، کل روز رو پر از انرژی و احساس خوب خواهم بود.
شما همیشه با خلاقیت و استعدادی که دارید ما رو سورپرایز میکنید.
صحبتها و آموزشهای شما به عمق جان ما نفوذ میکنه و به آرامی و به زیبایی باعث تغییر افکار و نگرش ما میشود.
و زندگی ما رو به سمت رویاها و آرزوها و خواستههامون جهت میدهد.
از اینکه استاد فوقالعادهای همچون شما رو دارم بسیار خوشحالم و خداوند رو از این بابت سپاسگزارم.
انشاالله هر روزتون عالی و پر نشاط و پر از احساس خوب و عالی باشه 🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام ودورد برا ستاد نازنین که مثل چراغی نورانی روشنگر راه من شد
امروز با دیدن حال خوب استاد منم تصمیم گرفتم حال خوب این روزهام رو توصیف کنم وبه عنوان تمرین بنویسم
هر روز با شکر گزاری روزانه روزم رو شروع میکنم امروز خاستم با چیزهایی که دارم در حال حاضر شروع کنم و شکر گزاری منم تازه متوجه شدم که چقدر زیادن و من باید تا شب بنویسم برای شکر گزاری داشته هایم
حالم خوبه احساسم خوبه افکارم مثبته چیزهایی که امروز دارم آرزوهای گذشته من بوده والان دارمشون
من فرصت تغییر کردن دارم زندگی من همین لحظه همین الان هست که بدون استرس گذشته بدون استرس آینده وپراز آرامش هستم
چه روزهایی که در گذشته بخاطر افکار منفی وحسرت خوردن بیهوده گذشت و تموم شد و رفت
ولی من هر روز ی که شروع میکنم بنده ای جدید و تازه برای خدایم هستم و باهاش شروع میکنم وبرگه سفید زندگیم رو خودم مینویسم من خاستم وتغییر کردم ودارم لذت میبرم من اعتماد کردم من ایمان آوردم خواسته خودم رو با خاسته خدایم همسو کردم شرایط الآنم ایده آل ترین شرایطی هست که قبلا خودم خاسته بودم وبهم داده شده به لطف خدایم و به لطف استاد ممن خوشحالترینم
خدایا با تو بودن خیلی قشنگه خدایا تور داشتن خیلی قشنگه
منو انتخاب کردی منو هدایت کردی ومن الان بهترین حال جهان رو دارم با داشتههایم من ادامه میدهم وبه راهم و قدرت خدایم ایمان دارم
هوالرزاق
نقطه شروع تغییر
هدفی مقدس ترازتغییرکردن وجودنداره وانسان هایی که درمدت حیات خودبه دنبال شروع تغییر درزندگی خودهستندتاثیرماندگاری درزندگی خودوجهان اطرافشون ایجاد کرده اند
وچه زیبا ازاستادی شنیدم که تغییر نام دیگرخداست
من چندباردرزندگیم این کارروکردم
باراول ۲۲سال بیشترنداشتم ورفتم خفظ قران وتغییر ات زیادی درمن رخ دادکه بیشترمعندی بود
اماتغییردومم سال۹۸بودکه بادوره تناسب اشناشدم
تواین دوره هم ازلحاظ معنوی هم فکری هم جسمی تغییرداشتم .چراکه ازاطرافیان بازخوردمیگرفتم
وهنوزم ادامه داره
تواین فایل یادگرفتم که هرروزصبح ذهنم روخالی کنم تابتونم انتخابهای درستی داشته باشم وتوجهم روروی هرآنچه میخوام بزارم
وبه عینه دیدم توزندگیم که دررابطه باهرچی صحبت کرده بودم واردزندگیم شد
اینبارمیخوام چیزهای عالی ودرجه یک روواردزندگیم کنم
ویک تغییراساسی دیگه داشته باشم
تغییرنام دیگرخداست