مقصر کردن دیگران برای شرایط و اتفاقات روزمره در زندگی یکی از پرکاربردترین عادتهای انسانها میباشد.
در هر شرایط و موقعیتی باشید سادهترین و در دسترسترین طریقه نگرش در مغز این است که فرد یا گروه یا هر چیز دیگری را مقصر زندگی خود در آن شرایط بدانید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 110 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

امروز صبح داشتم کتاب “ سارا قانون جذب را یاد میگیرد ” جلد یکش رو می خوندم ، و دقیقا یه قسمتی از کتاب بودم که داشت راجع به این صحبت می کرد که : وقتی شرایط بد و نادلخواهه فکر می کنیم اگه شرایط عوض بشه حال و هوای ما هم عوض می شه ، و ازاونجایی که ما نمی تونیم شرایط رو تغییر بدیم گرفتار دام می شیم ( فکر کنم منظورش این بود که مستاصل میشیم و حالمون بدتر می شه )
یا اینکه یه جای دیگه هم گفت : وقتی مسرور بودنت به کاری که دیگران انجام میدن یا نمیدن بستگی داشته باشه ، باز هم گرفتار دام میشی ، چون تو نمی تونی رفتار یا اعمال دیگران رو کنترل کنی ، اما اگه بفهمی شاد بودنت به هیچکس بستگی نداره ، به وارستگی می رسی ، به آزادی فراتر از هیجان انگیز ترین رویاهات
دقیقا چند دقیقه بعد این مطلب یه موضوعی پیش اومد که حالم رو بد کرد ، اینکه دوتا از نزدیکانم با هم جلوی من بحث کردن ، و من تا چند دقیقه درگیر افکار منفی بودم ، و این در حالی بود که من تا قبلش حالم خوب بود ، برای اینکه از اون حال و هوا بیام بیرون سعی کردم خودم رو مشغول کار کنم و افکارم رو تغییر جهت بدم ، و حالم بهتر شد ، اما اون لحظه متوجه نشدم که داشتم قبلش یه همچین مطلبی رو می خوندم در مورد اینکه حال خوبمون نباید تحت تاثیر چیزی قرار داشته باشه
ظهر که اومدم خونه با یکم حرف زدن راجع به اون موضوع بهش یکم توجه کردم و بعد دوباره بهش فکر نکردم ، تا اینکه الان اومدم تو سایت و داشتم فایل این قسمت رو که شما تازه رو سایت قرار دادید رو می شنیدم که دقیقا داشتید راجع به همین موضوع صحبت می کردید که : نباید حال خوبمون تحت تاثیر شرایط بیرون و رفتار آدم ها باشه ، چون ما نمی تونیم دیگران رو عوض کنیم ، و بعد از شنیدن حرف های شما ، تازه یاد مطلبی که صبح خوندم افتادم و یه لحظه انگار درک کردم که ، انگار خدا می خواست با اون مطالب و حرف های شما و اتفاق امروز بهم بفهمونه که من یک مساله ای دارم که باید اون رو اصلاح کنم ، و اون هم اینه که سریع تحت تاثیر شرایط و آدم ها قرار می گیرم ، و این باعث می شه که از حال خوب خارج بشم و شرایط به من غالب بشه
و چقدر این دیدگاه شما رو دوست دارم که میگید : وقتی یه مشکلی برام پیش میاد ، پیش خودم می گم ، خدا داره بهم میگه تو این زمینه مشکل داری ، حلش کن ، برطرفش کن ، و با برطرف کردنش من بیشتر میتونم حال خوب رو تجربه کنم ، و بیشتر مسلط میشم به مهارت کنترل ذهن ، بجای اینکه بگید ای بابا چقدر هی مشکل سر راهم قرار می گیره
ممنون از توضیحاتتون