0

تغییر باورها برای کاهش وزن؛ راز ذهنی لاغر شدن بدون رژیم (گام ۱۲۰)

تغییر باورها برای کاهش وزن
اندازه متن

🎯 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با افکاری متفاوت!

سال‌ها فکر می‌کردم لاغر شدن فقط با رژیم و سختی ممکنه، تا اینکه فهمیدم مسیرش از ذهن شروع می‌شه.

وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، اصلاً به فکر لاغری نبودم؛ اما کم‌کم فهمیدم تغییر باورها برای کاهش وزن اولین قدمه.

از همون‌جا، یه تحول عجیب توی زندگیم شروع شد… 🌱✨

✨ چطور بالاخره لاغر شدم؟

📌 ۳۵ سال با چاقی زندگی کرده بودم…

تو این مدت، بارها و بارها سعی کردم لاغر شم؛ از رژیمای عجیب تا قرص و دمنوش، از ورزش‌های سخت تا حذف غذاهایی که عاشقشون بودم! ولی هیچی جواب نداد. ❌

اون‌قدر شکست خوردم که باورم شد: «من لاغر بشو نیستم!»

😞 یه باور تلخ که ریشه دواند تو ذهنم و دیگه حتی تلاش هم نمی‌کردم…

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

👂 اطرافیان هم هرکدوم یه چیزی می‌گفتن:

«چاقیت ارثیه!» «چاقیت بخاطر کم‌تحرکیه!» «استخوان بندی‌ات درشته!»

و من… کم‌کم پذیرفتم که لاغر شدن برای من نیست، فقط خدا کنه چاق‌تر نشم!

🌧️ دیگه هدفم از لاغری، تبدیل شد به «ثابت موندن». یعنی از اون نقطه به بعد، حتی حرفی از کاهش وزن هم نمی‌زدم. خانواده هم که قبلاً می‌گفتن «یه کم لاغر شو»، حالا می‌گفتن: «حداقل چاق‌تر نشو!» 😐

💡 جرقه‌ای که مسیر رو عوض کرد…

تا اینکه سال‌ها بعد، با مفهومی آشنا شدم که همه‌چی رو تغییر داد:

قدرت ذهن! 🧠✨

هدف اولم از یادگیریش، تغییر مالی بود؛ اصلاً قصد نداشتم سراغ لاغری برم. اما هرچی بیشتر با ذهن کار کردم، بیشتر فهمیدم که ریشه‌ی خیلی از مشکلاتم، توی باورهام بود…

و کم‌کم به این نتیجه رسیدم که:

🔑 تغییر باورها برای کاهش وزن، نقطه‌ی شروع هر تغییر جسمیه.

و این نقطه شروع روش لاغری با ذهن در سراسر جهان شد.

حقیقتش؟ اولش اصلاً تو خوابم هم نمی‌دیدم که میشه بدون رژیم و زجر کشیدن، لاغر شم.

ولی اون علاقه‌ای که به قدرت ذهن داشتم، باعث شد کلی وقت بذارم، فایل گوش بدم، تمرین بنویسم، و ذره‌ذره فرمولای ذهنیم رو عوض کنم.

و بعد از چند ماه، حس کردم بدنم داره واکنش نشون می‌ده… نه با ترس و فشار، بلکه با هماهنگی و آرامش 😌💚

🎁 لاغر شدنم شبیه معجزه نبود، بلکه شبیه بیدار شدن از یه خواب سنگین بود. فهمیدم ذهنم تا حالا باورهامو طوری چیده بود که اجازه‌ی لاغر شدن بهم نمی‌داد…

🚶‍♀️ تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه جاده‌ نو

همین حالا هم اگر بخوای، می‌تونی یه مسیر نو تو ذهنت بکشی؛ یه جاده‌ی آسفالته که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه.

فقط کافیه بپذیری که:

✅ با تغییر باورها برای کاهش وزن، تو هم می‌تونی لاغر شی

✅ باید به ذهنت یاد بدی که مسیر جدیدی وجود داره

✅ استمرار، تمرین و تعهد کلیده 🎯

هر باوری که سال‌ها باهاش زندگی کردی، قابل تغییره. من اینو با تمام وجودم تجربه کردم و حالا، عاشق اینم که به بقیه هم کمک کنم همین مسیر رو برن. 🌟

🍃 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با باورهای جدید!

اگه دقیق نگاه کنیم، می‌فهمیم که لاغر شدن شبیه چاق شدنه…

هیچ نیازی به فشار زیاد یا زور زدن نیست، فقط باید مسیر فکر کردنمون رو تغییر بدیم 🧠💭

همون‌طور که یه‌عمر با فکرها و رفتارهایی خاص چاق شدیم، حالا با تغییر باورها برای کاهش وزن، می‌تونیم مسیرمون رو برعکس کنیم و پله‌پله به تناسب اندام برسیم.

💡 فقط کافیه شروع کنیم به ساختن «افکار لاغرکننده»؛ افکاری که وقتی داریم لباس می‌پوشیم، وقتی غذا می‌خوریم، وقتی توی آینه نگاه می‌کنیم، یه پیام جدید به بدنمون می‌دن:

من دارم لاغر می‌شم. چون دارم جور دیگه‌ای فکر می‌کنم. 🌱

⛔ سخت‌ترین قسمتش چیه؟ عادت ذهن به شرایط قبلی!

ذهن ما عاشق تکراره. 🔁

همین‌طور که سال‌ها فکرها و رفتارهای چاق‌کننده رو تکرار کردیم، ذهنمون به اون وضعیت نرمال عادت کرده. حتی اگه اون نرمال برای ما دردناک باشه، حتی اگه باعث خستگی، نفرت از ظاهر، یا کاهش اعتماد‌به‌نفس شده باشه…

🧠 ذهن فقط می‌خواد در همون حالت آشنا بمونه، چون تغییر براش خطرناکه.

واسه همینه که در مسیر تغییر باورها برای کاهش وزن، باید شجاعت روبه‌رو شدن با افکار قدیمی رو داشته باشیم.

باید با مهربونی و صبر، ذهنمون رو دعوت کنیم به یه سبک زندگی جدید… همون‌طوری که یه بچه رو آروم‌آروم به خواب دعوت می‌کنی 💤

🌈 یادت باشه، تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه خودِ جدید؛ همون خودی که همیشه آرزوشو داشتی و حالا وقتشه بهش نزدیک بشی.

تغییر باورها برای کاهش وزن

🎯 نتیجه واقعی استفاده از آموزش‌های لاغری با ذهن

اولش همیشه سخته… اینو خودت بهتر می‌دونی!

📌 هر کاری که برات جدید باشه، یه جورایی «سنگین» به نظر میاد.

مثلاً صبح زود بیدار شدن… اولش سخت و زورکیه، ولی کم‌کم برات عادی می‌شه ☀️⏰

🧠 لاغر شدن هم دقیقاً همینه. چون ذهن ما عادت داره به یه سری فکرها و رفتارهایی که در طول زمان، ما رو به سمت چاقی بردن.

تا وقتی این عادت‌ها پابرجاست، بدن هم همون مسیر همیشگی رو می‌ره.

اما به محض اینکه شروع می‌کنی به تغییر باورها برای کاهش وزن، اتفاقا همون‌جاست که ذهن مقاومت می‌کنه…

می‌گه: «سخته!»

اما تو باید بدونی این «سختی» واقعی نیست، فقط ذهن داره می‌ترسه از تجربه‌ی جدید 😌

🔄 عادتی که تکرار بشه، تغییر می‌کنه

فردی که الان ۵۰ کیلو اضافه‌وزن داره، از یه جایی شروع کرده؛ شاید ۱۰ سال پیش فقط ۵ کیلو اضافه داشت…

ولی چون هیچ تغییری تو باورهاش ایجاد نکرد، همون مسیر رو ادامه داد، عادت‌هاش موندگار شدن و چاقی پیشرفت کرد ⚖️⬆️

حالا برای برگشت از اون مسیر؟

باید همون روش رو ولی در جهت برعکسش انجام بدی. یعنی:

✅ تکرار ✅ استمرار ✅ تعهد

و مهم‌تر از همه: تغییر باورها برای کاهش وزن

هر رفتاری که زمانی «عادی» بوده، الان می‌تونه «غیرممکن» به نظر بیاد. و برعکس! چیزی که الان غیرممکنه، می‌تونه به عادت جدیدت تبدیل بشه ✨

🏡 مثال ساده: عادت ذهن به خانه‌ی قدیمی!

یادت باشه وقتی خونه‌مون عوض می‌شه، تا مدت‌ها ناخودآگاه به سمت خونه‌ی قبلی می‌ریم!

یا مثلاً جای کلید برق که عوض شده، چند وقت طول می‌کشه تا یاد بگیری باید دستتو به یه سمت دیگه ببری 💡🏠

لاغر شدن هم همینه… اولش دنبال فرمول‌های قدیمی ذهنی می‌گردی: پرخوری، خوردن بدون گرسنگی، ناامیدی بعد از چاقی.

ولی به مرور، این مسیرها محو می‌شن و مسیرهای جدید جایگزین می‌شن.

🔑 تفاوت ذهن چاق و ذهن متناسب

وقتی یه فرد چاق می‌گه: «من نمی‌تونم لاغر شم»،

یه فرد متناسب با تعجب نگاش می‌کنه و می‌گه: «این چه حرفیه؟!» 😅

📌 چرا؟ چون فرمول‌های ذهنی‌شون فرق داره.

در ذهن چاق، لاغر شدن سخته، دست‌نیافتنیه، باید زجر بکشی…

در ذهن متناسب، لاغری یه چیز طبیعیه.

و تو، با ادامه دادن آموزش‌ها، تمرین کردن، و تغییر باورها برای کاهش وزن، کم‌کم می‌ری سمت اون ذهن متناسب.

همون ذهنی که می‌گه: «من می‌تونم، من دارم تغییر می‌کنم، و لاغر شدن برای من ممکنه!» 💪🍏

تغییر کردن

🗺️ بهترین راه برای شروع تغییر باورها برای کاهش وزن

حالا که با قدرت ذهن آشنا شدی و می‌دونی لاغر شدن یه تغییر ساده در مسیر فکر کردنه، وقتشه قدم بعدی رو برای تغییر باورها برای کاهش وزن برداری…

📌 قدمی مطمئن و لذت‌بخش به سمت ساختن ذهن متناسبت!

ما برای این مسیر، یک دوره آموزشی خاص طراحی کردیم به اسم:

🎓 ورود به سرزمین لاغرها  ✨

دوره‌ای که نه رژیم می‌ده، نه تمرین سخت؛ فقط میاد سراغ ریشه‌ها و تغییر باورها برای کاهش وزن

سراغ اون باورهایی که سال‌ها ذهنمون رو به سمت چاقی برنامه‌ریزی کرده.

باورهامون رو می‌سازه، فرمول‌های ذهنی رو تغییر می‌ده، و قدم‌به‌قدم تو رو آماده می‌کنه برای یه سبک زندگی جدید.

🌱 چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه برای تغییر باورهاست؟

✅ چون به‌جای کنترل غذا، ذهن رو آموزش می‌ده

✅ چون تو رو با خودت آشتی می‌ده، نه با ترازو

✅ چون کاری می‌کنه که تغییر باور برای کاهش وزن تبدیل به یه لذت بشه، نه سختی

تو این دوره، یاد می‌گیری:

  • چطور با افکارت صلح کنی
  • چطور ذهن چاق رو به ذهن متناسب تبدیل کنی
  • چطور بدون رژیم، لاغر بشی و بمونی

💬 اگر ته دلت هنوز باور نداری که می‌تونی لاغر شی…

بدون این دوره برای تو طراحی شده.

همین حالا تصمیم بگیر، و اولین گام برای تغییر باورها برای کاهش وزن رو با لذت بردار 🌟 🎁 به جمع هزاران نفر دیگه‌ای که با همین روش، متناسب شدن بپیوند…

📥 برای شروع، فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی و به دنیای تازه‌ای از خودت وارد بشی 👇

(ورود به سرزمین لاغرها)

✍️ چرا تمرین مهمه؟

اگر واقعاً می‌خوای تغییر باورها برای کاهش وزن رو از حالت شعار به عمل برسونی، تمرین نوشتاری مهم‌ترین بخش کاره.
چون ذهن ما با نوشتن، متمرکزتر و عمیق‌تر روی تغییرات عمل می‌کنه. وقتی درباره گذشته‌ات بنویسی، دلیل چاق شدنت رو بشناسی و روی افکارت کار کنی، مسیر جدیدی در مغزت ساخته می‌شه که پایه‌ی لاغری پایداره.

📝 سوالات تمرینی تغییر باورها برای کاهش وزن:

  • مسیر چاق شدن تو در این سال‌ها چطور بوده؟ قدم‌به‌قدم شرح بده.
  • چه عادت‌هایی باعث شد وزنت بیشتر بشه؟
  • چرا ذهن ما چاق شدن رو راحت می‌پذیره ولی لاغر شدن رو نه؟
  • تاکنون چه تغییراتی برای لاغری انجام دادی که برات سخت بوده؟ چرا؟
  • به نظرت چطور می‌تونی با تغییر باورها برای کاهش وزن مسیر ذهنی جدیدی بسازی؟

💬 نظر تو چیه؟

ازت دعوت می‌کنم تمرینات بالا رو با دقت انجام بدی و نتیجه‌ش رو در بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بذاری. نوشتن تجربه‌ت نه تنها باعث می‌شه بهتر به ذهنت جهت بدی، بلکه الهام‌بخش بقیه دوستانی می‌شه که تو همین مسیر هستن 💙
منتظریم که صدای تو رو بشنویم 🎤✏️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.55 از 66 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=18149
116 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۴ ۱۵:۲۷
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,025 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      من فردی هستم که از تغییر کردن خوشم میاد و دوست دارم همیشه به روز و جدید باشم  اما خب گاهی اوقات  انجام کارهای جدید برام  سخت هست مثلا همین تغییر زمان خواب به قول استاد یه عادته که اگر بخوام  بعد از مدتها تغییرش بدم واقعا برام سخته من در گذشته که در این مسیر نبودم شبها تا دیری بیدار بودم  و صبح ها  تا لنگ ظهر خواب بودم مثلا دوازده یا یک ظهر پا میشدم و اصلا نمیدونستم صبح زود یا صبح دیر وقت  چه حال و هوایی داره ولی از وقتی در این مسیرم یکی از بهترین عادتهام این هست که شب ها زود میخوابم  و  صبح زود پا میشم و  به طرز جادویی با مقدار کمتری  خواب  بدنم سر حال تر میشه و من میتونم صبح زود  از خواب پاشم و دنبال کارها و اهدافم برم و واقعا این برام لذت بخش هست .اصلا دیگه برام سخته که من بخوام تا ظهر بخوابم  و من چه موقع  مدارس باشه چه تابستان باشه من همون صبح زود پا میشم و جدیدا ورزشم رو تو صبح  جا دادم و واقعا  صبح ها  برام لذت بخش تر شده .

      پس همه چیز عادتی هست و این چاقی هم عادتی هست  یه سری رفتارهاا و افکارها باعث پیشرفت چاقی شدن و من باید این فرمولها رو تغییر  بدم تا روند جسم من به سمت لاغری بره مثلا من افکاری داشتم که ازدواج و بارداری و داروها و ژنتیک باعث چاقی من هست ولی من همین دو سال پیش له خاطر یه قضیه ی ناراحت کننده  که اشتها نداشتم  با همین شرایطم تونستم بسیار بسیار لاغر بشم  در طی یک ماه پس من میتونم و بدنم این توانایی رو داره اگر خودم با افکارم و رفتارم مانعش نشم  و خیلیها با شرایط من لاغر هستند 

      حتی  تغییرات  کوچک  هم مثل نخوردن یه پفک یا شکلات  در ماه یا هفته  سخت هست اما به مرور که عادت کنم دیگه سبک زندگی گذشته ام سخت هست و من دیگه خوردن این مواد غذایی بی کیفیت برام سخته

      من بارها شده رفتم خونه مادرم یا جایی هی میگن بخور ولی چون من سیرم  نمیخورم اونها تعجب میکنن  و میگن بابا  فلان چیز که قبلا  دوست داشتی و میخوردی چرا حالا نمیخوری ولی من  دیگه دوست ندارم و نمیتونم  بخورم  مثل کلوچه و خرما و شیرینی و حلوا و …..من همین امروز همسرم اصرار میکرد روی میز ناهار خربزه بخور ولی من نمیتونم همزمان با ناهارم میوه بخورم و راحت نخوردم من دیروز با شام و ناهارم دوست نداشتم نون بخورم و نخوردم من خیلی از طعم های شیرین رو دوست ندارم و نمیخورم و حتی چایی رو خالی میخورم چون خیلی برام شیرین هستند  و یا من عاشق پفک و چیبس بودم و لی حالا با چند دونه خوردن بی میل میشم و میگم تا اخر همین طعم هست که چی بازم بخورم و رها میکنم و دیگه من پرخوری ندارم و حرص و ولع ندارم و ولقعا هر غذایی رو انتخاب نمیکنم و …

      فقط کافیه اوایل اشتیاق داشته باشی همینکه فرمولهای ذهنی تغییر کنه خیلی راحت من لاغر میشم 

      پس باید شروع کنم به فایل گوش دادن و تمرین ها رو انجام بدم اینطور من فرمول های ذهنی ام تغییر میکنه .فقط نیاز به زمان هست باید اینقدر تکرار کنم تا اونها ملکه ی ذهنم بشن 

      دقیقا ما هم مدتی هست حدودا دو ماه  ماشین رو اتومات کردیم و چقدر اون اوایل و هنوزم  برام کاررکردن با ماشین اتومات سخت بود چون عادت نداشتم  ولی به مرور عادت کردم من همیشه سر پیچها و مانع ها دستم میره که دنده عوض کنم ولی خب این عادت هست و به مرور من تغییر میکنم 

      یا هنوزم برای خیلی از چیزها مثل نگاه کردن به دور بین برام عادت  نشده و من باید به اینه ها نگاه کنم .

      من کلی عادتها دارم که بدون فکر انجام میدم و تعییر اونها سخت هست و چاقی به لاغری هم تعییر فرمولهای ذهنی هست و این نیاز به استمرار و تلاش بیشتری  داره .

      افراد چاق چون نیاز دارن به لاغری براشون این لاغری سخت و نشدنی هست ولی برای لاعرها اینطور نیست و اونها همچین افکاری ندارن .همسر خودم بسیار لاغر هست و افکار چاقی هم نداره ولی تا قبل از بازنشستگی سر کار به شدت ریزه خواری داشته خصوصا شیرینی با چایی برای همین شکمش به نسبت بقیه اعضای بدنش  بزرگتر بود اما بعد از بازنشستگی چون هیچ فکر چاقی نداشت و مانعی نداشت خیلی جالب در کمتر از یک ماه تا دو ماه به طرز جالبی ایشون کاهش سایز و وزن داشتند و بسبار لاغرتر  شدند اما براشون مهم نیست و دنبال لاغری نبودن و اون موقع هم که میخوردن دنبال چاقی نبودن ایشون لاعر شدن براشون عادی هست و واقعا هم راحت لاغر شدند و خیلی راحت خود به خود در زمان کم این اتفاق برای ایشون  افتاد طوری که خودش هم  متوجه نشد فقط من و اطرافیان بهش میگفتیم عالی شدی و خودش هم میگفت اره شلوارهام گشاد شدن و یا کمربندم رو باید تنگ تر کنم و … اصلا مشخص بود که ایشون هیچ فکر چاقی و مانع لاغری نداشتن و من دیدم که چقدر اسان و راحت و سریع به تناسب اندام دوباره ی خودشون رسیدن مثل دوران گذشته  .

      من در سبک زندگیم و ظاهرم و شخصیتم  خیلی تغییر کردم و میگم حالا که تونستم در بعضی از جنبه ها  تغییر کنم پس در جسمم تغییر می کنم و میگم این  لاغری خیلی چیز ساده   و امکان پدیری  هست .

      من باید خواسته ها رو در ذهنم کوچک کنم تا بهش برسم .

      بارها بگو من به راحتی متناسب میشم مثل اب  خوردن .

      من لاعر میشم چون بدنم و روحم و ذهنم هماهنگ  با هم هستن  و لاغری رو تجربه خواهم کرد .

      من لاغر میشم چون لاغری طبیعی جسم من هست.

      من لاغر میشم چون رفتارم  و افکارم درست هست.  پس جسم هم باید اونها  هماهنگ بشه 

      من باید لاعرر بشم چون  بسیار توانمند هستم .

      من باید لاغر بشم چون هر انچه رو دوست دارم میتونم خلق کنم و لاغری رو هم خلق میکنم .

      من باید لاغر بشم چون بهترین اندام سهم من هست و من هیچ فرقی با متناسبها ندارم .

      من باید خیلی راحت مثل همسرم کاهش وزن و سایز رو تجربه کنم بدون هیچ سختی و به صورت خود به خودی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۳ ۲۰:۰۳
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,683 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم 

      چقدر اسم فایل خوبه  که لاغرشدن همان چاق شدن است چقدر حالم رو خوب میکنه چقدر آرامش دهنده هست و  بازم بهم یاداوری میکنه که  لاغری آسون و قابل اجرا شدن هست که میشه فروغ همانطور که سالها  لاغر بودی ولی تحت یه سری باورهای غلط و رفتارهای غلط چاق شدی دوباره میتونی با این اموزشهای سایت و داشتن کلی باورهای  صحیح و رفتار صحیح  دوباره لاغر بشی و اصلا کار سختی نیست اصلا همینکه تونستی راحت و بدون دردسر چاق بشی و بدون زحمت چاق بشی این خودش خوبه و باید خوشحال و  امیدوار  باشم  پس حالا  که میتونم خیلی راحت و بدون زحمت  چاق بشم پس میتونم  به همین راحتی هم لاغر بشم  در واقع همینکه در گذشته جسم من  تونسته چاق بشه یعنی جسم من توانایی تغییر کردن داره و حالا برای لاغری میخواد در جهت مخالف گدشته ی خودم حرکت کنه همین  و اگر من از نتیجه ی این توانایی جسمم راضی نیستم میتونم اون رو تغییر بدم اخه من ممکنه خیلی تواناییها داشته باشم که نتایج خوبی نداشته باشن و از اونها راضی نباشم پس هیچ وقت انحامشون نمیدم حالا هم از نتیجه ی  این توانایی جسمم برای چاقی راضی نیستم پس تغییرش میدم خود من توانایی دعوا کردن با خیلیها رو دارم اما چون نتیجه اش رو دوست ندلرم انجام نمیدم من توانایی دروغ گفتن رو دارم اما چون نتیجه اش رو در زندگی دوست ندارم انجام نمیدم یا اینکه توانایی زیاد حرف زدن اونم بیهوده رو با اطرافیانم دارم اما چون از نتیجه اش راضی نیستم پس انجامش نمیدم و بازم برای خودم بیشتر  قابل لمس و قابل باورش میکنم که جسم من توانایی تغییر کردن به سمت لاغری رو داره و اصلا چیز خاصی نیست بسیار ساده هست خود من بارها از راه غلط وزن کم کرردم و متناسب شدم اما این دفعه از راه درست دارم حرکت میکنم پس قطعا به تناسب دلخواهم میرسم همینطور که این همه ادم در اطراف من به راحتی و بدون سختی لاعرن منم با این اموزشها به راحتی لاغر میشم فقط،کافیه  روی خودم کار کنم و آموزش،ببینم ارام و اهسته و بدون عجله به مرور زمان من به وزن دلخواهم میرسم و لاغری در وزن ۵۹ کیلو رو تجربه میکنم فقط باید مسیر جسمم رو تغییر بدم اونم با اموزشها ودر مسیر صحیح تناسب قرار بگیرم که خدا رو شکر تا حالا در همین مسیر حرکت کردم و موفق بودم .و الان دیگه فاز مغزی من و عادتهای من خیلی تعییر کرده و من نمیتونم مثل قبل بخورم و یا فکر کنم و اون کارهای گذشته برام سخت شدن مثلا خیلی راحت تخم مرغم رو در روغن دلخواهم سرخ میکنم و میخورم و اصلا فکرم و حالم  بد نیست اما وقتی در کنار فردی قرار میگیرم که رژیم داره و نباید روغن مصرف کنه و باید ابپز بخوره این فکر کردن و این مدل خوردن برام سخته و غیر ممکن هست و به خودم میگم نه من به هر اندازه که از این غدا ی مورد علاقم نیاز داشته باشم مجازم بخورم و  اصلا برای ادامه ی حیات من ضروری هست و اون اضافه بر نیاز خوردنم  هست که من رو چاق میکنه و یا خیلی از نمونه های دیگه  که دیگه نمیتونم مثل قبل فکر کنم و فقط با تمرین و تکرار دارم روز به روز در  داشتن این افکار صحیح بهتر میشم و بهتر رفتار میکنم  فقط کافیه لیز نخورم و در مسیر بمونم تا فرمولهای ذهنی من کاملا عوض بشه حتی اگر باوجود تغییر رفتارهام هنوزم جسمم چاق باشه نباید جا بزنم و مدام خودم رو چک کنم و عجله کنم فقط باید در مسیر باشم تا به مرور چاقی در جسم من از بین بره و جاش رو به لاغری بده پس استمرار داشته باش تا روند جسمت تغییر کنه بابا لاغر شدن مثل هر کار دیگه قابل انجام شدن هست فقط باید صبر کنی تا فرمولهای ذهنی تو و عادتهای تو تغییر کنه تا در نهایت جسم تو تغییر بکنه اخه ذهن ما عادت پذیر هست و به راحتی و با کمی کار کردن روی خودمون ذهن  عادتهای  قبلی رو دیگه تکرار نمیکنه و عادتهای جدیدی رو پیدا میکنه تنها موردی که هست اینه یه سری عادتها در ما به خاطر بارها ی زیاد تکرار شدن  ریشه ای شدن و نیاز به صبر داره تا تغییر بکنن مثل خودم که سالها عادت داشتم عصرها برم داخل آشپزخونه و هر چی از ناهار مونده  سرپایی از داخل قابلمه بخورم و یا اینکه وقتی صبحانه میخوردم سریع چند تکه بسکوییت و کیک بخورم و یا حین درست کردن غدا پای گاز مقدار زیادی از اون رو داغ و داغ بخوزم و یا حین دادن غدا به فرزندم خودم مقدار زیادی از اون رو بخورم یا موقع جمع کردن میز غدا ته مانده ی بشقاب بچه ها و همسرم رو بخورم و یا اینکه قبل از اومدن همسرم از سرکار یه  سری غدا  بخورم و با اومدن ایشون دویاره هم روی میز  غدا بخوزم و یا هر وقت رفتم  خونه مادرم هر چی روی گاز بود حتما باید میخوردم و چون هر شب میرفتم اونجا پس هر شب هم به غداهای ایشون نوک میزدم و اصلا عادتم شده بودن و بدون اینکه من فکر کنم این کارها رو میکردم و واقعا حالا متوجه میشم چقدر ذهن عادت پذیر هست و واقعا  تغییر چاقی به لاغری یک روند ذهنی هست و اصلا کار سختی نیست در حالی که در گذشته من بارها اقدام به لاغری میکردم و نتیجه رو نمیتونستم حفط کنم و سریع چاق میشدم و  برای همین بارها میگفتم لاغری سخت و طاقت فرسا هست ولی اگر به یه فرد لاغر بگی لاغر شدن سخته بهت میخندن چرا ؟؟چون فرمولهای ذهنی هر دو نفر با هم فرق داره و اونها طور دیگه فکر میکنن .

      من الان در زندگیم کلی تغییرات جدید دارم و به سبک دیگه زندگی میکنم چطور ؟؟الان میگم .:

      • من عادت ندارم قبل از اومدن همسرم عدا بخورم و با اومدن ایشون هم غدا بخورم هر وقت در هر زمانی گرسنه بودم  خیلی راحت عدا میکشم میخورم و کاری به تایم ناهار همسرم ندارم .
      • من عادت ندارم عصرها برم و سر پایی کلی غدا بخورم 
      • من عادت ندارم با چایی شیرینی بخورم اصلا دیگه خوشم نمیاد و نمیخورم و  فقط دوست دارم با کشمش چایی بخورم و لدت میبرم از این ترکیب و همیشه هم چایی نمیخورم هر وقت هوس کردم میخورم  .
      • من عادت ندارم هرشب خونه مادرم هر چی  روی گاز بود بخورم اگر سیر باشم محاله ممکنه بخورم تا جایی که مادرم گله میکنه چرا چیزی نمیخوری 
      • من عادت ندارم ته مانده ی غذا بقیه رو بخورم 
      • من عادت ندارم اول صبحانه بخورم بعد کلی شیریتی بخورم از همون اول به مقدار لازم شیرینی دلخواهم رو  یه مقدار با کارد ازش جدا میکنم و با شیر میخورم .
      • من عادت ندارم ته دیگ غدا رو جدا کنم و داع و داع به تتهایی بخورم دیگه اینقدر علاقه به ته دیگ  ندارم و برعکس گذشته  همش میمونه شاید در حد چند تکه کوچیک  با ناهارم خودم بردارم و مابقی اش خورده نمیشه 
      • من دیگه عادت ندارم هر شب چیپس و پفک بخورم یعنی میلم نمیکشه و نمیخورم و اگر هم به هر دلیلی حالا در خونه باشه مثلا بچه هام بخرن و نخورن من در حد چند دونه میخورم ولی نه مثل قبل چندین پاکت با هم 
      • من دیگه عادت ندارم اصلا به فرزندم خودم عدا بدم که بخوام  هر بار در هر وعده از غدای  پسرم  خودم بخورم 
      • من عادت ندارم حساب و کتاب در کالری عذا بکنم بر خلاف گدشته .
      • من عادت ندارم عذا خوردنم رو بر طبق اصولی تنطیم کنم هر چی میلم بشه در هر زمانی به راحتی میخورم 
      • من عادت ندارم  از هیچ ماده ی غدایی بترسم و خیلی خیلی راحت تر مصرف میکنم 
      • من عادت ندارم پرخوری کنم و زیاده روی کنم خیلی  راحت در حالی که هنوز سبک و راحتم اون  غدا رو رها میکنمو از پرخوری کردن به شدت بدم میاد و انجام نمیدم  .
      • من عادت ندارم بر اساس خاطره هام و یا  تحریک کانالهای عصبی در بدنم  عدا بخورم هر وقت واقعا گرسنه بودم میخورم و خیلی مسلط تر بر عدا ها شدم و  خودم انتخاب میکنم چه عدایی به چه اندازه بخورم .
      • من عادت ندارم دیگه از ترس کمبود و نبودن اون غدا در دفعات بعد اون رو بیشتر بخورم و اصلا باور کمبود من خیلی ضعیف شده .
      • من عادت ندارم برای غدایی حرص،و ولع داشته باشم 
      • من عادت ندارم از ترس اشتهای زیاد کلی مواد عدایی در موقع سیری استفاده کنم 
      • من عادت ندارم به مواد عدایی برچسب بزنم و اونها رو تفکیک کنم 
      • من عادت ندارم به اندازه ی بسته بندی سوپر مارکت ها و یا رستورانها که برای هر  فرد مشخص میکنن چه مقدار غدا اندازه ی تو  هست غذا مصرف کنم من به اندازه  نیاز جسمم غذا میخورم  و کاری به هیچ شرکت و رستوران و سوپر مارکتی و پیما نه ای و ظرفی و …. ندارم من مدتها هست یه بسیکویت شکلاتی رو  که برای صبحانه ی خودم تهییه میکنم در دو یا سه روز میخورم و اینم  جز تغییر ات جدید خودم هست و خودم تشخیص دادم این مقدار ش برای من زیاده و با کارد یه مقدار از اون جدا میکنم و میخورم و لدت میبرم از ما بقی نخورده ی خودم  لدت میبرم و  از این توانایی خودم .و یا در چیپس و پفک و یا در پیتزا و ساندویچ و … هم همینطور هست .من مدتها هست سایز  ظرفم رو تغییر دادم در ظرف میوه خوری غذا میخورم و ….

      خلاصه سبک  خوردن من تغییر کرده و من عاشق ورژن جدید خودم هستم و حالا که این همه تغییر کردم پس باید بازم از اینی که الان هستم متناسب تر بشم و اصلا این برای بدنم  کار سختی نیست چون من یاد گرفتم درست رفتار کنم پس به زودی  لاعری وارد زندگی من میشه انصافا لاعری اسون هست و دیگه چاقی برای من سخت هست و حالا میگم چطور در گذشته من در مسیر چاقی بودم و برعکس حالا این سبک خوردن و رفتار کردن اسون هست و لاغری اسون هستو من کاملا از درون احساس تناسب میکنم   و مطعنم بیرون من به زودی با درون من هماهنگ میشه و من لاغری رو تجربه میکنم .چون به دنبال تغییر کردن هستم اونم اهسته و پیوسته .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۹ ۱۸:۱۷
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,542 کلمه

      خیلی کارها اولشون برای ما سخت هست و  اما بعد از مدتی برای ما عادی و آسون میشن  میشن پس یک مدت ما ممکنه یک شرایط جدید  داشته باشیم  که عادت نداریم و برامون سخت  باشه ولی  بعد از یه مدت  انگار ما به مرور سیستم بدنی و زندگیمون عوض میشه و همون کار  برای ما  به مرور آسون میشه .(خیلی مثالها در اطراف  ما هست که دقیقا همین طور هستن من خودم  مدتی هست مایکرو ویو خریدم و تا قبل از اون برای گرم کردن غداها باید قابلمه رو میوردم عدا رو داخلش میزاشتم و یه دم کنی یا درب قابلمه باید میزاشتم و بعد در زمان طولانی کار انجام میشد اما حالا من با این دستگاه  غدا رو در هر طرفی خیلی راحت در عرض یک دقیقه یا کمتر گرم میکنم اما چون اویل عادت نداشتم تا میخواستم غدا یا نون رو گرم کنم میرفتم سمت اجاق گاز و قابلمه رو میبردم و بعد  یادم میومد ای وای پس چرا ؟؟مایکرو دارم و بعد میرفتم سراغ دستگاه و خندم میگرفت و اما بعد از چند بار   اشتباه کردن دیگه حسابی بهش عادت کردم و دیگه بدون خطا هر روز روزی چندین بار من داخلش برای بچه ها و خودمون غدا و نون و … رو گرم میکنم و لدت میبرم پس خوب میدونم در اول کار لاغری هم ممکنه چند بار اشتباه کنم و اما به مرور لاعری رو یاد میگیریم و به ذهنم آموزش میدم تا الانم کلی موفق بودم و دهنم عالی من رو همراهی کرده و من ذهن لاغری دارم )   برای چاقی و لاغری هم سیستم  همین هست و جسم ما  به خاطر یه سری  عادت که نتیجه ی   رفتا ها و   افکار ما هست چاق شده و با تکرار هر روز اونها  چاقی در ما پیشرفت میکنه ودر  لاغری با ذهن این فرمولها رو تغییر میدیم و روند جسم رو به سمت لاغری میبریم مثل اول صبح زود پا شدن ممکنه  اولش سخت باشه  و لی بعد مدتی عادت میکنی(خوب ما بارها گفتیم چاقی محصول تکرار یه سری  رفتارها  در ما هست که به اوتها عادت میگیم و  عادتها هم به خاطر یه سری افکار و رفتار در ما به وجود اومدن و چاقی یه نوع اعتیاد هست اعتیاد به مواد غذایی و تنها فرقش با معتادان به مواد مخدر تفاوت در نوع مصرف هست .پس عادت از چی به وجود میاد از تکرار  یه سری رفتارها مثلا در چاقها خیلی رفتار خوردن رو تکرار میکنن تا چاق میشن  و اگر بخوان نخورن براشون سخت هست و اذیت میشن و بر عکس لاغرها اگر بخوان مثل چاقها بخورن براشون سخت هست و ادیت میشن پس باید اصولی جلوی انجام این کار رو گرفت چطور؟؟ باید  ببینیم دستور خوردن از کجا منشا میگیره از مغز ما مثل سایر فعالیتهای ما پس باید از اونجا درستش کنیم که در لاعری با ذهن داریم همبن کار رو میکنیم .و منم دیگه سعی میکنم اعتیاد به خوردن نداشته باشم که با هر بهانه ی خوردن رو انتخاب کنم باید ببینم دلیل خوردنم چیه اگر واقعا گرسنه بودم میتونم با لدت بخورم )     دوستان  بعد از یه مدت در چالش من این رو نخوردم  انجام یه سری کارها براشون سخت   مثلا وقتی سیر هستن پرخوری نکن ولی واقعا سخته چون دست خودشون نیست دستور میاد و اونها باید بردارن و بخورن و اما بعد از مدتی  این  دوستان  چون در مسیر لاغری با ذهن  بودن دیگه  انجام کارهای گذشته براشون سخت میشه و عوض میشن  و فرمولهای ذهنی ما عوض میشه و به مرور  رفتارهای جدید  به وجود میاد و فقط با تمرین  و تکرار   این مهارت لاغری به دست میاد و دیگه برای ما که قبلا پرخوری میکردیم ،این پرخوری کردن کار  سختی  میشه (من بسیار از این نتایج دارم همین دیشب من رفتم خونه مادرم و روی گاز غدا بود و همه تعریف و تمجید میدادن که چقدر عالی و میخوردن و اما به منم  هر چقدر مادرم و خواهرام اصرار کردن بیا بخور من نخوردم چون قبل از رفتن به اونجا واقعا گرسنم بود و در حد نیازم یه مقدار  خونه ی خودم غذا خورده بودم و حالا خونه مادرم نمیتونستم بخورم و اگر قبلا بود فقط میخوردم کاری نداشتم سیرم یا نه حتی اگر شده بود به بهانه ی کم کالری  بودن از خورشت خالی خالی دو کاسه میخوردم اما دیشب فقط توجهم روی نیاز جسمم بود و گفتم سیرم و اصلا جا ندارم و نخوردم و بعدا که اومدم خونه گفتم دیدی عجب حرکتی بود ها این همه غدا ولی من لب نزدم افرین که فقط توجهم به نیاز جسمم هست و تحریک به خوردن نشدم و رفتارهای غلط انجام ندادم  و یا نمونه ی دیگه اش اینکه موقع جمع کردن سفره و یا عدا کشیدن برای خانوادم اگر سیر باشم لب نمیرنم و اگر هم سیر نباشم بازم به خودم میگم درست نیست هر  ته مانده ی غذایی رو من بخورم واقعا اگر گرسنه هستم یه مقدار بزارم داخل ظرف و با لذت بخورم و به این نیاز جسمم جواب بدم و اصلا چیز سختی نیست و یا همین چند شب پیش دخترم سیب سرخ شده مخصوص خرید اما من سیر بودم و لب نزدم و هر چقدر گفت بیا باهام بخور تخوردم و میلم نکشید و همسرم خورد بعدا گفتم وای چقدر عالی شد که دیشب اینقدر قشنگ  با جسمم رفتار کردم و ادیتش با پرخوری نکردم و خودم رو تحسین کردم به خاطر اگاه بودنم و در صلح بودن با خودم نه ادیت کردن خودم …)     فقط کافی اوایل اشتیاق و احساس خوب رو داشته باشین همین که شروع کنی و فایلها رو گوش بدی و نظر بقیه  رو بخونی کمک میکنه فرمولهای ذهنیت عوض بشه و روند جسمیت عوض میشه .(اخه جایی دیگه نیست که ما از این جنس حرفها برای لاعری بزنیم و یا گوش بدیم و یا بنویسیم من که در اطرافم هر که رو میبینم یا داره رژیم میگیره و یا فعالیت سخت میکنه و محدودیت داره و یا عمل  معده کرده و به زور و سختی  داره لاعر میشه و یا قرص و …. که هیچ کدوم از این راه ها به درد من نمیخورن و کسی در اطراف من در این مسیر نیست که بتونم از اون اگاهی بگیریم پس فقط با بارها گوش دادن و خواندن و نوشتن در این سایت میتونم به خودم کمکم کنم و در این مسیر درست قرار بگیریم و جلو برم  پس بارها بگ و بنویس تا دهنت همراه تو بشه دوست عزیز اون موقع چه تو بخوای چه نخوایی لاعر میشی  ) بارها شده تا حالا مسیرهای شما عوض شده مثلا  یک خونه ی نو خریدن  اما تا مدتها به سمت خانه ی قبلی حرکت میکردیم و یا یک ماشین دنده اتوماتیک خریدن اما به شیوه ی ماشین دستی باهاش برخورد کردین و اذیت میشدین و استاد بعد از عمل چشم  تا مدتها به دنبال برداشتن عینک بود و این نشون میده  چقدر بعضی از  فرمولها ریشه ای هستن و زمان میخوان  تا عوض بشن پس یه سری عادتها به خاطر بارها تکرار شدن نیاز داره که شما صبر و استقامت داشته باشین  و این قضیه رو به وضوح در بعضی  موضوعا ات میشه دید مثل حریان عینکی بودن استاد . (من خودم برای هر تغیری در وسایل منزل تا مدتها اشتباه میکنم تا به اون جای جدید عادت کنم  و درست رفتار کنم و اما در زمینه ی  چاقی و لاعری هم همین طور من که قبلا چاق بودم و آشنایی با این اگاهی ها نداشتم به راحتی دو پیتزا میخوردم و یا دو ساندویچ  میخوردم و یا چندین بسته چیپس و پفک و کرانچی رو با هم میخوردم اما حالا که در این مسیر هستم متوجه یشم خیلی کارها از روی  عادت بوده و حالا که اگاهم سیری و گرسنگی  چی هست باید به موقع دست بکشم و دیگه اون پر خوری رو نکنم هر چند بعضی وقتها هنوزم چند لقمه بعد از سیری اصافه تر میخورم  ولی در حد یکی دو لقمه و با  این کار  به حالت پرخوری میرسم و یا خفگی میرسم  و اما همین حد خوردن شاید نصف اون موقع های من باشه تازه در رژیم که همیشه دلم ضعف میرفت و گرسنه بودم حالا با یه عالمه کمتر خوردن من احساس سیری و یا زیاد خوردن پیدا میکنم خوب این نشون میده فرمولهای من داره تغییر میکنه و یا اون اویل برام سخت بود شب شام برنج و یا نون و یا سرخ کردنی بخورم اما با بودن در مسیر ترسهام کمتر شده و حالا به راحتی میخورم به اندازه نیازم و و کلی ریزش سایز و وزن هم داشتم و اینها همه تغییرات هست که به مرور ایجاد کردم و یا گفتم جسم من برای لاعری احتیاج به این همه ورزش سنگین نداره و باشگاه رفتنم رو دیگه   گداشتم کنار  و میخوام فقط با قدرت ذهنم این لاعری رو تحربه کنم و لدت ببرم )   بنابراین چاقی به لاغری یک تغییر رفتار ذهنی هست و نیاز به تمرین داره .همین موصوع از نگاه کسی که لاعر هست مسخره هست که لاعر شدن سخت هست پس چه  فرقی هست بین ادم چاق و لاغر ؟؟. فقط در فکرشون هست و ما چاقها چون به لاغری نیاز داریم در ذهنمون یک موضوع نشدنی هست (من بارها قبلا به همه و خودم میگفتم چاقی اسون  هست و لاعری سخت هست و خوش به حال فلانی که بدون زحر و سختی راحت لاعر هست ومن باید با زجر وزن کم کنم خدا چه نعمت خوبی به این افراد داده اما حالا بر عکس بارها میگم به خودم و بقیه ی دوستان لاغری آسون و راحت هست با این متد و خیلی راحت اتفاق میفته همینطور که تا حالا تونستم پس دوباره هم میتونم وزن کم کنم و موفق  میشم و  خوردن هم یک نیاز من هست مثل بقبه ی نیازهای جسمم مثل تنفس و ضربان قلب و .. که از دهنم میاد و مغز دستورش رو میده و باید اول دستور خوردن رو در مغزم درست کنم و به اون لاعری رو آموزش بدم و دهنم برای لاعری تربیت کنم تا درست رفتار کنم و در نهایت جسمم لاغر بشه خدا رو شکر در این مسیر درستم و با اشتیاق ادامه میدم تا به وزن دلخواهم که ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ برسم چون انتطارم از خودم لاعری هست چون جسمم از همون اوایل خلقت لاعر بوده و اما  من با افرمولهای اشتباه چاقش کردم و من چندین سال در این وزن بودم و از دستش دادم و اما دوباره به دستش میارم اونم خیلی راحت و اسون مثل خواهرم مثل خواهر شوهرم مثل دخترم مثل دوستم بدون زحر و سختی و استرس فقط با لدت و حال خوب من افکارم و رفتارم رو درست میکنم و خود به خود لاغر میشم )    چه چیرهایی در زندگی شما ایجاد شده و تغییر کرده و بگو لاعری هم همین هست (لاغری چیز خاصی نیست تغییر فرمولهای ذهنی ما از چاقی به لاغری هست یه تغییر  در ذهن  ما هست و ما هم جز طبیعت هستیم و در طبیعت هیچ تغییری با سختی و رنج به وجود نمیاد مثلا طلوع و عروب خورشید و یا بارانی شدن و افتابی شدن هوا و یا تغییر فصلها و یا تغییر روز و شب و یا رشد یک گیاه با سختی نیست پس این تغییر فرمولها هم  در ذهن ما با سختی نیست هر جا دیدی بهت سخت میگدره بدون در مسیر اشتباه هستی ممکنه اولش عادت نداشته باشی اما با تورار و استمرارو تعهد تو موفق میشی و برات خیلی آسون و خود به خودی اتفاق میفته ) باید لاعری رو در ذهن کوچیک کنید و ساده کنید وهر خواسته ای رو که دارید باید در ذهنتون کوچیک کنید  تا وقتی در ذهنت یک تغییر بزرگ و سخت باشه انجام نمیشه اما اگر بگی این چیزی نیست من متناسب میشم و لاغری رو تجربه میکنم ذهن ما بهتر میپدیره چون برای ذهنمون سخته تغییر کنه و ما خودمون هم ندونسته هی کار تغییر کردن رو برای ذهن سخت تر میکنیم . پس آهسته و پیوسته به دنبال تغییر کردن باشید (من بارها شده منفی باف گقته انگار چاق شدی لاعر نمیشی تا کی میخوای گوش بدی برو کاری کن یعنی بیشتر میگه بهم نخور اما من بیخیالش میشم و  جوابش نمیدم چون میدونم راهم درسته و نتایج بزرگی میگیریم و بازم  به ذهنم میگم همش من باید ۵ یا ۶ کیلو دیگه کم کنم این که چیزی نیست به راحتی میتونم این مقدار اصافه رو از دست بدم مثل دوست شگفتی ساز که در دوماه ده کیلو کم کرده بود پس منم به راحتی میتونم در وزن دلخواهم قرار بگیریم و لاغر بشم اما به شرط عمل کردن به اموزشها و هر روز در مسیر بودن و قدم برداشتن که انصافا من از تعهد و انگیزه و اشتیاق و استمرار  و عمل کردن تا جایی که در توانم بوده عالی عمل کردم  چیزی کم نزاشتم  پس به خودم میگم اگر من نتیجه نگیریم پس کی میگیره ؟؟؟قطعا من باید نتیجه بگیریم و مانع ها رو بردارم که لاعری سخته و نمیشه و بگم اگر تا حالا تونستم پس دوباره هم میتونم و و اگر بقیه متناسبها به راحتی و بدون زجر دارن زندگی میکنن پس منم به راحتی به لاعری ۵۹ کیلو میرسم و لدت میبرم و این ۶ کیلو برای من که بارها از راه غلط ۳۵ کیلو ۲۵کیلو ۱۸ کیلو و … کم کردم چیزی نیست جسم من بسیار تواتمند و شجاع و لایق برای تناسب اندام هست و  خیلی راحت من بدون سختی  به وزن دلخواهم میرسم و من عاشق تجربه کردن لاعری ۵۹ کیلو هستم و دوست دارم رها بودن و ازاد بودن در لباسها و ازاد شدن اتگشترها و ساعت در دستانم و کمر شلوار  ها و  صورت خوش فرم  و طریف رو دوباره تجربه کنم حالا اگر بشه که چه بهتر اگر هم نشد که من زندم و زندگی میکنم و لدت میبرم و خودم رو عاشقانه دوست دارم و اصلا مشکلی نیست فقط میخوام به ذهنم بگم تو هیچ مانعی برای رسیدن به لاعری نداری و  اما دهنم میگه :قبلا میگفتی صورتم  با لاغری زشت میشه خالا میگم بسیار طریف و زیبا میشه و من دوستش دارم چطور نن تا سن ۱۸ سالگی در این وزن بودم هیچ که نگفتن و خودم نگفتم چقدر زشتم تازه بارها هم همه گفتن چقدر تو صورتت قشنگه و خودم گفتم پس فقط خودم و اطرافیانم به قیافه ی جدید خودم عادت نداشتم که این حرف رو گفتم .  قبلا میگفتی لاغری سخت و با زجر هست  اما حالا  بهت میگم بسیار آسان و ساده هست مثل راه رفتنم و نشست و برخاستم کار اتوماتیکی  در بدن من هست و من دارم هر روز با این متد للغری بیشتری رو تجربه میکنم چون دارم یادش میگیریم و لاغری رو اموزش میبینم پس اصلا سخت نیست بسیار ساده و اسون هست . قبلا میگفتی چون قرص میخورم لاعر نمیشم  اما  حالا بهت میگم  در اطرافیان من خیلیا با خوردن این دارو  بسیار لاغر  و خوش اندام هستن و زیبا و طیریف پس منم میتونم مثل اونها باشم   قبلا میگفتی اشتهام زیاده اما حالا  بهت میگم همچین چیزی در من وجود نداره و من خودم تصمیم میگیریم و قدرت دارم چه غدایی رو بخورم در چه زمان و مکانی  و هیچ عضوی در بدن من له این نام وجود نداره     قبلا میگفتم فقط با رزیم ورزش لاعر میشم اما حالا  میگم با همین دورها من تونستم ۸ کیلو به راحتی  شایدم بیشتر کم‌کنم پس این دیدعلط هست و من میخوام  با متد جدید به راحتی لاغر میشم چون بسیار اصولی و راحت هست و راهی پر از لدت و اگاهی و درست هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۷ ۱۹:۴۶
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 823 کلمه

      و هر کاری در اول شاید سخت باشه اما در اصل سخت نیست چون ما عادت نکردیم و هنوز ذهن اون تغییر رو نپدیرفته براش سخت هست مثلا صبح زود بیدار شدن شاید سخت باشه ولی بعد از مدتی که صبح زود پا شدیم دیگه برای ما عادی میشه و خیلی راحت بیدار میشیم .
      پس در مورد چاقی و لاغری هم سیستم همین طور هست خیلی از اضافه وزنها در ما به خاطر عادتها مونده و داره پیشرفت میکنه مثلا فردی که الان ۵۰ کیلو اصافه وزن داره ده سال پیش که اینقدر نبوده یه سری عادتها هستن که چاقی رو پیشرفت میدن و ما باید این عادتها رو تعییر بدیم تا جسم ما تعییر کنه برای تعییر این عادتها در جسم همین طور او لش سخت هست ولی اگر ادامه بدی و سعی کنی و استمرار داشته باشی و تعهد داشته باشی بعد از یه مدت همه ی عادتها برات تغییر میکنه و دیگه انحام کارهای گدشته برات سخت میشه مثلا پرخوری های گذشته برات سخت میشن و دیگه فرمولهای ذهنی ما تغییر میکنن و این به مرور ایحاد میشه و فقط با تمرین و تکرار ایحاد میشه .
      پس یه کاری اولش که میخوای تغییرش بدی سخته و یواش یواش عادی میشه و دیگه مهم نیست داره انجام میشه پس برای لاغری هم اشتیاق و استمرار داشته باش همینکه فرمولهای ذهنی تو تغییر کنه با فایل گوش دادن و نوشتن اینجور خیلی راحت روند زندگیت تغییر میکنه
      پس لاغری هم مثل هر کار دیگه انجام پذیر هست .
      مثلا زمانی که خونه جدید خریدیم تا مدتها من میخواستم به سمت خونه ی قبلی برم و یا اینکه تغییر یه وسیله ی خانه تا مدتها باید بری سراغ جای قبلیش معلومه که ذهن عادت پذیر هست و بعضی عادتها ریشه ای هستن و زمان میبره تا تغییرش بدی و اینها چون بارها تکرار شدن ما باید بیشتر استمرار داشته باشیم تا عوض بشن پس در موضوع تغییرات شرایط خیلی مثالها هست بنابراین چاقی به لاغری یه سری تغییر رفتارها هست که زمان میبره تا ما اونها رو بپدیریم و شاید اوایل بگی لاغر شدن برام سخت هست چطور من که سالها تلاش کردم ولی لاعر نشدم اما از نطر یه متناسب این حرف مسخره هست و چی در این دو فرد متفاوت هست فرمولهای ذهنی این دو متفاوت هست و در ذهن چاقها این یه موضوع نشدنی هست .پس فکر کنید چه چیزهایی در زندگی شما تعییر کرده و الان شما به اون سبک عادت کردید به یاد خودت بیار و مثال بزن و بگو حالا لاغری هم یه تغییر هست از چاقی به لاغری و بگو این لاغری که چیزی نیست و در ذهن خودت کوچیکش کن که به اون برسی پس تا میتونی خواسته ات رو کوچیک کن تا وارد زندگیت بشه و هر چیزی که در ذهن تو بزرگ باشه به اون نمیرسی والی اگر گفتی این تغییر که چیزی نیست من به اون میرسیم ذهن راحتتر میپدیره و به اون میرسی ذهن براش سخته تعییر کردن و ما هم نااگاهانه با فکر کردن به مشکلات اون تعییر کردن اون تغییر رو برای خودمون سختتر میکنیم
      مثالهای از تغییرات من در زندگیم : زمانی که در خونه رو ریموتی کرده بودیم تا مدتها میخواستم به سبک قدیم برم در رو باز کنم ولی یادم میو مد و نمیرفتم و یا بعصی از چراعهای خونه مثلا راهرو و یا سرویس بهداشتی چشمی بودن و من تا وارد راهرو میشدم دنبال کلید بودم که بزنم و لامپ روشن بشه ولی یادم میومد و دیگه راحت میرفتم بالا و یا من با شرایط فعلی جامعه که کرونا هست خیلی تغییرات در زندگیم داشتم و اوایل سخت بود اما حالا دیگه عادی شده همون ماسک زدن که اوایل سخت بود و یا الکل زدن و یا دست ندادن با هیچ فردی بر خلاف گدشته تا مدتها من وقتی کسی رو میدیدیم دستم رو نا خودگاه دراز میکردم که سلام کنم و دست بدم و بعد یادم میومد که چه کار زشتی حساب میشه و دوباره جمعش میکردم و یا اوایل که درس دادن انلاین به پسرم بر عهده ی خودم بود خیلی وقت من رو فشرده کرده و ا و غات بیکاریم و ساعاتی رو که برای خودم بودم خیلی کمتر شده بود و اون اوایل همش میگفتم چقدر سخته خودم درس بدم اما کم کم برام عادی شده و پذیرفتم و زندگیم رو طوری دیگه برنا مه ریزی کردم که هم پسرم رو درس بدم و هم فایل گوش کنم و در مسیر باشم .پس لاغری جسم هم یه تغییر کردن هست که بسیار آسان و راحت هست فقط باید ادامه بدم تا برام عادی بشه و فرمولهای ذهنی من تغییر کنه مثل این همه آدم متناسب در اطرافم با رفتارهای متناسب که دارن بدون سختی و زجر زندگی میکنن منم به لاغری راحت و ساده میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۷ ۰۲:۰۶
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 544 کلمه

      سلام به همگی
      من لاعر شدن و لاغر ماندن رو خیلی برای خودم راحت کردم چون با رژیم من بارها خیلی فوق العاده و عالی لاغر شدم ولی با زحمت و سختی و ماندگار هم نبوده و برگشتم مثل قبلم ولی حالا با دادن اگاهی به خودم دارم قبول میکنم چون راهم درست و صحیح هست برای رسیدن به هدفم که لاعریه قطعا به هدفم میرسم ولی قبلا که از راه نادرست وارد میشدم برای رسیدن به هدفم پس سخت بوده و ماندگار نبوده
      به قول استاد تا حالا تصمیم داشتم چاق بشم حالا تصمیم خودم رو تغییر دادم که لاغر بشم از راه درست حرکت میکنم مثل اینه که تا حالا خواستم برم مشهد ولی حالا تصمیم گرفتم برم شیراز باید راهم تغییر کنه پس قطعا میرسم به همین راحتی و هر تغییری برای ذهن اولش سخته ولی با تکرار و استمرار خیلی آسان و راحت میشه
      من علاوه بر لاغری در بقیه ی جنبه های زندگیم هم کاملا تغییر رو حس میکنم و خودم اگاهانه تصمیم به تغییر در کل زندگیم دارم حالا یکیشم تغییر در جسم ام هست
      من الان در خور دنم فوق العاده تغییر دارم که دوباره میگم تا برای خودم هم اثبات بشه دارم تغییر میکنم
      من امروز حجم غذام به اندازه ای بود که قبلا فقط برای وعده ی ناهارم استفاده میکردم و شام هم یه چیز دیگه میخوردم و لی حالا همون مقدار ناهار رو تونستم تو وعده ی شام و ناهار استفاده کنم اونم غذای مورد علاقه ام که فست فود هم بود کاملا سیر بودم و نمیتونستم مثل قبلم بخورم نه که بخواهم و نخورم

      و یا اینکه عادت داشتم حتما چیپس و پفک رو بخورم حالا در حد هفته ای دو یا سه بار البته به زور نه اینکه چاق میشم این مقدار در هفته میخوردم و گرنه داشتم هم که هر شب بخورم ولی حالا دیگه اصلا میلم نمیکشه ولی اگر هم هوس کنم شاید ماهی یه بار بخورم شایدم دو سه ماهی یه بار اون هم در حد نیازم
      یا اینکه قبلا عادت های دیگه ایی هم داشتم مثل اینکه بعد از صبحانه حتما کیکی و بسکوییتی بخورم پشت سرش ولی الان بخوام بخورم هم جا ندارم و دوست ندارم که بخورم چون سیرم و احساس میکنم اصافه هست و واقعا وقتی پیام سیری رو بگیرم دوست ندارم اصلا یکم اضافه تر بخورم چون حس بد پر خوری و سنگینی پیدا میکنم و اینم یه تغییر جدید در من هست ولی قبلا و قتی سیر هم بودم دوست داشتم بخورم ولی حالا اصلا میلی به خوردنش ندارم حالا هر از گاهی یه دره با چایی شاید بخورم
      خدا رو شکر جسم ام عالی داره تغییر میکنه و هر روز بیشتر و بیشتر میشه این تغییرها چون خودم انتخاب کردم به کدوم سمت برم چون خودم خواستم تغییر کنم چون لاغری رو آسانترین کار دنیا میدونم چون هدفم رو مشخص کردم و در اولیت زندگیم قرار دادم برای دهنم با تمرین و تکرار و استمرار و در ذهنم بی نهایت چیز بدیهی و حق مسلم برای خودم کردم و باور دارم و دارم هنوزم روی باورهام کار میکنم و انتطارم از خودم لاعری هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10