0

تاثیر باورهای ذهنی بر رفتار و سرنوشت (گام ۱۱۹)

تاثیر باورهای ذهنی
اندازه متن

🌱 تا حالا شده بخوای یه رفتار رو تغییر بدی، مثلاً کمتر شیرینی بخوری یا منظم ورزش کنی، اما ذهنت مدام بزنه زیر قول و قرارا؟ 😩

شاید فکر کنی اراده‌ت ضعیفه یا انگیزه‌ت کمه، اما واقعیت یه چیز دیگه‌ست…

همه‌چیز از یه جای پنهونی داره هدایت می‌شه: باورهای ذهنی ما! 🧠✨

این باورها مثل برنامه‌های مخفی هستن که بدون اینکه متوجه بشیم، تصمیم‌هامون رو کنترل می‌کنن.

📍 اگه تازه با این روش آشنا شدی، از مسیر لاغری با ذهن شروع کن؛ دوره‌ای رایگانه که قدم‌به‌قدم کنارته.

توی این مقاله قراره با هم کشف کنیم تاثیر باورهای ذهنی روی رفتار، عادت‌ها و حتی فرم بدن‌مون دقیقاً چطوره.

🧠 رفتارهای ما از کجا میان؟ 🤔

🔑 تاثیر باورهای ذهنی از همون روزای اول تولد شروع می‌شه.

وقتی یه نوزاد به دنیا میاد، برخلاف تصور خیلیا، یه صفحه سفید نیست. اون با خودش یه‌سری برنامه‌ی پیش‌فرض داره؛ مثل گرسنه‌شدن، مکیدن، یا حتی جیغ زدن برای درخواست توجه.

تاثیر باورهای ذهنی

اینا همون غریزه‌ها هستن که پایه‌ی عملکرد ذهنی ما رو تشکیل می‌دن. 🍼👶

ولی ماجرا از اینجا جالب‌تر می‌شه…

🧠 بچه‌ها مثل ضبط‌صوت هستن. هر چیزی که اطرافشون گفته بشه، هر رفتاری که ببینن، آروم‌آروم در ذهنشون حک می‌شه.

از اینکه کی غذا بخورن، تا اینکه چطور با ترس یا خوشحالی مواجه بشن. این الگوهای تکراری، همون باورهای ذهنی ما می‌شن. 🎞️

👨‍👩‍👧‍👦 مثلاً اگه مادری همیشه موقع ناراحتی به سمت غذا بره، بچه‌اش یاد می‌گیره که خوردن یه راه مقابله با احساساته.

یا اگه پدر دائم از گرونی و بی‌پولی حرف بزنه، کودک یاد می‌گیره که زندگی همیشه پر از کمبود و ترسه. اینا شوخی نیستن؛ تاثیر باورهای ذهنی از همون سنین پایین به‌شدت عمیقه.

📌 به‌همین خاطره که وقتی بزرگ می‌شیم و مثلاً می‌خوایم رژیم بگیریم، یا رفتاری رو تغییر بدیم، با یه مانع نامرئی روبه‌رو می‌شیم. اون مانع، همون فرمول ذهنیه که سال‌هاست باهامونه.

مثل یه دیوار شیشه‌ایه که نمی‌بینیمش اما مدام باهاش برخورد می‌کنیم.

🌀 مثلاً فردی که سال‌ها با باور «من هر وقت ناراحتم باید یه چیزی بخورم» زندگی کرده، حتی اگه هزار بار رژیم بگیره، ته دلش هنوز اون فرمول فعاله. و اینجاست که دوباره به پرخوری برمی‌گرده،
چون ذهنش می‌خواد طبق برنامه‌ی قدیمی خودش عمل کنه.

تاثیر باورهای ذهنی

چرا رفتارهای ما این‌قدر تکراری‌ان؟ 🔁

تا حالا به این فکر کردی که چرا بیشتر کارهایی که انجام می‌دیم، همیشه یه جور مشخصه؟

از مدل غذا خوردنمون گرفته تا عکس‌العمل‌هامون وقتی ناراحت یا خوشحال می‌شیم… همه‌چی انگار طبق یه فیلمنامه از پیش نوشته شده‌ست. 🎬

🧠 دلیلش واضحه: ما داریم طبق باورهای ذهنی‌مون زندگی می‌کنیم. اون باورهایی که در بچگی از اطرافیانمون یاد گرفتیم و سال‌هاست با تکرار، توی ذهنمون حک شدن.

این باورها، مثل نرم‌افزارهایی هستن که روی مغز ما نصب شدن و هر روز دارن اجرا می‌شن.

📌 مثلاً فردی که از بچگی شنیده «باید غذاتو تا ته بخوری چون حیفه»، حتی وقتی سیر هم باشه، ناخودآگاه بشقابشو تمیز می‌کنه. نه چون گرسنه‌ست، بلکه چون تاثیر باورهای ذهنی اون رو به این رفتار وادار می‌کنه. 🍽️

📊 بر اساس یک پژوهش علمی منتشرشده در Frontiers in Psychology، بیش از ۹۰٪ تصمیمات روزانه ما تحت تأثیر ناخودآگاه و باورهای ذهنی شکل می‌گیرن. مشاهده مقاله علمی 🔗

👈 یعنی فقط ۱۰٪ از وقت‌هایی که تصمیم می‌گیریم، اون تصمیم از اراده و فکر آگاه ما میاد. بقیه‌اش؟ فقط اجرای فرمول‌های قبلیه! پس اگه فکر می‌کنی بارها تصمیم گرفتی لاغر بشی، ولی نشد، بدون که مشکل از اراده‌ت نیست… مشکل از تاثیر باورهای ذهنی ریشه‌داره!

🌀 تا وقتی فرمول‌های ذهنی عوض نشن، رفتارها هم عوض نمی‌شن. و تا وقتی رفتارها همون باشن، نتیجه‌ها هم تکراری می‌مونن. این یعنی چرخه‌ی بی‌پایان شکست، سرزنش، رژیم، شکست دوباره… 😔🔄

سرنوشت

🎯 سرنوشت‌ ما، دست کیه واقعاً؟

بعضی وقت‌ها وقتی از کسی درباره اضافه‌وزن یا شرایط زندگی‌ش می‌پرسی، با یه جمله روبه‌رو می‌شی که خیلی تکراریه:

✍️ «قسمتم همینه»،

👐 «خدا خواسته چاق بمونم»،

😔 «سرنوشتم این بوده که همیشه درگیر پرخوری باشم».

ولی بذار یه چیز مهم رو خیلی صادقانه بهت بگم:

🔍 تاثیر باورهای ذهنی در شکل‌گیری سرنوشت خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کنی.

🎥 تصور کن زندگی‌ت مثل یه فیلم باشه و تو هم بازیگر اصلیش. اما نکته اینجاست که فیلمنامه‌ی این فیلم هر روز توسط باورهای ذهنی تکراری نوشته می‌شه.

یعنی چی؟ یعنی رفتارهایی که هر روز و هر لحظه ازت سر می‌زنه – از اینکه چی بخوری، تا اینکه چطور فکر کنی – همه از روی اون باورهای قدیمی توی ذهنت دارن اجرا می‌شن.

🧠 مثلاً اگه ذهن تو باور کرده باشه که “من همیشه در رژیم شکست می‌خورم”، حتی اگه بهترین رژیم دنیا رو بگیری، آخرش برمی‌گردی سر نقطه‌ی اول. چون اون فیلمنامه‌ی ذهنی هنوز عوض نشده!

📌 پس اگه دنبال تغییر سرنوشت هستی، اول باید بری سراغ اون برنامه‌ریز اصلی یعنی تاثیر باورهای ذهنی. چون:

✅ سرنوشت ما = مجموعه‌ای از رفتارهای تکرارشونده

✅ رفتارهای ما = نتیجه‌ی مستقیم تاثیر باورهای ذهنی

💡 حالا فکر کن بخوای این چرخه رو تغییر بدی. باید از کجا شروع کنی؟ نه از اراده‌ی لحظه‌ای!

بلکه باید بری سراغ اون باورهایی که باعث شکل‌گیری رفتار می‌شن.

📎 یعنی:

تغییر سرنوشت = تغییر رفتارها = بازنویسی باورهای ذهنی

تاثیر باورهای ذهنی

چرا بعضی روزها چاق‌ترمون می‌کنن؟ 🎉🍩

تا حالا دقت کردی بعضی روزها یا مناسبت‌ها مثل یه ماشه عمل می‌کنن؟ مثلاً همین ایام نوروز یا ماه رمضان… هنوز نیومده، استرس می‌گیری که وای الان دوباره چاق می‌شم! 😰

ولی مگه نوروز یا رمضان خودشون چاق‌کننده‌ان؟

نه عزیز دلم… اون چیزی که باعث این اتفاق می‌شه، تاثیر باورهای ذهنی ماست. 🧠💣

📦 تو ذهن خیلی از ماها یه فایل مخصوص ایام خاص وجود داره. مثلاً:

  • نوروز = شیرینی، آجیل، مهمونی = چاقی 😬
  • رمضان = روزه گرفتن + پرخوری بعد افطار = چاقی 🥱
  • تعطیلات تابستونی = تنبلی + بستنی = چاقی 😅

💡 وقتی ذهن این «فرمول‌ها» رو باور کنه، بدون اینکه متوجه باشی، خودش شروع می‌کنه به آماده‌سازی بدن برای چاق شدن. یعنی تاثیر باورهای ذهنی سبب میشه رفتارهایی نشون می‌دی که نتیجه‌ش دقیقاً همون چیزی می‌شه که باور کردی.

📌 مثلاً اگه توی ذهن ناخودآگاهت این باور تثبیت شده که «هر سال عید چاق‌تر می‌شم»، حتی اگه امسال شیرینی نخوری، بازم یه جوری شرایط می‌چینه که چاق بشی! چون ذهن دنبال اثبات درسته بودن فرمول‌های خودشه. 😵‍💫

📚 یکی از هنرجوهای ما نوشته بود:

«من ۱۰ ماه رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی فقط توی ۲ هفته عید، همه‌ی اون کاهش وزن رفت روی هوا. بعد متوجه شدم که ذهنم از قبل باور داره که “عید = چاقی”. پس ناخودآگاه رفت سراغ همون نتیجه!»

🔍 این همون تاثیر باورهای ذهنیه که تو شرایط خاص فعال می‌شه. چون برای ذهن فرقی نداره واقعیت چیه؛ اونی که باوره، همونه که اتفاق می‌افته.

✨ خوبی ماجرا چیه؟

اینه که با شناسایی این باورها و تغییرشون، می‌تونی برای همیشه این دکمه‌ی خودکار چاقی در مناسبت‌ها رو خاموش کنی! مثل بچه‌هایی که با دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» کار کردن و برای اولین بار، نوروز رو با آرامش و بدون اضافه‌وزن گذروندن. 😍🌸

🎯 راه‌حل عملی – دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر»

تا حالا دقت کردی بعضی از ایام سال، یه‌جورایی انگار همیشه با اضافه‌وزن همراهه؟

🍩 نوروز = سفره‌ی رنگارنگ و بی‌انتها

🍽️ رمضان = افطارهای پُر از وسوسه

🏖️ تعطیلات تابستونی = رها شدن همه‌ی قوانین خوردن

ولی چرا این اتفاق هر سال تکرار می‌شه؟ چون پشتش یه چیز پنهان هست:

📌 تاثیر باورهای ذهنی که از قبل توی ذهن ما کُد شدن.

باورهایی مثل:

– «عید اومده، ولش کن، حالا وقت خوش‌گذرونی و خوردنه»

– «رمضان تموم شد، حالا جایزه‌مه بخورم»

– «تو تعطیلات رژیم بی‌معنیه»

🧠 اینا دقیقاً همون تاثیر باورهای ذهنی هستن که باعث تکرار رفتارهای چاق‌کننده می‌شن. یعنی ما خودمون با دست خودمون، سرنخ رو می‌دیم دست ذهنمون تا باز هم همون مسیر همیشگی رو بره.

اما خبر خوب اینه که:

🔑 هر فرمول ذهنی، قابل شناسایی و بازنویسیه.

✨ دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» دقیقاً برای همین طراحی شده. یه دوره‌ی کاربردی و قدم‌به‌قدم که بهت کمک می‌کنه:

✅ اول بفهمی پشت رفتارهای چاق‌کننده‌ی تکرارشونده‌ات چه باور ذهنی خوابیده.

✅ بعد با تمرین‌های ساده و قابل اجرا، اون باورها رو تغییر بدی.

✅ و در نهایت، با ایجاد واکنش‌های رفتاری تازه، بدنت رو هم به مسیر لاغری ذهنی دعوت کنی.

تو این دوره یاد می‌گیری که همون لحظه وایستی، فکر کنی، و یه مسیر جدید بسازی. و این یعنی شروع یک زندگی جدید.

🌿 تاثیر باورهای ذهنی فقط یه عبارت قشنگ نیست؛ واقعیه! و تو این دوره قراره عملاً درک کنی که ذهن تو چطور روی وزنت، اشتها، انتخاب‌هات و حتی حال و هوای روزانه‌ات تأثیر می‌ذاره.

📦 پس اگه از چرخه‌ی «چاقی در ایام خاص» خسته شدی، وقتشه این بار یه راه‌حل ذهنی رو امتحان کنی.

🧭 «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» همون مسیریه که کم‌کم تو رو به سمت سبک‌زندگی جدیدی هدایت می‌کنه.

✍️ بخش آخر: شناسایی و اصلاح تاثیر باورهای ذهنی

👋 حالا نوبت توئه!

تا حالا شده در ایام خاصی مثل نوروز، رمضان یا تعطیلات، احساس کنی اضافه‌وزن گرفتی یا پرخوری کردی؟ یا حتی شده استرس و نگرانی بابت همین ایام داشته باشی؟

🧠 چه باورهایی در ذهنت هست که همیشه تو رو به سمت این رفتارها می‌کشونه؟ آیا فکر می‌کنی تاثیر باورهای ذهنی واقعیت داره؟

اگر تجربه استفاده از دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» یا هر دوره‌ی مشابهی داری، مشتاقیم داستان‌ت رو بشنویم! چه تغییراتی در ذهنت و بدنت دیدی؟ چه چالش‌هایی داشتی؟ و چطور از پسشون برآمدی؟

💬 اینجا جای امنی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات، سوالات و نگرانی‌هات هست. با نوشتن و مشارکت، نه تنها خودت راه بهتری پیدا می‌کنی، بلکه به بقیه هم انگیزه و امید می‌دی.

🌟 یادت باشه، تغییر با قدم‌های کوچک شروع می‌شه، و اینجا مکانی برای شروع و ادامه‌ی این مسیره!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 18 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 50 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32668

18 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

18 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ ۲۳:۴۰
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      سلام،طبق این فایل تمام اعمال ورفتارما ازباورماشکل میگیره وقتی من میام چاقیمو ربطش میدم به ژنتیک ،بیماری درواقع یجورریشه ذهنی داره من توباورم پذیرفتم چاقیم بخاطراین علت ها بوده حالا بخوام لاغرکنم بازیه باوردیگه من که نمیتونم سخته رژیم همش محدودیت هست اگرهم اجرامیکردیم ناخوداگاه به چاق شدن فکرمیکردیم مثال بچه رواینجا زدن درسته ذهنش مثل یک صفحه سفیده امایک سری حرکات رو اجرامیکنه بچه ها مثل ضبط صوت هستن هرچی گفته بشه تکرارمیکنن  همش برمیگرده به باورذهنی ،گاهی افراد بخاطراسترس ،ناراحتی میرن سراغ خوردن انگاریجورباورکردن خودشونوباخوردن ارام کنن چندروزپیش رفتم نون بربری بخرم یه خانم گفت بربری چاق میکنه یه کف دست بیشترنمیشه خورد من توذهنم گفتم نگاه ادماهنوز به چاق کنندگی ولاغرکنندگی غذا باوردارن ویادهمسایه استادافتادم که کره بادام زمینی رولاغرکننده میندونست ،چقدراون دوران ماه رمضان یاعیدنوروزرو میگفتیم چاقترمیشیم من خودم سالها این نگرش داشتم حتی شب یلدا اما دوساله اثلا همچین نگرشی ندارم خیلی ازافرادهستن باوردارن پول به سختی گیرمیادبایدخیلی تلاش کنی یابرارسیدن به ارزوها باید خیلی سعی وتلاش بیشترکنی یا میگفتن اگر فلانی بجایی رسیده پدرپول دارداشته ،چرا هیچ وقت نخواستیمباورکنیم میشه به اهداف رسید بدون فکرهای منفی ،وقتی باروش ذهنی اشناشدیم باورکردیم میتونیم موفق بشیم بشرطی تومسیرباشیم وادامه بدیم وقتی ذهنم نگرشش تغییرکنه اون افکارورفتارچاقی تغییر کنه بایدتغییرات ازدرون اغازبشه من توناخوداگاهم باورکنم میتونم باذهن لاغربشم باهمین ذهن به ارزوهام برسم نترسم خودترس یجورموانع لاغریه باعث میشه بجای سوخت چربی چربی روذخیره وباعث چاقی ناحیه شکم وپهلوبشه هستن افرادی که توگروه هنوز روش ذهنی رو باورش نکردن فقط روخوردن نخوردن فکرمیکنن اول شک وشبهه روبزارکنار روافکاروباورکارکن ازافکارمنفی دوری کن تاحس وحالت بهتربشه لاغری رواسان کنیم رژیم یعنی کاروجسم اماروش ذهنی یعنی چاقی توبشقاب نیست ذهنت چاقه بایدازچاقی ذهن کم کنی تاجسم هم لاغربشه وقتی ذهنم سنگینه چجوری جسمم لاغربشه باورهاروتغییربدیم تا زندگی اسان بشه پس این جمله همیشگی روتکرارکنیم لاغری اسانترین کاردنیاست تاملکه ذهن ما بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۴/۱۴ ۱۷:۴۹
      مدت عضویت: 798 روز
      امتیاز کاربر: 19677 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 717 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر گل مثل همیشه  استاد  شاهکار انجام داد آموزنده و پر متحوا من که لذت بردم و آگاهی و اطلاعات بیشتر از خودم  دریافت کردم   این فایل منو برد به ۴۰ سال پیش وقتی داشتم فایل را نگاه  می کردم  از اول تا آخر به بچه گیهای خودم فکر می کردم  چون پدرم کشاورز بود و زمین زیادی نداشتیم وضعیت  مالی خوب نبود  وما بچه‌ها هر چیزی که میخواستیم  به پدر یا مادر میگفتم پول بده میگفت ندارم   مادرم بخاطر این که در خرج خونه به پدرم کمک کند  یه کارهای  انجام میداد ولی کافی نبود چون ما شیش تا بچه بودیم وخیلی از رفتارهام مثل مادرم هست وقتی  ازدواج کردم  سعی میکنم که خیلی از رفتارهایی که با ما داشتن را با  فرزندانم  نداشته باشم  چوناون رفتار را خودم  دوست نداشتم البته من الان  رفتارم خیلی بهتر شده است   واقعا استاد درست فرمودن که ما همیشه کارهامون تکراری و شبیه هم انجام میدیم  خودم فکر می کنم که حتی غذا درست کردن یا لباس پوشیدن بیشتر مواقع تکراری هستن  اینها همه از کودکی سرچشمه می گیرد    حتی چاقی  ریشه در کودکی من دارد کودکی بزرگی مارا می سازد  هرطوری که دارم زندگی میکنم بیشترش مربوط  بچگی   هست وقتی داشتم فایل را نگاه می کردم یادم اومد که من غذا خوردنم وخیلی از کارهای دیگر شبیه مادرم هست بخاطر همین اینقدر وزنم رفت بالا وچاق شدم تا حالا شده در ایام خاصی مثل نوروز، رمضان یا تعطیلات، احساس کنی اضافه‌وزن گرفتی یا پرخوری کردی؟ یا حتی شده استرس و نگرانی بابت همین ایام داشته باشی؟۱  تاقبل از آشنایی با سایت بله وقتی عید نوروز بود دید و بازدید مطمعن بودم که وزنم میرود بالا چاقتر میشم وبیشتر از ۲تا۳کیلو چاقتر میشدم چون هم استرس و اضطراب داشتم هرجای که می رفتم مهمانی میگفتم که نمی خورم اصرار بخور همین یه بار یا وقتی مهمان میامد پذیرای می کردیم می نشستم پیششون میگفتن خودت هم بخور میگفتم زیاد خوردم گفتن نه ما بخوریم تو نگاه کنی همین اصرارها بخور تا ما بخوریم یا همین یه بار هست کار دستم میداد عذاب  وجدان بعد از خوردن من را چاق وچاقتر می کرد ماه رمضان همین طور بود سحری نمیخوردن ولی افطار که می کردم شروع به ریزه خاری می کردم استرس قبل از نوروز وماه رمضان خوردنها عذاب وجدان بعد از خوردن باعث اضطراب بیشتری میشد بخاطر همین وزن بالاتر میرفت ولی خدا رو شکر دوسالی هست که استرس و اضطراب خیلی درونم کمتر شده است ودر  سال اول حدود یک کیلو اضافه وزن داشتم ولی امسال نه در ماه   رمضان نه تعطیلات هیچ اضافه وزنی نداشتم وزن نکردم ولی از لباس های متوجه شدم که وزنم بالا نرفت خیلی خوشحال شدم ۲ باورهایی در ذهنت هست که همیشه تو رو به سمت این رفتارها می‌کشونه؟ آیا فکر می‌کنی تاثیر باورهای ذهنی واقعیت داره؟ بله فکر کردن به هر کاری باعث می شود  چون فکر کردن چه مثبت  چه منفی در ذهن و مغز من تثبیت شود و اون کار به واقعیت زندگی من تبدیل شود باورهای ذهنی تاثیر زیادی در رفتار گفتار من دارد چون ذهن نقاشی  می کند و مغز فرمان صادر میکند و جسم اجرا میکند ذهن من یک شهر بسیار بزرگ که حد واندازه ندارد از وقتی به دنیا اومدم تا الان که به میان سالی رسیدم هر کاری یا خاطره خوب یا بد را در خودش ثبت کرده است پس همه کارهایم به وسیله مغز و ذهن انجام می شود چون ذهن نقش مهمی وخیلی بزرگی در زندگی من ایفا می کند هم هوشمند وهم قدرتمند است ۳اگر تجربه استفاده از دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» یا هر دوره‌ی مشابهی داری، مشتاقیم داستان‌ت رو بشنویم! چه تغییراتی در ذهنت و بدنت دیدی؟ چه چالش‌هایی داشتی؟ و چطور از پسشون برآمدی؟ بله دوری ورود به سر زمین لاغری را خریداری کردم بسیار عالی آموزنده بود و تغییراتی ذهنی و جسمی احساس خوب اخلاق رفتارخیلی خوبی داشتم  با اینکه فقط دوری اول سر زمین لاغری را استفاده کردم حدود ۷تا۸کیلو وزن کم کردم الان دارم از دورهای رایگان صد گام و چالش عادتها استفاده می کنم خیلی خوب وعالی هستن  مفهوم و کاربرد اون دوره هست که ما باور کنیم به قول استاد یاد گیری وباور کردن به خود ما بستگی دارد که چطور کار کنیم  روی ذهن و مغز برای تغییر و لاغر شدن تاثیرگذار باشد با سپاس فراوان از استاد گرامی در پناه حق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 129 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        عالی بود این دیدگاه پر از آگاهی و خودشناسی عمیق!
        واقعاً لذت بردم از اینکه اینقدر دقیق و باهوش، ریشه‌های رفتارهات، مخصوصاً ارتباطش با دوران کودکی و الگوهای خانوادگی رو شناسایی کردی. این خودش اولین و مهم‌ترین قدم برای هر تغییر پایداره.
        اینکه تونستی الگوهای گذشته رو ببینی و آگاهانه انتخاب کنی که چطور با فرزندانت رفتار کنی و چطور زندگی متفاوتی برای خودت بسازی. این نشون‌دهنده قدرت درونی و اراده شماست.
        باورهای ذهنی ما نقاش زندگی‌مون هستن و وقتی اینقدر عمیق بهشون نگاه می‌کنیم و تغییرشون می‌دیم، کل زندگی‌مون متحول می‌شه.
        تبریک می‌گم بابت این کاهش وزن فوق‌العاده با دوره «ورود به سرزمین لاغری» و استفاده مستمرت از دوره‌های رایگان.
        این پشتکار و تعهد شما واقعاً ستودنیه و نتایجش هم که مشخصه.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۴ ۰۰:۵۱
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      سلام جواب سوال اول بله من قبل اشنایی باسایت همیشه این نگرشم بودماه رمضان روزه میگیرم تیرویدبهم میریزه ومن چاق میشم واین ترس همراه من بوددرموردعیدهم همینجور من باخوردن اجیل وشیرینی چاقترمیشم تاسالها من بااین نگرش زندگی کردم وچاقترهم میشدم اما اززمان اشنایی باسایت خداروشکرمیکنم دیگه اون نگرش روندارم باخیال راحت روزه میگیرم ویاعیدنوروز هم همینطورراحت گذروندم ومن یادگرفتم تنام این ترس هاوافکارهمش براذهن چاقه یک ذهن متناسب نه ازایام نه ازخوردن هاترسی نداره خیلی عادی زندگی میکنه اما ماها که سالها چاق بودیم این فرمول توذهن ما بوده والانم بااموزشها تغییرکرده مگه چقدرما میخوردیم دقت کنیم میبینیم خوردن اونقدرنبودبیشترحجم افکاربود که ماچاق شدیم چراهمش چاقی روتوبشقاب دیدیم توذهنه اون قاضی سرزنشگر توذهن ماست سوال دوم بله باورذهنی من زیادبوده وهنوزم هست همین نگرشه عامل چاقی من بوده چراخوردم نکنه چاقتربشم کمتربخورم وای نکنه بدتربشه ،من مدتی خیلی ترس ازخوردن داشتم وهمش رفتارچاقی داشتم وچقدربه اون فرمان معزپاسخ میدادم ،اما تواموزش ها فهمیدم همش نگرش چاقیه وبایداصلاح بشه وقتی فرمان خوردن دادمکث کرد ایاگرسنم یانه اگرواقعاگرسنه بودم بخورم ، جواب سوال سوم نه من نگرفتم این فایل رو ،طبق این فایل رفتار تاثیررفتارچاقی برسرنوشت ،من خودم بارها تصمیم گرفتم شیرینی نخورم یاکم بخورم فرداش دیدم دوباره میخورم درواقع اون ذهن ناخوداگاه ماباورنکرده میتونه لاغرکنه بخوردنه نیست به اون باوره بستگی داره من چاقی روتوبشقاب دیدم اماتوذهن منه مثال نوزادکه صفحه دهنش سفیدنیست یک سری پیش فرض هاروداره که میشه غریزه ماهم طبق انچه ازگذشته بماگفتن توذهن ذخیره کردیم چاقی ارثیه به نطرمن چاقی نتیجه افکاروباورهاست که تشکیل شده طبق مثال اب که استادتویکی ازفایل ها گفتن که همانطور اراموبی سرصدا یک ساختمان خراب میکنه تووجودماهم بی سروصدارخنه کرده وماهنوزم داریم بااموزش ها اون رفتارکمرنگش کنیم نباید باذهن جنگیدبایدباارامش بابدن به صلح رسید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۸:۵۳
      مدت عضویت: 2407 روز
      امتیاز کاربر: 9863 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 591 کلمه

      🌸✨ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم ✨🌸

      سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان خوب و همراه سایت تناسب فکری 🌿💛

      راستش من سال‌هاست که با عید نوروز، ماه رمضان و حتی تعطیلات طولانی یه رابطه عجیب دارم 😅یعنی از یه طرف عاشق حال و هوای این روزهام، عاشق دورهمی، بوی غذا، شیرینی، سفره‌های قشنگ، حس صمیمیت و شادی… ولی از طرف دیگه همیشه یه ترس و استرس پنهان ته دلم بوده 😔💔

      تقریباً هر سال قبل از عید با خودم میگفتم:«امسال باید مواظب باشی…»«امسال نباید چاق بشی…»«امسال باید کنترل داشته باشی…»

      ولی جالبه که هرچقدر بیشتر به خودم فشار میاوردم، اوضاع بدتر میشد 😅انگار ذهنم از همون اول وارد جنگ میشد.یعنی هنوز عید شروع نشده، من استرس چاق شدن داشتم 😭

      و خب معلومه وقتی آدم با استرس و ترس وارد یه موقعیت میشه، ذهنش بیشتر درگیر غذا میشه.من همیشه فکر میکردم چون عید فقط سالی یه باره، پس باید از همه چیز بخورم 🥲شیرینی…آجیل…غذاهای خوشمزه…دسر…و بعد هم عذاب وجدان پشت عذاب وجدان 💔

      انگار ذهنم بین دو حالت گیر میکرد:یا باید کامل خودم رو محروم کنم…یا وقتی شروع کردم دیگه ول کنم و بگم «حالا که خراب شد، بذار هرچی میخوام بخورم» 😔

      و این داستان فقط مخصوص عید نبود.ماه رمضان هم برای من همین شکلی بود 🌙✨قبلش استرس داشتم، وسطش استرس داشتم، بعدش هم استرس داشتم 😅

      همیشه تو ذهنم این باور بود که:«تو باید خیلی رعایت کنی.»«نباید چیزی بخوری.»«اگر بخوری یعنی بی‌اراده‌ای.»

      ولی وقتی آدم خودش رو اینقدر تحت فشار میذاره، طبیعیه که ذهنش بیشتر سمت خوردن بره 🌿💔

      به نظرم یکی از بزرگ‌ترین مشکلات من همیشه جنگ ذهنی با غذا بوده.نه خود غذا…بلکه ترسی که از غذا داشتم.

      من سال‌ها غذا رو مثل یه دشمن می‌دیدم 😔هرچیزی که خوشمزه بود، همزمان هم لذت بود هم ترس.هم دلم میخواست بخورم، هم از خوردنش وحشت داشتم.

      و فکر می‌کنم همین ترس، خودش باعث میشد بیشتر از نیاز بدنم بخورم.چون ذهنم همیشه حس کمبود داشت.انگار به خودش میگفت:«الان بخور چون بعداً شاید نتونی.»

      یه چیزی هم که خیلی برای من استرس ایجاد میکرد، لباس‌ها بود 😔هنوز عید شروع نشده، ذهنم میرفت سمت اینکه:«اگر لباس‌هام تنگ بشن چی؟»«اگر چاق‌تر بشم چی؟»«اگر بعد تعطیلات وزنم بالا بره چی؟»

      و همین فکرها باعث میشد کل آرامشم از بین بره 💔

      جالبه که یادم میاد یه سال با آرامش بیشتری غذا خوردم 🌸✨نه خودم رو محروم کردم، نه با ترس غذا خوردم، نه مدام خودم رو قضاوت کردم…و همون سال حتی وزنم کمتر شد 😳💛

      اون موقع شاید کامل متوجه نشدم چرا، ولی الان کم‌کم دارم می‌فهمم آرامش چقدر مهمه.وقتی ذهن آدم آروم باشه، بدن هم آروم‌تر رفتار می‌کنه 🌿✨

      ولی متأسفانه ذهن من سال‌ها عادت کرده بود به سرزنش کردن.هنوز هم بعضی وقت‌ها اون صدا توی ذهنم هست 😔همون صدایی که میگه:«باز داری بی‌ارادگی می‌کنی…»«باز داری خراب می‌کنی…»«باز کنترل نداری…»

      و واقعاً خسته‌کننده‌ست وقتی آدم حتی موقع غذا خوردن هم نتونه آرامش داشته باشه 💔

      به نظرم ما خیلی وقت‌ها بیشتر از خود غذا، از ترس غذا چاق می‌شیم 😔از اضطراب…از عذاب وجدان…از جنگ دائمی با خودمون…

      من الان کم‌کم دارم می‌فهمم که شاید راه درست، سخت گرفتن به خودم نیست 🌸شاید قرار نیست عید و رمضان و مهمونی تبدیل بشن به میدان جنگ.

      شاید بشه آدم کنار خانواده‌اش بشینه، غذا بخوره، لذت ببره، بخنده و همزمان احساس امنیت داشته باشه 🌿💛

      چون زندگی فقط کم کردن عدد ترازو نیست.زندگی یعنی آرامش…یعنی لبخند…یعنی حس خوب کنار آدم‌هایی که دوستشون داریم ✨

      و راستش الان بیشتر از هر چیزی دلم می‌خواد اون آرامش رو یاد بگیرم 🥲اینکه بدون ترس غذا بخورم…بدون عذاب وجدان از لحظه‌ها لذت ببرم…و بدون اینکه مدام خودم رو قضاوت کنم، زندگی کنم 🌸💫

      شاید لاغری واقعی دقیقاً از همین‌جا شروع بشه…از جایی که آدم بالاخره دست از جنگ با خودش برمی‌داره 💛✨

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ ۰۱:۴۲
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام تمام اعمال ورفتارماطبق انچه درناخوداگاه ثبت شده اجرامیشه طبق گفته استادترافیک اهوازبراشون سخته ولی تهران روبه راحتی رفتن همه ما گاهی میخوایم جایی بریم همچین نگرشی درمورداون شهرداریم مایکبارباماشین رفتیم مشهد همسرم رانندگی کردن من خودم چقدرگفتم ستته خسته شدم هنوزم که حرف میشه من وهمسرم میگیم چقدرراهش طولانی بود چجوری رفتیم دیگه باماشین عمرابریم ولی اگرقم بریم نمیگیم خسته شدیم درمورد رفتارهاوعادت ها ما هم فرمول هاش توناخوداگاه ثبته من خودم دوران چاقی ازماه رمضان وعیدنوروزترس داشتم میگفتم قراره روزه بگیرم تایم قرص تیرویدتغییرمیکنه ومن بهم میریزم حالم بدمیشه وچاق میشم خداروشکردرمسیرروش ذهنی هستم اصلا هیچ اتفاقی نیفتادحتی عیدنوروز چقدربرام لذتبخش بود روش ذهنی میادناخوداگاه روتغییرمیده چون یک سری فرمول اونجا ثبته بایدتغییرکنه ما عادت بدغذایی ورفتاری داشتیم باگوش دادن به اموزش ها این نگرشه تغییرکنه تِغییرباورذهنی زمان میبره ماباید باورکنیم میتونیم لاغربشیم بایدازدرون این احساس بوجودبیاد چشم ازجسم برداریم دنبال رژیم نباشیم فقط روش ذهنی اطلاعات مغزی مابرمیگرده به گذشته که بماگفتن چاقی ارثیه وکم تحرکی ولی الان مایادگرفتیم چاقی ازافکاره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ ۲۳:۱۵
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      سلام گذشته چاق ما بامسیریاب مثل رژیم ورزش بود وتامدتی اجرامیکردیم وزودخسته ودیگه ادامه نمیدادیم ومیگفتیم سخته چقدرمیشه گرسنگی کشید کم بخوری وته دل خالی یاورزش سخت بوددرواقع جسم روتحت فشارمیزاشتیم وطبق این فایل یک مسیرکه سخته رو یه وقتایی میریم بدون اینکه کوچکترین ناراحتی ولی گاهی شده یک مسیرکه راحته اونوبراخودمون سخت میدونیم همیشه طبق اون اطلاعات که درذهن ما ساختیم ازیک سری کارهاروسخت میدونیم درحالی سخت نیست مغزماطبق نقشه که ایجادکردیم عمل میکنه بقیش تکراریه وباعث سرگیری سرنوشت مامیشه درمورد لاعری ما بارها تصمیماتی گرفتیم دوباره برگشتیم خونه اول همش بخاطراطلاعاتی بوده توذهن ذخیره کردیم درموردموفقیت مالی هم همینطور درطی بلندمدت همون ادم هستیم بخاطرتصمیماتی که درذهن مادخیره شده وتکرارمیشه واکنش های مادرطر زندگی براساس فرمول ذهنی هست درمورد لاغری هم مایادگرفتیم چاقی تودهن هست چون فرمول اشتباه چاقی دخیره شده مارزیم میگرفتیم ولی مغزطبق اطلاعات دخیره شده عمل میکنه اموزش رووقتی دنبال میکنیم میادروافکارتاثی میزاره ودهن روبه سمت متناسب شدن میبره یا ماماه رمصان وعیدروجزایامی میدونستیم که چاق میشیم همش برمیگرده به اطلاعات مغزی ولی درروش جدیددیگه نگرش تغییرکردودیگه به چاقی فکرنمیکنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۰ ۱۶:۲۴
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام ما وقتی میخوایم‌به مکانی بریم وراه روبلدنیستیم جی چی اس روروشن میکنیم وراه روبمانشون میده وماطبق نقشه راه به مقصدمیرسیم تنام رفتارما براساس انچه که مادرذهن ساختیم انچه ازاطرافیان میشنویم طبق ان عمل میکنیم مثلا همون طولانی بودن مسیرها درطول عمرمایک درصدازتوانایی مغزاستفاده میکنیم بقیه طبق الگوی ذخیره توذهن ناخوداگاهست درموردلاغری تاتصمیم میگرفتیم رژیم بگیریم دوباره برمیگشت چون طبق تصمیماتی که درناخوداگاه بوده یادرموردموفقیت مالی هم نگرش ما همینه سرنوشت طبق انچه درمغزثبت هست اجرامیشه ماهمیشه این نگرش تودهن بودکه توایام عیدزیادمیخوریم وتحرک نداریم چاق میشیم یا ماه رمضان هم همینطور چون این تصویردرذهن ماثبت شده که چاق میشیم ولی به لطف خداواشنایی باسایت من چاق نشدم اموزش ها خیلی کمک کرده یادبگیریم نحوه عملکردذهن رو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۳/۲۰ ۰۹:۱۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      همه ما از خوردن بعنوان تفریح هم استفاده می کنیم بنظر من یه دلیل چاق شدنمون در ایام عید همینه.چوت در این ایام ما برای تفریح زیادتر میخوریم و چون معتقدیم زیاد خوردن باعث چاقی میشه نتیجه بعد سیزده روز همینی میشه که توی ذهن ما هست .

      من هم همین حس ترس از چاقی در ایام خاص رو دارم مخصوصا در نوروز چون مهمونی رفتن ها زیاد میشه شیرینی خوردن ها و آجیل خوردن ها  زیاد میشه.

      و همیشه سعی می کنم شیرینی و آجیل در این دوران کم بخورم که البته یه دلیل دیگه هم دارم برای کم خوردن و اون بیماری هست میترسم با خوردن شیرینی زیاد و آجیل زیاد به اصطلاح خودمون قفل بکنم و معده ام سنگین بشه و جوش صورت و دندون درد و اینجور چیزا 

      گاهی اوقات توی عید دیدنی رفتنتا برنامه ریزی میکنم 

      اولین خونه شیرینی ،دومین خونه آجیل و سومی میوه و بعدی چایی اینجوری دیگه خاطرم جمعه که پرخوری نکردم و از چاقی و مریضی دورم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۸ ۰۱:۰۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,315 کلمه

      به نام خداوندم که ستار العیوب است 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      تاثیر افکار بر رفتار 

      همه ی ما در طی سالهای زندگیمان میلیاردها فکر در ذهنمان نقش می‌بندد. 

      همه اختراعات و پیشرفت‌های علمی اول از یک فکر شروع شده اند 

      ما همانطور که فکر میکنیم رفتار میکنیم .

      درست است که فکر کردن کار خوبی است ولی منظور هر فکری نیست ،ما اگر افکارمان را مدیریت صحیح نکنیم و اجازه دهیم هر فکری از ذهن ما بگذرد به راحتی دچار نشخوار ذهنی منفی می‌شویم و این نجواهای منفی به راحتی می‌توانند ما را از مسیر موفقیت دور کنند .

      همچنین اگر در ذهنمان ترافیکی از افکار مختلف و متنوع درست کنیم توجه ما به خداوند کمتر می‌شود و از هدف اصلی آفرینشمان دور می‌شویم و کم کم به علت این دوری از خداوند بزرگ دچار از دست رفتن آرامش و ترس و اضطراب می‌شویم. 

      پس ما نباید اجازه دهیم هر فکری در ذهن ما جولان دهد 

      در عوض آن باید فکرهای مثبت و خوب را رشد دهیم .

      ما باید سقف آسمانمان را بلند تر کنیم ،باید فکرهای بزرگ داشته باشیم تا واکنش جهان هم نسبت به ما تغییر کند .

      کسی که به داشتن یک سوپر مارکت کوچک فکر کرده کائنات هم کمکش داده و او صاحب سوپر مارکت کوچکی می‌شود اما کسی که سقف آسمانش بلند است به داشتن فروشگاه‌های زنجیره ای فکر کرده و کائنات هم خواسته او را برآورده کرده است .

      طبق قانون جهان هستی افکار ما در اثر تکرار تبدیل به اجسام می‌شوند 

      پس ما باید یاد بگیریم قانع به تکه نانی بخور و نمیر نباشیم ،قانع به چاقی نباشیم ،درست است که قناعت در دین ما بسیار توصیه شده است اما ما می‌توانیم ثروتمندی و تناسب و خوشبختی را طلب کنیم تا دستی باشیم از جانی خداوند برای روزی رسانی و کمک به انسانها و موجودات دیگر 

      اگر ثروتمندتر باشیم افراد زیادی بر سر سفره ی روزی ما رزق می‌برند 

      اگر لاغرتر باشیم می‌توانیم الگویی باشیم برای گرفتار شدگان در دام چاقی ،می‌توانیم مثل استاد روشن خیر برسانیم به سایر بندگان خداوند که در اثر نداشتن آگاهی و دانش دچار چاقی شده اند 

      اینکه قائل به پذیرش سرنوشت باشیم کاری بس اشتباه است و این یک باور اشتباه است که همیشه در گوش ما خوانده اند تا خودشان به اهدافشان برسند .

      اگر خداوند از قبل برای ما سرنوشت و تقدیری تعیین کرده بود پس چرا به ما قدرت عقل و اختیار و انتخاب داد ؟!

      اگر قرار بود تقدیر یک سری ثروتمند شدن باشه و تقدیر یک سری فقر که عدالت خدا زیر سوال میرفت.این نهایت عدل خداونده که هر کدوم از ما به هر چیزی که میخوایم در هر جهتی برسیم.این فقط ی باور مخرب و کفر آمیزه که به ما گفتن و ما هم قبولش کردیم.

      من یک تجربه جالب دارم نمی‌دانم می‌توانم واضح توضیح و تفسیر کنم یا نه 

      توکل به خدا شروع میکنم .

      البته این تجربه من است و هر کس اعتقاد و باوری دارد و عده ای اصلا این چیزها را قبول ندارند من بر طبق نگرش‌های خودم و درک خودم مینویسم .

      من معمولا رویاهای صادقه میبینم و این یک نعمت الهی است که بابتش بسیار شکرگزار هستم .البته قبلا درک درستی از این نعمت الهی نداشتم .و گاها به خداوند میگفتم من نمی‌خواهم آینده را ببینم وقتی نمیتوانم کاری کنم چون وقتی درباره کسی خوابی میدیدم نه می‌توانستم به آن فرد خبر دهم چون باور نمی‌کرد،نه می‌توانستم جلوی وقوع آن اتفاق را بگیرم چون اکثرا اعتقاد ندارند به رویای صادقه و بخاطر همین با وقوع آن اتفاق حالم بد میشد و میگفتم خدایا من نمی‌خواهم رویای صادقه ببینم وقتی کاری از دست من برنمی‌آید. یادم است چند باری خوابهایم را تعریف کردم و میدیدم افراد نمی‌توانند درک کنند و به من انگ دیوانگی و پریشان احوالی می‌زدند و حتی به من می‌گفتند چقدر بهت پول بدیم درباره ما خواب نبینی !!!!و بخاطر همه آن اتفاقات از خداوند خواستم که این نعمت را از من بگیرد  و مدتی این نعمت از من گرفته شد متاسفانه ؛اما بعد ورودم به سایت تناسب فکری بعد از سالها تازه ارزش این نعمت را فهمیدم و دوباره از خداوند شنوایم درخواست کردم مرا ببخشد و این نعمت را دوباره به من عنایت کند .

      اما تجربه من 

      خوب داستان از اینجا شروع می‌شود که من مدتها در عالم رویا آینده ام را می‌دیدم که در کما هستم و وضعیت زندگی بدی را تجربه میکردم در آن خوابها ؛نه خبری از سلامتی بود نه ثروت نه خانواده و عزیزانم و بسیار شرایط اسف باری داشتم .

      و در تمام  آن خوابها ندایی به من می‌گفت:” این تقدیر توست اگر میتوانی تغییرش بده” .

      بعد از بیدار شدن حال بدی داشتم و تا روزها هم حالم بد بود و دعا می‌خواندم و گریه و زاری میکردم که خدایا سرنوشت من را تغییر بده آخه این چه تقدیری است و کلی گله و شکایت به خداوند که این اتفاق برای من نیفتد .و از خداوند عاقبت به خیری طلب میکردم .

      اما همچنان آن رویاها تکرار می‌شدند و من آینده خودم را در کما و بیماری شدید میدیدم و باز آن ندا که:” اگر میتوانی سرنوشتت را تغییر بده .”

      من به آن رویاهای صادقه هیچ شک و شبهه ای نداشتم و دنبال دلیل میگشتم که خدایا مگر میشود تو سرنوشت از پیش تعیین شده ای برای کسی در نظر گرفته باشی که حتی با دعا و التماس هم تغییر نکند .این از عدل تو به دور است 

      و هر چقدر دعا میکردم و از خداوند طلب عاقبت به خیری میکردم همچنان در فاصله های زمانی مختلف من آن رویا را میدیدم و دوباره همان ندا :”اگر میتوانی سرنوشتت را تغییر بده “

      و خلاصه تا اینکه 

      به لطف هدایت پروردگار بی همتایم متوجه شدم چرا سرنوشت من آنطور نوشته شده بود .

      اما علت این بود که من طی سالهای طولانی یکسره دعا میکردم و از خداوند میخواستم :”خدایا تا مرا نبخشیده و نیامرزیده ای از دنیا نبر “

      و گفتن و درخواست همین ذکر باعث شده بود که تقدیر من آنطور نوشته شود .

      و من بواسطه کشیدن درد و رنج بیماری از گناهان پاک میشدم و بعد از دنیا میرفتم ‌.

      چون من از خداوند پاکی کامل را میخواستم و همیشه میگفتم خدایا اول پاکم کن بعد خاکم کن .

      پاک شدن من مصادف بود با تحمل رنج و بیماری و …..

      و این آینده را خودم درخواست کرده بودم 

      خودم فرکانسش را بارها و بارها ارسال کرده بودم 

      و زمانی که من علت را فهمیدم و نحوه دعا و درخواستم از خداوند شنوایم را تغییر دادم ،آن رویاها پایان گرفت .

      خواستم از بیان این تجربه این را بگویم که ما خدایی داریم بسیار شنوا و بسیار پاسخ دهنده 

      هر آنچه می‌گوییم می‌شنود و طبق درخواست ما ،طبق افکار و ذهنیات ما زندگیمان را بر طبق قوانین زیبای جهان هستی  رقم می‌زند. 

      استاد به موضوع جالبی اشاره کردند که چون نسبت به مسیر اهواز ذهنیات منفی داشته اند هر بار از رفتن به آن مسیر اجتناب میکرده اند ولی چون درباره مسیرهای تهران ذهنیت خاصی نداشتند ساعت‌های طولانی بدون منفی نگری رانندگی کرده اند .

      یادم است اوایل ازدواجم از این ترافیک‌های تهران ،نه تنها بدم نمی آمد بلکه برایم جذاب هم بود، چون در شهر کوچک پدری من آن زمان‌ها خبری از ترافیک نبود و من ذهنیت بدی نسبت به ترافیک نداشتم ولی به مرور این ترافیک‌ها تبدیل شدند به معضل ذهنی برای جابجایی ما در خیابان‌های شلوغ و پر دود تهران. 

      درست است الان عادت کرده ایم به این ترافیک‌ها و مجبوریم ساعتها زودتر از منزل خارج شویم تا سر تایم به محل مورد نظر برسیم اما چون ذهن ما این مسئله را پذیرفته ما دیگر غر غر و اعصاب خوردی نداریم و پذیرفته ایم که زندگی در کلان شهر مدل خاص خودش را دارد .

      پس ما نسبت به هر موضوعی ذهنیت و فکر داشته باشیم رفتار ما از آن ذهنیات شکل میگیرد .

      خدای شنوای بی همتایم از تو سپاسگزارم که به من اجازه دادی تجربه رویای صادقه ام را با دوستانم به اشتراک بگذارم چرا که اگر خواست تو نبود هرگز این موضوع به ذهن من و قلم من خطور نمی‌کرد

      الهی و ربی  دوستت دارم 

      استاد بسیار سپاسگزارم برای آگاهی های ناب در پناه خداوند شنوا و مهربانم باشید 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۲/۰۲/۲۴ ۱۴:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 800 کلمه

      سلام و درود .

      چقدر من این روزا حالم خوبه . 

      مسیر لاغریم رو پیدا کردم . 

      من فهمیدم مسیر لاغری یه جریان دائمی هست . مثل گردش خون . 

      مثل تنفس .

      مثل ضربان قلب و …

      فهمیدم بخوام نخوام لاغری داره اتفاق میفته و نشانه شم هر لحظه دارم میبینم . 

      میبینم هر لحظه بدن من داره خود به خود خودشو پاکسازی می کنه . 

      میبینم دیگه چاقی اصافه تولید نمی کنه و آروم اروم این چربیهای اضافه دارن دفع میشن چون من دیگه در فرکانس نیاز نیستم . 

      میبینم چقدر شخصیتم داره تغییر می کنه و دیگه گرد و خاک چاقی و گرد و خاک استفاده از روشهای غلط لاغری تولید نمی کنم . 

      مسیر لاغری یه مسیر دائمی هست و ما فقط با  فرمولهای چاقی و لاغری ناصحیح در اون گرد و خاک ایجاد کردیم و باعث شدیم این روند و جریان دائمی رو نبینیم . 

      یاد گرفتم دیگه اروم باشم و چاقی تولید نکنم .

      یاد گرفتم دیگه اروم باشم و گرد و خاک فرمولهای غلط لاغری ایجاد نکنم . 

      یاد گرفتم فقط نگاه کنم تا بتونم در آرامش مسیر زیبای لاغریم رو ببینم و لذت ببرم . 

      وقتی گرد و خاک چاقی برپاست من چیا میبینم ؟ 

      ۱- من چاقم 

      ۲- میل من چاق کننده است . 

      ۳- زیاد میخورم .

      ۴- زیاده خوری منو چاق می کنه .

      ۵- زیاده خوری حس منو  منفی می کنه و در ذهنم چاله ایجاد می کنه و انرژی متناسب شدنمو  حبس میکنه .

      ۶- از چاقی ناراحتم  … 

      در همه ی این باورها یه چیز مشترک وجود داشت و اون توجه به چاقیه . 

      در تمام این موارد من دارم گرد و خاک چاقی ایجاد می کنم .

      خب من اول باید آروم باشم و این گرد و خاکها رو بخوابونم … 

      با تغییر توجه خودم . 

      این کار  در آرامش صورت میگیره 

      به جای توجه به چاقی ، به لاغری توجه کنم و بعد باورهام و تغییر بدم . 

      خب به جای اینکه صبح از خواب بیدار میشم به چاق بودنم فکر کنم و حجم زیاد اضافه وزنم و بزنم توی سر خودم  به تغییرات کوچک متناسب شدن نگاه کنم و اون رو برای خودم بزرگ کنم .

      من با آروم کردن خودم تمام تصویرهای لاغریم میاد در ذهنم .

      تجسم خود به خود انجام میشه . نیاز نداره زور بزنم تا تجسم لاغری کنم . 

      چیا میبینم در این مسیر ؟ 

      این مسیر راحته . 

      این مسیر مثل رود همواره جاریه .

      نتیجه در این مسیر هر لحظه و نقطه به نقطه است . 

      هر چقدر در طی مسیر بیشتر استمرار داری نشانه های واضحتری میبینی .

      نتیجه در این مسیر گرم به گرم ایجاد میشه . قدم به قدم . 

      نتیجه دور از دسترس نیست .

      هر لحظه دارم باهاش زندگی می کنم .

      تو هر نفسم لاغر شدن رو میبینم . 

      در خوابم لاغر شدن رو میبینم . 

      دیگه فکر خورد و خوراک و غذا و پرخوری و کم خوری نیستم .

      فکرم آزاده در این مسیر .

      گرد و خاکی تولید نمی کنم .

      این مسیر سبزه .

      مسیر تناسب برای من سبزه .

      بهشته . باورهای لاغری هرکدوم مثل درختی استوار دور تا دور مسیر من هستن . هر جا چشم میندازم سبزی و سرزندگی و شادی و نشاطه .

      هرکدوم از اون درختا بذرهای لاغری بودن که  نمیفهمیدم دارم در کجا میکارم اما اونا چقدر قشنگ دارن رشد می کنند و بزرگ میشن . 

       راه فقط یه راهه 

       راه تناسب . و چاقی فقط گرد و خاکیه که توسط دیده ها و شنیده ها در ذهن ایجاد کردیم و فرکانس ذهنمون رو تغییر دادیم . 

      تناسب ما همیشه داره ارتعاش داده میشه و اتفاقا به جسم هم میرسه ولی باورهای چاقی ما مثل اشغالهایی که میریزیم توی اب رودخانه آب لاغریمون رو کثیف کرده . 

      رودخانه لاغری رو تمیز کنیم تا آب تمیز و خالص به جسممون برسه  . تا دیگه چاقی و بیماری تولید نکنیم . 

      هر لقمه اضافه ای که میخوریم انگار یه آشغالیه که وارد جریان رودخانه لاغری کردیم . اب رودخانه رو کثیف می کنه . 

      خیلی راحت میشه اب رودخانه رو تمیز نگه داشت . از طریق فکر و احساس و عمل 

      دیگه چاقی رو باور نداشته باشیم چاقی فقط گردو خاکیه که اگه کاری به کارش نداشته باشیم میشینه . 

      دیگه ناراحت نباشیم . 

      دیگه سرزنش نکنیم خودمون رو .

      وقتی اب رودخانه لاعری رو با آشغالهای اضافه گل نکنیم کم کم گذر زمان مارو لاغر می کنه . زمان مرهم هر دردیه و همه چیز در گذر زمان بهبود پیدا می کنه . 

      در کثیف نکردن رودخانه لاغری استمرار بورزیم . فکر چاقی رو دور بریزیم . سرآغاز و سرانجام ما لاغریه . 

      خدا میدونه چقدر به آرامش رسیدم . 

      من با آموزشهای اینجا خیلی آروم شدم هر درسش برام یه گرد و خاکی رو خوابوند . راه لاغریم معلوم شده . 

      میتونم ببینمش . برام قابل دسترسه فقط کافیه گردو خاک رو بخوابونم . فقط کافیه آب رو گل الود و کثیف نکنیم . 

      لاغری مثل جریان خون در رگهای من جاریه . 

      من اون رو با تمام پوست و گوشت و استخوانم لمس می کنم . 

      ناخوداگاهم لاغریه . 

      در هر نفسم لاغریه . 

      خدایا شکرت . 

      من به چه معارفی رسیدم . خیلی خوشحالم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم