0

تاثیر باورهای ذهنی بر رفتار و سرنوشت (گام ۱۱۹)

تاثیر باورهای ذهنی
اندازه متن

🌱 تا حالا شده بخوای یه رفتار رو تغییر بدی، مثلاً کمتر شیرینی بخوری یا منظم ورزش کنی، اما ذهنت مدام بزنه زیر قول و قرارا؟ 😩

شاید فکر کنی اراده‌ت ضعیفه یا انگیزه‌ت کمه، اما واقعیت یه چیز دیگه‌ست…

همه‌چیز از یه جای پنهونی داره هدایت می‌شه: باورهای ذهنی ما! 🧠✨

این باورها مثل برنامه‌های مخفی هستن که بدون اینکه متوجه بشیم، تصمیم‌هامون رو کنترل می‌کنن.

توی این مقاله قراره با هم کشف کنیم تاثیر باورهای ذهنی روی رفتار، عادت‌ها و حتی فرم بدن‌مون دقیقاً چطوره.

🧠 رفتارهای ما از کجا میان؟ 🤔

🔑 تاثیر باورهای ذهنی از همون روزای اول تولد شروع می‌شه.

وقتی یه نوزاد به دنیا میاد، برخلاف تصور خیلیا، یه صفحه سفید نیست. اون با خودش یه‌سری برنامه‌ی پیش‌فرض داره؛ مثل گرسنه‌شدن، مکیدن، یا حتی جیغ زدن برای درخواست توجه.

تاثیر باورهای ذهنی

اینا همون غریزه‌ها هستن که پایه‌ی عملکرد ذهنی ما رو تشکیل می‌دن. 🍼👶

ولی ماجرا از اینجا جالب‌تر می‌شه…

🧠 بچه‌ها مثل ضبط‌صوت هستن. هر چیزی که اطرافشون گفته بشه، هر رفتاری که ببینن، آروم‌آروم در ذهنشون حک می‌شه.

از اینکه کی غذا بخورن، تا اینکه چطور با ترس یا خوشحالی مواجه بشن. این الگوهای تکراری، همون باورهای ذهنی ما می‌شن. 🎞️

👨‍👩‍👧‍👦 مثلاً اگه مادری همیشه موقع ناراحتی به سمت غذا بره، بچه‌اش یاد می‌گیره که خوردن یه راه مقابله با احساساته.

یا اگه پدر دائم از گرونی و بی‌پولی حرف بزنه، کودک یاد می‌گیره که زندگی همیشه پر از کمبود و ترسه. اینا شوخی نیستن؛ تاثیر باورهای ذهنی از همون سنین پایین به‌شدت عمیقه.

📌 به‌همین خاطره که وقتی بزرگ می‌شیم و مثلاً می‌خوایم رژیم بگیریم، یا رفتاری رو تغییر بدیم، با یه مانع نامرئی روبه‌رو می‌شیم. اون مانع، همون فرمول ذهنیه که سال‌هاست باهامونه.

مثل یه دیوار شیشه‌ایه که نمی‌بینیمش اما مدام باهاش برخورد می‌کنیم.

🌀 مثلاً فردی که سال‌ها با باور «من هر وقت ناراحتم باید یه چیزی بخورم» زندگی کرده، حتی اگه هزار بار رژیم بگیره، ته دلش هنوز اون فرمول فعاله. و اینجاست که دوباره به پرخوری برمی‌گرده،
چون ذهنش می‌خواد طبق برنامه‌ی قدیمی خودش عمل کنه.

تاثیر باورهای ذهنی

چرا رفتارهای ما این‌قدر تکراری‌ان؟ 🔁

تا حالا به این فکر کردی که چرا بیشتر کارهایی که انجام می‌دیم، همیشه یه جور مشخصه؟

از مدل غذا خوردنمون گرفته تا عکس‌العمل‌هامون وقتی ناراحت یا خوشحال می‌شیم… همه‌چی انگار طبق یه فیلمنامه از پیش نوشته شده‌ست. 🎬

🧠 دلیلش واضحه: ما داریم طبق باورهای ذهنی‌مون زندگی می‌کنیم. اون باورهایی که در بچگی از اطرافیانمون یاد گرفتیم و سال‌هاست با تکرار، توی ذهنمون حک شدن.

این باورها، مثل نرم‌افزارهایی هستن که روی مغز ما نصب شدن و هر روز دارن اجرا می‌شن.

📌 مثلاً فردی که از بچگی شنیده «باید غذاتو تا ته بخوری چون حیفه»، حتی وقتی سیر هم باشه، ناخودآگاه بشقابشو تمیز می‌کنه. نه چون گرسنه‌ست، بلکه چون تاثیر باورهای ذهنی اون رو به این رفتار وادار می‌کنه. 🍽️

📊 بر اساس یک پژوهش علمی منتشرشده در Frontiers in Psychology، بیش از ۹۰٪ تصمیمات روزانه ما تحت تأثیر ناخودآگاه و باورهای ذهنی شکل می‌گیرن. مشاهده مقاله علمی 🔗

👈 یعنی فقط ۱۰٪ از وقت‌هایی که تصمیم می‌گیریم، اون تصمیم از اراده و فکر آگاه ما میاد. بقیه‌اش؟ فقط اجرای فرمول‌های قبلیه! پس اگه فکر می‌کنی بارها تصمیم گرفتی لاغر بشی، ولی نشد، بدون که مشکل از اراده‌ت نیست… مشکل از تاثیر باورهای ذهنی ریشه‌داره!

🌀 تا وقتی فرمول‌های ذهنی عوض نشن، رفتارها هم عوض نمی‌شن. و تا وقتی رفتارها همون باشن، نتیجه‌ها هم تکراری می‌مونن. این یعنی چرخه‌ی بی‌پایان شکست، سرزنش، رژیم، شکست دوباره… 😔🔄

سرنوشت

🎯 سرنوشت‌ ما، دست کیه واقعاً؟

بعضی وقت‌ها وقتی از کسی درباره اضافه‌وزن یا شرایط زندگی‌ش می‌پرسی، با یه جمله روبه‌رو می‌شی که خیلی تکراریه:

✍️ «قسمتم همینه»،

👐 «خدا خواسته چاق بمونم»،

😔 «سرنوشتم این بوده که همیشه درگیر پرخوری باشم».

ولی بذار یه چیز مهم رو خیلی صادقانه بهت بگم:

🔍 تاثیر باورهای ذهنی در شکل‌گیری سرنوشت خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کنی.

🎥 تصور کن زندگی‌ت مثل یه فیلم باشه و تو هم بازیگر اصلیش. اما نکته اینجاست که فیلمنامه‌ی این فیلم هر روز توسط باورهای ذهنی تکراری نوشته می‌شه.

یعنی چی؟ یعنی رفتارهایی که هر روز و هر لحظه ازت سر می‌زنه – از اینکه چی بخوری، تا اینکه چطور فکر کنی – همه از روی اون باورهای قدیمی توی ذهنت دارن اجرا می‌شن.

🧠 مثلاً اگه ذهن تو باور کرده باشه که “من همیشه در رژیم شکست می‌خورم”، حتی اگه بهترین رژیم دنیا رو بگیری، آخرش برمی‌گردی سر نقطه‌ی اول. چون اون فیلمنامه‌ی ذهنی هنوز عوض نشده!

📌 پس اگه دنبال تغییر سرنوشت هستی، اول باید بری سراغ اون برنامه‌ریز اصلی یعنی تاثیر باورهای ذهنی. چون:

✅ سرنوشت ما = مجموعه‌ای از رفتارهای تکرارشونده

✅ رفتارهای ما = نتیجه‌ی مستقیم تاثیر باورهای ذهنی

💡 حالا فکر کن بخوای این چرخه رو تغییر بدی. باید از کجا شروع کنی؟ نه از اراده‌ی لحظه‌ای!

بلکه باید بری سراغ اون باورهایی که باعث شکل‌گیری رفتار می‌شن.

📎 یعنی:

تغییر سرنوشت = تغییر رفتارها = بازنویسی باورهای ذهنی

تاثیر باورهای ذهنی

چرا بعضی روزها چاق‌ترمون می‌کنن؟ 🎉🍩

تا حالا دقت کردی بعضی روزها یا مناسبت‌ها مثل یه ماشه عمل می‌کنن؟ مثلاً همین ایام نوروز یا ماه رمضان… هنوز نیومده، استرس می‌گیری که وای الان دوباره چاق می‌شم! 😰

ولی مگه نوروز یا رمضان خودشون چاق‌کننده‌ان؟

نه عزیز دلم… اون چیزی که باعث این اتفاق می‌شه، تاثیر باورهای ذهنی ماست. 🧠💣

📦 تو ذهن خیلی از ماها یه فایل مخصوص ایام خاص وجود داره. مثلاً:

  • نوروز = شیرینی، آجیل، مهمونی = چاقی 😬
  • رمضان = روزه گرفتن + پرخوری بعد افطار = چاقی 🥱
  • تعطیلات تابستونی = تنبلی + بستنی = چاقی 😅

💡 وقتی ذهن این «فرمول‌ها» رو باور کنه، بدون اینکه متوجه باشی، خودش شروع می‌کنه به آماده‌سازی بدن برای چاق شدن. یعنی تاثیر باورهای ذهنی سبب میشه رفتارهایی نشون می‌دی که نتیجه‌ش دقیقاً همون چیزی می‌شه که باور کردی.

📌 مثلاً اگه توی ذهن ناخودآگاهت این باور تثبیت شده که «هر سال عید چاق‌تر می‌شم»، حتی اگه امسال شیرینی نخوری، بازم یه جوری شرایط می‌چینه که چاق بشی! چون ذهن دنبال اثبات درسته بودن فرمول‌های خودشه. 😵‍💫

📚 یکی از هنرجوهای ما نوشته بود:

«من ۱۰ ماه رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی فقط توی ۲ هفته عید، همه‌ی اون کاهش وزن رفت روی هوا. بعد متوجه شدم که ذهنم از قبل باور داره که “عید = چاقی”. پس ناخودآگاه رفت سراغ همون نتیجه!»

🔍 این همون تاثیر باورهای ذهنیه که تو شرایط خاص فعال می‌شه. چون برای ذهن فرقی نداره واقعیت چیه؛ اونی که باوره، همونه که اتفاق می‌افته.

✨ خوبی ماجرا چیه؟

اینه که با شناسایی این باورها و تغییرشون، می‌تونی برای همیشه این دکمه‌ی خودکار چاقی در مناسبت‌ها رو خاموش کنی! مثل بچه‌هایی که با دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» کار کردن و برای اولین بار، نوروز رو با آرامش و بدون اضافه‌وزن گذروندن. 😍🌸

🎯 راه‌حل عملی – دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر»

تا حالا دقت کردی بعضی از ایام سال، یه‌جورایی انگار همیشه با اضافه‌وزن همراهه؟

🍩 نوروز = سفره‌ی رنگارنگ و بی‌انتها

🍽️ رمضان = افطارهای پُر از وسوسه

🏖️ تعطیلات تابستونی = رها شدن همه‌ی قوانین خوردن

ولی چرا این اتفاق هر سال تکرار می‌شه؟ چون پشتش یه چیز پنهان هست:

📌 تاثیر باورهای ذهنی که از قبل توی ذهن ما کُد شدن.

باورهایی مثل:

– «عید اومده، ولش کن، حالا وقت خوش‌گذرونی و خوردنه»

– «رمضان تموم شد، حالا جایزه‌مه بخورم»

– «تو تعطیلات رژیم بی‌معنیه»

🧠 اینا دقیقاً همون تاثیر باورهای ذهنی هستن که باعث تکرار رفتارهای چاق‌کننده می‌شن. یعنی ما خودمون با دست خودمون، سرنخ رو می‌دیم دست ذهنمون تا باز هم همون مسیر همیشگی رو بره.

اما خبر خوب اینه که:

🔑 هر فرمول ذهنی، قابل شناسایی و بازنویسیه.

✨ دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» دقیقاً برای همین طراحی شده. یه دوره‌ی کاربردی و قدم‌به‌قدم که بهت کمک می‌کنه:

✅ اول بفهمی پشت رفتارهای چاق‌کننده‌ی تکرارشونده‌ات چه باور ذهنی خوابیده.

✅ بعد با تمرین‌های ساده و قابل اجرا، اون باورها رو تغییر بدی.

✅ و در نهایت، با ایجاد واکنش‌های رفتاری تازه، بدنت رو هم به مسیر لاغری ذهنی دعوت کنی.

تو این دوره یاد می‌گیری که همون لحظه وایستی، فکر کنی، و یه مسیر جدید بسازی. و این یعنی شروع یک زندگی جدید.

🌿 تاثیر باورهای ذهنی فقط یه عبارت قشنگ نیست؛ واقعیه! و تو این دوره قراره عملاً درک کنی که ذهن تو چطور روی وزنت، اشتها، انتخاب‌هات و حتی حال و هوای روزانه‌ات تأثیر می‌ذاره.

📦 پس اگه از چرخه‌ی «چاقی در ایام خاص» خسته شدی، وقتشه این بار یه راه‌حل ذهنی رو امتحان کنی.

🧭 «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» همون مسیریه که کم‌کم تو رو به سمت سبک‌زندگی جدیدی هدایت می‌کنه.

✍️ بخش آخر: شناسایی و اصلاح تاثیر باورهای ذهنی

👋 حالا نوبت توئه!

تا حالا شده در ایام خاصی مثل نوروز، رمضان یا تعطیلات، احساس کنی اضافه‌وزن گرفتی یا پرخوری کردی؟ یا حتی شده استرس و نگرانی بابت همین ایام داشته باشی؟

🧠 چه باورهایی در ذهنت هست که همیشه تو رو به سمت این رفتارها می‌کشونه؟ آیا فکر می‌کنی تاثیر باورهای ذهنی واقعیت داره؟

اگر تجربه استفاده از دوره‌ی «۱۳ گام تا ۱۳ بدر» یا هر دوره‌ی مشابهی داری، مشتاقیم داستان‌ت رو بشنویم! چه تغییراتی در ذهنت و بدنت دیدی؟ چه چالش‌هایی داشتی؟ و چطور از پسشون برآمدی؟

💬 اینجا جای امنی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات، سوالات و نگرانی‌هات هست. با نوشتن و مشارکت، نه تنها خودت راه بهتری پیدا می‌کنی، بلکه به بقیه هم انگیزه و امید می‌دی.

🌟 یادت باشه، تغییر با قدم‌های کوچک شروع می‌شه، و اینجا مکانی برای شروع و ادامه‌ی این مسیره!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 50 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32668
18 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,315 کلمه

      به نام خداوندم که ستار العیوب است 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      تاثیر افکار بر رفتار 

      همه ی ما در طی سالهای زندگیمان میلیاردها فکر در ذهنمان نقش می‌بندد. 

      همه اختراعات و پیشرفت‌های علمی اول از یک فکر شروع شده اند 

      ما همانطور که فکر میکنیم رفتار میکنیم .

      درست است که فکر کردن کار خوبی است ولی منظور هر فکری نیست ،ما اگر افکارمان را مدیریت صحیح نکنیم و اجازه دهیم هر فکری از ذهن ما بگذرد به راحتی دچار نشخوار ذهنی منفی می‌شویم و این نجواهای منفی به راحتی می‌توانند ما را از مسیر موفقیت دور کنند .

      همچنین اگر در ذهنمان ترافیکی از افکار مختلف و متنوع درست کنیم توجه ما به خداوند کمتر می‌شود و از هدف اصلی آفرینشمان دور می‌شویم و کم کم به علت این دوری از خداوند بزرگ دچار از دست رفتن آرامش و ترس و اضطراب می‌شویم. 

      پس ما نباید اجازه دهیم هر فکری در ذهن ما جولان دهد 

      در عوض آن باید فکرهای مثبت و خوب را رشد دهیم .

      ما باید سقف آسمانمان را بلند تر کنیم ،باید فکرهای بزرگ داشته باشیم تا واکنش جهان هم نسبت به ما تغییر کند .

      کسی که به داشتن یک سوپر مارکت کوچک فکر کرده کائنات هم کمکش داده و او صاحب سوپر مارکت کوچکی می‌شود اما کسی که سقف آسمانش بلند است به داشتن فروشگاه‌های زنجیره ای فکر کرده و کائنات هم خواسته او را برآورده کرده است .

      طبق قانون جهان هستی افکار ما در اثر تکرار تبدیل به اجسام می‌شوند 

      پس ما باید یاد بگیریم قانع به تکه نانی بخور و نمیر نباشیم ،قانع به چاقی نباشیم ،درست است که قناعت در دین ما بسیار توصیه شده است اما ما می‌توانیم ثروتمندی و تناسب و خوشبختی را طلب کنیم تا دستی باشیم از جانی خداوند برای روزی رسانی و کمک به انسانها و موجودات دیگر 

      اگر ثروتمندتر باشیم افراد زیادی بر سر سفره ی روزی ما رزق می‌برند 

      اگر لاغرتر باشیم می‌توانیم الگویی باشیم برای گرفتار شدگان در دام چاقی ،می‌توانیم مثل استاد روشن خیر برسانیم به سایر بندگان خداوند که در اثر نداشتن آگاهی و دانش دچار چاقی شده اند 

      اینکه قائل به پذیرش سرنوشت باشیم کاری بس اشتباه است و این یک باور اشتباه است که همیشه در گوش ما خوانده اند تا خودشان به اهدافشان برسند .

      اگر خداوند از قبل برای ما سرنوشت و تقدیری تعیین کرده بود پس چرا به ما قدرت عقل و اختیار و انتخاب داد ؟!

      اگر قرار بود تقدیر یک سری ثروتمند شدن باشه و تقدیر یک سری فقر که عدالت خدا زیر سوال میرفت.این نهایت عدل خداونده که هر کدوم از ما به هر چیزی که میخوایم در هر جهتی برسیم.این فقط ی باور مخرب و کفر آمیزه که به ما گفتن و ما هم قبولش کردیم.

      من یک تجربه جالب دارم نمی‌دانم می‌توانم واضح توضیح و تفسیر کنم یا نه 

      توکل به خدا شروع میکنم .

      البته این تجربه من است و هر کس اعتقاد و باوری دارد و عده ای اصلا این چیزها را قبول ندارند من بر طبق نگرش‌های خودم و درک خودم مینویسم .

      من معمولا رویاهای صادقه میبینم و این یک نعمت الهی است که بابتش بسیار شکرگزار هستم .البته قبلا درک درستی از این نعمت الهی نداشتم .و گاها به خداوند میگفتم من نمی‌خواهم آینده را ببینم وقتی نمیتوانم کاری کنم چون وقتی درباره کسی خوابی میدیدم نه می‌توانستم به آن فرد خبر دهم چون باور نمی‌کرد،نه می‌توانستم جلوی وقوع آن اتفاق را بگیرم چون اکثرا اعتقاد ندارند به رویای صادقه و بخاطر همین با وقوع آن اتفاق حالم بد میشد و میگفتم خدایا من نمی‌خواهم رویای صادقه ببینم وقتی کاری از دست من برنمی‌آید. یادم است چند باری خوابهایم را تعریف کردم و میدیدم افراد نمی‌توانند درک کنند و به من انگ دیوانگی و پریشان احوالی می‌زدند و حتی به من می‌گفتند چقدر بهت پول بدیم درباره ما خواب نبینی !!!!و بخاطر همه آن اتفاقات از خداوند خواستم که این نعمت را از من بگیرد  و مدتی این نعمت از من گرفته شد متاسفانه ؛اما بعد ورودم به سایت تناسب فکری بعد از سالها تازه ارزش این نعمت را فهمیدم و دوباره از خداوند شنوایم درخواست کردم مرا ببخشد و این نعمت را دوباره به من عنایت کند .

      اما تجربه من 

      خوب داستان از اینجا شروع می‌شود که من مدتها در عالم رویا آینده ام را می‌دیدم که در کما هستم و وضعیت زندگی بدی را تجربه میکردم در آن خوابها ؛نه خبری از سلامتی بود نه ثروت نه خانواده و عزیزانم و بسیار شرایط اسف باری داشتم .

      و در تمام  آن خوابها ندایی به من می‌گفت:” این تقدیر توست اگر میتوانی تغییرش بده” .

      بعد از بیدار شدن حال بدی داشتم و تا روزها هم حالم بد بود و دعا می‌خواندم و گریه و زاری میکردم که خدایا سرنوشت من را تغییر بده آخه این چه تقدیری است و کلی گله و شکایت به خداوند که این اتفاق برای من نیفتد .و از خداوند عاقبت به خیری طلب میکردم .

      اما همچنان آن رویاها تکرار می‌شدند و من آینده خودم را در کما و بیماری شدید میدیدم و باز آن ندا که:” اگر میتوانی سرنوشتت را تغییر بده .”

      من به آن رویاهای صادقه هیچ شک و شبهه ای نداشتم و دنبال دلیل میگشتم که خدایا مگر میشود تو سرنوشت از پیش تعیین شده ای برای کسی در نظر گرفته باشی که حتی با دعا و التماس هم تغییر نکند .این از عدل تو به دور است 

      و هر چقدر دعا میکردم و از خداوند طلب عاقبت به خیری میکردم همچنان در فاصله های زمانی مختلف من آن رویا را میدیدم و دوباره همان ندا :”اگر میتوانی سرنوشتت را تغییر بده “

      و خلاصه تا اینکه 

      به لطف هدایت پروردگار بی همتایم متوجه شدم چرا سرنوشت من آنطور نوشته شده بود .

      اما علت این بود که من طی سالهای طولانی یکسره دعا میکردم و از خداوند میخواستم :”خدایا تا مرا نبخشیده و نیامرزیده ای از دنیا نبر “

      و گفتن و درخواست همین ذکر باعث شده بود که تقدیر من آنطور نوشته شود .

      و من بواسطه کشیدن درد و رنج بیماری از گناهان پاک میشدم و بعد از دنیا میرفتم ‌.

      چون من از خداوند پاکی کامل را میخواستم و همیشه میگفتم خدایا اول پاکم کن بعد خاکم کن .

      پاک شدن من مصادف بود با تحمل رنج و بیماری و …..

      و این آینده را خودم درخواست کرده بودم 

      خودم فرکانسش را بارها و بارها ارسال کرده بودم 

      و زمانی که من علت را فهمیدم و نحوه دعا و درخواستم از خداوند شنوایم را تغییر دادم ،آن رویاها پایان گرفت .

      خواستم از بیان این تجربه این را بگویم که ما خدایی داریم بسیار شنوا و بسیار پاسخ دهنده 

      هر آنچه می‌گوییم می‌شنود و طبق درخواست ما ،طبق افکار و ذهنیات ما زندگیمان را بر طبق قوانین زیبای جهان هستی  رقم می‌زند. 

      استاد به موضوع جالبی اشاره کردند که چون نسبت به مسیر اهواز ذهنیات منفی داشته اند هر بار از رفتن به آن مسیر اجتناب میکرده اند ولی چون درباره مسیرهای تهران ذهنیت خاصی نداشتند ساعت‌های طولانی بدون منفی نگری رانندگی کرده اند .

      یادم است اوایل ازدواجم از این ترافیک‌های تهران ،نه تنها بدم نمی آمد بلکه برایم جذاب هم بود، چون در شهر کوچک پدری من آن زمان‌ها خبری از ترافیک نبود و من ذهنیت بدی نسبت به ترافیک نداشتم ولی به مرور این ترافیک‌ها تبدیل شدند به معضل ذهنی برای جابجایی ما در خیابان‌های شلوغ و پر دود تهران. 

      درست است الان عادت کرده ایم به این ترافیک‌ها و مجبوریم ساعتها زودتر از منزل خارج شویم تا سر تایم به محل مورد نظر برسیم اما چون ذهن ما این مسئله را پذیرفته ما دیگر غر غر و اعصاب خوردی نداریم و پذیرفته ایم که زندگی در کلان شهر مدل خاص خودش را دارد .

      پس ما نسبت به هر موضوعی ذهنیت و فکر داشته باشیم رفتار ما از آن ذهنیات شکل میگیرد .

      خدای شنوای بی همتایم از تو سپاسگزارم که به من اجازه دادی تجربه رویای صادقه ام را با دوستانم به اشتراک بگذارم چرا که اگر خواست تو نبود هرگز این موضوع به ذهن من و قلم من خطور نمی‌کرد

      الهی و ربی  دوستت دارم 

      استاد بسیار سپاسگزارم برای آگاهی های ناب در پناه خداوند شنوا و مهربانم باشید 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم