0

رژیم گرفتن چگونه باعث چاق‌تر شدن می‌شود

رژیم گرفتن
اندازه متن

یه جعبه شیرینی هنوز جلوی چشممه. وسط یه رژیم سخت بودم که یکی از فامیل با یه جعبه شیرینی اومد خونه‌مون. همین که چشمم به جعبه افتاد، ته دلم می‌دونستم که می‌خورم و بعدش هم رژیم رو کنار می‌ذارم؛ و دقیقاً همین اتفاق افتاد. اون موقع فکر می‌کردم مشکل از اراده‌ی منه، ولی امروز می‌دونم خود رژیم گرفتن بود که ذهن منو برای همچین لحظه‌ای آماده کرده بود.

من نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. از حدود ۸۵ کیلو شروع کردم و هر رژیم پنج تا ده کیلو ازم کم می‌کرد، ولی بعدش بیشتر از اون برمی‌گشت؛ تا جایی که به ۱۳۵ کیلو رسیدم. یعنی رژیم‌ها نه‌تنها لاغرم نکردن، بلکه قدم‌به‌قدم چاق‌ترم کردن. برای همین امروز با صداقت و از روی تجربه‌ی خودم می‌گم: رژیم گرفتن تو رو لاغر نمی‌کنه، ولی به احتمال زیاد چاق‌ترت می‌کنه.

در این جلسه می‌خوام توضیح بدم چرا این اتفاق می‌افته؛ اینکه ذهن ما با شنیدن کلمه‌ی رژیم چه واکنشی نشون می‌ده، چرا هر محدودیتی به یه پرخوری بزرگ‌تر ختم می‌شه، و در مسیر لاغری با ذهن به‌جای رژیم گرفتن چی‌کار می‌کنیم. آخر مقاله هم یه تمرین برای مرور خاطره‌های رژیمی خودت گذاشتم.

رژیم گرفتن و چرخه‌ی چاق‌تر شدن

🥖 چاقی با طعم محدودیت

وقتی به خاطره‌هام از رژیم گرفتن فکر می‌کنم، اولین چیزی که یادم میاد یه برگه‌ست با فهرست غذاهای مجاز، سهمیه‌ی نون، و حس گناه بزرگ برای یه تیکه پیتزا. جایزه‌ی نهایی هم چند کیلو کمتر روی ترازو بود که خیلی زود، با علاقه برمی‌گشت!

رژیم‌هام همیشه از شنبه شروع می‌شد. حتی شروع باشگاه رو طوری تنظیم می‌کردم که به تعطیلات نخوره تا بتونم پیوسته برم. ولی هر بار، دیر یا زود یه مهمونی، یه جعبه شیرینی یا یه روز بد پیش میومد و همه‌چیز رو به هم می‌ریخت. بعد از هر بار به هم ریختن هم حس شکست و عذاب وجدان داشتم و برای شنبه‌ی بعد برنامه می‌ریختم.

جالبه بدونی که لاغر شدن هیچ‌وقت برای من سخت نبود. یه بار قبل از خواستگاری، چون خانواده‌ی همسرم شرط گذاشته بودن که کمی وزن کم کنم، با یه رژیم و برنامه‌ی ورزشی سخت در مدت کوتاهی کلی وزن کم کردم. ولی از روز اول منتظر بودم این برنامه تموم بشه و بعد از اینکه موافقت کردن، دو سه هفته‌ای همه‌اش برگشت. مشکل من همیشه این بود که نمی‌تونستم لاغر بمونم، و حالا می‌دونم دلیلش خود رژیم گرفتن بود.

🔁 چرا هر بار که رژیم می‌گیری، چاق‌تر می‌شی؟

رژیم گرفتن در ظاهر یه برنامه برای سلامتی یا نشونه‌ی اراده‌ی قوی به نظر میاد. ولی برای ذهن ناخودآگاه ما، چیزی شبیه حکم زندانه؛ نه غذای دلخواه، نه آزادی، نه لذت. فقط باید تحمل کنی و صبر کنی تا تموم بشه.

ذهن ما یه ویژگی جالب داره: تا بهش بگی «اونجا نرو»، دقیقاً همون‌جا می‌خواد بره. وقتی با رژیم گرفتن آزادی خوردن رو ازش می‌گیری، ذهن این محدودیت رو به شکل یه خطر می‌بینه و پیام می‌ده: «منو محدود کردن، باید از خودم دفاع کنم.» برای مغز فرقی نداره این محدودیت از یه قحطی واقعی باشه یا از یه برگه‌ی رژیم؛ در هر دو حالت آماده‌ی دفاع می‌شه و دفاعش هم اینه که هر وقت فرصت پیدا کرد، بیشتر بخوره.

برای همینه که بعد از تموم شدن هر رژیم، یا وسط اون وقتی یه بار از برنامه بیرون می‌زنی، خوردنت از قبل از رژیم هم بیشتر می‌شه. ذهن داره جبران می‌کنه، و نتیجه‌اش اینه که وزن نه‌تنها برمی‌گرده، بلکه یکی دو کیلو هم روش اضافه می‌شه. وقتی برای درک بیشتر لاغری با ذهن مطالعه می‌کردم، دیدم پژوهشگرهای دانشگاه UCLA هم به همین نتیجه رسیده بودن: بیشتر کسایی که رژیم می‌گیرن، در عرض چند سال وزن کم‌شده رو برمی‌گردونن و خیلی‌هاشون حتی از قبل هم چاق‌تر می‌شن.

رژیم یعنی بازی با ذهن

یادت میاد بچه که بودیم بارها شنیدیم «نخور، چاق می‌شی»؟ اون جمله‌ها و اون حس بدی که به غذا خوردن پیدا کردیم، هنوز در ذهن ما فعالن. برای ذهن ما رژیم یعنی گرسنگی کشیدن، غذا نخوردن در مهمونی‌ها، حسرت پیتزا و بستنی، و از همه مهم‌تر، محرومیت. به همین دلیل هر وقت کلمه‌ی «رژیم» رو می‌شنویم، ذهن‌مون حالت اضطراری به خودش می‌گیره و دنبال راهی می‌گرده که ثابت کنه هنوز آزاده؛ و راحت‌ترین راه، بیشتر خوردنه.

همین اتفاق رو می‌شه در مورد یه غذای خاص هم دید. تا وقتی چیزی ممنوع نشده، میل عجیبی بهش نداری. ولی به‌محض اینکه به خودت می‌گی «از امروز دیگه نون نمی‌خورم»، ذهنت پر می‌شه از تصویر نون بربری و سنگک داغ و بوی نون تازه‌ی صبح. اون‌قدر این تصویرها تکرار می‌شن که دیگه نمی‌تونی مقاومت کنی؛ رژیم می‌شکنه، عذاب وجدان میاد، دوباره رژیم می‌گیری و این چرخه همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه.

حتی وقتی رژیم نیستی هم این ترس با توئه. خیلی از ما در مهمونی‌ها بیشتر می‌خوریم، چون یه گوشه‌ی ذهن‌مون نگرانه که بقیه فکر کنن «رژیم داره». من خودم بارها در مهمونی به خودم گفتم «حیفه اینجا رژیم بگیرم، امشب می‌خورم، از فردا». ذهنی که رژیم رو با محرومیت یکی می‌دونه، هر تغییر کوچیک و مثبتی رو هم شبیه یه رژیم جدید می‌بینه و در برابرش مقاومت می‌کنه.

مقاومت ذهن در برابر رژیم گرفتن

🧠 ذهنی که محدود بشه، دنبال شورش می‌گرده

وقتی با رژیم گرفتن مدام به ذهنت می‌گی «نخور»، «نکن»، «چاق می‌شی»، یه باور پنهان در ناخودآگاهت ایجاد می‌کنی: «تو قابل اعتماد نیستی و من باید کنترلت کنم.» ذهنی که این پیام رو می‌گیره، منتظر یه فرصت می‌مونه تا شورش کنه. اون شورش همون لحظه‌ایه که به خودت می‌گی «بی‌خیال رژیم، امروز هرچی دلم خواست می‌خورم!» و این شورش هم همیشه با چند کیلو اضافه‌وزن و یه حال روحی بد تموم می‌شه.

من در دوران چاقی یه قانون نانوشته داشتم که بعدها فهمیدم در دل همه‌ی رژیم‌ها هست: قانون «همه یا هیچ». اگه یه وعده پرخوری می‌کردم، کل برنامه رو کنار می‌ذاشتم، چون فکر می‌کردم دیگه خراب شده. ذهن چاق من هم سریع می‌گفت «تو که خراب کردی، اونم بخور» و من هم گوش می‌دادم. بعدش هم به خودم قول می‌دادم «فردا به جبران امروز هیچی نمی‌خورم» و فردا قولم یادم می‌رفت.

پس چرا باز هم رژیم می‌گیریم؟

چون سال‌ها به ما یاد دادن که تنها راه لاغر شدن، رژیم گرفتنه. یاد گرفتیم با بدن‌مون بجنگیم، نه اینکه باهاش همراه باشیم. یاد گرفتیم گرسنگی کشیدن نشونه‌ی موفقیته، و اگه یه روز خوب و راحت غذا خوردیم، حتماً زیاده‌روی کردیم و باید خودمون رو تنبیه کنیم.

در حالی که راه درست اینه که یاد بگیری چی می‌خوای بخوری، چرا می‌خوای بخوری و کی باید دست بکشی. این‌ها با رژیم گرفتن یاد گرفته نمی‌شن؛ فقط با آموزش ذهنی درست یاد گرفته می‌شن. پس اگه این چرخه برات آشناست، یعنی رژیم، گرسنگی، پرخوری، عذاب وجدان و دوباره رژیم، بدون که راه بیرون اومدن از اون جنگیدن با غذا نیست؛ راهش تغییر دادن ذهنیه که این چرخه رو ساخته.

وقتی ذهن، بیشتر خوردن رو آزادی می‌دونه

یکی از کسایی که دوره‌ی لاغری با ذهن رو گذرونده بود، برام نوشته بود: «با آموزش‌ها یاد گرفتم که سیر شدن واقعاً چه حسی داره. ولی تا پیغام سیری رو می‌گیرم، یه ندای درونی می‌گه وایسا، این یعنی رژیم گرفتی! یه‌کم بیشتر بخور که خیالت راحت باشه رژیم نیستی!» نتیجه‌اش هم پرخوری دوباره و احساس گناه بود.

این تجربه نشون می‌ده که ذهنی که سال‌ها فقط رژیم‌های سخت رو تجربه کرده، آزادی رو در زیاد خوردن می‌بینه؛ حتی اگه آخرش به چاقی بیشتر ختم بشه. برای همین در لاغری با ذهن، کار اول ما اینه که ذهن رو مطمئن کنیم قرار نیست چیزی ازش گرفته بشه. وقتی ذهن احساس محدودیت نکنه، دیگه دلیلی برای شورش و جبران نداره.

تفاوت رژیم گرفتن با تغییر سبک زندگی

⚖️ رژیم گرفتن یا تغییر سبک زندگی؟

رژیم گرفتن معمولاً یه برنامه‌ی کوتاه‌مدت و سخت‌گیرانه‌ست؛ چیزی شبیه یه قرارداد موقت با بدن که از همون اول تاریخ پایانش معلومه. ولی وقتی از تغییر سبک زندگی حرف می‌زنیم، منظورمون یه نگاه بلندمدته که از ذهن شروع می‌شه.

رژیم گرفتن یعنی «یه مدت خودم رو نگه می‌دارم تا لاغر بشم»، ولی تغییر سبک زندگی یعنی «دارم یاد می‌گیرم رابطه‌ی ذهنم با غذا و بدنم رو عوض کنم». برای همینه که خیلی‌ها با رژیم گرفتن وزن کم می‌کنن، ولی فقط با تغییر ذهن و نگرش متناسب می‌مونن. این جدول فرق این دو رو نشون می‌ده:

رژیم گرفتن 🥬تغییر سبک زندگی 🌿
موقتی و تاریخ‌داربلندمدت و ماندگار
بر پایه‌ی محدودیت و محرومیتبر پایه‌ی آگاهی و انتخاب
معمولاً احساس گناه میارهحس مسئولیت و رضایت درونی میاره
تمرکز روی کاهش وزن سریعتمرکز روی تغییر نگرش و واکنش‌های ذهنی
غذاها رو به مجاز و ممنوع تقسیم می‌کنههیچ غذایی ممنوع نیست؛ نگاه به غذا عوض می‌شه
رابطه‌ی پرتنش با غذارابطه‌ی آروم و دوستانه با غذا
ذهنیت «همه یا هیچ»ذهنیت «یاد گرفتن قدم‌به‌قدم»
احتمال برگشت وزن خیلی بالااحتمال متناسب موندن خیلی بیشتر

کسی که ذهنش برای متناسب شدن آموزش دیده، از خوردن به اندازه لذت می‌بره، نه از زیاد خوردن. دوست‌های متناسب من در مهمونی همون غذاهایی رو می‌خوردن که من با عذاب وجدان می‌خوردم، ولی بدون هیچ نگرانی؛ وقتی سیر می‌شدن دست می‌کشیدن و چاق هم نمی‌شدن. اون‌ها رژیم نمی‌گرفتن، چون ذهن‌شون غذا رو دشمن نمی‌دید.

🌱 راه‌حل چیه؟ نگاهت رو عوض کن، نه غذات رو

اولین قدم اینه که کلمه‌ی «رژیم گرفتن» رو از دایره‌ی لغاتت کنار بذاری. این فقط یه بازی با کلمه‌ها نیست؛ کلمه‌ی رژیم سال‌ها در ذهن تو با گرسنگی و محرومیت و شکست گره خورده و هر بار که تکرارش کنی، همون برنامه‌ی قدیمی فعال می‌شه. به‌جاش بگو «دارم رابطه‌ی ذهنم با غذا رو عوض می‌کنم».

قدم دوم اینه که با ذهنت آشتی کنی و یاد بگیری بفهمی کی واقعاً گرسنه‌ای، کی سیر شدی، کی خسته‌ای و کی ذهنت داره بهونه‌ی خوردن میاره. من خودم کم پیش میومد از گرسنگی چیزی بخورم؛ بیشتر بعد از تموم کردن یه کار، به‌عنوان جایزه می‌خوردم. شناختن همین فرمول‌ها خیلی بیشتر از هر رژیمی به من کمک کرد.

قدم سوم آموزش دادن ذهنه؛ درست مثل یاد گرفتن رانندگی یا یه زبان جدید. باید حوصله داشته باشی، تمرین کنی و بارها و بارها تکرار کنی. اولین قدم من در لاغری با ذهن این بود که قبول کردم صددرصد مسئول چاقی و اشتها و پرخوری خودم هستم؛ از اون به بعد تغییر از ذهنم شروع شد و بعد به رفتار و واکنش‌ها و عادت‌هام رسید.

و قدم آخر اینکه هر تغییر جدیدی رو با این سؤال بسنج: «این تغییر به من حس آرامش و آزادی می‌ده، یا فقط یه نسخه‌ی جدید از رژیم گرفتنه با یه اسم دیگه؟» اگه حس محدودیت داری، ذهنت دیر یا زود شورش می‌کنه.

🕊️ آزادی؛ نسخه‌ی جدید لاغری

اگه تا امروز با رژیم گرفتن به بدنت سخت گرفتی، حالا وقتشه با ذهنت مهربون‌تر باشی. رژیم گرفتن راه‌حل نیست؛ راهیه برای قفل کردن ذهن در چرخه‌ی محرومیت و پرخوری. آزادی در خوردن آگاهانه، شنیدن پیغام سیری و کنار گذاشتن وسواس‌های غذایی، همون تغییریه که تو رو به تناسب واقعی می‌رسونه.

من هنوز هم همیشه بهترین انتخاب‌ها رو ندارم، ولی خیلی بهتر از قبل انتخاب می‌کنم و دیگه بعد از یه پرخوری عصبانی نمی‌شم یا برنامه‌ام رو کنار نمی‌ذارم. قبول می‌کنم که انتخاب خودم بوده و روی بهتر کردن واکنش‌هام کار می‌کنم. وقتی ذهنت بفهمه که متناسب بودن یعنی آزادی و نه محدودیت، دیگه لازم نیست با غذا بجنگی.

🎯 بیرون اومدن از چرخه‌ی رژیم: اصلاح پرخوری و اشتها در مغز

اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، احتمالاً بارها رژیم گرفتی، بارها به نقطه‌ی اول برگشتی و از این چرخه‌ی تکراری خسته شدی. راه بیرون اومدن از این چرخه با زور و حذف غذاها و شمردن کالری نیست؛ با اصلاح چیزیه که ریشه‌ی پرخوری و اشتهای زیاده، یعنی ذهن.

دوره‌ی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً برای همین طراحی شده. در این دوره یاد می‌گیری ذهنت رو از حالت هشدار و جبران بیرون بیاری، خوردن‌های بی‌دلیل رو بشناسی و بدون رژیم گرفتن، اشتهای آروم‌تری داشته باشی. این دوره یه رژیم جدید نیست؛ یه تغییر در نگاه ذهن تو به غذاست.

📝 تمرین: سفری به خاطرات رژیمی‌ات

بیا یه کم با خودمون صادق باشیم. یه دفترچه بردار و به این سؤال‌ها با حوصله جواب بده:

  1. اولین بار که رژیم گرفتی چند سالت بود و چه چیزی باعث شد تصمیم بگیری؟ یه حرف، یه نگاه، یا لباسی که دیگه اندازه‌ات نبود؟
  2. تا حالا چند بار رژیم گرفتی و بعد ولش کردی؟ کنار هر کدوم بنویس چقدر ادامه‌اش دادی و چه اتفاقی باعث شد رهاش کنی.
  3. وقتی رژیم داشتی، چه چیزهایی از زندگیت حذف شد؟ فقط شیرینی و نون و برنج نبود؛ شاید یه مهمونی که نرفتی یا یه سفری که ازش لذت نبردی.
  4. به فهرستت نگاه کن و الگوی تکراری‌اش رو پیدا کن؛ مثلاً اینکه همیشه بعد از یه مهمونی یا یه روز بد رژیمت شکسته. همین که الگو رو کشف کنی کافیه.
  5. آخر برگه بنویس از همه‌ی این تجربه‌ها چه درسی گرفتی، بدون اینکه خودت رو سرزنش کنی.

نوشتن این خاطره‌ها کمک می‌کنه ذهنت از حلقه‌ی تکرار بیرون بیاد؛ چون تا وقتی یه الگو دیده نشه، هر بار با یه اسم جدید تکرار می‌شه.

📝 برام بنویس

تو هم مثل من رژیم‌هات رو همیشه از شنبه شروع می‌کردی؟ اولین رژیمی که گرفتی چی بود و آخرش چی شد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، الگوی تکراری‌ای که در رژیم گرفتن‌هات پیدا کردی رو هم بنویس. شاید حرف تو برای کسی که هنوز در این چرخه گیر کرده، یه تلنگر باشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

چرا رژیم گرفتن باعث چاق‌تر شدن می‌شه؟

چون ذهن هر محدودیتی رو به شکل خطر می‌بینه و برای دفاع، هر وقت فرصت پیدا کنه بیشتر می‌خوره. برای همین بعد از هر رژیم، وزن برمی‌گرده و معمولاً یه کم هم بیشتر می‌شه.

اگه رژیم نگیرم، چطور لاغر بشم؟

با تغییر نگاه ذهنت به غذا. وقتی یاد بگیری کی گرسنه‌ای، کی سیری و کی ذهنت داره بهونه میاره، و غذاها رو به مجاز و ممنوع تقسیم نکنی، واکنش‌هات کم‌کم شبیه آدم‌های متناسب می‌شه.

چرا وقتی یه بار از رژیم بیرون می‌زنم، کلش رو رها می‌کنم؟

این همون قانون «همه یا هیچ»ه که در دل همه‌ی رژیم‌ها هست. ذهن می‌گه «تو که خراب کردی، اونم بخور». در لاغری با ذهن یه پرخوری دلیل رها کردن نیست، دلیل بهتر کردن تمرینه.

فرق رژیم گرفتن با تغییر سبک زندگی چیه؟

رژیم موقتیه و بر پایه‌ی محرومیته، برای همین تموم می‌شه و وزن برمی‌گرده. تغییر سبک زندگی از ذهن شروع می‌شه و چون چیزی رو ممنوع نمی‌کنه، ذهن دلیلی برای شورش نداره و نتیجه می‌مونه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.69 از 32 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11539
31 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار s99malekan
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۶ ۰۱:۵۶
      مدت عضویت: 2243 روز
      امتیاز کاربر: 8365 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم….
      من خیلی به این مقاله فکر کردم.‌فایل صوتی تصویری که اصلا دانلود نشد ولی متن بقدری قوی بود که کلی مشکلات من رو حل کرد….
      بله استاد.درسته.من در قسمت نظرات مقاله قبلی هم گفتم من مشکلم اینه که با وجود اینکه کما بیش پیغام سیری رو همون ابتدای غذا خوردن دریافت میکنم با خودم میگم من که هنوز چیزی نخوردم یکم دیگه بخورم یا اینکه میگم من که رژیم نیستم و غذا چاق کننده نیست میتونی بیشتر بخوری .حستو بد نکن و بخور.‌ هستن احساسایی که نشون از مقابله من بین سبک رژیم و ترس از محرومیت وسبک جدید زندگی من بعد آموزش ها داره.من میدونم هیچ ماده غذایی به خودی خود چاق کننده نیست ولی طرز برخورد ما با اون ماده ست که ما رو چاق یا متناسب میکنه.وقتی زیاد به خوردن نخوردن (رژیم) فکر کنیم یا حتی اصلا به طرز و نوع خوردنمون فکر نکنیم و بی هوا بخوریم چاق میشیم.من از این فایل بینظیر اینو متوجه شدم که سبک زندگی من با آموزش ها عوض شده و چون بی اختیار و ناخودآگاه بوده ذهن خودآگاه من باهاش مقابله میکنه و نمیپذیره.‌الان ذهن خودآگاهم هم متوجه موضوع شد و دیگه مطم،نم مشکلی پیش نمیاد.‌ناهماهنگی روح و ذهن و جسم بود. الان که هماهنگ شدن همه چیز رو به پیشرفت حرکت میکنه. مشکل برطرف خواهد شد. هر وقت پیغام سیری که امروزا به وضوح دریافت میکنم از مغز یا ذهن رسید جسمم هم دست از غذا میکشه و براحتی اطاعت میکنه و تمام….یه تکه دیگه از پازل موفقیت هم جور شد….مرسی استاد…بخدا تو فایل قبلی هم مطرحش کردم. مونده بودم چرا با این همه خوندن و گوش دادن به حرفاتون نمیتونم این موضوع رو حل کنم و درست عمل کنم.من از حس محرومیت وحشت داشتم.در ناخودآگاهم.‌و طفلکی من….طفلکی ناخودآگاه من….سالها در مسیر اشتباه زجر کشیده. نخورده.‌رژیم های سخت داشته و اثری ندیده. چشش ترسیده.‌اسم رژیم و محرومیت که میاد میترسه و باز براش لاغری سخت میشه. ولی شعار ما اینه . لاغری با ذهن آسونترین کار دنیاست.‌وقتی یه جایی که ذهن میگه نخور .بسه سیر شدی. ولی چشم و دهن دو تا کانال محرک دوست دارن بخورن تضاد پیش میاد که مگه نگفتی غذا چاق کننده نیست. مگه استاد نگفت تو روش من محرومیت نیست. مگه نگفت آزادی کامل داری.من به هوای این شعار اومدم که گمشدمو اینجا پیدا کنم.راحت باشم و دغذغه نداشته باشم .پس بخور چیزیت نمیشه….آخی…نمیدونه داره بزرگ میشه.داره آموزش میبینه درست زندگی کنه.‌داره یاد میگیره یه سبک دیگه از زندگی رو تجربه کنه .و وقتی این تجربه لذت بخش باشه ذهن هی تکرارش میکنه .تکرار به عادت و عادت به رفتار صحیح لاغری تبدیل میشه و چند وقت میگذره یهو میبینی لباسات گشاد شدن.‌اون رفتار خودش رو در جسمت نشون داده. تو لاغر شدی.و چه خوشبختی ای بالاتر از این…….
      استاد احساس میکنم به سطح بالاتری از درک رسیدم….
      نمیدونم چی شده…انگار یه پله پیشرفت داشتم….
      خیلی خوشحالم.در پوست خودم نمیگنجم از اینکه قراره از این لحظه درست عمل کنم و یک مانع بزرگ لاغریمو برداشتم.قراره باقدرت بیشتری در مسیر لاغری با ذهن گام بردارم.عالی بود. بینظیر بود.چقد عالی ما رو درک میکنین استاد….
      مرسی خدای مهربونم
      سپاس استاد خوبی ها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۴ ۰۸:۳۲
      مدت عضویت: 2289 روز
      امتیاز کاربر: 927 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 13 کلمه

      سلام استاد من هرکاری میکنم نهه فایل تصویری نه صوتی دانلود نمیشه چرا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۳۹۹/۰۹/۱۵ ۱۸:۳۶
        مدت عضویت: 2290 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام دوست عزیز منم نتونستم دانلود کنم نه صوتی نه تصوریزی پیغام
        Not found می آد 🤔🤔😑
        ۱۵ آذر ۱۳۹۹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 6781 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          لینک پخش و دانلود اصلاح شد
          مرسی اطلاع دادید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mahak.17330
      ۱۳۹۹/۰۵/۰۹ ۱۱:۳۰
      مدت عضویت: 2273 روز
      امتیاز کاربر: 515 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      سلام من ماه هستم هفده سالم هست و دبیرستانی هستم وقتی با خانواده ام درباره شما صحبت میکنم من را منع میکنند .من تمام پیج های شما رو مطالعه میکنم یکسالی هست که پیگیر شما هستم اما خانواده قبول ندارند و اجازه نمیدن ویدیوهای شما رو بخرم و مطالب شما رو در منزل گوش بدم لطفا کمکم کنید چون باید خیلی صبر کنم تا بزرگتر بشم و برم سرکار و پولهاموجمع کنم تا بتونم در کلاساتون شرکت کنم.دوستتون دارم و تا اون روز به امید دیدار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Tina82
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۳ ۱۹:۱۳
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 2167 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      چقدر خوب که در این گروه قرار گرفتم سالهای زیاد در رژیم بودم و همیشه لاغر شدم و دوباره چاق شدم و این روند ادامه داشت و داشت و بعد از هربار مقداری وزن کم کردن دوباره وزن سالق برگشته و چاق شدم اینها بخاطر انواع رژیمهای بود که گرفتم علت ناراحتی من و تنفر از رژیم محدودیت بود وقتی خودم رو محدود میدیدم ذهنم قبول نمی کرد وقتی وفور نعمت بود و من برای انتخاب کردن محدودیت داشتم و همیشه باید از بین نعمتها تنها خوراکی بردارم که دیگری برایم تجویز کرده بود در این مسیر رفتن راه رفتن در مسیر تاریک با روشنایی دیگران بود که هروقت ما از چراغ قوه انها محروم میشدیم دوباره به چاقی بر میگشتیم و این نیاز به کمک دلپذیر نبود.
      ما همیشه سعی کردیم که جسم خودمان را به تناسب برسانیم در صورتی که هیچ اقدام برای لذت بردن از مسیر نداشتیم نه راهکاری و نه علمی که چگونه بالذت تناسب را کسب کنیم
      من بنوبه خودم از اینکه در جمع باشم و نتونم برای خودم یه دلخواه غذا بکشم همیشه در عذاب بودن و ازاینکه در حین تعارف میزیان از کنارم رد نمیشد و اصرار داشت تو جا داری و امروز رژیم نگیر باعث می شد دیگه تو جمع معذب باشم و از بیان رژیم دارم هراس داشته باشم
      در تلاش بودم که بدانم شکست من از کجاست و چرا احساس شکست غالب بر پیروزی است و ترس و تنفر از رژیم باعث میشه که بیشتر پرخوری کنم و استاد حرف دلم رو در این فایل بیان کرد خیلی خوشحالم که در جمعی قرار دارم که همه خوب همدیگه رو درک میکنیم
      در حال عوض کردن فرمولهای اشتباه با فرمولهای صحیح هستم اینجا من رژیم نمیگیرم و حتی سخت نیست من رژیم رو با انتخاب کردن عوض کردم من انقدر قدرت دارم که خودم حق انتخاب داشته باشم و بدون ترس در جمع حضور پیدا میکنم و از جمله میل ندارم استفاده کنم دیگه برای رسیدن به تناسب هیچ محدودیتی وجود ندارد اینجا کسی برای من تصمیم نمیگیرد و خودم هستم و خودم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehdiamini0098
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ ۲۲:۰۶
      مدت عضویت: 2369 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 10 کلمه

      سلام استادببخشید لینک دانلود وجودنداره چطوردانلودش کنم این فایل رو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار z.mohammadi7835
      ۱۳۹۸/۱۱/۲۰ ۰۹:۲۰
      مدت عضویت: 2446 روز
      امتیاز کاربر: 1351 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      استاد اسم سایت تناسب فکری رضا عطار روشن به ما ارامش میده چه برسد به فایلاهای اموزند وپر محتواش انشالله که همه ی انهایی که از چاقی رنج میبرن به اینجا هدایت بشن واستفاده کنن ومث ما لذت زندگی جدید رو تجربه کنن هنر جوی موفق وخوش استایل از شهر زیبای شیراز ??❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ناهید بزرگی
      ناهید بزرگی
      ۱۳۹۸/۰۲/۲۱ ۱۶:۱۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      رژیم گرفتن
      محتوای دیدگاه: 58 کلمه

      سلام استاد حرف های شما دقیقا حرف های دل من است من تا زمانی که به لاغر شدن زیادفکر نکرده بودم لاغر و متناسب بو دم ورژیم ها منو چاق کردند و تو ضیحات شما مانند توضیح مسایلی است که بر ما گذشته است و شرح احساسات ما واینکه بعد از رژیم نسبت به خوردن حریص تر شدیم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۱۱/۲۴ ۰۷:۱۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      رژیم گرفتن
      محتوای دیدگاه: 1,333 کلمه

      سلام .
      هفته ی آخر تمرینات دوره فکر میکنم تمرین روز دوشنبه یا سه شنبه بود که فرمودین این تمرین دیگه تیر آخریست که روانه ی پرخوری می کنیم .
      همون که شماره گذاری میکردیم و …
      من از دیشب داشتم روی این تمرین فکر میکردم که چطور این تمرین را با دستاوردهام مربوط کنم تا بالاخره پیداش کردم .
      واقعا بهتون احسنت گفتم و البته به ذهن خودم که تونست این تطبیق رو به انجام برسونه .
      از نظر من پرخوری چاقی و …. در ناخوداگاه ما اصلا وجود نداره و چیزی که ما به عنوان پرخوری در ذهن در نظر داریم در حقیقت این پرخوری و چاقی در ذهن خوداگاه و منطقی و حتی منفی باف ماست که بازتابش در ناخوداگاه نشسته .
      در حقیقت عاملی که نمیزاره پرخوری در ذهن شکسته بشه وجود ذهن منفی بافه که خیلی اوقات به صورت منطق بر ما جلوه می کنه .
      و ما باید پرخوری رو در ذهن خوداگاه از بین ببریم تا دیگه به سمت ناخوداگاه احساس چاقی و پرخوری ارسال نکنه تا ذهن ناخوداگاه که همواره برای ما لذت و شادی میخواد بدونه ما از خوردن بیش از اندازه ی نیاز لذت نمیبریم و بلکه رنج میبریم.

      در حقیقت این تمرین دیگه اوج تفسیر آیه ی بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید هست .
      شماره ی غذا تا عدد ۵ در قسمت اول آیه و شماره ی غذا تا عدد ۱ تفسیر قسمت آخر آیه است .
      ما با این تمرین در حقیقت جلوی پرتاب تیرهای منفی باف رو میگیریم و اجازه نمیدیم اون از معصومیت ناخوداگاه ما سوء استفاده کنه .
      ذهنهایی که در این مرحله هستند که هنوز منفی بافشون ساز منفی میزنه و فرشته ی درونیشون مرتب گوشزد میکنه که نخور این تمرین براشون فوق العاده اثر داره .
      اما برای ذهنهایی که اونقدر تمرینات با ذهنشون عجین شده که غذا رو علت چاقی خودشون نمیدونند این تمرین یه مقدار حس بد ایجاد میکنه .
      چون نفرت از پرخوری رو در ذهن انعکاس میده و نفرت هم باز خودش یکی از عوامل چاق کننده است .
      کسی که ذهنش تحلیل نکنه تمرینات رو از این تمرین منزجر میشه و نمیزاره این تمرین در ناخوداگاه اثر کنه
      واسه همینه هنوز هم افرادی رو میبینیم که بارها و بارها دوره رو دوره کردند اما هنوز ذهنشون نتونسته در مدار تناسب قرار بگیره .

      این تمرین فرمول پرخوری = نفرت= چاقی رو در ذهن تثبیت میکنه و ذهن ناخوداگاه هرگز این نفرت رو نمیخواد و انسان رو کم کم به کم خوردن دعوت میکنه .
      فرمول به اندازه ی نیاز خوردن = متناسب شدن
      این تمرین این فرمول رو هم در ذهن تثبیت میکنه . اما همچنان چاقی و عوامل چاق کننده رو همچون غولی ترسناک در پشت صحنه نگه میداره تا ترس و نفرت از اون نزاره به سمتش بریم . این تمرین جرات پرخوری رو از وجودمون پاک میکنه و با کم شدن جرات ، انسان دیگه از ادامه ی جستجو در ناخوداگاه دست میکشه .
      اما از طرفی فرشته ی الهی در ناخوداگاه انسان که نیروی الهیش آشکار شده و حقه های منفی باف رو تا حد زیادی میتونه تشخیص بده به کمکش میاد و میگه :
      این تمرین منفی باف رو تبدیل به مثبت باف میکنه .
      این تمرین پرخوری رو در ذهن منطقی از بین میبره .
      این تمرین برای اشخاصی که بین عقل و عشق ، عقل رو انتخاب کردند در مرحله ی عقلانیت کاملا اجرا شدنیه و این گونه تفسیر میشه .
      پرخوری = عامل منفی باف = علت چاقی = نفرت = انزجار
      پس ذهن منطقی کاملا اون رو میپذیره و نفرت از پرخوری رو به جای لذت از پرخوری به ناخوداگاه ارسال میکنه و ناخوداگاه انسان پرخوری رو در ذهن منطقی از بین میبره و همچنین نیاز کاذب انسان رو به مواد غذایی از بین میبره .

      واقعا این تمرین عالی بود و آخرین قدرتهای منفی باف رو از بین میبره و اهرم رنج و لذت در ذهن رو بین چاقی و متناسب بودن جابجا میکنه . ناخوداگاه ما دیگه چاقی و پرخوری رو دوست نخواهد داشت و به جای اون به تناسب عشق می ورزه .
      تاثیر این تمرین در ذهن منطقی فوق العاده است و حقیقتا آخرین تیری بود که به منفی باف زد . اما اگر با همه ی این تفاسیر و انزجارها باز هم انسان پرخوری کند چگونه رنج از پرخوری رو از بین ببرد ؟
      جواب فرشته ی ذهن من به این سوال : ناخوداگاه انسان را به اندازه خوردن دعوت کند تا رنج نکشد .
      اندازه خوردن = متناسب بودن .
      اندازه خوردن چقدر است ؟ همان قدری که انسان احساس میکند دیگر نیازش برطرف شده و اگر بیش از آن بخورد بعدا به عذاب میفتد . همانجا باید شماره ۴ تا۱ غذا را در ذهن خود یادآوری کند .
      ذهن منطقی کاملا میپذیرد و دیگر فرکانس چاقی ارسال نمیکند . به ناخوداگاه و ناخوداگاه در مدار تناسب قرار میگیرد . عالیست . این گونه دیگر منفی باف به طور کامل ضربه فنی میشود . ????
      اما از نظر کسانی که راه عشق را برگزیده اند عشق به تناسب خودش پرخوری را از بین میبرد . عشق تناسب را آنقدر شیرین میکند که دیگر حتی خود چاقی را هم تبدیل به تناسب میکند . در عشق هیچ رنجی نیست . عشق به تناسب فکری انسان را حتی از رنج چاقی و نفرت و خشم و … می رهاند . اما انسان علاوه بر عشق عقل هم دارد و از نظر عقلی نیز باید بتواند کاملا بر منطق استوار شود . از نظر دل من عشق انسان منطق را هم تبدیل به تناسب میکند اما از نظر کسانی که در رفتار تمرکز میکنند و عشق آنها به تناسب کمتر از افراد دیگر است از نظر منطقی این تمرین کاملا روی آنها اثر میگذارد .
      اما از نظر عشق غذا نعمت خداست و بودن سوسک و … در غذا را نمیپسندد اما باز هم خود عشق آن را توجیه میکند و میگوید نگران نباش بنده ی من اینها در سطح عقل منطقیست . در حد عقل منفی باف است . این تمارین نمیخواهد نعمت خدا را زشت جلوه دهد . نعمت خدا که جز زیبایی چیزی نیست . نیروی مواد غذایی نیروی الهیست که در تک تک اندامها جاری می شود و غذای جان میشود ‌. هرگاه که در این مرحله هستی غذا چیزی جز زیبایی نیست . اما تو عقل هم داری . شیطان هم داری گرچه آنها نیز در عالم عشق تابع هستند . در یک انسان همواره حق بر باطل پیروز است . اما اگر شیطان به جای حق نشسته باشد چی ؟ پس شیطان پیروز است . این تمارین برای کسانی که طالب حقند حق را آشکارتر و واضحتر میکند و نیروی شیطان را ضعیف و ضعیفتر می کند . در اصل وجود هیچ چیز بد نیست . حتی شیطان هم خوب است اما از دیدگاه عقلانی شیطان عاملیست که انسان را از راه بدر میکند . انسان را گمراه میکند . چاقی عاملی شیطانیست . لاغری هم عاملی شیطانیست . اما تناسب حق است و این تمارین حق را استوار میکند و صراط مستقیم را واضحتر میکند .
      صراط مستقیم در مرحله ی عقلانیت لازم و ضروریست . اما تو عاشقی و با نیروی عشقت به همه چیز رسیدی . همه ی این استدلالها را هم نیروی عشق بر تو می تابانَد تا ادامه دهی . تا تفکرت عاشقانه شود . تا منطقت عشق شود . تا منطقت نور شود . پس ادامه بده و باز هم تفسیر کن . هر طور که بلدی . در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست .
      هر طور که برایت شیرین و لذت بخش است تناسبت را ادامه بده . تو موفق تریییینیییی . تو متناسب ترییییینیییی . چون راه تو راه عشق است . عشق مادری . مادر عاشق است و تو عاشق نباشی به آرزوی مادری ات نخواهی رسید . چون نیروی عشق است که فرزندان عالی ات را به سمت تو می کشاند . چون تو میخواهی درختانی استوار تحویل جامعه دهی . پس عشقت را ادامه بده تا فرزندانت را از همین حالا که در غیب الهی هستند بپرورانی تا زمانیکه به این دنیا آمدند بر درستی و راستی و آرامش استوار شوند .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار baghri77
        ۱۳۹۸/۰۹/۲۵ ۱۱:۰۱
        مدت عضویت: 2502 روز
        امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 320 کلمه

        سلام سادات عزیز. چقققدر توضیحت برامن پیچیده بود چند بار خوندمش با اینکه متوجه نشدم زیاد ولی حسِ خوبی به من میده.
        من متاسفانه نمیتونم توی دوره شرکت کنم. ولی از فایلهای رایگان و مقالات استفاده میکنم و همیشه دنبال میکنم. و مینویسم انقدر مینویسم و معادلات مجهول ذهنم رو کنار هم میگذارم و نتیجه گیری میکنم که خودم دارم میشم یه پا (رضا عطار روشن). به چیزای جالبی رسیدم که نمیتونم حتی توضیحشون بدم. انگار کلمه در قالبشون پیدا نمیکنم.
        توی نحوه غذا خوردنم خیلی تغییر ایجاد شده با لطف خداو فایلهای استاد و توضیحات شما دوستان.
        من وقتی حس گشنگی میکنم برا رفع نیازم غذا میخورم خییییلی آرووم لقمه ها رو بر میدارم و میجوم خیلی کند تا کامل مزه غذا رو بفهمم و لذت ببرم و در حین جویدن خدارو شکر میکنم بابتِ همه کسانی که دست داشتن تا این ترکیب ها به مواد غذایی تبدبل بشه و به دست من برسه بعد به محض اینکه حس سیری میکنم دست از غذا میکشم و با خودم میگم نیازبدنم برطرف شد عجله ای هم نیست بعد که دباره گشنه شدم غذامیخورم و یه جوری به ذهنم وعده میدم که بد قلقی نکنه و این خیلی حس خوبیه چون باعث شده میل به غذا خوردن زیاد نداشته باشم حس ولع نداشته باشم . حس خوبیه خییییلی خوب .
        اصلا دیگه نمیترسم از زیاده روی کردن. اصلا قابل وصف نییست. خدایا شکرت. ممنون از شما جناب روشن عطار.
        خداییش متناسب شدن آآآآآآآسان ترین کار دنیاست.

        چی بود اون همه سخت گیری به خودمون موقع غذا خوردن . شمارش غذا با چشم و حس ولع با ذهن ….
        فکر کردن با مشکلات و مسایل زندگی موقع غذا خوردن به خودمون میومدیم میدیدیم یه بشقاب خوردیم و هنوز نفهمیدیم مزشو. و هنووز حس گشنگی داشتیم واااقعا این عادات در شأن اشرف مخلوقات نیست.

        خیلی دوستداذم استاد در جواب دیدگاهم نظرشونو اعلام کنن. ممنون میشم . انگیزه میگیرم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید