0

فریب نگاهتان را نخورید (گام 22)

اندازه متن

احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب.

این عبارت، پرتکرارترین مفهومی است که در کتابهای موفقیت به آن اشاره شده است و احتمالا به طریق مختلف درباره اهمیت داشتن احساس خوب شنیده باشید.

احساس خوب داشتن

در اوایل آشنایی با قانون جذب تصور می کردم احساس خوب داشتن به مفهوم خندیدن، رقصیدن، گوش دادن آهنگ شاد، دیدن ویدیوهای کمدی و … می باشد اما به مرور که بیشتر قوانین جهان هستی را درک کردم متوجه شدم که احساس خوب به مفهوم رضایت از هستی و تلاش برای بودن است.

هستی همان زندگی است.

اینکه شما هر روز از زنده بودن و حضور در دنیای مادی راضی و خوشحال باشی، همان احساس خوب داشتن است.

تلاش برای بودن به مفهوم هدف داشتن، به دنبال یادگیری بودن و تلاش برای خلق رویاها می باشد.

بنابراین هر روز که شما از زندگی رضایت داشته باشید و برای خلق رویاهای خود حتی یک قدم بردارید شما قانون اصلی جهان هستی که احساس خوب برابر با اتفاقات خوب است را رعایت کرده اید.

اشتباهی که در ۳۵ سال زندگی مرتکب می شدم و اکنون مشاهده می کنم همه انسان های اطرافم مرتکب آن می شوند نگاه کردن به شرایط فعلی و تنظیم احساس خود بر اساس آنچه می بینند یا می شنوند است.

آنها با صحنه ای از زندگی مواجه می شوند که احساس بد در آنها ایجاد می کند، از طریق غصه خوردن، محکوم کردن، قضاوت کردن و … آن احساس را گسترش داده و زمان زیادی از زندگی خود را همراه با آن احساس بد سپری می کنند.

گسترش یا افزایش احساس بد در زندگی روزمره به مفهوم درخواست و حتی التماس به خداوند است که از این نوع اتفاقات و شرایط که باعث احساس بد در من می شود بیشتر و بیشتر به من بده.

خداوند نیز گوش به فرمان شماست و جهان هستی را به شکلی مدیریت می کند که آنچه شما می خواهید وارد زندگی تان شود.

سوال‌ پرتکرار

وقتی با این قانون آشنا شدم، این سوال در ذهن من ایجاد شده بود که چرا با توجه به اتفاقات یا احساس بد، شرایط و اتفاقات بد دیگری را جذب می کنم اما با توجه به اتفاقات خوب و بودن در شرایط احساسی خوب اتفاقات خوب را جذب نمی کنم.

این سوالی است که در ذهن بسیار از افرادی که به طریق مختلف مباحث قانون جذب را دنبال می کند وجود دارد.

لازم به توضیح است که زمانی که اتفاق بد یا مواجه شدن با شرایط ناخواسته پیش می آید هرگز شما از قبل آن را انتخاب نکرده اید که موقع رخ دادن مطمئن باشید که من این شرایط را جذب کردم.

اما هرگاه صحبت از جذب اتفاق خوب می شود، افراد خواسته ها و اتفاقاتی را جهت جذب کردن مشخص می کنند.

بعنوان مثال فرد، جذب کردن فرد مورد علاقه اش به زندگی را بعنوان هدف نشانه گذاری می کند یا خرید فلان ماشین یا خانه را هدف خود انتخاب می کند.

به همین دلبل زمانی که اتفاقات خوب رخ می دهد یا با شرایط خوب مواجه می شود به این دلیل که لحظه حال مطابق با آنچه از قبل تعیین کرده نیست، باور اینکه این شرایط همان اتفاق خوب است که خودشان جذب کرده اند بسیار سخت و دشوار می شود.

بنابراین به این موضوع توجه داشته باشید که جهان هستی کاری به نوع انتخاب شما ندارد بلکه آنچه از شما دریافت می کند فرکانس احساسی غالب شما در طی زندگی روزمره است و بر اساس آن اتفاقات و شرایط در زندگی شما رخ می دهد.

اگر تصمیم به کنترل ورودی ها گرفته اید و سعی می کند اوقات بیشتری در احساس خوب و رضایت از زندگی باشید تصور نکنید که پاداش شما بخاطر این تصمیم رسیدن به آن خانه، ماشین یا فرد خاص است.

پاداش شما هر اتفاق و شرایطی است که در لحظه حال باعث ایجاد و تداوم احساس خوب در شما می شود.

چنانچه به آنچه دریافت می کنید توجه کرده و بدانید که این شرایط یا اتفاق را خودم آگاهانه خلق کرده ام به مرور اتفاقات و شرایطی که از نظر شما بزرگ و عالی هستند وارد زندگی شما خواهند شد.

دریافت نعمت ها نیز مراحل تکامل خود را دارد و جهان به صورت جهشی و یه هویی عمل نمی کند.

همه چیز به آرامی اصلاح می شود همانگونه که به آرامی خراب شده است.

هیچ رابطه ای یک شبه به اوج نفرت و خشم تبدیل نمی شود بلکه در طی مدت زمان طولانی، عشق و عاطفه تبدیل به نفرت و کینه می شود.

هیچ کسب و کاری یک شبه نابود نمی شود بلکه به مرور ضعیف و ضعیف تر شده و در نهایت از بین می رود.

بنابراین در روند بهبود شرایط زندگی و مخصوصا جسم خود انتظار جهش های یک شبه یا حتی یک هفته و ماهانه را نداشته باشید.

وظیفه شما پایبند بودن به تعهد خود برای تغییر افکار و نگرش خود درباره زندگی است و مطمئن باشید خداوند پاداش همت و جهاد شما را می دهد.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 92 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32387
24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۱ ۱۲:۰۴
      مدت عضویت: 850 روز
      امتیاز کاربر: 12426 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

      سلام بر استاد مهربانم 

      خدایا شکرت امروز هم فرصت زندگی کردن ونفس کشیدن در دنیای زیبایت را دارم 

      دقیقا صحبت های این فایل کاملا صحیح هست که اتفاقاتی که در زندگی برامون رخ می‌ده دلیلش فقط و فقط و خودمون هستیم ولی متاسفانه همه ما یاد گرفتیم اول از همه خودمون و عملکرد و رفتار خودمون رو پر نظر نگیریم وسریعا بندازیم گردن دیگران 

      اوضاع بد زندگی .اوضاع بد جسمی .اوضاع بد روح و روانی خودمون رو ربطش می‌دیم به آدمهای دور برامون و شرایط دور برامون 

      من بعد از مدتها که در سایت هستم و خیلی هم تغییر آت ذهنی داشتم و خیلی هم از رفتارم راضی هستم  یه چالش برام پیش اومد و تونستم خودم رو محک بزنم 

      چند روز پیش مهمان آمد خانه ما و من از اونجایی که خیلی دور بر مهمون میگزدم و پذیرایی میکنم و دلم میخواد که خیلی راحت باشه و بهش خوش بگذره والان که بهش فکر میکنم خیلی هم رفتار خوبی نیست این خانوم بچه کوچیک داشت و من سعی کردم خیلی بهش کمک کنم و باعث سو تفاهم و ناراحتی برای ایشون شد خود من هم ناراحت شدم ولی میخام از برخورد خودم بگم اول مثل زمانهای قدیم ناراحت شدم و عصبانی شدم و خوشم نیومد ولی این رفتار فقط برای شاید چند ساعت اتفاق افتاد ومن تونستم خیلی خوب احساساتم رو کنترل کنم 

      سریع به خودم یاد آوری کردم که تو اینقدر آموزش دیدی و مطالب یاد گرفتی و بقول خودت که قبول داری تغییر کردی پس باید طبق داده های جدید عمل کنی اول از همه اومدم ذهنم رو مثبت کردم و بعدش مسولیت رفتار خودم رو به عهده گرفتم و با خودم گفتم خب تو که نمیتونی فرد مقابلت رو تغییر بدی پس باید خوددت رو تغییر بدی تا آسیب کمتری ببینی یعنی با خودم گفتم من هم دارم یه رفتاری رو زیادی انجامش میدم و برای خودم هم دلیلی میارم که کارم درست هست یعنی تقصیر رو کاملا گردن خودم انداختم و بلافاصله نتیجه این شد که به آرامش رسیدم وبعدش هم رفتار خوب دیگه ای که انجام دادم این بود که بعد از رفتن مهمانان مثل گذشته اصلا به این موضوع نپرداختم و در موردش با دیگران حرفی نزدم وقتی هم که شوهرم در مورد این موضوع صحبت کرد یه کم توضیح دادم و سریع حرف عوض کردم و بهش گفتم من باید این رفتار دلسوزی کردن بیش از حد رو در خودم تغییر بدم واین باعث شد که کلا یه داستانی که میتونس روزها افکار من و خانواده ام رو درگیر کنه تموم بشه و حال مارو بد نکنه 

      حالا اگر زمان قبل بود من حتما تقصیر رو گردن اون خانوم مینداختم بعدش تا چند روز در موردش صحبت میکردم با تلفن حرف میزدم وکلا افراد خانواده هم نظر میدادند و کلی هم درگیری داشتیم و از این دست داستانها ولی خوشبختانه خیلی خوب تونستم مدیریت کنم و واقعا به خودم احسنت گفتم وحالا تازه از این ناراحت شدم که چرا برای همون چند ساعت هم نتونستم خودم رو آروم کنم و بعدش بازهم با خودم گفتم بالاخره من که نمیتونم در لحظه هیچ واکنشی انجام ندم چون ذهن من مدتی زیادی نیس که درگیر تغییر و تحول شده حالا یه وقتهایی هم شاید برای چند ساعت حالم بد باشه مهم اینه که من تونستم بعداز اون پیشامد حالم خوب کنم و اکثرا هم حال خوب دارم حالا یه وقتایی هم حال بد داشتن نمیتونه ملاک این باشه که من هیچ تغییری نداشتم و خودم رو سرزنش کنم 

      پس این چالش خوبی برام بود و خیلی هم از رفتارهای خودم راضی هستم 

      از نظر من حتی پیامبران خدا هم گاهی اوقات دچار لغزش میشدن ولی بقیه زمانها خوب عمل میکردن ونباید ما با یه لغزش از راه خودمون لیز بخوریم و عقب نشینی کنیم 

      مهم اون نیمه پر لیوان هست که باید ببینیم و بیشتر به جنبه مثبت هر قضیه ای نگاه کنیم نه منفی و اونوقت هست که با احساس خوب داشتن میتونیم ادامه بدیم و نتیجه نهایی رو دریافت کنیم 

      استاد ممنونم که امروز هم حال من خوب کردین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۷ ۱۹:۵۲
      مدت عضویت: 635 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      باسلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی 

      با دیدن این فایل قشنگ برام جا افتاد که چرا ما وقتی حالمون بد زود اتفاق بد برامون می‌افته ولی وقتی حالمون خوبه اتفاق خوب نمی افته

      چون ما زمان و چگونگی رخداد اتفاق خوب رو تعیین میکنم وقتی به شکل دیگری برامون اتفاق می افته فک می کنیم برامون اتفاق نیفتاده ولی چون زمان و چگونگی اتفاق بد رو تعیین نمی کنیم وقتی به هر شکلی می افته فک نمی کنیم خودمون خالقش هستیم 

      طلایی ترین نکته م برای من این بود که باید در ابتدا مسیر نشانه های کوچک را دید و باور کنیم که خالق هستیم تا اینکه اتفاقات بزرگ و بزرگتر سر راه ما قرار بگیرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۵ ۰۰:۰۶
      مدت عضویت: 2099 روز
      امتیاز کاربر: 5038 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      با سلام و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      من با این ایده که وقتی فکری آزارمان می دهد آن را به سمت فکر دیگری پرت کنیم کاملا موافقم. . بارها این موضوع را در اطرافیان هم  امتحان کرده ام و موضوع صحبت غم انگیز را عوض کرده ام و نتیجه ی استثنایی آن را دیده ام. با شنیدن این فایل به این نتیجه رسیدن که اون کار تجربی خودم مبنای علمی دارد و این خیلی خوشحالم می کنه که خیلی راه های درسا را خودمون انجام می دهیم ولی نمی دونیم که درسته و دائما دنبال تغییر روش هستیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۹ ۱۲:۰۷
      مدت عضویت: 1326 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست 

      خدایا شکرت که چقدر خوب و قشنگ جواب سوالمو گرفتم،من این روزا خیلی خیلی توی محل کارم شلوغم به این اندازه که وقت نشستن ندارم،یعنی از هشت صبح توی محل کارم تا ۷.۳۰ شب که ساعت خروج میزنم حتی فرصت نمیکنم ۵ دقیقه بشینم،خیلی خیلی کارم زیاده که البته با عشق دارم انجامش میدم.من خیلی خیلی این بودن توی محل کارمو دوست دارم ولی توی محل کارم هم فرصت نمیکنم که بخوام فایل گوش بدم و گام ۹۹ صدام با لاغری رو نتونستم انجام بدم و این حالمو بد کرده بود و دیشب رو پرخوری الکی کردم و آخرش حالم بد شد از رفتارم، و همش داشتم ریز ریز خودمو سرزنش میکردم که چرا اینجوری شدم و داشت حالم بد میشد که با صحبت‌های آخر استاد متوجه شدم که من دارم برنامه ریزی ذهنمو که داره درست عمل میکنه ،خراب میکنم.من متوجه شدم که نباید فریب نگاهمون بخورم.چقدر عالی متوجه این موضوع شدم قبلا خیلی جملات قشنگی می‌شنیدم ولی درک درستی ازشون نداشتم ولی جدیدا که فایلها رو دارم گوش میدم بعضی از اون جمله ها رو به یاد میارم و میگم پس این جمله معنیش این میشد نه اونی که قبل فکر میکردم،مثه همین جمله معروف سهراب،چشمها را باید شست،جور دیگر باید دید،به نظرم این جمله مصداق همین جمله ی ساده ی استاد هست که فریب نگاهتان رانخورید،یعنی اینکه اگر چیزی یا رفتاری از خودت و یا دیگران داره حالت رو خراب میکنه،سعی کن که جور دیگه ای بهش نگاه کنی مثلا اینکه من دیشب پرخوری کردم و داشتم از دید بد بهش نگاه میوردم و داست خونه ای که ساخته بودم رو از پایه اجرهاشو می‌کشید بیرون رو باید اینجوری از نو بسازم و به خودم بگم اشکالی نداره که پرخوری کردی عوضش متوجه شدی که داری پرخوری میکنی و شکم درد گرفته بودی  و حال جسمت بد بود پس امروز رو به خودت فرصت جبران بده و به جسمت قبول بده که مراقبش هستی،به همین سادگی،به همین جذابی میشه دیدگاه رو عوض کرد و حال دل رو عالی کرد.الهی شکر از این آگاهی.

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۹ ۰۸:۲۳
      مدت عضویت: 665 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      با سلام برداشت من از این آموزش این بود که :احساس خوب داشتن به رقصیدن وخندیدن نیست احساس خوب داشتن رصایت از هستی وتلاش برای بودن است 

      رضایت از هستی به معنی راضی وخشنود بودن از زنده بودن وزندگی که داری وتلاش برای بودن به معنی داشتن هدف در زندگی وتلاش برای رسیدن به اون هدف هست 

      واینکه توجه به مسایل منفی در زندگی باعث رشد وگسترش موارد منفی بیشتر در زندگی میشود وقتی که به اتفاقات منفی توجه میکنیم وبارها وبارها آن اتفاق را در ذهن خود مرور میکنیم ویا با دیگران راجع به ان اتفاق صحبت میکنیم  مثل اینست که ما از جهان التماس میکنیم که مشابه آن اتفاق بد را در زندگی من بیشتر کن!!!!!

      وبا توجه به اتفاقات خوب در زندگی وبارها وبارها مرور اتفاق خوب باعث رشد وگسترش آن نوع اتفاقات در زندگی میشویم 

      وتوجه به این نکته هم ضروریست که هیچ تغییری در زندگی به یکباره اتفاق نمیفتد وهمه چیز سیر تکاملی دارد وبرای تغییر زندگی از شرایط بد به خوب هم آرام آرام تغییر ایجاد میشود تا به معجزه زندگی دست پیدا کنیم 

      من خودم از اردیبهشت وارد دیدگاههای مثبت اندیشی شدم و از آن زمان تغییرات قشنگی را به زندگیم دعوت کردم وخدا را شکر تا بحال پیشرفتهای خیلی قشنگی را شاهد هستم وبارها به چشم خودم دیدم که احساس خوبم چطور اتفاقات خوب را به زندگیم دعوت کرده مثلا 

      من در یک هفته گذشته بنا به دلایلی حال دلم خوب نبود وجالب اینکه این فایل آموزشی در سایت، هفته گذشته،! گذاشته شده بود ودرست شرح حال من بود ولی برای خواندنش اصلا هدایت نشدم (چون انرژیم منفی بود) ولی امروز صبح با انگیزه وبا حال عالی بیدار شدم وانرژیم مثبت بود وبلافاصله برای کسب این آگاهی ناخودآگاه هدایت شدم وفهمیدم انرژی مثبتم ،این آگاهی مثبت را جذب کرده ودعوت شدم🤩

      به نظر خودم تمام اتفاقات جهان بر روی انرژی واحساسی که ما میفرستیم واکنش نشان میدهد و احساس ما حکم دعوت از جریانات مثبت ومنفی را برایمان اجرا میکند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ ۱۷:۲۶
      مدت عضویت: 737 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 842 کلمه

      سلام بر همگی 

      گام ۲۲ فریب نگاهتان را نخورید 

      خدایا شکرت که امروز هم به سلامتی از خواب بیدار شدم و من زنده ام و  فرصت و شانس حضور و لذت بردن از این دنیا دارم  من راضی و خوشحالم ازین حضور وحس خوبم

      خیلی ها دیروز آخرین فرصت زندگیشون بود من  هر روز رو باید به دیده فرصت دوباره نگاه کنم و روزها هیچ ارتباطی با هم ندارند احساس و عملکرد دیروز من نباید تعیین کننده روند حرکت امروز من باشه 

      من امروزمو فقط برای امروز زندگی میکنم بدون فکر به غم گذشته با ترس آینده 

      من هر روز به خودم میگم که آدم خوش شانسی هستم و همین حرف احساس خوبی بمن میده چون باورش دارم

      من هر روز برای یادگیری و خلق رویاهام که یکیش همین لاغر شدنه تلاش میکنم و این یکی از  همون اهداف زندگیه 

      از زندگی عاشقانه م با همسر و پسرم  راضی ام و برای خلق رویاهام قدمی هر چند کوچک بر میدارم مهم نیست کوچک یا بزرگ بودن قدمم فقط قدم بر میدارم  

      من در مسیر لاغری نباید نگاهم به شرایط چاقی الآنم باشه و بر اساس اون احساس خودمو بد کنم بلکه با تجسم خودم در  لاغری احساس خودمو در حالت خوب تنظیم میکنم تا بهش برسم 

      من در صحنه هایی از زندگیم که احساس بدی در طول روز در من ایجاد میکنند نباید گیر کنم و نباید گسترش بدم  و نباید کاری کنم که زمان زیادی از زندگیم را همراه اون احساس بد باشم و اینجوری بخدا بگم ازون احساس بد و اون شرایط بمن بیشتر بده 

      چون خدا جهان هستی رو بر اساس فرکانس احساسی غالب ما در طی روز هدایت می‌کنه تا اتفاقات در زندگیمون  رخ بده پس واسه همینه که من باید همیشه احساسمو خوب نگه دارم تا اون اتفاقات خوب رو جذب کنم 

      اونم با کنترل ورودی های ذهنم اکثر اوقات روز در احساس خوب و حس رضایت زندگی باشم 

      پاداشم چیه

       پاداشم  تداوم اون احساس خوبه که من آگاهانه خلقش میکنم و بایدبه  پاداش توجه کنم اینطوری به مرور پاداش هام بزرگتر و بزرگتر میشه و همینجوری اتفاقات خوب به زندگیم سرازیر میشه از ریزو درشت 

      یهویی همشو که نمیدن مرحله به مرحله و به آرامی 

      فقط کافیه من به تعهدم برای تغییر افکارم به مثبت پایبند باشم و به پاداش الهی ایمان داشته باشم و منتظرش باشم

      وگرنه که با منفی بافی و نشخوارهای ذهنی میشه زندگی یه انسان رو به ورطه ی نابودی و افسردگی کشاند همون جوری که خودم قبلا زندگی میکردم و ذهنم پر بود از نشخوارهای منفی در زندگی که از اطرافیان بخصوص خانواده همسرم بهم وارد میشد 

      اما ۱۳۴ روزه با اومدنم به این بهشت ورودی های منفی ذهنم را مراقبت کردم و از مرز افسردگی به آرامش محض رسیدم

      در مورد جسمم همینه ورودی های جسمم هم روی بدن تاثییر می‌زاره و من حالا مراقبم واسه همینه لب به نوشابه و هله هوله و آت آشغالایی که قبلنا هر روز می‌خوردم نمی‌زنم و چیزهای خوب و سالم ترجیحا میخورم چون میلم و امیالم عوض شده نه اینکه به زور نخورم

      من امروز فهمیدم که نباید فایلها رو صرفا در ذهنم فقط انبار کنم بلکه باید  به دریافت آگاهی ها و نکته های هر فایل  عمل کنم و سر و سامان بدم این عمل کردن به یادگیریست که از آن مهمتره

      و اینجوری با عمل ثبت ذهنی میشه و من میتونم هدفم رو خلق کنم و خالق زندگیم باشم و شرایط بهتری برای خودم در زندگی بسازم 

      من باید بتونم تحت شرایط الآنم آرامش درونیم و ذهنیم رو بسازم و اخبار و افکار منفی رو دنبال نکنم 

      مشکلات همیشه در زندگی هستند این نحوه برخورد من با مشکلاته که مهمه باید خیلی راحت با آگاهی ذهنی باهاشون برخورد کنم و اینجوری میتونم کنترلشون کنم 

      حالا هر چقدر بیشتر تمرین عملی کنم برای من به شکل عادت میشه ورفته رفته سبک زندگیم درست میشه و مسیر ذهنیم عوض میشه آهسته و پیوسته 

      فقط باید بگذاریم زمان کار خودشو بدرستی انجام بده و دراین حین از زندگی مون لذت ببریم و یادگیری با عمل رو ادامه بدیم 

      احساس خوب هر روز من یک چیز درونیه و من آگاهانه انتخابش میکنم  چون همیشه در من هست و در بیرون خودم دنبالش نیستم 

      البته که عوامل بیرونی مثل رقص و موزیک و خرید و گردش خندیدن هم کمک کننده هستند ولی اصل نیستند اصل احساس شادی ای است که خود جوش از درون بیاد 

      الان در مسیر لاغری من باید اونقدر ادامه بدم تا نگرش های غلط قبلیم تغییر کنند و احساس غالب من در طی روز لاغریو احساس خوب  باشه تا لاغری در جسم من خودشو نشون بده اول در ذهن بعد در جسم 

      من با نوشتن هر روز در سایت دارم همین کار رو میکنم

      خودمو بازسازی و ترمیم میکنم چه جسمی چه روحی روانی و شخصیتی 

      من می‌خوام که آدم بهتری بشم خوب باشم و سلامتی خودم رو بالاتر ببرم 

      از چاقی یا پرخوری های اتفاقی نترسم قرار نیست کسی از بیرون بمن حمله کنه من درونم تغیبر بدم همه چی درست میشه بیرونم هم درست میشه 

      فقط مژگان ازین شاخه به اون شاخه نپر 

      همینجا بمون همین مسیر رو که حال خوبی ازش میگیری ادامه بده که این راه تا آخر عمر برای تو بس است فقط شعله ی آتش درونت رو و  اون اشتیاقت  رو تا آخر حفظ کن همین  

      دوستتون دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار خدیجه علیزاده
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ ۱۰:۴۷
      مدت عضویت: 688 روز
      امتیاز کاربر: 18490 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      الویت من در زندگی داشتن احساس خوب و پایدار بودن در این احساس خوب هست 

      احساس خوب هیچ وقت برای من مساوی با خندیدن و رقصیدن و رفتن به عروسی و مهمونی و… نبوده اولا همین جور فکر میکردم ولی بعد از انجام این کارها و رفتن به مجالس شاد بازهم بعد از برگشتن من شاد نبودم یعنی حس ماندگاری شادی در من وجود نداشت ولی الان خیلی ارام شدم با اینکه شاید کم حرف بزنم و کم بخندم ولی از درون حس ارامش و شادی دارم و خدا رو شکر میکنم بابت این ارامش. 

      سعی میکنم در این ارامش بمانم خودمو درگیر مسایل و بحث های الکی نمیکنم سعی میکنم قضاوت نکنم واین کار خیلی خیلی صبوری لازم داره. برای منی که روزهای سختی را گذراندم روزهای ارام و احساس خوب بزرگترین نعمت هست و راضی ام  وو شکر گذارم. 

      انچه از خوب و بد در زندگی ما وجود دارد نتیجه افکار خودمون هست از وقتی این راز را متوجه شدم خیلی سعی میکنم احساسم خوب باشه. 

      خانواده‌ها فرمول‌های ذهنی خودشون را در ذهن بچه ها نیز میکارند چه خوب و چه بد ولی همیشه این مدلی نیست زمان میگذرد و بذرهایی که کاشته ایم را درو خواهیم کرد پس باید باور و بذر خوب بکاریم تا نتیجه خوب برداشت کنیم. اگه من باورهای درست را جایگزین کنم به نسل اینده وبچه هام هم منتقل خواهد شد

      به نظر من هر چی را باور کردی ذهنت به همان سو میره پس باید چیزهای الکی و غلط را باور نکنیم و به بچه ها مون هم یاد ندیم. 

      باید بجای نگاه به جسم به ذهنمون نگاه کنیم ذهنمون که درست بشه همه چی رو به راه خواهد شد. 

      باید ترس ها مون رو بریزیم بیرون و با ارامش به راهمون ادامه بدیم بالاترین نعمت در زندگی داشتن ارامش هست. همه چی به خودمون برمیگرده اگه من با خودم در صلح و ارامش باشم درو برم ارام خواهد بود. 

      یکی از فرمول‌های مخفی ذهنم همین بود که با ناراحتی بیشتر میخوردم و بعدش احساس بد پشت سر هم میمومد سراغم. 

      همیشه به بچه‌ها م میگم تکرار و تمرین رمز موفقیت است . دخترم کلاس سوم هست بابت حفظ جدول ضرب خیلی خودشو اذیت میکرد دقیقا از همین تکنیک استفاده کردم و روزهای اول مدرسه رو بهش یاداوری کردم که نمیتونست بنویسه و بهش گفتم یادته نمیتونستی بنویسی ولی تکرار کردی الان دیگه استاد شدی پس جدول ضرب هم یاد میگیری با تکرار و تمرین. 

      رمز موفقیت تکرار و تمرین و ماندن در این مسیر هست. 

      ذهنها را باید شست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۵ ۲۲:۲۲
      مدت عضویت: 1126 روز
      امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام براستاد وهمراهان گرامی 

      از زمانی که یکجا فرموده بودید هرگاه از خواب پامیشم ومیبینم زنده م میگم خدایا شکرت هنوز اینوری م وخیلی ها الان اونوری شدن منهم عادت کردم وهرروز میگم پاشدم وزنده م این یه خبرخوبه 

      اصلا اصل آرامش اینه که راضی باشیم از زنده بودن ورضایت از بودن وتلاش برای زندگی کردن با رضایت 

      این فایل اگرچه بظاهر درمورد تغییر زندگیست ولی موضاعات بسیار جالبی درمورد تناسب ولاغری درآن بود که استفاده کردیم 

      مصداق یک تیر با دونشان 

      سپاس استاد روشن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۴ ۱۵:۰۵
      مدت عضویت: 1243 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      سلام استاد 

      فایل فریب نگاهتان را نخورید بسیار جالب است . ما در هر کاری اولین قدم این است که از چه کسانی ما آگاهی و آموزش می بینیم و دقیقا تمام نسل‌های بعد کپی باورهای نسل‌های قبل از خود هستند و حرفها و الگوها را به کار می برند و در نهایت پیشرفت چندانی ندارند ما باید بعد از اینکه بدانیم دقیقا چه آگاهی‌های خوبی یاد گرفتیم در مرحله دوم باید بدانیم چه مقدار انگیزه و رغبت برای یادگیری و آموزش و رغبت برای تغییر در خود داریم و باید این دو را در هم ضرب کنیم تا به عدد ۱۰۰ برسیم و در سوم مرحله بدانیم که یادگیری و آموزش افکار بالاتر یادگیری فیزیکی است و در نهایت ام زش که خودش ۴ مرحله دارد پس مراحل یک آموزش چند مرحله دارد 

      ۱_ آموزش را از چه افرادی یاد بگیریم 

      ۲_ میزان رغبت و انگیزه برای آموزش و تغییر در خود را بالا ببریم مثلا آموزش ۵ باشد و تغییر ۸ در هم ضرب کنیم می شود ۴۰ پس تا ۱۰۰ هنوز ۶۰ تا کم داریم که باید تلاش برای تغییر و آموزش را بالا ببریم 

      ۳_ تغییر افکار و آموزش ذهن خیلی بالاتر از یادگیری جسمی است چون افکار به اجسام تبدیل می شوند 

      ۴_ ما در آموزش ۴ مرحله داریم 

      ۱ _ نمی دانم که نمی دانم 

      ۲_ نمی دانم که می دانم 

      ۳_ می دانم که نمی دانم 

      ۴_ می دانم که می دانم 

      و خیلی از افراد با تلاش تا مرحله ۳ می آیند و با عدم تکرار و تمرین و شک = مترادف شکست کم کم مسیر را رها می‌کنند 

      استاد چیز بسیار جالبی خواندم 

       امروز فهمیدم چرا در نوار زمان دقیقا باید ۲۱ روز تکرار شود چون عدد تکرار ۱۷ برای ذهن مساوی صفر است 

      ۰=۱۷       ۱=۱۸       ۲=۱۹      ۳=۲۰        ۲۱=۲۱  

      پس ما باید حتما عدد ۲۱ یکبار را در ذهن تکرار کنیم چقدر دانستن این موضوع برایم مهم شد گفتم در گروه بگذارم برای دوستان تا دلیل تکرار و تمرین را بیشتر بدانند یکجا خوانده بودم اگر به ذهنت گفتی من نمی توانم کاری را درست انجام بدهم ۱۷ بار باید به ذهن بگی تا آن یکبار در ذهنت پاک شود و همیشه می گفتم چطور ممکنه که امروز دلیل آن را به روشنی فهمیدم 

      پس ما هر چقدر این فایلها را تکرار کنیم هنوز برای ثبت شدن در ذهن باید تکرار شود و هرگز به خود نگوییم که من حفظ هستم چون خود استاد هم در دوره‌ی تکرار هستند و ما نباید فریب ذهن خود را بخوریم .  و با تکرار و تمرین باورها را در ذهن تقویت می کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۴ ۱۱:۲۳
      مدت عضویت: 1668 روز
      امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

      سلام و درود فراوان بر دوستان عزیز و درود فراوان بر استاد گرامی 

      واقعا به شما تبریک ویژه میگم استاد عزیز که تونستید از تارهای نامریی آگاهیهای زندگی خودتون رو رها کنید و یک جور دیگه نگاه کنید کاری که اگر نگیم غیر ممکن خدایی خیلی نادره،و افراد کمی می توانند این انقلاب و تحول را در خودشون به وجود بیاورند .شاید یکی از دلایلشم این باشه که این تارهای نامریی توسط مهربانترین و مورداعتمادترین افراد و الگوهای زندگیمون یعنی پدرو مادر و اعضای خانواده آرام آرام و با محبت و عشق دور ما تنیده شده همان طور که خودم به عنوان مادر  و ظاهراً از روی دلسوزی دارم دانه مواظب باش، نرو ،نخور ،نگو ،حواست باشه، اشتباه نکن و….را در موقعیت های مختلف به پسرهام گفتم و میگم و فکر میکنم این یعنی دلسوزی و حفظ بچه ها از خطرات و حالا که پسرم ماشاءالله 23ساله شده و تو مواردی نمیتونه تصمیم بگیره به خودم میگم چرا با ما فرق دارند ،چرا نمیتونه تصمیم بگیره،من که تو این سن خیلی مستقل بودم با این صحبتهای امروز یادم افتاد اون دونه ها که به ظاهراً پسربچه دیروز بهش گوش نمی‌داد امروز سبز شده و داره میوه اشو به این شکل نشون میده .

      به هر حال ترس شاید بدترین مانع باشه که خداوند هم می فرماید نترس و غمگین مباش ، و من با اطمینان از مهر و لطف خداوند متعال از حالا به خودم میگم نترس زهرا جان از آینده پسرهات نترس از آینده خودت ،نترس از هیچ عاملی چون خدایی داری که برای تو در هر موردی کافیه و به شدت هم کافیه،این بالا و پایین ها هم فقط برای یادآوری خودش به تو و خودت به خودته،باور کن که این آفریننده مهربان این خدای به شدت نزدیک تو اینقدر کامله و اینقدر مشتاق خیر به تو که حتی از دل اضافه وزن برات نور و روشنایی میاره ،از دل گلبرگ گل برات درس امید و زیبایی میاره همه جا هست به زیباترین شکل و به موثرترین روش دوست داره به تو خیر برسونه تو رو با خودت آشتی بده تو رو به عالیترین ها برسونه و با وجود نور امنیت و امید ،ترس چه معنایی داره. استاد عزیزم خدا روشکر برای وجودتون و این بیان ساده و دلنشین ،بی نهایت سپاسگزارم 

      خدای عزیزم بی نهایت سپاسگزارم برای تمام آگاهی های عالی تمام نظم و پیوستگی کاینات که این همه زیبا و بی نظیره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3