0

فریب نگاهتان را نخورید (گام ۲۲)

اندازه متن

احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب.

این عبارت، پرتکرارترین مفهومی است که در کتابهای موفقیت به آن اشاره شده است و احتمالا به طریق مختلف درباره اهمیت داشتن احساس خوب شنیده باشید.

احساس خوب داشتن

در اوایل آشنایی با قانون جذب تصور می کردم احساس خوب داشتن به مفهوم خندیدن، رقصیدن، گوش دادن آهنگ شاد، دیدن ویدیوهای کمدی و … می باشد اما به مرور که بیشتر قوانین جهان هستی را درک کردم متوجه شدم که احساس خوب به مفهوم رضایت از هستی و تلاش برای بودن است.

هستی همان زندگی است.

اینکه شما هر روز از زنده بودن و حضور در دنیای مادی راضی و خوشحال باشی، همان احساس خوب داشتن است.

تلاش برای بودن به مفهوم هدف داشتن، به دنبال یادگیری بودن و تلاش برای خلق رویاها می باشد.

بنابراین هر روز که شما از زندگی رضایت داشته باشید و برای خلق رویاهای خود حتی یک قدم بردارید شما قانون اصلی جهان هستی که احساس خوب برابر با اتفاقات خوب است را رعایت کرده اید.

اشتباهی که در ۳۵ سال زندگی مرتکب می شدم و اکنون مشاهده می کنم همه انسان های اطرافم مرتکب آن می شوند نگاه کردن به شرایط فعلی و تنظیم احساس خود بر اساس آنچه می بینند یا می شنوند است.

آنها با صحنه ای از زندگی مواجه می شوند که احساس بد در آنها ایجاد می کند، از طریق غصه خوردن، محکوم کردن، قضاوت کردن و … آن احساس را گسترش داده و زمان زیادی از زندگی خود را همراه با آن احساس بد سپری می کنند.

گسترش یا افزایش احساس بد در زندگی روزمره به مفهوم درخواست و حتی التماس به خداوند است که از این نوع اتفاقات و شرایط که باعث احساس بد در من می شود بیشتر و بیشتر به من بده.

خداوند نیز گوش به فرمان شماست و جهان هستی را به شکلی مدیریت می کند که آنچه شما می خواهید وارد زندگی تان شود.

سوال‌ پرتکرار

وقتی با این قانون آشنا شدم، این سوال در ذهن من ایجاد شده بود که چرا با توجه به اتفاقات یا احساس بد، شرایط و اتفاقات بد دیگری را جذب می کنم اما با توجه به اتفاقات خوب و بودن در شرایط احساسی خوب اتفاقات خوب را جذب نمی کنم.

این سوالی است که در ذهن بسیار از افرادی که به طریق مختلف مباحث قانون جذب را دنبال می کند وجود دارد.

لازم به توضیح است که زمانی که اتفاق بد یا مواجه شدن با شرایط ناخواسته پیش می آید هرگز شما از قبل آن را انتخاب نکرده اید که موقع رخ دادن مطمئن باشید که من این شرایط را جذب کردم.

اما هرگاه صحبت از جذب اتفاق خوب می شود، افراد خواسته ها و اتفاقاتی را جهت جذب کردن مشخص می کنند.

بعنوان مثال فرد، جذب کردن فرد مورد علاقه اش به زندگی را بعنوان هدف نشانه گذاری می کند یا خرید فلان ماشین یا خانه را هدف خود انتخاب می کند.

به همین دلبل زمانی که اتفاقات خوب رخ می دهد یا با شرایط خوب مواجه می شود به این دلیل که لحظه حال مطابق با آنچه از قبل تعیین کرده نیست، باور اینکه این شرایط همان اتفاق خوب است که خودشان جذب کرده اند بسیار سخت و دشوار می شود.

بنابراین به این موضوع توجه داشته باشید که جهان هستی کاری به نوع انتخاب شما ندارد بلکه آنچه از شما دریافت می کند فرکانس احساسی غالب شما در طی زندگی روزمره است و بر اساس آن اتفاقات و شرایط در زندگی شما رخ می دهد.

اگر تصمیم به کنترل ورودی ها گرفته اید و سعی می کند اوقات بیشتری در احساس خوب و رضایت از زندگی باشید تصور نکنید که پاداش شما بخاطر این تصمیم رسیدن به آن خانه، ماشین یا فرد خاص است.

پاداش شما هر اتفاق و شرایطی است که در لحظه حال باعث ایجاد و تداوم احساس خوب در شما می شود.

چنانچه به آنچه دریافت می کنید توجه کرده و بدانید که این شرایط یا اتفاق را خودم آگاهانه خلق کرده ام به مرور اتفاقات و شرایطی که از نظر شما بزرگ و عالی هستند وارد زندگی شما خواهند شد.

دریافت نعمت ها نیز مراحل تکامل خود را دارد و جهان به صورت جهشی و یه هویی عمل نمی کند.

همه چیز به آرامی اصلاح می شود همانگونه که به آرامی خراب شده است.

هیچ رابطه ای یک شبه به اوج نفرت و خشم تبدیل نمی شود بلکه در طی مدت زمان طولانی، عشق و عاطفه تبدیل به نفرت و کینه می شود.

هیچ کسب و کاری یک شبه نابود نمی شود بلکه به مرور ضعیف و ضعیف تر شده و در نهایت از بین می رود.

بنابراین در روند بهبود شرایط زندگی و مخصوصا جسم خود انتظار جهش های یک شبه یا حتی یک هفته و ماهانه را نداشته باشید.

وظیفه شما پایبند بودن به تعهد خود برای تغییر افکار و نگرش خود درباره زندگی است و مطمئن باشید خداوند پاداش همت و جهاد شما را می دهد.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 88 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32387
24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۱ ۱۲:۰۴
      مدت عضویت: 577 روز
      امتیاز کاربر: 13336 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

      سلام بر استاد مهربانم 

      خدایا شکرت امروز هم فرصت زندگی کردن ونفس کشیدن در دنیای زیبایت را دارم 

      دقیقا صحبت های این فایل کاملا صحیح هست که اتفاقاتی که در زندگی برامون رخ می‌ده دلیلش فقط و فقط و خودمون هستیم ولی متاسفانه همه ما یاد گرفتیم اول از همه خودمون و عملکرد و رفتار خودمون رو پر نظر نگیریم وسریعا بندازیم گردن دیگران 

      اوضاع بد زندگی .اوضاع بد جسمی .اوضاع بد روح و روانی خودمون رو ربطش می‌دیم به آدمهای دور برامون و شرایط دور برامون 

      من بعد از مدتها که در سایت هستم و خیلی هم تغییر آت ذهنی داشتم و خیلی هم از رفتارم راضی هستم  یه چالش برام پیش اومد و تونستم خودم رو محک بزنم 

      چند روز پیش مهمان آمد خانه ما و من از اونجایی که خیلی دور بر مهمون میگزدم و پذیرایی میکنم و دلم میخواد که خیلی راحت باشه و بهش خوش بگذره والان که بهش فکر میکنم خیلی هم رفتار خوبی نیست این خانوم بچه کوچیک داشت و من سعی کردم خیلی بهش کمک کنم و باعث سو تفاهم و ناراحتی برای ایشون شد خود من هم ناراحت شدم ولی میخام از برخورد خودم بگم اول مثل زمانهای قدیم ناراحت شدم و عصبانی شدم و خوشم نیومد ولی این رفتار فقط برای شاید چند ساعت اتفاق افتاد ومن تونستم خیلی خوب احساساتم رو کنترل کنم 

      سریع به خودم یاد آوری کردم که تو اینقدر آموزش دیدی و مطالب یاد گرفتی و بقول خودت که قبول داری تغییر کردی پس باید طبق داده های جدید عمل کنی اول از همه اومدم ذهنم رو مثبت کردم و بعدش مسولیت رفتار خودم رو به عهده گرفتم و با خودم گفتم خب تو که نمیتونی فرد مقابلت رو تغییر بدی پس باید خوددت رو تغییر بدی تا آسیب کمتری ببینی یعنی با خودم گفتم من هم دارم یه رفتاری رو زیادی انجامش میدم و برای خودم هم دلیلی میارم که کارم درست هست یعنی تقصیر رو کاملا گردن خودم انداختم و بلافاصله نتیجه این شد که به آرامش رسیدم وبعدش هم رفتار خوب دیگه ای که انجام دادم این بود که بعد از رفتن مهمانان مثل گذشته اصلا به این موضوع نپرداختم و در موردش با دیگران حرفی نزدم وقتی هم که شوهرم در مورد این موضوع صحبت کرد یه کم توضیح دادم و سریع حرف عوض کردم و بهش گفتم من باید این رفتار دلسوزی کردن بیش از حد رو در خودم تغییر بدم واین باعث شد که کلا یه داستانی که میتونس روزها افکار من و خانواده ام رو درگیر کنه تموم بشه و حال مارو بد نکنه 

      حالا اگر زمان قبل بود من حتما تقصیر رو گردن اون خانوم مینداختم بعدش تا چند روز در موردش صحبت میکردم با تلفن حرف میزدم وکلا افراد خانواده هم نظر میدادند و کلی هم درگیری داشتیم و از این دست داستانها ولی خوشبختانه خیلی خوب تونستم مدیریت کنم و واقعا به خودم احسنت گفتم وحالا تازه از این ناراحت شدم که چرا برای همون چند ساعت هم نتونستم خودم رو آروم کنم و بعدش بازهم با خودم گفتم بالاخره من که نمیتونم در لحظه هیچ واکنشی انجام ندم چون ذهن من مدتی زیادی نیس که درگیر تغییر و تحول شده حالا یه وقتهایی هم شاید برای چند ساعت حالم بد باشه مهم اینه که من تونستم بعداز اون پیشامد حالم خوب کنم و اکثرا هم حال خوب دارم حالا یه وقتایی هم حال بد داشتن نمیتونه ملاک این باشه که من هیچ تغییری نداشتم و خودم رو سرزنش کنم 

      پس این چالش خوبی برام بود و خیلی هم از رفتارهای خودم راضی هستم 

      از نظر من حتی پیامبران خدا هم گاهی اوقات دچار لغزش میشدن ولی بقیه زمانها خوب عمل میکردن ونباید ما با یه لغزش از راه خودمون لیز بخوریم و عقب نشینی کنیم 

      مهم اون نیمه پر لیوان هست که باید ببینیم و بیشتر به جنبه مثبت هر قضیه ای نگاه کنیم نه منفی و اونوقت هست که با احساس خوب داشتن میتونیم ادامه بدیم و نتیجه نهایی رو دریافت کنیم 

      استاد ممنونم که امروز هم حال من خوب کردین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۷ ۱۹:۵۲
      مدت عضویت: 362 روز
      امتیاز کاربر: 10295 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      باسلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی 

      با دیدن این فایل قشنگ برام جا افتاد که چرا ما وقتی حالمون بد زود اتفاق بد برامون می‌افته ولی وقتی حالمون خوبه اتفاق خوب نمی افته

      چون ما زمان و چگونگی رخداد اتفاق خوب رو تعیین میکنم وقتی به شکل دیگری برامون اتفاق می افته فک می کنیم برامون اتفاق نیفتاده ولی چون زمان و چگونگی اتفاق بد رو تعیین نمی کنیم وقتی به هر شکلی می افته فک نمی کنیم خودمون خالقش هستیم 

      طلایی ترین نکته م برای من این بود که باید در ابتدا مسیر نشانه های کوچک را دید و باور کنیم که خالق هستیم تا اینکه اتفاقات بزرگ و بزرگتر سر راه ما قرار بگیرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۵ ۰۰:۰۶
      مدت عضویت: 1826 روز
      امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      با سلام و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      من با این ایده که وقتی فکری آزارمان می دهد آن را به سمت فکر دیگری پرت کنیم کاملا موافقم. . بارها این موضوع را در اطرافیان هم  امتحان کرده ام و موضوع صحبت غم انگیز را عوض کرده ام و نتیجه ی استثنایی آن را دیده ام. با شنیدن این فایل به این نتیجه رسیدن که اون کار تجربی خودم مبنای علمی دارد و این خیلی خوشحالم می کنه که خیلی راه های درسا را خودمون انجام می دهیم ولی نمی دونیم که درسته و دائما دنبال تغییر روش هستیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم