0

با دنیا نجنگید! (گام ۱۹)

کانون توجه
اندازه متن

انسانها به شکل عموم تصور می‌کنند اطلاع از مسائل و مشکلاتی که برای دیگران رخ داده است سبب می‌شود که تمرکز آنها برای جلوگیری از مواجه شدن با آن اتفاق در زندگی روزمره افزایش پیدا کند.

از این رو همیشه کانون توجه افراد بر روی شنیدن مشکلات و مسائل دیگران متمرکز است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 35 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.52 از 60 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29976

35 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

35 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام رستگار
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۸ ۰۰:۲۲
      مدت عضویت: 2084 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,047 کلمه

      به نام خداوند بخشایشگر 

      سلام خدمت استاد عزیزم ودیگر همراهان چله تعقیر زندگی

      گام 19. کانون توجه

      از وقتی فایل رو نگاه کردم همش با خودم می گم ای کاش همه مردم جهان این فایل رو گوش بدن ودر فرکانس درک این فایل قرار بگیرن شایدم هر کسی گوش شنوا ودرک این حرف ها و نداشته باشه اما برای من بسیار هیجان انگیز وشنیدنی وخواندنی بودن تک تک کلمات دوست دارم چندین بار گوش بدم

      واقعا این باور در اکثر ماها وجود داره که فکر می کنیم با توجه کردن به اتفاقای بد می تونیم جلوی رخ دادن اونا رو تو زندگی خودمون بگیریم ودر این صورت قدرت رو از خداوند می گیریم  وسکان زندگیمون رو خودمون به دست می گیریم وخیلی غافلیم از اینکه با این کار بدتر داریم اون اتفاق رو سر راه خودمون قرار می دیم 

      وقتی همیشه توجه همون به بیماری ها واتفاقات وحوادث باشه ناخداگاه انتظار رخ دادن اون اتفاق در ما ایجاد می شه وما در مسیر تجربه اون اتفاق قرار می گیریم  ما به اشتباه فکر می کنیم می تونیم جلوی فلان اتفاق رو بگیریم اما جهان هستی چنته خیلی پری از اتفاقات رو داره وهرگز ما نمی تونیم همه اتغافات رو پیشبینی کنیم وجلوی رخ دادن اون هارو بگیریم اما اگه سکان کشتی زندگیمون رو به دست خدا بدیم وقدرت مطلق رو ازان خداوند بدونیم اون ما رو در مسیر تجربه اتفاقای خوب قرار می ده وبه موقع ما رو از اتفاقای بد باخبر می کنه

      سال 87 مادرم مبتلا به سرطان شدوهمه ایل وطایفه ما در جریان بیماری ایشان قرار گرفتن نقل تمام مجالس تا چندین ماه بحث راجب این بیماری بود همه به هم توسیه می کردن برین چکاپ برین از سبنه هاتو ماموگرافی بگبرین وخودم شاهد بودم چندتاشون رفتن دکتر وچکاپ دادن واومدم نتیجه رو به ما گفتن همه از راه های پیش گیری واینکه چطور بفهمن وکدام دکتر برن می پرسبدن وانگاز همه منتظر بودن این اتفاق براشون رخ بده وهمش به منو خواهرام توسیه می کزدم شما ژنش رو دارین مراقب باشین داعم چکاپ بدین من این باور در ذهنم شکل گرفته بود که این بیماری به من ارث می رسه اما به لطف خدا از وقتی با استاد اشنا شدم وحرف های ایشان را راجب شکل گیری باورها شنیدم این باور رو نقص کردم وگفتم پس مادر من که هیچ کدوم از اعضای خانوادش همچین بیماری نداشتن از کجا گرفت مادرش که مادربزرگ خودم بود 110 سال عمر کرد ودر اثر کهولت از دنیا رفت وگفتم مادر من در سن 55 سالگی متوجه این بیماری شده واصلا ربطی به من نداره ودیگه به یقین برای خودم حلش کزدم اما خواهرام هنوز درگیرش هستند ومی ترسن

      همسرمن به شدت ادمی هستند که به حوادث واتفاقای بد توجه می کنه وبین دوستاش به ادم محتاتی معروفه وقتی اتفاقی می افته قسم می خوره که پیش بینی کزده که این اتفاق خواهد افتاد قبل از اشنا شدن با این مباحث ذهنی همیشه می گفتم چه حس ششم قوی داره وتعحب می کردم چرا راجب هر چیزی خیلی تذکر می ده اتفاق می افته بعدن فهمیدم همش بخاطر اینکه کانون توجه اون حوادث واتغاقات بده واونقد به این دسته اتفاقات وپیشامدها توجه کرده که ذهنش اون احساس وتوجهش رو گسترش داده وقتی از خونه می ریم بیرون اخر همه میاد بیرون وچند دقیفه مشغول چک کردن اب وبرق وگاز وقفل در واین جور چیزاست درسته اتفاقاتی مثل ترکیدن گاز واون جور چیزای که اون می ترسه تا حالا اتفاق نیفتاده برامون به لطف خدا ولی اتفاقای دیگه از اون دسته خیلی رخ داده وهمش بخاطر توجه وترسبدن از خبرهای بده

      من خودم موردی که خیلی بهش توجه می کنم موفع خرید تاریخ انقضا مواد خوراکی اونقد حساسم رو این مسعله که هیچ وقت هیچ چیزی رو بدن جک کزدن تاریخ انتقضا وتولید نمی خرم وکلی وقت وانرژی صرف این قضیه میکنم اما تا حالا خیلی اتفاق افتاده چیزی خریدم ونشده تاریخش رو چک کنم وآوردم خونه دیدم از تاریخش گذشته وهرچی فکر کردم نمی دونستم چرا موقع خرید چکش نکردم از من بیعید بود من به همه تذر می دم چرا خودم اون لحظه حواسم نبوده وحالا متوجه شدم دلیلش اینکه بخاطر کانون توجه ام به این قضیه وترس از تاریخ انقضا ذهنم این حس رو گستر داده وجهان برای تجربه اون ترس کاری می کزد من تاریخ رو چک نکنم چون خودم خواستم وبارها شده همسرم یا دخترم چیزی خریدن واوزدن خونه من دیدم تاریخش گذشته همش بخاطر توجه من به این قضیه است اما در مورد نگاه کردن به رسید خرید اصلا عادت به چک کردن ندارم بارها شوهرم گفته کارت می کشی چک کن یا گوشی رو نگاه کن بیین چقدر برداشت شده ولی من این کار رو نکزدن وموقع برگشتن از خرید کل رسبد هارو بدون نگاه کردن دور ریختم وتا حالا برام اتفاق نیفتاده گول اضافه ای از کارتم بکشن یه بار بدون اینکه من نگا6 کنم پیتزا خریدم وپولشو از کارتم کشید فروشنده واومدم بیرون دیدم یه نفر داره صدام می کنه فروشنده بود گفت ببخشین شادگزدم تازه وازده پول دونفره حساب کزده مال شما یه نفرس وبقیه گول زو بهم پس داد یا یه بار میوه خریدم باز خودم نگاه نکردم فروشنده گفت بجای 45 چهارصد وپنجاه کشیدم وبقیه پول رو پس داد وچندین مورد دیگه اینجوری رخ داده من نمی دونستم تا حالا این بخاطر خوش شانسیم نبوده بلکه بخاطر این بوده من نگران این اتفاق نبودم.و قدرت حفظ مالم رودادم دست خداوند واون به موقعه از من حمایت می کزد وحواسش به من بود

      این موارد ثابت می کنه هر جا از زندگیم قدرت رو دادم به خدااون به نحو احسنت از منو زندگیم مراقبت کرده وچقدر زندگی عالی می شه اگه همه چیز رو واقعی واقعی بسپاری دست خدا ونگران هیچی نشی به لطف خدا خیلی از باورهای مخرب در من شکسته اما راه درازی در پیش دارم برای پاک شدن از باورهای محدود کننده وخیلی از پیگیری اتفاقات وخبرهای بد فاصله می گیرم اگاهانه ومدام در گوش دخترم اینو می گم که همیشه شادی رو در زندگیش خلق کنه همیشه منتظر خبرهای خوب باشه از هرچیز جدی شوخی بسازه هیچ وقت اهنگ غمگین گوش نده هیچ وقت پای دزد ودل دوستات نشین هیج وقت خبرهای بدو دنبال نکن وخودمم خیلی رعایت می کنم واز خداوند هزاران بار سپاسگزارم که در این مرحله از زندگیم گوش هایم را لایق شنیدن این حرف ها دانست ودلم را به نور این اگاهی ها روشن کزد سپاسگزارم معبود من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم