انسانها به شکل عموم تصور میکنند اطلاع از مسائل و مشکلاتی که برای دیگران رخ داده است سبب میشود که تمرکز آنها برای جلوگیری از مواجه شدن با آن اتفاق در زندگی روزمره افزایش پیدا کند.
از این رو همیشه کانون توجه افراد بر روی شنیدن مشکلات و مسائل دیگران متمرکز است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.52 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند هستی بخش مهربان
قدیما من هم برای تجربه کردن از اتفاقات بد دیگران ،همیشه پیگیر آنها بودم ولی از زمانی که تصمیم گرفتم به موضوعات ناخواسته توجه نکنم اصلأ کمتر این مسایل را حتی در صحبتهای پیرامونمان برخورد می کنم .آری اتفاقات ناخواسته آنقدر گوناگون است که به ما گوشزد می کند حتی ناخواسته ها هم در جهان ما فراوانی دارد و ما تک تک آنها را نمی توانیم از خودمان دور کنیم تازه شاید بعضی از این اتفاقات به ما یادآوری می کند که من چه خواسته ای دارم و باید به خواسته ام توجه کنم پیگیری حوادث دیگران ما را به احساس بد و توجه به ناخواسته ها می رساند در حالی که ما داریم یاد می گیریم که باید با توجه به اتفاقات خوب ،احساس خوب را در خودمان بوجود بیاوریم اینجا هم باید به آموخته هایم جامه یک عمل بپوشانیم تا در مسیر تغییر زندگی قرار بگیریم .
شاد و در مسیر موفقیت پایدار باشید
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد بزرگوارم
صحبتهای این فایل با گوش جان و قلب و دلم قبول دارم چون که مدتی هست که با نگرش جدید برایم اتفاق افتاده
خب من هم در گذشته من هم دقیقا دنبال اتفاق های بدی بودم که برای دیگران میفتاد وهمین میخاستم حواسم جمع کنم ومثلا درس بگیرم که برای من نیفتد وروزها بهش فکر میکردم و مراقبت میکردم وحتی گاهی اوقات هم بود که حالا بخاطر همون توجه بیش از حد کردن و پرداختن به اون موضوع برای خودمون اتفاق میفتاد و انگار خودم انتظارش داشتم
یکی از رویدادهایی که همیشه دنبال الگو گرفتن از بقیه بودم همین گرفتن رژیم بود که تا یکی میکفت من فلان چیز خوردم لاغر شدم من هم میخاستم همون کار انجام بدم یا مثلا تایکی میکفت من فلان قرص خوردم با فلان کار باعث چاقی من شده من هم سعی میکردم اون کار انجام ندم
حالا بی خبر از این که اصلا شرایط آدمها باهم فرق داشت و فقط دوست داشتیم بر اثاث عادتهای روز مره همدیگه زندگی کنیم خودمون هیچ خلاقیتی در زندگی نداشتیم
از وقتی وارد سایت شدم و نگرشم و عقایدم و افکارم و باورهام به خدا تغییر کرد زندکی یه جور دیگه برام رقم زد
همین امروز صبح دخترم بهم گفت مامان گوشی دزدی زیاد شده و دیروز گوشی یکی از دوستهای قدیمی زدن
خب اولین چیزی که بهش گفتم این بود شاید اون خودش باعث شده مثلا حواسش نبوده یا مثلا سهل انگاری کرده وتو خیالت راحت باشه وبا اطمینان کامل بهش گفتم ببین از ما کسی نمیتونه دزدی کنه وبا خنده گفتم اصلا قرار نیست ما مالی رو از دست بدیم چون خدا محافظ ما هست ومراقبمون هست و هرگز نمیخاد به ما آسیبی برسه پس مطمعن باش و با خیال راحت برو البته باید حواست هم باشه به خودت و گوشی موبایلت
ودخترم با یه آرامشی که واقعا خودم تو چشماش دیدم که خب این اتفاق هرگز برای من رخ نمیده وبرای یکی دیگه بوده رفت بیرون
واین باور رو خودم هم خیلی اعتقاد پیدا کردم واز ته دلم میگم حالا از موارد کوچیکتو زندگی گرفته تا مساعل بزرگتر بطور مثال وقتی میخام برم بیرون خرید قبلش میگم من بهترین خرید و خواهم داشت با کیفیت ترین و مناسب ترین وباور کنید دقیقا همین میشه واین فقط میتونه بخاطر اطمینان بیش ازحد داشتن به لطف خداوند مهربانم باشه
من احساس میکنم خداوند یه حفاظ خیلی محکم و قدرتمندی دور من کشیده و مواظبم هست اگر کسی یا اتفاقی بخاد برام ایجاد ناراحتی کنه حتی گاهی اوقات بدون ابن که من خودم متوجه باشم ازم مراقبت میکنه و هرگز اجازه نمیده بهم از طرف شخصی یا چیزی آسیب ببینم واین که دارم بیان میکنم واقعیت هست وبارها دیدم که چطور مراقبم بوده وبعدش من فهمیدم که اون شرایط چقدر به نفع من تموم شده وایمانم و باورم واطمینانم به قدرتش و پشتیبان بودنش برام هزار برابر شده و هزاران بار شکرش کردم
میدونید من افراد زیادی رو دور برم میبینم که کلی زرنگی میکننن کلی حرص میخورن کلی به خودشون آسیب میزننن و در آخر همون جایی که بودن هستن و هیچ تغییری در سرایطشون نمیکنه وتازه همش هم دارن ضرر میکننن وبعدشم میندازن تقصیر خدا و شانس بد خودشون
باور کنید همه چیز احساس خوب داشتن خدارو باور کردن افکار مثبت داشتن مهربان بودن وداشتن صفات خوب خدارو در زندگی اعمال کردن راز و رمز یه زندگی خوب و لذت بخش هست سپاسگزاری وشکرگزارب روزانه و سپردن به خودش میتونه تمام ماجرای یه زندگی عالی باشه
من پشتیبانی دارم محافظی دارم که دلم بهش قرصه که بالاترین قدرت جهان رو داره وبهتر از هرکسی میتونه ازم مراقبت کنه خداوند جانم
خدایا شکرت که هستی بودنت بهم آرامش میده
استاد از شما سپاسگزارم که امروزهم با صحبتهای دلنشین حالمو خوب کردین
نشان های دریافت شده
من تو این زمینه یه اتفاق برام افتاد که اینجا بیانش می کنم. استاد من همیشه از خرید اینترنتی ترس داشتم و فکر می کردم حالا چیزی که انتخاب می کنم ممکنه با اون چیزی که دیدم متفاوت باشه یا این که نکنه مثلا کلاهبرداری چیزی باشه.
یک بار توی اینستا یه مانتو دیدم که سایزش دقیقا چیزی بود که می خواستم و مدلش هم خیلی شیک وقشنگ بود و دلو به دریا زدم سفارشمو ثبت کردم
مدتی گذشت و هر روز هم تعدادی کد می فرستاد که محموله ارسال شد اما اسم من نبود
چندین بار پیگیری کردم و هر بار می گفت در حال ارساله اما ارسال نمیشد دیگه باورم شده بود که کلاهبرداری کرده و به دستم نمیرسه خلاصه از فکرش اومدم بیرون
تقریبا دو هفته دیگه هم صبر کردم و این بار تماس گرفتم و مشخصاتم رو گرفتن و گفتن ارسال کردیم حتما دستتون میرسه و بالاخره بعد از تقریبا ۲ماه مانتو به دستم رسید در حالی که دوستم از همونجا خرید و ۲هفته فقط طول کشید.
اینجا بود که فهمیدم همش به انتظاری هست که تو ذهن خودم بود من منتظر بودم که پیج دروغ باشه یا پول منو ببره و چیزی برام ارسال نکنه🤭
بعد از اون ماجرا تصمیم گرفتم افکارمو تغییر بدم و باور کردم که اشخاصی که فروش اینترنتی دارند برای اعتبار خودشون این کار رو انجام نمیدن و تا الان چندین بار خریدهای اینترنتی از جاهای مختلف داشتم و خدا رو شکر هیچوقت هم به مشکلی برنخوردم و با خیال راحت سفارشم به دستم رسیده.
دنیا انعکاس باورهای منه پس سعی می کنم فقط افکار درست را در ذهنم جا بدم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
ما نباید خودمون درگیر آزمون های دیگران کنیم.
باید کانون توجه مون روی آرامش و احساس خوب خودمون بزاریم و اعتماد و ایمان داشته باشیم دیگر
هرچه از دوست رسد نیکوست❤️
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد وهمراهان عزیز
اگر همین یک موضوع را بشود باور کنیم وباهاش کناربیاییم وبپذیرییم کافیست برای موفقیت واحساس خوب
که کانون توجه مان بسمت وسوی افراد ومحیطمان قرار نگیردو تحت هیچ عنوان حتی اگر انگ و برچسب سنگدلی و عدم انسانیت بخورییم باید بیاموزییم که دلسوزی بی مورد هیچ سودی ندارد که هیچ بلکه باعث برهم ریختگی ذهنی وعواقبی جبران ناپذیر خواهد شد
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان وبسیار بخشنده
اگه بخندی دنیا به روت میخنده با احساس عالی وخوشحالی شروع میکنم حتی با اینکه چشمام خواب آلوده واحتمالا بازم بخوابم ولی جهان که به خواب من کاری نداره به دل من کار داره وحسم
تخم مرغ آبپزمو میخورم با کمی پنیر وگوجه قدری نون
صبحونه مورد علاقم نیست ولی چون پروتئین زیادی داره میخورمش فقط به خاطر بچه ای که درشکم دارم
ونیاز به پروتئین فراوانی داره
وماههای آخرمه میخوام غذای مقوی تری با حجم کمتری بخورم آخه هم نمیتونم حجم زیاد بخورم هم بچه به تقویت احتیاج داره از طرفیم دلم نمیخواد از بدن خودم بکشه بیرون احتیاجشو
داشتم اینا رو مینوشتم که متوجه موضوعی شدم
ندایی اومد
هرچقدر مراقبت کنی بازم نمیتونی جلوی اتفاقات بگیری رها کن بذار خودش پیش بره
دیگه چیزی که علاقه نداری نخور
ولی پس حرف مادربزرگم که میگفت اگه نخوری بچه از بدنت میکشه
دندونات چی میگی که خراب شدن درحالیکه قبل بارداریم کل دندونام درست کرده بودم
بچه از کلسیم من برداشته دیگه
ندا اومد نه تو ۴۰ روز تقریبا درمسیری هنوز نفهمیدی اینو که اینطور نیست
دندونای تو خراب شدن چون تو مدام از ترس گشنه بودن بچه خوردی وبهداشت دهنتو رعایت نکردی شب ها چون حال مسواک نداشتی با دهانی که قبلش شیر شکلات آجیل بستنی غذا میوه وشیرینی وکلی چیز چرب وشیرین وشور خورده بودی به رختخواب رفتی
اما قبل بارداریت تنبلی هم که میکردی یک شب درمیون دیگه مسواکت میزدی
واقعیت اینکه از صبح ها تخم مرغ خوردن اونم آبپز دیگه خیلی خوشم نمیاد اما به زور میخورم بعضی وقتا حتی بالا هم آوردم
درسته که اخبار جنگ وآتش سوزی جهان دنبال نمیکنم آفرین به من
مشکلات اقتصادی ایران وجهان دنبال نمیکنم آفرین به من
ولی هنوز درگیر بچه ام نگرانی هاش
ونگرانی که نکنه دچار کمبود غذایی بشه حالا که من عمل مینی بای پس کردم
استاد جان یه چیز جالب بگم
من فکر میکردم چون عمل کردم حتما بچه ام مشکل غذا رسیدن بهش وکاهش وزن پیدا میکنه
جالب که آخرین سونوگرافی که کردم دکتر بهم گفت وزن بچه ات نرمال و دراین هفته معمولا بچه ها همین وزن دارن
خودم چاق وتپل نشدم ولی بچه ام سالم ونرمال و چاق ولاغیر نیست
خداروشکر
میخوام بگم برعکس فکر وذکر من اصلا هم به مشکل نخورده خداروشکر
بعد من اول حاملگی حالم بد میشد از ارده وکره بادوم زمینی
جالب که اون روز یه جوری با ولع ارده وعسل خوردم که همسرم از تعجب دهنش باز مونده بود
یعنی میخوام بگم اگه بدن به چیزی احتیاج داشته باشه میل خوردنش میکنه اصلا چشمای آدم برق میزنه برا خوردنش دلش ضعف میکنه براش
دنیا جای جالبیه
سرزمین سرگرم کننده ای که خداوند برای انسان هاش قرار داده میگه بخورید وبیاشامید ودرزمین من گردش کنید ولی اصراف نکنید
یعنی چی
یعنی هرچی دوست دارید بخورید تفریح وگردش کنید وبچرخید بیاموزید وعمل کنید وچیزی که مطابق میل تون نیست واز حد میگذره به طوری که حالتون بد میکنه رو انجام ندین
به قول یه استاد زبان انگلیسی داشتم درمدرسه میگفت شما درانگلیس ی بیسواد نیستین یا کند ذهن نیستین که انگلیسی رو مثل بلبل یاد نمیگیرید وراحت شما در فارسی بیسوادین
میگفتیم یعنی چی خانم
میگفت مثلا بهتون میگم ماضی نقلی بگین نمیدونید چیه درفارسی بعد انتظار دارین گرامر انگلیسی یاد بگیرید
حالا حکایت ما ما معنی کلمات به خوبی نمیدونیم
مثلا اصراف یعنی چی
یعنی کار ناخوشایند که موجب آزار بشه واز حدش بگذره وضرر بزنه وچندش وبد غیر خوش آیند باشه
یعنی دیدین دوست نداریم غذایی رو بخوریم ولی میخوریم وخودمون عذاب میدیم اصراف
یا حتی دوست داریم بخوریم یه کیک هوسش هم کردیم
ولی چون دوکیلو ازش خریدیم
پول دادیم براش میترسیم خراب شه کسی دیگه بخوره
یا میترسیم مثلا بریم خونمون دیگه نباشه فقط تو مهمونی هست
یا هزار تا دلیل بیخودی
میخوریم کلش یا نصف جعبه رو یا تا مرز ترکیدن طوری که حالمون بد شه مزه لذیذ ش تبدیل شه به مزه چندش وحالت تهوع به همراه دل درد وحال بد وسنگین
خب اصراف
یا
دوست نداریم جایی بریم اما میریم وحالمون بد میکنیم اصراف
دوست نداریم با بعضی آدمها حرف بزنیم وپیششون بریم ولی حرف میزنیم وپیششون میریم وحال خودمون بد میکنیم که ناراحت نشن خب اصراف
دوست نداریم فیلمی رو ببینیم به خاطر بقیه میبینیم وحالمون بد میکنیم اصراف
دوست نداریم دوست نداریم ودوست نداریم خیلی کارها رو انجام بدیم لباس هارو بپوشیم ،رفتارها رو انجام بدیم ولی خودمون مجبور میکنیم این اصراف
خداوند اصراف کاران را دوست ندارد
درست مثل کافران
مثل دروغگوها
مشکل ما اینکه آزادی رو از خودمون گرفتیم وفکر میکنیم خیلیم کار خوبی میکنیم
من فرشته مهربان میخوام دیگه از اصراف کاران نباشم
پس بلند شدم رفتم یه لقمه نون وعسل خوردم با لذت بعدشم درحالیکه تمرینمو مینوشتم لذتش بردم وبا خودم گفتم این نون وعسل برای طفل من از هرآنچه خوردم مفید تر و با فایده وارزش تر بود وبدنی سالم سرحال وانرژی ورشد کافی بهش میده
خوشحالم که درگیر اخبار تلویزیون و اینترنت دیگه نیستم.
خیلی از مواردی که قبلا برای خودم خیلی بزرگ می کردم، و از سر در آوردن از آن مستاصل می شدم، در کمال ناباوری و معجزه وار برایم حل شد. سالهای قبل عادت داشتم بدون گرفتن بلیط و بدون هماهنگی و در لحظه می رفتم سوار اتوبوس می شدم و می رفتم سفر خیلی راحت. در چتد سفر اخیر تحت تاثیر حساسیت و نگرانی اطرافیان اقدام به گرفتن بلیط اینترنتی کردم، خیلی جالب بود که به خاطر بلیط گرفتن مسافرتم چند بار تا هفته ها عقب افتاد…. و باز تصمیم گرفتم به همان سیستم زندگی خودم خیلی راحت سفر کنم.
سلام و درود دوستان عزیز و استاد عطارروشن
خداروشکر به این کانون توجه آگاهی داشتم
و وقتی فکر میکنم نود درصد کنترل ش دست خودم هست
که با تاثیر صحبت دیگران تحت تاثیر قرار نگیرم
متاسفانه مادرم خیلیییی خیییلی RAS ش و توجه ش روی اتفاقات و مطالب منفی هست
و از این موضوع ها و مطالب مدام برای من فوروارد میکنه
و من بشدت در هجمه ی این مطالب هستم
اوایل سعی میکردم قانع ش کنم که اینکار درست نیست
بعد مدتی متوجه شدم که بیفایده ست
و تازه مادرم بدتر جری میشه اثبات کنه و مطالب بیشتری برای اثبات حرف ش جمع آوری کنه و همین ممکنه برای خودش هم اوضاع رو خطرناک تر کنه
برای همین دیگه مقاومت نمیکنم و میگم اینطوری لااقل خودش چهارتا کمتر میفرسته
و برای خودش هم بهتره
به قول استاد عزیز هم انرژی خودم رو حفظ میکنم و میدونم خدا نگهدار منه
و هم مادرم راحت تر گذر میکنه😉
در مورد خرید هم خدایی هیچوقت چک نمیکنم خداروشکر
سپاس فراوان از خداوند استاد عطارروشن برای آگاهی🙏❤
نشان های دریافت شده
ب نام پروردگار یکتا
این مطلب خیلی مفید بود.بله در این مورد،خواهر من خیلی چکاپ می کنه خیلی استرس داره،در مورد برق استاد مطلب بیان کردند،اتفاقا همین الاان ک من دارم می نویسم مدتی است ک تقریبا برق قطع می شد یعنی تا مدتی ک هر روز برق قطع می شد و چون ما اوایل هیچ اطلاعی از قطعی برق نداشتیم ووقتی قطع می شد آب و اینترنت و بقیه چیزا هم قطع می شده و ما ناخود آگاه غافلگیر می شدیم واگر کسی اون لحظه نیاز شدید ب آب داشت دچار مشکل می شد مثلا اگر مشغول شست شو بوده باشیم وهر کار دیگه باید نیمه کاره رها می کردیم تا آب وبرق وصل بشه واین موضوع مقداری بر اعصاب و روان ما تاثیر می گذاشت.
چون خانه های آپارتمان ک با پمپ کار می کنند موقع قطعی برق آب هم قطع می شود وهم آسانسور هم قطع می شود ومعمولا تا دو ساعت ادامه داشت و خوب اوایل ک اطلاع نداشتیم من واقعا یکی دو بار ب مشکل برخوردم ک خیلی اعصابم بهم ریخت چون نداشتن آب برام خیلی سخت میشه واین موارد نمیدونم چقد شده بود ک تقریبا هر روز برق قطع می شده وهم اینکه نمی دونستیم چ ساعتی،ولی دیگه عادت کردیم یعنی میدونستیم ک هر روز مطمعنا قطعی برق داریم پس مقداری آب بر می داشتیم ودیگه برای خودم عادی کردم ک دیگه برق قطع میشه ودو ساعت دیگه هم وصل میشه دیگه چاره نبود خوب تحمل می کردیم.
ومن حالا خیلی می خواستم بدونم چ ساعتی قطع میشه ک اون ساعت کارهای ضروری رو انجام ندهیم یا کسی داخل آسانسور نباشه چون ممکنه آسانسور خراب بشه و شخصی داخل اون گیر بیفته و مشکلات بعدی.و بخاطر همین من واقعا مدتی ب شدت اضطراب گرفتم می خواستم آسانسور برم همش نگران قطعی برق بودم ترس ک داشتم این قطعی برق هم فوبیای من بیشتر کرده بود.
حالا خواهر من هر روز اطلاع رسانی می کرد امروز فلان ساعت قطع میشه.هر روز بهمون اطلاع می داد امروز ساعت فلان قطع میشه،من ک آرومتر باز خواهرم ک استرس کامل هس،ولی وقتی ساعت می گف من توجه نمی کردم چون اعتماد نداشتم وهم اینکه چن بار گفت ولی برق با کمال تعجب قطع نشده بود ومن دیگه ب اون ساعتهایی ک هر روز خواهرم اعلام می کرد اعتماد نداشتم والبته یکی دو مورد فقط درست از آب در اومده بود.ی روز دوباره باز خواهرم گفت امروز ساعت ۲ تا ۴ برق قطع میشه حالا برادر کوچیکم استرس گرفته بود،همش می گفت برق خاموش کن تلویزیون خاموش کن برق قطع میشه گفتم وایسا باشه خودم خاموش می کنم بعد خاموش کرد بخاطر اینکه تلویزیون خاموش کرد مقداری جرو بحث کردم.
بعد اون روز برق هم قطع نشده بود بعد من وقتی خواهرم اومد بهش گفتم چرا همش می گی برق قطع میشه و فلان ساعت قطع میشه چرا استرس وارد می کنی،برق ک امروز قطع نشده بود.وب خبری برادرم گفتم تو میگی این استرسش زیاد میشه اعصابش خورد میشه.گفت خوب حالا مگه چی شده خوب برق قطع نشده چ بهتر خوب چرا ناراحتی ازینکه گفتم.من میگم ک شخصی داخل آسانسور نباشه وبعد من گفتم اها بخاطر آسانسور.
وخوب ازین خود مراقبتها ک در همه معمولا هست ولی در خواهر من خیلی هس وهم مخصوصا همیشه خرید میکنه امکان نداره نیاد با ترازو نکشه همیشه چک می کنه ک کم یا زیاد نباشه گرونتر نگرفته باشه مثلا فروشگاه میره لیست خرید رو چک میکنه اگه تو فروشگاه نگاه نکنه خونه حتما چک می کنه ک اشتباه نباشه و این حساسیتها ب خاطر اینکه مثلا سرش کلاه نره،تو خونه همیشه پیج گاز رو چک میکنه ک روشن نباشه در حالیکه پیج گاز ما وقتی با فندک خودش رو ب زور روشن میشه واگر هم بنا ب هر دلایلی خاموش بشه اصلا هیچ جریان گاز وجود نداره پس عملا کار بی موردی انجام میده.
من هم خوب با نظر استاد موافقم ک اگر هر اتفاقی بخواهد بیفته خودش میفته پس عملا تلاش ما بیهوده هس پس ما باید همیشه امیدمان ب خداوند باشه خداوند خودش از ما محافظت میکنه.من خیلی دلم خواست ک این فایل رو ب هر ترتیبی شده هم ب خواهرم وهم همسر برادرم ک همش تو اینستا و جاهای دیگه همش دنبال اتفاقات هستندفلان جا نمیدونم ماشین فلان شد آتیش گرفت فلان جا چنین اتفاق افتاد فلانی فلانی مرد.خواهرم همش دنبال این مطالب هس یعنی اینکه باید بدونیم ک مواظب خودمون باشیم نمیدونم الاان وای ی ویروس جدبد اومده فلان و فلان هس.من تو سر فصل اینترنت مثلا این خبرها رو می بینم ولی اصلا هیج توجهی نمی کنم اصلا مطلب رو نمی خونم و هم ب هیچ کی اطلاع رسانی نمی کنم.
دیگه خوشم نمیاد وارد این مطالب بشم.خوب حالا پدر من برعکس اصلا این استرسها رو نداره وبرام تعجب هس ک معمولا براش هیچ اتفاقی هم نمیفته ولی برای ماها ک معمولا استرس داریم انگار بیشتر اتفاق میفته و ی جورای من هم تعجب می کنم وهم مقداری عصبی میشم ک چرا ما با این همه توجه اون اتفاق برای ما میفته.
من خوب این چن وقته ک مرتب برق و ب دنبال اون آب قطع میشده خیلی استرس برای رفتن ب حمام داشتم همش نگران بودم اگه آب قطع بشه من چکار کنم واین خیلی عصبیم می کنه همش نگران بودم و نمی رفتم وهمش با خودم فکر می کردم اگه آب قطع بشه من چکار کنم ک با مشکل بر نخورم. دیگه ی روزوالبته با مقداری استرس رفتم حمام ب خودم گفتم هیچ مشکلی پیش نمیاد هیچ مشکلی پیش نمیاد اگر هم بیاد مساله ای نیس.همش میگفتم خدایا برق قطع نشه خدایا آب برق قطع نشه در حالی ک مقداری اضطراب داشتم وهم اینکه مادرم گفت ممکن برق قطع بشه ولی اول یادم رفته بود ک ممکنه برق قطع بشه ولی وقتی مادرم گف مقدار خیلی کم استرس گرفتم ولی توی دلم میگفتم هیچ اتفاقی نمی افته.خلاصع دیگه اون روز خوشبختانه برق قطع نشده بود ومن خیلی خیلی خوشحال شدم و خدارو خیلی شکر کردم گفتم خدایا ازینکه خودت امروز کمکم کردی وهیچ اتفاقی نیفتاد خدایا شکرت ومن واقعا احساس کردم ک خداوند اون روز کاملا یاریم کرده واب و برق قطع نشده و خیلی خیلی خدارو شکر کردم.
من این فایل رو ب همسای مون نشون دادم چون اون هم مرتب مرتب افکار منفی از خودش بروز میده،همش نگران و ترس داره همش میگه مشتری ندارم پول ندارم وقتی مقداری فایل گذاشتم گف اره من خودم حرفای چن نفر گوش کردم کتاب هم خوندم گفت ازه ولی احتیاط هم شرط عقل هست ما باید احتیاط کنیم ک مشکلی برامون پیش نیاد و اینا گفتم خوب اره ولی نباید وسواس زیاد ب خرج بدهیم نباید این احتیاط ما تبدیل ب وسواس شدید بشود پس وقتی خداوند همیشه دست مارا می گیرد باید همیشه ب خداوند اعتماد داشته باشیم
سلام دوستان. من همیشه ایمان دارم که ادم هر جور فکر کنه همان طور زندگی می کنه. و همان اتفاقات براش رقم میخوره . فکرت رو ذهنت رو از افکار مثبت پر کن تمرین کن که به دیگران انرژی مثبت بدی که حتماً به شما برمیگرده و همواره از گسترش اخبار منفی به دیگران جلو گیری کن سعی کنید شما منتقل کننده موضوعات منفی در جهان نباشید. این کار شدنی است فقط تمرین کنی بعد تبدیل به عادت میشه و دیگه وقتی با دیگران صحبت میکنی انها هم بهت خبر بدی نمیدن و این چرخه ادامه پیدا میکنه . من امتحان کردم بعد میبینی چقدر حالت خوبه . با دنیا نجنگیم . ارامش کلید موفقیت است