0

با دنیا نجنگید! (گام ۱۹)

کانون توجه
اندازه متن

انسانها به شکل عموم تصور می‌کنند اطلاع از مسائل و مشکلاتی که برای دیگران رخ داده است سبب می‌شود که تمرکز آنها برای جلوگیری از مواجه شدن با آن اتفاق در زندگی روزمره افزایش پیدا کند.

از این رو همیشه کانون توجه افراد بر روی شنیدن مشکلات و مسائل دیگران متمرکز است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 35 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.52 از 60 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29976

35 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

35 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ ۱۷:۲۰
      مدت عضویت: 1367 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 506 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست. 

      این جمله رو زیاد شنیدم که میگن با هر چی بجنگی،موندگارترش میکنی این جمله مصداق اینه که اگر بخوای برای هر چیزی افکار منفی داشته باشی و ترس داشته باشی همون اتفاق برات بد میفته و تو نمیتونی به زور باهاش مقابله کنی.جمله های زیاد دیگه هم وجود داره که میگه از هر چی بدت میاد سرت میاد،اینا همه شون دارن به ما یاد میدن که نباید به نقاط منفی فکر کرد،یا همون کانون توجه هست که باید روی کارهای خوب و نقاط مثبت گذاشت،در گذشته به ما خیلی چیزها یاد داده شده ولی کسی برامون آگاهانه موضوع رو توضیح نداده.

      منم در دوران نوجوانی و جوانی که هنوز مجرد بودم و توی خونه پدریم بودم خیلی خیلی راحت از اتفاقاتی که برای دیگران می‌گذشتم و بهشون اهمیت نمیدادم و خیلی هم جالب بود که معمولا مشکلاتی که دیگران باهاش سر و کله میزدن برای من خیلی کم اتفاق میفتاد ولی با ازدواج کردنم و باز شدن دریچه ای دیگه از گذر عمرم،وقتی میدیدم دیگران ناله میکنن یا حرف از دلشوره هاشون میزنن و من فقط نگاهشون میکردم و می‌پرسیدم چرا لبنجوری فکر میکنی یا چرا باید نیمه خالی لیوان رو ببیتی،خیلی راحت متهم میشدم که چقدر بی عاری تو،فلان شهر داره فلان اتفاق میفته،یا نون گرون شده یا برق گرون شده آب گرون شده بدبخت شدیم و هزار تا از این دغدغه ها دارن که من به لطف خدا خیلی ذهنم درگیر این مسائل نیست چون باور دارم من دارم سرکار میرم و حقوق و درآمد دارم پس از عهده ی مخارج زندگیم برمیام و نیاز نیست حرضگص یخورم،چند ساله پیش که اوضاع مالی خوبی نداشتیم ی بنده خدایی بهم گفت دیدی چقدر لباس گرون شده،جوری شده که آدم نمیتونه خرید لباس داشته باشه و باید همون لباس کهنه هامون رو وصله کنیم و بپوشیم اون موقع این حرفو قبول کردم چون اوضاع مالیمون خوب نبود و روزهای بدی رو داشتم میگذروندم ولی به لطف خدا با قوانین آشنا شدم و دیدم من تمام مشکلات مالی رو خودم با این حرفهای چرند و پوچ ایجاد کردم پس شروع کردم به عوض کردن دیدگاهم و خدا رو شکر زندگیم هم روال عادی و معمولیه خودشو داره میگذرونه.الهی شکر.من توی اون روزهای بد و سخت مالی که داشتم،یاد گرفتم و آموزش دیدم با چیزی نجنگم،اگر ناخواسته ای ته ذهنم به وجود میاد الکی بزرگش نکنم که بهش برسم و برعکسش عمل کنم،باهاش از در دوستی وارد شم و میدون جنگ برای خودم با اون ناخواسته درست نکنم،این آرامش داشتن و سپردن امورات کوچیک و بزرگ زندگی به خداوند میتونه بهترین راهکار باشه،من خودمو میگم مشکلم اینه که برای هر چیزی از عقل زمینی خودم میخوام استفاده کنم و فکرمم اینه که خدا پس چرا بهم عقل داده،برای اینکه ازش استفاده کنم و گاهی هم از این استفاده کردنهام هم ضرر کردم چون به خودم ایمان داشتم نه به خدایی که درونمه.کاش بتونم اینو برای خودم جابندازم برای هر چیزی فقط خدا رو صدا کنم و اون هم در بهترین شرایط همیشه جوابمو میده.الهی شکر از این آگاهی نابی که امروز کسب کردم.

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم