همه ما در جستجوی یک «مدینه فاضله» هستیم؛ جایی که همه چیز عالی باشد، غصهای نباشد و لبخند از روی لبمان نرود. اما بیایید صادق باشیم، چند بار شده به هدفی رسیدهاید (خرید ماشین، ترفیع شغلی یا شروع یک رابطه) و بعد از مدتی دیدهاید که باز هم آن حفره خالی درونی پر نشده است؟
حقیقت این است که راز خوشبختی در تغییر دادن دنیای بیرون نیست، بلکه در بازسازی دنیای درون ماست. در این مقاله میخواهیم با هم یاد بگیریم که چطور معمار زندگی خودمان باشیم.
خوشبختی: یک انتخاب ذهنی، نه یک شانس اتفاقی
خیلیها فکر میکنند خوشبختی مثل قرعهکشی بانک است؛ یا برنده میشوی یا نه! انگار بعضیها ذاتاً خوششانس به دنیا آمدهاند و بعضیها محکوم به بدبیاریاند.

اما واقعیت این است که خوشبختی بیشتر شبیه به یک «عضله» است که باید آن را تمرین داد، تقویتش کرد و هر روز برایش وقت گذاشت.
درست مثل بدن که بدون تمرین ضعیف میشود، ذهن هم بدون تمرینِ درست، به سمت نگرانی و نارضایتی متمایل میشود.
آیا شرایط زندگی تعیینکننده است؟
بله، شرایط مهم هستند، اما تعیینکننده نهایی نیستند. ما آدمهای ثروتمندی را میشناسیم که با وجود داشتن همه چیز، از افسردگی رنج میبرند و آدمهایی را دیدهایم که در میانه سختیها، نوری از امید و آرامش درون در چشمهایشان موج میزند.
اگر پول، موقعیت یا امکانات، تضمینکننده شادی بودند، دیگر نباید هیچ فرد موفقی احساس پوچی میکرد.
تفاوت این دو دسته در «نگرش» است.
ذهن ما مثل یک فیلتر عمل میکند. اگر فیلتر شما کدر و منفی باشد، حتی زیباترین منظرههای دنیا هم تیره به نظر میرسند.
اما اگر یاد بگیرید زاویه دیدتان را تغییر دهید، همان زندگی قبلی میتواند معنایی تازه پیدا کند. برای رسیدن به رضایت از زندگی، اولین قدم این است که بپذیریم: «من مسئول احساسات خودم هستم.»
این جمله ساده، یکی از مهمترین کلیدهای راز خوشبختی است.
وقتی مسئولیت حال درونیمان را میپذیریم، دیگر منتظر تغییر دیگران یا بهتر شدن اوضاع نمیمانیم. ما شروع میکنیم به ساختن حال خوب، حتی در شرایطی که کامل و ایدهآل نیستند.
این همان نقطهای است که انسان از حالت قربانی بودن خارج میشود و به خالق تجربههایش تبدیل میشود.
بسیاری از افراد سالها به دنبال راز خوشبختی در بیرون از خودشان میگردند، در حالی که پاسخ، در نوع فکر کردن و تفسیر کردن اتفاقات نهفته است.
چرا هیچکس نمیتواند زندگی دلخواه شما را بسازه؟
ما عادت کردهایم که انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیریم. «اگر دولتمان بهتر بود…»، «اگر رئیسم مهربانتر بود…»، «اگر همسرم مرا درک میکرد…».
ذهن ما خیلی راحت برای نارضایتیهایش مقصر بیرونی پیدا میکند، چون این کار سادهتر از پذیرفتن مسئولیت است. وقتی تقصیر گردن دیگران باشد، ما موقتاً احساس سبکی میکنیم؛ اما در واقع قدرت خودمان را واگذار کردهایم.

حقیقت این است که تا زمانی که کلید حال خوبمان در جیب دیگران باشد، همیشه وابسته و معطل خواهیم ماند. اینجاست که اولین قدم برای کشف راز خوشبختی برداشته میشود: برگرداندن مسئولیت زندگی به خودمان. ممکن است شرایط بیرونی ایدهآل نباشد، اما واکنش ما به آن شرایط کاملاً در اختیار خودمان است.
توهم نجاتدهنده
بزرگترین مانع در مسیر کشف راز خوشبختی، انتظار برای یک نجاتدهنده است. ما ناخودآگاه منتظریم کسی بیاید و حال ما را خوب کند؛ یک شریک عاطفی کامل، یک شغل رؤیایی، یک مهاجرت طلایی یا حتی یک اتفاق معجزهآسا. تصور میکنیم با آمدن آن «عامل بیرونی»، همه چیز درست میشود.
اما حقیقت تلخ و در عین حال رهاییبخش این است: هیچکس نمیآید.
نه اینکه آدمها بیتفاوت باشند؛ نه. موضوع این است که هر کسی درگیر ساختن دنیای خودش است.
هیچ شرکت، دولت یا رابطهای نمیتواند خلأهای درونی شما را پر کند. اگر درون شما پر از نارضایتی، مقایسه و احساس کمبود باشد، بهترین شرایط هم فقط برای مدتی کوتاه حالتان را خوب میکند.
خیلیها سالها منتظر تغییر دیگران میمانند، در حالی که تنها تغییری که واقعاً نتیجه میدهد، تغییر نگرش و تصمیمهای شخصی است. این همان نقطهای است که راز خوشبختی معنا پیدا میکند؛ جایی که میفهمید آزادی واقعی از درون آغاز میشود، نه از بیرون.
اگر شما نتوانید با همین زندگی فعلیتان (با تمام نقصهایش) آشتی کنید، در بهترین کاخهای دنیا هم احساس اسارت خواهید کرد. چون زندان اصلی، مکان نیست؛ ذهن است.
راز خوشبختی این است است که همان ذهنی که میتواند زندان بسازد، میتواند سکوی پرتاب هم ایجاد کند. قدرت ذهن شما تنها ابزاری است که میتواند از محدودیتها، فرصت بسازد و از شکستها، تجربه.
وقتی به جای انتظار برای نجاتدهنده، خودتان تصمیم میگیرید دست به کار شوید، احساس قدرت درونی شکل میگیرد. همین حس توانمندی، یکی از عمیقترین ابعاد راز خوشبختی است. شما دیگر قربانی شرایط نیستید؛ شما سازنده مسیر خودتان هستید.
فلسفه «حق مسلم»؛ چرا شما دقیقاً در جای درست هستید؟
شاید شنیدن این جمله کمی سخت باشد: «هر شرایطی که الان داری، حق توست.»
ذهن ما سریع گارد میگیرد و میگوید: «یعنی من لایق این مشکلاتم؟» اما منظور از حق، مجازات یا تنبیه نیست.
منظور این است که جهان هستی بر پایه نظم، بازتاب و یادگیری عمل میکند.
هر نتیجهای که امروز در زندگی ما دیده میشود، حاصل مجموعهای از باورها، انتخابها، واکنشها و نگرشهای دیروز ماست.

وقتی این نگاه را بپذیریم، از موضع قربانی بودن خارج میشویم و وارد مرحله رشد میشویم. این دقیقاً همان نقطهای است که راز خوشبختی خودش را نشان میدهد: پذیرش مسئولیت بدون سرزنش خود.
بسیاری از افراد سالها با واقعیت زندگیشان میجنگند. مقاومت میکنند، انکار میکنند، مقایسه میکنند.
اما تا زمانی که با «نقطه فعلی» آشتی نکنید، امکان حرکت واقعی وجود ندارد. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست؛ به معنای دیدن حقیقت است. و دیدن حقیقت، اولین قدم برای تغییر آن است. این یکی از عمیقترین لایههای راز خوشبختی است.
فرصتی برای رشد، نه بنبست
خدا یا کائنات (هر طور که به آن معتقدید) اشتباه نمیکند. موقعیت فعلی شما، کلاس درسی است که باید در آن فارغالتحصیل شوید. هیچکس تصادفی در شرایطی قرار نگرفته است؛ هر وضعیت، پیامی در دل خودش دارد.
هر شرایطی که دارید، یک «نقطه شروع» است، نه «خط پایان». حتی اگر امروز احساس کنید عقب ماندهاید، همین نقطه میتواند سکوی جهش شما باشد. زندگی مسابقه با دیگران نیست؛ مسیر تکامل شخصی است.
به جای پرسیدن «چرا من؟»، بپرسید «این موقعیت چه چیزی میخواهد به من یاد بدهد؟».
به جای تمرکز روی بیعدالتیها، روی مهارتی که باید در خودتان بسازید تمرکز کنید.
به جای مقایسه، روی پیشرفت شخصی تمرکز کنید.
این تغییر کوچک در نوع پرسش، سبک زندگی شما را متحول میکند. چون سؤالهای جدید، پاسخهای جدید میسازند و پاسخهای جدید، رفتارهای جدید. و رفتارهای جدید، سرنوشت تازهای خلق میکنند.
در نهایت، وقتی بپذیرید که در جای درست ایستادهاید — حتی اگر این جایگاه موقت و چالشی باشد — احساس قدرت جای احساس بیعدالتی را میگیرد.
این همان لحظهای است که از مقاومت به رشد میرسید و یک قدم دیگر به درک واقعی راز خوشبختی نزدیک میشوید.
چگونه از همین امروز معمار خوشبختی خود باشیم؟ (راهکارهای عملی)
برای اینکه فقط حرف نزده باشیم، بیایید چند تمرین ساده را بررسی کنیم که تفکر مثبت را از یک شعار به یک عادت تبدیل میکند.
دانستن کافی نیست؛ تکرار و تمرین است که ذهن را بازسازی میکند. اگر این تمرینها را جدی بگیرید، کمکم متوجه میشوید حال درونیتان مستقلتر از شرایط بیرونی میشود — و این دقیقاً یکی از پایههای اصلی راز خوشبختی است.
تمرین شکرگزاری:
تاثیرگذارترین راز خوشبختی این است که هر شب سه اتفاق کوچک که بابتشان خوشحال بودید را بنویسید. لازم نیست اتفاق بزرگی باشد؛ یک گفتوگوی خوب، یک فنجان چای آرامشبخش یا حتی هوای خوب.
این کار ذهن شما را شرطی میکند تا به دنبال زیباییها بگردد، نه کمبودها. ذهن مثل ذرهبین عمل میکند؛ هرجا را بیشتر نگاه کند، همان بخش در زندگیتان پررنگتر میشود.
پذیرش فعال:
به جای جنگیدن با شرایطی که فعلاً نمیتوانید تغییر دهید، آنها را بپذیرید. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای آرام کردن ذهن برای پیدا کردن بهترین راهحل است.
وقتی مقاومت کمتر میشود، انرژی آزاد میشود؛ و همین انرژی میتواند صرف تصمیمهای سازنده شود و شما را یک قدم به درک عملی راز خوشبختی نزدیکتر میکند.
کنترل ورودیهای ذهن:
اخبار منفی، آدمهای سمی و مقایسه خود با دیگران در فضای مجازی را به حداقل برسانید. ذهن شما مثل زمین حاصلخیز است؛ هر بذری در آن بکارید، رشد میکند.
اگر دائماً خوراک منفی دریافت کند، اضطراب و نارضایتی رشد میکند. اما اگر آگاهانه ورودیهای الهامبخش، آموزشی و امیدبخش را انتخاب کنید، کیفیت فکرهایتان تغییر میکند — و کیفیت فکرها، کیفیت زندگی را میسازد.
راز خوشبختی این است که: یادتان باشد خوشبختی یک مقصد دوردست نیست که روزی به آن برسید؛ مسیری است که هر روز با انتخابهای کوچک ساخته میشود. همین انتخابهای ساده و تکرارشونده هستند که شما را به معمار آگاه زندگیتان تبدیل میکنند
اگر امروز نتوانی از داشتههایت قدردانی کنی، فردا هم با داشتههای بیشتر همین احساس کمبود را تجربه خواهی کرد.
نتیجهگیری: امروز، روز اول زندگی جدید توست
شما از همین لحظه میتوانید تصمیم بگیرید که قربانی شرایط نباشید. لازم نیست همه چیز کامل شود تا حالتان خوب شود. راز خوشبختی در یک تصمیم ساده نهفته است:
- «من انتخاب میکنم که از زندگیام لذت ببرم، حتی اگر همه چیز عالی نباشد.»
- یک فکر مثبت را جایگزین یک فکر سمی کن.
- یک لبخند به آینه بزن.
- یک قدم کوچک اما آگاهانه بردار.
به یاد داشته باش که تو خالق منحصر به فرد زندگی خودت هستی. هیچکس جز تو قدرت این را ندارد که دنیایت را رنگآمیزی کند.
اگر احساس میکنی در این مسیر نیاز به تقویت ایمان، آرامش و بازسازی نگرش داری، دوره «خدا هرگز دیر نمیکند» دقیقاً برای همین نقطه از زندگی طراحی شده است؛ جایی که میخواهی دوباره به حکمت مسیرت اعتماد کنی و با تکیه بر ایمان، معنای تازهای به اتفاقات بدهی.
در این دوره یاد میگیری چگونه از دل تأخیرها، ناامیدیها و سختیها، رشد بسازی و نگاهت را از اضطراب به اعتماد تغییر دهی. وقتی این نگاه درونی اصلاح شود، درک راز خوشبختی دیگر یک مفهوم تئوری نیست؛ به تجربهای ملموس در زندگی روزمرهات تبدیل میشود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد اینکه شما اون مسیر رو ادامه ندادین از دعای ما بچه های سایته چون اگر خدای نکرده اتفاقی براتون میفتاد تصورش هم برام سخته
من هر روز با شادی زندگیم رو میکردم و میرفتم باشگاه که یک دفعه یک نفر تو باشگاه گفت امشب یادتون نره و من چون خیلی در رسانه ها نیستم اصلا نفهمیدم منظورش چی بود اون اخرین صبحی بود که رفتم باشگاه و از اونروز نرفتم کلا یک ترس از بیرون رفتن گرفتم و اون شب حتی تا ۸ شب تهران بودیم و اصلا فکر نمیکردم موضوع جدی باشه ولی وقتی رسیدم به حومه تهران دیدم انگار یه خبرایی و زندگی تغییر کرد من عادت داشتم هر شب برم بیرون چون اینجا تا دو شب مغازه ها بازه و دستفروش زیاده و اصلا پر از شور و شوقه و بیرون رفتن غروبها و حتی خریدن یک چیز کوچیک خیلی روحیم رو عوض میکرد استاد حتی کم کم به این فکر افتادم چون تو مشکل مالی نداری و وضعت خوبه نمیتونی معترضین رو درک کنی چون کلا ما همه فامیلمون جز چند مورداز نظر مالی در رفاهن و حتی همسایه هامون و تمام دوستام وضعشون خیلی خوبه و اتفاقا بعضی از همین ها که خیلی وضعشون خوبه و اندازه خان های قدیم ملک و باغ دارن معترضن و با خودم میگفتم تو مثل کبک سرت تو برفه ولی اونا غمخوار مردمن و تو میری جهنم الان که فایلتون رو گوش کردم واقعا ارامش پیدا کردم که من مسیرم درسته و خدا رو شاکرم
استاد دوست دارم تمرین توجه به حسم رو شروع کنم چون هر چی بیشتر ازش استفاده کنی و سرکوبش نکنی فعالتر میشه
هر کسی در هر جایی که هست همونجا درسته
استاد خواهر من اصلا وضع مالیش خوب نبود و سالها مستاجر بود تا اینکه تصمیم گرفتیم براش یه کاری کنیم و یک اپارتمان با کمک همدیگه براش خریدیم یادم چه قدر به همسرم اصرار کردم که کمک کنه و اونزمان فکر میکردم همسرم چه قدر بی رحمه بالاخره صاحب خونه شد و یادمه حتی ما رفتیم و براش اون خونه رو که نوساز بود تمیز کردیم و اصلا تعجب نکردم که چرا اینها که بعد این همه سال مستاجری خونه دار شدن خودشون تمیزش نکردن ته اتاق ها هنوز گچ بود چون خونه نوساز بود من وقتی برای خودم خونه خریده بودیم یادمه پسرم یک سالش بود و همسرم مسافرت بود ولی انقدر ذوق داشتم که با بچه کوچیک اون خونه رو تمیز کردم تمام اثاث ها رو بسته بندی کردم اونزمان فقط بیست و چهار سالم بود
در صورتیکه خواهرم دو تا پسر بزرگ داشت خلاصه کارگر گرفتیم و اون خونه زیبا رو تمیز کردیم اشپزخونش خیلی بزرگ و نورگیر بود و ویوی عالی ای داشت و پزیراییش فوقالعاده بود بعد یکی از خواهرم براش سرویس چوب خرید و کلا خونه رو براش مبله کردیم و اثاث های قبلیش رو دور ریختیم و انقدر هممون ذوق داشتیم که تا رو تختی ساتن پرده و حتی وسایل تزئینی و همسر یکی از خواهرام خونه رو براش رنگ کرد و اصلا از خودمون نمیپرسیدیم چرا شوهرش رنگ نمیکنه در صورتیکه همسر من و همسر اون خواهرم بیشتر کارهای فنی و غیر فنی رو خودشون انجام میدن
مدت کمی که گذشت پسر بزرگش با وام و قسط و کمک یک واحد تو همون طبقه خرید و شادی ما مضاعف شد
اما استاد در کمتر از یکسال هر دو خونه رو به طرز عجیبی از دست دادن با کلی بدهی و عابرو ریزی و دوباره مستاجر شدن و خواهرم کلی غصه خورد و حتی توان اجاره کردنشون از قبل هم کمتر شد استاد اونها واقعا در جایگاه خودشون بودن ما نباید به زور تغییر میدادیم بدون اینکه مراحل اون تغییر رو طی کرده باشن چون شاید خواننده ها کنجکاو شن مختصری میگم که همسر خواهرم خونه خودش و پسرش رو توی یک بیزیتس فضایی و تخیلی از دست داد و حتی ماشین خودش و پسرش رو و حتی سطح زندگیش از قبل هم پایینتر اومد و اون نتونست روز روشنی رو ببینه چون خودش نخواست امیدوارم شادی براش باشه ولی میدونم که حتی این دعام هم در حقش نمیگیره چون اون نمیخواد تغییر کنه
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان عزیز هم فرکانسی واستاد گرامی
به محض اینکه صبح چشم بازکردم در کلنجار باخودم بودم اینکه پاشم یا کمی دیگه دراز بکشم وچون روز تعطیل بود ترجیحم بر ادامه خوابیدن بود طبق معمول وعادت نچندان مناسب به سراغ گوشی رفتم که شکر خدا این روزها بجهت قطعی اینترنت زیاد به درد نمیخوره اما خبرخوب اینکه بلطف خدا سایت تناسب فکری این روزها کاملا در دسترس است واین پنجمین دیدگاهی است که امروز شروع به نوشتنش میکنم که تاحالا ۳ مدال طلایی پشت سرهم از استاد دریافت کرده ام که بسیار لذت بخش بود وکلی کیف کردم وانگیزه گرفتم وبهمین خاطریک تشکر ویژه ازاستاد عزیز دارم واماامروز تا عنوان فایل را در سایت دیدم فهمیدم که چه اشتباهی کرده ام چون باید اعتراف کنم یکی از کسانی که امید به روزهای روشن را آرزو کرده بود من بودم ومن هم از یک دیدگاهی که خواندم این به ذهنم رسید و چون هم قافیه با فامیلی استاد بود اون رو به کار بردم با این مضمون که با سپاس از استاد روشن با امید به رسیدن روزهای روشن وبه خیال خودم گل کاشته بودم از این واکنش هنرمندانه نسبت به حوادث این روزها ولی با کمال تعجب دیدم که نام فایل استاد این بود ((به امید رسیدن روزهای روشن نباش ))انگار که استاد شخصی و ویژه این فایل رو داره خطاب به من میگه وپس از مطالعه چندین باره متن این فایل و گوش دادن فایل صوتی دریافتم که دچار چه تله ی ذهنی شده ام وشاید همگی شده ایم بار دیگر گوش دادم ونت برداری کردم و کلی شگفت زده شدم که پس از سالها در مسیر بودن دچار چه اشتباهات فاحشی شده ام راستش گاهی اتفاقات چنان عجیب وغریب وهمه گیر و گسترده و یهویی رقم میخوره که میبینی وای چقدر توجه کرده یی چقدر ورودی های منفی گرفته یی خواسته وناخواسته وداری میفهمی که حالت داره بد میشه تو نباید نگاه کنی گوش بدی بحث کنی اما تا گردن فرو رفتی وانگار نه انگار که روزگاری همه این حرفها و حوادث واتفاقات وتوجه به آنها خط قرمز تو بوده و کلی تمرین کردی ویادگرفتی وبخودت تعهد دادی که اصلا نبایددنبال کنی ولی بقدری همه گیر شده که تو هم با این همه ادعا کاملا مثل همه درگیری و دنبال کننده حرفه یی هستی و پس از چندروز فهمیدم که ای بابا من واهدافم و مسیرم کجا دنبال کردن این حرفها کجا همه رو خراب کردم و فایل استاد هم همچون پتکی برسرم بود وچند ساعتی حالم بدبود که ای وای اکبر چه کردی با خودت خیط کاشتی ولی بازهم شکر که فهمیدم وبهر حال قطعش کردم وخدارو سپاس که استادی راهنما در زندگیمان داریم که به دادمان برسد عزیز دوست داشتنی و مطلع بنده ی خوب خدا که همواره مراقب ماست همچون خود خدا و اما چقدر آگاهیهای عالی جدید و شگفت انگیزوکاربردی دریافت کردم دوستان حتما با جان ودل مطالعه کنید وبارها گوش بدید گنجهایی همچون این جملات که خوشبختی یک انتخاب ذهنی است واصلا ربطی به بیرون از خودمان وشرایط ندارد بلکه این ماییم که باتوجه به افکارونگرشهاوتصمیم هایمان زندگیمان را میسازیم و مهم اینست که یاد بگیریم چگونه با شرایطمان رفتار کنیم ورابطه یی مثبت برقرار کنیم زندگی دلخواه چیزی است که من میسازم وربطی به هیچ شرایطی نداره کلا خوشبختی یک سفر است نه مقصد نهایی هیچ روز روشنی در کارودرراه نیست همین امروز واکنون روشنترین روزهاست و هرروز روشن است هیچ اتفاق جمعی نخواهد افتاد کافیست کاملا فردی وشخصی هر کس در پی خوشبختی خویش باشه و اینکه جمع عظیمی بر یک عقیده اند که باید فلان تغییر رخ بده تا همه دست جمعی ویهویی خوشبخت بشیم خیال باطلیست و اگر چه مخالفت با اینها سخت است وازطرف همه نزدیکانمان شاید دچار سرزنش شویم مهم نیست باید بر نگرش وعقیده خود بایستیم وادامه دهیم وخوب که فکر کنی با گذر زمان و این رفت وآمدها هیچ اتفاقی نیفتاده که هیچ هرروز بدتر شده وفقط رستگاران کسانی اند که با توجه به خود واتکا به خود وخدای خود در کمال آرامش واطمینان وتوکل قلبی خود زندگیشان را میسازندوپبش میبرند چه از لحاظ مادی چه از لحاظ معنوی با آرامش که زیربنای همه سعادتمندی ها وخوشبختی هاست ما شرایطی را تجربه میکنیم که خودخلق کرده اییم واگر ناراضی هستیم ودر پی خوشبختی هستیم این مهم فقط با تغییر افکار امکانپذیر است بدون ترس باید حتی المقدور از شرایط ناخوشایند جامعه دوری کنیم تا براساس افکارمان از سوی خداوند هدایت شویم به مسیر رستگاری وآرامش و خوشبختی خدایی که بر همه چیز و همه واقف است وتنها اوست که آینده را میداند و بندگانی که خواهان هدایت والهاماتش هستند قطعا به مسیرهای درست کشانده خواهند شد کافیست با توکل به ندای قلبشان گوش کنند
و در آخر اینکه که هر کجا که هستیم دقیقا همانجایی است که باید باشیم وخود خلق کرده اییم و سنگین ترین جمله ی این فایل اینکه هر کسی هر کجا هست جای درست خودش است وظلمی یا اشتباهی از سوی خدا صورت نگرفته که پذیرفتنش برای من هنوز خیلی سخت است و درکش برایم دشوار است وکلی سوال پاسخ داده نشده در ذهنم وجود دارد که نمیتوانم قانع شوم که ان شااله سرفرصت وشاید تحت فایلی یا دورهمی بتوانیم دراین مورد ازاستاد کمک بگیرییمبهر حال فایلی عجیب و دوست داشتنی بود با آگاهیهای بسیار ناب و شفا بخش
سپاس ازاستاد روشن هر روزتان روشن روشن روشن
سلام و عرض ادب نوشته شما پر از اگاهی بود و از خواندنش لذت بردم یادمه اویل ازدواجم بود و من خیلی کم سن و سال تو یک جمعی بودم که همه به نوبت از مادرشوهرشون بد میگفتن و من سکوت کرده بودم تا اینکه گفتن تو چرا هیچی نمیگی و من خیلی اروم گفتم مادرشوهره من خوبه اونموقع جسارت به خرج دادم و نظرم مخالف جمع شد ولی در کمال تعجب دیدم همه نظرشون رو تغییر دادن من دیدم نسبت به مادر همسرم مثبت بود حتی وقتی عصبانی میشد یا حرکتی میزد که مخالف من بود نمیدونم چرا خندم میگرفت و اصلا روش فوکوس نمیکردم هنوز هم نمیدونم مادرشوهره من خوبه یا بد ولی برای من بهترین مادرشوهر دنیاست من اونزمان اصلا از قانون جذب هیچی نمیدونستم ولی الان مطمئنم تو مسئول تمام اتفاقات زندگیت هستی
سلام استاد وقتتون بخیر
چقدر خوب شد که این فایل را گذاشتید اتفاقا میخواستم براتون پیام بفرستم که این روزها چکاری بهتره انجام بدیم که حالمون بهتر بشهط
و شنیدن این فایل برام خیلی آگاهی بخش بود بویژه اینکه هر انسانی هرجایی که هست جای درستش همونجاست و اینکه منتظر روز روشن نباشیم و همین امروز را دریابیم چون همین امروز میتونه اون روز روشن باشه و هیچ روزی روشن تر از امروزی و الانی که دارم نفس میکشم نیست
استاد من یه مسئله ای برام مطرحه که فکر کردم خوبه با شما در میون بزارم
در مورد هدایت الهی
من در کلیت یکمی دچار وسواس فکری هستم و همواره ترسهای مختلفی را تو سرم دارم که خب به لطف خدا الان نسبت به حدودا چهار سال پیش
خیلی در شرایط بهتری هستم
ولی خب این موضوع اصولا همراهم هست
مثلا وقتی تصمیمی میگیرم با نکنه های مختلفی همراه میشم و نمیتونم تشخیص بدم که الان میخوام اون تصمیم را بگیرم یا نمیخوام و نه تنها خواست خودم را گم میکنم بلکه صدای هدایت خداوند را هم نمیفهمم
مثلا بعضی وقتها میخوام برم یک شهری و برگردم ولی نکنه های مختلفی سرراهم قرار میگیرن و من با خودم میگم شاید اینها هدایت خداوند هستند ولی خب اون سفر بهتره انجام بشه یا اینکه اگر بخواهم به این نکنه ها برای تمام تصمیماتم اهمیت بدم هیچ تصمیمی را عملی نمیکنم
چطوری بفهمم که این صدای هدایت خداونده یا نه
مثلا تو ذهنم بهم میگه نرو یوقتی تصادف میکنی ولی من با خودم میگم نه نگران نباش خداوند مراقبمه و میرم
ممکنه این نرو یوقتی تصادف میکنی هدایت خدا باشه یا نه صدای همون وسواس ذهنیمه
در واقع گم میشم بین حرفهای خانم منفی باف
و اگر تصمیم به عمل کردن بگیرم میگه نه نکن و وقتی بگم باشه عمل نمیکنم میگه نکنه باید بکنی
و من در این شرایط اضطراب زیادی میگیرم که بفهمم تصمیم درست کدومه و کدوم هدایت خداونده
راه تشخیصش چیه
بازم بابت این فایل ممنونم خیلی کمک کننده بود
من هم با وجود شرایطی که این روزها بوجود اومد سعی کردم دوره لاغری با ذهن را ادامه بدم و با اینکه با کیفیت کمتری انجام دادم ولی مهم اینه که رهاش نکردم و اتفاقا این کیفیت کمتر هم موقت بود و دوباره به کیفیت اصلیم برگشتم
خیلی خوشحالم که در این مسیر دارم ادامه میدم و خیلی خوشحالم که این سایت در شرایطی که نتها ضعیف هستند هم کار میکنه و من میتونم ارامش با دیدن محتواهای این سایت را تجربه کنم
ممنونم استاد
خدایاشکرت
خدانگهدار
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری دارید
خداوند هرگز هدایت هاش بر مبنای ترس یا وعده خطر نیست
هر هدایتی از سوی خداوند باشه قطعا موجب آرامش و احساس خوب خواهد بود
افکاری که در ذهنت مرور میشه و سبب میشه بترسی تولید شده توسط ذهنی است که بر اساس شنیده های قبلی داره فکر تولید میکنه.
موفق باشید
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
اول کامنت یه سپاسگزاری ۱۰۰ درصد کنم از خداوند کنم که تو این چند وقت شلوغی کشور و جامعه و اتفاقات اخیر دسترسی من به سایت بود و کلا تو سایت بودم و حتی دوره ضمیر ناخوداگاه رو دوباره استارت زدم و شروع کردم به گوش دادن و نوشتن مطالب دوره.
خداروشکر تو این چند وقت حتی همون شب شلوغی جایی بودم اصلا تو شلوغی ها نبود و سر سوزن صدایی نشنیدم من تو قم زندگی میکنم جالبه که هر روز من به سمت محله پدریم میرم ولی اون شب کلا مونده بودم خونه و هیچ اتفاقی رو ندیدم خداروشکر
دقیقا همینکی که گفتید استاد درسته ما یسره میخواهیم بیرون رو درست کنیم در صورتی که همه چیز درون ما هستش و اگر درون رو درست کنیم بیرون برای من درست میشه نه همه موقعیت من خوب میشه نه همه
همین هایی که الان معترض هستن نوه ها و بچه های همونهایی هستن که زمان قدیم اعتراض کرده بودن که نسل به نسل این اعتراضات انتقال پیدا کرده مگر اینکه شخصی اساسی تغییر کرده باشه
تو نظام قبلی ۹۸ درصد ناراضی بودن و خودشون رو نتونسته بودن تغییر بدن و به زور حکومت رو عوض کردن قافل از اینکه شرایط براشون بدتر شد و تو این حکومت هم اعتراضات بیشتری صورت گرفت و تا وقتی هر کس خودش رو تغییر نده شرایط همیشه بدتر میشه تا اون شخص از بین بره.
اگر هر فرد ایرانی فقط چند درصد تمرکزش روی بهبود خودش بود و میخواست خودش رو تغییر بده واقعا اوضاع و احوالش دیگه تابع شرایط نمیشد و اگر اینجا براش خوب نبود جایگاه اون شخص عوض میشد و هر کس و من مادامی که خودم نخوام تغییر کنم هیچ اتفاق خوبی برای من نخواهد افتاد.
از شما هم سپاسگزارم که با این سایت و مطالبی که در دسترس ما میزارید و اگر بخواهییم که تغییر کنیم امکانش رو فراهم کردید امیدوارم که عملگرا باشم و از مطالب جهت بهبود خودم استفاده کنم.